إِلَهِي عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ يَا مَوْلانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ یان چاپ -->
بسللیم

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

Image result for ‫ایت الله سیستانی‬‎ Image result for ‫ایت الله بهجت‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎
آخرین نظرات


چهل حدیث درباره امام زمان(عج)


در روایات شیعه، جهان در آستانه ظهور دارای سه ویژگی عمده است:

  1. ظلم و ستم فراگیر و فتنه‌ای که بر هر خانه‌ای وارد می شود.
  2. وجود دشمنانی مانند سفیانی و نواصب و دیگرانی که در عراق و دیگر مناطق سرزمین‌های اسلامی مشغول فعالیت علیه شیعه هستند و سپس سوریه را تصرف کرده و حکومت آنجا را می‌گیرند. 
  3. جریان یاران و موالیان امام زمان که در سرزمین‌های اسلامی در تلاشند تا یاد و نام امام زمان در عالم پراکنده شود


اِنتَظِروا الفَرَجَ وَلا تَیأسُوا مِن رَوحِ الله.

همواره در انتظار (فرج و ظهور صاحب‌الزمان علیه‌السلام) باشید و یأس و ناامیدی از رحمت خدا به خود راه مدهید. (بحار، ج ١٥، ص ١٢٣)

 «امام جعفرصادق (علیه‌السلام)»:

مَن ماتَ مِنکُم وَ هُوَ مُنتظِرٌ لِهذا الأََمرِ کان کَمَن هوُ مَعَ القائِمِ فی فُسطاطِه.

هر کس از شما که در حال انتظار ظهور حضرت مهدی(علیه‌السلام) از دنیا برود همچون کسی است که در خیمه و معیّت آن حضرت در حال جهاد به سر می‌برد. (بحار، ج ٥٢، ص ١٢٦)

ـ «پیامبرگرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله و سلم)»:

مَن اَنکَرَ القائِمَ مِن وُلدی أَثناءَ غَیبَتِهِ ماتَ میتَةً جاهِلیَّةً.

کسی که قائم(مهدی) را که از فرزندان من است در دوران غیبتش مُنکِر شود، بر حالت جاهلیت قبل از اسلام از دنیا خواهد رفت. (منتخب‌الاثر، ص ٢٢٩)

 «امام جعفرصادق (علیه‌السلام)»:

لَو لَمْ یَبْقَ منَ الدُّنیا اِلاَّ یَومٌ واحِدٌ لَطَوّلَ اللهُ ذلِکَ الیَومَ حَتّی یَخرُجَ قائمُنا أَهْلَ البَیت.

اگر از عمر دنیا تنها یک روز مانده باشد خداوند آن روز را آنقدر طولانی می‌کند تا قائم ما اهل بیت(علیه‌السلام) ظهور یابد. (منتخب‌الاثر، ص ٢٥٤)

در ذیل مجموع چند مقاله از سایت غرب و مهدویت که همگی از سایتهای اونجلیسها و کتابهای نویسندگان ضد اسلام و به اصطلاح منتظران عیسی مسیح ع ترجمه  گردیده به منظور روشن نمودن موضع غرب از آخرالزمان و اسلام و در نهایت حضرت مهدی عج تقدیم  میگردد .اما قبل از ورود به مقاله ها که همگی یک هدف مشترک را دنبال میکنند و آن بدبینی تمام مسیحیان و یهودیان و حتی مسلمانان بی تفاوت به  مباحث اخرالزمان و نشان دادن یک چهره پلید و ضد مسیح  ع از حضرت مهدی و مسلمانان واقعی و پیروان  راستین اهل بیت علیهم السلام  است و پر واضح است برای ادعاهای خودشان به مسلمانان تندرو از جمله داعش ،طالبان،القاعده و... به استناد مدارک و مستندات اطلاعاتی غرب و اسراییل و فیلمهای مستند ساخته شده توسط مستند سازان غربی  و سایتهای افشاگر غربی ،تمام این گروهها توسط کشورهای مسلمان و آمریکا و اسراییل و ترکیه و بعضی از کشورهای اروپایی تاسیس شده اند تا چهره ای متوجش از اسلام و مسلمین و دورنمای آخرالزمان و ظهور مهدی را ترسیم نمایند در حالی که همه این گروهها  از مسلمان تندرو وهابی  بوده که  به اعتقادات  پوچ گرایانه  تعیین شده علمای خود فروخته خودشان و سرویسهای اطلاعاتی و جاسوسی غرب و عرب و اسراییل عمل میکنند .و عملا این گروهها و کشورها ابزار و عمله ظلمه کشورهایی همچون آمریکا ،اسراییل ،انگلیس ،عربستان ،روسیه ،قطر ،ترکیه ،امارات ،پاکستان و....شده اند و در این میان نقش آمریکا و روسیه و اسراییل و عربستان  و...از همه پر رنگتر است .در حالی که مسلمانان و خاورمیانه مشغول جنگهایی نیابتی است و تعداد زیادی انسان بیگناه به خاک و خون کشیده میشوند و کشتارهایی خط دار توسط این گروهها که عمدتا و با درصد بالایی شیعیان را نشانه گرفتند تا به قول خودشان بدینوسیله از ظهور منجی اخرالزمان و پیروان راستین آن جلوگیری نمایند ،عملا همه ما خواسته یا از روی چهل و نادانی بر اساس نقشه ترسیم شده اونجلیسها حرکت میکنیم و هزینه همه این جنگها از جیب همین ملتهای مظلوم میرود و حاکمان فاسد و آلت دست بجای ایجاد یک اتحاد بر پایه اساس و بنیان قرآن و سنت و اهل بیت علیهم السلام بروند تا جامعه ای با باورهای خود باوری ایجاد کنند بی آنکه بدانند خون مردمان مظلوم خود را در راه عقاید فاسد انجلیستی و صهینویستی و اسلام افراطی با برداشتهای ضد خدایی به هد ر میدهند و امروز خاورمیانه را زمین بازی قدرتهای پست دنیا طلب کرده اند  و در این میان و البته به ظاهر تا اینجای کار برنده این مسابقه آنها بوده اند  غافل از اینکه تفکر مهدویت یک تفکر ریشه دار و هدایت شده از ناحیه خداوندو خلیفه برحقش حضرت مهدی است و در زمان خاص خودش همه چیز به آن سمتی حرکت میکند که او میل میفرماید و همه این دغل بازیها با تمام این هزینه ای سنگی به طرفه العینی نابود خواهد شد و در این میان تنها مومنین واقعی مشمول هدایت خواهند بود که اینان دوستداران واقعی حضرت مهدی و عیسی مسیح  و با باورهای انتظار به معنای واقعی آن هستند  .

نکته آخر اینکه بزرگترین درد این است که غربیها (مسیحیان و یهودیان ) به ظهور حضرت مهدی اعتقاد کامل دارند و البته اگر چه اورا سعی میکنند با نسبتهای ناروا همچون ضد مسیح و یا  دجال معرفی نمایند ولی  بی شک ظهور اورا قطعی میدانند و در این میان عده ای از مسلمانان با دیده شک و تردید و یا رد موضوع ظهور آن نازنین و یا تمسخر این باور دوستداران برخود میکنند که البته تاسف اصلی برای اینام است نه آنان که صادقانه چشم اتتظاربودند ،هستند و خواهند بود انشاء الله  (سایت معرفت الله )



جایگاه اسلام در طرح خداوند برای آخرالزمان کجاست؟

 در پی معرفی اسلام به عنوان نماد شر توسط برخی نویسندگان اوانجلیستی در سالیان اخیر، سوالی مهم ذهن مخاطبان این دیدگاه را به خود مشغول داشته مبنی بر اینکه «با وجود بدیهای بسیاری که برای عقاید و احکام دین اسلام توسط این نویسندگان ادعا می شود، چرا این دین در چند دهه اخیر اینگونه در جهان در حال رشد بوده و به تدریج جای دین مسیحیت را می گیرد؟» و «اگر دین اسلام، آیینی باطل و شیطانی است، چرا مطابق بسیاری آمارهای منتشر شده، در جوامع مختلف جهان و به ویژه کشورهای غربی، مواجه با اقبال مردم به این دین هستیم» نویسندگان اوانجلیست در پی پاسخ به این سوالات مهم، به تکاپو افتاده و ایده هایی را در قالبهای مختلف رسانه ای ابراز نموده اند که از جمله آنها رالف استایس در کتاب «از یازده سپتامبر تا 666» و سایت «جایگاه اسلام در طرح خداوند برای آخرالزمان» است.

...

رالف استایس (Ralph W. Stice) نویسنده ای کمتر شناخته شده است که به واسطه 10 سال زندگی در کشورهای اسلامی آفریقایی و خاورمیانه، مدعی شناخت واقعی از اسلام و نقش این دین در آخرالزمان شده است. وی که سابقه ژورنالیستی دارد، این روزها خود را به عنوان کشیشی معرفی می کند که به رایگان در خدمت مسیح در آمده است. او در سمینارهای مختلفی که در بیش از 100 کلیسا در سراسر جهان برگزار کرده، به نقش احتمالی اسلام در تحقق پیشگویی های کتاب مقدس در آخرالزمان می پردازد. او که خود را خیرخواه و عاشق مسلمانان می داند، بدترین تهمت ها را به دین اسلام وارد می کند چرا که این دین را نماد «نیروی شر» در آخرالزمان می خواند.


برای درک ایده اصلی او از نقش اسلام در آخرالزمان، باید به سراغ کتاب معروف او با نام «از یازده سپتامبر تا 666: همگرایی رویدادهای جاری، پیشگویی های کتاب مقدس و دیدگاه اسلام» (منتشر شده در سال 2005) برویم. در  این کتاب که یکی از منابع اصلی کتاب «ضدمسیح اسلامی» ریچاردسون محسوب می شود، استایس مدعی است علت اجازه خداوند به رشد بنیادگرایی اسلامی در جهان در طول سالیان اخیر، طرحی است که خداوند برای آخرالزمان درنظر گرفته و در قالب پیشگویی های کتاب مقدس آنرا بیان نموده است. از نظر او، اگر کسی رخدادهای جاری همچون وقایع عراق، رشد ظاهری اسلام، بالارفتن قیمت نفت (!) و ... را با نگاهی معنوی و الهیاتی (!) بنگرد و آنرا با مطالب ذکرشده در کتاب مقدس تطبیق دهد، متوجه می شود خداوند در تدارک تحقق «ماموریت بزرگ» (Great Commission) در این روزگار است و در این طرح الهی نقش نیروهای شر که با عدد 666 در کتاب مکاشفات یوحنا بدان اشاره شده- برعهده اسلام خواهد بود.

استایس برای به روز رسانی دیدگاه خود، سایت «جایگاه اسلام در طرح خداوند برای آخرالزمان» "IslamInGodsPlan.org"  را نیز مدیریت می کند. وی در این سایت مدعی پاسخگویی به سوالات مسیحیان در مورد «درک جایگاه اسلام در آخرالزمان و چرایی اجازه خداوند به رشد اسلام در روزگار کنونی» است علاوه بر آنکه در مورد سخنرانیهای جهانی خود در این موضوع اطلاع رسانی می کند.


وی در بخشی از این سایت با عنوان «5 نشانه که باید انتظار آنرا کشید» به معرفی نشانه هایی می پردازد که از نظر وی همگی آنها در کتاب مقدس ذکر شده و مصداق آن «اسلام و کشورهای اسلامی» است. این 5 نشانه عبارتند از:

·        رشد شدید تمایلات و تحرکات ضداسرائیلی در کشور ترکیه (بنابر کتاب حزقیال 38)

·        با خاک یکسان شدن دمشق (اشعیا 17)

·        شکل گیری جنگ داخلی در مصر (اشعیا 19)

·        ظهور آشکار افراطی گسترده اسلام در لیبی (دانیال 11)

·        اتحاد جنبش های اسلام گرا (دانیال 7)

لازم به ذکر است وی این نشانه ها را به صورت گسترده ای در کتاب اخیر خود با نام «بهار عربی، زمستان مسیحی: دست اندازی اسلام بر کلیسا و جهان» (منتشر شده در سال 2015) مطرح ساخته و با حوادث چندسال اخیر در جهان اسلام تطبیق داده است.

چند نکته:

.  فارغ از بسیاری اتهامات و دروغهایی که افرادی همچون استایس بر اسلام و مسلمانان وارد می کنند، اطلاعات نسبتا دقیق آنها در مورد تاریخ و عقاید اسلامی، نشان از مطالعه وسیع و هدفمند این نویسندگان برای ضربه زدن هرچه بیشتر به این آیین آسمانی است.

.  جالب آنست که نویسندگان این عرصه هر از چندگاهی با به روز رسانی نظرات خود، رخدادهای جدید را نیز به پازل ترسیمی خویش در مورد آخرالزمان می افزایند بدون آنکه توضیحی در مورد نظرات اشتباه پیشین خود ارائه نمایند. نمونه این موارد، تمرکز فوق العاده چند سال قبل این جریان به وقایع مصر و روی کار آمدن اخوان المسلمین در مصر- بود که با فروکش و سرکوب آن جریان، بسیاری ادعاهای ایشان باطل شد ولی صاحبان این نظریه بدون اذعان به نادرستی ادعاهای پیشین، ادعاهای جدیدی در مورد داعش و گروههای تکفیری ارائه نمودند!

.  نگاهی به فعالیتهای تبلیغی گسترده افرادی از قبیل استایس، ریچاردسون، شعیبات و ... در زمینه نوشتن کتاب، مدیریت سایت و برگزاری جلسات متعدد سخنرانی در اقصی نقاط جهان، دو نکته را در معرض دقت و تأمل صاحب نظران این عرصه گوشزد می نماید: اول آنکه این جریان فکری با استفاده از رسانه های متعدد در صدد توسعه دیدگاه محدود خویش در گستره عام مسیحیت هستند تا نظر خود را به عنوان دیدگاه مورد قبول تمامی مسیحیان نشان دهند. نکته دوم تأمل در شیوه پاسخگویی در خور به سم‌پاشی های این جریان علیه اسلام است چراکه این جریان رسانه ای با ادعای ارائه بحثی مذهبی و با شعار دوستی با مسلمانان، به تخریب باورهای دین اسلام در میان مسیحیان می پردازد که این مطلب لزوم برخورد هوشمندانه با آنرا ضروری می نماید.

.  منتقدان پروتستانی اسلام، مبنای ایده های خویش را کتاب مقدس می دانستند و از لابه‌لای این کتاب، سرنخهای پیشگویی در مورد ظهور و ترقی اسلام یافته بودند که حتی امروزه نیز تعجب آور است. بسیاری متألهان کلونیست آمریکایی به تفسیری تاریخی‌نگرانه از پیشگوییها پایبند بودند به این معنا که آنها اعتقاد داشتند بسیاری پیشگوییهای کتاب مقدس -از جمله کتاب دانیال و مکاشفات- در طول تاریخ در حال تحقق است. یکی از موارد قابل توجهی که {از نظر ایشان} در طول تاریخ محقق شده، عبارات 9: 2-3 از کتاب مکاشفات است. این عبارت از ملخهایی سخن می گوید که از پرتگاهی دودین سر بر می آورند. محققان آنگلوآمریکایی در قرون 17 و 18 تقریبا همگی معتقد بودند که این قطعه، به ظهور اسلام در اوایل قرن هفتم اشاره دارد

.

.  سر آرون بور (Aaron Burr, Sr) داماد جاناتان ادوارد و پدر معاون آینده رییس جمهور، جونیور آرون بور نمونه ای، از تحلیل باب 9 کتاب مکاشفات را در مورد اسلام در سخنرانی مذهبی سال 1757 بیان کرده است. بنابر نظر آرون بور، وقتی محمد پیامبر اسلام قدرت گرفت، او و پیروانش چنان بدبختی و نابودی را به کلیسای مسیحی تحمیل کردند که «به نظر می رسد ته گودال باز شده و شیطان بر اریکه قدرت تاریکی نشسته است؛ همانگونه که عبارات 9:2 مکاشفات در مورد ظهور دغل‌باز خبر می دهد... ملخها سر برآورده اند و هرجا سرک می کشند، تخریب و نابودی با خود می برند. این عبارات موکداً نشان دهنده پیشرفت های شگفت انگیز و مخرب عربها (مسلمانان) است»  بسیاری مانند بور، در پیروی از بیوگرافی پیامبر اسلام در محافل انگلوآمریکایی، محمد را یک «دغل باز» می دانستند. کتاب نوشته شده توسط هامفری پریدواکس (Humphrey Prideaux)، الهیدان انگلیسی با عنوان «ماهیت واقعی فریبی که به طور کامل در زندگی محمد نمود دارد»شاهدی بر این مدعاست.

.  پریدواکس و آرون بو، دو تن از الهیدانان شاخص غربی که قائل به نقش منفی برای اسلام در آخرالزمان بوده اند.

.  در آمریکای متقدم بسیاری پیش‌بینی می‌کردند که پیش از بازگشت مسیح، قدرت سیاسی ترکان عثمانی به زوال خواهد کشید. برخی هم معتقد بودند «ششمین پیاله داوری» و «خشک شدن رود فرات» (مکاشفات 16:12) اشاره به شکست دولت عثمانی دارد. بسیاری متفق القول بودند که پیش از بازگشت مسیح، دشمنان بزرگ کلیسای مسیح از جمله اسلام- کنار زده می شوند.

.  بسیاری پروتستانهای انجیلی، بازگشت یهودیان به فلسطین را با عینک پیشگوییهای کتاب مقدس می‌نگریستند و اعراب فلسطینی را سوی دیگر تاریخ فرجامین می دیدند. ناظران محافظه کار پروتستانی، مقاومت اعراب در برابر آواره شدن {اجباری} خود را بیهوده تلقی می کردند و حتی آنرا خشمی شیطانی در برابر ملت برگزیده خدا -یعنی یهودیان- می دانستند. بسیاری اوانجلیستها اعتقاد داشتند نه تنها اسرائیل به رشد و شکوفایی خواهد رسید، بلکه در نهایت قبه الصخره -مسجد مسلمانان که بر تپه معبد قرار گرفته- نیز تخریب می‌شود و این کار صحنه را برای بازسازی معبد یهودی فراهم خواهد ساخت. در مورد تفسیر عبارات عیسی در مورد «مکروهِ ویرانی» که در انجیل متی 24:15 آمده است، بسیاری معتقد بودند که ضدمسیح در نهایت به معبد بی احترامی خواهد کرد و خود را به عنوان خدا معرفی خواهد نمود. این وقایع بی وقفه و ناگزیر خواهد بود و از نظر ناظرانی همچون ویلبر اسمیت (Wilbur Smith) از موسسه فولر، اعراب تنها در مسیر وقوع رخدادهای حرکت می کنند {و چاره ای جز پذیرش آن ندارند}. اسمیت در سال 1956 می نویسد: «هیچ فرد ضدیهودی، هیچ جنگی، هیچ بی اعتقادی، هیچ برنامه ای و نه حتی خود ضدمسیح نمی تواند از تحقق این وعده الهی جلوگیری کند»

       گرچه مسلمانان عرب به عنوان حریف اصلی آخرالزمانی اسرائیل در نهایت و در اواسط قرن بیستم، جای خود را به اتجاد جماهیر شوروی که رژیمی الحادی و ضدیهودی بود، داد. بسیاری نویسندگان پیشگویی ها معتقد بودند که حمله احتمالی شوروی به اسرائیل در بابهای 38 و 39 کتاب حزقیال به صورت حمله رازآلود و تخریب «یاجوج و ماجوج»  به تصویر کشیده شده است. یاجوج و ماجوج، ارتشی از شمال هستند که به اسرائیل حمله می کنند اما به طور معجزه آسایی در طوفانی از آتش و گوگرد از بین می روند. نویسندگان تقدیرگرا در مورد تطبیق دقیق یاجوج و ماجوج با یکدیگر اختلاف نظر دارند ولی به طور فزاینده ای به اعراب مسلمان نقش کلیدی در این حمله داده اند. حتی برخی نویسندگان پس از حملات 11 سپتامبر، روسها را از نبرد یاجوج و ماجوج حذف کرده اند و نقش نیروی مهاجم را منحصرًا به یک نیروی مسلمان داده اند که علیه اسرائیل قیام خواهد کرد. در هر صورت، تقدیرگرایان به طور مرسوم اعتقاد داشتند که تخریب یاجوج و ماجوج، زمینه ساز ظهور ضدمسیح است که ابتدا پیمانی 7 ساله با اسرائیل می بندد و پس از چندی آنرا می شکند. این امر به تاریک ترین بخش تاریخ آخرالزمان، سلطنت بی رحمانه ضدمسیح، نابودی نوکیشان مسیحی/یهودی و نبرد آرماگدون منجر می شود. اگرچه این تفاسیر مبهم و حتی عجیب و غریب به نظر می رسد، با این حال ابزاری موثر برای تقدیرگرایان فراهم نموده تا اتفاقات نگران کننده در مورد درگیری اعراب و اسرائیل را توضیح دهند.

               در زمان جنگ 6 روزه سال 1967، اوانجلیستهای آمریکایی به تفسیر حوادث مربوط به خاورمیانه و تطبیق آن به پیشگوییهای تقدیرگرایان عادت کردند. جنگ 6 روزه منجر به پیروزی اسرائیل بر نیروهای مسلح اردن، مصر و سوریه و افزوده شدن شرق بیت المقدس -که تا پیش از این به دست اردن بود- به متصرفات اسرائیل شد. این رویداد باعث شکل گیری دور دیگری از حدس و گمانها در مورد پایان رسیدن «زمان امتها» و اتمام تصرف اعراب بر اورشلیم گشت. محبوب ترین تفسیر تقدیرگرایان از جنگ 6 روزه در کتاب «آخرین روزهای سیاره بزرگ زمین» (1970) توسط هال لیندسی ارائه شد که به عنوان یکی از بانفوذترین کتابهای آخرالزمانی تا به امروز شناخته می شود. لیندسی جنگ 6 روزه را مطابق با «پایان دوران امتها» می شمارد و بر این باور است که به زودی یهودیان اقدام به بازسازی معبد خواهند نمود. او گوشزد می کند که تخریب قبه الصخره هنوز پابرجاست و پیش‌بینی می کند که احتمالا خداوند آنرا با یک زلزله مشیتی تخریب کند. فارغ از احساساتی بودن این مطالب، شکی نیست که این نوع نوشتارهای تقدیرگرایان محبوب و عامه‌پسند است. کتاب «آخرین روزهای سیاره بزرگ زمین» به پرفروش‌ترین کتاب غیرداستانی دهه 1970 در ایالات متحده بدل گردید.

               موفقیت چشمگیر لیندسی در کتاب آخرین روزهای سیاره بزرگ زمین، نفسی تازه به رگهای نوشته ‌های پیشگویانه دمید و به نوعی «تجارت» بدل گردید. مجموعه ای از نویسندگان از دهه 1970 که از جمله معروفترین آنها تیم لاهای (Tim LaHaye) و جری جنکینز (Jerry Jenkins)، نویسندگان مجموعه کتابهای «بازمانده» (Left Behind) بودند- پتانسیل عظیم و محبوبیت بالای کتابهای پیشگویی را به ناشران ثابت کردند. یکی دیگر از نویسندگان محبوب در مورد بحران خاورمیانه، جان والورد (John Walvoord) رییس موسسه الهیاتی دالاس بود. کتاب او با نام «آرماگدون، نفت و بحران خاورمیانه» اولین بار در پاسخ به جنگ یوم کیپور (Yom Kippur) در سال 1973 بود که البته در سال 1990 و در واکنش به حمله صدام حسین به کویت به روز رسانی گردید. یکی دیگر از نسخه های تجدیدنظر شده، پس از مرگ او توسط مارک هیچکاک (Mark Hitchcock) در سال 2007 انتشار یافت که نگاه ویژه ای به تروریسم مسلمانان داشت. همه این کتابها، میلیونها نسخه به فروش رفت. والورد از نسخه های قبلی پیشگوییهای تقدیرگرایانه به طور چشم گیری دست بر نمی دارد ولی نقش جدیدی به مساله نفت و اوپک تحت تسلط اعراب در رخدادهای آخرالزمانی می دهد. حرص و طمع جهانی برای دستیابی به نفت، راه را برای اتحاد اروپا و خاورمیانه فراهم می آورد و والورد این اتحاد را «کنفدراسیون مدیترانه» می نامد . او این سازمان و مجموعه کشورها را بستر فراهم سازی حکومت ضدمسیح در نهایت کار می داند.

          

                پیش از 11 سپتامبر، اسلام نقش مهمی در تفکر آخرالزمانی آمریکایی بازی می کرد. اما حملات تروریستی، نگاه تیز محافظه کاران پروتستان را بیش از هر رویداد دیگر به سمت اسلام معطوف ساخت. غالباً واکنش اولیه خشم و غضب نسبت به خودِ اسلام بود. فرانکلین گراهام (Franklin Graham) از بنیاد خیریه پورس اسلام را «دین شیطانی و پلید» نامید در حالی که جری فالول (Jerry Falwell)، بنیانگذار دانشگاه لیبرتی در برنامه 60 دقیقه (60 Minutes)، محمد پیامبر اسلام را یک تروریست دانست. اظهار نظر معروفتر مربوط به جری واینز (Jerry Vines) رییس سابق کنوانسیون باپتیست جنوبی (Southern Baptist Convention) بود که در سال 2002 {حضرت} محمد را یک «کودک‌آزار جن‌زده» خواند.

                در سال 2001، پروتستانهای محافظه کار آمریکا داستان‌سرایی های مفصلی از تفکرات آخرالزمانی برای تفسیر وقایع وحشتناک 11 سپتامبر نمودند. این حوادث، انفجاری در ارتباط دهی اسلام و پیشگویی‌ها بود ولی این ارتباط به مسیر تفاسیر موجود کتاب مقدس هدایت می شد. کشیش معروف جان هاگی (John Hagee) از سان آنتونیو، در کتاب خود با عنوان «حمله به آمریکا: نیویورک، اورشلیم و نقش تروریسم در پایان دنیا» (2001) تصریح کرد که خشونتهای تروریستی دوباره نفرت طبیعی مسلمانان از دوستان اسرائیل را به نمایش گذاشت. هاگی بر این باور بود که در روزهای پایانی دنیا که شاید به همین زودیها باشد- مسلمانان عرب اطراف اسرائیل با روسیه متحد شده و نبرد یاجوج و ماجوج را شکل می دهند اما این امر با معجزه الهی خنثی می شود.

             خط فکری قابل ملاحظه و جدید دیگر در تفکر آخرالزمانی پس از 11 سپتامبر، از قضا محصول آشنایی بیشتر آمریکایی ها با اصول اولیه الهیات اسلامی بود. برخی نویسندگان پیشگویی ها اندیشه جدید خود را چنین ابراز کردند که مهدی -چهره مسیحای مسلمانان شیعه- در واقع همان ضدمسیح است. این دیدگاه در کتابهای «از 11 سپتامبر تا 666» (2005) نوشته رالف استایس (Ralph Stice) و نیز «ضدمسیح، منجی مورد انتظار اسلام» (2006) نوشته جوئل ریچاردسون (Joel Richardson) آمده است. در سناریوی استایس، مهدی مردم را مجبور به الصاق نشان پذیرش اسلام می کند (که با لیزر سوزانده شده و بر پوست ایشان هویدا می شود} و کسانی را که از پذیرش آن شانه خالی کنند، تهدید به گردن زدن می کند. سخت است که بگوییم آیا نقش جدید مهدی در تفکر آخرالزمانی مسیحیان محافظه کار، نقشی زودگذر یا گرایشی ماندگار خواهد بود؟

              تاریخ اندیشه های آخرالزمانی آمریکاییان در مورد اسلام، دلایل زیادی برای ناامیدی و دلسردی دارد چراکه به نظر می رسد مسیحیان محافظه کار همگی مشتاقند تا پیشگوییهای کتاب مقدس را با ادعاهای خارج از کتاب مقدس و سناریوهای بیمارگونه افول اسلام توصیف کنند. اما باید توجه داشت که آذوقه رسانان آخرالزمانی در بازار نظرات مسیحیان محافظه کار در آمریکا، کنار نکشیده اند {و همچنان فعالند}. تنها نمونه ای از این موارد، تیموتی جورج (Timothy George) الهیدان باپتیست اوانجلیست و رییس دانشکده الهیاتی بیسون (Beeson Divinity School) است که نظرات خود را در یک از کتابهای معروف خود با نام «آیا پدرِ عیسی مسیح، همان خدای محمد است؟ درک تفاوت میان اسلام و مسیحیت» (2002) درست بعد از 11 سپتامبر آورده است. در حالی که جورج در حال بیان تفاوتهای اساسی عقاید مسلمانان و مسیحیان است، از مسیحیان آمریکا می خواهد تا حدممکن در قبال مسلمانان نیکوکاری و تفاهم داشته باشند. او خوانندگان را به مسیری سوق می دهد که از محکومیت همه مسلمانان یا محمد پیامبر اسلام به دور باشند. جورج توصیه می کند مسیحیان الهیات اسلامی را به طور جدی مطالعه کنند و گوشزد می کند که یگانه پرستی پیامبر اسلام، قدمی مهم در جهت حقیقت الهی بوده است. با این حال، جورج به خوانندگان گوشزد می کند که فهم مسلمانان و مسیحیان از خدا به طرز ناسازگاری، متفاوت است و در حالی که مسلمانان بر وحدت مطلق الله تاکید می کنند، مسیحیان قائل به تثلیت و در عین حال توحید هستند. بنابراین حتی در زمانه خاصی همچون یازده سپتامبر نیز می توان گروهی از مفسران مسیحی محافظه کار (و دیگر گروه های مسیحیان) را یافت که  در میان غوغاهای آخرالزمانی، کاملا بدون سروصدا گواهان صلحی در قبال مسلمانان هستند.

               به نظر می رسد مسیحیان وقتی به اسلام می نگرند، غالبا جانب افراط یا تفریط را می گیرند؛ یا همه مسلمانان را به خشونت و شیطانی بودن متهم می کنند یا (آنچنان که در مورد برخی مسیحیان لیبرال دیده می شود) بر تمامی تفاوتها چشم بسته و اظهار امیدواری می کنند که ما همگی فرزندان خداییم. شاید راه میانه ای هم وجود داشته باشد. مسیحیان باید خصوصیات احساسی و عاطفی مسلمانان یا محمد پیامبر اسلام و نیز سناریوهای فرومایه در مورد افول مسلمانان در پایان دنیا را به کناری نهند. ولی در عین درک و گفتمان صادقانه با مسلمانان، توجه داشته باشند که تفاوتهای اساسی بین ادیان وجود دارد که نمی توان نادیده گرفت. اما این تفاوتها نباید به هیچ طرفی چه مسیحیان و چه مسلمانان- حق آسیب رساندن، توهین یا شیطانی خواندن طرف دیگر را بدهد. خشم حاصل از ترورهای جهادی، مجوزی برای اختراع پیش گویی های خارج از کتاب مقدس در مورد تخریب آخرالزمانی نیست. متاسفانه اغلب چنین پیش بینی هایی که مسیحیان محافظه کار صورت می دهند، باعث ابهام و اشتباه در درک چالشهای سیاسی و مذهبی اسلام شده است.

               وزیر دفاع سابق اسرائیل -موشه یعلون- در مقاله ای که در مورخه 29 سپتامبر 2016 8 مهرماه 1395 مجله لس آنجلس تایمز آنرا منتشر کرد، می نویسد: (با اختصار)

                رهبران سیاسی هر دو حزب دمکرات و جمهوری‌خواه آمریکا ادعا می‌کنند از بین بردن داعش اولویت اصلی آمریکا در خاورمیانه است. این در حالی است که موضوع داعش به اندازه مقابله با چالش پیش آمده توسط ایران، مهم نیست. توافق هسته ای صورت گرفته با ایران در یکسال پیش، ممکن است خطر بمب اتمی ایران را کمی به عقب انداخته باشد؛ اما تهدید چندجانبه ای که از طرف یک ایران نظامی، معتقد به امام زمان و دارای 80 میلیون جمعیت بر منافع غرب وارد می‌شود، بسیار مخاطره آمیزتر از اراذل و اوباش و آدمکشان سَلَفی مذهبی است که در رقه و موصل هستند. ...

              

              مقاله موشه یعلون در سایت لس آنجلس تایمز

               اگرچه ایران علیه داعش مبارزه می کند ولی واقعیت این است که در این نبرد افراطی ترین دولت و حکومت پیشرو شیعیان، علیه افراطیون سنی می جنگد {و به نوعی جای افراطیون عوض می شود!} ...

               امروز اعراب و اسرائیل، هردو در یک قایق واحد هستند و تهدید ایران تمامی محیط پیرامونی ما را در برگرفته است. راه حل مقابله با این تهدید نیز در دستان مشترک هردو گروه اعراب و اسرائیل- است

...

               مصطفی آکیول (Mustafa Akyol) نویسنده و روزنامه نگار مشهور ترکیه ای است.[1] شهرت او مدیون کتاب «اسلام بدون افراط: پرونده یک مسلمان برای آزادی» (Islam Without Extremes: A Muslim Case for Liberty) است که پس از انتشار در سال 2012، جوایز و تشویقات جهانی بسیاری را جلب نمود علاوه بر آنکه او در مجلات و رسانه های مختلف بین المللی همچون المانیتور، نیویورک تایمز، حرّیت، گاردین، هافینگتون پست و ... نیز مقاله می نویسد. نکته جالب آنکه او سابقا مدیر «بنیاد پژوهشی علوم» (Science Research Foundation) –از موسسات مرتبط با عدنان اکتار/هارون یحیی شخصیت مشهور ترکیه ای- بوده که به دلیل اختلافات پیش آمده از آن جدا شده است. او سایت مستقلی نیز دارد و اخیرا کتاب جالب توجهی با عنوان «عیسای اسلامی: چگونه پادشاه یهود، یکی از پیامبران مسلمانان شد» (The Islamic Jesus: How the King of the Jews Became a Prophet of the Muslims) منتشر کرده است.

                             مصطفی آکیول که در تاریخ 3 اکتبر 2016 (12 مهر 1395) در مجله نیویورک تایمز منتشر شده است:

.                تصویر روی جلد شماره اخیر مجله «دابق» -مجله ای جذاب که داعش به صورت آنلاین توزیع می کند- عکس یک جنگجوی داعشی است با پرچم سیاه این گروه که به ظاهر بر روی کلیسایی رفته و در حال کندن صلیب از بام آن است و در تیتر زیر تصویر، این نوشته مشهود است: «صلیب را بشکنید...»

                {با خواندن این عبارت} ممکن است در ابتدا به نظر برسد که داعش تنها پیکار بی رحمانه ای برای ریشه کردن مسیحیان عراق و سوریه دارد اما «شکستن صلیب» یک عبارت عادی نیست بلکه ارجاعی است به یک پیشگویی که ظاهرا در عصر منتهی به پایان جهان رخ می دهد.

.                این پیشگویی در احادیث آمده است؛ احادیث گفته های منتسب به {حضرت} محمد پیامبر اسلام است که گرچه قطعیت کمتری نسبت به قرآن دارد ولی هنوز در شکل دهی به آموزه های اسلامی از تاثیر بالایی برخوردار است. مطابق روایات خاص، آخرالزمان در چند مرحله رخ می دهد: در ابتدا جهان با بی عدالتی پر خواهد شد و مسلمانان تحت ستم بسیار قرار خواهند گرفت. پس از آن دو شخصیت نجات بخش برخواهند خاست: «مهدی یا موعود» که خلیفه ای الهی و هدایت شده و باعث اتحاد و توانمندسازی مسلمانان خواهد شد و به دنبال آن یکی از پیامبران گذشته که برای حمایت از مهدی و مبارزه با بدیها باز خواهد گشت. این پیامبر، محمد نخواهد بود (گرچه شاید چنین انتظاری برود) بلکه او عیسی است که در قرآن به عنوان مسیح و کلمه خداوند از او ستایش شده است.

.                بسیاری مسیحیان نیز در انتظار بازگشت مجدد عیسی مسیح هستند و مطلب بالا ممکن است خبر خوبی برای ایشان به نظر برسد. اما منابع اسلامی هدف از بازگشت او را برچیدن مسیحیت و تایید اسلام بیان می کنند. در حدیث معروفی که تیتر مجله دابق نیز بدان ارجاع دارد- چنین آمده است: «پسر مریم به زودی در میان شما به عنوان یک حاکم عادل فرود می آید. او صلیبها را در هم می شکند و خوک را می کشد» تفسیر معمول این پیشگویی آن است که عیسی در بازگشت و برای پایان دادن به پرستش خود {به عنوان خدای پسر}، نماد صلیب را از بین می برد و تحریمهای غذایی {مانند تحریم گوشت خوک} که مسیحیت رها کرده و مسلمانان و یهودیان کماکان بدان پایبندند، دوباره برقرار می سازد.

                         همه مسلمانان به اینگونه پیشگوییهای آخرالزمانی معتقد نیستند چراکه اکثر آنها در قرآن ذکر نشده است. بسیاری از کسانی هم که به این موارد باور دارند، هیچگونه قرابتی با وحشی‌گری های امثال داعش ندارند. با این حال آخرالزمان گرایی اسلامی هنوز یک نیروی قدرتمند است. براساس یک نظرسنجی که در سال 2012 توسط مرکز تحقیقات پیو صورت گرفت، افزون بر نیمی از مسلمانان در 9 کشور پرجمعیت اسلامی بر این باورند که آمدن مهدی «قریب الوقوع» است و احتمالا در زمان حیات ایشان اتفاق خواهد افتاد. داعش درست با همین ادعا محقق ساختن پیشگوییها در زمان کنونی- به پیش می رود.

.                حتی جدا از خشونت‌های جهادی ها،  آخرالزمان گرایی اسلامی اغلب دارای عواقب منفی دیگر هم هست. وقتی تاریخ و وقایع چند قرن اخیر و دوران معاصر به عنوان تحقق پیشگوییها مورد ملاحظه قرار می گیرد، تجزیه و تحلیل آنها دشوار می شود. برای مثال سردرگمی مسلمانان در دو قرن گذشته این بوده که چرا ما در مقایسه با غرب عقب‌گرد داشته ایم؟ مطابق احادیث آخرالزمانی که از دهه 1980 توسط نویسندگان معروف اسلامی مانند سعید ایوب مصری و بسیاری پیروان او زنده شد، علت این مساله را نیروهای «دجال» -نسخه اسلامی ضدمسیح- عنوان می کند.

                اگر دجال مقصر وضعیت تاریک و دلگیر جهان اسلام باشد، بنابراین تنها منجی الهی می تواند راه نجات را نشان دهد. این باور مانعی بر سر راه حلهای واقعی برای رفع شکاف بین جهان اسلام و غرب در زمینه هایی همچون علم، توسعه اقتصادی و دموکراسی لیبرال است.

                مسلمانان و شاید دیگر مومنان آخرالزمانی- باید توجه کنند که دل‌مشغولی با پیشگویی ها ممکن است نه تنها عقلانیت ایشان کم رنگ کند بلکه عنصر بسیار اساسی از ایمانشان یعنی تواضع را نیز آسیب برساند؛ چراکه چنین تصور شود که «ما در دوران آخرالزمان زندگی می کنیم لذا انسانهای بسیار خاصی هستیم؛ ما تنها یکی از نسلهای بی شماری که خدا خلق کرده نیستیم بلکه انسانهای برگزیده و در راس تاریخ هستیم.» پس‌ زمینه چنین تفکری تقوای دینی نیست بلکه غرور و خودبرتربینی است.

              مسلمانان همچنین باید در نظر داشته باشند که پیشگوییها در مورد آخرالزمان ممکن است به صورت استعاره ای مورد مطالعه قرار گیرد. این روش می تواند به ما کمک کند ذهن ما به جای بسته شدن، باز شود. به عنوان مثال محمد عبده -عالم مسلمان قرن 19- عنوان کرده که بازگشت دوباره مسیح استعاره ای برای اصلاح در اسلام است. مطابق نظر عبده، درست مانند یهودیان محافظه کار در زمان عیسی، مسلمانان محافظه کار در این روزگار به نصوص دینی به شدت پایبندند اما از روح خود و اهداف اخلاقی {اسلام} غافلند. عبده معتقد است مسلمانان نیاز به یک «تجدید مسیحاگونه» با تمرکز بر «رحمت، محبت و صلح» دارند. رویای او نه در «شکستن صلیب» بلکه در «تعمیر هلال» {به عنوان نماد اسلام} متمرکز بود.

                مسلمانان می توانند بازگشت دوباره مسیح را در مسیر هولناک داعش و یا راه الهام بخش عبده درک کنند. دلیل این مساله آن است که متون دینی به دست انسانها زنده می شوند. تفاوت عمده ای است در اینکه هدف مومنان، رسیدن به سعادت شخصی با تیز کردن تیغه های خود در برابر دیگران است یا آموزش و روشنگری متواضعانه ایشان.

آیا با آمدن ترامپ، قطار آخرالزمانی به ایستگاه پایانی خود می رسد؟

پیش از آغاز مراحل رای گیری در ایالات متحده، برخی رسانه ها و مجلات با توجه به سخنان و موضع گیری های عجیب و غریب دونالد ترامپ، از او با عنوان "ترامپ آخرالزمانی" و یا "ترامپ، اینک آخرالزمان!" نام می بردند و عواقب انتخاب او را به پایان دنیا مرتبط می ساختند تا آنجا که واشنگتن پست مقاله ای با عنوان «دونالد ترامپ، کاندیدای آخرالزمان» (Donald Trump: The candidate of the apocalypse) منتشر ساخت و در آن برخی اظهارات و موضع گیری های ترامپ را آخرالزمانی دانست. جالب آنکه برخی پیشگویان یهودی همچون مندل کِسّین (Rabbi Mendel Kessin)- نیز شخصیت ترامپ را ماشیح گونه عنوان نمودند. این روند تا آنجا ادامه یافت که برخی سایتهای آخرالزمانی همچون سایت «سرتیترهای پایان دنیا» (endtimeheadlines.org)- از شوری بیش از حد این آش! برآشفته شدند و با عناوینی همچون «لطفا به صحبتهای پیشگویانه در مورد نقش ترامپ در آخرالزمان پایان دهید» (Please Stop With The Donald Trump Prophecies!) به این روند تطبیق گرا تاختند.[3] ولی شاید هیچیک از این رسانه ها امید و گمان بالایی بر پیروزی ترامپ نداشتند و بیشتر با هدف جلب مخاطب یا ایجاد ترس در مخاطبان از ترامپ به چنین کاری دست می زدند. اما پس از انتخاب ترامپ، ورق برگشت...


مقاله سایت EndTime Headlines

با پیروزی ترامپ بر رقیب قدرتمندش، اظهارنظرهای گوناگونی درباره نگاه دینی و آخرالزمانی به این رویداد صورت گرفت که گاه مثبت و گاه منفی بود. نگاه به برخی اظهارنظرها در این مورد خالی از لطف نیست:

1.  رسانه «اخبار صبح آمریکا» (Morning News USA) در مقاله ای با عنوان «پیشگویی‌های پایان دنیا درست از آب درآمد: دونالد ترامپ برنده اولین نشانه شد»در تاریخ 9 نوامبر 2016 (19 آبان 95) به پیروزی ترامپ در انتخابات می پردازد.

2.  بنا به گزارش واشنگتن پست فرانکلین گراهام (Franklin Graham)[5] -فرزند کشیش معروف اوانجلیست بیلی گراهام- که خود نیز کشیش بوده و به جهت سخنان اهانت آمیز در مورد اسلام و همراهی با دولت بوش پسر معروف شد، گفته است «من در حین مسافرتم در سراسر کشور- می توانم حس کنم خداوند در این سال در کشور کاری را صورت خواهد داد. و من اعتقاد دارم در این انتخابات، خدا حضور داشت.» او که سعی می کند خود را در انتخابات بی طرف نشان دهد، چنین می گوید: «رسانه ها نقش خداوند را در این انتخابات نادیده گرفته اند... من معتقدم دست خدا در سه شنبه شب {روز انتخابات} به کار آمد تا کشور ما را از دست بی خدایان و ملحدان نجات بخشد... دعا می کنم که خداوند دوباره به ملت آمریکا برکت دهد!» این سخنان را سایتهای آخرالزمانی همچون "endtime.com" نیز پوشش داده اند.

3.  اورشلیم پست نیز از قول آریه دِری (Arye Deri) سیاست مدار و مبلغ یهودی چنین می نویسد: «شکی نیست که خداوند جزای کسانی که علیه ملت یهود فعالیت می کردند {منظور او دموکراتها هستند!} را در این انتخابات داد.» وی در ادامه می گوید: «اگر چنین معجزه ای اتفاق می افتد می توان گفت که ما به روزهای بازگشت ماشیح نزدیک و نزدیکتر می شویم بنابراین ما حقیقتا در عصر «دردهای زایمان» (birth pangs) ماشیح هستیم {که مقدمه آمدن مسیحاست} قرار داریم.»

4.  نشریه انگلیسی سان (The Sun) نیز از قول برخی صاحب نظران نقل می کند که نوستراداموس سالها قبل در پیشگوییهایش آمدن ترامپ را ذکر کرده و جالب اینست که برخی او را همان ضدمسیح سوم (third anti-Christ) قلمداد کرده اند!

5.  آخرین اظهارنظر جالب نیز در سایت ساندی اکسپرس () آمده است. این سایت همچون سایت پیشین با ذکر پیشگوییهای نوستراداموس، از قول برخی صاحب نظران و بنابر تفسیر عبارات این پیشگو، عاقبت و سرانجام این  را پایان یافتن جهان قلمداد می کند. جالب آنست که در این سایت نظرسنجی زیر هم آمده است که طی آن از مخاطبان پرسیده شده که «آیا انتخاب دونالد ترامپ به ریاست جمهوری، پایان جهان را به ارمغان خواهد آورد؟» و سه گزینه در مقابل پاسخ دهندگان قرار داده است: «الف- نه، من فکر می کنم او کار بزرگی را صورت می دهد. ب- پیروزی او بهترین امر ممکن نیست ولی فکر نمی کنم چندان هم به آخرالزمان ربطی داشته باشد. ج- بله، با انتخاب او همه ما نابود و فنا می شویم.» تا لحظه تنظیم این خبر، بیش از 18 هزار نفر در این نظرسنجی شرکت کرده اند و جالب آنکه 23% افراد به گزینه سوم رای داده اند!


نکته:

·        ارتباط دهی موضوعات مختلف پیرامونی به آخرالزمان توسط افراد مختلف امری مسبوق به سابقه است که در مطالب پیشین بارها در اینباره توضیحاتی ذکر گردیده است. (مثلا در اینجا) ولی دو نکته در اینجا قابل تامل و توجه است: اول آنکه با اینکه مردم بارها این پیشگویی ها را شنیده و به عدم آنها واقف گشته اند، با پیشگویی های جدید بسیاری به وجد آمده و به بررسی و حتی انتظار آن زمان می نشینند. شاید علت این امر را بتوان در شوق وافر مردم به مسائل آخرالزمانی و آمدن منجی ریشه یابی نمود. نکته دوم آنکه متاسفانه مشابه این پیشگوییها در عالم اسلام -و حتی بین برخی شیعیان- نیز صورت می گیرد که بنابر نظر کارشناسان دینی به سبب عدم رعایت ضوابط و توجه به مستندات دینی در این زمینه، قابل اتکا نیستند علاوه بر اینکه ممکن است اثرات مخربی هم بر جای بگذارند. لذا باید در این زمینه دقت لازم صورت گیرد.

دکتر دیوید پاول جرمایا (David Paul Jeremiah) نویسنده، استاد دانشگاه و یکی از فعالترین کشیشان اوانجلیستی آمریکاست. این کشیش 75 ساله کالیفرنیایی و صاحب برنامه تلویزیونی “نقطه عطف” (Turning Point)، کتب بسیار متعددی در زمینه باورهای مسیحیت اوانجلیستی نگاشته که تنها در یکی از سایتها به 35 عدد از آنها اشاره شده است! جالب آنست که موضوع بسیاری از کتب او پیشگوییهای آخرالزمانی است. از جمله آخرین کتب او در این رابطه کتاب « آیا این پایان کار است؟: علائم مشیت الهی در دنیای مضطرب امروز» (Is This the End?: Signs of God's Providence in a Disturbing New World) می باشد. این کتاب 240 صفحه ای که در 4 اکتبر 2016 (13 مهر 1395) منتشر شده است، در فاصله کوتاهی رکورد فروش را شکست و رتبه اول فروش را در سایتهای اینترنتی همچون آمازون به دست آورد.


همانگونه که مشاهده می شود در بخش مربوط به «آخرت‌شناسی مسیحی» در سایت آمازون (در تاریخ 4/12/2016) نسخه های مختلف کتاب «آیا این پایان کار است؟» رتبه اول، ششم و هشتم را از آن خود کرده است!

در این کتاب به موضوعات مختلفی همچون تروریسم، داعش و اسلام افراطی، روسیه جدید، خونریزی ها در مرزهای آمریکا، جوامع متلاشی از یکدیگر و ... پرداخته شده و همچون بسیاری دیگر از همگِنان خود، این موارد را نشانه ای از «آمدن مسیح» معرفی نموده است.

نکته قابل توجه در این کتاب، پرداختن به باور مسلمانان در زمینه آخرالزمان و منجی مورد انتظار اسلام (مهدی) است. به عنوان مثال به بخشی از کتاب در این مورد توجه فرمایید: (متن مختصر شده است)

مسیح به ما وعده داده که بازخواهد گشت (متی 6:10) و حکومت هزارساله و عادلانه خود را بر روی زمین برقرار خواهد نمود. با کمال تعجب اسلام نیز در نگاه آخرالزمانی خود الگوی مشابهی را عرضه نموده است: بازگشت مهدی یا منجی خویش و برقراری خلافت جهانی توسط او براساس قانون شریعت. به نظر می رسد این دو نگاه با یکدیگر هم راستاست ولی در واقع چنین نیست... هدف نهایی اسلام اساسا از مسیحیت متفاوت است. هدف اسلام ایجاد یک خلافت الله سالارانه توسط امام دوازدهم (دوازدهمین جانشین محمد) است.

نویسنده در ادامه به داعش و ایران به عنوان دو گروه و کشور اسلامی که به این عقیده پایبند و در جهت تحقق آن حرکت می کنند، می پردازد:

هدف داعش از ایجاد جنگ و خونریزی، فراهم کردن شرایط ظهور مهدی و استقرار خلافت او در جهان است.... ایران نیز نمونه کامل یک حکومت الله سالارانه است و  عناصر حکومتی خود را بر این مبنا شکل داده است.

وی در این کتاب، به جایگاه باور به ظهور امام مهدی ع در میان همه مسلمانان پرداخته و تفاوتها و شباهتهای میاه نگاه سنی و شیعی در این زمینه را گوشزد می کند و چنین می نویسد:

تقویم فرجام‌خواهانه اسلامی دقیق نیست اما همه مسلمانان در زمینه وقوع رویدادهای زیر در آخرالزمان اتفاق نظر  دارند:

1.  جنگ نهایی آخرالزمانی بین سپاه اسلام و ارتش کفار در دابق سوریه که طبق آن کفار شکست خواهند خورد.

2.  ظهور یک مسیحای دروغین در آخرالزمان و شکست او

3.  بازگشت مسیح (یا عیسای اسلامی که پیامبری مسلمان است و به صلیب کشیده نشده) برای شکست مسیحای دروغین. این رویداد مصادف با ظهور امام دوازدهم مهدی- خواهد بود.

4.  قضاوت و داوری نهایی بین مردم با توجه به معیارهای اسلامی

5.  استقرار نظام خلافت در سطح کل جهان

از آنجا که نبرد نهایی بین اسلام و جهان (!) باعث می شود تا مهدی {زودتر} ظهور کند، همه گروه های مسلمان شبه نظامی، ایجاد خشونت و کشمکش در این روزگار را به عنوان راهی برای فرارسیدن آن روز متصور هستند. حتی سربازان داعشی حضور در این نبرد را گزینه ای برد-برد می بینند چراکه در صورت کشته شدن مستقیم به بهشت می روند و در صورت پیروزی نیز باعث آماده سازی شرایط ظهور مهدی می شوند.

رُن کانترول به همراه همسرش کارول به مدت چهل سال در قامت کشیشی اونجیلیستی به فعالیتهای تبلیغی پرداخته که بیش از 20 سال از آن در خاورمیانه به ویژه اسرائیل- بوده است . بیشترین تمرکز کانترل بر روی مسلمانان، ایران و مسلمانان خاورمیانه بوده است. او بسیاری از سخنرانی های خود را در اسرائیل برگزار می‌کند  و موضع‌گیری‌های تندی -در قالب سخنرانی و کتاب- علیه هر جریان یا شخصیت ضد یهودی، گرفته است. کانترل با آشنایی که با مسلمانان و منابع اسلامی دارد، در این کتاب درصدد معرفی منجی اسلامی به غربیان برآمده است.

***

کانترل در کتاب "مهدی؛ منجی ربوده شده" ابتدا به معرفی "مهدی" و جایگاه او در میان مسلمانان می پردازد و با وجود شباهت‌های اندک، این نکته را بارها تکرار می‌کند که مهدی یک مفهوم دزدیده شده و گرته‌برداری شده از منجی باوری مسیحیت است.


وی که بارها نشان داده رویه یکسانی در کتاب خود ندارد، در ادامه کتاب خود به بررسی مسائلی می پردازد که ارتباط چندانی با موضوع مهدویت و حتی اسلام ندارد. مسائلی همچون حسن صباح و گروه حشیشین و برجسته کردن ترورهایی که این گروه انجام داده و نسبت دادن آنها به اسلام، تاریخچه مکه قبل از اسلام،  بت های مورد پرستش در زمان جاهلیت و ...

او همچنین به جریان سفر جرج گوردن براون به مصر و سودان می پردازد. وی که در این سفر شاهد عینی ظهور محمد سودانی، ادعای مهدویت و نیز حمله وی به خارطوم بوده است و در این سفر به دست سربازان محمد سودانی دستگیر و اعدام می‌شود ولی نوشته‌هایی از وی برجا می ماند که بعدها به دست نیروهای انگلیسی و مصری می افتد. رُن کانترل، نویسنده کتاب، این داستان را دستمایه ای قرار می‌دهد و تهمت ها و خیال پردازی هایی را که بیشتر شبیه به طنز است، به اسلام و آموزه مهدویت منتسب می‌کند.

وی در کتاب خود رویه‌ای تناقض‌آمیز اتخاذ کرده و ادعا می‌کند که مهدی همان بن لادن است زیرا روایات و احادیث اسلامی مهدی را به گونه ای در صورت و رفتار معرفی کرده اند که شباهت نزدیکی به بن لادن دارد. البته او در ادامه ظاهرا از این ادعای خود دست بر می‌دارد چراکه او اذعان می کند مطابق نگاه مسلمانان مهدی از مکه و عربستان سعودی ظهور میکند نه از افغانستان!

در بخشی از توصیف کتاب در پشت جلد چنین می خوانیم:

جدیدترین لایه ی شناخته شده ترور، در ارتباط با منجی اسلامی مهدی- می باشد و مهمترین شناسه این رهبر مذهبی رمزآلود، غیبت اوست... در سالیان اخیر با تلاش غرب، اعتقادات وحشتناک و مخفی مسلمانان آشکار شده است. همه مسلمانان -اعم از افراطی یا میانه رو- اعتقاد دارند که در آخرالزمان، اسلام تنها دین روی کره زمین خواهد بود. مسلمانان انتظار دارند که مهدی منجی آنها، دین اسلام را بر جهان حاکم سازد. اما سوال این است که: مهدی کیست؟ وقتی او ظهور کند چه اتفاقی برای ما می افتد؟ مدعیان پیشین مهدویت چه بلایی بر سر مردم آورده اند؟ این کتاب به بررسی تطبیقی نگاه منجی‌گرایانه آخرالزمانی اسلام و مفهوم منجیانه یهودی-مسیحی می پردازد.

جالب آن است که کانترول علی رغم تصویر منفی که از منجی اسلامی ساخته، در گفتگوی خود با شبکه دو اسرائیل، نظریه ضد مسیح اسلامی (Islamic Antichrist) را صریحا رد می‌کند.


اوانجلیستها و داعش، احساسی مشترک در مورد پایان جهان!

جی میشلسون

اگر دو دشمن خونین هردو باهم یک نبرد دنیایی آخرالزمانی در زمان و محلی واحد را انتظار بکشند، چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ آیا می توانید نام آنرا «پیشگویی خودانجام» بگذارید؟

همینطور که ما آمریکایی ها بیشتر و بیشتر با باورهای آخرالزمانی داعش -به سبب موج گسترده اظهاروجود ایشان- آشناتر می شویم، باید بدانیم که در کنار ما {آمریکایی ها} هم «آخرالزمانی ها» (end-timers) وجود دارند: بیش از سه چهارم اوانجلیستهای آمریکا معتقدند که ما اکنون در دوران پایان تاریخ زندگی می کنیم. و در حالی که هزاره گرایان اوانجلیکال فعلا از گزینه نظامی استفاده نمی کنند، پیشگویی های آنها به طور وحشتناکی با تحرکات دشمنان ما همسوست.

داعش بدان ترتیبی که گریم وود به تازگی در مجله آتلانتیک بیان کرده- یک فرقه کُشنده آخرالزمانی است. این گروه از جنس گروههای آوم شینریکیو " Aum Shinrikyu" و فرقه داویدیان " Branch Davidians" هستند و البته به همراه انواع مسلسل، خشونت و 8 میلیون جمعیتی که در یک منطقه {خاورمیانه} ساکنند.

بسیاری از مقاله وود انتقاد کردند اما فارغ از اشکالات وارد شده بر او در اینکه داعش نماینده اسلام راستین نبوده و در حاشیه است یا اینکه برداشتهای وود از قرآن صحیح نیست، تحلیل او در مورد خود داعش درست به نظر می رسد


مقاله گریم وود در مجله و سایت معروف آتلانتیک

«روش پیشگویانه» داعش (تعبیر وود چنین است) نه فقط شامل احیای انتقام جویانه برده داری، مصلوب کردن و تکفیر است، بلکه برقراری خلافتی زمینی که برای آمدن مهدی، منجی مسلمانان ضروری است- نیز هدف داعش است. گفته می شود ابوبکر بغدادی رهبر این گروه هشتمین خلیفه از خلفای دوازده گانه است و این بدان معنی است که آرماگدون حداقل تا چند دهه دیگر رخ نخواهد داد یا اینکه حکومت خلفا {ی باقیمانده از 9 تا 12!} ممکن است کوتاه باشد.

وود عنوان می کند استراتژی نظامی داعش با شور و حرارت جنگ طلبان هدایت می شود. به عنوان مثال اشغال شهر سوری "دابق" به عنوان یک پیروزی بزرگ معرفی شد نه فقط به دلیل موقعیت استراتژیک آن (البته موقعیت این چنینی ندارد) بلکه به عنوان محل نبرد نهایی پیشگویی شده. درست مانند منطقه "مجدّو" (Megiddo) در شمال اسرائیل که آرماگدون نام خود را از آن گرفته (و بنابر نگاه اوانجلستها قرار است نبرد آخرالزمانی در آنجا صورت گیرد.) دابق همچنین نام مجله داعش نیز هست.

پیشگویی مذکور بیان می کند لشکریان روم (در نگاه اسلام و یهودیت، روم نماد مسیحیت است هرچند برخی از کارشناسان می گویند این عبارت جانشینی برای امپراطوری روم شرقی-بیزانس یا به طور کلی تر کافران است) به دابق می آیند و در نبردی بزرگ {از مسلمانان}  شکست می خورند. پس از آن خلافت -که پیروز جنگ شده- گسترش خواهد یافت.

اما امور چنین هموار و ساده نیست. دجال در شمائل ضدمسیح- از ایران برخواهد خاست (چراکه اکنون ایران، مقصد انتقام داعش است) و بسیاری از لشکریان خلافت را شکست می دهد. افراد باقی مانده نیز چنانکه شاید شما حدس بزنید، به اورشلیم (بیت المقدس) عقب خواهند نشست. و بعد؟ جالب توجه است که در این هنگام کسی که خلافت را نجات می دهد کسی نیست جز عیسی! او دجال را می کشد و اجازه می دهد خلافت دوباره شکل بگیرد.

شاید جملات بالا برای شما {به عنوان یک مسیحی} آشنا باشد چراکه این نگاه، بسیار نزدیک به روایت آخرالزمانی مسیحی است. در واقع، برای من به عنوان یک دانشجو که زمانی بر روی هزاره گرایی کار می کردم (پایان نامه من در مورد یک مسیح دروغین بود) بسیار شوک آور بود که شباهت زیاد میان چشم انداز داعش و نیز نگاه مسیحیت اوانجلیستی را در مورد پایان دنیا می دیدم: یک نبرد بزرگ در منطقه ای واقع در شمال تا شمال شرق اورشلیم، نبرد نهایی در اورشلیم میان گروهی از مومنان قهرمان و ضدمسیح و پس از آن ظهور عیسی از آسمان و پیروزی در جنگ {و زندگی آرمانی} برای همیشه.

یکی از نوشته های سایت آخرالزمانی raptureready.com به این همخوانی و هم‌ترازی اشاره نموده است.این نوشته فاصله میان نبرد دابق و جنگ اورشلیم را «زمان هشدار» می خواند که شبیه دوران رنج و مصیبت عظیم (Great Tribulation) در الهیات مسیحی است و در مورد آن در کتاب اشعیا 17:1 چنین پیشگویی شده است: «اینک دمشق از میان شهرها برداشته می‌شود و توده خراب خواهد گردید. » به خصوص اگر دمشق کنایه ای از کل سوریه تفسیر شود.

دلایل بسیاری برای این همخوانی (میان نگاه داعش و اوانجلیستها) وجود دارد. اسلام و مسیحیت با یکدیگر ایده های مشترک طولانی دارند حتی اگر در ظاهر متضاد به نظر برسند. همچنانکه در مورد آرمانی نهفته در روایت هزاره ای دیده می شود: نیروهای شیطانی می آیند، ابتدا شکست می خورند ولی پس از آن قوی تر ظاهر می شوند تا زمانی که کمکی فراطبیعی و آسمانی {برای یاری جبهه خوبی ها} برسد.

شاید هم آنها درست بگویند. منظور من این نیست که متفکران تارک دنیا در قرن سوم یا دهم رخدادهای واقعی قرن بیست و یکم را پیشگویی کرده اند بلکه {می گویم} اگر تعداد قابل توجهی از مردم به روایتی خاص اعتقاد دارند، شاید آن رخداد واقع شود؛ به خصوص اگر آن مردمان اسلحه هم داشته باشند!

اوانجلسیتها با هدایت مسیحیت صهیونیست در حال حاضر با گزاره های دینی خود- تاثیر اساسی بر سیاست ایالات متحده دارند. دن وبستر سیاستمدار اهل فلوریدا و عضو کنگره، در سال 2011 گفت که اگر «ما دست از یاری اسرائیل برداریم، خداوند دست از حمایت ما بر می دارد و دچار مشکلات عظیمی خواهیم شد.»صهیونیست مسیحیان در این زمینه به عبارت کتاب مقدس (سفر پیدایش 12:3) استناد می دهند که خدا به اسرائیل می گوید: «وبرکت دهم به آنانی که تو را مبارک خوانند، ولعنت کنم به آنکه تو را ملعون خواند.» لذا مناسب است در نزدیک روز داوری الهی ما در سمت راست {و از حامیان اسرائیل} باشیم.

اما آنچه ایشان از برکت (blessing) ارائه می کنند، مفهومی بسیار خاص و آخرالزمانی است. {به عنوان مثال} جنبش مسیحیان متحد برای اسرائیل که توسط کشیش جان هاگی اداره می شود- با دستور کاری ویژه ای جلسات خود را در اسرائیل تشکیل می دهد. به عنوان مثال در این هفته وب سایت این جنبش شعاری را منتشر ساخت با این عنوان: «بیبی (Bibi {منظور نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل است}) کار خود را انجام داد. حال نوبت ماست که وظیفه خود را انجام دهیم


جان هاگی رییس سازمان مسیحیان متحد برای اسرائیل می گوید: روزی که آمریکا روی خود را از اسرائیل برگرداند (و از حمایت اسرائیل دست بکشد)، همان روزی خواهد بود که خداوند حمایتش را از آمریکا برخواهد داشت.

هاگی ثروت خود را در این مسیر گذاشته است. از سال 2001 بنیاد جان هاگی بیش از 58 میلیون دلار به سازمانهای اسرائیلی افراطی و دست راستی از جمله برای شهرک سازی و نیز مقابله با نهادهای غیردولتی و ضدحکومتی در اسرائیلکمک کرده است.

البته مسیحیان صهیونیست که میلیونها دلار به یهودیان برای مهاجرت به اسرائیل پرداخته اند، بر این باورند که برای وقوع حوادث پایان دنیا {و آمدن مجدد مسیح} باید حداقل نیمی از یهودیان جهان در سرزمین اسرائیل ساکن شوند. در اکتبر گذشته سازمان "بین المللی دوستی یهودیان و مسیحیان" –بزرگترین سازمان اوانجلیستی حامی اسرائیل با بودجه سالانه 111 میلیون دلار- حتی اعلام کرد که در رقابت با آژانس یهود، خود به طور مستقل برنامه مهاجرتی یهودیان را راه اندازی خواهد کرد.


چند نمونه از سازمانهای حامی اسرائیل در آمریکا

آبراهام فاکسمن (Abraham Foxman) مدیر ملی اتحادیه ضد افترا، به سایت یهودی دیلی فوروارد (Jewish Daily Forward) گفت که چنین تلاشهایی «برای نجات خودشان {مسیحیان} است و نه برای نجات یهودیان چراکه آنها با این کار بازگشت مجدد مسیح را خواهند دید.» فاکسمن افزوده است: «کمپین مسیحیان برای فرستادن یهودیان به اسرائیل از نظر اخلاقی توهین آمیز است

شاید چنین حرفی درست باشد ولی به هر ترتیب این کسب و کاری میلیارد دلاری و تجارتی پرطرفدار است. بیش از 60 درصد اوانجلیستهای سفیدپوست بر این باورند که دولت اسرائیل بازگشت مجدد عیسی مسیح را محقق خواهد ساخت. با این دیدگاه، یهودیان ساکن اسرائیل در پایان دنیا نقش کاتالیزور و تسریع کننده دارند و {پس از آن} جنگ عظیم با نیروهای شر ابتدا در شمال اسرائیل یا سوریه و سپس در خود اورشلیم- صورت خواهد گرفت. هدفی که بسیار شبیه نگاه داعش به پایان دنیاست.

البته در پایان کار این دو دیدگاه باهم تفاوتهایی دارند. جنبش مسیحیان متحد برای اسرائیل را نمی توان با داعش مقایسه نمود. آنها ممکن است در نگاه هزاره گرایانه به آینده ای نزدیک با داعش هماهنگ باشند ولی قائل به شکنجه، سربریدن و یا به بردگی گرفتن هیچ کسی نیستند. مسیحیان صهیونیست در حال ساخت حکومتی دین‌مدار (theocracy) نیستند و در حالی که می توانند متحدان سطح بالای خود را در میان جمهوری خواهان به رخ بکشند، بیشتر کسانی که طرفدار تشدید کمپین نظامی با داعش هستند از جنگ طلبان سیاست خارجی هستند و نه از دیوانگان مسیحایی!

البته دیوانگانی نیز در اصل ماجرا و نه در حاشیه- هستند از جمله در CPAC، آیپک و تشکیلات جمهوری خواهان و تعدادشان هم کم نیست. هفتاد و هفت درصد مسیحیان اوانجلیست در ایالات متحده معتقدند که ما در آخرالزمان زندگی می کنیم و اینها شامل 40 درصد آمریکایی ها می شوند. آنها مشتاقانه نه تنها برای نجات ما از گناه بلکه برای نجات ما از رنج و مصیبتهای قریب الوقوع تبلیغ می کنند.

آمریکا دو بار در جنگ با بابل (Babylon) بوده است (خرابه باستانی بابل مجاور کاخ تابستانی سابق صدام حسین قرار دارد {و آمریکا دوبار به عراق حمله کرده است}) و بنزین بر این آتش ریخته است. اکنون ما خود را در آستانه جنگ سومی در این زمینه می بینیم.

اما این بار موضوع متفاوت است. هنگامی که بحث جنگ آخرالزمانی به میان می آید، ورق بر می گردد. اکنون مسیحیان صهیونسیت آخرالزمانی شریکان کامل خود را پیدا کرده اند. فرقه ای خونین و وحشی که "روم" را به جنگ فرا می خواند و هرچه برای تحریک رقیب خود لازم است، انجام می دهد. خداوند ما را کمک کند اگر هر دو طرف بخواهند بر این آتش زیر خاکستر بدمند!

 

 

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی