إِلَهِي عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ يَا مَوْلانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ یان چاپ -->
بسللیم

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

Image result for ‫ایت الله سیستانی‬‎ Image result for ‫ایت الله بهجت‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎
آخرین نظرات

آیه سوم سوره بقره

پنجشنبه, ۳ خرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۲۸ ب.ظ

الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلاة وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُون‏.(بقره-آیه 3)

ترجمه آیه :

آنان که به غیب ایمان می آورند و نماز می گزارند. و از آنچه روزیشان داده ایم انفاق می کنند .

نزول

محل نزول:

این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. 

شأن نزول آیات 2، 3 و 4:

«شیخ طوسی» گوید: عده‌ اى گویند: این آیات براى مؤمنین عرب نازل شده و مقصود آن سایر مؤمنین اهل کتاب که بعد ایمان آورده اند نمى باشد و دلیل آن‌ را آیه چهارم گفته ‌اند و گویند عرب قبل از این که قرآن بر رسول اکرم صلى الله علیه و آله نازل شود. داراى کتاب نبوده است و البته چنین موضوعى درست نیست زیرا می‌توان گفت آیه سوم براى تمام مؤمنین نازل شده و آیه چهارم به قوم مخصوصى از مؤمنین مزبور اختصاص داشته باشد زیرا تخصیص آیه چهارم مستلزم تخصیص آیه سوم نخواهد بود.

معانی کلمات آیه

«الْغَیْبِ»: آن چیزهائی که پوشیده و نهان از حواسّ و فراتر از دائره دانش انسان است و خدا و رسول بدان خبر داده‌اند. از قبیل: فرشتگان، جنّ، رستاخیز، بهشت، دوزخ، چگونگی حساب و کتاب در آخرت. آنچه فراتر از دائره دانش و خرد و روح انسان است «الصَّلاة»: نماز.


"الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ‌: صفت اول متقین، آنان که ایمان آورند به آنچه پنهان است، از معتقدات حقه ایمانیه از مبدء و معاد.

تبصره: ایمان مرکب است از سه چیز: اول- تصدیق به قلب، دوم- اقرار به زبان، سوم- عمل به ارکان؛ چنانچه حدیث شریف رضوى علیه السلام فرمود: الایمان هو التّصدیق بالقلب و الاقرار باللّسان و العمل بالارکان‌ «3». پس هر که اخلال کند به اعتقاد قلبى منافق است، و هر که اخلال کند، به اقرار زبانى کافر و هر که اخلال نماید به عمل، فاسق‌ .

اما «غیب» را وجوهى است:

1- مراد ایمان به آنچه غائب است، مانند ذات احدیت و ملائکه و انبیاء و حشر و معاد جسمانى و بهشت و جهنم.

2- مراد هرچیز مخفى که به حس مدرک نشود و بدیهه عقل دال است بر آن، و بر دو نوع است: یکى غیبى که دلیل دالّ بر آن نباشد مانند مکنونات علم الهى، چنانچه فرماید: وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ لا یَعْلَمُها إِلَّا هُوَ (الخ) «1» و دیگر غیبى که دلیل، رهنماى آنست، مانند صانع عالم و صفات کمال و جلال الهى و احوال عالم آخرت و وحى. و مراد به غیب در آیه شریفه همین قسم است.

3- مراد قرآن مجید است، زیرا هر حکمى را که فرموده نتیجه‌اش غائب است.

4- مراد قلب باشد یعنى کسانى که ایمان آورده‌اند به صمیم قلب.

5- مراد غیب، وجود مبارک حضرت حجة بن الحسن العسکرى امام زمان- عجل اللّه فرجه- که غائب و مستور از انظار است؛ چنانچه حضرت صادق علیه السلام فرمود: مراد کسانى هستند که ایمان آورند به قیام قائم علیه السلام که او حق است‌ «2». و نیز از آن حضرت سؤال شد از آیه شریفه.

فرمود: متقین شیعه على علیه السلام و مراد به غیب حجة غائب است، و شاهد آن آیه شریفه‌ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَیْبُ لِلَّهِ‌ «3».

6- مراد جماعتى هستند که بعد از حضرت خاتم صلّى اللّه علیه و آله و سلم تصدیق آن حضرت را نمایند؛ چنانچه در منهج مروى است که روزى رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم به اصحاب فرمود: مى‌دانید میان خلقان کیست فاضلتر؟ عرض کردند: ملائکه، فرمود: خیر. گفتند:

پیغمبران، فرمود: مراد من غیر آنها باشد. پرسیدند: پس چه کسانند؟ فرمود:

جماعتى که بعد از من بیایند و مرا ندیده و مصاحب من نبوده و اعجاز مرا مشاهده نکرده، ورقى چند در بیان طریقه من مطالعه و بدان عمل کنند.

آنها فاضلترین عالمیانند. و آیه شریفه را تلاوت و فرمود: ایشان برادران منند. عرض کردند ما برادران شما نیستیم؟ فرمود: شما اصحاب من و آنها برادران من مى‌باشند «1».

وَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ: صفت دوم پرهیزکاران آنکه: و به پاى مى‌دارند نمازهاى واجبه را به شرایط و آداب. به عبارة اخرى نماز را با شرایط کمالیه که روح نماز به آن باشد، به جاى آرند. یا مواظبت و محافظت مى‌کنند حدود آن را و نمى‌گذارند قصورى در آن واقع شود. و از حضرت صادق علیه السلام مروى است که فرمود: للصّلوة اربعة آلاف حدود «2» یعنى: براى نماز چهار هزار حدود است. شهید علیه الرحمه تفسیر نموده به واجبات و مستحبات آن، و علّامه مجلسى اوّل قدس اللّه سره فرموده: مراد مسائل متعلقه به آن است.

نکته: تعبیر اداء به اقامه به جهت مشتمل بودن بر قیام است، چنانچه تعبیر شده از نماز به قنوت و رکوع و سجود در آیه: یا مَرْیَمُ اقْنُتِی لِرَبِّکِ وَ اسْجُدِی وَ ارْکَعِی مَعَ الرَّاکِعِینَ‌ «3».

وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ‌: صفت سوم پرهیزکاران آنکه: و از آنچه روزى دادیم ایشان را انفاق مى‌کنند، یعنى حقوق واجبه آن را به مستحقان مى‌رسانند. نزد بعضى زکات و نزد جمعى صدقه و نزد بعضى نفقه عیال مى‌باشد؛ و ظاهر، صرف مال است در راه خیر، خواه واجب باشد یا مستحب.

طبرسى (رحمه الله) فرماید: اولى حمل بر عموم است.

تبصره: انفاق کنندگان سه طبقه مى‌باشند: 1- اشخاصى که جمیع مال خود را در راه خدا انفاق کنند، مانند حضرت ابراهیم خلیل الرّحمن علیه السلام. 2- متوسطین، کسانى که واجب و مستحب را بپردازند. 3- آنانکه اقتصار کنند بر دادن آنچه واجب است.

تنبیه: در صدقه و انفاق پنج امر باید مراعات شود:

1- مخفى دادن، مگر در صورت رجحان که براى تشویق دیگران باشد؛ به دلیل آیه: وَ إِنْ تُخْفُوها وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَراءَ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ‌ .

2- آنکه منت برگیرنده نگذارد و توقعى از او نداشته باشد که فاسد کند آن را، به دلیل آیه: لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى‌ .

3- از پاکیزه‌ترین و حلال‌ترین مال، نه آنچه مکره طبع است؛ چنانچه فرماید: خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ بِها .

4- در وقت دادن، بشّاش و خرسند باشد، که یک درهم آن بر ششصد هزار درهم سبقت مى‌جوید.

5- سعى نماید به موردى دهد که قابل باشد، مانند رحم و علماء و اهل تقوى، زیرا هر قدر محل مستحسن باشد، ثواب آن مضاعف شود.

از حضرت پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم مروى است که فرمود:اطعموا طعامکم الاتقیاء و اولى معروفکم من المؤمنین: اطعام کنید طعام خودرا به پرهیزکاران و صاحبان نیکوکارى از اهل ایمان.

تتمه: آیه شریفه دلالت صریحى است بر آنکه انفاقى که موجب ثواب است حلال مى‌باشد، نه حرام؛ زیرا اوّلا: حق تعالى مؤمنان را مدح فرمود به سبب انفاق، و منفق به حرام مستحق مدح نیست به اجماع امّت. ثانیا:خداوند امر به انفاق فرمود که‌ أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناکُمْ‌ و به اجماع امّت حق تعالى امر به حرام نمى‌فرماید، زیرا انفاق از حرام مستلزم تصرف در حرام و تصرف در حرام، حرام خواهد بود. ثالثا: اگر انفاق از حرام صحیح باشد، لازم آید ذات سبحانى باعث اغراء به جهل شده باشد که بندگان مال حرام را به هر قسم بتوانند به دست آرند و انفاق کنند؛ و این امر قبیح بر خداى تعالى روا نیست. پس معلوم شد که حرام روزى نباشد، بلکه منحصر در حلال باشد، لیکن چون شخص از حرام طلب کند مى‌یابد آن را و روزى حلال از دست او مى‌رود.(تفسیر اثنی عشر)"

در بعضى از روایات اهل بیت  غیب در آیه فوق تفسیر به امام غائب حضرت مهدى (عج الله تعالی فرجه الشریف) شده که به عقیده ما هم اکنون زنده است و از دیده‏ ها پنهان می باشد، چرا که روایاتى که در تفسیر آیات وارد شده غالبا مصداق هاى خاصى را بیان می کند، بى آنکه به آن مصداق محدود باشد، روایات فوق در حقیقت می خواهد وسعت معنى ایمان به غیب و شمول آن را حتى نسبت به امام غائب (عج الله تعالی فرجه الشریف) مجسم کند، حتى می ‏توان گفت ایمان به غیب‏ معنى وسیعى دارد که ممکن است با گذشت زمان حتى مصداقهاى تازه ‏اى پیدا کند.

قرآن، هستى را به دو بخش تقسیم می ‏کند: عالم غیب‏. غیب،  به خداوند متعال، فرشتگان، معاد و حضرت مهدى (عج الله تعالی فرجه الشریف) اطلاق شده است . 

هر چه از علم و اطلاع مردم عادى بیرون است (از ابن مسعود) و در همین عموم داخل می شود آنچه امامیه نقل کرده ‏اند در تطبیق به غیبت حضرت مهدى (عج الله تعالی فرجه الشریف) و زمان ظهورش زیرا جز خدا کسى آن زمان را نمیداند.

علت اینکه در آیه موردبحث ایمان به واژه «غیب»گره زده می شود آن است که آنان وقتی به غیب ایمان می آورندآنچه راکه پیام آوران از طریق ارتباط با جهان غیب آورده اندگرچه خود نمی بینندبا اطمینان خاطر وآرامش قلب می پذیرند.قرآن شریف این ایمان به غیب راپیش از هر برنامه عبادی واقتصادی واجب ترسیم می کندوآنگاه آن دو برنامه مهم را که برپاداشتن نماز یا ارتباط باخدا وانفاق به محرومان یا ارتباط با مردم است به ایمان پیوند می دهد.مومنان به غیب عقیده دارند جهان هستی از آنچه مابا حس خود درک می کنیم بسیار بزرگتر ووسیعتر است سازنده این عالم آفرینش ،علم وقدرتی بی انتها وعظمت وادراکی بی نهایت دارد او ازلی وابدی است .

غیب در آیه فوق تفسیر به امام غائب حضرت مهدی (سلام اللّه) شده که به عقیده ما هم اکنون زنده  است واز دیده ها پنهان می باشد روایات فوق در حقیقت می خواهد وسعت معنی ایمان  به غیب وشمول آن را حتی نسبت به امام غائب (علیه السلام) مجسم کند حتی می توان گفت ایمان به غیب معنی وسیعی دارد که ممکن است با گذشت  زمان حتی مصداقهای تازهای پیدا کند .

ویژگی دیگرپرهیزگاران آن است که نماز را برپا می دارند .

نماز که رمز ارتباط با خدا است مومنانی را که به جهان ماوراء طبیعت راه یافته انددر یک رابطه ی دائمی وهمیشگی با آن مبداء بزرگ آفرینش نگه می دارندآنها تنها دربرابرخدا سرتعظیم خم می کنندوتنها تسلیم آفریننده ی بزرگ جهان هستی هستندبه همین دلیل دیگر خضوع در برابر بتها ،ویا تسلیم شدن در برابر جباران وستمگران در برنامه ی آنها وجود نخواهد داشت چنین انسانی احساس می کند از تمام مخلوقات دیگر فراتر رفته ،وارزش آن را پیدا کرده که با خدا سخن بگوید واین بزرگترین عامل تربیت او است. آنها علاوه برارتباط دائم با پروردگار رابطه ی نزدیک ومستمری با خلق خدا دارندوبه همین دلیل سومین ویژگی آنها راقرآن چنین بیان می کند:واز تمام مواهبی که به آنها روزی داده ایم انفاق می کند.

روایات مرتبط با تفسیر آیه

امام صادق (ع)می فرماید:«ازآنچه به آنان تعلیم داده ایم در جامعه نشر می دهیم .بنابراین مردم پرهیزگار آنها هستند که نه تنها از اموال خود بلکه از علم وعقل ودانش ونیروهای جسمانی ومقام وموقعیت اجتماعی خود وخصوصاً از تمام سرمایه های خویش به آنها که نیاز دارند می بخشند بی آنکه انتظارپاداشی داشته باشند.ارتباط باانسانها در حقیقت نتیجه ارتباط وپیوند با خدا است  انسانی که به خدا پیوسته وبه حکم «مِمَّا رَزَقناهُم» همه ی روزیها ومواهب را از خدا می داند نه از ناحیه خودش ،عطای خداوند بزرگی می داند که چند روزی است این امانت رانزد او گذاشته نه تنها از انفاق وبخشش در راه او ناراحت نمی شود بلکه خوشحال  است چرا که مال خدا رابه بندگان اوداده ،اما نتائج وبرکات مادی ومعنویش را برای خود خریده است،این طرز تفکر روح انسان را از بخل وحسد پاک می کند وجهان تنازع بقارابه دنیای تعاون تبدیل می سازد دنیایی که هرکس درآن خود رامدیون می داند که از مواهبی که دارد در اختیار همه نیازمندان بگذارد،همچون آفتاب نور افشانی کندبی آنکه انتظار پاداشی داشته باشد. 

1 - «عن ابى عبداللّه (ع) فى قول اللّه عز و جل «الذین یؤمنون بالغیب» قال: من أقر بقیام القائم انه حق; از امام صادق (ع) درباره «الذین یؤمنون بالغیب» روایت شده که فرمود: آنان کسانى هستند که به حقانیت قیام قائم اقرار دارند».

2 - «عن ابى عبداللّه (ع) [فى قوله] ... «و مما رزقناهم ینفقون» قال: مما علمناهم ینبؤن و مما علمناهم من القرآن یتلون;از امام صادق (ع) [درباره سخن خداوند که مى فرماید: ]«و مما رزقناهم ینفقون» روایت شده که فرمود: یعنى، از آن چه مابه آنان تعلیم داده ایم خبر مى دهند (آن را نشر مى نمایند) و از آن چه ما از قرآن به آنها آموخته ایم تلاوت مى کنند».

  • العبدعلی اکبر

ایه 3 بقره

تفسیر ایه 3 بقره