وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

 

گذری بر زندگینامه علامه سید موسی زرآبادی؛ مولفی که کتاب‌هایش مرجع مطالعه عالمان شد

عالم ربانی آیت الله سید موسی زرآبادی

 با نگاهی به تاریخچه شهر مذهبی قزوین و توجه به زندگینامه شخصیت های فقهی و اسلامی نظیر علامه سید ابوالحسن رفیعی، آیت الله سید ابوتراب ابوترابی، علامه سید موسی زرآبادی، آیت الله سید ابراهیم موسوی، آیت الله سیدابوالحسن، آیت الله میرزا ابوالقاسم بن ملا محمد تقی(شهید ثالث) ،مرحوم الهی ،میر ابراهیما حاج سید جوادی ،میر حسینا حاج سید جوادی ،سید جلیل و سید خلیل  زرآبادی ،آیت الله مظفری ،شیخ مجتبی قزوینی ،شیخ هاشم قزوینی و سایر علما و شخصیت های مذهبی قزوینی می توان بر عالم خیز بودن این شهر کهن تصدیق کرد.

شیخ سامت که ایشان نیزاز آقا سیّدعمادحاج سیّدجوادی نقل می کردند: «حدودیک هفته قبل ازفوت آسیّدموسی،آسیّدموسی به ایشان فرموده بودند: «هیچ علمی نمانده که من ازآن اطلاع نداشته باشم.»واین درحالی بودکه ازایشان هیچ ادعای علمیّتی شنیده نشده بود

عالم ربانی و متألّه قرآنی، حضرت آیة الله، سید موسی زرآبادی از عالمان جامع معقول و منقول و ذوفنون از نوادر روزگار و از متوسلان واصل، و از مستنیران انوار ولایت، و از عابدان و زاهدان و پرهیزکاران بی‌نظیر، و بالغ در سعادت، و نمونه کامل یک تربیت یافته در مکتب قرآنی در علم و عمل می‌باشد.

گذری بر زندگینامه علامه سید موسی زرآبادی؛ مولفی که کتاب‌هایش مرجع ...

 ولادت

مرحوم سید در سال ۱۲۹۴ هـ ق. در قزوین دیده به جهان گشود. مادر وی بانویی صالحه و دختر یکی از علمای قزوین بود. و پدر او حجة الاسلام و المسلمین سید علی زرآبادی قزوینی (م: ۱۳۱۸ ق) از عالمان وارسته و فاضل و اهل معانی و حقایق بی شمار بود.

تبار و نسب سید، به شهید اهل البیت زید بن علی بن الحسین ـ علیه السلام ـ می‌رسد؛ بدین گونه سید موسی زرآبادی از سادات حسینی است، چنان که نقش مهر ایشان «موسی الحسینی» بوده است[۱]

اجداد

 اجداد ایشان همگی از علما و مروّجین دین مبین بوده‌اند که به بعضی از آنان اشاره می‌شود:

۱میرفاضل حسینی زرآبادی (م: ۱۱۹۵ ق)۲حاج میر بابا، فرزند میر فاضل حسینی (م: ۱۲۱۲ ق)۳سید میر بزرگ، فرزند میر بابا (م: ۱۲۳۰ ق)۴سید مهدی، فرزند میر بزرگ (م: ۱۲۷۰ ق)۵سید علی، فرزند سید مهدی (م: ۱۳۱۸ ق)

مرحوم آقا موسی برادر بزرگواری دارد که از علمای بزرگ و خطبای زمان خود بوده، نامش سید مهدی راشد زرآبادی است.

این عالم بزرگ بعد از رحلت آقا سید موسی زرآبادی، به جای برادر، اقامه نماز جماعت را در مسجد مرحوم سید علی به عهده می‌گیرد، و حدود چهل و شش سال در آن جا به ترویج دین و نماز اشتغال می‌ورزد[۲]

 اساتید

 سید موسی زرآبادی، مقدمات و سطوح عالیه را در قزوین و تهران آموخت.

از جمله استادان وی در فقه و اصول ـ در قزوین ـ فقیه محقق، حضرت آیة الله حاج ملا علی اکبر ایزدی سیادهنی تاکستانی (م: ۱۳۴۰ ق) است، که سید تقریرات ایشان را نوشته است.

استادان وی در تهران عبارتند از:

۱ـ فیلسوف فاضل، میرزا حسن کرمانشاهی (م: ۱۳۳۶ ق)

۲ـ فیلسوف و عارف، سید شهاب الدین شیرازی (م: ۱۳۲۰ ق)

۳ـ فیلسوف و عارف، شیخ علی نوری حکمی (م: ۱۳۳۵ ق)

۴ـ عالم بزرگوار، شهید شیخ فضل الله نوری (شهادت: ۱۳۲۷ ق).

 رؤیای صادق

 شخصی در عالم رؤیا نزدش حاضر می‌شود و می‌گوید: آقا موسی، ناراحت نباش! هر سؤالی داشتی از من سؤال کن تا جواب بدهم. هر موقع برای شما سؤالی پیش آمد همین قدر که بخوابی من نزد تو حاضر می‌شوم. و به این ترتیب استاد از رنج سؤال آسوده و راحت می‌شود و به مقصود خود نایل می‌گردد و پیشرفت می‌کند.«گفته‌اند وی در کار تحصیل علم همّتی والا داشته است و تلاشی بسیار. برخی از همدرسان او ابراز داشته‌اند که هر موقع از شب که بیدار می‌شدیم چراغ اطاق سید روشن بود.» [۳]

مکاشفه شیطانی

علی اکبر مهدی‌پور در کتاب «اجساد جاویدان» به نقل از آیت‌الله زرآبادی می‌نویسد: در روزهایی که در قزوین امام جماعت بودم مدتی به سیر و سلوک پرداختم، و به قدری پیش رفتم که پرده‌ها از جلو چشمم برداشته شد، دیوارها در برابر من حائل نبود، وقتی که در خانه نشسته بودم، رهگذرها را در کوچه و خیابان می‌دیدم. روزی به من گفته شد: حال که به این مقام رسیده‌ای، اگر بخواهی به مدارج بالاتر و مقامات والاتر برسی، فقط یک راه دارد، و آن ترک اعمال ظاهری است.

آیت‌الله زرآبادی گفت: این اعمال ظاهری با دلایل قطعی و براهین مسلّم شرعی به ما ثابت شده است، من هرگز تا زنده‌ام آنها را ترک نخواهم کرد.

گفته شد: در این صورت همه آنچه به شما داده شده، از شما سلب خواهد شد.

پاسخ داده شد: به جهنّم!

آیت الله زرآبادی می‌گوید: از همان لحظه آن حالت از من سلب شد و یک فرد عادی شدم، دیگر از آن کشف و شهود خبری نبود. در آن هنگام متوجه شدم که شیطان از این اعمال ظاهری ما با آن همه نقصی که دارد، شدیداً در رنج و عذاب است. بنابراین تصمیم گرفتم که با تمام قدرت به اعمال مستحبی روی بیاورم و در حدّ توان چیزی از مستحبات را ترک نکنم. از فضل پروردگار در پرتو التزام به شرع مبین حالاتی به من دست داد، که حالات پیشین در برابر آن ناچیز بود.

مرحوم زرآبادی برای آقازاده خود اقا سید جلیل نقل کرده بودند که در سفر زیارتی به مشهد مقدس در حرم مطهر امام رشا ع ناگاه احساس کردم که تمام وزن عالم روی دوش من است و استخوان هایم در حال گسستن است و به زانو در آمدم و افتادم و گفتم که آقا غلط کردم و من ظرف ولایت شما را ندارم، آنچه که صلاح می دانید به من عطا فرمایید و وقتی از حرم خارج شدم، تمام تنم خیس عرقی بود که سنگینی آن بار روی دوشم بود و با امام رؤوف(ع) این معامله را داشتم و پس از آن بود که چشمم به بسیاری از حقایق باز شد و توانستم نسبت به بسیاری از امور بصیرت پیدا کنم.

فرزندان این عالم می فرمودند که بروید بندگی کنید و راز موفقیت انسان این است که بنده باشد؛ مرحوم آیت الله سید جلیل زرآبادی می فرمودند در صلوات بر پیامبر(ص) و شهادت در نماز گفته می شود که پیامبر(ص) در ابتدا عبد خدا بوده و سپس پیامبر خدا می شود؛ وقتی این راه رستگاری است و اگر می خواهیم در مسیر نبوت پیامبر(ص) قدم بزنیم، باید بندگی کنیم و بنده خدا باشیم.

خانم سیّده قدسیه (فیروزه) حافظیان نقل می‌نمودند: «علّامه حافظیان بعد از رحلت سیّدموسی سالی یک بار به قزوین آمده و مشرف به زیارت قبرعلّامه زرآبادی می‌شدند. یک سال ایشان همراه با دایی‌ام سیّدابوالقاسم شریفی برای زیارت قبرسیّدموسی زرآبادی به قزوین آمده بودند. هنگام ورود به صحن امامزاده، جمعی در حال تشییع جنازۀ پیرزنی بودند، دایی‌ام به دلیل حضور در کنار پدرم لحظه‌ای پرده‌ها کنار رفته، مشاهده می‌کنند که پیرزن در حال عذاب کشیدن و فریاد زدن است همین که از کنار مزارعلّامه زرآبادی می‌گذرند، ناگهان آرامشی بر وی غالب می‌شود. دایی بی‌اختیار چندبار تکرار می‌کنند: آقا! آقا! پدرم به ایشان می‌فرمایند: «آرام باش! آنچه تو می‌بینی من نیز می‌بینم! آرامشی که حاصل شد، به برکت حضور روح طیّبۀ آقاسیّدموسی زرآبادی است.» خانم حافظیان نقل می‌کردند بعد از این حادثه بود که دایی‌ام منقلب شده، گوشۀ عزلت اختیار نموده و از دنیا دست کشیدند که البته با نصایح پدر دوباره زندگی خود را از پیش گرفتند.

آیت الله خزعلی می فرمودندکه: «یکی از استادان ما هجده شبهه در ذهنش بود. روزی مرحوم سیّد موسی نزدوی آمد و فرمود:« قلیانت راچاق کن! ایشان نیز چنان کرد، آنگاه مرحوم زرآبادی بدون آنکه بپرسندچه شبهه ای دارید،به یکی ازشبهه های ایشان پاسخ دادند. فردا دوباره تشریف آوردند و به همین منوال تا18  روزاین رویّه را ادامه دادندتا همۀ شبهه های آن عالم را پاسخ دادند.

مرحوم حضرت حجت الاسلام محمدی نسب :دراینکه به وی لقب «موسای زمان» داده بودند. استاد سیّد باقر محمّدی نسب نقل می کردندکه:«اگرمراد موسای پیغمبر باشد، شاید ایشان مقدم بر موسای پیغمبر(ع)باشند،ولی اگر مراد موسی بن جعفر(ع) باشد. این کلام صدق نمی کند. البته مشاهدۀ این گونه کرامات از اشخاصی چنین امری بعید و دور از ذهن نبوده،کما این که در مقابل عظمت روحی آنها چیز مهمی هم نمی باشد.

مرحوم شیخ مجتبی قزوینی (رحمه الله) نقل کرده اند که:

در روز تشییع جنازه مرحوم زرآبادی یکی از ارادتمندان ایشان (به نام مشهدی اکبر نعل بر که درخیابان مولوی قزوین مغازه داشت) خیلی بی تابی می کرد وبه سر وصورت خود می زد. بعدها که مرحوم حاج شیخ مجتبی قزوینی سبب بی تابی او را پرسیده بودند، ایشان گفته بود:

یک روز من خدمت آقای زرآبادی عرض کردم: آقا! دعا بفرمایید خداوند زیارت جد بزرگوارت امام حسین (ع) را قسمت من کند . روز بعد که نماز صبح را در محضر ایشان خواندیم، هنگامی که می خواستم از مسجد بیرون بروم، به من اشاره کردند که بنشین. تعقیبات ایشان تمام شد و درخدمتشان از مسجد بیرون آمدیم. ایشان به من فرمودند: مایل هستید به زیارت جدم مشرف شویم؟!

گفتم: نهایت آرزوی من است که باید کارهایم را ردیف کنم. و وصیتنامه ام را بنویسم. ایشان فرمودند: نیازی به این کارها نیست، بیا برویم. آنگاه قدم زنان به یکی از نقاط دور افتاده قزوین رفتیم. مرحوم زرآبادی در آنجا چیزهایی را زیر لب خواند، سپس به من فرمود: چشم هایت را ببند! وقتی چشم هایم را باز کردم خودم را درصحن مطهر امام حسین (ع) دیدم! هنگامی که از زیارت سید الشهداء (ع) و قمر بنی هاشم (ع) و حضرت علی اکبر (ع) وسایر شهداء (ع) فارغ شدیم، درصحن مطهرامام حسین(ع) به من فرمود: مایل هستید به زیارت جدم امیرمؤمنان (ع) مشرف شویم؟ اظهاراشتیاق نمودم، بازهم فرمود: چشم هایت را ببند! هنگامی که چشم هایم را گشودم، خود را در صحن مولای متقیان علی (ع) یافتم! پس از زیارت، آیت الله زرآبادی دست مرا گرفت وفرمود: چشم هایت را ببند! وقتی چشم هایم را باز کردم، دیدم درهمان نقطه از قزوین که ساعتی قبل درمحضر ایشان قدم زنان به آنجا رفته بودیم، هستم!

باید اضافه کرد که:

هنگامی که مشهدی اکبر وارد حرم مطهر حضرت سید الشهداء (ع) می شود با خانواده ی قندچی ملاقات می کند که ازیک هفته پیش به کربلا مشرف شده بودند. آقای قندچی ازمشهدی اکبر می پرسد: شما کی مشرف شدید؟ او می گوید: ما همین الان مشرف شدیم!

درمورد مشهدی اکبر نعل بر هم ذکر این مطلب ضروری است که : او درمجالس سوگواری سید الشهداء (ع) شرکت می کرد وبه عشق زیارت سالار شهیدان کفش ها را جفت می نمود. نظر به اینکه سنش بالا رفته بود ودیگر امید نداشت که زیارت عتبات عالیات نصیبش شود، هر وقت کفش های عزاداران را جفت می کرد در دلش خطاب به امام حسین (ع) می گفت: یا حسین (ع) چه شد؟ مشهدی اکبر می گوید: هنگامی که از عتبات عالیات برگشتیم وخود را در دو راهی رشت همدان در مدخل قزوین دیدیم، مرحوم زرآبادی به من فرمود: مشهدی اکبر دیگر نگو یا حسین (ع) چه شد؟!

و نقل است از فرزند ایشان که روزی پدر بزگوارشان در منطقه الموت می بایست از رودخانه شاهرود که از قضا در ان هنگام پرآب و خروشان بود می بایست گذر میکردند که در آن حوالی پلی برای عبور نبود و ایشان با ذکری و زدن اعصای خویش به رودخانه اب را از وسط دو نیمه کرده و از میان ان به راحتی رد شدند .

 شاگردان

 کتب سید موسی زرآبادی، آمیخته‌ای از علم و عمل (تزکیه و تعلیم) بوده است. علم و معرفت بر اساس علم قرآنی خالص و عمل دقیق طبق موازین شرع بوده است، سید در عین اطلاع کافی و عمیق از فلسفه و عرفان و تدریس آنها، خود از ارکان بزرگ «مکتب تفکیک» به شمار می‌آید. ایشان درباره عمل (تهذیب نفس و تقوانیز تأکید بسیار داشته است. و این تقیّد به دستورات شرع و موازین آن، تأثیر فراوانی در ساختن متألهانی بزرگ، و متعقّلانی سترگ، هم چونشیخ مجتبی قزوینی خراسانی (م: ۱۳۸۶ ق) و شیخ علی اکبر الهیان تنکابنی (م: ۱۳۸۰ ق) و امثال این بزرگان داشته است. و هر کس از این دو عالم مذکور شناختی داشته باشد، مطالب ما را به خوبی در می‌یابد[۴]

 ۱شیخ هاشم قزوینی (م: ۱۳۳۹ ش).

۲حضرت آیة الله حاج شیخ علی اکبر الهیان تنکابنی قزوینی (م: ۱۳۸۰ ق).

۳حضرت آیة الله حاج شیخ مجتبی قزوینی (م: ۱۳۸۶ ق = ۱۳۴۶ هـ. ش).

۴حجة الاسلام و المسلمین، حاج شیخ علی اصغر شکرنابی قزوین ی، مشهور به «وحدتی».

۵آیة الله حاج میرزا رحیم سامت (دام ظله)

۶حجه الاسلام و المسلمین، حاج سید ابوالحسن حافظیان خراسانی.

۷سید محمد تقی معصومی اشکوری.

 تألیفات

 از مرحوم سید موسی زرآبادی آثار و نوشته‌هایی بر جای مانده است. و جالب توجه است که با اشتغال بسیار به عبادت و ریاضات شرعیه و عمل به مستحبات و ختومات و اوراد مأثوره و تفکرات و تعقلات و جلسات ممتد و تدریس و تربیت شاگردان و گاه اقامه جماعت و اشتغال به علوم غریبه و تبحّر در آنها، باز هم به تألیف آثاری توفیق می‌یابد.

از تألیفات ایشان:

۱تقریرات فقه و اصول.

۲تعلیقه بر بخشی از رسائل.

۳حاشیه بر کفایة الاصول، ج ۱ و ۲.

۴حاشیه بر مطول، بخش علم بیان.

۵حاشیه بر منظومه سبزواری (۱).

۶حاشیه بر منظومه سبزواری (۲).

۷حاشیه بر شرح اشارات (بخش الهیات).

۸حاشیه بر منطق اشارات.

۹شرح سلامان و آبسال ابن سینا.

۱۰رساله اعتقادات (عربی).

۱۱رساله اصول دین (فارسی).

۱۲رساله‌ای در توضیح حدیث ما الحقیقه.

۱۳رسائل و مجالس در موعظه و اخلاق

۱۴رساله‌ای مختصر درباره «مشروطیت».

۱۵رسائل و نسخه‌هایی مهم در انواع علوم غریبه.

 اخلاق و عمل

 مرحوم سید در مراحل تقوا و تهذیب نفس و سلوک شرعی، از نخبگان عصر خود بود. در این مورد نیز (مانند علوم خفیهمربیان و استادان وی بر ما معلوم نیست؛ شاید توجه او به این مراحل، ‌به اشاره پدرش که اهل این معانی بوده است پدید آمده باشد. گفته‌اند که سید از ابتدای نشو و نمای خویش مراقبت شدیدی در انجام واجبات و پرهیز از محرمات داشته و گاه تمام مستحبات شرعی را انجام می‌داده است. و این امر زبانزد مردم بوده است.

از مرحوم سید نقل شده است که فرمود:

«در روزهایی که در قزوین امام جماعت بودم مدتی به سیر و سلوک پرداختم و به قدری پیش رفتم که پرده‌ها از جلو چشمم برداشته شد. دیوارها در برابر من حائل نبود، وقتی که در خانه نشسته بودم رهگذرها را در کوچه و خیابان می‌دیدم، روزی به من گفته شد: «حالا که به این مقام رسیده‌ای اگر بخواهی به مدارج بالاتر و مقامات والاتر برسی، یک راه دارد و‌ آن ترک اعمال ظاهری است!!!».

گفتم: این اعمال ظاهری با دلائل قطعی و براهین مسلم شرعی به ما ثابت شده است. من هرگز تا زنده‌ام آنها را ترک نخواهم کرد.

گفته شد: در این صورت همه آنچه به شما داده شده از شما سلب خواهد شد.گفتم: «به جهنم».

از همان لحظه آن حالت از من سلب شد و یک فرد عادی شدم، دیگر از آن کشف و شهود هیچ خبری نبود. در آن هنگام متوجه شدم که شیطان از این اعمال ظاهری، با آن همه نقشی که دارد شدیداً در رنج و عذاب است. و لذا تصمیم گرفتم که با تمام قدرت ـ علاوه بر واجبات ـ به اعمال مستحبی روی بیاورم و در حدّ توان چیزی از مستحبات را ترک نکنم. از فضل پروردگار در پرتو التزام به شرع مبین، حالاتی به من دست داد که حالات پیشین در برابر آن ناچیز بود.» [۵]

 آری سید خیلی مراقبت در کردار و گفتار داشتند، حتی بنا به نقل مرحوم حاج شیخ مجتبی قزوینی در جلسه درس، «مرحوم سید گاهی فرزند خردسال ایشان فضولی می‌کرد، ایشان با اشاره به قلمتراشی که در پیش رو داشت، می‌گفتند: آقا ... بنشین این قلمتراش گوش را می‌برد. یعنی حاضر نبودند برای آرام کردن و ساکت نمودن فرزند مثل بقیه مردم بگویند: بنشین، گوشت را می‌برّم

 در قلمرو سیاست و اجتماع

 سید موسی زرآبادی با وجود همه آن اشتغالات ظاهری و باطنی، به امر مشروطیت (که در زمان وی پدید آمد) توجه می‌کند و رساله‌ای درباره فواید آن می‌نگارد. در نوشته‌ای که فرزند ایشان به اینجانب داده‌اند، چنین آمده است:

«و ظاهراً مرحوم سید در اوائل مشروطیت طرفدار آن بوده و حتی رساله‌ای ـ حدود ده صفحه ـ در مدح آن نگاشته که موجود است؛ ولی بعدها بر اثر بروز انحرافاتی در نهضت مزبور از مخالفان جدی آن گردید

موضوع از هر دو بعد، ‌جالب و آموزنده است هم توجه به تکلیف سیاسی و اجتماعی و دینی و پرداختن به آن به اندازه توان، و هم به هنگام بروز انحراف، کنار کشیدن و مخالفت کردن، و بر انحراف‌ها صحّه نگذاشتن[۶]

 وفات

سرانجام تقدیر محتوم فرا می‌رسد و حضرت سید، داعی الهی را پاسخ می‌گوید و در روز دوم ماه ربیع الثانی، سال ۱۳۵۳ ق، از این جهان تاریک و محدود و گذران به جهان روشنایی و نامحدود و پایدار رخت می‌کشد ... و پیکر پاک وی در صحن امامزاده (شاهزاده) حسین علیه السلام ـ در قزوین ـ به خاک سپرده می‌شود و اکنون آرامگاه سید مورد توجه آشنایان و خواص است.

پانویس

 

۱.

 

 

 مکتب تفکیک و کیهان فرهنگی، سال نهم، شماره ۱۲، ص ۱۹۲.

 

۲.

 

 

 زهد مجسم، رضا صمدیها قزوینی، ص ۲۸، سال ۱۳۷۸ ش.

 

۳.

 

 

 مکتب تفکیک، ص ۱۹۳.

 

۴.

 

 

 مکتب تفکیک، ص ۱۹۵ و کیهان فرهنگی، سال نهم، شماره ۱۲، ص ۲۶.

 

۵.

 

 

 مکتب تفکیک، ص ۱۹۶ (با تلخیص).

 

۶.

 

 

 مکتب تفکیک، ص ۱۹۶ (با تلخیص).

 

منبع

سایت اندیشه قم    و سایر منابع از سایتهای مطالعات دینی و ...

امروز مردم قزوین برای زیارت علامه سید موسی زرآبادی به امامزاده حسین (ع) قزوین رفته و در گوشه صحن این امامزاده واجب التعظیم فاتحه ای را نثار این عالم بر جسته می‌کنند.

این موضوعات تنها گوشه ای از آثار، خصوصیات، ویژگی ها و زندگی پر از خیر و برکت علامه عالیقدر سید موسی زرآبادی است که امید است مورد استفاده مخاطبان قرار گیرد.

 

 

  • ایران - قزوین - علی اکبر محمدزاده

اولیا ءالله

سید موسی زرابادی

عارف بالله

علامه

علامه زرابادی