إِلَهِي عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ يَا مَوْلانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ یان چاپ -->

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی

Image result for ‫ایت الله سیستانی‬‎ Image result for ‫ایت الله بهجت‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎

کد اخبار

بایگانی
آخرین نظرات

دستورالمل هایی از آقا سید احمد کربلائی (ره )

چهارشنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۸، ۱۲:۲۴ ب.ظ

تصویر مرتبط

دستورالعملها

بسم الله الرحمن الرحیم

زنده باد حضرت دوست و مرده باد هر چه غیر اوست .

ای هدهد صبا به سبا می فرستمت بنگر که از کجابه کجا می فرستمت

در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست می بینمت عیان و دعا می فرستمت

هر صبح و شام قافله ای از دعای خیر در صحبت شمال و سبا می فرستمت

ای غایب از نظر که شدی همنشین دل می گویمت دعا و ثنا می فرستمت

فدای حقیقت که شوم که از او خبر نداری دستورالعمل آن است که از خود و خودرایی دست برداری ، جان من به لب آمد از گفتن این که راه نجات و خلاص در استغراق ذکر الهی و تفکر در معرفت نفس و خودشناسی است و ذکر و فکر ، خود راهنمای تو خواهد شد .

((یا من اسمه دواء و ذکره شفاء)) : (ای که نام او دوای دردها و یا او شفابخش نمی بینی و داروی تو هم نزد خود توست فهم نمی کنی )

تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز جناب عالی در همه چیز اهتمام دارید ، مگر در همین یک کلمه ، پس حالا که چنین است :

تو و تسبیح و مصلی و ره زهد و ورع من و میخانه و ناقوس وره دیرو کنشت

باری جناب حاج میرزا . سلمه الله ، انشاء الله از آب و گل بیرون آمده است و رشته معرفت نفس به دست آورده و آقا میرزا . هم ماشاءالله خوب مشغول است بحسب ظاهر ، امید پیش آمد ، بزودی انشاء الله در او هست .

باری نوشته بودی در تضرع و ابتهال هم چیزی بنویس تا این که نوشتجات ناقص نماند نمی دانم بر این حرف خنده کنم یا گریه ، ایکاش بر دل مبارکت زده می شد و نوشته می شد و الا بر کاغذ خیلی زده اند و نوشته اند .

فدایت این مساله و باقی مسائل راه آخرت آموختنی نیست ، بلکه نوشیدنی است تضرع و ابتهال نخواهد بود ((فهم والنار کمن راوها و هم فیها معذبون )) (۱۶۸) طرفه این که با این همه بی التفاتی تعجبم که از کجا یک مطلب را خوب فهمیده ای و آن این است که جهالت این حقیر را خوب فهمیده و به رشوه ناقص نماندن نوشتجات ، دل مرا شاد فرموده ای با وجود این ، باز می گوئی کشف و شهودی برایم نشده و علمی بحقایق اشیاء نیافته ام در این خیال بوده باشید!

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

قسمت دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

طالب حضرت حق جل و علا را شایسته آنست که چون عزم برخوابیدن نماید ، محاسبه اعمال و افعال و حرکات و سکنات صادره از خود را از بیدار شدن شب سابق ، تا آن زمان تمام و کمال نموده ، و از معاصی و اعمال ناشایسته واقعه از خود پشیمان شده ، و توبه حقیقی نموده ، و عزم بر آنکه ان شاء الله در ما بعد بنماید ، و متذکر شود که ((النوم اخ الموت )) (خواب برادر مرگ است ) و ((الله یتوفی الانفس حین موتها و التی لم تمت فی منامها)) ((خداوند جانها را به هنگام مرگ می گیرد ، جان زندگان را نیز بهنگام خواب می گیرد . )

تجدید عهد به ایمان و شهادتین و عقاید حقه نموده با طهارت رو به قبله ((کما یجعل المیت فی قبره )) (بدان سانی که میت را در قبر می نهند ) به نام خدا استراحت نموده و به مقتضای آیه شریفه در مقام تسلیم روح خود به حضرت دوست جل و علا بر آمده ، بگوید:

این جان عاریت که به حافظ سپرده دوست روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم

مشغول به توجه به حضرت حق جل و علا و تسلیم خود به او شده تا او را خواب بر باید و ملتفت آن باشد ، که چون خواب رود به شراشر وجودش ، از روح و بدن ، در قبه قدرت حضرت حق جل و علا خواهد بود به حدی که حتی از خود غافل و بی شعور می شود و اگر اعاده روح به بدن نفرماید ، موت حقیقی خواهد بود چنانکه در آیه شریفه می فرماید:

(( . فیمسک التی قضی علیها الموت و یرسل الاخری الی اجل مسمی ))

آنرا که اجل او فرارسیده است نگه می دارد ، و روح آن را که باید زنده بماند ، تا وقت معین به دنیا می فرستد)

چه بسیار کسانی که خوابیدند و بیدار نشده تا روز قیامت سربرنداشتند پس امید برگشتن به دنیا ، دوباره نداشته باشد مگر به تفضل جدیدی از حضرت حق جل و علا به برگردانیدن روح او را به بدن به لسان حال وقال : ((رب ارجعون لعلی اعمل صالحا فیما ترکت )) (پروردگارا! باز گردانم شاید در این فرصت باقی مانده کار شایسته ای کنم ) بگوید .

لهذا ، چون از خواب برخیزد ، اولا: متذکر نعمت اعاده روح که بمنزله حیات تازه ایست از از حضرت حق جل و علا شده حمد و شکر الهی بر این نعمت چنانکه فرموده سجده شکری بر این نعمت ، چنانکه حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود ، ادا نموده ، ملتفت آن شود که چندین هزارها ، این خواهش را از او در خواست نموده و بغیر از ((کلا انها کلمه هوقائلها . )) (انه چنین است این فقط حرف است ) جوابی نشنیده اند ، کمال مرحمت از حضرت حق جل و علا درباره او شده که خواهش او را اجابت فرموده ، و او را دوباره به دنیا ارجاع فرموده ، این حیات تازه را غنیمت شمرده و کمال همت بر آن گماره که ان شاء الله تعالی تجارت رابحه نموده که برای دفعه دیگر که به این سفر رود ، او را مدد حیات ابدی بوده باشد .

پوشیده نباد بر طالب حضرت حق جل و علا که علاوه بر اینکه سایر اشیاء و موجوادت ، غیر از حضرت حق جل و علا در معرض فنا وزوال است و لهذا شایسته مطلوبیت ندارد ، ممکن بما هو ممکن را هیچ موجودی نافع و مفید نیست جز حضرت حق جل و علا ؛ چه هر آنچه فرض کنی غیر او ، چون ممکن است ، محتاج است من جمیع الجهات به حضرت او جل و علا و در قبضه قدرت اوست جل و علا و لهذا هیچ موجودی غیر از او نه در زمین و نه در آسمان و نه در دنیا و نه در آخرت ، شایسته مطلوبیت برای شخص عاقل و دانا ندارد جز حضرت او جل و علا و اگر فرض شود که شخص عاقل ، چیزی غیر از او طلب نماید ، پس بالضرورة و الیقین مطلوب بالذات نخواهد بود ، بلکه مطلوب بالغیر خواهد بود مانند مطلوبیت دین و ایمان و آخرت و محبت و معرفت او جل و علا و دوست او چون پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه هدی علیهم السلام و رضا و تسلیم و سایر اخلاق محموده و ملکات پسندیده ، که محبوبیت و مطلوبیت و مفید بودن آنها به اعتبار اضافه به حضرت اوست جل و علا نه بالذات و فی نفسه .

لهذا ، شایسته برای عاقل چنان است که صرف نظر و همت طلب از جمیع اشیاء غیر از او نموده و به مقتضای ((قل الله ثم ذرهم )) ، همت طلب را ، منحصر در او نموده و او را بذاته و بنفسه قرار داده ، بگوید:

ما از تو نداریم بغیر از تو تمنا حلوا به کسی ده که محبت نچشیده

دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را

پس غنیمتی را در این حیات تازه جز از طلب جل و علا منظور نداشته باشد و در تمام آنات و لحظات و حرکات و سکنات نظر به او جل و علا داشته و او را حاضر و ناظر در جمیع اوقات بداند ، تا وقت خوابیدن در شب آینده و هکذا و از این بیان معلوم شد که قبیح ترین قبائح برای چنین کسی ، صرف همت نمودن است به ((مشتهیات )) و ((مستلذات )) و امور معاش خود مانند بطن و فرج و غیر ذالک و لذا شایسته است با المره غفلت از امور مزبوره و به هیچ وجه التفات به امورات مذکوره ننماید و اگر من باب ضعف نفس ، قهرا التفات به امورات مزبوره بشود ، چون نه از او نه از غیر او جز از حضرت حق جل و علا کاری برنمی آید ، پس امورات خود را تسلیم و تفویض به حضرت او جل و علا بنماید .

به جد و جهد چوکاری نمی رود از پیش به کردگار رها کرده به مصالح خویش

بربنده بندگیست و روزی و سایر مصالح او بر عهده آقای اوست و اقبح قبایح دست برداشتن از بندگی و اهتمام او در امور خویش می باشد 

پس لازم و واجب بر طالب حق کمال اهتمام است در اطاعت و بندگی و رفتن به حضور و دربار او جل و علا به کمال شوق و تضرع و تذلل و ابتهال و چون توجه به حضرت او به قلب است و حضور و ظهور و جلوه گاه او جل و علا قلب است ، بلکه در تمام موجودات مظهری و مجلائی اتم واکمل از قلب مومن برای او جل و علا نیست که :

((لا یسعنی ارضی و لاسمائی بل یسعنی قلب عبدی المومن ))

(زمین و آسمان قدرت پذیرش مرا ندارند ، ولی قلب بنده با ایمان گنجایش پذیرش مرا دارد) .

آسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه فال به نام من دیوانه زدند

((انا عرضنا الامانة علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و حملها الانسان . )) 

(ما امانت (ولایت ) را بر آسمانها و زمین عرضه کردیم توان پذیرش نداشتند ، انسان این امانت را پذیرفت )

کمال اهتمام طالب بعد از توجه به حضرت حق جل و علا که تعبیر از آن به ذکر میشود ، معرفت قلب و نفس است که تعبیر می شود ، به تفکر در نفس که :

((من عرف نفسه فقد عرف ربه ))  (هر که خو را شناخت رب خود را شناخته است ) .

((و فی انفسکم افلا تبصرون و آیاتنا فی الافاق وفی النفسهم حتی یتبین لهم انه الحق )) ((ما نشانه های خو را در هر سوئی از جهان و در جان های ایشان می نمائیم تا حق بر آنها روشن گردد)

لهذا ، طالب حق را به غیر از دل و دلبر ، کاری نیست بلی من باب المقدمه بر او لازم است تطهیر و تنظیف قلب از ((ارجاس )) و ((انجاس )) ، که مقصود اخلاق رذیله بوده باشد ، بلکه از ما سوی حق جل و علا که تعبیر از آن می شود به تخلیه و آرایش قلب و صیقل دادن آنست به اطاعات و عبارات و صفات حسنه و اخلاق کریمه تا قابلیت ظهور و حضرت حق جل و علا را بیاید که تعبیر از آن می شود ((تجلیه )) و ((تحلیه ))

((انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا)) 

((اراده خدا بر این قرار گرفت که پلیدی را از شما اهل بیت بدور دارد و شما را پاک گرداند (تا الگوی انسانها باشید)))

فدایت ! اگر عمل کنی ، همین قدر بس است ، و اگر عاملی نباشد ، درد و غصه در دل باشد ، بهتر از آنست که ((عبث )) اظهار کند ، و کسی گوش به درد دل او نکند امید چنانست که در خلولت با حبیب ، این روسیاه در گاه اله را فراموش نکرده و اظهار شوق مندی این روسیاه را به دربار منیع او جل و علا بنماید .

برگرفته از کتاب زندگینامه عرفا