إِلَهِي عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ يَا مَوْلانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ یان چاپ -->

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی

Image result for ‫ایت الله سیستانی‬‎ Image result for ‫ایت الله بهجت‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎

کد اخبار

بایگانی
آخرین نظرات

انواع ظلم وعاقبت آن

سه شنبه, ۲۶ شهریور ۱۳۹۸، ۱۲:۳۵ ب.ظ

نتیجه تصویری برای انواع ظلم از نگاه اهل بیت

ظلم در لغت

 

شاید بعضی تصور کنند که مفهوم ظلم آن قدر روشن و بدیهی است که نیازی به توضیح و تبیین ندارد، ولی با مراجعه به کتب لغت و بررسی موارد کاربرد این واژه به ویژه در قرآن و حدیث، مشخص می شود که مفهوم این واژه چندان هم روشن و بدیهی نیست. در کتاب مفردات راغب ظلم، این گونه معنا شده است:

 

الظلم عند اهل اللغة و کثیر من العلماء وضع الشیء فی غیر موضعه المختص به، اما بنقصان او بزیادة و اما بعدول عن وقته و مکانه. ظلم نزد اهل لغت و بسیاری از دانشمندان عبارت است از نهادن چیزی در غیر جای ویژه آن یا کمتر و یا بیشتر، و یا آن را در وقت و مکان خود انجام ندادن.

 

در نظام آفرینش هر چیز جایگاه و حد ویژه ای دارد که اگر در آن حد و جایگاه قرار گرفت، عدل و اگر قرار نگرفت، ظلم تحقق یافته است. اگر از اندازه ای که باید باشد، کمتر شد ظلم است و اگر بیشتر هم شد، ظلم است؛ اگر در زمانی و مکانی که باید انجام شود، انجام نشد نیز ظلم است.

 

بنا بر این، ظالم کسی است که جایگاه و حد واقعی کارهای خود را رعایت نمی کند و متقابلًا عادل به کسی گفته می شود که جایگاه و حد واقعی کارهای خود را مراعات می کند. امیر المؤمنین علیه السلام در این باره می فرماید: العَدلُ یضَعُ الامُورَ مَواضِعَها. عدل، هر چیز را در جایگاه واقعی خود را قرار می دهد.

 

با این حساب، عدل، قانون نظام جهان است که بدون آن شیرازه نظام هستی در هم می ریزد.

 

امام علی علیه السلام در تعریف عدل به این واقعیت تصریح کرده است؛ آن جا که می فرماید: العَدلُ أساسٌ بِهِ قِوامُ العَالَمِ. عدل، پایه ای است که نظام جهان بر آن استوار است. بر این اساس، هر پدیده ای در جهان هستی قانونی دارد که اگر آن قانون رعایت شود، آن پدیده چنان که شایسته است تحقق می یابد، والا فلا.

و اما یک نکته مهم مصداقهای ظلم در جامعه امروز جهانی است که بصورت گسترده و در تمام کشورها با هر سبک و سیاق حکومت داری وجود دارد اما مهم اینست که در جامعه اسلامی بدلیل خاص ظلم و ستم در انواع مختلف آن به هیچ وجه قابل گذشت و قابل اغماض نیست و متولیان امر در درگاه خداوند متعال ،امام زمان عج و مردم پاسخگو خواهند بود و هیچ راه فراری از درگاه او وجود ندارد زیرا


نتیجه تصویری برای لا یمکن حکومتک

و لا یُمْکِنُ الْفِرارُ مِنْ حُکُومَتِکَ

بنابراین فقر ،ربا،رانت،اختلاس،ترویج دروغگویی ،ترویج ریاکاری ،احتکار،کم فروشی،گرانفروشی،نابرابری در توزیع عادلانه ثروت،بی عدالتی در اجرای یکسان قانون برای همه بدون در نظر گرفتن جایگاه آنان ،تضییع حق الناس به عنواین مختلف و یا خاص ،ایجاد زمینه های فقر و بیکاری ،شیوع فساد مالی ،نا امیدی مستضعفان از حاکمان خود برای احقاق حق ،دوستی با دشمنان قسم خورده خداوند ....و سایر موارد دیگر تا زمانی برای پروردگار و ولی امر او امام زمان عج قابل تحمل خواهد بود که به هر دلیلی در قرآن کریم در سرنوشت اقوام گوناگون ذکر فرموده اندو به انان مهلت داده شده است و هر زمان که این مهلت به پایان برسد طوفان سهمگین الهی انگونه که اراده فرمایند عمل خواهند کرد.

امام علی علیه السلام برای شناخت شخص ظالم و ستمگر، ملاک معینی را به پیروان خویش آموختند:

«للظالم من الرجال ثلاث علامات: یظلم من فوقه بالمعصیه و من دونه بالغلبه و یظاهر القوم الظّلمة.» یعنی: افراد ستمگر سه نشانه دارند: معصیت نسبت به مافوق (خداوند)؛ ظم و ستم به زیر دست با غلبه بر او؛ و پشتیبانی از گروه ظالم.

از این بیان فهمیده می شود که ظلم و ستم منحصر در تعدی و تجاوز به حقوق دیگران نیست بلکه برای ظلم دو ویژگی دیگر هم وجود دارد؛ یعنی ظلم مصداق واحدی ندارد بلکه دارای مصادیق سه گانه ای است که هر گاه یکی از این سه مصداق از جانب کسی صادر گردد بر او ظالم اطلاق می شود. معصیت خالق، تضییع حقوق دیگران و دفاع از ظلم، سه مصداق بارز ظلمند. نکته دقیقی که از کلام گوهر بار علی علیه السلام به دست می آید، این است که انسان گنه کار نمی تواند در عین عصیان به دستورات الهی، دارای وصف عدالت باشد؛ زیرا معصیت کار ظالم است نه عادل. حتی زیر پا گذاشتن تعالیم و دستورات الهی، از نظر حضرت علی علیه السلام ، بدترین نوع ظلم شناخته شده است: «اقبح الظلم منعک حقوق الله.» یعنی: زشت ترین ظلم آن است که حقوق الهی را ندهی.

 

 

انواع ظلم


نتیجه تصویری برای انواع ظلم از نگاه اهل بیت

ظلم بندگان به سه دسته کلی قابل تقسیم است. این سه دسته عبارتند از:

 

1- ظلم به خداوند

 

خدای را آنگونه باید شناخت که هست، نه آنگونه که نیست، علماء علم کلام برای حضرت ربّ جلیل، با بهره گیری از آیات قرآن کریم ویژگی هائی برشمرده اند.

 

اوصافی چون علم، قدرت، حکمت، خلق، رزق، سمع وبصر.. . را اثبات و نیز اوصافی چون جسمانیت، محدودیت، شریک، اولاد و.. . را نفی و سلب نموده اند، بنابراین اگر صفتی از صفات ثبوتی خداوند نفی گردد و یا وصفی سلبی، اثبات شود درک بشر از خدا ناقص شده و محدود می گردد و این ظلم به او شمرده می شود.

 

افتراء به خدا بستن و تکذیب او به تکذیب آیات و نشانه هایش از زیر مجموعه های این معصیت بزرگ است.

 

«... مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللَّهِ کذِباً...»

 

چه کسی ظالم تر است از آنکه بر خدا افتراء بندد؟

 

این عبارت نُه بار در قرآن کریم تکرار شده است.

 

نسبت فرزند به خدا از معاصی غیر قابل توصیفی است که متأسفانه گروهی از جمعیت کره زمین بدان آلوده بوده اند.

 

«وَ قالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً سُبْحانَهُ بَلْ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ کلٌّ لَهُ قانِتُونَ»

 

یهود و نصارا گفتند: خدا برای خود فرزندی برگزیده است، منزه است او، بلکه هر آنچه در آسمانها و زمین است از آن او بوده و همه در مقابل او خاضعند.

 

و براستی این پست ترین توصیف است و اگر از این سخن آسمانها متلاشی و زمین شکافته و کوهها فرو ریزد، زیاد نیست.

 

«وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً، لَقَدْ جِئْتُمْ شَیئاً إِدًّا، تَکادُ السَّماواتُ یتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَ تَخِرُّ الْجِبالُ هَدًّا»

 

گفتند: خدای رحمن فرزندی برای خود برگزیده است، براستی چیزی زننده گفتید، نزدیک است بخاطر این سخن آسمانها متلاشی، زمین شکافته و کوهها به شدت فرو ریزد.

 

نسبت شرک که صدها بار، قرآن به آن پرداخته است و حدود دویست بار بدان تصریح می نماید از مصادیق ظلم به خدا محسوب می شود.

 

«أَ یشْرِکونَ ما لا یخْلُقُ شَیئاً وَ هُمْ یخْلَقُونَ»

 

آیا چیزهائی شریک او قرار میدهید که چیزی نمی آفرینند و خودشان مخلوق هستند.

 

و براستی شرک و دو گانه پرستی ظلمی عظیم و افترائی بزرگ است.

 

«وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لِابْنِهِ وَ هُوَ یعِظُهُ یا بُنَی لا تُشْرِک بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْک لَظُلْمٌ عَظِیمٌ»

 

بخاطر آور زمانیکه لقمان فرزندش را موعظه میکرد و گفت: فرزندم برای خدا شریک قرار مده که شرک گناهی عظیم است.

 

«إِنَّ اللَّهَ لا یغْفِرُ أَنْ یشْرَک بِهِ وَ یغْفِرُ ما دُونَ ذلِک لِمَنْ یشاءُ وَ مَنْ یشْرِک بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَری إِثْماً عَظِیماً»

 

خدا هرگز شرک را نمی بخشد و کمتر از آن را برای کسی که شایسته بداند می بخشد، و آنکه برای خدا شریک قرار دهد، گناه بزرگی مرتکب شده است.

 

2- ظلم به عباد

 

هر انسانی حقّی در حیات دارد که این حقوق را خالق او معین فرموده است. و طبیعی است که تعدّی به حقوق وی ظلم و ستم شمرده می شود. جان هر انسانی، مال و ثروت او، عرض وآبرویش، حریم های سه گانه وی را تشکیل می دهند. و لذا تعدّی به هر کدام از این سه حقّ، گناه کبیره شمرده شده و پایمال شدن حقّ الناس و در نهایت نادیده انگاشتن حقّ خدا محسوب می شود.

 

هر نوع آزار جسمانی، قتل و ضرب و جرح انسان ممنوع است.

 

قال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله:

 

«... وَمَنْ لَطَمَ خَدَّ مُسْلِمٍ لَطْمَةً بَدَّدَ اللَّهُ عِظامَهُ یوْمَ الْقِیمَةِ»

 

آنکه یک سیلی به صورت مسلمان بنوازد، خداوند در روز قیامت استخوانهایش را از هم می گسلد.

 

سرقت اموال، دزدیدن حقوق، غصب اموال، حبس حقوق و سلب امنیت اقتصادی وی حرام است.

 

به این روایت که از امام عصر عجّل اللَّه تعالی فی فرجه نقل شده است، توجه کنید:

 

«لایحِلُّ لِاحَدٍ انْ یتَصَرَّفَ فی مالِ غَیرِهِ بِغَیرِ اذْنِهِ»

 

جایز نیست کسی در اموال دیگر بدون اذن او تصرف کند.

 

عِرض انسان نیز حریمی بس مهم دارد و هرگونه تعدّی به این حریم و به هر شکل، معصیت است. در این رابطه، غیبت، تهمت، فتنه گری، حقد و کینه، مکر و حیله، فساد جنسی، قذف، چشم چرانی، تجسّس، تحقیر، آزار، دروغ گفتن، عیبجوئی، شماتت، افشاء اسرار، غضب و.. . تحریم شده اند.

 

قال زین العابدین علی بن الحسین علیهما السلام:

 

«مَنْ کفَّ عَنْ اعْراضِ المُسْلِمینَ اقالَ اللَّهُ عَثْرَتَهُ یوْمَ الْقِیمَةِ»

 

کسی که از دست درازی به عرض مردم خودداری کند، خداوند لغزش های او را در قیامت نادیده می گیرد.

 

ناگفته پیداست که هر کدام از حقوق سه گانه مستثنیاتی دارد که آثار و عواقب برخی افعال خود انسان می باشند. مثلًا جان کسی که به حریم جان انسانی تجاوز کرده است، محترم نیست و حکم قصاص بر او جاری می شود و یا کسی که مرتکب جنایت مالی شده است، اموالش محترم نبوده و بایستی به پرداخت دیه و خسارت مجبور شود. و یا آنکه بدعتی نهاده است، شهادت دروغی داده است، مرتکب تجاوز به عِرض کسی گشته است، عرض او محترم نبوده و باید حد و تعزیر را تحمل کند و یا در شهر گردانده شود و تبعید یا حبس شود.

 

اینها قوانینی است که برای حفظ حرمت های سه گانه و منع تجاوزهای دیگر و تنبیه متجاوز، وضع شده است.

 

3- ظلم به خود

 

روان آدمی و اعضاء و جوارح وی بر او حقوقی دارند، رعایت این حقوق عدل و تجاوز به آن ظلم است.

 

«... رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَکونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ»

 

پروردگار ما، ما به خود ستم کردیم و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم ننمائی از زیانکاران خواهیم بود.

 

امام سجاد علیه السلام در رساله حقوق خود که از گنجینه های اخلاقی شیعه است، حقوق زبان، گوش، چشم، پا، دست، اندام گوارشی و تناسلی را بیان فرموده است.

 

هر کدام از اینها جهت اعتدالی دارند. خروج از این جهت، اسراف و اقتار و یا افراط و تفریط شمرده می شود. استفاده از هر کدام در مسیری که خدا عضو را برای آن مسیر خلق نکرده ظلم به عضو است. استفاده از زبان در گناهان زبانی، گوش در استماع حرام، چشم در لذّت های نامشروع، دست و پا در حرکت به سوی عمل غیر جایز، شکم در مأکولات و مشروبات حرام، اندام تناسلی در فحشاء و.. . عضو کشی محسوب می شود و حرام است. همان طورکه سلب جان و خودکشی از محارم بزرگ می باشد و همانگونه که ذلّت نفس با تحقیر خود یا چاپلوسی و تملّق و یا حسد، حقد، حسرة، غصّه، غضب، عجب، کبر و.. . خطاء محسوب می شوند.

 

«وَامّا حَقُّ فَرَجِک فحِفْظُهُ مِمّا لایحِلُّ لَک وَالْاسْتِعانَةُ عَلَیهِ بِغَضِّ الْبَصَرِ»

 

حقّ اندام تناسلی این است که آن را از حرام بازداری و برای این کار از پوشاندن چشم از محرمات کمک گیری.

 

آنچه را که از تقسیم ظلم بیان کردیم، برگرفته از فرمایش مولای بیان و امیرمؤمنان علیه السلام بود.

 

«الا وانَّ الظُّلْمَ ثَلاثَةٌ، فَظُلْمٌ لایغْفَرُ، وَظَلْمٌ لایتْرَک، وَظُلْمٌ مَغْفُورٌ لایطْلَبُ، فَامَّا الظُّلْمُ الَّذی لایغْفَرُ فَالشِّرْک بِاللَّهِ، قالَ اللَّهُ تَعالی (سُبْحانَهُ) «انّ اللَّهَ لایغْفِرُ انْ یشْرَک بِهِ» وامّا الظُّلْمُ الَّذی یغْفَرُ فَظُلْمُ الْعَبْدِ نَفْسَهُ عِنْدَ بَعْضِ الْهَنَاتِ، وَامَّا الظُّلْمُ الَّذی لایتْرَک فَظُلْمُ العِبادِ بَعْضُهُمْ بَعْضاً»

 

ستم بر سه گونه است: ستمی که هرگز بخشوده نمی شود، و ستمی که بدون مجازات نخواهد بود و ظلمی که از آن صرف نظر می شود. ستمی که بخشوده نمی شود شرک است که خدای متعال می فرماید:« خداوند هیچگاه شرک بخود را نمی بخشد». ستمی که بخشوده می شود، ظلمی است که انسان به خود نموده( این گناهان قابلیت بخشش را با شرایط خود دارند)، ستمی که رها نمی شود، ظلم بنده به دیگران است( حقوق غیر).

 

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نامه اعمال بندگان را، سه نامه و بر اساس تعدّی به حقوق سه گانه بر شمرده است.

 

«الدَّواوینُ عِنْدَاللَّهِ ثَلاثَةٌ، دیوانٌ لایعْبَاءُ اللَّهُ بِهِ شَیئاً، وَ دیوانٌ لایتْرُک اللَّهُ مِنْهُ شیئاً، وَ دیوانٌ لایغْفِرُهُ اللَّه»

 

کتابها و دیوانها نزد خداوند سه قسمند: دیوانی که خداوند به آن سخت نمی گیرد واز آن می گذرد، دیوانی که خداوند چیزی از آن را فرو گذار نخواهد بود، دیوانی که هرگز خدا او را نمی بخشد.

 

سپس حضرت ظلم بنده بخودش، ظلم بنده به غیر و ظلم بنده به خدا را به عنوان مصداق هر سه دیوان برمی شمرد.

 

و البته تکبر، مایه اصلی تعدّی به حقوق سه گانه و انجام سه قسم ظلم است که انسان را وادار می کند نسبت به مافوق عصیان ورزد، و بر مادون غالب شود و نفس خود را برای یاری ظالم و یا ظلم به خود همراهی نماید.

 

قال علی علیه السلام:

 

«للِظّالِمِ مِنَ الرِّجالِ ثَلاثُ عَلاماتٍ، یظْلِمُ مَنْ فَوْقَهُ بِالْمَعْصِیةِ، وَمَنْ دُونَهُ بِالْغَلَبَةِ، وَیظاهِرُ (الْقَوْمَ) الظَّلَمَةَ»

 

مردان ظالم سه نشانه دارند: نسبت به مافوق نافرمان، به ضعیف تر از خود قلدر، و پشتیبان ستمکارانند.

 

ناگفته نماند که ظلم به بندگان و ظلم به خود، چون در واقع تعدّی از قوانینی است که خداوند متعال برای بندگانش مقرر فرموده است، ظلم به خداوند نیز محسوب می شوند، هرچند که اصطلاحاً این سه، قسیم یکدیگرند.

 

نتیجه تصویری برای انواع ظلم

مصادیق ظلم در آیات

 



خداوند متعال در آیات قرآن کریم، هشتاد و یک گروه را ظالم و ستمگر نامیده است. این افراد و گروه‌ها عبارتند از:
۱- کسانی که زنانشان را نگه می‌دارند تا آنها را اذیت کنند.۲- گروهی از قوم گوساله پرست حضرت موسی (علیه‌السّلام) (یهود)۳- گروهی از قوم موسی، که سخن خدا را تغییر دادند۴- مشرکان۵- کفران نعمت‌کنندگان۶- متجاوزین از حدود الهی۷- کفار۸- قوم ثمود۹- یاری‌کنندگان ظالمان۱۰- خورندگان مال یتیم با زور و کلک۱۱-کسانی که به خدا دروغ می‌بندند۱۲-تکذیب‌کنندگان پیامبران الهی۱۳- کسانی که از غیرخدا و پیامبر و احکام اسلامی داوری می‌طلبند۱۴-تهمت‌زنندگان به پیامبران الهی۱۵- قوم نوح۱۶- انکارکنندگان آیات الهی۱۷- مسخره‌کنندگان و لقب زشت‌دهندگان به مومنان۱۸- دوستان ستمگران۱۹- کسانی‌که مرتد می‌شوند۲۰- بدکاران۲۱- قاتلان۲۲- کسانی‌که زیرسلطه یهودیان و مسیحیان می‌روند۲۳- کسانی‌که عیسی را پسرخدا می‌دانند۲۴- تجاوزکنندگان از حق و دستورات الهی۲۵- شهادت دهندگان و قسم خوردگان دروغ۲۶- تکذیب‌کنندگان پیامبراسلام و آیات الهی۲۷- طردکنندگان مومنان۲۸- منافقین۲۹- درخواست‌کنندگان عذاب الهی۳۰- ایرادگیرندگان به آیات الهی۳۱- ترک‌کنندگان امر به معروف و نهی از منکر،طبق روایات)
۳۲- گمراه‌کنندگان مردم۳۳- فسادکنندگان در زمین۳۴- نزدیک‌شدگان به درخت ممنوعه در بهشت۳۵- گناهکاران۳۶- دوزخیان3۷- گوساله‌پرستان بنی‌اسرائیل3۸- فرعونیان و کفار قریش۳۹- کسانی‌که افراد نابرابر را با هم برابر می‌کنند۴۰- منافقان و پیروانشان۴۱- کسانی‌که مبنای کارهایشان باطل است۴۲- کسانی‌که بر اساس علم و آگاهی به تکذیب یا تایید نمی‌پردازند۴۳- کسانی‌که به خدا دروغ می‌بندند۴۴- کسانی‌که حرف باطل می‌زنند۴۵- پرداخت‌کنندگان خمس و زکات۴۶- همجنس بازان۴۷- دزدان۴۸- مخالفان پیامبران۴۹- پیروان شیطان۵۰- پیروان مکتب غیرالهی۵۱- قوم شعیب۵۲- لجاجت‌کنندگان در برابر حق۵۳- کارگزاران طاغوت۵۴- شیطان‌پرستان۵۵- انسانهای بی‌تقوا۵۶- کسانی‌که قانون الهی را زیرپا می‌گذارند و می‌شکنند۵۷- کسانی‌که با بشارتها و انذار پیامبران بیدار نمی‌شوند۵۸- ترک اولی‌کنندگان۵۹- سنگدلان۶۰- پرستش‌کنندگان غیرخدا۶۱- فرعونیان
 

۶۲- کسانی‌که از هوا‌و‌هوس خود پیروی می‌کنند۶۳- کسانی‌که به دعوت انبیا توجه نمی‌کنند۶۴- کسانی‌که دل مردم بی‌گناه را می‌سوزانند۶۵- غافلان۶۶- گناه‌کاران۶۷- منحرفین از راه حق۶۸- زشت‌کاران۶۹- تعدی‌کنندگان به حق دیگران۷۰- کسانی‌که خود و خانواده‌هایشان را جهنمی کرده‌اند۷۱- پیروی‌کنندگان از هوسهای جاهلان۷۲- تکبرکنندگان۷۳- شیطان۷۴- عالمان بی‌عمل۷۵- تحریف‌کنندگان کتاب الهی و کتمان صفات پیامبر اسلام۷۶- بخیلان۷۷- طغیان کنندگان در برابر دستورات الهی۷۸- استفاده کنندگان نادرست از نعمت‌های الهی۷۹- خیانت‌کنندگان در امانات۸۰- قاتلان انبیاء۸۱- دوستان و همنشینان با بدها
 
 نتیجه تصویری برای انواع ظلم


مفسر تفسیر نور درباره بزرگترین و بدترین نوع ظلم ذیل آیه ۷ سوره صف نوشته است:
۱- کسی که نه بشارت عیسی و نه معجزات پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را می‌پذیرد و همه را یکسره سحر می‌داند، مرتکب بزرگترین افترا گردیده و ظالمترین فرد است.
۲- افترا به انبیای الهی، افترا بر خداست. آنان به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) گفتند: «سحر مبین»، خداوند عمل آنان را افترا بر خدا معرفی می‌کند.
۳- افترا بر خدا و دین خدا، بدترین نوع افتراست.
۴- بزرگ‌ترین ظلم، جلوگیری از رشد و معرفت و حق‌گرایی و عبادت مردم است.
۵- بدترین نوع ظلم آن است که بر ظالم، اتمام حجت شده باشد و او ظلم کند.
۶- نتیجه افترا بر خداوند، محرومیت از هدایت الهی است.
۷- هدایت و ضلالت به دست خداوند است، لیکن انسان زمینه‌های آن را با اختیار و اراده خود فراهم یا نابود می‌کند.
در آیات قرآن کریم مصادیق مختلفی برای انواع و اقسام و ظلم و ستم ذکر شده است که از ترک اولی پیامبران و ظلم به خود آنها که کم‌ترین نوع آن است تا بدترین نوع ظلم و ستم راشامل می‌شود. در واقع، بر اساس آیات قرآن مجید، هر ترک اولی و هر گناهی که از انسان سربزند، نوعی ظلم به خود یا دیگران است و چنانچه درصدد استغفار و جبران برنیاید، گرفتار عواقب آن می‌شود. آدم و حوا (علیه‌السّلام) هنگامی که ترک اولی کردند و از درخت ممنوعه خوردند، فوراً به درگاه خداوند متعال استغفار کردند و اظهار داشتند:
«ربنا ظلمنا انفسنا وان لم تغفرلنا و ترحمنا لنکونن من الخاسرین؛
 
گفتند: پروردگارا! ما به خودمان ستم کردیم؛ و اگر ما را نبخشی و به ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود.»

آثار ظلم و ستم

ظلم و ستم آثار مخرب و مهلک فراوان دارد، به طوری که می‌توان گفت این بلای خانمان برانداز، دنیا و آخرت، روح و جسم و در یک کلام همه چیز ظالمان و ستمگران را به ورطه نابودی و نیز جسم و روح انسان را به عذاب و خواری دنیوی و ذلت و بدبختی ابدی می‌کشاند! و این آثار، آثار رفتار خود آنهاست و خداوند متعال هیچ ظلم و ستمی در حق هیچ موجودی در دنیا و آخرت نمی‌کند. شاید به همین دلیل است که امیرالمومنین علی(ع) فرموده‌اند:

... به خداوند قسم که اگر اقلیم‌های هفتگانه را همراه با آنچه در زیر آسمان‌ها است را به من بدهند که خداوند را با گرفتن پوست جوی از دهان مورچه‌ای نافرمانی کنم، هرگز چنین نخواهم کرد!!

جا دارد که همه بنا به توصیه آیه 45 سوره ابراهیم، از سرنوشت ظالمان و ستمگران تاریخ عبرت بگیریم و با مشاهده آخر و عاقبت ننگین و مهلک آنها، از این پدیده زشت و شرم آور و تباه کننده انسان دوری کنیم.

بعضی از آثار ظلم در قرآن عبارتند از:

1- ظالمان در دنیا و آخرت گرفتار عذاب می‌شوند (کهف87)

2- عذاب سختی در روز قیامت ستمکاران را فرا می‌گیرد (یونس 54)

3- قتل گوساله پرستان بنی اسرائیل (بقره 54)

4- در دوزخ همراه و همنشین شیطان می‌شوند (زخرف 39)

5- در معرض عذاب سهمگین الهی قرار دارند (بقره 165)

6- از راه حق گمراه می‌شوند و آمرزیده نمی شوند (نساء 168-167)

7- نسل نامناسب از آنها باقی می‌ماند (انعام 45)

8- مسخ شدن به صورت میمون (اعراف 166)

9- هلاکت (یونس 13)

10- عذاب همیشگی (یونس 52)

11- فرود آمدن عذاب آسمانی بر آنها (هود 67)

12- مهلت نمی یابند (نحل 85)

13- بدبختی (کهف 59)

14- شفاعت شامل حالشان نمیشود (مومنون 27)

15- در معرض تهدید الهی قرار دارند (شعرا 227)

16- ویران شدن خانه و شهر ستمکاران (نمل 52)

17- معذرت خواهی آنها در قیامت پذیرفته نمی‌شود (روم 57)

18- باید آتش دوزخ را بچشند. (سبا 42)

19- مورد بازخواست قرار می‌گیرند (صافات 22)

20- اگر همه زمین را هم بدهند، از عذاب نجات نمی‌یابند (زمر 47)

21- عذاب دردناک در انتظار آنها است (زخرف 65)

22- در برزخ عذاب می‌شوند (طور 47)

23- گرفتار عذاب بزرگ می‌شوند (فرقان 19)

24- چیزهای پاک بر گروهی از آنها حرام می‌شود (نساء 160)

25- هدف صاعقه قرار می‌گیرند (نساء 153)

26- افسوس و پشیمانی شدید در قیامت دارند (فرقان 27)

27- رستگار نمی شوند (انعام 21)

28- سخت جان می‌دهند (انعام 93)

29- طوفان شدید و رگبار بر سر آنها فرود می‌آید (عنکبوت 14)

30- نزد خداوند نگهداشته می‌شوند (سبا 31)

31- یاوری در قیامت ندارند (شوری 8)

32- در هنگام مرگ مورد ضرب و شتم ملائکه واقع می‌شوند (نساء 97 و نحل 28)

33- عهد خدا به آنها نمی رسد (بقره 124)

34- خدا دوستشان ندارد (آل عمران 57)

35- هدایت نمی‌شوند (آل عمران 86)

37- جایگاه بد اخروی دارند (آل عمران (151)

38- به خواری ابدی گرفتار می‌شوند (آل عمران 192)

39- باید در دنیا منزوی شوند (انعام 68)

40- لعنت خدا بر آنهاست (اعراف 44)

41- ضرر کنندگان واقعی‌اند (اسراء 82)

42- آتش دوزخ آنها را احاطه می‌کند (کهف 29)

43- از جهنم نجات نمی‌یابند (مریم 72)

44- دشمنی طولانی و عمیق با حق دارند (حج 53)

45- آخر عاقبت بد و وحشتناک دارند (قصص 40)

50- منقرض و نابود می‌شوند (انعام 45)

51- بازقوم شکنجه می‌شوند (صافات 63)

52- عذاب دائمی دارند (شوری 45)

53- در آتش می‌روند (حشر 17)

  • العبدعلی اکبر

ظلم

ظلم و ظالم

عاقبت ظلم