إِلَهِي عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ يَا مَوْلانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ یان چاپ -->
بسللیم

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

Image result for ‫ایت الله سیستانی‬‎ Image result for ‫ایت الله بهجت‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎
آخرین نظرات

نتیجه تصویری برای مکاشفات یوحنا

چون انشاءالله و در آینده نزدیک در خصوص ظهور حضرت عیسی مسیح ع و حضرت مهدی از نظر مسیحیت و یهودیت و کتب انجیل ، مکاشفات یوحنا ، حزقیل و حضرت دانیال مطلبی بیان خواهم کرد بر آن شدم تا یک آشنایی مقدماتی با این کتاب داشته باشید ضمن اینکه انسان پس از خواندن این کتب است که به عظمت قران کریم و رموز بی همتای ظاهری ،مفهوی ،انشای ، عددی و بطنی آن پی میبرد البته اگر انجیل و تورات و سایر کتب الهی بجز قرآن کریم تحریف نمی شد قطعا نکات جالب زیادی از میان این کتب قابل استخراج بود ولی مشیت الهی بر این قرار گرفت تا فقط قرآن کریم از تحریف سودگران و دین فروشان دنیا پرست محفوظ مانده و سایر ادیان متاسفانه کتب ایشان توسط عالمان دین فروش دنیا پرست در قبال متاع اندک دنیا و بر اساس میل هوسران ایشان مورد تحریف قرار گیرد باری به هر جهت با تمام این اوصاف حتی امروز انجیل برنابا که در ان بشارت ظهر حضرت محمد ص صراحتا  بیان شده یدستور پاپ زمانه از دسترس مسیحیان خارج شده و این یک امر طبیعی است تا انسان های حق طلب با بررسی و چشمی بینا بدنبال حقیقت گشته تا انرا همچون گوهری گرانبها از میان صدف های آشکار خداوندی و از میات قرآن کریم استخراج نمایند.کلید همه این معماها در قرآن کریم  است و خداجویان می توانند به  آیات الهی مراجعه نمایند.بیان مطالب ذیل به منزله تایید و یا رد مکاشفات فوق از طرف سایت  و وبلاگ معرفت الله نمی باشد و صرف نقل موضوع میگردد .

 

*یوحنای رسول کیست؟

 

یوحنا بن زبدی یا یوحنای رسول John the Apostle از حواریون و از 12 رسول برگزیده عیسی بود. مسیحیت سنتی، او را نویسنده انجیل یوحنا و نیز نویسنده کتاب مکاشفات می‌داند. در سالهای اخیر، منتقدان نوگرا، این نظریه را مطرح کرده‌اند که کتاب مکاشفه در سال ۷۰ میلادی، به دست یوحنایی غیر از یوحنای رسول نوشته شده است؛ زیرا نویسنده کتاب مکاشفات بارها خود را به نام یوحنا خوانده؛ اما در انجیل یوحنا نامی از نویسنده به طور مستقیم نیامده است. یوستینیوس، در سال ۱۳۵ میلادی، نگاشتن کتاب مکاشفه را به یوحنا بن زبدی، نسبت داد و ائوسیبیوس، در قرن چهارم، در اصالت آن تردید نمود. اما در هر حال امروز در یکی بودن یوحنای رسول و یوحنای مکاشفات در کلیسای کاتولیک و ارتدکس و بخش عمده‌ای از پروتستان‌ها تردیدی نیست.

 

در انجیل، یوحنای حواری محبوب مسیح، با نام یوحنا پسر زبدی خوانده شده است، وی برادر یعقوب اکبر و در آغاز ماهیگیر بود. یوحنا، از شاگردان یحیی تعمیددهنده بود که با آغاز دعوت عیسی، به جمع پیروان وی گروید. بنا به روایت انجیل، پس از برخاستن مسیح از مردگان، یوحنا و پطرس نخستین کسانی بودند که به زیارت مقبره رفتند و برخاستن عیسی را باور کردند. در مسیحیت سنتی، از وی با نام یوحنای محبوب یاد می‌شود.

 

وی پسر زبدی و مادرش سالومه نام داشت( مرقس 40:15 و متی 56: 27). کار او ماهیگیری در دریای جلیل بود و به نظر نمی‌رسد فرد فقیری بوده باشد ( مرقس 20 : 1 و لوقا 10 : 5) . هیچ اطلاعی از ایمان زبدی نداریم ، ولی مادر یوحنا یکی از زنانی بود که عیسی را تا زمان مصلوب شدنش پیروی کرد ( متی 56 : 27 و مرقس 40 : 15) . یوحنا برادر جوان‌تر یعقوب بود ( متی 21 : 4) و در بیت صیدا زندگی می‌کرد( لوقا 10 : 5 و یوحنا 44 : 1). با توجه به اینکه پدر ایشان را با مزدوران واگذاشتند ( مرقس 20 : 1) ، خدمت مادرشان در لوقا 8 : 3 و هم‌چنین آشنایی وی با قیافا پپپف کاهن اعظم ( یوحنا 15 : 18) دلالت بر نفوذ نسبی و قابل توجه آنها می کند. مادر وی از عیسی خواست که پسرانش در ملکوت به دست راست و چپ وی نشینند ( متی 20 : 20 ). او رسول محبت خوانده شده است و مولف انجیل ، رسالات و مکاشفات یوحناست.

 

لازم به یاد آوریست که امام رضا علیه‌السلام در مناظراتشان با مسیحیان و یهودیان زمان خود اشاره فرمودند که سه یوحنا وجود داشته است:

 

…"و علماى مسیحی‌ها سه نفر بودند، «یوحنّا» ى اکبر در «أج»، «یوحنّا» در «قرقیسیا» و «یوحنّا» دیلمىّ در رجّاز و مطالب مربوط به پیامبر اکرم صلى اللَّه علیه و آله و سلّم و اهل بیت و امّتش نزد او بوده و هم او بود که امّت عیسى و بنى اسرائیل را به نبوّت حضرت محمّد و اهل بیت و امّتش، مژده داد." (عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏1، ص: 158 و).

مکاشفه یوحنا که با عنوانهای دیگری همچون وحی به یوحنا، آخرالزمان یوحنا، کتاب وحی و مکاشفهٔ عیسی مسیح نیز خوانده می‌شود، آخرین کتاب از کتب «عهد جدید» مسیحیان می‌باشد. مکاشفه تنها کتاب عهد جدید است که در ردهٔ ادبیات رستاخیزی قرار می‌گیرد؛ و نه تعلیمی یا تاریخی، و تعدادی بسیار از پنداره‌ها، نمادها و تمثیل‌ها را به ویژه در رابطه با وقایع آینده به کار می‌بندد. مکاشفه به نظر می‌آید مجموعه‌ای از بخش‌های مجزا باشد که به وسیلهٔ نویسندگان گمنامی که در آخرین ربع سدهٔ اول میلادی می‌زیستند نوشته شده باشد.[۱] با این وجود این‌طور انگاشته می‌شود که این کتاب توسط یوحنا، «مرید محبوب» مسیح، در «پاتموس» (جزیره‌ای در یونان) در دریای اژه به رشته تحریر درآمده‌است.

مکاشفهٔ یوحنا در زمانی نوشته شد که مسیحیان به‌خاطر ایمانشان به عیسی مسیح به عنوان خداوند، تحت آزار و شکنجه بودند. مقصود اصلی نویسنده این است که به خوانندگان خود امید ببخشد و آنها را تشویق کند که در زمان سختی و شکنجه در ایمان خود وفادار باشند.
بیشتر قسمت‌های این کتاب، مکاشفات و رؤیاهایی است که به طور استعاره و با زبان اشاره بیان شده و مسیحیان آن زمان، آن را خوب می‌فهمیدند ولی برای دیگران به صورت رمز بود.
صحنه‌های مکاشفات و رؤیاهای این کتاب همچون یک سمفونی به دفعات مختلف و به صورتهای گوناگون تکرار و تکرار می‌شوند. هرچند نظریات مختلفی در مورد شرح و تفسیر این کتاب وجود دارد، ولی آهنگ اصلی کتاب آشکار است و آن این است که خدا سرانجام از طریق عیسی مسیح بر تمام دشمنان و شیطان پیروز خواهد شد و کسانی را که به او وفادار بوده‌اند، در آسمانی جدید و زمینی جدید برکت و پاداش خواهد داد.

مفاهیم

این کتاب از دو بخش عمده تشکیل شده‌است، که اولین بخش آن (فصل‌های ۲ تا ۳) شامل پند و اندرزهای مذهبی (و نه پنداره‌ها یا رمزآفرینی‌ها) در نامه‌های جداگانه‌ای می‌باشد که خطاب به هفت کلیسای آسیای صغیر نگاشته شده‌اند. در بخش دوم (فصل‌های ۴ تا ۲۲:۵)، رؤیاها، تمثیل‌ها و نمادها (در اغلب موارد بدون تعبیر یا تفسیر) قسمت گسترده‌ای از متن کتاب را تشکیل داده و مفسران را واداشته‌اند تا لزوماً تعبیرهای متفاوتی از آنها ارائه دهند.

یکی از رویاهای «یوحنای پاتموس» در مکاشفه (۴:۴) که در کتاب مصور «ساعات خوش دوک دوبری» به تصویر کشیده شده‌است.
یکی از رویاهای «یوحنای پاتموس» در مکاشفه (۴:۴) که در کتاب مصور «ساعات خوش دوک دوبری» به تصویر کشیده شده‌است.

بسیاری از محققان موافقند که مکاشفه فقط یک تمثیل انتزاعی معنوی جدا از وقایع تاریخی، یا صرفاً یک پیشگویی دربارهٔ تحولات آخر دنیا که به صورت کلامی مبهم در لفافه آمده باشد، نیست، بلکه تحت تأثیر بحران ایمان، در دوران مسیحیت اولیه که محتملاً به وسیلهٔ شکنجه‌های رومیان ایجاد شده بود، نگاشته شده‌است. در نتیجهٔ آن، مسیحیان ترغیب شده‌اند که در ایمانشان ثابت‌قدم باشند تا استوارانه، امید خود را به اینکه در نهایت خداوند در برابر دشمنان خود (و دشمنان آن‌ها) پیروز خواهد شد، حفظ نمایند. از آنجایی‌که چنین دیدگاهی مشکلات دوران‌های بعدی در مبحث آخرت را نیز باز می‌تاباند، پیام مکاشفه به نسل‌های آیندهٔ مسیحیان نیز ارتباط می‌یابد، کسانی که مسیح پیشاپیش دربارهٔ آن‌ها هشدار داده که به طریقی مشابه، دچار عذاب و شکنجه خواهند شد. پیروزی خداوند بر شیطان (در اینجا مقاومت مسیحیان در برابر شکنجهٔ رومیان) نمونه‌ای از پیروزی‌های پیشگویی شده مشابه خیر بر شر در آینده و پیروزی نهایی خداوند در پایان جهان می‌باشد.[۱]

با وجود آن‌که عنصر مرکزی در مکاشفه، «مسیح» است، با مطالعه و ادراک بیشتر متن، شباهت‌های آن با شیوهٔ بیانی و مفاهیم کتاب عهد عتیق، مشخص می‌گردد. خصوصاً آنهایی که از کتابهای دانیال و حزقیال گرفته شده‌اند. به طور مثال، نویسنده از عدد هفت استفاده می‌کند، تا در مفهومی سمبلیک، بر «تمامیت» (totality) یا «کمال» (perfection) دلالت داشته باشد. مراجعات و اشاره‌هایی به «یک هزار سال» (فصل ۲۰) موجب شد تا عده‌ای در این انتظار باشند که پیروزی نهایی خداوند بر شیطان، پس از سپری شدن هزاره‌ای فرا رسد.

تقسیم‌بندی کلّی

۱ - مقدمه (۱:۱–۸)

۲ - رؤیای آغازین و نامه به هفت کلیسا (۱:۹ تا ۳:۲۲)

۳ - کتابی با هفت مُهر (۴:۱ تا ۸:۱)

۴ - هفت شیپور (۸:۲ تا ۱۱:۱۹)

۵ - اژدها و دو وحش (۱۲:۱ تا ۱۳:۱۸)

۶ - رؤیاهای گوناگون (۱۴:۱ تا ۱۵:۸)

۷ - هفت جام غضب خدا (۱۶:۱–۲۱)

۸ - نابودی بابِل و شکست وحش و نبی دروغین و ابلیس (۱۷:۱ تا۲۰:۱۰)

۹ - داوری نهایی (۲۰:۱۱–۱۵)

۱۰ - آسمان جدید، زمین جدید و اورشلیم جدید (۲۱:۱ تا ۲۲:۵)

۱۱ - بخش پایانی (۲۲:۶–۲۱)

معنی هیولا در یوحنا :

هیولا (یونانی :Θηρίον، Thērion) نام دو موجود است که از آن‌ها در کتاب مکاشفه یوحنا از عهد جدید نامبرده شده‌است و با مسائل آخرالزمان در ارتباط است. اولین هیولا از دریا خارج می‌شودو قدرت خود را از اژدها می‌گیرد. اولین هیولا در مکاشفه ۱۱:۷ مورد اشاره قرار گرفته‌است و از اعماق دریا بیرون میاید. هیولای دوم از زمین بیرون میاید و تمامی مردم دنیا را مجبور به پرستیدن هیولای اول می‌کند. هر دو هیولا با اژدها همکاری کرده و در برابر خدا هستند. آن‌ها مومنان را آزار می‌دهند و کسانی را که تصویر هیولا را نمی‌پرستند و کشورهای دنیا را مجبور به حضور در جنگ آخرالزمان می‌کنند. هر دو هیولا توسط عیسی شکست داده می‌شوند و به دریاچه آتش که در مکاشفه ۱۹ اشاره شده‌است انداخته می‌شوند.

پیامبر دروغین، اژدها و هیولای دریا در تصویری از کتاب مکاشفه یوحنا در فرانسه.

در عهد جدید

هیولای اول

توصیف هیولای اول بیشتر در فصل ۱۳ تا ۱۷ مکاشفه یوحنا آمده‌است. فصل ۱۳ بیشترین و دقیقترین توصیف را می‌دهد که در آن یوحنا می‌بیند که هیولا از دریا بیرون میاید و دارای هفت سر و ده شاخ است و بر روی آن‌ها ده تاج قرار دارد و بر روی سرها نام کفر نوشته شده‌است. هیولا شکلی شبیه یوزپلنگ، پاهایی نظیر خرس، و دهانی نظیر شیر دارد. بر روی یکی از سرهای هیولا جای زخمی کشنده قرار دارد که خوب شده‌است و باعث می‌شود که مردم از هیولا تبعیت کنند. این توصیف با توصیفهای کتاب دانیال از چهار هیولای آخرالزمان شباهت زیادی دارد.

مکاشفه یوحنا، هیولای دریا نقاشی آلبرت دورر.

هیولای دوم

هیولای دوم در فصل ۱۳ مورد اشاره قرار گرفته‌است. این هیولا از زمین خارج شده‌است و ظاهر آن به صورت کامل توصیف نمی‌شود بلکه تنها اشاره می‌شود که دارای دوشاخ مانند یک گوسفند بود و مانند اژدها صحبت می‌کرد. وظیفه او مجبور کردن مردم به اطاعت از هیولای اول به واسطه نشانه‌های بسیار بزرگی است که توسط او داده می‌شود و می‌تواند کاری کند که از بهشت آتش ببارد. هیولای دوم پیامبر دروغین نیز نامیده می‌شود. هیولا مردم را وادار به پرستیدن تصویر هیولای اول خواهد کرد و هرآنکس که ادعا کند که تصویر را نخواهد پرستید کشته خواهد شد. این هیولا تمامی مردم را وادار به داشتن علامت هیولا خواهد کرد که بر روی دست راست آن‌ها یا بر روی پیشانیشان خواهد بود.

تصویر هیولا

هیولای دوم به تصویر هیولا زندگی می‌دمد و تصویر زنده شده و قادر به صحبت کردن خواهد بود. این هیولا کسانی را که این تصویر را نپرستند خواهد کشت. کسانی که به این دلیل کشته شوند در بازگشت عیسی زندگی مجدد یافته و در پادشاهی هزار ساله عیسی او را همراهی خواهند کرد. مرگ بر این افراد قدرتی ندارد زیرا آنان توسط هیولا فریفته نشدند و با اینکه زندگی مادی خود را از دست دادند زندگی مجدد خواهند یافت.

علامت هیولا

هیولای دریا دارای نام خاصی خواهد بود. با اینکه این نام در مکاشفه یوحنا نیامده است این نام با یک عدد برابر خواهد بود که این عدد ۶۶۶ است. این عدد معمولاً با عدد انسان یکی دانسته می‌شود. علامت هیولا ممکن است به صورت نام نوشته شده هیولا یا معادل عددی آن باشد. بدون این علامت هیچکس حق خرید و فروش نخواهد داشت.

سرنوشت هیولا

هیولا و پیامبر دروغین پادشاهان زمین و ارتش آنان را برای جنگ علیه آن کس که بر اسب سفید میاید جمع می‌کنند. در نتیجه این جنگ هیولا و پیامبر دروغین شکست خورده و به دریاچه آتش انداخته می‌شوند. دشمنان ارباب اربابان و پادشاه پادشاهان کشته می‌شوند. در دریاچه آتش هیولا و پیامبر دروغین تا ابد هر روز عذاب می‌بینند. اژدها نیز بعد از جنگ نهایی به آنان ملحق می‌شود.
بخشهایی از مکاشفات جهت اطلاع :
۱-این مکاشفه‌ای است که خدا به عیسی مسیح داده است تا آنچه را که باید بزودی رخ دهد، به بندگانش نشان دهد. او فرشتهٔ خود را به نزد بندهٔ خویش یوحنا فرستاد، ۲تا این چیزها را به او نشان دهد. یوحنا با بیان آنچه شنیده و دیده است به حقانیّت کلام خدا و شهادت عیسی مسیح گواهی می‌دهد. ۳و خوشا به حال کسی‌که این را می‌خواند و کسانی‌که به کلمات این نبوّت گوش می‌دهند و طبق آنچه در آن نوشته شده است، عمل می‌کنند. زیرا بزودی همهٔ این چیزها به وقوع خواهد پیوست.
درود به کلیساهای هفت‌گانه
۴از طرف یوحنا تقدیم به هفت کلیسای استان آسیا:
فیض و سلامتی از جانب خدا، او ‌که هست، بود و خواهد آمد و از جانب هفت روح که در پیشگاه تخت پادشاهی او هستند. ۵و از جانب عیسی مسیح، آن شاهد امین، آن نخستزاده از مردگان و فرمانده پادشاهان زمین به شما فیض و آرامش باد. او ما را دوست دارد و با خون خود ما را از گناهانمان آزاد گردانید. ۶و ما را به سلطنت رسانید تا به عنوان کاهنان، خدا یعنی پدر او را خدمت کنیم. او را تا به ابد جلال و قدرت باد، آمین. ۷ببین او با ابرها می‌آید! همه و از جمله آن کسانی‌که به او نیزه زدند، او را خواهند دید و همهٔ اقوام جهان به‌خاطر او سوگواری خواهند کرد. آری، چنین خواهد شد! آمین.
 خداوند خدا می‌گوید: «من الف و یاء هستم، خداوند متعال که بود و هست و خواهد آمد.»
ظهور مسیح
۹من یوحنا، برادر شما، که در اتّحاد با عیسی در رنج و در پادشاهی و در بردباری شریک شما هستم، به‌خاطر موعظهٔ کلام خدا و شهادت به عیسی در جزیره‌ای به نام پاتموس مقیم بودم. ۱۰آن روز، روز خداوند بود و روح‌القدس مرا فراگرفت، در آن‌ حال، از پشت سر خود صدای بلندی مثل صدای شیپور شنیدم ۱۱که به من گفت: «آنچه را که می‌بینی در کتابی بنویس و به این هفت کلیسا، یعنی کلیساهای: افسس، اسمیرنا، پرغامس، طیاتیرا، سارد، فیلادلفیا، و لائودیکیه بفرست.»
۱۲برگشتم تا ببینم کیست که با من سخن می‌گوید و وقتی برگشتم، هفت چراغپایهٔ زرّین دیدم.۱۳در میان چراغپایه‌ها کسی شبیه انسان بود که ردای بلندی بر تن داشت و زِرِه زرّینی به دور سینه‌اش بود. ۱۴موهای او مثل پشم یا برف سفید بود و چشمانش مثل آتش می‌درخشید.۱۵پاهایش مثل برنزی که در کوره گداخته و سپس شفّاف شده باشد، درخشان بود و صدایش مانند صدای آبشار. ۱۶او در دست راست خود، هفت ستاره داشت و از دهانش شمشیری تیز و دو دَم بیرون می‌آمد و چهره‌اش مانند خورشید نیمروز می‌درخشید. ۱۷وقتی او را دیدم مثل مرده پیش پای او افتادم، امّا او دست راست خود را بر من گذاشت و گفت: «نترس، من اول و آخر هستم. ۱۸من زنده بودم و مردم و اکنون تا به ابد زنده هستم و کلیدهای مرگ و جهان مردگان را در دست دارم.۱۹آنچه را می‌بینی بنویس، آنچه که اکنون هست و بعد از این اتّفاق می‌افتد. ۲۰مفهوم و مقصود آن هفت ستاره‌ای که در دست راست من دیدی و آن هفت چراغپایه زرّین این است. آن هفت ستاره فرشتگان هفت کلیسا و آن هفت چراغپایه، هفت کلیسا می‌باشند.
قسمتهایی از مکاشفات :
 

«سپس همانطور که نگاه می کردم دیدم که در آسمان دروازه ای گشوده شد. آنگاه همان آوایی که قبلاً نیز شنیده بودم، بگوش رسید. آن آوا که همچون صدای شیپوری نیرومند بود به من گفت که بیا بالا تا وقایع آینده را به تو نشان دهم، ناگهان روح خدا مرا فراگرفت و من خود را در آسمان دیدم...»                 مکاشفه باب 4: آیه 1 و 2

پس از آنکه یوحنا در رؤیا در بارگاه الهی حاضر شده و شکوه و جلال و جبروت آن را می بیند، متوجه طوماری در هم پیچیده می شود که سرنوشت دنیا و تمام موجودات و انسانها در دو طرف طومار نگاشته شده وبه 7 مُهر آنرا مهر و موم نموده اند. این طومار بدست حضرت مسیح (ع) داده می شود تا مهرها را یکی یکی بگشاید و طومار را بخواند. هر مهر، سمبلی از یک مرحله تاریخی و یا یک اتفاق و حادثه مهم است.

مُهر اول: اسب سفیدو سوار فاتح و پیروزمند

چون مهر اول گشوده شد یوحنا در رؤیا دید که:

«نگاه کردم و اسبی سفید دیدم، سوار بر اسب کسی را دیدم که کمانی در دست و تاجی بر سر داشت او اسب را به جلو می راند تا در نبردهای بسیار پیروز شود و فاتح جنگ باشد.»                مکاشفه باب 6: آیه 2

در تعبیر هفت مهر طومار، دو امکان وجود دارد. امکان اول اینکه از آنجایی که مهرها بدست حضرت مسیح و در حضور یوحنا گشوده می شوند ممکن است مراحل زمانی معرفی شده در رؤیا، از تولد مسیح آغاز و تا برقراری حکومت عدل و داد جهانی در آخر الزمان ادامه یابد و امکان دوم این است که تمام هفت مهر مربوط به وقایع آخرالزمانی و وقایع و حوادث پیش از ظهور مسیح و حکومت جهانی او باشد ولی شواهد و قراین بیشتر احتمال اول را تأیید می کنند یعنی بنظر نمی رسد که یوحنای قدیس یک پرش زمانی به آخر دنیا داشته باشدو حداقل دو هزار سال تاریخ را نادیده گرفته باشد، بنابراین به احتمال زیاد وی در رؤیا تمام وقایع مهم و تاریخ سازی که در طول این دو هزار سال رخداده را شرح می دهد سپس به طور مفصل تری به بیان وقایع آخرالزمانی می پردازد. با این دید مهر اول را می توان به اولین و مهمترین اتفاقی که در دنیای مسیحیت پس از غیبت مسیح رویداده تعبیر نمود.

در قرن چهارم میلادی بود که امپراطور روم «کنستانتین فاتح» به دین مسیحیت گروید و به این ترتیب در سرزمین پهناور روم، مسیحیت که تا آن زمان ممنوع بود به ناگاه دین رسمی اعلام شد و مسیحیانی که تا آن زمان آزار و شکنجه می شدند ناگهان آزاد و سربلند گشتند. کنستانتین با فتوحات زیادش بر قلمرو روم و همچنین دنیای مسیحیت افزود و مسیحیت را در تمام اروپا و حتی آسیای صغیر و ارمنستان گستراند.

بنابراین سواری که یوحنا، کمان در دست و تاج بر سر معرفی کرده که اسبش را به جلو می راند تا فاتح و پیروز جنگ باشد می تواند به کنستانتین و پیروزیهایش اشاره داشته باشد.

مهر دوم: اسب سرخ؛ ناآرامی و جنگ و هرج و مرج

«این بار اسبی سرخ پدیدار شد. به سوار آن شمشیری داده شد تا قادر باشد صلح و سلامتی را از زمین بردارد و بجای آن، هرج و مرج ایجاد کند. در نتیجه جنگ و خونریزی در همه جا آغاز شد»

 بنظر می رسد این جملات به دومین واقعه تکان دهنده جهان مسیحیت یعنی جنگهای صلیبی که در قرون دهم و یازدهم رخ داد اشاره می کند. این جنگها تقریباً نیمی از دنیای آن روزگار را به خود مشغول ساخت.

مهر سوم: اسب سیاه؛ قحطی و گرسنگی

«آنگاه [پس از گشوده شدن مهر سوم] اسب سیاهی را دیدم که سوارش ترازویی را در دست داشت سپس از میان چهار موجود زنده، صدایی به گوش رسید که می گفت: یک قرص نان گندم، یا یک کیلو آرد جو به قیمت مزد روزانه یک کارگر باشد. اما به روغن زیتون و شراب ضرر نرسان».

این می تواند توصیفی از قحطی، گرسنگی وکمبود مواد غذایی در اروپا پس از جنگهای صلیبی باشد که در نتیجه باج و خراجهای طاقت فرسای حاکمان و فرمانروایان از محصولات و آذوقه رعایا برای تأمین مخارج سنگین جنگ بوجود آمد.

مهر چهارم: اسب زرد رنگ؛ مرگ و نابودی

«ناگاه اسب رنگ پریده ای (زرد رنگ) ظاهر شد که سوارش مرگ نام داشت به دنبال او اسب دیگری می آمد که نام سوارش دنیای مردگان بود. به آن دو اختیار قدرت داده شد، تا یک چهارم زمین را بوسیله جنگ، قحطی، بیماری و جانوران وحشی نابود کنند.»

این جملات، معرف چهره قرون وسطی در اروپا است که قحطی و گرسنگی مردم را تهدید می کرد، وبا و طاعون (مرگ سیاه) جان تعداد بیشماری از انسانها را گرفته بود و از هر خانه ای یکی دو قربانی می گرفت. جنگهای داخلی شدت گرفته بود وفساد و تباهی در قاره اروپا بی داد می کرد.

مهر پنجم: فریاد شهدا برای دادرسی

«وقتی مهر پنجم را باز کرد، قربانگاهی ظاهر شد. زیر قربانگاه روحهای کسانی را دیدم که برای موعظة کلام خدا و شهادت راستین خود شهید شده بودند. ایشان با صدایی بلند به خداوند می گفتند: ای خداوند پاک و حق، تا به کی بر ساکنان زمین داوری نمی کنی و انتقام خون ما را از آنان نمی گیری؟ و به هر یک از ایشان جامه سفیدی داده شد و به ایشان گفته شد که اندکی دیگر، آرامی نمایند تا عدد همقطارانی که مثل ایشان کشته خواهند شد تمام شود.»

در نیمه قرن پانزدهم و شروع اصلاحات مذهبی، در مقابل تعالیم خشک و افراطی کاتولیک عقاید جدید و تفاسیر جدیدی از مسیحیت شکل می گیرند که پروتستانیسم و کالوینیسم دو نمونه از مشهورترین آن عقاید می باشند. در واکنش به این جریانهای معترض و عدالتخواه، کلیسای متعصب و افراطی کاتولیک، دادگاههای تفتیش عقاید  سوزاندن و مجازاتهای غیر انسانی دیگری را برای خاطیان و کسانی که سخن جدیدی داشتند در نظر می گیرد. در نتیجه این برخورد خصمانه، کثرت عقاید جدید و تعصباتی که هر گروه در مقابل گروههای دیگر نشان می داد باعث شد در اروپا جنگهای مذهبی شدید و وحشتناکی به راه افتد و هزاران مُبلِغ و پیروان آنها یا در آتش کلیسا سوزانده شدند و یا در جنگ با مخالفین، جان خود را از دست دادند. مبلغانی که هدف بسیاری از آنها برقراری عدالت و بازگشت مسیحیت به تعالیم واقعی مسیح (ع) بود. شاید این همان قربانگاهی است که یوحنا در رؤیا دیده است.

مهر ششم: غضب خداوند

«آنگاه بره [مسیح] مهر ششم را گشود. ناگهان زلزله شدیدی رخ داد. خورشید مانند پارچه ای سیاه تیره و تار گشت و ماه به رنگ خون درآمد. سپس دیدم که ستارگان آسمان بر زمین می ریزند درست مانند انجیر که بر زمین می ریزد ... آسمان نیز مانند یک طومار به هم پیچید و ناپدید گشت و تمام کوهها و جزیره ها تکان خورده از جای خود منتقل شدند».

در مهر ششم به نظر می رسد با توصیف قیامت و نابودی جهان مادی روبرو هستیم. ولی در آیات بعدی می خوانیم که انگار پیش از قیامت کار مهم و ناتمامی باقی مانده که باید انجام گردد.

«سپس فرشته دیگری را دیدم که از مشرق می آمد و مُهر بزرگ خدای را به همراه می آورد. او به آن چهار فرشته ای که قدرت داشتند به زمین و دریا صدمه بزنند گفت: دست نگه دارید! به دریا و زمین و درختان آسیبی نرسانید، تا مهر خدا را به پیشانی بندگان او بزنم[1]»                       مکاشفه، باب 7: آیه  2و3

مهر هفتم: وقایع آخرالزمان

پس از اینکه بر پا شدن قیامت در مهر ششم به نمایش درآمد و نیکوکاران در محضر خدای بخشنده نعمت و برکت و عمر جاودان یافتند؛ گویی زمان، اندکی به عقب بر میگردد و پس از یک وقفه و سکوت، یوحنا آنچه که در آخرالزمان می باید اتفاق افتد را به چشم می بیند.

شاید این حالت وقفه را بتوان به نوار ویدیویی تشبیه کرد که برای برگرداندن فیلم به عقب با ایجاد یک وقفه و برگرداندن فیلم می توان وقایع قبلی را با دقت و جزئیات بیشتری از نو مشاهده کرد.

«هنگامی که برّه مهر هفتم را گشود در آسمان نزدیک به نیم ساعت سکوت مطلق برقررا شد. سپس دیدم که هفت فرشته در حضور خدا ایستاده اند. به ایشان هفت شیپور داده شد.»

 

شیپور اول: تگرگ و آتش و خون

پس از اینکه یوحنا با زبانی استعاری بیان می کند که آخرالزمان با بلایا و فتنه های بسیاری همراه است و برای رهایی از این سختی ها و فتنه ها مؤمنین باید یاد خدا را در دلها داشته باشند و از او غافل نشده، برای ظهور منجی دست دعا به سوی آسمان بلند کنند و در راه درستی و پاکی ثابت قدم بمانند تا رحمت خداوند بر آنها نازل شود، ادامه می دهد:

«فرشته اول شیپور را به صدا درآورد، ناگهان بر روی زمین تگرگ و آتش و خون بارید بطوری که یک سوم زمین آتش گرفت و یک سوم درختان با تمام سبزه ها سوخت.»

هر یک از این شیپورها بیانگر یک حادثه و یک اتفاق مهم پیش از ظهور منجی است. شیپور اول احتمالاً گویای وقوع جنگ، بارش گلوله سربی و بمب و باروت است که در همه جای جهان میان ملتها و اقوام گوناگون درخواهد گرفت (و شاید از هم اکنون شروع شده باشد).

شیپور دوم: کوه آتشین

«فرشته دوم شیپور را نواخت. ناگاه چیزی مثل کوهی بزرگ و آتشین به دریا افتاد به طوری که یک سوم تمام کشتی ها غرق شدند و یک سوم دریا مانند خون سرخ شد و یک سوم تمام ماهیها مردند»

شاید این جملات به فوران یک آتشفشان در سطحی گسترده در اقیانوسها اشاره می کند و یا شاید نمایانگر کشیده شدن جنگها به دریاها و اقیانوسها باشد.

شیپور سوم: سقوط ستاره اَفْسِنْتین

«و چون فرشته سوم بنواخت، ناگاه ستاره ای عظیم چون چراغی افروخته شده از آسمان فرود آمد و بر یک سوم نهرها و چشمه های آب افتاد و نام آن ستاره را افسنتین[2] (تلخ) می خوانند و یک سوم آبها به افسنتین مبدل گشت و مردمان بسیار از آبهایی که تلخ شده بود مردند.»

شاید برخور یک شهاب سنگ عظیم باعث بروز تغییرات اکولوژیک در محیط زیست و ترکیبات آبهای زیرزمینی شود و یا فوران گدازه های آتشفشانی موجب رخنه کردن گازهای گوگرد دار و ترکیبات سمی به آبهای خارجی گردد. حتی خشکسالیها و آلودگیهای زیست محیطی که توسط انسان بوجود آمده اند می تواند غلظت مواد سمی آبها را افزایش دهد و یا حتی زباله های رادیواکتیویته و نشت آب سنگین رآکتورهای هسته ای به آبهای سطحی باعث بروز چنین فاجعه ای شود (مانند آنچه در فوکوشیمای ژاپن و نیروگاه چرنویل شوروی رخ داد ولی این بار در سطحی وسیع تر).

شیپور چهارم: تاریکی نور آسمان

«سپس فرشته چهارم شیپور را نواخت. همان لحظه به یک سوم آفتاب و یک سوم ماه و یک سوم ستارگان صدمه رسید بطوریکه یک سوم آنها تاریک شد به این ترتیب یک سوم روز و یک سوم شب در تاریکی فرو رفت. همچنانکه غرق تماشا بودم، عقابی دیدم که در وسط آسمان پرواز می کند و به آواز بلند می گوید: وای! وای! وای به حال اهالی زمین، زیرا اکنون آن سه فرشته دیگر شیپور خود را به صدا درخواهند آورد.»

تاریکی خورشید و ماه و ستارگان ممکن است به دلیل آلودگی هوا و یا دودها و خاکسترهای آتشفشانی که در هوا پخش شده اند و یا وقوع خسوف و کسوف هشت ساعته ای باشد که نیمی از آن در روز و نیمی در شب حادث خواهد گردید (یک سوم شبانه روز یا همان هشت ساعت).

ولی پرواز عقاب و واویلای او نشان می دهد وقایع دردناک و وحشتناک تازه با شیپور پنجم شروع می شوند و آنچه تاکنون اتفاق افتاده در برابر اتفاقات آینده ناچیز و کم ارزش است.

شیپور پنجم: چاه بی انتها و دود تیره و تار

«هنگامی که فرشته پنجم شیپورش را به صدا درآورد، دیدم که ستاره ای از آسمان بر زمین افتاد به این ستاره کلید چاهی را دادند که انتها نداشت (چاه هاویه). چون چاه هاویه را بگشاد، دودی مانند دود کوره ای بزرگ برخاست. به طوریکه آفتاب و هوا از دود چاه تیره و تار شد. سپس از میان دود ملخهایی بیرون آمده، روی زمین را پوشاندند و به ایشان قوت داده شد تا مانند عقربها نیش زنند. اما به ایشان گفته شد که با علف و گیاه و درختان کاری نداشته باشند بلکه فقط به کسانی آسیب برساند که مُهر خدا را بر پیشانی خود ندارند. به ایشان اجازه داده شد که مردم را برای مدت پنج ماه آزار و شکنجه دهند تا ایشان مانند کسی که عقرب او را گزیده باشد درد کشند اما به ملخها اجازه کشتن مردم داده نشد. در آن زمان مردم آرزوی مرگ خواهند کرد اما مرگ از ایشان خواهد گریخت.

ملخها شبیه اسبان جنگی بودند بر روی سرشان چیزی شبیه تاجهای زرین قرار داشت و صورتشان همچون صورت انسان بود، ایشان مویی بلند مانند موی زنان و دندانهایی مانند دندان شیر داشتند .... پادشاه آنها همان فرشته چاه هاویه (بی انتها) است که به زبان عبری او را «ابَّدون» و به یونانی «آپولیون» می نامند که معنای آن نابود کننده می باشد. یک وای یعنی یک بلا گذشت و هنوز دو بلای دیگر در راه است.»

چاه هاویه (بدون انتها) می تواند تشبیهی از یک آتشفشان فعال باشد که به اعماق زمین راه دارد و از آن ستونهایی از دود و گازهای گوگردی و سمی خارج می شود این آتشفشان ممکن است در اثر برخورد یک شهاب سنگ ویا حرکت صفحات تکتونی زمین فعال شده باشد. توصیفی که از ملخها شده کمی عجیب و اسرارآمیز است. شاید این ملخها در حقیقت گازها و ریزگردهای سمی متصاعد شده از میان دود و آتشفشان باشد که اتفاقاً در همان آیات نیز اشاره شده است که ملخها از میان دود بیرون می آیند. این گازها موجب اختلالات تنفسی، بیماریهای ریوی، احساس اختناق و نفس تنگی، سردرد و سرگیجه های شدید و حالت تهوع می شوند. شاید درد و سوزشهای ریوی حاصل از استنشاق این گازها به نیش عقرب تشبیه شده است، سوزشی که از درون، مجاری ریوی و قفسه سینه را می سوزاند و از آن خلاصی نمی توان یافت. از آنجایی که در آیات نیز ذکر شده که این ملخها به علفها و گیاهان و درختان آسیب نمی رسانند فرضیه گازهای سمی بیشتر تقویت می شود. چون این گازها برای جانوران و مکانیسم تنفسی آنها بسیار خطرناک می باشد در حالی که برای گیاهان چندان مضر نیست. اگر این تشبیه درست باشد این آتشفشان در دیار کفر و شرک (کسانی که مُهر خدا را بر پیشانی خود ندارند) فعال شده و به مدت پنج ماه خاکسترها و دودهای آتشفشانی، آسمان آنجا را تیره و تار خواهد ساخت. شبیه به این اتفاق چند سال پیش در ایسلند رخ داد ولی خوشبختانه دود حاصل از آتشفشان فقط دو هفته فضای شهر را آلوده کرده بود پس از آن و به کمک جریانهای پر قدرت جوی دود، پراکنده و آتشفشان دوباره آرام گرفت.

شیپور ششم: ماشینهای کشتار

«وقتی فرشته ششم شیپور را نواخت، از چهارگوشه قربانگاه زرین که در حضور خدا قرار داشت صدایی شنیدم که به فرشته ششم گفت: آن چهار فرشته شیطان را که بر رود عظیم فرات بسته شده اند، آزاد ساز.

آنگاه آن چهار فرشته که برای چنین روز و ساعتی آماده شده بودند آزاد شدند تا یک سوم مردم را بکشند شنیدم که آنها دویست میلیون جنگجوی سواره در اختیار داشتند. اسبان و سواران ایشان را در رؤیا دیدم، سواران آنان زره جنگی به تن داشتند که بعضی به رنگ سرخ آتشین، بعضی آبی آسمانی و بقیه به رنگ زرد بود. سر اسبان ایشان بیشتر به سر شیران شباهت داشت و از دهانشان دود و آتش و گوگرد بیرون می آمد که یک سوم مردم را از بین برد. قدرت مرگبار آنها نه تنها در دهانشان بلکه در دمشان نیز بود، زیرا دمشان شبیه سر مارهایی بود که نیش می زنند و زخمهایی کشنده ایجاد می کنند.

کسانی که از این بلایا جان سالم بدر بردند، باز حاضر نشدند خدا را بپرستند... اینان نمی خواستند از آدم کشی، جادوگری، زنا و دزدی دست بکشند و بسوی خدا بازگردند.»

این جملات از اتفاقی بزرگ در کنار رود فرات حکایت می کند. چهار گروه که برای جنگی تمام عیار با یکدیگر آماده می شوند.

چنانکه بعداً خواهید دید اتفاقی مشابه در روایات و احادیث شیعه و سنی نیز آمده است که از فتنه و جنگی بزرگ در کنار فرات سخن می گوید، آنچنانکه آب فرات به رنگ خون درآید.

شاید اتفاقاتی که هم اکنون در سوریه و عراق در جریان است و جنگهای قومی و مذهبی این منطقه زمینه ساز جنگی بزرگ در آنجا شود جنگی که پای کشورهای دیگر را نیز به منطقه باز کند. منظور از رنگ زره های جنگجویان که قرمز آتشین و آبی آسمانی و زرد توصیف شده احتمالاً رنگ پرچمهای کشورهای درگیر در جنگ می باشد و با توجه به جمعیت دویست میلیونی سربازان، این کشورها می باید جزء پر جمعیت ترین کشورهای جهان باشند و با در نظر گرفتن تحولات جاری در منطقه به احتمال زیاد این کشورها روسیه، چین، آمریکا، انگلیس، فرانسه و یا ترکیبی از آنها خواهد بود.

اسبانی که چون شیر از دهانشان آتش و دود و گوگرد بیرون می آید و مارهایی که از پس آنها نیش می زنند اشاره به توپ و تانکهایی دارد که چون اسب در میدان به جلو می تازند و از پس آنها مسلسلها و تفنگهایی که زخمهایی کشنده ایجاد می کنند. نکته حائز اهمیت این است که در زمان یوحنا هنوز از باروت در جنگها استفاده نمی شده و در حقیقت سلاح گرم شامل توپ و تفنگ هنوز اختراع نشده بود با این حال یوحنا در رؤیای خود اسبانی می بیند که سرهایشان چون شیر است و از دهانشان دود و آتش و گوگرد (باروت) بیرون می آید.

در ادامه آیات می خوانیم که باز این جنگ و خونریزی باعث نمی شود سیاستمداران به خود آیند، آنها کماکان دست از فریبکاری و جنگ و غارت دیگر ملتها بر نمی دارند. ملتها نیز به خدا و راستی و صداقت پناه نیاورده بلکه شیطان را پیروی می کنند. به این ترتیب عدالت و آزادی همچنان دو گوهر دست نیافتنی باقی می ماند تا زمانی که وعده خدا و ظهور منجی محقق گردد. 

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی