وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
مشاهده آیه در سوره

فَهَلْ یَنْتَظِرُونَ إِلَّا مِثْلَ أَیَّامِ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِهِمْ ۚ قُلْ فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ آیه 102سوره یونس ع

 

آیا جز این است که انتظار روزى را مى‌کشند همانند روزهایى که پیشینیانشان منتظرش بودند؟ بگو: انتظار بکشید، که من نیز با شما منتظرم.

 

 

"قُلِ انْظُرُوا ما ذا فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما تُغْنِی الْآیاتُ وَ النُّذُرُ عَنْ قَوْمٍ لا یُؤْمِنُونَ (101) فَهَلْ یَنْتَظِرُونَ إِلاَّ مِثْلَ أَیَّامِ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِهِمْ قُلْ فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ (102) ثُمَّ نُنَجِّی رُسُلَنا وَ الَّذِینَ آمَنُوا کَذلِکَ حَقًّا عَلَیْنا نُنْجِ الْمُؤْمِنِینَ (103)

ترجمه‌

بگو بنگرید چه موجوداتى است در آسمانها و زمین و کفایت نمیکند آیتها و بیم دهندگان گروهى را که ایمان نمیآورند

پس آیا انتظار میبرند مگر مانند روزهاى کسانیرا که گذشتند پیش از آنها بگو پس منتظر باشید همانا من با شما از منتظرانم‌

پس نجات میدهیم پیغمبرانمان و کسانیرا که ایمان آوردند همچنین با آنکه حقّ است بر ما نجات میدهیم گروند گانرا.

تفسیر

خداوند رحیم بمقتضاى رحمت و اتمام حجّت اوّلا امر فرموده به پیغمبر خود که مردم را امر فرماید به نظر و فکر در مخلوقات و مصنوعات عجیبه خود در آسمانها و زمین که تمامى دلالت بر وجود صانع عالم قادر دارند و ثانیا اخبار فرموده است از کفایت ننمودن آیات سماویّه و ارضیّه و دعوت انبیاء و اولیاء و وعد و وعید ایشان براى هدایت کسانیکه دیده بصیرت آنها بعلّت تعصّب و عناد و عدم توجّه به آیات و مواعظ الهیّه کور شده و ایمان نمیآورند و ثالثا تهدید فرموده است آنها را بآنکه باید منتظر روزهاى سیاهى مانند روزهاى سیاه پیشینیان خودشان از قبیل قوم نوح و عاد و ثمود باشند چنانچه منهم منتظر چنین روزى براى آنها هستم زیرا استحقاق دارند و رابعا اخبار فرموده است از نجات انبیاء و اهل ایمان از اقوام ایشان در هر عصرى بعد از هلاک کفار براى عبرت و تنبّه آنها خامسا تشبیه فرموده است حال این امّت را به امم سابقه با تصریح بآنکه ثابت و محقّق شده است در علم الهى نجات اهل ایمان از این امّت که معتقد به توحید و نبوّت و امامتند با اشاره بآنکه ملاک نجات ایمان است و بس پس باید مؤمن بود نه مشرک و منافق و مخالف بنابراین کلمه مادر ما تغن نافیه و کلمه هل براى استفهام انکارى است یعنى نباید منتظر باشند مگر چنین ایّامى را و ثمّ ننجّى عطف است بر اخبار از هلاک کفّار که مستفاد از آیه قبل است گویا فرموده نهلکهم ثمّ ننجّى و حقّا علینا جمله معترضه است بین کذالک و عامل آن که ننجّى است یعنى کذالک ننجى المؤمنین حقّ حقّا علینا عیّاشى از حضرت رضا علیه السّلام نقل نموده که‌ انتظار فرج آل محمد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم براى مؤمن فرج است خدا فرموده منتظر باشید منهم با شما از منتظرانم و در کافى و قمّى ره از امام صادق علیه السّلام نقل نموده که مراد از آیات در این آیه ائمّه اطهار و مراد از نذر انبیاء عظامند و در مجمع و عیّاشى از آنحضرت نقل نموده که چرا شهادت نمیدهید بر کسیکه بمیرد از شما با آنکه معترف بولایت ما باشد که از اهل بهشت است با آنکه خداوند در این آیه فرموده حقّ است بر ما که نجات دهیم اهل ایمان را.جلد 3 صفحه 54تفسیر روان جاوید ثقفی تهرانی."

در حالی که همه خلق خدا مشغول کار خویش هستند و آنقدر غرق در امورات دنیوی شده اند که دیگر وقتی برای تفکر و تعقل در امور معنوی را ندارند هرگز متوجه این موضوع نسده اند که آنان موضوعات را با علم خودشان درک میکنند و این باعث میشود انها از یک حقیقت درست غافل و به یک حقیقت باطل برسند ،مرگ را می بینند ،حوادث را می بینند ،آیات الهی را می بینند ولی چون چشمها و گوشها و قوه تعقل انها بر اساس شعور نیست از درک حقیقت الهی و معنوی باز مانده اند .بین لا یعلمون و لا یشعرون فرق عمیقی وجود دارد چرا که شما کسی که علم ندارد را می توانید اموزش داده و اورا عالم نماید ولی تضمینی نیست که وقتی او عالم شد با شعور هم باشد چه بسیار از انسانهای کره خاکی بی شعورند ولی علم دارند می توانند سیاستمدار،وکیل،وزیر،رئیس جمهور، دکتر ،فیلسوف،دانشمند،مهندس،عالم،مدرس و حتی معلم اخلاق هم باشند ولی همه اینها در راستای یعلمون است بسیاری از انسانهای امروز به مصداق عصر اخرالزمان در عصر جاهلیت و بیشعوری بسر میبرند و این چیزی است که نمی توان آنرا اموزش داد و اینجا بحث معرفت پیش می اید که ناگهان می بینی چوپانی ، کشاورزی ، ماست بندی ، گیوه دوزی ،خیاطی،عالمی ساده و ناشناخته  و...به مقام قرب الهی میرسند و موفق به تشرف حضور به محضر حضرت بقیه الله میشوند ولی چرا استاد اخلاق و فلسفه اسلامی و یا یک عالم با سالها تدریس به این مقام نمی رسد چون رمز این داستان تلخ در نفهمیدن فرق بین علم داشتن و شعور داشتن است که خصوصا امروز در جوامع جهانی به وفور یافت میشود مثلا شخص دارای خودروی 4 میلیاردی منزل جند صد میلیاردی و و حساب بانکی چند هزار میلیاردی و...می باشد ولی ذره ای از شعور در او یافت نمی شود و برعکس همین فرد کسی است که تهی از همه اینها است و او هم فاقد شعور است همین مثال برای تمام تخصص ها و مشاغل و مدارک و مدارج  و تمام افراد بنی بشر صدق میکند .

وقتی مرجع تقلید شیعیان جهان اسلام انروز از مشت عباس ماست بند اردبیلی میپرسند شماکه یک بی سواد هستید چگونه به مقام تشرف حضور به محضر حضرت مهدی عج رسیدید ولی بنده هنوز نتوانسته ام ایشان خیلی ساده پاسخ میدهند بنده هرکاری کردم ذره ای جزء برای خدا و رضای خاطر او و خشنودی حضرت بقیه الله نبود و هرکاری را شروع کردم ابتداء و انتهایش را برای خالق هستی در نظر گرفتم و ساده ترین کارهای من از دوشیدن شیر تا ماست زدن و فروختن برای رضای خدا بود وخودم را یکی از ایات الهی فرض کردم که دره ای ناچیز از این عالم بی همتا هستم و  ...

حدیث صراحت دارد که مومنین در آخرالزمان خوار میشوند و در نزد مردم هیچ اعتبار و احترامی ندارند .درست است چونکه مردم آخرالزمان بندگان درهم و مال و ثروت و شوکت و فخر و غروز و خودخواهی هستند و پر مسلم است که انها را با مومنین و موقنین کاری نیست و این ناشی از بیشعوری آنهاست که خداوند در قران کریم بارها به این بیشعوری تاکید میفرمایند 21 مورد در 21 ایه کلمه لایشعرون را برای تمام اقوام در اعصار پیشینیان تا زمان قیامت می اورند .


یُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَمَا یَخْدَعُونَ إِلَّا أَنفُسَهُمْ وَمَا یَشْعُرُونَ ﴿البقرة: ٩﴾  

با خدا و مؤمنان نیرنگ مى‌بازند؛ ولى جز بر خویشتن نیرنگ نمى‌زنند، و نمى‌فهمند.
در ایه بالا  تمام اعصار و تمام مردم زمانها را تا روز قیامت شامل میشود
وَدَّت طَّائِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْکِتَابِ لَوْ یُضِلُّونَکُمْ وَمَا یُضِلُّونَ إِلَّا أَنفُسَهُمْ وَمَا یَشْعُرُونَ ﴿آل‌عمران: ٦٩﴾  
گروهى از اهل کتاب آرزو مى‌کنند کاش شما را گمراه مى‌کردند، در صورتى که جز خودشان [کسى‌] را گمراه نمى‌کنند و نمى‌فهمند.
در این آیه بالا هم از قبل تا زمان ظهور حضرت عیسی مسیح ع و حضرت مهدی عج این ادامه خواهد داشت.
بنابراین کسانی که تصور میکنند در دنیای امروز با نیرنگ و انواع کثافتکاریهای سیاسی و یا بنام دین و یا ترفنده های دیگر در سراسر عالم بندگان خدا را از راه و طریق الهی منحرف کرده و به راه خویش کشانده اند سخت در اشتباه هستند چون اولا اگر کسانی از انها پیروی کرده اند خود در زمره بیشعوران بوده اند و در ثانی این افراد هرگز نمی توانند موقنین واقعی را از راه خداوند باز دارند و انها در تمام ایام با انتظار بر اساس شعور نه علم عمر خود را سپری کرده اند .(ببینید خیلی ها در دنیا منتظر ظهور حضرت عیسی ع و حضرت مهدی ع هستند ولی با علم نه با شعور وگرنه دنیا گلستان میشد و...)
بزرگترین ضعف انسان امروز با داشتن تکنولوژی با انواع رسانه ها و فضای مجازی این است که برعلم ناقص خود می افزاید و مثل اینها مثل کسی است که حاصل یک عمر علم و دانش و دانستهای خود را بار دراز گوشی کرده بود که راهزنان تمام کتابهای اورا اتش زدند و او میگریست که عمرش به باد رفت بیاید وراهزنان به او گفتند علمی که بر بار خری است بهتر که بر باد رود ، با شعور به راه الهی قدم بگذاریم انوقت خطاکار نخواهیم بود .
در نظر بگیرید همیشه علم هرچقدرهم که پیشرفت کند بازهم شکست پذیر است مثلا با امدن واکسن سرطان قطعا مریضی جدید و نیاز به علم جدید برای شکست آن مرض خواهد بود یا در عرصه تکنولوژی جنگ عصر ما جنگ تکنولوژیها با هم است و این نقص کار محسوب میشود با آمدن یک سلاح جدید سلاحی جدیدتری برای ازبین بردن ان میآید و الی اخر قصه علم .
در داستان حضرت داود ع و حضرت طالوت وقتی مقرر شد به جنگ جالوت و لشگریانش بروند خداوند دستوری صادر فرمودند با این مضمون و مقرر داشتند که فقط مومنین خالص می تواند از این امتحان سر بلند بیرون بیاورند و دیدیم که اکثریت سپاه مومنین همراه طالوت از آن امتحان رد شدند چرا ؟آنها که علم به خدا وپیامبران پیشین  و فرماندهشان  داشتند ؟بله علم داشتند ولی شعور و فهم و یقین که لازمه درک کامل بود را نداشتند و اندکی از مومنین با شعور بر لشگر جالوت پیروز شدند علی الرغم اینکه اکثریت یاران طالوت گفتند ما شکست خواهیم خرد تعداد لشگر آنان چند برابر ماست اینها همه علم فرد است اگر شعور و فهم داشتند میدانستند خداوند اندکی را بر اکثریتی پیروز خواهد گرداند چون وعده داده است ،امروز اکثریت ادیان آسمانی به برزخ و بهشت علم دارند و به ظهور حضرت عیسی مسیح ع و حضرت مهدی عج علم دارند ولی اکثریت لایشعرون و در نهایت و قلیل من الاخرین .

فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِیکُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَیْسَ مِنِّی وَمَن لَّمْ یَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّی إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِیَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِیلًا مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ قَالُوا لَا طَاقَةَ لَنَا الْیَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَاقُو اللَّهِ کَم مِّن فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ ﴿البقرة: ٢٤٩﴾  
و چون طالوت با لشکریان [خود] بیرون شد، گفت: «خداوند شما را به وسیله رودخانه‌اى خواهد آزمود. پس هر کس از آن بنوشد از [پیروان‌] من نیست، و هر کس از آن نخورد، قطعاً او از [پیروان‌] من است، مگر کسى که با دستش کفى برگیرد. پس [همگى‌] جز اندکى از آنها، از آن نوشیدند. و هنگامى که [طالوت ] با کسانى که همراه وى ایمان آورده بودند، از آن [نهر] گذشتند، گفتند:» امروز ما را یاراى [مقابله با ]جالوت و سپاهیانش نیست. «کسانى که به دیدار خداوند یقین داشتند، گفتند:» بسا گروهى اندک که بر گروهى بسیار، به اذن خدا پیروز شدند، و خداوند با شکیبایان است.
نکته پایانی اگر انتظار میکشیم با علم به حضرت نباشد بیایید حضرت را درک کنیم و با فهم و شعورخود اورا بیابیم چون اورا با علم ناقص خودمان گم کردیم و حالا برای دیدن او و حس کردنش کافی است با فهم و شعور دراین را قدم برداریم آنوقت با هر کس و ناکسی همسیر نخواهیم شد ،به خاطر فهم او دارای اخلاص و ادراک خاصی میشویم یعنی چشم و گوش و قلب برزخی ما روشن میشود و برای درک عالم هستی چشم دل باید داشت وگرنه با میکروسکوپ و تلسکوپ هیچ دانشمندی خداشناس نشد مگر اندکی که با درک و فهم شعورشان بجایی رسیدند .
کسانی که می خواهند مشمول ایه صدر این مقاله شوند باید منتظر از نوع دوم ایه باشند که با صبر و با درک انتظار میکشند و در اینصورت حضرت دست انها را خواهد گرفت و از طوفانها و سیلابها و بلایای آسمانی و زمینی عبورشان میدهد.برای اطمینان زندگی اولیای الهی را بخوانید.
در پایان به این روایت زیبا توجه فرمایید که اگر شعور باشد چگونه یهودی یا مسیحی یا ...به امام زمان خود میرسد.

حضرت علی ـ علیه السّلام ـ در گوشه‌ای از مسجد نشسته بود، عمر در گوشة دیگر نشسته بود. در این هنگام جوانی از نجیب زادگان که از نوادگان هارون برادر موسی بود با لباس‌هایی زیبا وارد مسجد شد و پیش عمر رفت و از او پرسید: آیا تو در میان مسلمانان به قرآن و دستورهای پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ داناتری؟
عمر سرش را پایین انداخت و چیزی نگفت؛ جوان یهودی دوباره پرسش خود را مطرح کرد، عمر از او خواست که مطلب خود را در میان بگذارد و او گفت: من در حقانیت دین خود به شکّ افتاده‌ام. عمر فهمید که می‌خواهد دربارة اسلام چیزهایی بداند و تحقیقی کند، لذا بهترین راه را به او نشان داد.
ـ نزد آن جوان برو.
ـ او کیست؟
ـ علی بن ابیطالب، پسر عموی رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ پدر
حسن و حسین، فرزندان رسول خدا و شوهر فاطمه دختر رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ. جوان یهودی نزد حضرت علی ـ علیه السّلام ـ رفت و مطالبی از حضرتش پرسید، آن حضرت با این شرط که اسلام بیاورد، پاسخ او را چنانکه باید داد، جوان یهودی پس از آنکه با دقّت به سخنان دلنشین آن حضرت گوش سپرد، پرسید:
ـ پس از محمّد چند امام عادل خواهد بود؟ منزل او در کدام بهشت است؟ همنشین او در بهشت کیست؟ حضرت پاسخ داد: ای یهودی، محمّد ـ صلّی الله علیه و آله ـ دوازده جانشین دارد، آنان امامان عادل هستند، یاری نکردن مردم زیانی به آنها نمی‌رساند و از مخالفان خود نمی‌هراسند، آنها در راه دین از کوههای استوار زمین استوارترند. منزل محمّد ـ صلّی الله علیه و آله ـ در بهشت عدن است و آن دوازده امام عادل با او هستند، جوان یهودی که پیش‌تر چیزهایی دربارة پیامبر آخرالزمان در کتاب‌های دینی یهود خوانده بود، با شنیدن سخنان حضرت علی ـ علیه السّلام ـ گفت:
به خدایی که معبودی جز او نیست سوگند می‌خورم که راست می‌گویی، من این گفته‌ها را در کتاب پدرم هارون که با خطّ خود او و به املای موسی است، یافته‌ام. پس از آن حضرت دربارة مدّت عمر و چگونگی شهادت او پرسید، و چون همة سخنان آن حضرت را برابر آن چیزی یافت که از دین خود آموخته بود، از خوشحالی فریاد زد و شهادتین را بر زبان آورد، و مسلمان شد، سپس خطاب به حضرت علی ـ علیه السّلام ـ گفت:
شهادت می‌دهم که تو وصی و جانشین پیامبری، و سزاوار برتری بر همة مردمی و کسی بر تو برتری ندارد. بعد همراه حضرت علی ـ علیه السّلام ـ به منزل آن حضرت رفت تا برای فراگیری احکام اسلام زانوی ادب بر زمین زند.
ابوطفیل تمام سخنان مرد یهودی و پاسخ‌های حضرت علی ـ علیه السّلام ـ را شنید و دید که عمر پاسخ دادن به آن مرد یهودی را به آن حضرت واگذار کرد و پایان خوش ماجرا را نیز به خوبی مشاهده کرد. از این روی به حضرت علی ـ علیه السّلام ـ علاقه‌مند شد و محبّت او چنان در دلش جای گرفت، که پس از شنیدن سخنان برخی از یاران رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ دربارة جانشینی رسول خدا (حدیث غدیر) و دیگر فضیلت‌های او یکی از شیعیان برجسته امیرمؤمنان شد و پله‌های معرفت را یکی از پس از دیگری پیمود.
. تیجانی تونسی، محمّد، آنگاه هدایت شدم، ترجمة سید محمّد جواد مهری، بنیاد معارف اسلامی، 1377.
 

 

//////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////