وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

فرصت را غنیمت بدانیم

يكشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۹، ۰۸:۲۱ ب.ظ

غنیمت شمردن فرصت ، بخصوص فرصت وقت و زمانی که در اختیار است و بقول معروف فرصت عمر ، سفارش حضرت حق ، و وصیت انبیا و امامان و اولیای خداست ، در این فرصت است که می توان سیئات را تبدیل به حسنات کرد ، و زیبایی را به جای زشتی نشاند و نور را جانشین ظلمت نمود .

اگر فرصت از دست برود و کاری مثبت انجام نگیرد ، و پیک مرگ از جانب خدا برسد ، و چراغ عمر به لحظه ی خاموشی وصل شود ، جایی برای توبه باقی نیست و پشیمانی سود نخواهد داشت .

زمانی که طلحه در جنگ جمل در اثر تیر مروان بن حکم بر زمین افتاد و جان می داد ، چنین گفت : بزرگی از بزرگان قریش را به بدبختی خود ندیدم . این پشیمانی سخت وقتی برای طلحه آمد که دیگر سودی نداشت و فرصت عمر از دست رفته بود و چراغ عمر در حال خاموشی بود ، او نخستین مردی بود که با امیرالمؤمنین (علیه السلام) بیعت کرده بود ، چون علی (علیه السلام) با خواسته ی نامشروعش موافقت نکرد ، و تحریکات معاویه در او کارگر افتاد ، پیمان با آن حضرت را شکست و دنیا و آخرت خود را تاریک کرد .

زنِ نوح و لوط بر مخالفت با شوهران خود اصرار ورزیدند ، و این مخالفت را تا از دست دادن فرصت ادامه دادند تا هر دو با محکوم بودن به عذاب حق از دنیا رفتند .

آسیه همسر فرعون فرصت را غنیمت دانست و خواسته ی حق را بر خواسته ی شوهرش مقدم کرد ، و به این خاطر به خوشنودی خدا و نعمت ابد بهشت رسید .

خدیجه فرصت راغنیمت شمرد ، در راه پیامبر فداکاری کرد و به سعادت دنیا و آخرت رسید ، اقوامش به خاطر ازدواج او با پیامبر رفت و آمد با او را قطع کردند ، ولی او رابطه اش را با خدا محکمتر نمود و از این رهگذر به فوز عظیم رسید .

حر بن یزید فرصت اندک مانده را غنیمت دانست ، و از این گنج غنیمت منفعت ابدی نصیب خود کرد .

آری ، هرکس فرصت را گرچه کم باشد غنیمت بداند ، نور الهی در قلبش بتابد و از او دستگیری نماید .

آنجاست که باید گفت : « آن نور هدایت که در دل سالک سبیل حق برافروخته شده است اختیار همه ی حواس را به دست گرفته ، چنانکه گوش را از وارد شدن هر صدا و سخنی جز نغمه ی الهی و سخن حق باز می دارد ، ذائقه را از چشیدن طعم هرگونه حرامی ممنوع می سازد ، چشم را از لمس کردن نمودهای واقعیات هستی که مانند دست مالیدن کوران بر سطح اجسام است جلوگیری می نماید ، نگاه عارف ربانی در حقیقت پیش از آنکه با نور فیزیکی برای دیدن نمودهای هستی ارتباط برقرار کند با نور هدایت درونی اشباع می شود و به وسیله ی همان نور ، نخست شکوه و جلال هستی وابسته به هستی آفرین را می بیند ، سپس با نور فیزیکی نمودهای اجزای هستی را .

سالک سبیل حق بر زندگی می نگرد ، نه مانند سایر زندگان که رویدادهایی را لمس می کنند ، و با هدف گیری لذت جویی و خودخواهی ، آنها را برای خود تنظیم می نمایند ، و در پایان کار هم به شدت پشیمان شده فریاد می زنند : وای که چیزی ته بساط نماند ، و دیگر امیدی به خویش و بیگانه نیست !

صاحب نور هدایت با اِشراف به معنای حیات وابسته به هستی بزرگ که با آهنگی ربانی روانه ی هدف اعلای خود می باشد به حیات می نگرد ، از قناعت به شناخت محدودی از ظاهر زندگی بیزار شده و به اعماق و اسرار حیات وارد می شود ، و با آن بینایی که بدست آورده لحظات آن را سپری می نماید .

این بینایی است که او را به ذکر دایمی خداوندی وادار می کند ، حتی می توان گفت : لحظه ای در غفلت از خدا بسر نمی برد .

آیا یک انسان آگاه از اهمیت هستی خود ، می تواند در غفلت از خویشتن بسر ببرد ؟ معنای غفلت از خویشتن از یک نظر مساوی کاهش و نقص شخصیت به همان اندازه ی غفلت می باشد »(1) .

پاورقی

1 شرح نهج البلاغه ی جعفری : 14 / 94 .

نقل از کتاب توبه جناب شیخ حسین انصاریان 

  • ایران - قزوین - علی اکبر محمدزاده

استغفار

بازگشت

توبه