إِلَهِي عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ يَا مَوْلانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ یان چاپ -->
بسللیم

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

Image result for ‫ایت الله سیستانی‬‎ Image result for ‫ایت الله بهجت‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎
آخرین نظرات
  • ۵ آبان ۹۷، ۱۸:۳۶ - زینب
    عالی

معنی قد افلح المومنون در قرآن و حدیث

چهارشنبه, ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۱۷ ب.ظ

Image result for ‫مومنین از نگاه حدیث‬‎

انتخاب این 6 آیه و  تفسیر فقط 2 آیه آن و ارائه 50 خصلت مومنین در قرآن و 43 خصلت از دیدگاه رسول گرامی ص و 40 خصلت دیگر از نظر امیر المومنین ع  از این نظر  خدمتتان تقدیم میشود که ما امروز در جامعه اسلامی زندگی میکنیم و جدایی از تمام کشورهای مسلمان که آنها حکم خود و حاکمان خود و مردمان خود را دارند و دخل و ربطی به ما ندارد و نداشته و چون بر اساس مرزهای جغرافیایی مجموعه مردم ایران مشمول این حکومت و این مورد که در قانون اساسی قید گردیده می باشند یعنی جمهوری اسلامی ایران ،بنابراین انتظار میرود مردمان این دیار به تبعیت از قرآن کریم و فرمایش معصوم علیهم السلام دارای خصلتهای برشمرده در این سنتهای الهی و فرمایشات باشند .

همه ما میدانیم که ما امروز در جامعه خودمان دچار بی اخلاقی شدیدی در رفتار و گفتار و اعمال شده ایم و با استانداردهای اعلام شده در این فرمایشات فاصله زیادی داریم و به زعم اینکه ما 60 روز محرم و صفر را گرامی میداریم و یکماه رمضان را تکریم میکنیم دلیلی بر اینکه دارای خروجی مطلوب و مورد نظر قرآن و حدیث باشیم اصلا نمی باشد و گواه آن اخلاق فردی و اجتماعی امروز جامعه ما است .ولی چگونه است که به شدت یک جامعه بی اخلاق شده ایم و بروز ناهنجاریها روز بروز بیشتر و بیشتر میشود ،بطوری که اخلاق فردی و اجتماعی و یا اخلاق صنفی و گروهی و حرفه ای همگی در معرض خطر جدی قرار دارد .
خصلتهایی که تماما در قرآن کریم و فرمایشان معصوم علیهم السلام بیان میشود و برزانده مومنین از مردو زن است آنقدر با آن فاصله داریم که گویی این موارد فقط شامل حال قلیلی از جامعه میگردد .
فلسفه زنده نگاه داشتن شعائر الهی از قرآن و حج و امربمعروف تا تولی و تبری و خمس و ذکات و نماز و روزه و  عزاداری برای معصومین ع همگی بهانه ای برای حرکت به سمت کمال و حق طلبی و ارزشهایی ناب اخلاقی است که نتیجه خروجی دینداری و پایبندی به ارزشهای ناب اسلام محمدی ص می باشد  ،ولی متاسفانه در جامعه امروز ما بزرگترین دغدغه بی حرمتی به ارزشهای اصیل اخلاقی و اجرای رفتاری غیر  اسلامی است .
بروز ناهنجاریها مثل طلاق ،اعتیاد،فحشاء،فساد،فسق و فجور ،ارتشاء،اختلاس و....همگی گواه بر این است که جایگاه اخلاقی اسلامی و معنوی در جامعه متزلزل شده است مواردی مثل بی حیایی ،ربا،دروغ ،نفاق ،احتکار،قاچاق اعم از کالا یا مواد مخدر ،گرانفروشی ،کم فروشی،نزاعهای اجتماعی یا خانوادگی و ....همگی نشان میدهد که از خصلتهای مومنین چه فاصله عمیق داشته و برای ترمیم این نواقص و رفع تمام این کمبودها که خود گواه بر وجود گناهان کبیره در جامعه متشکل از فرد و جامعه است می بایست متولیان و دست اندرکاران امور دینی و فرهنگی بطور جدی و با رویکرد جامعه شناسانه و علمی و دینی برای رفع آن و یا حداقل کم شدن آن در بین افراد و خانواده و جامعه گامی اساسی بردارند.
اما این دلیل نمی شود که مسئولیت هر فرد به عنوان بنده ای در درگاه خداوند مخدوش و یا بهانه ای گرددکه عذر موجه ای باشد که بخواهد گناهان خود را توجیه کند و مدعی باشد که چون جامعه اینگونه بود و یا اینگونه می خواست پس من در جریان جامعه حرکت کرده ام یاد مان نرود که برابر تمام آیات و احادیث محکم هر کدام از ما جوابگوی اعمالمان در دنیا و آخرت خواهیم بود و اکثرهم لایعقلون ،و اکثرهم لایشعرون،و اکثرهم لایفعهون ،وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ، أُولَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ ، فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ ، ثُلَّةٌ مِنَ الأوَّلِینَ وَقَلِیلٌ مِنَ الآخِرِینَ ....پس از انداختن عذر خودمان به گردن دیگران جددا خودداری نماییم .
بله کم کاری و یا بی توجهی در امور مومنین توسط حاکمان جای خود را دارد و در آن هم بحثی نیست ولی سوال این است اگر امروز در جامعه خدای نکرده منکرات آزاد شوند یعنی از این حالتی که در خفاء انجام میشود تغییری حاصل شود  (رد و بدل شدن ربا،مصرف مشروبات ،فاحشه خانه ها و..)این موارد عذری برای ما بدرگاه خداوند خواهد بود .پس برویم و وضع اقوام در قرآن را بدقت بخوانیم یا همه جامعه جهانی که امروز در آن تمام وسایل فسق و فجور آزاد است پس مردمان آنان هیچ گناهی بر گردنشان نیست و مقصر دولتهایشان هستند .نخیر اینگ.نه نیست ما تک تک در درگاه خداوند برای هر عمل ریز و درشتما چوابگو و مسئول خواهیم بود و قطعا مسئولین جوابگوتر خواهند بود .اینکه تعداد خصلتهای مومنین حداقل 50 مورد و کمتر انتخاب شد صرفا برای این بود که خودمان قبل از محاسبه روز جزاء بنشینیم و ببنیم در کجای این آیه شریفه قد افلح المومنین هستیم انشاءالله.

آیه: 1 قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ آیه: 2 الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ آیه: 3 وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ آیه: 4 وَالَّذِینَ هُمْ لِلزَّکَاةِ فَاعِلُونَ آیه: 5 وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ آیه: 6 إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ

ترجمه:

1-قطعا مؤمنان رستگار شدند.2-همان کسانی که در نمازشان خشوع دارند.3-و آنان که از بیهوده روی گردانند.4-و همان کسانی که زکات می پردازند5- و آنان که دامان خود را (از گناه ) حفظ می کنند.6-مگر در مورد همسرانشان یا کنیزانی که به دست آورده اند، پس آنان (در آمیزش با این دو گروه ) ملامت نمی شوند.

توضیح

سیمای سوره ی مؤمنون .این سوره که یکصد وهجده آیه دارد، در مکّه نازل شده است .با توجّه به بیان سیمای مؤمنان و آثار و نشانه های ایمان در آیات ابتدایی این سوره ، نام ((مؤمنون )) برای آن انتخاب گردیده است . البتّه سرگذشت پیامبرانی چون حضرت نوح ، هود، موسی و عیسی : و پاسخ اقوام مختلف به دعوت آنان در ادامه آمده است .در فضیلت تلاوت این سوره ، امام صادق (ع) می فرماید: تداوم بر تلاوت این سوره خصوصا در روزهای جمعه ، مایه ی سعادت دنیا و آخرت و همنشینی با پیامبران الهی در فردوس برین می گردد.. (تفسیر مجمع )

نکته ها

در قرآن ، یازده مورد کلمه ی فلاح (رستگاری ) با کلمه ی ((لعل ّ)) (شاید) همراه است : ((لعلّکم تفلحون )) لکن در سه مورد بدون این کلمه و به طور حتمی مطرح شده است ، یکی در همین سوره ویکی در سوره ی شمس : (قد أفلح من زکّاها) ودیگری در سوره ی اعلی : (قد افلح من تزکّی ). از مقایسه این سه مورد با یکدیگر، روشن می شود که ایمان و تزکیه دارای جوهر واحدی هستند.برترین و آخرین هدف تمام برنامه های اسلام ، فلاح و رستگاری است . در بسیاری از آیات قرآن از تقوا سخن گفته شده و هدف از احکام دین هم رسیدن به تقواست : (لعلّکم تتّقون ) بقره 183
و آخرین هدف تقوا نیز فلاح است : (واتّقوا اللّه لعلّکم تفلحون ) آل عمران
جالب است که مهم ترین و آخرین هدف دین اسلام در اوّلین شعار آن آمده است : ((قولوا لا اله الاّالّله تفلحوا)) به یگانگی خداوند ایمان آورید و ((لا اله الاّالّله )) بگویید تا رستگار شوید.هر شبانه روز، در اذان و اقامه ی نمازهای یومیّه جمله ی ((حی ّ علی الفلاح )) را بیست بار بر زبان می آوریم و هدف نهائی را با فریاد رسا اعلام می کنیم ، تا راه را گم نکنیم .اسلام می گوید: (قد أفلح المؤمنون )، (قد أفلح من تزکّی ) اعلی 14
کسانی رستگارند که ایمان و تزکیه ی نفس داشته باشند، ولی کفر می گوید: (قد أفلح الیوم من استعلی ) طه 64
فرعون می گفت : امروز هر کس زور و برتری دارد رستگار است .کلمه ی ((فلاح )) به معنای رستن است ، شاید دلیل اینکه به کشاورز، ((فلاّح )) می گویند آن باشد که وسیله ی رستن دانه را فراهم می کند. دانه که در خاک قرار می گیرد با سه عمل خود را نجات می دهد و به فضای باز می رسد: اوّل آنکه ریشه ی خود را به عمق زمین بند می کند.دوّم اینکه مواد غذایی زمین را جذب می کند. سوّم آنکه خاک های مزاحم را دفع می کند.آری ، انسان هم برای رهایی خود و رسیدن به فضای باز توحید و نجات از تاریکی های مادّیات و هوسها و طاغوت ها باید مثل دانه همان سه عمل را انجام دهد: اوّل ریشه ی عقاید خود را از طریق استدلال محکم کند. دوّم از امکانات خدادادی آنچه را برای تکامل و رشد معنوی اوست جذب کند. سوّم تمام دشمنان و مزاحمان را کنار زند و هر معبودی جز خدا را با کلمه ((لا اله )) دفع کند تا به فضای باز توحیدی برسد.شخصی در حال نماز با ریش خود بازی می کرد، پیامبراکرم (ص ) فرمود: اگر او در دل خشوع داشت ، در عمل این گونه نماز نمی خواند.. تفسیر کبری
امام صادق (ع) فرمود: مراد از خشوع در نماز، فرونهادن چشم است .. بحار ج 81
چه کسانی رستگارند.1- عابدان . (واعبدوا ربّکم وافعلوا الخیر لعلّکم تفلحون ) حج 77
پروردگارتان را پرستش کنید، شاید رستگار شوید.2- آنان که اعمالشان ارزشمند وسنگین است . (فمن ثقلت موازینه فاولئک هم المفلحون ) اعراف 8
3- دوری کنندگان از بخل . (و من یوق شح نفسه فاولئک هم المفلحون ) (حشر 9
4- حزب اللّه . (الا ان ّ حزب اللّه هم المفلحون ) مجادله 2
حزب خدا رستگارند.5- اهل ذکرکثیر. (واذکروا اللّه کثیرا لعلّکم تفلحون ) انفال 45
خدارا بسیار یادکنید تا رستگار شوید. 6- تقوا پیشگان . (فاتّقوا اللّه یا اولی الالباب لعلّکم تفلحون ) (مائده 10
ای خردمندان ! تقوا پیشه کنید تا رستگار شوید.7- مجاهدان . (و جاهدوا فی سبیله لعلّکم تفلحون ) مائده 35
در راه خدا جهاد کنید تا رستگار شوید.8- توبه کنندگان . (توبوا الی اللّه جمیعا ایّها المؤمنون لعلّکم تفلحون ) نور 31
ای اهل ایمان ! همگی توبه کنید تا رستگار شوید.

پیام ها:

1- رستگاری مؤمنان حتمی است . (قد أفلح )2- ایمان ، شرایط و نشانه هایی دارد. (المؤمنون الّذین ...)3- نماز، در رأس برنامه های اسلامی است . (فی صلاتهم )4- در نماز، حالت وکیفیّت مهم است . (خاشعون )

آیه: 6 إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ

ترجمه:

مگر در مورد همسرانشان یا کنیزانی که به دست آورده اند، پس آنان (در آمیزش با این دو گروه ) ملامت نمی شوند.

نکته ها

((لغو))، به کار و سخن بیهوده می گویند.دوری و پرهیز از لغو، مخصوص مسلمانان نیست ، قرآن درباره ی خوبان اهل کتاب نیز می فرماید: (و اذا سمعوا اللغو اعرضوا عنه .) قصص 52
اهل کتاب با ایمان ، از لغو گریزانند.((زکات )) در لغت ، به معنای رشد و نموّ و پاکیزگی است و در اصطلاح ، یک نوع مالیات شرعی و از ارکان و واجبات دین است .در جامعه اسلامی ، پاسداری از نماز وناموس ، بسیار مهم است . در همین چند آیه ، نسبت به ناموس با تعبیر (حافظون ) و درباره نماز با جمله (علی صلوتهم یحافظون ) یاد شده است .دوری از لغو در دنیا، بهره اش ، محفوظ ماندن از لغو در قیامت است . (عن اللغو معرضون )، (لا تسمع فیها لاغیه ).عاشیه 11
اعراض از لغو، نباید با بدگویی و تندخویی همراه باشد، زیرا در آیه ی دیگر می فرماید: (و اذا مرّوا باللغو مرّوا کراما).فرقان 72
در روایات برای لغو، نمونه هایی آمده است از جمله : سخنی که در آن یاد خدا نباشد و یا غنا و لهویّات باشد.. تفسیر نورا
در روایات می خوانیم : جز با زن عفیفه ازدواج نکنید و با کسی که در مال خود او را امین نمی دانید، هم بستر نشوید.. تفسیر نورا
اهمیّت زکات .زکات ، یکی از پنج چیزی است که بنای اسلام بر آن استوار است .در قرآن 32بار کلمه ((زکات )) و 32بار واژه ((برک )) آمده ، گویا زکات مساوی با برکت است .پیامبر اکرم (ص ) افرادی را که زکات نمی دادند، از مسجد بیرون کرد.حضرت مهدی (ع) در انقلاب بزرگ خود، با تارکین زکات می جنگد.کسی که زکات ندهد، هنگام مرگش به او گفته می شود: یهودی بمیر یا مسیحی .تارک زکات در لحظه ی مرگ از خداوند می خواهد که او را به دنیا باز گرداند تا کار نیک انجام دهد، امّا مهلت او پایان یافته است .امام صادق (ع) فرمود: اگر مردم زکات بدهند، هیچ فقیری در زمین باقی نمی ماند.

پیام ها:

1- نشانه ی ایمان ، دوری از لغو است . (والّذینهم عن اللغو معرضون ) (مؤمن باید در تمام کارها و سخنان خود هدف صحیح داشته باشد)2- دوری از لغو، به اندازه ای مهم است که بین نماز و زکات ذکر شده است . (خاشعون معرضون للزّکوه فاعلون )3- اهمیّت زکات مانند اهمیّت نماز است . (در 28 آیه ، نماز و زکات در کنار هم آمده است ) (فی صلوتهم خاشعون ، للزّکوه فاعلون )4- اعتقاد به تنهایی کافی نیست ، عمل هم لازم است . (المؤمنون ... فاعلون )5- حیا شرط ایمان است . (لفروجهم حافظون ) (آلودگی جنسی نشانه ی ضعف ایمان است )6- شهوت ، طغیانگر است و به کنترل و حفاظت نیاز دارد. (حافظون )7- در ارضای غریزه ی جنسی ، محدودیّت لازم است ولی ممنوعیّت خلاف فطرت است . (الاّ علی ازواجهم )8- حیای نابجا ممنوع. همین که اسلام ، انجام کاری را اجازه داد، همه ی سنّت ها و عادت ها و سلیقه های شخصی و مخالف دین ، محکوم است . (غیر ملومین )
50 صفت مومن از نظر قرآن :
1- در اداى نماز سخت اهتمام داشته و داراى قلبى خاشع به وقت نمازند.
2- به اداى زکات شوق وافر دارند.
3- از شهوت‏رانى غلط و گناهان مربوط به غریزه احتراز جسته و در عوض به سنت ازدواج اهمیت مى‏دهند.
4- متعهد به قول و وفا کننده به عهد و پیمانند.
5- حافظ و راعى امانتند.
6- آنچه براى خود در راه صلاح و سداد و حق و حقیقت دوست دارد، براى دیگران هم به همان صورت دوست دارد و هر چه را براى خود نمى‏خواهد براى دیگران هم نمى‏پسندد.
7- برادران دینى خود را دوست دارد و خیرخواه همه برادران و خواهران مؤمن است.
8- اصرار به امر به معروف و نهى از منکر دارد.
9- در اطاعت از امر حق و خوددارى از نواهى بى‏نظیر است.
10- علاقه عجیبى به انجام هر کار خیرى دارد.
11- موجودى است منبع خیر و پاک از شر، خیرى از او فوت نمى‏شود و شرى از او به کسى نمى‏رسد.
12- کار خیر دیگران را زیاد دیده و همه جا تعریف مى‏کند و کار خیر خود را کم و اندک و ناچیز مى‏بیند و به زبان نمى‏آورد.
13- همیشه در پى علم و دانش است و از تعلیم و تعلم و اندوختن و یاددادن ملول نمى‏گردد.
14- از تحمل زحمت و رنج و مشقت و ذلت در راه دین باک ندارد.
15- نصیبش از دنیا فقط از حلال است و از هر حرامى فرارى و گریزان است.
16- خود را از هیچ کس بهتر و بالاتر نمى‏داند.
17- قلبش به نور ایمان و عقاید حقه و عشق و محبت حق، منور است.
18- عارف و آگاه و بیناى به اوضاع زمان است.
19- در هوش و فراست کم نظیر است.
20- پاک و پاکیزه و تمیز و نظیف است.
21- همواره به یاد حق و براى حق و در راه حق است.
22- در بلا و مصیبت صابر و در خوشى و لذت شاکر است.
23- به هیچ کس حتى به دشمنانش ظلم نمى‏کند.
24- براى خدمت به مسلمانان و مردم خود را به تعب و رنج مى‏اندازد.
25- دوستش دانش و مشى او دانش‏اندوزى است.
26- وزیرش حلم، امیرش عقل، برادرش رفق و پدرش نیکى است.
27- بر روزى مقدر که به وسیله کوشش و زحمت خودش به دست مى‏آورد قانع و بر اضافه مال دنیا حریص نیست.
28- خوش رو، گشاده چهره و شیرین است.
29- صابر و ثابت قدم در امور دین و کار خیر است.
30- گریزان از هوا و هوس و خواهش‏هاى غلط نفسانى و شیطانى است.
31- از هرچه که لغو و بى‏معناست، محترز و روى گردان است.
32- اول فکر مى‏کند بعد مى‏گوید، یعنى زبانش پشت قلب اوست.
33- غضبش براى حق و نسبت به امور دنیا عصبانى نمى‏گردد.
34- در دنیا غریب است، یعنى کم نظیر و بى‏همراه و از این غربت و از این که هم دل و هم زبانش کم است شاکى نیست.
35- به تمام امور با کمک نور خدا مى‏نگرد، یعنى داراى ایمانى قوى و قلبى منور به نور عشق و معرفت است.
36- در امر دین چون کوه پایدار و هیچ حادثه‏اى قدرت بیرون‏آوردن وى را از فضاى ملکوتى دین ندارد.
37- به اقبال دنیا مغرور نشود و از ادبار دنیا محزون نمى‏گردد.
38- به عواقب همه امور فکر کرده و به این خاطر در عاقبت کار از حسرت و ندامت و پشیمانى در امان است.
39- از هر امرى درس و عبرت مى‏گیرد.
40- دلش از یاد خدا روشن و از مقام حضرت رب خائف است.
41- حقوق دیگران را در تمام امور حفظ کرده و از غیبت کردن سخت پرهیز دارد.
42- در هیچ یک از امور دینى اعم از واجبات بدنى و مالى و اجتماعى، خود را آلوده به ریا نکرده و از اخلاص خالى نمى‏کند.
43- در معاملات مادى جانب احکام فقهى را رعایت کرده و مطلقاً بنده خداست.
44- عمرش را غنیمت شمرده و از بیهوده تلف کردن مى‏پرهیزد.
45- از تهمت به مردم خوددارى مى‏کند.
46- به خدا و رسول و قیامت ایمان یقینى داشته و شک و تردید و وسوسه در خانه قلبش راه ندارد.
47- خود و عائله‏اش در خور شأنش از نصیب دنیایى بهره‏مند است، در حالى که دنیا را مقدمه آخرت قرار مى‏دهد و محرومیت خویش و عائله‏اش را از مباحات هم چون بعضى از جوکیان و صوفیان نمى‏پسندند.
48- عاشق پیامبر و امیرالمؤمنین و یازده امام و مؤمن حقیقى به ولایت حق و پیامبر وائمه علیهم السلام و فقیه جامع الشرائط است.
49- به تعمیر مساجد و بناهاى مذهبى اهتمام شدید دارد.
50- مجاهد در راه حق و عاشق شهادت و مراعات کننده حقوق اقوام واصدقا واقرباست‏ .
آرى، صدور این پنجاه برنامه از مؤمن دلیل بر این است که مؤمن در فضاى شوق و محبت و علاقه و نشاط، دست به هر عمل خیرى مى‏زند و محال است در چهار چوب تصنع و تکلف، این همه خیر از انسان مؤمن به منصه بروز و ظهور برسد!!

عارف عاشق حکیم صفاى اصفهانى مى‏گوید:
 
افراد که همدم جلیلند             پیران مراد را دلیلند            هم صاحب نفخه سرافیل‏             هم محرم راز جبرئیلند
 
بر گوهر جود بحر عمّان‏         بر کشت وجود رود نیلند        از گوهر پاک گنج پنهان‏        از مشرب صاف سلسبیلند
 
خارج همه از اداره قطب‏          با قطب برادر سبیلند           هم مالک ملکت سلیمان‏            هم صاحب ثروت خلیلند
 
43 خصلت مومن از دیدگاه رسول الله ص :

1) کثیرا علمه؛ علم او زیاد باشد.2) جمیل المنازعة؛ در نزاع و دعوا زیبا برخورد کند.3) اجتماعه تعلّما؛اجتماعش برای یادگیری است تا به غیبت، تهمت، کلام بی فایده و...آلوده نگردد و عمرش هدر نرود.4) لا یخوض فیما لا یعنیه؛درچیزی که مهم و مقصود نیست و مشکلی را حل نمی کند، فرو نمی رود؛ زیرا کارهای انسان باید حاجتی از حوایج دنیا یا آخرت او را برآورده کند.5) لایشمت بمصیبة؛ در غم کسی شاد نمی شود.6) أحلی من الشهد؛ محضر او شیرین تر وگواراتر از شهد است؛ چراکه پیرو اهل البیتی(ع)است که در زیارت شریفه جامعه کبیره خدمتشان عرضه می داریم: «فما أحلی أسمائکم».7) لطیف الحرکات؛ حرکاتش لطیف و حساب شده و منظم است.8) حلو المشاهدة؛ مشاهده اش مسرت بخش و شیرین است.9) حسن الوقار؛ از هیبت ومتانتی نیکو برخوردار است.10) لین الجانب؛ به راحتی می توان به وی نزدیک شد و با او انس گرفت.11) طویل الصمت؛ سکوت طولانی دارد.12) حلیما إذا جُهل علیه؛ وقتی کسی با او برخورد جاهلانه کند، از خود حلم نشان می دهد.13) کثیرالحذر؛ پرهیز و هوشمندی او فراوان است،یعنی همیشه از خود مراقبت می کند، مانند کسی که در زمین پرخار و پرتیغ راه می رود.14) حرکاته أدب؛ حرکاتش مؤدبانه است.15) کلامه عجب؛ گفتارش شگفت آور است؛ زیرا معارف نغز و معانی پرمغز و آموزنده را به همراه دارد.16) لا یتتبّع العورة؛ زشتی های دیگران را پیگیری نمی کند، تا خداوند پی گیر زشتی های او نباشد (ر.ک:بحار،ج72،ص214).17) وقورا؛ بسیار با وقار است.18) قلیل الکلام؛ کم حرف است؛ چراکه مراعات حدود الهی از کلام آدمی می کاهد.19) رفیقا؛ نرم خو، خوش خلق و مدارا کننده است.20) لا لعّان؛ اهل نفرین نیست.21) لا سبّاب؛ اهل سبّ و ناسزا نیست.22) بشّاشا؛ خوش روست و همیشه لبخند به لب دارد.23) لا حسّاس؛ اهل تحسّس و محسوس کردن نهان و نهاد دیگران نیست.24) لا جسّاس؛ تجسّس کننده نیست؛ زیرا که جاسوسی نه تنها خود گناه است، بلکه زمینه بسیاری از گناهان دیگر را فراهم می کند.25) یطلب من الأمور أعلاها؛ از میان کارها برترین و بالاترین آن را انتخاب می کند و همت بلند دارد.26) مِن الأخلاق أسناها؛ از اخلاقیات، عالی ترین و روشن ترین آن را بر می گزیند.27) مؤیّدا بتوفیق الله؛ با توفیقات الهی تایید شده است.28) ذا قوّه فی لین؛ با داشتن قدرت و قوت، نرم خوست.29) عزمة فی یقین؛ با علم و یقین تصمیم می گیرد و گام بر می دارد، نه از روی شک و تردید.30) قلیل المؤنة؛ کم هزینه است و به تجملات دنیا نمی اندیشد.31) کثیر المعونة؛ کمک او نسبت به دیگران زیاد است.32) قلیل المنام؛ کم خواب است.33) یحسن فی عمله کأنّه ناظر الیه؛ در کارهایش نیک عمل می کند به گونه ای که گویا ناظری دقیق بر اعمال خویش و مراقب آن است.34) یزن کلامه؛ کلام خود را با ترازوی حق می سنجد تا اگر دارای اجروثواب است مطرح وگرنه ترک کند؛زیرا کلام پاکیزه،صدقه است (ر.ک:بحار،ج74،ص85).35) لا یقبل الباطل من صدیقه؛ باطل را از دوستش نیز نمی پذیرد.36) لا یردّ الحق علی عدوّه؛ در برابر دشمن خود نیز حق را زیر پا نمی گذارد.37) لا یتعلّم إلّا لیعلم؛ برای دانستن دنبال یادگیری می رود نه برای فخرفروشی،خودنمائی و... .38) لا یعلم إلّا لیعمل؛ جز برای عمل کردن نمی آموزد.39) یطلب النهار معیشته؛ روز، دنبال معیشت می رود تا سربار جامعه نباشد و زندگیش محترمانه اداره شود.40) یبکی اللیل علی خطیئته؛ شب هنگام برگناهانش اشک می ریزد.41) إن سالک مع أهل الدنیا کان أکیسهم؛ اگر با اهل دنیا باشد، زیرک ترین آن هاست.42) إن سالک مع أهل الأخرة کان أورعهم؛ اگر با اهل آخرت باشد، با ورع ترین آن هاست.43) لا یعمل فی دینه برخصة؛ اهل سهل انگاری و اباحه گری در دین نیست.*
40 خصلت مومنین از نظر امیر المومنین ع :

1 مؤمنان در عقل از دیگران بزرگترند.2 مؤمن زیرک و خردمند است. 3 مؤمن از انحراف و دشمنى پاک و پاکیزه است. 4 مؤمنان چنانند که (مردمان) به نیکى هاشان امیدوار، و از شرّ و بدى آنها در امان هستند. 5 مؤمن آسان گیر، نرمخو، افتاده و معتمد مردم است. 6 مؤمن کم لغزش و پر عمل است. 7 مؤمن بیدار است و چشم به راه یکى از دو «حسنة» (نیکى دنیا و نیکى آخرت) است. 8 مؤمن زبانش سخت راستگو و در احسان پر بخشش است. 9 مؤمن سیره اش میانه روى و شیوه اش رشد و هدایت است. 10 مؤمن پاکدامن و قانع و خویشتن دار و پارسا است. 11 مؤمن در توانگرى پاکدامن، و خویشتن دار از (زخارف دنیاست12 مؤمن در فراخى زندگى سپاسگزار و در بلا و گرفتارى شکیبا، و در خوشى و فراخى زندگى ترسان است.
13 مؤمن شرمناک، بى نیاز از خلق، یقین دارنده و پرهیزکار است. 14 دنیا زندان مؤمن است، و مرگ هدیه و پیشکش او و بهشت منزلگاه است. 15 چون روح مؤمن به آسمان بالا رود فرشتگان متعجّب شوند و گویند: شگفتا چگونه نجات یافت از خانه اى که بهترین ما در آن خانه تباه شد16 از عذاب الهىدر امان است. 17 براى مؤمن سه ساعت است: ساعتى که در آن با پروردگار خویش راز مى گوید، و ساعتى که در آن از نفس خویش حسابرسى مى کند، و ساعتى که میان نفس و میان لذتهاى حلال و نیکوى آن را آزاد مى گذارد. 18 مؤمن همچون ترنج است که مزه و بویش پاکیزه است. 19 یافت نشود مؤمن، که حسود یا کینه توز یا بخیل باشد20 کسى مؤمن نخواهد بود تا آن گاه که پروا نداشته باشد که با چه خوراکى شدّت گرسنگى خود را برطرف کند، و کدامیک از دو جامه خود را کهنه کرده (و کدام را نگهدارى نکرده) است21 مؤمن ساده لوحى بزرگوار، و مورد اعتماد خویش و محتاط و اندوهگین است. 22 مؤمن کارش نزدیک، اندوهش دور، خموشى اش بسیار و عملش خالص و پاک است. 23 دنیا میدان تمرین او ، عمل، همّت او، و مرگ پیشکش و سوغات او، و بهشت جایزه بزرگ او ست.24 مؤمن جانش از سنگ سخت محکمتر است و در همان حال از برده افتاده تر است. 25 مؤمن چون به چیزى بنگرد پند گیرد و چون خموش باشد تفکّر و اندیشه کند، و چون لب بگشاید به یاد خدا باشد، و چون چیزى به او عطا شود شکر گزارد، و چون گرفتار بلا شود صبر کند
26 مؤمن چون موعظه شود اندرز پذیرد، و چون بیمش دهند بترسد، و چون پندش دهند پند گیرد، و چون مبدأ و معاد و معارف دیگر را) به یادش آرند یاد آور شود، و چون ستمى به او رسد در گذرد. 27 مؤمن بر خود امین است (و از کردار خود اطمینان دارد) بر هوا و هوس و احساس خود چیره و غالب است.28 عقل و خرد، دوست صمیمى مؤمن، و علم و دانش، وزیر و کمک کارش، و صبر و شکیبایى، فرمانده لشکریانش، و عمل، زمامدار او است29 مومن دین خود را به وسیله دنیا نگه می دارد و فاجر دنیایش را به دین خود نگهدارى کند. 30 مؤمن چنان است که روش او زهد او است، و تمام همّتش دیندارى او است، و عزّتش در قناعت او است، 31 همه کوشش او براى آخرت است، حسنات و کارهاى نیکش بسیار، درجاتش عالى و والاست و بر رهایى و رستگارى خود (از این جهان) اشراف پیدا کرده است. 32 ایمان بیاور تا امان یابى. 33 به راستى مؤمن شرم مى کند هر گاه از او عملى سر زند که با پیمان ایمانى او بیگانه است. 34 به راستى که شکفتگى (و خوشرویى) مؤمن در چهره او است، و نیرو و توانش در دین، و اندوهش در دل او است.35 برترین مؤمنان در ایمان کسى است که گرفتن و دادن، و خشم و رضاى او، همه براى خدا باشد.36 مؤمن پیوسته از گناهان خویش بیمناک است، از بلا و گرفتارى مى ترسد، و به رحمت پروردگار خویش امیدوار است.37 مؤمنان نفس هاى خویش را متّهم سازند، و از گذشته لغزشهاى خویش ترسانند، و دنیا را ناخوش دارند، و به آخرت مشتاق اند و به سوى فرمانبردارى پروردگار شتابان هستند. 38 مؤمن غذاى سیر نمى خورد در صورتى که برادرش گرسنه باشد
39 شادى مؤمن در روى او است و اندوهش در دل. سینه اش از هر چیز گشاده تر است.40 از هر چیز خود را خوارتر داند. بلندى رتبه را خوش ندارد. و اسم و آوازه و خود نمایى را دشمن دارد. اندوهش طولانى. و همّتش دور و بلند. خموشى او بسیار. وقت او یکسره مشغول (به اصلاح خود و اطاعت پروردگار). پر صبر و پر سپاس. ژرف اندیش. به زودى با کسى پیوند دوستى نبندد. نرمخو است. خوش برخورد است. جانش در دیندارى از سنگ خارا سختتر است. و در برابر خداى تعالى و مؤمنان از برده خوارتر است.