وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

نقش اخلاص در تهذیب نفس

دوشنبه, ۳ شهریور ۱۳۹۹، ۰۱:۱۰ ب.ظ

اِخلاص انجام دادن عمل تنها برای خدا و پاک کردن نیّت از غیر خدا است. در دانش‌های گوناگون اسلامی از جمله فقه، اخلاق و عرفان، اخلاص با تعابیر متفاوتی بیان شده است. در فقه در باب‌های مربوط به عبادات مانند نماز و روزه، اخلاص، رکن اصلی نیّت بیان شده است. در روایات اسلامی برای اخلاص ثمرات و مراتب متفاوت، و برای شناختن افراد مخلص نشانه‌هایی ذکر شده است.

مفهوم‌شناسی

واژه اخلاص، مصدر باب افعال از ریشه خلوص و خلاص به معنای پاک شدن و سالم گشتن از آمیختگی است. [۱] [۲] خالص، کالایی را گویند که با چیزی ممزوج و مخلوط نباشد و معنایی نزدیک به «صافی» دارد با این تفاوت که صافی به جنسی که از‌‌ همان ابتدا با چیزی آمیخته نبوده اطلاق می‌شود؛ ولی خالص، جنسی است که پس از امتزاج با چیز دیگر، خواه پست‌تر باشد یا نه، پاک، و ناخالصی آن زدوده شود. [۳] [۴] [۵] لغویان برای خلوص، معانی دیگری نیز بر شمرده‌اند؛ مانند رسیدن، نجات یافتن، کناره‌گیری کردن از دیگران و ویژه خود گردانیدن که در هر یک از این معانی، به نوعی معنای اصلی این ریشه یا لوازم آن وجود دارد. [۶] [۷] «اخلاص» به معنای خالص کردن، پاک گردانیدن و برگزیدن است.[۸] [۹] مقصود از آن در فرهنگ اسلامی، پاک کردن نیّت از غیر خدا و انجام دادن عمل برای خدا است.[۱۰] [۱۱]

در قرآن

 

 
وَمَا أُمِرُ‌وا إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّـهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفَاءَ وَیُقِیمُوا الصَّلَاةَ وَیُؤْتُوا الزَّکَاةَ ۚ وَذَٰلِکَ دِینُ الْقَیِّمَةِ﴿٥﴾ (ترجمهو فرمان نیافته بودند جز اینکه خدا را بپرستند، و در حالى که به توحید گراییده‌اند، دین[خود] را براى او خالص گردانند، و نماز برپا دارند و زکات بدهند، و دین [ثابت و] پایدار همین است.)
بینه، ٥.

واژه اخلاص در قرآن به ‌کار نرفته؛ ولی مشتقّات خلوص ۳۱ بار در قرآن آمده که بیشتر آن‌ها به موضوع اخلاص مربوط است. از این موارد، ۲۲ مورد از باب افعال و ۱۲ آیه مربوط به «مخلِصین» (کسانی‌که دین خود را برای خدا خالص کرده‌اند) بوده،[۱۲] و ۱۰ آیه مربوط به مخلَصین می‌باشد.[۱۳]

حقیقت اخلاص، انجام دادن عمل براى خدا و به انگیزه تقرّب به اوست.[۱۴] در قرآن به‌صورت‌هاى گوناگونى به حقیقت اخلاص پرداخته شده است.

  • اخلاص با تعبیرات مترادف: آیاتی از قرآن با واژه‌‌ها و تعبیرات مترادف و متلازم با اخلاص، به این موضوع می‌پردازند؛ مانند انحصار عبادت در خداوند،[۱۵] انجام طاعات و عبادات برای خدا(للّه) [۱۶] روی نهادن به‌ سوی خدا و دل بریدن از غیر او،[۱۷] انجام دادن کار برای وجه اللّه،[۱۸] انجام دادن کار برای طلب رضایت الهی،[۱۹] انجام دادن عمل در راه خدا،[۲۰] عدم درخواست اجر از سوی پیامبران،[۲۱] حنیف و حق‌گرا بودن،[۲۲] صداقت در توبه(نصوح)،[۲۳] و داشتن قلب سلیم.[۲۴]
  • اخلاص با نفی شرک و ریا: از آن‌جا که اخلاص، انجام دادن عمل فقط برای خدا است، با شرک و ریا که انجام دادن عمل برای غیر خدا است، جمع نمی‌شود.آیاتی نیز با نفی شرک و ریا به موضوع اخلاص اشاره می‌کنند.[۲۵]

در علوم اسلامی

اخلاص در دانش‌های گوناگون اسلامی‌ مانند فقه، اخلاق و عرفان بررسی شده و به صورت‌های متفاوتی بیان شده است.

در علم اخلاق

در اخلاق، به نیّت اهمیّت ویژه‌ای داده شده و از آن به صورت رکن و پایه رفتار و روح عمل یاد شده است؛ به‌گونه‌ای که نبودن نیّت درست باعث بی‌ارزش شدن عمل می‌شود.[۲۶] اخلاص بالاتر از همه فضیلت‌ها و ملاک پذیرش و درستی رفتار‌ها بوده و رهایی از چنگال شیطان فقط با اخلاص امکان دارد.[۲۷]

بی‌تردید، هر چیز در برابر مؤمن خاشع و خاضع است و همه چیز از او پروا دارند. چنانچه بنده مخلص باشد خداوند ترس او را در دل همه چیز حتى حشرات زمین و پرندگان آسمان قرار می‌دهد.

بحارالأنوار، ج۶۷، ص۲۴۸، باب۵۴، ح۲۱.

در فلسفه

در نگاه فلسفی، تأثیر مخلصانه بودن عمل بر تکامل نفس و سعادت ابدی انسان، تأثیری طبیعی و تکوینی است، نه قرار دادی.[۲۸] عمل بدون نیت خالص، کالبد بی‌جان است و این انگیزه است که بین رفتار بیرونی و جان و روح فاعل، پیوند برقرار می‌کند.

در عرفان

در عرفان، اخلاص به پیراستگی عمل از هرگونه آمیختگی تعریف شده،[۲۹] [۳۰] و یکی از منازل سلوک(منزل بیست و چهارم) دانسته شده است.[۳۱] برخی گفته‌اند: اگر دین را که مجموعه معارف الهی و مسائل اخلاقی و احکام عملی است، تحلیل کنیم فقط به یک چیز منتهی می‌شود و آن اخلاص است؛ یعنی که انسان، ذات و افعالش را بر این اساس قرار دهد که همگی آن‌ها برای خداوند واحد قهّار است.[۳۲]

در فقه

در فقه اخلاص این است که مکلّف در عمل عبادی خود جز قصد قربت و عبودیّت برای پروردگار، هیچ انگیزۀ دیگری نداشته باشد؛ خواه به نحو استقلال یا انضمام.آن دسته از تکالیف که قصد تقرّب به خداوند، شرط صحّت آن‌هاست، تعبّدی نامیده‌ می‌شود، در برابر توصلی که صحّت آن به قصد تقرّب مشروط نیست. خلوص در نیّت عمل عبادی، شرط و عبادت بدون آن باطل است.ریا در مقابل اخلاص قرار دارد که موجب بطلان عمل عبادی است.[۳۳] [۳۴] [۳۵] [۳۶]

قصد تبعی در عمل عبادی

وجود پاره‌ای اغراض تبعی در عبادت با اخلاص منافات نداشته و موجب بطلان عمل نمی‌شود. به این جهت فقها در مسألۀ دریافت مزد برای نماز و روزۀ میّت، بر منافات نداشتن آن با قصد قربت تصریح کرده‌اند.[۳۷] [۳۸]

قصد دنیایی از برخی عبادات

به نظر بسیاری از فقیهان، اگر اصل عملِ عبادی، برای خدا باشد، قصد بعضی از بهره‌‌های دنیایی به صورت تبعی، با حقیقت اخلاص منافات نداشته، باعث باطل شدن عمل نمی‌شود. مانند این‌که کسی از روزه گرفتن، قصد سلامت و بهداشت نیز داشته باشد یا در وضو گرفتن، خنک شدن را نیز قصد کند یا از خواندن نماز شب، قصد به دست آوردن روزی بیش‌تر نیز داشته باشد.[۳۹] [۴۰] [۴۱]

خطورات ذهنی حین عبادت

 

مَن اَصعَدَ اِلَی اللهِ خالِصَ عِبادَتِه اَهبَطَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ اِلَیهِ اَفضَلَ مَصلَحَتِه (ترجمه: کسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ‌، برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.)
عدة الداعی، ص ۲۳۳

اگر کسی عمل عبادی را خالصانه انجام دهد، ولی از این‌که در برابر دیدگان مردم است، خشنود شود یا هنگام انجام دادن عمل، خطوراتی از ذهنش عبور کند، باعث از بین رفتن اخلاص و باطل شدن عمل نمی‌شود.[۴۲] [۴۳] [۴۴]

عبادت از روی ترس از عقوبت یا امید ثواب

پرستش خداوند بخاطر ترس از عقوبت الهی یا به امید ثواب و نعمت پروردگار، اخلاص در عمل را از بین نمی‌برد. در اعمال توصّلی نیز اخلاص، شرط پاداش آخرتی است و اگر انسان، اعمال مباح را هم با اخلاص انجام دهد، به خداوند نزدیک شده،[۴۵] استحقاق دریافت ثواب و فیض الهی را خواهد یافت.

مراتب اخلاص

در کتاب‌های اسلامی برای اخلاص مراتبی ذکر کرده‌اند از جمله آن‌ها:

  • مرتبه اول: پاکسازی عمل است -چه عمل قلبى یا عمل ظاهری- از شبهه رضاى مخلوق و جلب قلوب آن‌ها، چه براى خوش‌آمد گویی آن‌ها یا براى جلب منفعت یا براى غیر آن.
  • مرتبه دوم: پاکسازی عمل است از به دست آوردن منافع دنیایی هر چند که انگیزه و مشوق آن عنایت الهی باشد تا به این واسطه عنایت فرماید. مثل خواندن نماز شب براى توسعه روزى و بجا آوردن نماز اوّل ماه(مثلا) براى سلامت از آفات آن ماه و دیگر مقاصد دنیوى.
  • مرتبه سوّم: پاکسازی عمل است از این‌که بخاطر بهشت‌های جسمانی و حورالعین و قصر‌ها و امثال آن از لذات جسمانی، اعمال عبادی خویش را انجام دهد.
  • مرتبه چهارم: آن است که عمل را تصفیه کند از ترس عقاب و عذاب‌های جسمانى که وعده داده شده است. البته در نظر اهل معرفت فرق نمی‌کند که انسان عملى را از ترس حدود و تعزیرات دنیایی یا ترس عذاب آخرتى یا براى رسیدن به زن‌هاى دنیائى یا به دست آوردن زن‌هاى بهشتى انجام دهد. زیرا هیچ یک براى خدا نیست؛ ناگفته نماند مطابق قواعد فقهیّه عمل با این نیات از مرحله بطلان صورى خارج می‌شود ولى در بازار اهل معرفت این متاع ارزشى ندارد.
  • مرتبه پنجم: پاکسازی عمل است از رسیدن به لذّات روحی همیشگی و خود را در جرگه ملائکه وارد کردن، این درجه نیز گرچه درجه بزرگ و مقصد عالى و مهمى است، ولى از منظر عارفان واقعی این مرتبه نیز دارای نقصان بوده و سالک آن نیز در زمره کاسبین به شمار می‌رود.
  • مرتبه ششم: پاکسازی آن است ازترس عدم دستیابی به این لذّات و محروم شدن از این سعادت‌ها.
  • مرتبه هفتم: پاکسازی عمل است از اینکه بخاطر بهشت لقاء الهی عمل کند و این مرتبه از مهم‌ترین اهداف اهل معرفت و سالکان کوی دوست است.

و نوع مردم از دستیابی به آن ناتوانند و کمتر کسی از اهل معرفت به این سعادت می‌رسند، البته این مرتبه درجه نهایی عروج آنان نیست، بلکه از مقامات معمولى آن‌ها بشمار می‌رود.

و پس از این مرتبه، مراتب دیگرى است که از حدود خلوص خارج بوده، بیان آن مراتب از حوصله اینجا خارج است.[۴۶]

نشانه‌های اخلاص

در روایات اسلامی برای اخلاص نشانه‌های بسیاری ذکر کرده‌اند که این موارد از جمله آن‌هاست:

  • کسی که دلش پاک، اعضاء و جوارحش سالم، خیرش زیاد و شرش مأمون است (یعنى مردم از خیرش بهره‏مند و از شرش در امانند).[۴۷]
  • یکسان بودن ظاهر و باطن و کردار و گفتارش.[۴۸]
  • کمال اخلاص دوری از گناهان است.[۴۹]
  • زهد.[۵۰]
  • ناامیدی از غیرخدا و از چیزی غیر از گناهش نترسیدن.[۵۱]
  • از غیر خدا در مورد اعمالش انتظار تعریف نداشتن.[۵۲]

فواید و ثمرات

خداوند عزّوجلّ فرمود: اگر بنده خود را دوستدار اخلاص و خداجوى بیابم اداره امور او را شخصاً به عهده می‌‏گیرم و کار او را به دیگران واگذار نمی‌کنم.

مستدرک الوسائل، ج۴، ص۴۸۲، باب۲۳

برای عمل مخلصانه آثار زیادی بیان شده است که از جمله آن‌ها:

  • بصیرت و نورانیت دل.[۵۳]
  • خضوع تمام ما سوى اللّه در برابر انسان مخلص.[۵۴]
  • کفایت امر و درمانده نشدن در کار‌ها.[۵۵]
  • سعادت و کامیابى.[۵۶]
  • کمال عبادت.[۵۷]

یعنى اصل عبادت اخلاص است و سایر اعمال در سایه اخلاص عنوان عبادت پیدا می‌کنند و کامل می‌شوند. البته آثار و فواید دیگرى نیز بر اخلاص مترتب است که به این مقدار بسنده می‌شود.[۵۸]

پانویس

  1. پرش به بالا
     لسان العرب، ج۳، ص۱۷۳، «خلص».
  2. پرش به بالا
     ترتیب‌ العین، ج۱، ص۲۳۷، «خلص».
  3. پرش به بالا
     مفردات، ص۲۹۲.
  4. پرش به بالا
     مجمع‌ البحرین، ج۴، ص۱۶۹.
  5. پرش به بالا
     مقاییس‌ اللغه، ج۲، ص۲۰۸، «خلص».
  6. پرش به بالا
     تاج‌ العروس، ج۷، ص۵۶۲.
  7. پرش به بالا
     لسان‌ العرب، ج۳، ص۱۷۳-۱۷۴، «خلص».
  8. پرش به بالا
     لسان‌ العرب، ج۳، ص۱۷۳-۱۷۴، «خلص».
  9. پرش به بالا
     مجمع‌البحرین، ج۴، ص۱۶۸-۱۶۹، «خلص».
  10. پرش به بالا
     مصطلحات التصوف، ص۲۶.
  11. پرش به بالا
     لغت‌نامه، ج۱، ص۱۲۹۴، «اخلاص».
  12. پرش به بالا
     بقره، آیه۱۳۹. اعراف، آیه۲۹. غافر، آیه۱۴.
  13. پرش به بالا
     مریم، آیه۵۱. یوسف، آیه۲۴. حجر، آیه۴۰.
  14. پرش به بالا
     التبیان، ج‌۹، ص‌۵. المیزان، ج‌۱۷، ص‌۲۳۳.
  15. پرش به بالا
     سوره حمد، آیه۵. سوره یوسف، آیه۴۰.
  16. پرش به بالا
     سوره بقره، آیه۱۹۶. سوره انعام، آیه۱۶۲. سوره سبأ، آیه۴۶.
  17. پرش به بالا
     سوره بقره، آیه۱۱۲. سوره آل‌عمران، آیه۲۰.
  18. پرش به بالا
     سوره انسان، آیه۹. سوره کهف، آیه۲۸.
  19. پرش به بالا
     سوره بقره، آیه۲۶۵. سوره آل‌عمران، آیه۱۷۴.
  20. پرش به بالا
     سوره بقره، آیه۱۵۴. سوره بقره، آیه۲۶۱.
  21. پرش به بالا
     سوره شعرا، آیه۱۰۹. سوره شعرا، آیه۱۲۷. سوره شعرا، آیه۱۴۵. سوره شعرا، آیه۱۶۴. سوره شعرا، آیه۱۸۰.
  22. پرش به بالا
     سوره آل‌عمران، آیه۶۷.
  23. پرش به بالا
     سوره تحریم، آیه۸.
  24. پرش به بالا
     سوره شعراء، آیه۸۹.
  25. پرش به بالا
     سوره کهف،۱۱۰؛ سوره نساء،۱۴۲؛ سوره ماعون،۶؛ سوره بقره،۲۶۴.
  26. پرش به بالا
     اخلاق در قرآن، ج۱، ص۲۶۶-۲۶۹.
  27. پرش به بالا
     جامع‌السعادات، ج۲، ص۴۰۵-۴۰۶.
  28. پرش به بالا
     اخلاق در قرآن، ج۱، ص۷۵.
  29. پرش به بالا
     شرح منازل‌السائرین، ص۶۸.
  30. پرش به بالا
     مدارج‌السالکین، ج۲، ص۹۶.
  31. پرش به بالا
     شرح منازل‌السائرین، ص۱۲-۱۴.
  32. پرش به بالا
     المیزان، ج۳، ص۱۶۲.
  33. پرش به بالا
     مستمسک العروة، ج۶، ص۲۰-۲۱.
  34. پرش به بالا
     الفقه علی المذاهب الاربعه، ج۲، ص۲۰۹-۲۱۰.
  35. پرش به بالا
     جواهر الکلام، ج۹، ص۱۵۵-۱۵۷.
  36. پرش به بالا
     تحریر الوسیله، ج۱، ص۱۴۲.
  37. پرش به بالا
     الحدائق الناضرة ج۱۱، ص۵۳.
  38. پرش به بالا
     کتاب الطهاره، ج۲، ص۴۲۲.
  39. پرش به بالا
     القواعدوالفوائد، ج۱، ص۷۹-۸۰.
  40. پرش به بالا
     المبسوط، ج۱، ص۱۹.
  41. پرش به بالا
     المعتبر، ج۱، ص۱۴۰.
  42. پرش به بالا
     العروةالوثقی، ج۱، ص۶۱۷-۶۱۸.
  43. پرش به بالا
     التحریروالتنویر، ج۲۳، ص۳۱۹-۳۲۰.
  44. پرش به بالا
     وسائل‌الشیعه، ج۱، ص۷۵.
  45. پرش به بالا
     النیّة و الاخلاص، ص۱۰۴.
  46. پرش به بالا
     آداب الصلاة، صص: ۱۶۴ـ۱۶۶.
  47. پرش به بالا
     تحف العقول، ص۲۱.
  48. پرش به بالا
     نهج البلاغه، نامه ۲۶.
  49. پرش به بالا
     بحارالأنوار، ج۷۴، ص۲۱۵.
  50. پرش به بالا
     نقطه‌‏هاى آغاز در اخلاق عملى‏، ص۴۲۰.
  51. پرش به بالا
     نقطه‌‏هاى آغاز در اخلاق عملى‏، ص۴۲۱.
  52. پرش به بالا
     اصول کافی، ج۲، ص۱۶، ح۴.
  53. پرش به بالا
     عیون اخبارالرّضا، جلد ۲، صفحه ۶۹؛ بحارالأنوار، جلد ۶۷، صفحه ۲۴۲.
  54. پرش به بالا
     بحارالأنوار، ج۶۷، ص۲۴۸، باب۵۴، ح۲۱.
  55. پرش به بالا
     مستدرک الوسائل، ج۴، ص۴۸۲، باب۲۳؛ بحارالأنوار، ج۸۲، ص۱۳۶، باب۲۷.
  56. پرش به بالا
     غررالحکم و دررالکلم، ص۱۵۵، ح۲۸۹۵.
  57. پرش به بالا
     مجموعه ورام، ج۲، ص۱۰۹.
  58. پرش به بالا
     نقطه‏‌هاى آغاز در اخلاق عملى‏، ص۴۲۸ـ۴۳۰؛ شرح مصباح الشریعة و مفتاح الحقیقة، ص ۴۶۹ـ۴۷۵.
 

منابع

  • آمدی، عبدالواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، ۱۳۶۶ ش.
  • ابن عاشور، محمد طاهر، تفسیر التحریر و التنویر المعروف بتفسیر ابن عاشور (۳۰ جلد)، موسسة التاریخ العربی، بیروت.
  • ابن فارس، معجم مقاییس اللغة(۶ جلد)، مکتب الاعلام الاسلامی، قم.
  • ابن قیم جوزیه، محمد بن ابی بکر، مدارج السالکین بین منازل ایاک نعبد و ایاک نستعین،‌ دار الکتب العلمیه، بیروت.
  • ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب (۱۵ جلد)،‌ دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع-دار صادر، بیروت.
  • بحرانی، یوسف بن احمد، الحدایق الناضره فی احکام العتره الطاهره (۲۵ جلد)، موسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین بقم، قم، ۱۳۶۳.
  • جزیری، عبدالرحمن، الفقه علی المذاهب الاربعه و مذهب اهل البیت(ع) (۵ جلد)،‌ دار الثقلین، بیروت.
  • حرانی، ابن شعبه، تحف العقول (ترجمۀ حسن زاده‌)، آل علی علیه‌السلام، قم، ۱۳۸۲.
  • حرانی، ابن شعبه، تحف العقول، انتشارات جامعه مدرسین قم، ۱۴۰۴ ق.
  • حر عاملی، محمد بن حسن، تفصیل وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه (۳۰ جلد)، موسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، قم.
  • منبع برداشت ویکی شیعه 
  • حکیم، سید محسن، مستمسک العروه الوثقی (۱۴ جلد)، موسسه‌ دار التفسیر، قم.
  • خمینی، سید روح الله، آداب الصلاة (فارسی)، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، تهران، ۱۳۷۸.
  • خمینی، سید روح الله، آداب الصلاة، مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ هفتم، ۱۳۷۸ ش.
  • خمینی، سید روح الله، تحریر الوسیله، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، تهران، ۱۳۷۹.
  • خمینی، سید روح الله، کتاب الطهارة (امام خمینی)، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، تهران، ۱۳۸۰.
  • زبیدی، مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس (۲۰ جلد)،‌ دار الفکر، بیروت.
  • سید رضی، نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، نشر دار الأسوه للطباعة والنشر، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
  • شهید اول، محمد بن مکی، القواعد و الفواید (۲ جلد)، کتاب‌فروشی مفید، قم.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن (۲۰ جلد)، موسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، قم، ۱۳۷۱.
  • طریحی، فخرالدین بن محمد، مجمع البحرین (۶ جلد)، مرتضوی، تهران، ۱۳۷۵.
  • طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن (۱۰ جلد)،‌ دار احیاء التراث العربی، بیروت.
  • طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیه (۸ جلد)، مکتبه المرتضویه، تهران.
  • کاشی، عبدالرزاق بن جلال‎الدین، شرح منازل السایرین، الزهرا(س)، تهران، ۱۳۷۹.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، تحقیق علی اکبر غفاری، دار الکتب الإسلامیة، چاپ ششم، ۱۳۷۵ش.
  • گیلانی، عبدالرزاق، شرح مصباح الشریعة و مفتاح الحقیقة، تصحیح رضا مرندی، انتشارات پیام حق، چاپ اول، ۱۳۷۷ ش.
  • مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، مؤسسة الوفاء بیروت، ۱۴۰۴ ق.
  • محقق حلی، جعفر بن حسن، المعتبر فی شرح المختصر النافع، سید الشهداء، قم.
  • مهدوی کنی، محمدرضا، نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ ششم، ۱۳۷۵ش.
  • میرزا بابا شیرازی، ابو القاسم بن عبد النبی، مناهج انوار المعرفه فی شرح مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه (۲ جلد)، خانقاه احمدی، تهران، ۱۳۶۳.
  • نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، قم.
  • نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، مؤسسه آل البیت علیهم السلام قم، ۱۴۰۸ ق.
  • ورام بن ابی فراس، مجموعة ورام، انتشارات مکتبة الفقیه قم.
  • یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، میثم التمار، قم.
  • ایران - قزوین - علی اکبر محمدزاده

اخلاص

اخلاص در عرفان

تهذیب نفس

خودسازی