وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

تطبیق نشانه های ظهور

سه شنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۹، ۱۰:۵۵ ق.ظ

 

 

تطبیق نشانه های ظهور

 

در این جا به منظور آشنایی با برخی از تطبیق ها یا آن چه که امکان تطبیق بر نشانه های ظهور را دارد، مواردی را از منابع کهن و متأخر روایی بیان می کنیم. البته این مطلب روشن است که تطبیق نشانه ها بر افراد یا رویدادهای تاریخی، دلیل آن نیست که این ها همان حوادث پیش از ظهور باشند یا احادیث برای آنان جعل شده باشد.مورد اول: یکی از نشانه هایی که برای برپایی قیامت و گاه ظهور مهدی(ع) بیان می شود، «طلوع خورشید از سمت مغرب» است. در منابع اهل سنت این موضوع نشانه ای برای برپایی قیامت ذکر شده [106] و کتب شیعه به ندرت از آن سخن گفته اند. شیخ طوسی در یک روایت که امور حتمی را بر شمرده است، «سفیانی، نداء، طلوع خورشید از مغرب، اختلاف بنی فلان و خروج قائم» را ذکر می کند. [107] قاضی نعمان که گرایش اسماعیلی او روشن است - اگر او را اسماعیلی مذهب ندانیم - از پیامبر روایت می کند که «در راس سیصد سال از هجرت ِ من خورشید از مغرب طلوع خواهد کرد.» سپس می گوید: «مراد از آن مهدی فاطمی است که در سال 297 ظهور کرد.» [108] وی نمونه های دیگری از نشانه ها را بر فاطمیان و مهدی آنان تطبیق کرده است. [109] .مورد دوم؛ برخی معتقدند نفس زکیه - که کشته شدن او یکی از نشانه های ظهور است - همان محمدبن عبدالله بن حسن مثنی است که در ابتدای حکومت عباسیان قیام کرد و در مدینه به شهادت رسید. از جمله مرحوم صدر بر این نظریه پافشاری و دلایلی را ذکر کرده است که به نظر می رسد در اثبات این مطلب کافی نیست. [110] .یکی از معاصران نیز احتمال داده است نفس زکیه بر شهید آیت الله صدر تطبیق شود، [111] ولی به نظر می رسد این نشانه از نمونه هایی است که زیدیه از آن سوء استفاده و بر محمدبن عبدالله تطبیق کرده اند؛ چون وی در آن زمان به نفس زکیه شهرت داشت. [112] .مورد سوم، تطبیق های علامه مجلسی در بحارالانوار است. وی ضمن بیان روایت های نشانه های ظهور، آن ها را توضیح داده و گاه تطبیق کرده است. برای مثال: در روایتی از عمار یاسر چنین نقل شده است:«یأتی هلاک ملکهم من حیث بدا؛نابودی حکومت آنان از جایی که آغاز شده، خواهد بود.»گویا مرحوم مجلسی ضمیر «ملکهم» را به عباسیان برگردانده که می فرماید: «من حیث بدا» یعنی از سوی خراسان؛ چون هلاکو از آن جا وارد شد، همان گونه که شروع حکومتشان از خراسان و به دست ابومسلم بود. [113] (البته در روایت به عباسیان تصریح نشده است.) یا در جای دیگری از غیبت نعمانی روایتی آورده که در آن آمده است:«اذا قام القائم بخراسان... و قام منّا قائم ٌبجیلان... و قتل الکبش...»سپس می گوید:«قیام کننده در خراسان، هلاکو خان یا چنگیز خان است و قیام کننده در گیلان، شاه اسماعیل و شاید مراد از کبش، شاه عباس اول باشد. [114] هم چنین در جای دیگر، روایتی را بر دولت صفویه تطبیق کرده و می گوید: بعید نیست ]که این حکومت[ متصل به دولت قائم شود.» [115] .امروزه موضوع تطبیق نشانه های ظهور بر افراد و گروه ها رواج بیشتری یافته است.مورد چهارم، سید بن طاوس در کتاب ملاحم خود به نقل از کتاب الفتن سلیلی خطبه ای از امیرمؤمنان آورده که در آن به سفیانی اشاره دارد. این خطبه که سند آن ذکر نشده، چنین است:«فقال(ع) بعد التحمید العظیم و الثناء علی الرسول الکریم، سلونی سلونی فی العشر الاواخر من شهر رمضان قبل ان تفقدونی ثم ذکر الحوادث بعده و قتل الحسین صلوات الله علیه و قتل زید بن علی رضوان الله علیه و احراقه و تذریته فی الریاح ثم بکی(ع) و ذکر زوال ملک بنی امیه و ملک بنی العباس ثم ذکر ما یحدث بعدهم من الفتن و قال اولها السفیانی و آخرها السفیانی فقیل له و ما السفیانی و السفیانی؟ فقال السفیانی صاحب هجر والسفیانی صاحب الشام و ذکر السلیلی ان السفیانی الاول ابوطاهر سلیمان بن الحسن القرمطی ثم ذکر ملوک بنی العباس» [116] .گویا سلیلی از کلمه «هجر» چنین استنباط کرده که سفیانی، همان ابوطاهر قرمطی است؛ چون وی اهل «هجر» بود که در منابع تاریخی گاه با نام «هجری» یاد می شود، ولی نه تنها دلیلی بر این تطبیق وجود ندارد، بلکه اصل روایت هم جای بحث و تأمل دارد؛ چون گذشته از نداشتن سند، بر خلاف دیگر اخبار، سفیانی متعدد دانسته شده است. گرچه در روایت های معدود دیگری این مطلب وجود دارد [117] ولی آنها هم از نظر سند و متن قابل پذیرش نیست؛ زیرا سند هیچ کدام به معصوم نمی رسد و متن آن ها نیز بر خلاف مجموع حدیث های مربوط به سفیانی است. اکنون به مناسبت بحث از سفیانی و به دلیل اهمیت، شهرت و کثرت روایت های آن، به نکته هایی دربارهِ این نشانه می پردازیم.1. در میان نشانه های ظهور، سفیانی بیش ترین روایت را دارد و در حدیث های شیعه به عنوان یکی از نشانه های حتمی یاد می شود، ولی در کتاب های اهل سنت، تعارض و تناقض جدی میان این اخبار وجود دارد که برخی از آن ها به منابع شیعه هم راه یافته است. از جملهِ این تناقض ها، موضوع نام و نسب سفیانی است. در کمال الدین به نقل از امیرمؤمنان (ع)، نام او عثمان بن عنبسه ذکر شده [118] و در منابع اهل سنت نام او را عبدالله بن یزید [119] ، معاویه بن عتبه یا حرب بن عنبسه [120] دانسته اند. هم چنین دربارهِ مدت حکومت او روایت های بسیاری نقل شده است. [121] در برخی روایت ها هم سفیانی مورد ستایش قرار گرفته است. [122] .2. در بسیاری از احادیث سفیانی، سخن از بنی عباس و گاه بنی امیه و بنی مروان به میان آمده است [123] پرسش این است که آیا این گروه ها با همین نام، بار دیگر در آخرالزمان به حکومت خواهند رسید؟! یا این روایت ها با توجه به فضای آن زمان نقل شده است؟3. برخی سفیانی را فرد خاصی نمی دانند، بلکه احتمال می دهند او سمبل انحرافاتی است که در آخرالزمان به وجود میآید و یا از آن جا که ابوسفیان دشمن اصلی پیامبر اکرم بود، دشمن اصلی مهدی(ع) را هم سفیانی نام گذاشته اند. [124] .4. در طول تاریخ اسلام افراد بسیاری با نام سفیانی ظهور کرده اند. نخستین آن ها ابومحمد سفیانی است که یک بار در پایان حکومت بنی امیه و بار دیگر در ابتدای حکومت بنی عباس در شام قیام کرد. [125] گفته اند وی سرانجام به سوی مدینه گریخت و مدتی در اطراف آن مخفی! و سپس به دست والی عباسیان کشته شد. [126] .دومین سفیانی در سال 195 و هنگام اختلاف امین و مأمون عباسی در شام ظهور کرد. [127] در منابع اهل سنت خبرهایی مبنی بر پیش گویی ظهور این سفیانی در همین سال وجود دارد. [128] علاوه بر این دو نفر سفیانی های دیگری در تاریخ ظهور کرده اند. [129] گویا به دلیل همین ادعاهاست که برخی نویسندگان اهل سنت اصل حدیث های سفیانی را جعلی دانسته و معتقدند: امویان آن را در برابر حدیث های مهدی ساختند تا مردم را به برگشت سلطنت بنی امیه و آل ابی سفیان امیدوار کنند. [130] گرچه این سخن در منابع قدیمی نیز نقل شده و خالد بن یزید بن معاویه جاعل حدیث های سفیانی دانسته شده است، [131] ولی «به صرف احتمال و وجود یک مدعی باطل نمی شود حکم به مجعولیت و بطلان کرد، بلکه باید چنین گفت: چون حدیث سفیانی در بین مردم شایع بود و مردم در انتظارش بودند، بعضی ها از این موضوع سوء استفاده و خروج می کردند و می گفتند که ما همان سفیانی منتظر هستیم.» [132] .خلاصهِ مطلب این که با توجه به کثرت روایت های علایم، به نظر می رسد از زمان رسول خدا (ص) اجمالا ً پیش گویی هایی دربارهِ حوادث آینده و ظهور مهدی(ع) بیان شده است، ولی این خبرها در طول چند صدسال، دچار تحریف و با انگیزه های گوناگون مطالبی بر آن ها افزوده شد. به گونه ای که پیش گویی دربارهِ ملاحم و فتن و نشانه های ظهور مهدی(ع) و حتی نشانه های برپایی قیامت خلط شده است. موضوع هایی مانند: پرچم های سیاه، اختلاف بنی امیه یا بنی عباس و ظهور خراسانی - که با آن همه شهرت تنها چند روایت ضعیف دربارهِ آن وجود دارد [133] - نمونه هایی است که هیچ ارتباطی به ظهور ندارد. چنان که دربارهِ نشانه های حتمی هم نمی توان با اعتماد کامل به همه احادیث آن نگریست. بنابراین لازم است موضوع نشانه های ظهور به جای آن که پیوسته به افراد و گروه ها و حادثه ها تطبیق شود، مورد نقد و بررسی دقیق قرار گیرد و ضمن پذیرش اجمالی آن از رواج بی رویهِ آن ها به ویژه آن چه در منابع اهل سنت مانند الفتن ابن حماد وجود دارد پرهیز شود.

[106] صحیح مسلم، ج 2، صص 667 و 690؛ همچنین نک: الملاحم، ابن منادی، ص 343؛ الفتن، ص 230.
[107] الغیبه، طوسی، ص 435.
[108] شرح الاخبار، ج 3، صص 418 و 419؛ همچنین نک: الملاحم، ابن منادی، ص 343؛ الفتن، ص 230.
[109] همان، ص 359 - 368.
[110] تاریخ الغیبه الکبری، ص 608.
[111] عصر الظهور، ص 165.
[112] مقاتل الطالبین، صص 207 و 210 - 213.
[113] بحار، ج 52، ص 208.
[114] همان، ج 52، ص 236.
[115] همان، ج 52، ص 243.
[116] التشریف بالمنن، ص 271.
[117] ملاحم، ابن المنادی، ص 185؛ الفتن، صص 153، 230؛ التشریف بالمنن،ص114.
[118] کمال الدین، ح 9، باب علائم، ص 679.
[119] الفتن، ح 773، ص 189.
[120] عقدالدرر، صص 80 و 91.
[121] برای نمونه مقایسه کنید: الغیبه نعمانی، صص 310، 316 و الغیبه طوسی، ص 449 و الفتن، صص 188 و 467.
[122] عقدالدرر، ص 91؛ التشریف بالمتن، ص 141.
[123] نک: الفتن، ص 210 به بعد؛ الغیبه نعمانی، صص 270، 315؛ التشریف بالمنن، ص 67.
[124] تاریخ الغیبه الکبری، ص 647؛ چشم به راه مهدی، ص (مقالهِ بررسی نشانه های ظهور).
[125] انساب الاشراف، ج 9، ص 222 و ج 4، ص 223؛ تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 289؛ تاریخ الطبری، ج 7، ص 444.
[126] تاریخ الطبری، ج 7، ص 445؛ انساب الاشراف، ج 5، ص 394.
[127] تاریخ الطبری، ج 8، ص 415؛ تاریخ مدینه دمشق، ج 43، ص 24؛ سیر اعلام النبلاء، ج 9، ص 284.
[128] تاریخ مدینه دمشق، ج 14؛ ص 8 و ح 37، ص 199؛ سیر اعلام النبلاء، ج 9، ص 285: «الولید بن مسلم غیر مره یقول لو لم یبق من سنه 195 الا ّ یومٌ لخرج السفیانی.» ولید بن مسلم راوی بسیاری از اخبار ملاحم و فتن است که نعیم بن حماد در کتاب الفتن فراوان از او روایت کرده است.
[129] نک: تاریخ الطبری، ج 10، ص 135 و ج 9، ص 118.
[130] ضحی الاسلام، ج 3، ص 238.
[131] نسب قریش، ص 129؛ تاریخ مدینه دمشق، ج 43، ص 39 و ج 16، ص 33.
[132] دادگستر جهان، ص 222.
[133] آن چه دربارهِ خراسانی در منابع معتبر حدیثی یافت می شود، از آن جمله روایتی است در کتاب الغیبه نعمانی (ص 264) که به نقل از امام باقر(ع) می گوید: خروج سفیانی و یمانی و خراسانی در یک سال در یک ماه و در یک روز اتفاق می افتد. در سند این روایت افرادی مجهول، مهمل و واقفی مذهب قرار دارند که وجود حسن بن علی بن ابی حمزه در آن برای ضعف روایت کافی است. بخشی از همین روایت در (ص 267) این کتاب هم آمده که در سند آن هم حسن وجود دارد. این روایت پیش از این، ذیل عنوان «زمینه های جعل در موضوع مهدویت» مورد بررسی قرار گرفت. دومین روایت خراسانی را هم نعمانی در (باب 16) کتاب الغیبه حدیث ششم آورده است که خراسانی به جای یکی از نشانه های حتمی پنج گانه ذکر شده است، ولی سند آن هم به دلیل آمدن نام محمدبن حسان رازی، علی بن ابی حمزه واقفی و محمد بن علی کوفی (ضعیف جداً فاسد الاعتقاد: رجال النجاشی، ج 2، ص 216) ضعیف است.

برداشت از کتاب :

تأملی در روایت های علایم ظهور

 

مشخصات کتاب

شماره کتابشناسی ملی : ایران۸۳-۲۹۶۷۶
سرشناسه : صادقی مصطفی عنوان و نام پدیدآور : تاملی در روایت‌های علائم ظهور/ صادقی مصطفی منشا مقاله : ، انتظار، ش ۸، ۹، (تابستان و پاییز ۱۳۸۲): ص ۳۱۷ - ۳۳۴.
توصیفگر : ظهور منجی توصیفگر : مهدویت توصیفگر : احادیث توصیفگر : نشانه توصیفگر : تشیع توصیفگر : اهل تسنن توصیفگر : محمد(ص ، پیامبر اسلام توصیفگر : صدا
توصیفگر : ترس توصیفگر : ماه رمضان توصیفگر : شیطان توصیفگر : جبرییل‌