إِلَهِي عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ يَا مَوْلانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ یان چاپ -->
بسللیم

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

Image result for ‫ایت الله سیستانی‬‎ Image result for ‫ایت الله بهجت‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎
آخرین نظرات
  • ۵ آبان ۹۷، ۱۸:۳۶ - زینب
    عالی

اگر بخواهیم صادقانه با این موضوع برخورد کنیم باید اول برویم و ببنیم در طول تاریخ چه کسانی موفق به دیدار حجت خدا یعنی امام زمان (عج) در طول تاریخ ایران شده اند حال چه در ایران بوده اند و یا خارج از ایران و سپس زندگی اولیای الهی بعد از انقلاب همچون حضرات مرحوم خلد اشتیان جناب آقایان آیات الهی کشمیری،طباطبایی ،بهلول ،مروارید ،تهرانی ،میلانی،مولوی ،بهجت ،گلپایگانی،شیخ جعفر مجتهدی،مظفری ،ملکی تبریزی،الهی،رفیعی ،مرعشی ،سید جلیل زرآبادی  و....و آقایان مرحوم غلامحسین گیوه دوز،سید خلیل   ،دولابی،حوله چی،قنبری ،پیر پالان دوز،کبلا خلیل و......آیا اینها اهل سیاست بودند ؟آیا در سیر و سلوک و مراحل عرفانی و تزکیه نفس بودند؟آیا مسندهایی دولتی یا حکومتی داشتند ؟و سوالاتی از این دست .

حال آیا این ایات شامل همه ایرانیان میشود ،باید گفت  دیندار بودن و معرفت داشتن دو چیز جداست  لزوما معرفت چیزی نیست که هرکس داشته باشد ولی کسی اگر در سلک عرفا قرار بگیرد قطعا دیندار با معرفت است که به این درجه رسیده و موقن شناخته میشود وگرنه داشتن هرکدام به تنهایی تکمیل کننده انسان نیست و موجب موقن شدن و اولیایی شدن نمیشود. با این اوصاف احادیث و روایات قطعا افراد بالارا که نام بردیم و مشابه ایشان و با درجات بالاتر و یا پایین تر را مشمول میشود ،و قطعا برای سیدن به این درجه شهر ،ثروت،جاه و مقام ،مسند وقدرت و.....هیچکدام ملاک نیست و کسانیکه امروز به صراحت عده ای را سید خراسانی یا نایب امام زمان یا شعیب بن صالح یا سید یمانی و الی آخر نامگذاری میکنند فقط بدعت در دین میگذارند و کار خلفای اولیه را میکنند .اگر تو همه انسانها را دوست نداشته باشی و اگر خیرخواه دیگران نباشی و در امور زندگی پرهیزکار نباشی و از پل قدرت و پول نگذشته باشی نمی توانی برای خودت حسابی باز کنی و ایرانی بودن تو هیچ مزیتی نیست همانگونه که عرب بودن مزیتی نیست مگر تقوای الهی پیشکنندگان که می توانند به هدایت و رحمت الهی دل ببندند.

نتیجه اینکه با تمام پیشگویی قرآن کریم راجع به ایرانیان مؤمن در سوره مائده آیه ۵۴، سوره نسا آیه ۱۳۳ و سوره محمد آیه ۳۸ خطاب به اصحاب پیامبر(ص) اشاره می‌کند که هرکس از شما مؤمنین، اگر از دین اسلام برگردد بداند که خداوند قومی یا گروهی را خواهد آورد که آنان را دوست دارد و آنها نیز خداوند را دوست دارند سپس به برخی از صفات آنها می‌پردازد که آنها مؤمن، فروتن و مهربانند و با کافران سخت گیرند، در راه خدا جهاد می‌کنند و از سرزنش هیچ ملامتگری نمی‌هراسند.
در مجمع‌البیان تفسیر آیات از قول پیامبر(ص) آمده است که وقتی از پیامبر اسلام(ص) در مورد مردمی که مصداق پیشگویی در آیه‌های ذکر شده فوق هستند پرسیدند، آن حضرت دست مبارکش را بر شانه سلمان فارسی زد و فرمود، «هم قومُ هذا یعنی عجم الفرس» (آنان هموطنان این مرد هستند، یعنی ایرانیان)، سپس فرمود، سوگند به آنکه جانم در دست اوست، اگر ایمان به ثریا آویزان باشد، مردانی از ایران به آن دست خواهند یافت.

وعدالله الذین آمنوا منکم وعملوالصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلهنم من بعد خوفهم أمناً یعبدوننی لا یشرکون بی شیئاً و من کفر بعد ذلک فأولئک هم الفاسقون

(خداوند متعال آن دسته از شما مردم را که ایمان آورده وکارهای شایسته انجام دادند وعده داده که قطعاً ایشان را حکمران روی زمینی خواهد کرد همانگونه که به پیشنیان آنها خلافت روی زمین را بخشید و دینی را کبر برای آنان پسندیده پابرجا خواهد ساخت و خوف ایشان را تبدیل به ایمنی خواهد کرد .....)


مواردی که در این آیه از جانب خدا به انسانهای صالح که اعمال شایسته انجام داده شده این امور سه گانه است:
۱- استخلاف فی الارض ۲- تمکین دین ۳- تبدیل خوف به امنیت.


در ایة سوم از سورة جمعه می خوانیم: «پیامبر(ص) نیز رسول، بر گروه دیگری از امیین است که هنوز به عرب نپیوسته اند، و خداوند، توانا و آگاه است». در حدیثی آمده است که پیامبر(ص) این ایه را تلاوت کرد. حاضران پرسیدند: منظور از این «گروه دیگر» کیست؟ پیامبر(ص) در پاسخ آنها، دست بر شانة «سلمان» گذاشت (و به نقلی دست بر سر سلمان گذاشت) و فرمود: « اگر ایمان در ستارة ثریا قرار گیرد، مردانی از این گروه (ایرانیان) به آن دست می یابند»

برخی از تعابیر قرآنی، که به ایرانیان اشاره دارند، عبارتند از:

1. (قَوماً غَیرَکُمْ): (هَاأَنتُمْ هَؤُلَاء تُدْعَوْنَ لِتُنفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَمِنکُم مَّن یَبْخَلُ وَمَن یَبْخَلْ فَإِنَّمَا یَبْخَلُ عَن نَّفْسِهِ وَاللَّهُ الْغَنِیُّ وَأَنتُمُ الْفُقَرَاء وَإِن تَتَوَلَّوْا یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَکُمْ ثُمَّ لَا یَکُونُوا أَمْثَالَکُمْ)(محمّد: 38); آگاه باشید! شما اشخاصی هستید که دعوت می شوید تا در راه خدا انفاق کنید.

برخی از شما بخل میورزید. هرکس بخل بورزد، به خود بخل کرده و خدا بی نیاز است و شما همه نیازمندید، و هرگاه سرپیچی کنید، خدا گروه دیگری را جای شما می آورد. پس آنان مانند شما نخواهند بود و سخاوتمندانه در راه خدا انفاق می کنند.

قرطبی، از مفسّران نامدار (م 671ق)، می نویسد: هنگامی که این آیه نازل شد، رسول خدا خوش حال گردید و فرمود: این آیه نزد من از همه دنیا محبوب تر است.قرطبى، تفسیر قرطبى، ج 7، ص 2595

منظور از جمله (یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَکُمْ) ایرانیان هستند. برخی مفسّران نیز آنان را یکی از احتمالات آیه دانسته اند.محمّدبن جریر طبرى، تفسیر طبرى، ج 26، ص 86 / اسماعیل بن کثیر قرشى دمشقى، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دارالمعرفه، 1412 ق، ج 6، ص 196 / فضل بن حسن طبرسى، مجمع البیان، بیروت، مؤسسة الاعلمى، 1415 ق، ج 9، ص 179.6

در حدیث آمده است: هنگامی که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) آیه شریفه (وَإِن تَتَوَلَّوْا) را تلاوت کردند، حاضران عرض کردند: ای رسول خدا! کسانی که اگر ما اعراض کردیم خدا آنان را جانشین ما می کند و آنان مانند ما نخواهند بود، کیانند؟ رسول خدا دست بر ران سلمان فارسی زد و فرمود: این و طایفه اش هستند. (سپس اضافه نمود:) اگر دین خدا آویزه ستاره ثریا باشد، حتماً مردانی از فارس به آن خواهند رسید.ابونعیم اصفهانى، تاریخ اصفهان، ج 1، ص 4 / متقى هندى، کنزالعمّال، ج 12، ص 90، ح 341267

ابونعیم می نویسد: بیشترین بهره اسلام از آنِ ایرانیان است و اگر اسلام در ستاره ثریا قرار داشته باشد، مردانی از ایران آن را به دست می آورند.

ابوبصیر از امام صادق(علیه السلام) نقل می کند: به خدا سوگند خداوند به این وعده خود وفا کرد و گروهی از غیرعرب را، که بهتر از آنان بودند، جانشینانشان ساخت.فضل بن حسن طبرسى، پیشین، ج 5، ص 1088

2. (أُولِی بَأس): (قُل لِّلْمُخَلَّفِینَ مِنَ الْأَعْرَابِ سَتُدْعَوْنَ إِلَی قَوْم أُوْلِی بَأْس شَدِید تُقَاتِلُونَهُمْ أَوْ یُسْلِمُونَ) (فتح: 16); به متخلّفان از اعراب بگو: به زودی از شما دعوت می شود که به سوی قومی رزمنده و جنگجو بروید و با آنان پیکار کنید، تا اسلام بیاورند.

از مفسّر بزرگ، ابن عباس، نقل شده است که گفت: «منظور از این قوم جنگجو و رزمنده، ایرانیان هستند.»همان، ج 9، ص 1929

همچنین خداوند می فرماید: (فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَیْکُمْ عِبَاداً لَّنَا أُوْلِی بَأْس شَدِید فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّیَارِ وَکَانَ وَعْداً مَّفْعُولا) (اسراء: 5); هنگامی که نخستین وعده فرا رسد (و شما دست به فساد و خون ریزی و جنایت بزنید) ما گروهی از مردان پیکارجو و رزمنده را بر شما می فرستیم (تا سخت شما را در هم کوبند) و برای پیدا کردن مجرمان، خانه های شما را جستوجو کنند و این وعده ای قطعی است.

در تفسیر این آیه، مطالب گوناگونی گفته شده است. بعضی احتمال داده اند که منظور از فساد و جنایت، فساد و جنایت صهیونیست هاست که به رزمندگان نیرومند اسلام وعده غلبه بر آنان داده شده است. در بعضی از روایات آمده است که امام باقر(علیه السلام)آیه یاد شده را تا آخر خواند، حاضران پرسیدند: منظور از این قوم رزمنده و پیکارجو، که دشمن را در هم می کوبد، چه کسانی اند؟ امام باقر(علیه السلام) در پاسخ فرمود: «وَ هُمْ وَاللّهِ اَهلُ قُم»;10محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 57، ص 216 سوگند به خدا! آنان اهل قم هستند.

در حدیث دیگری آمده است: آیه یاد شده در حضور امام صادق(علیه السلام)خوانده شد، یکی از حاضران پرسید: فدایت شوم! منظور از این قوم رزمنده و پیروز کیست. امام صادق(علیه السلام) سه بار فرمود: سوگند به خدا! آنان اهل قم هستند.

3. (لَمَّا یَلحَقُوا): (وَ آخَرِینَ مِنْهُمْ لَمَّا یَلْحَقُوا بِهِمْ وَهُوَ الْعَزِیزُالْحَکِیمُ)(جمعه: 3); و همچنین (او) رسول است (بر آنان و) بر گروهی که هنوز به آنان ملحق نشده اند و او عزیز و حکیم است.

صاحب نظران درباره منظور از (لَمَّا یَلْحَقُوا بِهِمْ)احتمالاتی بیان کرده اند که یکی از آن ها عبارت است از: ایرانیان، و در ذیل آن، یکی از صحابه نقل می کند که ما نزد رسول خدا(صلی الله علیه وآله) بودیم که سوره «جمعه» نازل شد. آن حضرت شروع به تلاوت کردند و پس از خواندن آیه (وَ آخَرِینَ مِنْهُمْ لَمَّا یَلْحَقُوا بِهِمْ)، مردی پرسید: یا رسول اللّه! اینان چه کسانی هستند؟ حضرت پاسخ نداد تا اینکه وی سه بار سؤال کرد. سلمان هم در میان ما بود. حضرت دست مبارک خویش را بر شانه سلمان گذاشت و فرمود: اگر ایمان در ثریّا باشد، حتماً مردانی از اینان به آن می رسند.12 محمّدبن اسماعیل بخارى، صحیح بخارى، بیروت، دارالفکر، 1401 ق، ج 6، ص 63 / مسلم بن حجّاج نیشابورى، صحیح مسلم، بیروت، دارالفکر، ج 4، ص 191.و بنا به نقلی، دست بر سر سلمان گذاشت و فرمود: اگر ایمان در ستاره ثریا قرار گیرد، مردانی از این گروه (ایرانیان) به آن دست می یابند.فضل بن حسن طبرسى، پیشین / جلال الدین سیوطى، الدّرالمنثور، بیروت، دارالمعرفه، 1365 ق / جاراللّه زمخشرى، تفسیر کشاف، بیروت، دارالمعرفه / محمّد مصطفى مراغى، تفسیرالمراغى، چ دوم، بیروت، داراحیاء التراث العربى، 1985 م / سید قطب، فى ضلال القرآن / قرطبى، تفسیر القرطبى، بیروت، داراحیاء التراث العربى، 1405 ق، ذیل آیه 16 سوره فتح.13

4.(یَسْتَبدِلْ قَوماً غَیْرَکُمْ): (إِلاَّ تَنفِرُواْ یُعَذِّبْکُمْ عَذَاباً أَلِیماً وَ یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَکُمْ وَلاَ تَضُرُّوهُ شَیْئاً وَاللّهُ عَلَی کُلِّ شَیْ قَدِیرٌ) (توبه: 39); اگر به سوی میدان جهاد نشتابید، خدا شما را مجازات دردناکی می کند و گروه دیگری غیر از شما را به جایتان قرار می دهد و هیچ زیانی به او نمی رسانید. و خداوند بر هر چیزی تواناست.

بسیاری از مفسّران یکی از احتمالات در تعیین مصداق این قوم را ایرانیان دانسته اند.محمّدبن جریر طبرى، جامع البیان، ج 9و 10، ص 93 / سید محمود آلوسى بغدادى، روح المعانى، بیروت، داراحیاء التراث العربى، ج 10ـ12، ص 8514

5. (وَ یَأتِ بِآخَرینَ): (إِن یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ أَیُّهَا النَّاسُ وَیَأْتِ بِآخَرِینَ وَکَانَ اللّهُ عَلَی ذَلِکَ قَدِیراً) (نساء: 133); ای مردم! اگر او بخواهد، شما را از بین می برد و افراد دیگری را به جای شما می آورد و خدا بر این کار تواناست.

شیخ طوسی نقل می کند که وقتی این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود: آن جمعیت، قوم این مرد، یعنی مردم عجم و فارس هستند.فضل بن حسن طبرسى، پیشین، ج 3، ص 122 / محمّدبن حسن طوسى، التبیان، قم، دفتر تبلیغات اسلامى، 1409 ق، ج 3، ص 352 / جاراللّه زمخشرى، پیشین، ج 1، ص 57415

6. (لَیْسُوا بِهَا بِکافِرینَ): (فَإِن یَکْفُرْ بِهَا هَـؤُلاء فَقَدْ وَکَّلْنَا بِهَا قَوْماً لَّیْسُواْ بِهَا بِکَافِرِینَ) (انعام: 89); اگر مشرکان مکّه (به کتاب و حکم و نبوّت) کفر بورزند، کسان دیگری را نگهبان آن می سازیم که به آن کافر نیستند.

مصداق «قوم» در این آیه، انسان هایی اند که با پذیرش اسلام، همه توانشان را در خدمت آن، به کار خواهند بست. طبق نظر مفسّران، یکی از احتمالات در این آیه، ایرانیان هستند.جاراللّه زمخشرى، پیشین، ج 2، ص 43 / خواجه عبداللّه انصارى، کشف الاسرار و عدة الابرار، تهران، امیرکبیر، 1363، ج 3، ص 418 / محمّد عبده، المنار / سید محمود آلوسى بغدادى، پیشین.16

در روایت آمده است که جمعی از ایرانیان برای انجام مراسم حج، به حجاز رفتند. در مدینه، به محضر امام باقر(علیه السلام) رسیدند و مطالبی درباره مسائل مهم دینی پرسیدند و امام باقر(علیه السلام) پاسخ آن ها را داد. یکی از پرسش ها این بود: شنیده ایم که سلمان تمایل پیدا کرده بود با دختر عمر، خواهر حفصه، ازدواج کند و از او خواستگاری کرده بود. لطفاً چگونگی آن را برای ما بیان فرمایید و امام باقر(علیه السلام) فرمود: عمر از خواستگاری ناراحت شد و نزد رسول خدا(صلی الله علیه وآله) گِله کرد.

رسول خدا(صلی الله علیه وآله) به عمر فرمود: وای بر تو! آیا خرسند نیستی که سلمان به تو مشتاق شود و تو به او نزدیک گردی؟ سلمانی که بهشت مشتاق دیدار اوست و خداوند درباره سلمان و شما جمعیت قریش، این آیه را نازل کرد ]آن گاه آیه 89 سوره انعام را خواند.[

عمر گفت: ای رسول خدا! منظور از گروه «نگهبان دین» (در این آیه) کیست؟ پیامبر(صلی الله علیه وآله) در پاسخ فرمود: «هُوَ وَ اللّهِ سَلمانٌ وَ رَهْطُهُ»; سوگندبه خدا! این گروه نگهبان، سلمان و قوم او هستند.

سپس فرمود: سوگند به خدا! این آیه (38 سوره محمّد) نیز در شأن سلمان و قوم او نازل شده است. و در پایان فرمود: ای گروه قریش! شما مردم فارس (ایرانیان) را با شمشیر (در فتح ایران) می زنید تا به سوی اسلام بیایند. سوگند به خدا! روزی خواهد آمد که آن ها شما را برای کشاندن به سوی اسلام، با شمشیر می زنند.

حُذَیفة بن یمان، که در آنجا بود، گفت: این پیش گویی گوارا باد بر سلمان و ایرانیانی که راه ایمان و تقوا می پیمایند. رسول خدا(صلی الله علیه وآله)فرمود: اگر اسلام در لابه لای زمین گم شود، ایرانیان آن را می یابند و اگر اسلام در آسمان قرار گیرد، جز مردم ایران کسی به آن دست نیابد. ]امام باقر(علیه السلام) افزود:[ عمر با شنیدن این سخن، غمگین شد و برخاست و رفت.میرزا حسین نورى، نفس الرحمان، بیروت، مؤسسة الآفاق، 1411 ق، ص 4817

7. (یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ): (یَا أَیُّهَاالَّذِینَ آمَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْم یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّة عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّة عَلَی الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِم...) (مائده: 54); ای کسانی که ایمان آورده اید! هر که از شما از آیین خود بازگردد (به خدا زیانی نمی رساند) خداوند در آینده، جمعیتی را می آورد که (دارای این ویژگی ها هستند): (1) خداوند آنان را دوست می دارد; (2) و آنان (نیز) خدا را دوست دارند; (3) آنان در برابر مؤمنان، متواضع و در برابر کافران، سخت و نیرومندند; (4) آنان در راه خدا جهاد می کنند و از سرزنش ملامتگران هراسی ندارند.

روایت شده است که شخصی درباره منظور این آیه از پیامبر(صلی الله علیه وآله) پرسید، پیامبر(صلی الله علیه وآله) دست بر شانه یا گردن سلمان زد و فرمود: «هذا وَ ذَوُوهُ»; منظور آیه، این شخص و قوم او هستند. آن گاه فرمود: «لو کانَ الدّینُ بالثُریّا لتناوَلَه رجالٌ مِن أبناءِ فارس.»فضل بن حسن طبرسى، پیشین، ج 3، ص 20818

8. (بَعْضِ الأَعْجَمِینَ): (وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَی بَعْضِ الْأَعْجَمِینَ فَقَرَأَهُ عَلَیْهِم مَّا کَانُوا بِهِ مُؤْمِنِینَ)(شعراء: 198 و 199); هرگاه ما این قرآن را بر بعضی از مردم عجم (غیرعرب) نازل می کردیم و پیامبر این آیات را برای آنان به زبان تازی (اعراب) می خواند، آنان هرگز به قرآن ایمان نمی آوردند.

در حدیثی آمده است که امام صادق(علیه السلام) فرمود: اگر قرآن بر عجم نازل شده بود، عرب به آن ایمان نمی آورد; ولی قرآن بر عرب نازل شد، عجم به آن ایمان آورد و این برای عجم، فضیلتی است.عبدعلى جمعه عروسى حویزى، نورالثقلین، چ چهارم، قم، اسماعیلیان، 1412ق، ج 4، ص 165/ على بن ابراهیم قمى، تفسیر قمى، چ سوم، قم، دارالکتاب،1404 ق، ج 2، ص 124 / بهاءالدین محمّد لاهیجى، تفسیر شریف لاهیجى، ج 2، ص 14.19

آیات مزبور غیر از آیه اخیر، همگی از سوره های مدنی اند و در اواسط یا اواخر سال های هجرت رسول خدا(صلی الله علیه وآله) به مدینه نازل شده اند قطعاً منظور این آیات اقوامی نیستند که در زمان پیامبر مسلمان شدند; اما آیه اخیر (89 سوره انعام) گرچه از آیات مکّی است، ولی با توجه به اینکه بعضی از قرآن، بعضی دیگر را تفسیر می کند (إنّ القرآنَ یُصَدِّقُ بَعضُهُ بعضاً) به احتمال قوی، منظور همه این آیات، یک چیز است: این آیات از قومی خبر می دهند که در آینده نزدیک، مسلمان می شوند و مانند اعراب مسلمان نخواهند بود و طبق روایات یاد شده، آن قوم ایرانیان هستند. داشتن روحیه حق پذیری و نداشتن عصبیّت جاهلی حقیقتی است که آیه اخیر آن را بیان کرده است.

سلمان به عنوان یک مسلمان ایرانی و با ایمان، همواره طرف مشورت رسول خدا(صلی الله علیه وآله) بود. حفر خندق در جنگ «احزاب» و تهیه ارابه جنگی در محاصره «طائف» توسط همراهان رسول خدا(صلی الله علیه وآله) دو نمونه از پیشنهادهای سلمان فارسی است.

در اواخر عمر پیامبر، هنگامی که باذان، عامل (دست نشانده) پادشاه ایرانی در یمن، مسلمان شد، به دنبال آن، بسیاری از ایرانیان مقیم یمن نیز مسلمان شدند و فتنه اسود عنسی ـ از پیامبران دروغین ـ را دفع کردند و او به دست ایرانیان کشته شد. سپس ایرانیان مسلمان یمن با گروهی از مرتدان عرب مبارزه کردند تا آنکه مرتدان شکست خوردند و سرکرده آنان اسیر شد و او را به مدینه فرستادند.

در احادیث مربوط به ایمان ایرانیان آمده است: ایرانیان با میل و رغبت خود، مسلمان شدند.

در نبرد «قادسیه»، چهارهزار ایرانی به سپاهیان عرب پیوستند. این عده برای پیوستن خود به سپاهیان عرب، شرط کردند که پس از جنگ، به هر جا خواستند، بروند و با هر قبیله ای خواستند، هم پیمان شوند و سهمی از غنایم جنگی برگیرند. اینان پس از پیوند با بعضی از قبایل عرب (زهرة بن حویه سعدی، از قوم بنی تمیم) موالی آن قبایل نامیده شدند و در کوفه مسکن گزیدند. «حمراء» نام دیگر آن ها بود.

در تاریخ آمده است: چهار هزار نفر از اهالی «بحر خزر»، پس از مشاوره با بزرگان خود، تصمیم گرفتند به میل خود، مسلمان و به قوم عرب (مسلمان) ملحق شوند. این عده، در تسخیر «جلولاء»، در زمان عمر به لشکر اسلام کمک کردند و سپس با مسلمانان در کوفه ساکن شدند. اشخاص دیگری نیز گروه گروه به رضا و رغبت خود به اسلام گرویدند.
 

ایرانیان در سخنان پیامبر(ص)

علاوه بر سخنانی که از پیامبر(ص) در تفسیر ایات قرآن دربارة ایرانیان روایت شده است، سخنان دیگری نیز از ایشان روایت شده است که به طور خاص، در مورد ایرانیان و مقام و ارزش والای آنهاست که بعضی از این سخنان عبارت اند از:

- «بشارت باد بر شما ای فرزندان فَرُّوخ! اگر ایمان به ستارة ثریا بسته باشد، عربْ به آن نمی رسد؛ ولی عجم، آن را در اختیار خود خواهد گرفت».

- و در تعبیری دیگر در روایت ابوهریره آمده است که پیامبر(ص) فرمود: « ای عجم ها! نزدیک (قرآن و اسلام) گردید که عرب ها از آن، روی گردانده اند، و همانا اگر ایمان به عرش الهی بسته باشد، در میان شما کسانی هستند که آن را به دست آورند».

- پیامبر(ص) فرمود: «خداوند، در میان بندگانش، دارای دو برگزیده است:

1. برگزیده او در میان عرب، در قریش است؛

2. نیکی او در میان عجم (غیر عرب) در جمعیت ایرانی است».

منظور از این سخن، این نیست که نژاد، موجب برتری است؛ بلکه منظور، خبر دادن از نبوغ و استعداد و زمینه هایی است که در نژاد قریش و ایرانیان وجود دارد.

- در فارسنامة ابن البلخی آمده است: « پیغمبر را پرسیدند که چرا همة قرون، چون عاد و ثمود و مانند ایشان هلاک شدند و ملک پارسیان به درازا کشید، با آنکه آتش پرست بودند». پیغمبر فرمود: «از بهر آنکه آبادانی کردند در جهان و داد گستردند میان بندگان خدای – عزّوجل- ».

- نیز نقل شده است که رسول خدا(ص) فرمود: « نام ایرانیان را به زشتی یاد نکنید؛ زیرا آنها از یاران ما هستند و از ما حمایت می کنند».

- همچنین نقل شده است که پیامبر(ص) گاهی به فارسی نیز سخن می گفت و حتی در برهان قاطع در شرح کلمه «دَری» آمده است که: « بعضی گویند دَری، زبان اهل بهشت است که رسول(ص) فرموده اند: زبان اهل بهشت، عربی یا دری است».

این شیوه رفتار پیامبر نیز نشانة اشتیاق او به جلب عواطف فارسی زبانان است، در حالی که بعضی بر اثر تعصّب عربیت، سخن گفتن به فارسی را دور از وقار می دانستند.

از جمله روایاتی که در مورد فارسی صحبت کردن پیامبر(ص) در دست است، این روایت است که:

وقتی سلمان بر پیامبر، وارد شد. پیامبر فرمود: «درسته و ساوته» یعنی «اهلاًو مَرحباً» و صحیح این دو کلمه: «درستید و شادید» است؛ یعنی «سالم و خوش باشی»!

درباره تهران و ری و زورا که برخی از محدثین آنرا تهران نامیده اند روایاتی زیادی آمده است که بخشی از آنها را محمودی گلپایگانی در کتاب پیرامون ایران و طهران جمع آوری کرده اند.
تهران و آخرالزمان

در همین رابطه در منتخب التواریخ ص 875 آمده است:
امام صادق علیه السلام فرمودند :
ای مفضل ایا میدانی زورا کجا واقع شده است؟
عرض کردم خدا و حجتش داناترند.
فرمود :بدان ای مفضل در حوالی ری کوه سیاهی ست که در دامن ان شهری بنا شده است که طهران نامیده شود و ان است زورا که قصرهایش مثل قصرهای بهشت و زنهایش مثل حور العین است بدان ای مفضل ان زنها متلبس به لباس کفار میشوند ودر هیئت ظالمان میباشند و به محل سکونت شوهر ها کفایت نمیکنند و از ایشان درخواست طلاق میکنند و مردها به مردها و زنها به زنها اکتفا میکنند و مردها شبیه به زنها و زنها شبیه به مردها میشوند پس اگر تو بخواهی دینت را حفظ کنی پس دراین شهر سکونت مکن و مسکن برای خود قرار مده چون محل فتنه است پس از انجا به قله کوهها و از سوراخی به سوراخی مثل روباه و بچه اش فرار کن.

 

همچنین در مناقب العتره ابن فهد حلی آمده است:
رسول خدا صل الله علیه واله وسلم فرمودند :
وای بر امت من از شورای کبری و شورای صغری
عرض شد این دو شورا چه وقت خواهد بود؟
فرمود شورای کبری بعد از وفات من برای غصب خلافت برادرم و حق دخترم برپا خواهد شدو شورای صغری در غبیت کبری و در زورا (تهران) برای تغییر سنت من و تبدیل احکام واقع خواهد شد.
در کنز العمال ج۱۴ ص ۲۲۹ نعمان بن بشیر روایت کند که : پیش از ساعت ظهور فتنه هایی بروز میکند همچون اینکه شب تار باشد و شخص در صبح مومن بوده و چون شب فرا رسد کافر گردد و یا شب کند در حالی که مومن بوده و صبح کند در حالی که کافر شده استو گروهی دین و اخلاق خود را هب متاعی ناچیز از دنیا بفروشند.

 

ایرانیان در رکاب موعود اسلام

منظور از «اهل مشرق»، «اصحاب الرایات السود»، «اهل خراسان» و «الرجل الخراسانی»، «فرس»، «اعاجم»، «موالی»، «بنوالحمراء»، «قوم سلمان»، «اهل قلم» و «اهل طالقان» که در برخی از احادیث به چشم می خورند، ایرانیانند. اینان زمینه ساز حکومت حضرت مهدی(علیه السلام)هستند. رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: مردمانی از مشرق زمین قیام می کنند و زمینه را برای حکومت جهانی مهدی آماده می سازند.ـ ابن ماجه قزوینى، سنن ابن ماجه، کتاب «الفتن»، ج 2، ص 1366، ح 4088 / محمّدباقر مجلسى، پیشین، ج 51، ص 87.27

بیشترین یاران مهدی (عج) را ایرانیان تشکیل می دهند. در احادیث آمده است: بسیاری از یاران امام زمان (عج) از اهالی مرورود، مرو، توس، مغان، جابروان، قومس، اصطخر، فاریاب، طالقان، سجستان، نیشابور، طبرستان، قم، گرگان، اهواز، سیراف، ری و کرمان هستند.

محمدبن جریر طبرى، دلائل الامامة، قم، بعثت، 1412 ق، ص 556.

امیرمؤمنان(علیه السلام) درباره یاران حضرت مهدی (عج) از طالقان می فرماید: «خوشا به حال طالقان! زیرا برای خداوند ـ عزّوجل ـ در آنجا گنج هایی ذخیره شده که از جنس طلا و نقره نیستند، بلکه در آنجا مردانی هستند که خدا را واقعاً شناخته اند و آنان همچنین یاران مهدی در آخرالزمان هستند.»سلیمان بن ابراهیم حنفى قندوزى، ینابیع المودة، چ هشتم، قم، بصیرتى، ص 44929

همچنین است بیانات امام صادق(علیه السلام) درباره ویژگی های یاران امام مهدی (عج) از مردم طالقان.محمدباقر مجلسى، پیشین، ج 52، ص 30730

یکی از یاران امیرمؤمنان (اصبغ بن نباته) می گوید: از امیرمؤمنان شنیدم که می فرمود: گویا چادرهای عجم را می بینم که در مسجد کوفه برپا شده اند و در ایّام حکومت امام مهدی، قرآن را همان گونه که نازل شده است، به مردم یاد می دهند.شیخ عباس قمى، سفینة البحار، تهران، سنایى، ج 2، ص 165.31

محیی الدین عربی، عارف معروف، در کتاب خود، فتوحات، درباره وزیران امام مهدی (عج) می نویسد: همه آنان از عجمند و در میان آنان هیچ فردی از عرب وجود ندارد.

در احادیث آمده است: روزی سلمان فارسی در مسجد پیامبر(صلی الله علیه وآله) نشسته بود، عده ای از بزرگان اصحاب نیز حاضر بودند، سخن از اصل و نسبت به میان آمد. هر کس درباره اصل و نسب خود، چیزی می گفت و آن را بالا می برد. نوبت به سلمان فارسی رسید. به او گفتند: تو از اصل و نسب خودت بگو. این مرد فرزانه و تعلیم یافته و تربیت شده مکتب اسلام، به جای آنکه از اصل و نسب و افتخارات نژادی سخن بگوید، گفت: «أَنا سَلمانُ بنُ عبداللّهِ کُنتُ ضالّاً فَهَدانی اللّهُ ـ عزَّو جَلَّ ـ بِمُحَمَّد، و کُنتُ عائلا فأغنانی اللّهُ بِمُحمَّد و کُنتُ مَملُوکاً فَأعتَقِنی اللّهُ بِمُحَمَّد»; نام من سلمان است و فرزند یکی از بندگان خدا هستم. گم راه بودم، خداوند به وسیله محمّد، مرا راه نمایی کرد. و فقیر بودم، خداوند به وسیله محمّد، مرا بی نیاز کرد. برده بودم، خداوند به وسیله محمّد، مرا آزاد کرد.

در این هنگام، رسول خدا(صلی الله علیه وآله) وارد شد و سلمان آنچه را گذشته بود، به عرض آن حضرت رساند. رسول خدا رو به آن جماعت، که همه از قریش بودند، کرد و فرمود: ای گروه قریش! نسب افتخارآمیز هر کس، دین اوست; مردانگی هر کس، خوی و شخصیت اوست; و اصل و ریشه هر کس، عقل و ادراک او.یعنی: ملاک های برتری در اسلام، با دین و اخلاق و اندیشه سنجیده می شوند، نه با نژاد و قبیله و رنگ و زبان. سپس پیامبر(صلی الله علیه وآله) آیه 13 سوره حجرات را خواند و به سلمان فرمود: هیچ یک از اینان بر تو برتری ندارند، مگر به ملاک پرهیزگاری. اگر تقوای تو از آنان بیشتر است، از آنان برتری.

روزی سلمان به مجلس پیامبر(صلی الله علیه وآله) وارد شد. حاضران برخاستند و به او احترام کردند و او را در بالای مجلس نشاندند. در این هنگام، فردی وارد شد و تا نگاهش به سلمان افتاد، گفت: این عجمی کیست که در بالای مجلس، در میان عرب ها نشسته؟ پیامبر(صلی الله علیه وآله) برای محکوم کردن چنین عقیده ای، بر منبر رفت و خطبه خواند و در بخشی از آن فرمود: انسان ها از زمان آدم تا امروز، مانند دندانه های شانه (کنار هم مساوی)اند. عرب را بر عجم و سرخ پوست را بر سیاه پوست برتری نیست، جز به ملاک تقوا. سلمان دریایی است که به انتهایش نتوان رسید و گنجی است که تمام نمی شود. سلمان از ما اهل بیت است. او آب گوارایی است که از آن حکمت می تراود و برهان ارائه می دهد.

در بعضی از روایات آمده است که سلمان وارد مسجد شد و در محضر رسول خدا(صلی الله علیه وآله) نشست. عده ای از اشراف عرب خشمگین شدند و به او گفتند: تو کیستی؟ سلمان گفت: من پسر اسلامم.

پیامبر در این هنگام سلمان را تصدیق کرد و فرمود: کسی که می خواهد به مردی بنگرد که خداوند قلبش را سرشار از ایمان کرده است، به سلمان نگاه کن.

امام صادق(علیه السلام) در ردّ شخصی که می خواست بین عرب و عجم فرق بگذارد و عرب را بر عجم برتری دهد، فرمود: مگر سخن رسول خدا(صلی الله علیه وآله) به تو نرسیده است که فرمود: من مولای هر فرد مسلمان هستم، خواه عرب باشد، خواه عجم. آن گاه فرمود: کسی که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) را دوست بدارد، آیا از جان رسول خدا(صلی الله علیه وآله) نیست؟

امام باقر(علیه السلام) فرمود: روزی پیامبر(صلی الله علیه وآله) بر بلندی کوه صفا ایستاد. بنی هاشم و بنی عبدالمطلّب در آنجا حاضر بودند، آن حضرت به آنان رو کرد و فرمود: من رسول خدا به سوی شما هستم و با شما مهربانم، ولی بدانید که هر کس در گرو عمل خویش است; من در گرو عمل خود هستم و شما نیز در گرو عمل خودتانید. نگویید: محمّد از ماست و به زودی در همان جایگاه محمّد قرار می گیریم (و در کنار او به پاداش می رسیم.) سوگند به خدا! هیچ کس از شما و غیر شما دوست من نیست، مگر آنکه پرهیزگار باشد. آگاه باشید که مبادا شما را در قیامت، در حالی ملاقات کنم که بار دنیاپرستی را بر پشت خود حمل می کنید، ولی دیگران با توشه معنوی با من روبه رو گردند! آگاه باشید که اکنون حجت و عذر را بین خود و شما و بین خود و خدا تمام کردم.
به چند نمونه از این روایات بنگرید:

الف: محدث اهل سنت احمد بن حنبل به نقل از پیامبر اکرم(ص) آورده است:

«نزدیک است که خداوند متعال اطراف شما را از عجم آکنده کند، آنان همچون شیرانی هستند که اهل فرار نیستند، آنان همچون شما می‌جنگند و غنایم شما را تصاحب می‌کنند».

بر اساس این حدیث، می‌توان دریافت که پیامبر اکرم(ص) ایرانیان را در زمان ظهور، مردمانی شجاع که از سر ایمان، سر در راه یاری آن حضرت می‌نهند، دانسته‌اند؛ چه اینان از صحنه‌های کارزار فرار نمی‌کنند و هر چند در غنائم با اعراب شراکت می‌کنند، اما شرکت‌ آنان در جنگ به طمع غنیمت و تحصیل منافع مادی نخواهد بود.

ب: در تفسیر آیه شریفه: «وَآخَرِینَ مِنْهُمْ لَمَّا یَلْحَقُوا بِهِمْ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ» احادیثی چند وارد شده است، بنابراین احادیث، ایرانیان هستند که ملحق به مسلمانان عرب می‌شوند و نشان افتخارآمیز ترویج اسلام را بر سینه خود می‌نهند.

به این سه روایت که در شمار این روایات است، بنگرید:

- «أَصْحَابُ الْقَائِمِ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا أَوْلَادُ الْعَجَمِ»، اصحاب حضرت قائم سیصد و سیزده مردند، اینان همگی از تباری غیر عرب هستند.

- باز پیامبر اکرم(ص) فرموده‌اند: «لو کانَ الإیمانُ مُعَلَّقا بالثُّرَیّا لَنالَهُ رِجالٌ مِنَ الفارِسُ»، اگر ایمان به ستاره ثریا آویخته باشد، گروهی از ایرانیان آن را به دست خواهند آورد.

- عفان بصری از یکی از مکالمات خود با حضرت صادق(ص) این چنین یاد می‌کند:

حضرت صادق(ع) از من پرسیدند: آیا می‌دانی از چه رو شهر «قم» را قم نامیدند؟ گفتم: خدا و پیامبرش و شما آگاهید!

فرمودند: ‌«قم» را از این رو قم نامیدند که اهالی این شهر در اطراف حضرت حجت گرد خواهند آمد و به همراه او قیام خواهند کرد و او را ترک نمی‌کنند و همواره یاریگر ایشان خواهند بود».

- امیرالمؤمنین(ع) فرموده‌اند: «آفرین بر طالقان! چرا که خداوند را در این شهر گنج‌هایی است که از جنس طلا و نقره نیست، این گنج‌ها مردان با ایمانی هستند که خدا را آن گونه که شان اوست شناختند؛ اینان یاران مهدی در آخر الزمان هستند».

بنا بر حدیث شریف دیگری، صبحگاه روزی پیامبر اکرم(ص) در حالی که در میان یارانشان نشسته بودند فرمودند:

«شب گذشته، خواب دیدم که در مسیر صاف و همواری حرکت می‌کنم. پشت سر من هم دو دسته گوسفند سیاه و سفید در حرکتند، در طول مسیر گوسفندان سیاه کم کم پراکنده و کم و کمتر شدند، اما گوسفندان سفید همچنان به حرکت خود پشت سر من ادامه می‌دادند تا آنجا که دیگر هیچ گوسفند سیاهی نماند و تنها گوسفندان سفید به همراه من باقی ماندند، گمان می‌کنید که تعبیر این خواب چیست؟»

یکی از حاضران مجلس نیز تعبیر کرد که: «یا رسول‌الله! گوسفندان سیاه اعراب هستند که اندک اندک از کنار شما متفرق می‌شوند و گوسفندان سفید اشاره به ایرانیان دارد که همراه شما خواهند ماند و یاران شما خواهند بود».

در این حال، جبرائیل نازل شد و خدمت پیامبر اکرم(ص) عرض کرد: «خداوند بر شما سلام می‌فرستد و می‌فرماید: تعبیر خواب شما همین است،‌ عرب‌ها از اطراف اسلام پراکنده می‌شوند و ایرانیان برای حفظ آن باقی می‌مانند».

بر اساس این چند روایت، دیدیم که ایرانیان نه تنها در پایان دوران غیبت کبری زمینه‌سازان ظهور آن حضرت خواهند بود که در صدر اسلام نیز به عنوان مؤمنانی حقیقی شناخته می‌شده‌اند؛ همانگونه که در دوران ظهور نیز پای در رکاب یاری آن حضرت دارند و از صمیم جان در خدمت به ایشان می‌کوشند.
 
 

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی