إِلَهِي عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ يَا مَوْلانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ یان چاپ -->
بسللیم

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

Image result for ‫ایت الله سیستانی‬‎ Image result for ‫ایت الله بهجت‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎
آخرین نظرات

واماندگی و خمودگی چیست؟

پنجشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۱۶ ب.ظ

 بسم الله الرحمن الرحیم

لَّیْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَٰکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِکَةِ وَالْکِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآتَى الْمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَىٰ وَالْیَتَامَىٰ وَالْمَسَاکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّائِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّکَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا ۖ وَالصَّابِرِینَ فِی الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِینَ الْبَأْسِ ۗ أُولَٰئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا ۖ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ [٢:١٧٧] بقره 177

نیکوکارى آن نیست که روى خود را به سوى مشرق و [یا] مغرب بگردانید، بلکه نیکى آن است که کسى به خدا و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب [آسمانى‌] و پیامبران ایمان آورد، و مال [خود] را با وجود دوست داشتنش، به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه‌ماندگان و گدایان و در [راه آزاد کردن‌] بندگان بدهد، و نماز را برپاى دارد، و زکات را بدهد، و آنان که چون عهد بندند، به عهد خود وفادارانند؛ و در سختى و زیان، و به هنگام جنگ شکیبایانند؛ آنانند کسانى که راست گفته‌اند، و آنان همان پرهیزگارانند. +

امام علی علیه السلام برای شناخت شخص ظالم و ستمگر، ملاک معینی را به پیروان خویش آموختند:

 

«للظالم من الرجال ثلاث علامات: یظلم من فوقه بالمعصیه و من دونه بالغلبه و یظاهر القوم الظّلمة.»یعنی: افراد ستمگر سه نشانه دارند: معصیت نسبت به مافوق (خداوند)؛ ظم و ستم به زیر دست با غلبه بر او؛ و پشتیبانی از گروه ظالم.

وامانده : خسته . مانده . درنگی کرده . (ناظم الاطباء). بستوه آمده . (آنندراج ). که از بسیاری رفتن یا گرانی بار به پیش رفتن نتواند. خسته شده . (یادداشت مرحوم دهخدا).
- امثال :

خر وامانده معطل یک چشه .
  درمانده . عاجز.  عقب افتاده . بر جای مانده . عقب مانده . (یادداشت مرحوم دهخدا) :
خدا را ساربان آهسته می ران
که من وامانده ٔ این قافله استم .

باباطاهر.

برو فرموش کن ده رانده ای را
رها کن در دهی وامانده ای را.

نظامی .

بی خویش شو از هستی تا بازنمانی تو
ای چون تو به هر منزل وامانده ٔ بسیاری .

عطار.

تنکدل چو یاران به منزل رسند
نخسبد که واماندگان از پسند.
خَموده. پژمرده، دلسرد، خاموش، کاهل

بازماندگی یا واماندگی  . حالت آن چیزی که بازمانده از راه باشد.
قبل از ورود به بحث خمدگی و واماندگی ضرورت موضوع عدالت در این خصوص ضروریست چراکه جامعه ای دچار خمودگی میگردد که از عدالت دور گردد و قطعا در این مقاله موضوع بصورت کلی بیان میشود و تمامی کسانیکه در این کشور عاشقانه و با فداکاری و روحیه ایمانی در راه ائتلای کشور رفع محرومیتها قدم برمیدارند محفوظ  و از خداوند برای آنان عمر با عزت و توفیقات بیشتر را خواهنیم.

رابطه ایمان و عدالت

اگر عدالت به معنای قرار دادن و نهادن هر چیز در محل حقیقی خود باشد، عادل کسی است که هرچیز را در جای خود قرار دهد؛ یعنی حقوق همه افراد را لحاظ نموده و ذره ای در این امر کوتاهی نورزد. حال آیا هر کسی می تواند از چنین قدرتی بهره مند گردد یا فقط عده خاصی از این توانایی بهره مندند؟

پاسخ امیرالمؤمنین علی علیه السلام این است که عدالت از ایمان برمی خیزد و ایمان، اساس و پایه عدالت و عدل، ثمره و نتیجه ایمان است. تا انسان، دینداری خود را تقویت نکند و در خداترسی به درجاتی نرسد، در اجرای عدالت عاجز است؛ زیرا ممکن نیست مسلمانی داعیه ایمان داشته باشد و در عین حال عدالت را در زندگی خانوادگی و حیات اجتماعی زیر پا بگذارد. حضرت علی علیه السلام به عنوان اولین امام می فرماید: «العدل رأس الایمان و جماع الاحسان.» یعنی: دادگری و عدالت در رأس ایمان و گرد آورنده احسان است.

در قرآن، عدالت جزء مهمترین رکن تقوا دانسته شده است. بنابراین، میان ایمان و عدالت، پیوند ناگسستنی وجود دارد و هرگز نمی توان بین این دو تفکیک ایجاد نمود.

اقامه قسط و عدل موجب برکت است:

فراوانی نعمتها یا قحطی و کاسته شدن نعمات و برکات الهی، به اعمال و رفتار انسانها برگشت می کند. برخی از آیات قرآن کریم، به روشنی بر این مطلب دلالت دارند:

«وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الأَْرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ»

یعنی: و اگر مردمی که در شهرها و آبادیها زندگی می کنند ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند، برکات آسمان و زمین را بر آنها می گشاییم ولی آنها حقایق را تکذیب کردند ما هم آنها را به کیفر اعمالشان، مجازات کردیم.

بسیاری از مفسران، مراد از برکات را نزول باران و روییدن گیاهان دانسته اند. برخی دیگر، گفته اند که میان تغییر طبیعت و اعمال انسانها روابط متقابل برقرار است؛ یعنی همانگونه که انسانها در فصل زمستان لباس گرم و در تابستان لباس سرد به تن می کنند، طبیعت هم از رفتار و اعمال انسانها تأثیر می پذیرد. اگر انسانها به ظلم و بی ایمانی و فساد و آلودگی روی آورند بلاهای آسمانی، فتنه های جنگ و درگیری، قحطی و خشکسالی آنان را فرا می گیرد. «ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِی النّاسِ»

یعنی: فساد و تباهی در خشکی و دریا ظاهر شد به خاطر آنچه که مردم با دستهای خود کسب کردند. «وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ»یعنی: و آنچه از حوادث بد به شما رسد پس به سبب آن چیزی است که با دستان خود کسب کردید.

پس با ایمان و عمل صالح که عدالت از بارزترین مصداقهای آن است برکات الهی بر بندگان نازل و در صورت بی ایمانی و ظلم و فساد و تباهی مواهب الهی از بندگان خدا سلب می گردد. خواجه لافتی در این زمینه می فرمایند: با عدالت و دادگری، برکات دوچندان گردد، ظلم و ستمگری نعمتها را طرد می کند، پاها را می لغزاند، نعمتها را سلب و امتها را هلاک می کند.

قوام دولت و ملت به عدالت است

از دیدگاه علی علیه السلام مقوله عدالت چنان ارزشمند و پراهمیت است که نادیده گرفتن آن، ثبات اجتماعی را متزلزل می کند و شکست یک ملت را موجب می شود. و اجرای آن مایه پایداری و استحکام جامعه است: «العدل قوام البریّة و الظلم بوار الرعیّة.» یعنی: عدالت، مایه قوام و پایداری مردم است و ستم و ظلم، موجب هلاک ملت است.

انسجام و حفظ وحدت اجتماعی و امنیت عمومی در گرو برخوردها و رفتارهای عادلانه می باشد و به عکس، تفرقه و جدایی، اختلاف گروهی و ملی و تشنجات اجتماعی، از ظلم و بی عدالتی برمی خیزد. عدل و دادگری نه تنها باعث قوام و استمرار اجتماع انسانی است و نوع آنها را گرد هم آورده و جامعه سالم و پیشرفته ای را به وجود می آورد بلکه برترین عامل نگهدارنده حکومتها و دولتهاست.

دولتها و حکومتهایی که به عدالت رفتار نکنند پایه حاکمیتشان بسیار سست و ضعیف است و اقتدارشان موقت خواهد بود؛ زیرا با ستمگری و بی عدالتی، نابودی خود را امضا کرده اند. حضرت علی علیه السلام در این باره می فرمایند: «مَنْ جارَتْ ولایتُهُ زالت دولَتُهُ.» یعنی: کسی که در دایره حکومتش ظلم و ستم کند، حکومتش از بین خواهد رفت. و یا «مَنْ عَمِلَ بالعدلِ حَصَّنَ اللهُ مُلْکَهُ» یعنی: کسی که به عدالت عمل کند خداوند قلمرو حکومتش را حفظ خواهد نمود. و در حفظ ثبات و پایداری دولت می فرمایند: «ثباتُ الدول بالعدل.»یعنی: ثبات و پایداری دولتها، به برپایی قسط و عدل است. و یا: «زینُ المُلکُ العدل.» یعنی: زینت پادشاهی و زیور حکومت داری، اجرای عدالت است.

دادستان کل : دلیل مشروعیت قوه قضاییه این است که منصوب مقام معظم رهبری هستیم
جناب حجت الاسلام آقای محمد جعفر منتظری دادستان محترم کشور گفته است: "منکر برخی کاستی ها و اشکالاتی که مردم می گویند نیستیم ولی بزرگ کردن ضعف های دروغین و تعمیم خطای برخی قضاتی که دچار تعدی می شوند به همه قضات و کارکنان نشان می دهد که دست هایی پشت پرده می کوشد با تضعیف این قوه اقتدار آن را از بین ببرد و آن را دستگاهی ناکارآمد نشان دهد."
آقای منتظری افزوده کسانی که خود سال های طولانی مسئولیت داشتند، امروز حق ندارند به صورت اپوزیسیون وارد شوند.
دادستان کل در بخش دیگری از سخنانش گفت: "مشروعیت کارهمه قضات، از عالی‌ترین مقام که ریاست قوه قضاییه است تا سایر قضات به این دلیل است که ما منصوب رهبری هسیتم."
به گفته آقای منتظری برای قضاوت حتما باید نصب از ناحیه ولی فقیه باشد وگرنه حاکم جور خواهیم بود.

تعجب نکنید اگر این مقاله را با مصرف بهینه و فرهنگ چگونگی مصرف شروع میکنم چون هم چیز از همینجا شروع شد ،مصرف بی رویه و عدم الگوی صحیح مصرف .ما کشوری به شدت مصرف زده هستیم باور ندارید .ما امروز در مصرف لوازم ارایشی رتبه دوم جهان را داریم در مصرف موارد مخدر ،در ربا(سیستم بانکی )و گرفتندگان ربا و دهندگان آن  ،در ریاکاری ،دروغگویی ،مصرف مشروبات الکلی،پدیده شوم اشراف گری ،فاصله شدید طبقاتی ،مصرف دارو،مصرف بنزین،مصرف آب شرب یا کشاورزی،مصرف برق و انرژیهای حامل ،مصرف سکه،طلا،ارز،در اختلاس و....... خوب هر معلولی علتی دارد .چرا چامعه ای که خود را یک جامعه اسلامی میداند در اسراف و افراط و تفریط زبانزده عام و خاص شده .ما حتی جامعه ای به شدت سیاست زده و حتی دچار دین زدگی هستیم ،ما جامعه ای افسرده و در رده 10 کشورهای  افسرده جهانیم .چرا؟علت این دین زدگی یا سیاست زدگی و سایر موارد از چیست ؟
آیا اینها حباب است یا یک شایعه  روانی است در جامعه ، به قول آن مسئول محترم نظام ،که گرانی و تورم و همه کمبودها حباببند و شایعات روانی که دشمنان ایران در جامعه ما تلقین کرده اند.
پدیده خمودگی و واماندگی در اصطلاح اجتماعی کمی با تعریف فردی ان متفاوت است اگر چه این بیماریها از فرد شروع و در جامعه تسری پیدا میکند ولی متاسفانه جامعه ای که دچار آن میشود بی تفاوتی کمترین عارضه آن است.مثل جوک درست کردن و به تمسخر گرفتن و یا بی تفاوتی نسبت به افزایشهای  گرانی،احتکار،اختلاس،قاچاق،اشراف گرای ،فاصله شدید طبقاتی ،فقر،افزایش طلاق ،افزایش فحشاءو...این بیماری تا جایی حاد میشود که کمر جامعه خم میشود و عملا مثل انسان مریضی است که توانایی هیچ کاری را ندارد مگر در حد انجام امورات ضروری و رفع حاجت.در این جامعه عدالت بزرگترین آرزوی انسانها میشود.
تمام حکومتهای دنیا جدایی از نوع سیسنم حکومتیشان یعنی سوسیالیست باشند پادشاهی ،پارلمانی باشند یا جمهوری و به هرصورت که باشند این مهم است که عملکرد آنان یعنی  رفتار ،گفتار،کردار و در نهایت آنها با عملکردشان که منجر به سعادت انسانها و موجبات رفاه و آسایش و آرامش اجتماعی و فردی ، زدودن فقر و فحشاء ، توزیع عادلانه ثروت،کم شدن فاصله طبقاتی ،شفاف بودن تمام سیستمهای آن نظام  واز بین رفتن مجاری فساد است که ملاک ارزشیابی سیستمها است وگرنه سیستم حکومتی  عربستان ،اردن و کویت (کاملا یک حکومت دیکتاتوری هستند)وهمه پادشاهی هم هستند  و سیستم انگلستان ،پرتقال ،ژاپن و اسپانیا و...همه اینها هم پادشاهیند آیا اینها با هم برابرو قابل مقایسه هستند ، یا سیستم  فرانسه و آمریکا و کانادا و مالزی و کره جنوبی و... جمهوری هستند و کشور مصر و روسیه و الجزایر،مراکش  و ...هم دارای سیستم جمهوری پس ملاک تیتر و عنوان و یا ادعای حکومتها ملاک نیست ،امروز سیستم ترکیه و چین هردو پارلمانی است یکی طرفدار خلق و کارگران و دیگری هم سکولار ولی هردو دارای یک سیستم دیکتاتوری خاص خود هستند ،فقط عملکرد و خروجی کلیه کشورها با سیستم های قابل ارزیابی و آزادی بیان در مجاری قانونی تا رفاه و سایر استانداردهای تعیین شده جهانی است که کشورها را ازهم متمایز می سازد .اگر کشورهایی اسکاندیناوی از لحاظ رفاه و سایر شاخصها بهترین رتبه ها را دارند این یعنی اینکه روحیه خمودگی و واماندگی در آنها نزدیک به صفر است که خوب البته ما مدینه فاضله در دنیا امروز نداریم و نخواهیم داشت تا حکومت جهانی انشاءالله برقرار گردد .ولی کتمان کردن و انتصاب دادن مشکلات به این بهانه که دائما دشمنان می خواهند از آن سوء  استفاده نمایند نه تنها به حل مشکل کمک نمیکند بلکه روز بروز مشکل را بزرگتر و بزرگتر و آنوقت از حال ان عاجز  خواهیم بود.اینکه هر قوه ای از ارکان حکومتی خود از اشتباهات مبرا بداند و یا سهم خود در این خمودگیهای اجتماعی اعم از یزهکاری و اختلاس تا فقر و فحشاء و یا هر قصوری را منکر شود و چیزی بنام خط قرمز برای خود تعریف کند حرکت به جلو غیر ممکن و در عوض عقبگرد قطعی خواهد بود.اگر ما الگوهای مصرفیمان یا الگوهای زندگیمان دچار اشکال است کجای کارمان اشکال داشته که امروز تقریبا در تمام زمینه ها با مشکلات عدیده ای روبرو هستیم .
تقریبا چندین سال است که در بین صحبتهای اکثریت وزرا و متخصصان  در همه زمینه ها از اقتصادی ،کشاورزی،تجاری و فرهنگی  تا کارشناسان محیط زیست و یا  متخصصان تغذیه اعلام میکنند که ما در جهان بلحاظ مصرف با هیچیک از استانداردهای کشورهای پیشرفته ،در حال توسعه و عقب مانده شده همخوانی نداریم .
به عنوان مثال در مصرف انرژی برق یا گاز و یا حتی آب شرب با هیچیک از کشورهای خاورمیانه هم قابل مقایسه نیستیم و به اصطلاح اصلا فرهنگ مصرفی ما نه تنها متوسط نیست بلکه رشد فزاینده داشته و به هیچ وجه هم خود را ملزم به رعایت الگوهای مصرفی بهینه و صحیح نمی دانیم .
در زمینه کشاورزی سرانه مصرف آبدهی ما حتی با کشورهای جهان سوم آفریقایی و خاورمیانه تفاوت چشمگیری دارد .
مصرف ذخایر طبیعی ما آنقدر بی رویه به هدر رفته است که پیش بینهایی 10 سال قبل تماما امروز هیچ ارزش و پایه علمی ندارد .
این مقاله یک بررسی علمی یا تخصصی در خصوص محیط زیست یا وضعیت خشکسالی و با سایر موارد از این قبیل نیست و حتی یک مقاله سیاسی هم نیست ،بلکه موضوع اصلی این است چرا ما اینقدر بی توجه به الگوهای مصرف هستیم ،؟چرا ما خودمان را ملزم به رعایت هیچ قاعده و قانونی نمی دانیم ؟ریشه این همه عقب ماندگی در روشهای صحیح مصرف در چیست؟این سوالات و صدها سوال برمیگردد به چند مطلب مهم  کلیدی .(منظور در این مقاله از مصرف به معنای عام آن و خاص است و دامنه ای وسیع دارد که به همه چیز جامعه ما مرتبط است و تقریبا اکثریت جامعه را در بر میگیرد،حتی حرص و طعمه در ثروت اندوزی هم را شامل میشود و...).
علی رغم اینکه ما خودمان را یک کشور مسلمان فرض میکنیم چه به لحاظ اسمی و یا بلحاظ رسمی ولی متاسفانه طرز تفکر و اعمال و روشها و منشهای زندگی فردی و اجتماعی , و حتی بیشتر اعمال و رفتار و عملکرد قسمتهایی از حکومت ما با هیچیک از دستورات قرآنی و یا توصیه های روایی و احادیث نه تنها همخوانی نداشته بلکه برعکس دقیقا در جهت معکوس آن حرکت میکنیم(مثل ربا،فقر،رشد اعتیاد،اختلاس،افزایش طلاق،کاهش ازدواج،بیکاری ،قاچاق کالا و...) .ریشه های این معضل به چند صد سال بر میگردد کشوری که همیشه خود را مدعی فرهنگ 2500 ساله می دانسته و میداند ولی از جهت فرهنگی نه تنها با فرهنگ اسلامی بلکه با فرهنگهای رایج مثل لائیک یا غیره هیچ کشوری در دنیا از پیشرفته تا کم توسعه یافته همخوانی و سنخیتی ندارد .ما همیشه ادعای آدمهای روشنفکر و متمدن و با اخلاق را در می آوریم ولی همه میدانیم که ما آنچه که میگویم با آنچه که هستیم فرسنگها از همه فاصله دارد و فرق هم نمیکند مثل اکثریت جامعه پزشکی ،فرهنگی ،تجار،بازرگانان،تولیدکنندگان ،مصرف کنندگان و الی آخر.و جالب است که همه هم از هم انتقاد میکنیم ولی نه تحمل انتقاد را داریم و نه روحیه تغییر پذیری .
ریشه این هم عقب ماندگی  و واگرایی به عقب حتی به جای درجا زدن امروز در جامعه ما آنقدر اسفناک است که از همین امروز با یک دستور العمل مدون کارشناسی توسط بهترین کارشناسان اگر بخواهیم به اصلاح وضعیت موجود بپردازیم شاید بدون هر گونه نگرش منفی حداقل بین چندین دهه نیاز به کار فرهنگی عظیم در سطح ملی خواهیم داشت و قطعا نیاز به صرف میلیاردها دلار یا هزاران میلیارد تومان برای این کار شبانه روزی نیاز است .ما دیر یا زود حتی اگر بارشهای خوبی داشته باشیم تا 10 سال آینده بخش عطیمی از مناطق ایران غیر قابل سکونت خواهند بود معنای این حرف  این است که ما امروز داریم از مایه می‌خوریم و آب‌هایی را که در صدها هزار سال گذشته بدلیل صنعتی نشدن و رشدمنطقی جمعیت و عدم تکنولوژی و ناخواسته و بدون برنامه ریزی انباشته شده بود را  استفاده کرده ایم . این خیلی طبیعی است وقتی ما ندانیم که چه می خواهیم نمی دانیم که به کجا هم خواهیم رفت ما فقط می خواهیم برویم اما کجا؟اگر امروز فقر و فساد و سایر موارد چشم گیر است خیلی از آن 5 درصد چردرآمدهای  جامعه در این بی عدالتی مقصر بوده و می بایست جوابگو دادگاه عدل العی باشند .
مقوله عدالت امروز یک دغدغه مهم برای همه ما است چون با اجرای عدالت در تمام زمینه ها مسلما ما در همه ابعاد فردی و اجتماعی دچار تحولی بس شگرف خواهیم شد چون این عدالت زمینه های شکوفایی اقتصادی و زدودن فقر و سایر زشتیها و ناهنجاریها را فراهم می سازد و بالطبع زمینه های صحیح بر ای رعایت کرامت انسانی در تمام ابعادش خواهد شد و این عدالت محقق نمیشود تا زمانیکه بجای شعارها به فکر راهکارهای ایجاد این امر مهم باشیم تا بدینوسیله برسیم به سندی که از ان به سند 1404 نام برده شده و ما قرار است اولین کشور منطقه و خاورمیانه در تمام زمینه ها باشیم و یقیننا امروز ما با چنین جایگاهی فاصله ای بس مشکل را پیش رو داریم .و پوشیده نباشد که موقعیت ما در اکثر زمینه ها  در منطقه مشخص است.
مطلب بعدی این است که همیشه در ایران در طی سالیان متمادی ودر  تمام نظامها نخبه کشی یک امر طبیعی محسوب شده و جایی برای افکار امیر کبیرها و بزرگمهرها در ایران وجود نداشته و ندارد .این یعنی اینکه شایسته سالاری در کشور ما یک تراژدی کمدی و یا یک آرزوی و شاید رویایی دست نیافتنی باشد .حاصل این بی توجهی این میشود که ما انگاه تحمل روشنفکران و انسانهای متعهد و دلسوز را نداشته باشیم و خودمان مبادرت به حذف  امیرکبیرها نماییم .
جامعه ای که با علم و مطالعه و منخصصانش بیگانه باشد یا بهتر بگویم قهر باشد قطعا به ناکجا آباد میرود .
یکی از خصوصیات اخلاقی  جامعه ایرانی خود بزرگ بینی است در حالی که ما به فرهنگ 2500 ساله خود می نازیم کشورهای منطقه و آسیایی که بعضی از آنها حتی به اندازه شهرستانهای درجه سه استانهای محروم ما هم نبودند امروز در زمره 20 کشور صنعتی قرار گرفته و یا حداقل با انباشته ثروت توانستند به همزیستی صحیح با تکنولوژیهای روز دنیا خود را تطبیق دهند .امارات ،ترکیه ،مالزی ،سنگاپور و.....
برای هر کاری انتخاب روشهای علمی و استفاده از متخصصان امر یک الزام و یک امر واجب محسوب میشود بعنوان مثال همه کشورهای توسعه یافته مثل هند،چین،کره جنوبی،مالزی،سنگاپور،امارات،ترکیه ،تایوان،تایلند و یا اندنوزی و بنگلادش و غیره با دو یا سه برنامه 4 یا 5 ساله زیر ساختها و زمینه های توسعه ر فراهم ساخته اند و لی ما در کشور خودمان شاهد برنامه ششم اقنصادی هستیم که هر برنامه 5 ساله بوده و امروز در بین کشورهای خاورمیانه جایگاه اقتصادی و سایر موارد ما لازم به بیان نیست.
در جایی که کشورهای دنیا از کمترین امکانات با بهترین افکار و اندیشه و پشتکار ملی به جایگاههای رفیع اقتصادی و فرهنگی و...رسیدند ما با انبوهی از ثروت وذخایر طبیعی و امکانات خدادادی حداقل در فرهنگ و اقتصاد و سیاست عقب گرد کردیم .ما چه قبول بکنیم یا نه بلحاظ سیاسی در انزوای سیاسی و بلحاظ اقتصادی با عقب ماندگی حاد و بلحاظ فرهنگی در شرایط ناگواری بسر میبریم .
در طی سالهای اخیر ما با مسکنهای قوی این اقتصاد ورشکسته را و باصرف هزینه ای سربار حفظ کردیم ولی جایگاه ما در رکینگ های رسمی جهانی در اکثر زمینه ها در انتهای جداول قرار دارد .و هر زمان که کارشناسان و اقتصاددانان و جامعه شناسان و نخبگان دهان به سخن و بیان واقیعتها گشودند با برچسبهای امنیتی و سیاسی و چه و چه انها را به انزوا کشاندیم .
وضعیت امروز جامعه ما حکم بچه پولداری را دارد که تمام دارییهای پدرش به دلیل رفیق بازی روبه اتمام است و نصیحتهای دوستان خردمند در گوش این فرزند نمی رود که نمی رود .

سازمان بین المللی شفافیت در جدیدترین رده بندی کشورهای جهان بر اساس شاخص ادراک فساد اعلام کرد، رتبه ایران در جهان با یک پله نزول به رتبه 131 رسیده بنابراین رتبه فساد اقتصادی و اداری در ایران بدتر شده است.

به گزارش فارس، سازمان بین‌المللی شفافیت در جدیدترین گزارش خود رتبه ایران به لحاظ شاخص ادراک فساد ایران در میان 167 کشور جهان را 131 اعلام کرد.

شاخص ادراک فساد میزان فساد اداری و اقتصادی در کشورها را نشان می‌دهد و برای هر کشور نمره‌ای از صفر تا 100 بر اساس این شاخص تعیین می‌شود. هرچه این نمره بیشتر باشد دلالت بر فساد کمتر است.

بر اساس این گزارش، ایران در گزارش امسال سازمان بین المللی شفافیت نمره 29 را بدست آورده است. نمره ایران در گزارش سال گذشته این سازمان 27 اعلام شده بود و ایران  در سال 2013 نمره 25 را بدست آورده بود.

ایران سال گذشته رتبه 130 را کسب کرده بود که به این ترتیب علی رغم بهبود نمره در جایگاه جهانی یک پله نزول کرده است.

ایران در رده بندی جهانی ادراک فساد در سال 2014 در میان 175 کشور جهان رتبه 136و در سال 2013 رتبه 144 را بدست آورده بود و سال گذشته علی‌رغم عدم تغییر نمره در جایگاه جهانی 6 پله صعود داشت.

اگر ما فرهنگ مصرفی مان غلط است اگر فقر در جامعه ما رشد فزاینده دارد اگر بی اخلاقی و بی فرهنگی رشد تصاعدی دارد و اگر اعتیاد و قاچاق و اختلاس ،فحشا و ....رو به فزونی است همه اینها حاصل چه چیز می تواند باشد  .
سه رکن اساسی جامعه یعنی مقننه ،مجریه و قضائیه سه موتور متحرک برای رشد معقولانه یک جامعه هستند مشروط به اینکه هر سه آنها از بهترین ها و نخبگان و متعهدان و دلسوزان و متخصصان جامعه باشند ،آنگاه می توان گفت که این کارخانه آدم سازی همه وردیها و خروجیهایش قابل ارزیابی و نتیجه خروجیش مطلوب خواهد بود .
ما که امروز در جهان تنها کشوری هستیم که درگیر قاچاق ورود خودرو (500 خودرویی خارجی که اخیرا وارد شد و سایت انهم حک شد و 4000 دستگاه آن به قیمت دو و سه برابر به فروش رفت )یا احنکار خودروهای داخلی و یا قیمتهای نجومی و یا حبابی سکه و طلا و ارز هستیم کجای کارمان غلطت است.فرهنگمان ،سیاستهای اقتصادیمان یا سوء مدیریتمان کدامشان یا همه اینها با هم .
 خبرگزاری ایسنا : زالوهای اقتصاد به سوی مواد غذایی می‌روند/80 درصد ثروت در دست 5 درصد
"۸۰ درصد ثروت ایران در دست ۵ درصد افراد"
وحید شقاقی استاد اقتصاد دانشگاه خوارزمی به خبرگزاری "ایسنا" گفته "۸۰ درصد ثروت ایران در دست ۵ درصد افراد است."
به گفته این اقتصاددان فعالیت‌های سوداگرانه در ایران "سودی بالا و ریسکی پایین" دارد.

برخی طبقات خاص اجازه تصویب قوانین محدود کننده فعالیت‌های سوداگرانه را نداده‌اند

وی با بیان اینکه در اقتصاد ایران نیز این هدف بارها دنبال شده است تا جلو فعالیت‌های غیرمولد گرفته شود گفت: اما برخی طبقات خاص و مرفه با همه ابزارهایی که در اختیار داشته‌اند اجازه تصویب قوانین محدود کننده فعالیت‌های سوداگرانه را نداده‌اند و این باعث شده نظام مالیاتی ما یک نظام مالیاتی ناکارآمد باشد.

 

فعالیت‌های سوداگرانه در ایران سودی بالا و ریسکی پایین دارد

او در ادامه این گفت‌وگو هک سایت وزارت صنعت را "خنده‌دار" توصیف کرده و گفته "الان بحث خنده‌داری بین وزارت صنعت و سازمان بازرسی وجود دارد که گفته شده سامانه واردات خودرو هک شده است."
 
خبرگزاری مهر:نماینده مجلس: عده‌ای یک‌شبه میلیاردها تومان سود می‌برند
مسعود پزشکیان، نایب‌ رئیس مجلس شورای اسلامی، گفته که "عده‌ای یک شبه با آوردن خودرو یا خرید هزاران سکه، میلیاردها تومان سود می‌برند".
در همین زمینه و در روزهای اخیر جناب آقای ناصر سراج، رئیس محترم سازمان بازرسی، نیز با اعلام ثبت‌نام پیش‌فروش هفت میلیون و ششصد هزار سکه گفته بود ۵ درصد کل ثبت‌نا‌م‌ها در انحصار ۵۰ نفر است.
بنا به گزارش خبرگزاری مهر، ثبت‌نام برای خرید هر یک سکه، حدود یک میلیون تومان سود دارد.
در روزهای اخیر ناصر سراج، رئیس سازمان بازرسی اعلام داشتند  که "پس از هک شدن سایت وزارت صنعت ، معدن و تجارت، حدود ۵ هزار خودرو مدل بالا و گران قیمت وارد کشور شد که از این تعداد حدود ۴ هزار خودرو ترخیص و وارد بازار شده است".
در کشوری که دله دزدها ی آن به طرفت عینی بازداشت و محاکمه میشوند جایگاه محتکران ،کم فروشان،احتکارکنندگان،اختلاس کنندگان،قاچاق رسمی در کجای این معادله است . اگر کوله بران با قاچاق کالابه اقتصاد کشور لطمه میزندد پس سوال اینجاست کسانیکه قاچاق رسمی کالا دارند و اختلاس کنندگان و محتکران و غیره چه اسیب مهلکی به اقتصاد این مملکت میزنند .ما تحمل حرفهای مخالفان حتی از بین خودی ها را نداریم و بر همین اساس محکوم به اشتباهات مکرر و تکراری و تجربه غلط و تکرار ان هستیم و نتیجه آن میشود واماندگی در تمام زمینه ها .
هیچکس با مقوله نظامی و یا پیشرفت آن یا امنیت داخلی و خارجی و یا بالندگی و رشد سیاسی و سایر موارد مشکل ندارد ما باتوهم مشکل داریم و توهم ان است که تو عقب گرد کنی و تصورت این باشد که بی نظیری و رشد فزاینده تو چشم همه حسودان را کور کرده .یا ایجاد خطهای قرمز و مرز بندیها به هر دلیل واهی موجب میشود که هیچکس در جامعه ایران نمی تواند و حق ندارد علیه هیچکس ولو اگر مرتکب جرمی آشکار گردد و مسدولیتی هم در نظام داشته و یا منتسب به مسئولین نظام باشد کم سخنی بگویید.
 
واماندگی یعنی اینکه بیکاری ،اعتیاد،فحشا،بزهکاری،عقب افتادگی ،بازار وانوسای اقتصادی و همه اینها را به گردن دشمنان خیالی و حسودان بیندازی که همگی کمر به نابودی تو بسته اند این یعنی توهم دشمن پنداری به جای درمان دردها بطور منطقی و با اصول علمی ،این یعنی طفره رفتن از جواب به سوالهای منطقی و حذف نمام سوالات و پرسشهای یک ملت.این یعنی اینکه همه چیز برای سودجویان و سوداگران و فرصت طلبان محیا گردد چراکه میدانند عملکرد آنان به گردن دشمنان خارجی خواهد افتاد.حالا اگر این سودجویی در واردات خودرو باشد یا سکه ارز باشد یا ماجرای اخیر خودرسازان و ....
خوب آنوقت از این ملت انتظار رعایت الگوی مصرف بهینه داشته باشیم ما چه داده ایم که امروز بخواهیم آن امانت را پس بگیریم.جامعه ای که در کوچکترین بحرانها خودش به خودش رحم نمیکند ما چه انتظاری از عضوهای ناهمگون مثل اروپا و غرب و شرق و روسیه و چین باید داشته باشیم .

درهر صبح و شام ازخدا بترس و از فریبکاری دنیا بر نفس خویش بیمناک باش وهیچگاه ازدنیا ایمن مباش؛ بدانکه برای چیزهایی که دوست می داری یا آنچه راکه خوشایند تونیست خودرابازنداری؛ هوس ها تورابه زیان های فروانی خواهند کشید ،سپس نفس خودرابازدار و از آن نگهبانی کن وبه هنگام خشم برنفس خویش شکننده وحاکم باش .

                                                             ترجمه نامه 56ازنهج البلاغه ص 594

 

در بحرانهای اجتماعی به جای حل موضوع یا همان علت همیشه سرکوفت زدن و فرار از موضوع را بهترین راه برای آرامش و آسایش وجدان خودمان دانستیم .غافل از اینکه هر غده سرطانی و یا هر غده چرکی یک روز و یک جا دهن باز میکند و آنوقت ما بخواهیم یا نخواهیم با ان روبرو میشویم .کسانیکه از واقعیتها فرار میکنند همان کسانی هستند که فهم و درک درست از هیچ موضوعی نداشه و ندارند و دوای درد را رندی می دانسته .مثل اینکه هر دولتی عملکرد خود را به دولت فبلی نسبت میدهد و این دور باطل تا ابد ادامه دارد و تو هرگز نمی توانی مجری و مجرمی را پیدا کنی .
درس نگرفتن از اشتباهات نشانه کج فهمی است نه سیاستمندی ،خردورزی کار عالمان است نه خردورزان (کوچک منشان).برای حل همه این مشکلات کالبدشکافی جامعه یک امر ضروری است آنانیکه میلیاردها تومان  برای کارهای فرهنگی گرفتند امروز کارنامه درخشان خود را به ملت ارائه نمایند چقدر در زمینه حجاب موفق بوده اند یا در زمینه جدب جوانان به دین یا کم کردن فحشاء یا اعتیاد و.....آنانکه با قاچاق مبارزه کردند امروز بیلان کار خود را بیان کنند،آنانکه با اختلاس مبارزه کردند بیلان خود را در بازپسگیری چند صد میلیاردی دلاری  اختلاس بیان نمایند،آنانکه جلوی فقر و فحشاء و فساد را گرفتند امروز آمارهای خود را ارائه نمایندو .....
این جامعه بشدت مریض نیازمند یک جراحی بزرگ ودرمان طولانی و مداوای درد توسط پزشکان حاذق است و اگر دست اندرکاران دیروز و امروز توان حل این موضوع را داشتند تا کنون ما این مریض را معالجه و سرپا کرده بودیم پس نیاز به متخصصین متعهد دلسوز با روحیه ای ایمانی و عشق به ایران و ایرانی و طالب عزت و سربلندی ایران در تمام زمینه ها لازم است .
در جامعه ای که فقر آن روز بروز بیشتر و بالطبع فساد و بزهکاری و سایر موارد رو به فزونی است نیاز به یک جنبش اصلاحاتی علمی و دلسوزانه و روحیه جهادی دارد تا ژست و سخنرانی .
کجاست کرسیهای آزاد اندیشی،کجاست مجراهای مطالبه حقوق اولیه کارگران ،معلمان، بازنشستگان و بیکاران و مستضعفین و......کجاست.
در جایی که چاپلوسان و مزیج گویان میشوند خواص و مردان و زنان با غیرت و با همت میشوند مخل آسایش و امنیت و تشویش کننده اذهان عمومی باید گریست .ببنیید فرمایش مولایمان به کارزاران حکومت را :
در نامه ای خطاب به عثمان بن حنیف، عامل خود در بصره چنین می فرمایند:

«اما بعد ای پسر حنیف! به من خبر رسیده که مردی از جوانان بصره تو را به سوری فراخوانده و تو نیز بدانجا شتافته ای. سفره ای رنگین برایت افکنده و کاسه ها پیشت نهاده. نمی پنداشتم که تو دعوت مردمی را اجابت کنی که بینوایان را از در می رانند و توانگران را بر سفره می نشانند. بنگر که در خانه این کسان چه می خوری.»

و در نامه ای دیگر به عبدالله بن عباس می نویسند:

«چون فرصت به دست آوردی، به مردم خیانت کردی و شتابان، تاخت آوردی و برجستی و هر چه میسرت بود از اموالی که برای بیوه زنان و یتیمان نهاده بودند، برگرفتی و بربودی؛ آنسان که گرگ تیز چنگ، بز مجروح را می رباید. اموال مسلمانان را به حجاز بردی با دلی آسوده بی آن که خود را در این اختلاس گناهکار پنداری. وای بر تو!»

به عامل دیگرشان، اشعث بن قیس که او را به آذربایجان فرستادند، فرمودند:

«حوزه فرمانرواییت طعمه تو نیست بلکه امانتی است بر گردن تو و از تو خواسته اند که فرمانبردار کسی باشی که فراتر از تست و تو را نرسد که خود هرچه خواهی رعیت را فرمان دهی.»

در نامه ای برای زیاد بن ابیه که از طرف عبدالله بن عباس (منصوب علی علیه السلام ) به امارت برگزیده شد چنین کتابت نمودند:

«به خدا سوگند می خورم، سوگندی راست که اگر به من خبر رسد که در غنائم مسلمانان به اندک یا بسیار خیانت کرده ای، چنان بر تو سخت گیرم که کم مایه مانی و بار هزینه عیال بر دوشت سنگینی کند و حقیر و خوار شوی.»

 
در جامعه ای که هنرمند و کارگردان معروفش حتی تحمل یک انتفاد خبرنگار را نداشته باشد و اورا متهم به گرفتن رشوه برای خراب کردن چهره خود معرفی کنند و جلسه پرسش و پاسخ را ترک کند.در جامعه ای که مسئولینش برای تمام کارهای اشتباهاشان بازخواست نشوند.در حامعه ای که روحیه انتفادو منتقد گری مرده باشد،و بلخره در جامعه ای که همه چیز خط قرمز دارد  وورود به ان دایره امکانپذیر نباشد و هر کسی برای خودش معصونیت ساخته باشد میشود اینکه می بینی.
فرار مغزها،فرار سرمایه ها،فرار اندیشمندان،گوشه نشینی و انزوای متفکران و دلسوزان،بالارفتن فقر و فساد و فحشا تا فسق و فجور و بی عدالنی تا آخر قصه  و آخر دست ما کوتاه ز دامان  یار .اینها درمان می خواهد نه مسکن نه شعار نه سرکوب منتقدان و برچسب زدنهای سیاسی به آنان و لقبهایی همچون نفودی ،فتنه گر،جاسوس و غیره.
اینکه تمام دنیارا دشمن خودمان بگیریم برای توجیه و فرار از واقعیت و ناهنجاریها و تمام فسادها ی  داخلی عالیست و لی برای مصرف خارجی پشیزی هم ارزشی ندارد .اینکه ما موجبات خیر شویم برای صنایع نطامی امریکا ، انگلیس ، فرانسه ، روسیه و کی و که اگر برای ما سودی نداشته ولی خوب برای دشمنان ما کلی موجبات شادی و انبساط خاطرشان شده است.این وسط کشورهای غربی و بعضا شرقی از این موقعیت خاورمیانه نهایت لذت را برده و در حالی که خود را ناراحت نشان میدهند ولی نهایت سود را میبرند.
ما می توانیم خیلی از دشمنانمان را با سیاست و عملکرد صحیحمان به دوستان تبدیل کنیم (حالا جدایی از دشمنان قسم خورده )در عین حالی که کیان و حریم و ناموس و منافع ملی مان را هم حفظ نماییم مثل خیلی از کشورهای آسیای شرقی و...
بحرانهای مصرف زدگی ما ریشه در خمودگی جامعه ما دارد ما نیاز به بازبینی فرهنگمان،سیاستهایمان و خلاصه همه راههای رفته مان را داریم و اگر اینکار را خودمان نکنیم آنوقت باید خودمان مثل آن مرده شوری که خود را شست و خود را کفن کرد و در انتطار آمدن جناب عزرائیل (س )نشست تا جانش را تسلیم کند خواهیم شد .
در آخر جامعه وامانده دائما از دوست و دشمن ضربه می خورد،بعضی از خودیها ثروت مملکت را به تاراج میبرند و دشمنان خارجی هم که مارا سرکیسه میکنند مثل چین و روسیه و...
 
عربستان سعودی با توافق روسیه به دنبال تصویب افزایش یک میلیون بشکه ای تولید نفت اوپک است.

به گزارش عصرایران، این اقدام با هدف جایگزینی کاهش صادرات نفت ایران به دلیل تحریم آمریکا صورت می گیرد.

این اتفاق به معنی همکاری رسمی اوپک علیه تحریم صادرات نفت یک عضو موسس اوپک است

زنگنه وزیر نفت ایران به شدت با این اقدام مخالف است و جلسه دیشب اوپک را به نشانه اعتراض ترک کرد.

به نظر می رسد اکثریت اعضای اوپک موافق این افزایش تولید هستند زیرا منجر به افزایش درآمد نفتی آنها می شود

روسیه عضو اوپک نیست. روسیه و سعودی بزرگترین تولیدکنندگان نفت جهان هستند.

نکته آخر راه نجات راه حضرت علی علیه السلام و  بس پرهیز از تعارفات و کوتاه کردن دست تمام متجاوزان به بیت المال در هر مقام و لباسی بدون هر گونه ملاحضات سیاسی ،جناحی و یا نسبتها .

 

وقتی حضرت علی (ع) به خلافت پرداخت عاملان خطا کار عثمان را عزل کرد و عوائد و حقوقهای گزاف غیرمستحقان را قطع نمود که موجب طغیان طلحه و زبیر و مروان و معاویه . . . گردید . بعضی به او توصیه کردند برای استحکام پایه های قدرت خود کمی با آنها سازش کاری کند ولی او روی احکام و فرائض و حقوق مردم اهل سازش نبود .

 

مداینی روایت کرده است که:

 

جمعی از اصحاب نزد امام علیه السلام رفتند و گفتند: ای امیرالمؤمنین در تقسیم اموال اشراف عرب را بر دیگران برتری ده و قریش را از موالی و عجم سهم بیشتری عطا فرما و کسانیرا که از مخالفت و فرار ایشان بیم داری استمالت کن - این سخن را

 

از آن گفتند که معاویه در تقسیم اموال این ملاحظات را بکار می بست - امام در جواب آنان فرمود: آیا بمن پیشنهاد می کنید پیروزی را در بهای ظلم و بی عدالتی بدست آورم؟ نه بخدا تا آفتاب می تابد و تا ستاره می درخشد چنین نخواهم کرد . والله اگر این اموال متعلق به شخص من و ملک من بود به تساوی قسمت می کردم . چه رسد به اینکه مال مردمست .

 

و در روایت دیگر چنین آمده است:

 

به یک زن عرب و یک زن ذمیه به تساوی عطا داد . زن عرب گفت: ای امیرالمؤمنین من از عربم، فرمود: ازین مال همه یکسان بهره می برند . من بنی اسماعیل را بر بنی اسحاق برتری نمی دهم . 

 

بهترین نمونه مساوات عدل و امانت امام (ع)، رفتاریست که با برادر نابینا و عیالمند خویش، که از او هم بزرگتر بود کرده است:

 

«والله لقد رایت عقیلا وقد املق حتی آستماحنی من برکم صاعا ورایت صبیانه شعث الشعور غبرالالوان من فقرهم . کانما سودت وجوههم بالعظلم . و عاودنی مؤکدا و کرر علی القول مرددا . فاصغیت الیه سمعی فظن انی ابیعه دینی واتبع قیاده مفارقا طریقتی فاحمیت له حدیدة ثم ادنیتها من جسمه لیعتبربها . فضج ذی دنف من المها وکاد ان یحترق من میسمها، فقلت له: ثکلتک الثواکل یا عقیل اتئن من حدیدة احماها انسانها للعبه وتجرنی الی نار سجرها جبارها لغضبه؟ اتئن من الاذی ولا ائن من لظی؟» .

به خدا سوگند عقیل را دیدم به اندازه ای بی چیز شده بود که نزد من آمد و از این گندم شما یک پیمانه تقاضا نمود . دیدم که موی کودکان او ژولیده و چرکین و رنگشان از زور فقر خاک آلود شده است . گویی چهره آنها را با نیل سیاه کرده بودند . او چند بار این تقاضا را با اصرار و تاکید مکرر نمود و من گوش می دادم . او گمان برد که دینم را به او می فروشم و از راه خود جدا شده هر جا مرا بکشد به دنبال او می روم . پس آهنی را برای او داغ کردم و به بدنش نزدیک نمودم تا عبرت گیرد . عقیل چون کسی که دچار بیماری ناگهانی شده باشد از درد فریاد برآورد . نزدیک بود تنش از آن آهن داغ بسوزد . پس باو گفتم: مادران فرزند مرده بر تو بگریند! ! آیا از آهنی که انسانی برای بازی خود داغ کرده چنین مینالی اما می خواهی مرا بسوی آتشی بکشی که خدای آن را از خشم خویش برافروخته است؟ آیا تو ازین رنج مینالی و من از جهنم ننالم؟

کجای این جامعه امروز ما به مانند این فرمایشان مولایم امیر المومنین علیه السلام میخورد وقتی هر کس خود را مبرا از تقصیر بداند به ولله که از حضرت علی ع و در طریق و شریعت او نیست .

مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی ایران، نوزدهم خرداد گزارشی با عنوان «ازدواج موقت و تاثیر آن بر تعدیل روابط نامشروع جنسی» روی وب‌سایت خود منتشر کرده است.

در این گزارش با استناد به نامه‌ای از وزارت آموزش و پرورش، نتایج تحقیق بر ۱۴۱ هزار و ۵۵۵ دانش آموز دختر و پسر دوره متوسطه در سال تحصیلی ۱۳۸۷-۱۳۸۶ منتشر شده است.

بر اساس این تحقیق، ۱۰۵ هزار و ۴۶ نفر دانش آموز یعنی ۷۴.۳ درصد دارای رابطه «غیر مجاز با جنس مخالف» بوده‌اند.

همچنین طبق این گزارش، در سال تحصیلی 1386-1387 از 141552 دانش آموز (دختر و پسر) دوره متوسط در کل کشور تعداد 24889 نفر (17.5 درصد) دارای روابط همجنسگرایی (لواط و مساحقه) بودند.

به نوشته این گزارش، بر اساس اظهارات کارشناسان در سال 1388 در دهه 1960 و 1970 میلادی سن روسپیگری بالای 30 سال بود، اما اکنون سن روسپگیری به 15 سال به بالا رسیده است. تحقیقات دانشگاه شهید بهشتی نشان داده است که آمار روسپیگری بین زنان متاهل بیشتر از مجردهاست و 11 درصد روسپیان شهر تهران با اطلاع همسرانشان دست به روسپیگری می زنند.

در سال های 1388 و 1389 آمار کشف باندهای فساد 30 الی 35 درصد افزایش داشته است.

گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس همچنین به یک تحقیق انجام شده توسط محمود گلزاری، عضو هیات دانشگاه علامه طباطبایی اشاره کرده است.

بر اساس این تحقیق، ۸۰ درصد دختران مورد پرسش در چند دبیرستان دخترانه تهران گفته‌اند که رابطه با جنس مخالف را تجربه کرده‌اند.

به گزارش پارسینه، محمود گلزاری، معاون ساماندهی امور جوانان وزیر ورزش و جوانان، ۲۱ اردیبهشت امسال نیز گفته بود که بر اساس گزارش‌های آموزش و پرورش، ۴۰ درصد دانش‌آموزان رابطه با جنس مخالف را از ۱۴ سالگی شروع کرده‌اند.

به گفته وی، ارتباطِ پیش از دانشگاه دختران و پسران نسبت به ۳۰ سال پیش، سه برابر شده و زمان شروع رابطه جنسی نیز به دوره راهنمایی رسیده است.

تهیه کنندگان گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس تاکید کرده‌اند که این آمار گوشه‌ای از حقیقت را نشان می‌دهد نه همه آن را.

والسلام علیکم به امید ایرانی شاداب ،سرزنده ،بالنده  و قدرتمند و ایرانی برای همه ایرانیان .