وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

مختصری از اسم اعظم

يكشنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۹، ۱۲:۳۲ ب.ظ

 

 

اسم اعظم در مقام الوهیت و تجلی آن

اسم اعظم

 

بحث درباره اسم اعظم از مطالب بسیار دقیق و ظریف و مشکل است که آیا لفظ است یا معنی، حال یا مقام و یا جمیع لفظ و مقام و یا جمع حال و معنی و … طبق نظر آقای کشمیری اسم اعظم مراتب مختلفی دارد؛ گاهی به حالی است که دارند آن توجه می‌کند و اثر می‌نماید.

 

 

نکته مهم آن است که همه اسماء الهی اعظم و بزرگ است لیکن اسم اعظم به عطاء است که خدا و پیامبر و یا اولیای خاص به کسی می‌دهند که آن هم با شرایط خاص و در موارد مخصوص و اِعمال آن هم به اندازه اذن می‌باشد؛ و هر اسم اعظم دارای آثار و قدرت خاص خودش است. اسم اعظم مخفی است و جز خواص بر همگان پوشیده است و دارنده آن هیچ‌وقت بوق دست نمی‌گیرد و نزد هرکس ادعا نمی‌کند و نوعاً خاموش است.

 

 

در اخبار آمده اسم اعظم را بر ۷۲ حرف تقسیم کرده‌اند که یکی را به آصف برخیا (وزیر حضرت سلیمان) دادند که تخت بلقیس را در یک چشم به هم زدن از یمن به فلسطین آورد.

 

 

۲ تا به حضرت عیسی علیه‌السلام داده شد که مرده را زنده و کور مادرزاد را شفا می‌داد.

 

 

۸ تا را به حضرت ابراهیم دادند. ۲۵ تا را به حضرت آدم دادند و ۷۲ حرف به پیامبر صلی‌الله علیه و آله و ائمه علیه‌السلام داده شد. از جناب استاد (آقای کشمیری) درباره اسم اعظم سؤال شد، فرمودند: از اسماء الله یا حی یا قیوم و از قرآن بسم‌الله الرحمن الرحیم و سلامُ مِن قول ربّ الرحیم و ۴ آیه آخر سوره حشر است.

 

 

در دعای سمات به خداوند عرض می‌کنیم: «خدایا ترا به اسم اعظم و عظیمت می‌خوانم. آن اسمی که بر درهای بسته آسمان خوانده شود، به رحمتت گشوده گردد و بر درهای تنگنای زمین برای فرج خوانده شود، گشاده گردد. آن اسمی که برای آسان شدن سختی‌ها خوانده شود، همواره آسان گردد. آن اسمی که برای برخاستن مرده‌ها در قیامت خوانده شود، بپا خیزند

 

 

نتیجه آنکه اسم اعظم به حروف و کتاب نیست، دادنی است و به هرکس که قابل باشد،‌ عطا می‌گردد.

 

 

بسیاری از کسانی که اسم اعظم دارند اجازه مصرف آن را نداند که مردم بفهمند.

 

 

در تفسیر روح البیان آمده که شخصی از زهّاد معروف بود که اسم اعظم دارد. مرید به اصرار زیاد، تقاضای اسم اعظم را نمود. چون اصرارش زیاد شد، استاد برای تفهیم او فرمود: فردا اول آفتاب به در دروازه شهر برو و آنچه را که مشاهده کردی برایم نقل کن. مرید صبح به در دروازه شهر رفت و قدری توقف نمود. دید پیرمردی ضعیف با پشته هیزمی بر دوش از بیرون شهر وارد و منتظر مشتری شد. ناگاه یکی از مأموران سلطان برای خرید هیزم حاضر شد و با پیرمرد درگیر شد و با چوبی به سر و صورت او زد که خون جاری شد. پس هیزم را به زور برداشت و پولی هم به پیرمرد نداد. با ناراحتی نزد استاد رفت و جریان را نقل کرد. استاد پرسید: اگر تو اسم اعظم داشتی، در آن وقت چه کار می‌کردی؟ گفت: فوراّ اسم اعظم را می‌خواندم و مأمور را هلاک می‌کردم. فرمود: آن پیرمرد استاد من است که اسم اعظم دارد. با وجود آن قدرت، ظلم را متحمّل شده و بر او حتّی نفرین ننمود.

 

 

اظلاعات تفضیلی و تکمیلی :

 

 

·        اسم اعظم به هیچ وجه نزد آفریدگان معلوم نیست.

 

 

·        اسم اعظم به گونه‌ای معلوم است. این گروه در تعیین مصداق اسم اعظم، آراء مختلفی دارند:

 

 

·        کلمه «اللّه»

 

 

·        کلمه «هو»

 

 

·        «اَلحَیُّ القَیّوم».

 

 

·        «ذوالجَلالِ وَ الإکرام».

 

 

·        «بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ»

 

 

·        حروف مقطعه و دیدگاه‌های نادر دیگر.

 

 

·        کسانی که اسم اعظم را از سنخ الفاظ نمی‌دانند به روایاتی نیز استدلال کرده‌اند، چنان که از امام صادق(ع) نقل شده است: خدای متعال اسمی را آفرید که با حروف به صوت نمی‌آید و با الفاظ تکلّم نمی‌شود... و در روایات دیگری آمده است که اسم اعظم ۷۳ حرف دارد، برخی پیامبران تعدادی از حروف آن را و پیامبر اسلام(ص) ۷۲ حرف آن را می‌دانستند و یک حرف آن را خداوند در حجاب قرار داده یا آنکه برای خود برگزیده استروشن است که مقصود از حروف در این روایات حروف معمول نیست، زیرا اگر اسم اعظم اسمی لفظی بود که با مجموع حروفش بر معنایی دلالت می‌کرد، دانستن برخی از آن حروف، هیچ سودی برای پیامبران نداشت[ و در حجاب بودن حرفی از حروف الفبا، نامعقول بود.

اسم اعظم نزد عارفان

 

 

اسم اعظم نزد عارفان، نخستین اسمی است که در مقام واحدیت ظهور می‌یابد و آن جامع جمیع اسما و صفات است و اسمای دیگر به وسیله آن ظهور می‌یابد.

 

از آیات و روایات استفاده می‌شود که برخی از انسانها اسم اعظم را می‌دانستند؛ ولی مقدار بهره‌مندی آنان از این اسم شریف یکسان نبوده و هرکس ظرفیت وجودی بیشتری داشت، مقدار بیشتری از اسم اعظم نزد او بود و به همان اندازه، قدرت بیشتری برای تصرّف در جهان در اختیار داشت. هر انسان کاملی چون مظهر اسم اعظم است، آن را می‌داند؛ ولی پیامبر اسلام(ص) و اهل بیت ایشان بیشترین بهره‌مندی را از اسم اعظم دارند و از ۷۳ حرف اسم اعظم، ۷۲ حرف نزد آنان وجود دارد.

 

 

در قرآن، داستان شخصی بیان شده که خداوند آیات خویش را به او داد؛ ولی وی خود را از آنها تهی ساخت طبق برخی روایات این شخص، بلعم بن باعورا مردی از بنی اسرائیل بود که اسم اعظم به او عطا شده بود و هرگاه با آن دعا می‌کرد دعایش مستجاب می‌شد؛ ولی بر اثر پیروی از فرعون و دشمنی با حضرت موسی(ع) اسم اعظم را از دست دادالبته برخی از مفسران همچون شیخ طوسی معتقدند بلعم تنها به کتاب خداوند علم داشته و از اسم اعظم اطلاعی نداشته است.

 

 

در روایات به افراد دیگری نیز اشاره شده که اسم اعظم را می‌دانستند؛ مانندنوح، ابراهیم،موسی ،یعقوب  خضر، یوشع بن نون[]و غالب قطّان یکی از اجداد رسول خدا(ص).[ به این مطلب نیز اشاره شده که هر فردی ظرفیت و تحمل دریافت اسم اعظم را ندارد.

آثار اسم اعظم

 

 

بر اساس روایات، عیسی(ع) بر اثر بهره‌مندی از اسم اعظم می‌توانست مردگان را زنده کند و کور مادرزاد و شخص مبتلا به بیماری پیسی را شفا دهد، چنان که آصف بن برخیا با اسم اعظم، تخت بلقیس را از یمن به شام آوردکسی که اسم اعظم را بداند دعایش مستجاب و هرچه از خدا بخواهد به او عطا می‌شود و از علم غیب به‌اندازه‌ای که خدا بخواهد آگاهی می‌یابد و دارای معجزه یا کرامت می‌شود و همه خیرات و برکات بر او فرود می‌آید.

 

 

چگونگی تأثیر این اسم

 

 

کسانی که اسم اعظم را از سنخ الفاظ می‌شمرند، در چگونگی تأثیر آن بر یک نظر نیستند، گرچه برخی از آنان این گونه آثار را آثار خود لفظ بدون هیچ قید و شرطی می‌دانند، برخی دیگر معتقدند: اگر اسم اعظم از مقوله لفظ باشد باید گفت اثر، از آنِ لفظ است به ضمیمه حالات و شرایطی در گوینده، از نظر تقوا و پاکی و حضور قلب و توجه خاص به خدا و قطع امید از غیر او و توکل کامل بر ذات پاک او]؛ امّا کسانی که اسم اعظم را از مقوله الفاظ نمی‌دانند می‌گویند:کسی که اسم اعظم را می‌داند مَظهَر این اسم شریف و خلیفه الهی است و خلیفه باید همه صفات مستخلف عنه را دارا باشد، بنابراین، چنین شخصی همه صفات الهی، مانند علم و قدرت را دارد، گرچه وجود این صفات در خدای متعالی بالذّات و به نحو وجوب، و در خلیفه الهی بالغیر و به نحو امکان و به قدر ظرفیت وجودی او است.

 

 

 

 

 

اسم اعظم در قرآن و کتاب‌های حدیثی

اسم اعظم یکی از اسماء الحسنی خداوند است. تعبیر اسم اعظم در قرآن به کار نرفته، اما بر اساس احادیث و دعاها و نیایش‌های منقول از اهل بیت(ع) آیات و اذکار متعددی مشتمل بر اسم اعظم دانسته شده‌اند؛ مانند «بسم الله الرحمن الرحیم»، «الله لا إله إلّا هو الحی القیوم»، «و إلهکم إلهٌ وحدٌ...»، «اللّه لا إله إلاّ هو لیجمعنّکم إلی یوم القیمة»، «اللّه لا إله إلاّ هو له الأسماء الحسنی»، «اللّه لا إله إلاّ هو ربّ العرش العظیم»، «اللّه لا إله إلاّ هو و علی اللّه فلیتوکّل المؤمنون»، «ذلکم اللّه ربّکم خلق کلّ شیء...»، ۶ آیه ابتدای سوره حدید و سه آیه آخر سوره حشر،«یا هو یا من لا هو إلاّ هو»، «... اللّه اللّه اللّه اللّه الذی لا إله إلاّ هو...»، «یا إلهنا و إله کلّ شیء إلهاً واحداً لا إله إلاّ أنت».

کفعمی در کتاب مصباح خود، اذکار و دعاهایی را مشتمل بر اسم اعظم می‌داند؛ مانند دعای جوشن کبیر، دعای مشلول، دعای مجیر، دعای صحیفه، «یا هو یا هو یا من لا یعلم ما هو إلّا هو»، «یا نور یا قدّوس یا حی یا قیوم یا حیا لایموت یا حیا حین لا حی یا حی لا إله إلاّ أنت أسئلک بلا إله إلاّ أنت» و «لا إله إلاّ أنت سبحانک إنّی کنت من الظّالمین».

در جوامع روایی شیعه و اهل سنت، ابوابی به این موضوع اختصاص یافته است.

 

اسم اعظمی که خضر نبی به امام علی(ع) آموخت
علامه طبرسی در کتاب فخیم “مجمع البیان” در تفسیر سوره توحید، روایت زیر را از کتاب توحید صدوق آورده است:
«یک شب قبل از [جنگ] بدر، خضر علیه السلام را خواب دیدم و به او گفتم: چیزى به من بیاموز که با آن بر دشمنان، نصرت داده شوم.
گفت: بگو: یا هُوَ یا مَن لا هُوَ إلاّ هُوَ، اى او! اى آن که اویى جز او نیست!.
چون صبح شد، آن را براى پیامبر خدا باز گفتم. فرمود: “اى على! اسم اعظم به تو آموخته شده است”. در روز بدر، پیوسته این جمله بر زبانم بود».
نیز امیر مومنان، «قل هو اللّه أحد» را خواند و چون آن را تمام کرد، فرمود: «قُل هُوَ اللّه ُ أحَدٌ»، اى او! اى آن که اویى جز او نیست! مرا بیامرز و بر گروه کافران، پیروزم گردان».
در روز صفّین نیز، در حالى که حمله مى کرد، این دعا را مى خواند. عمّار بن یاسر به ایشان گفت: اى امیر مومنان! این اشارات چیست؟
فرمود: «اسم اعظم خدا و ستون توحید است. خدا، که معبودى جز او نیست». سپس آیه: «شهد اللّه أنّه لا إله إلاّ هو؛ خدا، خود، گواهى مى دهد که معبودى جز او نیست» و آخر حشر را قرائت کرد. آن گاه پیاده شد و چهار رکعت پیش از زوال خواند.»

برداشت از سایت گلستان کشمیری.

و سایت ویکی شیعه.

 

و سایت زائر
  • ایران - قزوین - علی اکبر محمدزاده

اسم اعظم

اسماء

اسماءالهی

اعظم