إِلَهِي عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ يَا مَوْلانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ یان چاپ -->
بسللیم

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

Image result for ‫ایت الله سیستانی‬‎ Image result for ‫ایت الله بهجت‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎
آخرین نظرات
  • ۵ آبان ۹۷، ۱۸:۳۶ - زینب
    عالی

ماه رمضان و بوی تعفن گناه و را ه درمان ان

سه شنبه, ۱ خرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۰۷ ب.ظ

احساس بوی بد گناه

الهی قلبی محجوب ونفسی معیوب وعقلی مغلوب وهوائی غالب و طاعتی قلیل ومعصیتی کثیر ولسانی مقرّ بالذّنوب فکیف حیلتی یا ستّار العیوب ویا علّام الغیوب ویا کاشف الکروب اغفر ذنوبی کلّها بحرمة محمّد وآل محمد یا غفّار یا غفّار یا غفّار برحمتک یا ارحم الرّاحمین.


قرآن در فراخوانی فراگیر، همة مؤمنان را به توبه دعوت کرده است: «ای مؤمنان! همه با هم به درگاه خدا توبه کنید؛ باشد که رستگار شوید.»(نور: 31)؛
 
«خداوند دوستدار توبه‌کنندگان و پاکیزگی‌پیشگان است.»(بقره: 222).


هر گناهی آثاری دارد که اگر چشم برزخی و بصیرت داشتیم، آثار آن را می‌دیدیم. از جمله این آثار می‌توان به بوی متعفن و بد گناهان اشاره کرد که مومنانی را فراری می‌دهد که دارای حس بویایی قوی شهودی هستند. البته حتی مومنان عادی یک نوع اشمئزاز و بیزاری را در خود نسبت به گناهکار می‌یابند هر چند که علت آن را نمی‌فهمند

آن کس که ریشه بدی دارد، اولین آسیب را خود احساس می کند. مگر این که بر اثر سکر طبیعت، مسموم و بر اثر لذت جوانی، مقام، پست و ریاست مزکوم باشد و زکام، شامه او را بسته باشد؛ اما زکام امری عارضی و زوال پذیر است. اگر بدن، عرق آلود بود و انسان مدتی با بدن آلوده زندگی کرد بالاخره روزی شامه اش باز می شود و اولین کسی که بوی بد عرق بدن، را استشمام می کند، خود اوست.

نیز کسی که به اخلاق آلوده مبتلا می شود، اولین بوی بد گناه را خود استشمام می کند. رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:

«تعطروا بالاستغفار لا تفضحنکم روائح الذنوب» :

خودتان را با استغفار و توبه معطر کنید، تا بوی بد گناه شما را رسوا نکند!

از این رو انبیا پیش از هر چیز سعی کردند یاد خدا را در دلها زنده کنند، یاد خدا بر هر چیز، حتی بر یاد خود انسان هم، مقدّم است؛ زیرا خدا به ما از خود ما هم نزدیکتر است؛ گرچه بحسب ظاهر در سیر صعود انسان، ابتدا خود و سپس خدا را می شناسد: "من عرف نفسه فقد عرف ربّه"شرح غررالحکم ولی وقتی مسیر خود را تحلیل کند، می بیند معنا این نیست که اگر کسی خود را بشناسد، خدا را می شناسد؛ بلکه این است که اگر کسی خود را بشناسد، معلوم می شود قبلاً خدای خود را شناخته، چون متن حدیث "... یعرف ربّه" نیست، گویا فرموده: "من عرف نفسه فقد عرف ربّه سابقاً علی معرفة نفسه" زیرا خدا بر ما مقدّم و به ما از خود ما هم نزدیکتر است.


امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله و سلم) از مجلسی برنمی‌ خواست مگر این که بیست و پنج بار استغفار می‌کرد. این استغفار برای آن است که آثار سوء سخنان و رفتارهای دیگران در شخص باقی نماند و یا اگر کاری بیهوده و لغو باشد تاثیری نداشته باشد.

راه درمان

استغفار موجب می ‌شود تا وضعیت انسان بهبود یابد و آثار وضعی گناه و خطا به شکل عذاب دنیوی و بوی ناخوش جلوه‌گر نشود.

براساس آیات و روایات استغفار کارکردهای سه‌گانه‌ای چون دفع عذاب، رفع عذاب و جلب منفعت دارد.

پیامبر اکرم(صلی الله و علیه وآله و سلم) می ‌فرماید: کسی که گرفتار سختی، بیچارگی و فشار در زندگی می ‌باشد، سی ‌هزار مرتبه بگوید:‌ استغفرالله ربی و اتوب الیه، پس قبل از اینکه از جایش حرکت کند، گشایش و رحمت خداوند شامل حالش می‌شود.

امام علی (علیه السلام) نیز فرمودند: استغفار، روزی را زیاد می‌کند.

پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله و سلم) نیز می ‌فرماید: کسی که زیاد استغفار کند خداوند از هر اندوهی برایش گشایشی فراهم کند و از هر تنگنایی راه خروجی و از جایی که گمان ندارد روزی‌اش دهد.

درهای گناه را ببندیم

روایت شده مردى به محضر حضرت حسین علیه السلام شرفیاب شد و عرض کرد:

مردى گنهکارم و در برابر گناه صبر و طاقت ندارم، مرا موعظه کن. حضرت به او فرمودند: پنج چیز را انجام بده، بعد از آن هر گناهى را خواستى مرتکب شو.

اول: رزق خدا را نخور، هر گناهى را انجام ده. دوم: از ولایت خدا خارج شو، سپس هر گناهى را خواستى بیاور. سوم: جایى را بطلب که خداوند تو را نبیند، آنگاه گناه کن. چهارم: وقتى ملک موت براى گرفتن جانت آمد او را از خود دفع کن، سپس گناه انجام بده. پنجم: زمانى که مالک دوزخ تو را وارد دوزخ کرد تو وارد آتش مشو، سپس هر معصیتى را خواستى انجام ده‏.


بوی بد گناه و راه درمان آن


رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در گفتارى خطاب به اهل گناه مى‏فرمایند:

«أیُّهَا النَّاسُ انْتُم کَالمَرْضَى‏، وَرَبُّ العَالَمِینَ کَالطَّبِیبِ، فَصَلاحُ المَرضَى‏ فِیمَا یَعْمَلُهُ الطَّبیبُ وَیُدَبِّرُهُ لَافِیمَا یَشْتَهِیهِ المَریضُ وَیَقْتَرِحُهُ‏» (4) ؛‌شما اى اهل گناه! همچون بیماران هستید و پروردگار عالمیان چون طبیب است، صلاح مریض در عمل و تدبیر طبیب است، نه در اشتهاى بیمار و خواسته‏هاى او.

از انبیا و امامان و عالمان ربّانى، در معارف الهیه و در روایات و احادیث نورانیه نیز تعبیر به طبیب شده.

«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلى‏ تِجارَةٍ تُنْجِیکُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِیمٍ* تُوْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ* یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ یُدْخِلْکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ مَساکِنَ طَیِّبَةً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ» «5».

اى کسانى که ایمان آورده‏اید! آیا شما را به تجارتى دلالت کنم که شما را از عذاب دردناک نجات مى‏دهد؟ به خدا و رسولش ایمان آورید، و با مال و جان در راه خدا بکوشید، این تجارت براى شما بهتر از هر تجارتى است اگر بدانید، با این تجارت خداوند گناهان شما را مى‏بخشد و وارد بهشت‏هایى مى‏کند که زیر درختانش نهرها جاریست، و در باغهاى عدن منازل پاکیزه به شما عنایت مى‏کند، این همان سعادت بزرگ است.


رسیدن به طهارت روح
قرآن کریم، ایمان و اعتقاد را طهارت می داند و شرک را آلودگی معرفی می کند:

"این گونه خداوند پلیدی را بر افرادی که ایمان نمی‌آورند قرار می‌دهد!" (انعام – 125)
و با خطاب به پیغمبر به همه دستور می‌دهد که از رجس و آلودگی هجرت کنید: "و الرجز فاهجر" (مدثر – 5)


هجرت از رجس، به طهارت معنوی، مهم است نه هجرت جغرافیایی. اگر کسی از جهل به علم و از کفر به ایمان، و از رذایل اخلاقی به فضایل اخلاقی هجرت کند، چنین سیر و سلوکی، هجرت کبرا و یا هجرت وسطا است.


برای پرهیز از آلودگی و حصول پاکی نیز چند راه وجود دارد:
- گاهی آلودگی، تبدیل به طهارت و گاهی محو می شود.
- گاهی جرم آلوده ای در پای بوته گلی قرار می گیرد و کم‌کم جذب و به طاهر تبدیل می‌شود و به صورت گل معطری در می‌آید.
همان جرم آلوده‌ای که شامه رهگذری را می‌آزرد آنگاه که به گل معطری تبدیل شود عابر منزجر را وادار به استشمام می‌کند.
خدای سبحان آلودگیها را از دو راه محو و تبدیل برطرف می‌کند؛ درباره محو می‌فرماید: "کارهای خیر، بدیها را از بین می برد" (هود – 114)


و درباره تبدیل می فرماید: "خداوند، بدیهای انسانی را که در مسیر مستقیم حرکت می‌کند، به خوبی تبدیل می‌کند" (فرقان – 70).
بنابراین، گاهی پاکها آلوده، وگاهی آلوده‌ها پاک می‌شوند. اگر آلوده‌ها پاک شوند، به طبیعت اولی خود بر می‌گردند.

"آیت الله مبشر کاشانی:
امان از گناه که باطن انسان را تاریک می کند

چشم‌ ملکوتی‌ انسان‌ ملکوت‌ اشیاء را می‌بیند و گوش‌ ملکوتی‌ او صدای‌ باطنی‌ و ملکوتی‌ موجودات‌ را می‌شنود که‌چگونه‌ به‌ تسبیح‌ مشغولند «و ان‌ْ من‌ْ شی‌ء الا یستبح‌ بحمده‌ و لکن‌ لا تفقهون‌ تسبیهم‌» در این‌ مرحله‌ می‌باید که‌ ملکوت‌کل‌ شی‌ء از باطن‌ ولی‌ اله‌ مدد می‌گیرد و قلب‌ و قطب‌ عالم‌ امکان‌ به‌ ممکنات‌ امکان‌ ادامه‌ حیات‌ حبی‌ می‌بخشد.

من‌ به‌ منزله‌ قطب‌ برای‌ عالم‌ امکان‌ هستم‌.

در این‌ راستا با مجردات‌ مرتبط‌ می‌شود، فرشتگان‌ برایش‌ سخن‌ می‌گویند و او محدث‌ می‌گردد و برای‌ نمونه‌ عرض‌می‌کنم‌ که‌، عارف‌ بزرگوار مرحوم‌ آقا فخر تهرانی‌ می‌فرمود: که‌ مرحوم‌ آیت‌ ا... فکوریزدی‌ می‌فرمودند: گاهی‌ که‌استخاره‌ می‌کنم‌ صدائی‌ را می‌شنوم‌ که‌ می‌گوید ؛ چنین‌ و چنان‌ بگو مثلاً بگو مسافرت‌ شما به‌ مشهد مقدس‌ خیر وبرکت‌ است‌. این‌ مقام‌ همان‌ است‌ که‌ گوش‌ انسان‌ با صدای‌ فرشتگان‌ آشنا و با خود فرشتگان‌ مأنوس‌ می‌گردد ناگفته‌نماند که‌ برای‌ محدث‌ بودن‌ مراحلی‌ است‌ که‌ مرحله‌ عالیه‌ آن‌ اختصاص‌ به‌ ذوات‌ مقدسه‌ چهارده‌ معصوم‌ دارد ومراحل‌ دانیه‌ شامل‌ اولیاء و مردان‌ خدا می‌شود.

تمام‌ گناهان‌ باطن‌ و ملکوت‌ انسان‌ را ظلمانی‌ و تاریک‌ می‌کند زبانی‌ که‌ دروغ‌ می‌گوید، غیبت‌ می‌کند بوی‌ بدی‌ می‌دهدکه‌ اهل‌ دل‌ آن‌ بو را می‌توانند استشمام‌ کنند حتی‌ نوع‌ بوی‌ بد را می‌شناسند یعنی‌ می‌فهمند که‌ فلان‌ آقا که‌ با او ملاقات‌کرد دروغ‌ گفته‌ و فلان‌ فرد غیبت‌ کرده‌ زیرا بوی‌ بد غیبت‌ با بوی‌ بد دروغ‌، فرق‌ دارد، دو نوع‌ است‌.
بعد دیگر همانطوری‌ که‌ بوی‌ عطر از کلمات‌ ذکریّه‌ تسبیح‌ یا صلوات‌ تجلی‌ می‌کند.

گفتند: در زمان‌ مرحوم‌ ملاعلی‌ کنی‌، یک‌ روستائی‌ هر وقت‌ خدمت‌ آقا می‌رسید، همین‌ که‌ وارد اطاق‌ می‌شد عطری‌فضای‌ اطاق‌ را پر می‌کرد به‌ او گفتند چه‌ عطری‌ مصرف‌ می‌کنی‌ جواب‌ نداد ـ یک‌ روز آقا پرسید برای‌ مردم‌ بگو از چه‌نوع‌ عطری‌ استفاده‌ می‌کنی‌، گفت‌: هیچ‌ عطری‌ استعمال‌ نمی‌کنم‌ لکن‌ حقیقت‌ این‌ است‌ که‌ من‌ بر پیامبر (ص‌) بسیارصلوات‌ می‌فرستادم‌، شبی‌ در عالم‌ رؤیا دیدم‌ در مکانی‌ جمعیت‌ نشسته‌اند، من‌ هم‌ آنجا بودم‌، ناگاه‌ دیدم‌ وجودمقدس‌ و نازنین‌ نبی‌ اکرم‌ (ص‌) وارد مجلس‌ شد ـ فرمود چه‌ کسی‌ بیشتر از همه‌ بر من‌ صلوات‌ می‌فرستد، هیچکس‌جواب‌ نداد من‌ هم‌ سکوت‌ کردم‌ با خود گفتم‌ شاید اینها بیشتر از من‌ صلوات‌ بر محمد و ال‌ محمد می‌فرستند. مرتبه‌دوم‌ پیامبر همین‌ سؤال‌ را کرد، کسی‌ پاسخ‌ نداد بار سوم‌ سؤال‌ فرمود هیچکس‌ جواب‌ نداد سپس‌ پیامبر به‌ من‌ اشاره‌کرد و فرمود تو از همه‌ کس‌ بر من‌ بیشتر صلوات‌ می‌فرستی‌ ـ برخیز و جلو بیا - به‌ خدمت‌ آنحضرت‌ رفتم‌ ـ لبانم‌ رابوسید از خواب‌ بیدار شدم‌ از آن‌ روز هر گاه‌ تنفس‌ می‌کنم‌ بوی‌ عطر از دهانم‌ بیرون‌ می‌آید و فضا را معطر می‌کند. آری‌کلمات‌ زیبا و اذکار و اوراد و نیز تلاوت‌ قرآن‌ و صلوات‌ بر محمد و ال‌ محمد دهان‌ انسان‌ را معطر می‌کند لکن‌ متأسفانه‌ما از طرفی‌ دهان‌ و زبان‌ باطنی‌ (زبان‌ ملکوتی‌) خود را معطر می‌کنم‌ و از طرف‌ دیگر با غیبت‌ و تهمت‌ و دروغ‌، آثار آنهارا خنثی‌ می‌نمائیم‌."(به نقل از سایت رهوا)

داستان جوان با ایمان بنام ابن سیرین و بوی بد گناه زنا.
  جوونی بود به نام ابن سیرین که شغل ایشان بزاز دورگرد بود ، یک سبد داشت که رو سرش میذ اشت و تو هر محله راه  میافتاد و کاسبی می کرد و گاهی هم برای رفع خستگی گوشه ای می نشست و بساطش را کناری پهن می کرد.
از قضا زن جوا نی عاشقش شده بود و تصمیم گرفته بود ا و را به دام بندازه .این بود که رفت پیش ابن سیرین و گفت : " من شوهرم مریضه ، لباس میخوام براش بخرم اما میخوام به سلیقه خودش باشه .بساطتو جمع کن پاشو بریم پیش شوهرم ... "
ابن سیرینم قبول کرد و با آن زن راهی خانه ا شان شد .زن وارد شد و ابن سیرین هم یا ا.. گویان پشت سرش وارد خونه شد اتاق اول را گذراند ، دومی را هم همین طور ، رسید به اتاق سوم ...ناگهان متوجه شد کسی در خانه نیست ،رو کرد به  زن و گفت : " پس شوهرت کجاست .؟ !
اون زن هم خیلی راحت گفت : " من که شوهر ندارم .
بعد به ابن سیرین گفت :  اینجا خونه ی من است  ، و اگر تن به خواسته شهوانی من ندع ای میزنم که مزاحمم شدی .
ابن سیرین یکباره متوجه شد در باتلاقی افتاده که هر چی بیشتر دست و پا بزند بیشتر فرو خواهد رفت . این بود که رویش را کرد به سمت آسمان و گفت :
" ای خدا تو که میدونی من اهل این کارا نیستم پس خودت نجاتم بده "
در همین حال یک فکری به خاطرش رسید ، گفت :" باشه نیاز نیست داد بزنی ، من آماده میشم برای گناه ، فقط به من بگو دستشویی خانه کجاست ! "
آن زن هم با این خیال که او راضی شده محل دستشویی را نشون داد.ابن سیرین رفت داخلش ؛ و تا تونست از نجاسات اونجا برداشت و به خودش مالید ... ! ؟
و اومد و یک گوشه نشست .زن تا وارد اتاق شد ، دید چه بوی بدی میآد ،رویش را برگردوند و ابن سیرین را در آن وضع دید ، گفت :
" چرا خودتو اینجوری کردی ؟ "
ابن سیرین گفت : " این تجسم عملیه که ازم میخواستی انجام بدم ! "
آن زن با عصبانیت و ناراحتی ابن سیرین را با همون وضع از خانه خود بیرون کرد