إِلَهِي عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ يَا مَوْلانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ یان چاپ -->
بسللیم

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

Image result for ‫ایت الله سیستانی‬‎ Image result for ‫ایت الله بهجت‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎
آخرین نظرات
  • ۵ آبان ۹۷، ۱۸:۳۶ - زینب
    عالی

جایگاه نقد و انتقاد پذیری

دوشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۳۰ ق.ظ

ابتدا به تعریف واژه‌های نقد، انتقاد، می‌پردازیم.

«نقد» واژه‌ای عربی است که وارد زبان فارسی شده است (ر.ک؛ معین، 1386، ج 4: 3383). در زبان عربی این واژه دارای معانی گوناگونی است؛ از جمله، تشخیص بین درهم‌ها، خیره نگریستن به چیزی و چشم برنداشتن از آن بی‌آنکه کسی متوجّه شود، داد و ستد درهم، جداسازی درهم‌ها و بیرون کردن معیوب‌ها از سالم‌ها، حاضر و موجود در مقابل نسیه، انگشت زدن به شیء (ر.ک؛ فراهیدی، 1410ق.، ج 5: 118و 119؛ ابن‌منظور، 1414ق.، ج 3: 425 و طریحی، 1375، ج 3: 152).

از تعبیر‌های برخی واژه‌شناسان برمی‌آید چنانچه واژه نقد در مورد انسان به کار رود، مثلاً گفته شود «فلانی را مورد نقد قرار دادم» به این مفهوم خواهد بود که سخن و کار او را ارزیابی کرده‌ام و با وی مناقشه نموده‌ام (ر.ک؛ ابن‌منظور، 1414ق.، ج3: 425 و فیروز‌آبادی، 1415ق.، ج 1: 643).

در فرهنگ لغت زبان فارسی نیز این معانی برای «نقد و نقد کردن» ذکر شده است: «جدا کردن دینار و درهم سره از ناسره، تمییز دادن خوب از بد، آشکار کردن معایب و محاسن سخن و تشخیص معایب از محاسن» (معین، 1386، ج 4: 3383).

شهید مطهّری در تعریف و تفسیر نقد و انتقاد می‏نویسد: «قوّه نقّادی و انتقاد کردن به معنای عیب گرفتن نیست. معنای انتقاد، یک شی‏ء را در محک قرار دادن و به‌وسیله محک زدن به آن، سالم و ناسالم را تشخیص دادن است» (مطهّری، 1362، ج 1: 285).

برای نمونه به چند آیه اشاره می‌شود:

﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ:

اى کسانى که ایمان آورده‏اید! چرا سخنى مى‏گویید که عمل نمى‏کنید؟!﴾ (الصّف/2)

همچنین آیاتی در قرآن وجود دارند که می‌توانند در بحث نقد مورد توجّه قرار بگیرند، از جمله این آیه شریفه که می‌فرماید:﴿فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ: پس بندگان مرا بشارت ده! * همان کسانى که سخنان را مى‏شنوند و از نیکوترین آنها پیروى مى‏کنند!﴾ (الزّمر/18ـ17).

نکته قابل تأمّل آنکه برای اینکه از بین چند سخن بهترین آنها برگزیده شود، نیاز است که سخنان موجود مورد ارزیابی قرار گیرد و صحّت و سُقم و قّوت و ضعف آنها مورد توجّه واقع گردد و در نهایت، بهترین آنها برگزیده شود. این همان تفکیک و تمییز قوّت و ضعف و سره از ناسره است که ما از آن به نقد و انتقاد یاد کردیم.

در روایات ما واژه نقد فراوان به کار رفته است، ولی عمدتاً معنای حاضر، متّضاد و مخالف با نسیه را دارند و در معنای انتقادی به صورت مطابقی بسیار اندک وارد شده است؛ مثلاً در جوامع روایی ازحضرت عیسی(ع) چنین نقل شده است: «خُذُوا الحَقَّ مِن أَهلِ البَاطِلِ وَ لاَ تَأخُذُوا البَاطِلَ مِن أَهلِ الحَقِّ، کُونُوا نَقَّادَ الکَلاَمِ: حق را از اهل باطل بپذیرید، ولی باطل را از اهل حق نگیرید (و به صورت امر، فرمان داده شده که) از نقّادان در کلام و سخن باشید» (مجلسی، 1403ق.، ج 2: 96).

سایت عصر ایران؛" چرا تا نماینده‌ای حرف می‌زند مردم می‌گویند دور بعد نمی‌گذارند نماینده شود و تا نماینده‌ای سکوت می کند می گویند می ترسد دور بعد تأییدش نکنند؟ دغدغۀ نماینده باید چه باشد؟ تعیین منافع و مصالح کشور یا بیم تأیید صلاحیت مجدد خودش؟!

سخنگوی شورای نگهبان در پاسخ به سؤال خبرنگار یک رسانه دربارۀ آنچه «توییت های خلاف امنیت ملی برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی» توصیف کرد و تأثیر آنها در زمان بررسی صلاحیت آنها برای انتخابات مجلس گفته است: شورای نگهبان به هر عملی که صلاحیت افراد را مخدوش کند واکنش نشان می‌دهد."

 

قبول اعتاب خیر الهی لزوم انتقاد پذیری

پیامبراعظم صلی الله علیه وآله وسلم و امامان علیهم السلام راه های رشد کمال فلاح و خوشبختی رابه بشریت نشان داده اند. آموزه های دینی معصومین علیهم السلام سراسر زندگی و تمام ابعاد نیازهای انسان را فرا گرفته است. ضرورت انتقاد و عتاب و لزوم انتقادپذیری و قبول عتاب یکی از اصول ارزش های اخلاق اسلامی است. امامان علیهم السلام اصحاب خویش رابه عتاب و انتقاد از یکدیگر و بر پذیرش عتاب و انتقاد فراخوانده اند.

امام جواد علیه السلام پدر امام هادی علیه السلام در بیان احتیاجات مومن فرموده اند: المومن یحتاج الی ثلاث خصال: توفیق من الله و واعظ من نفسه و قبول ممن ینصحه. مومن نیازمند سه خصلت است: توفیق الهی و واعظ درونی و قبول و پذیرش سخن از کسی که او را نصیحت می نماید. براساس این حدیث شریف هر مومنی محتاج نصیحت پذیری است.

هرانسانی در راه رشد و کمال نیازمند بهره برداری از انتقادات هشدارها یادآوری ها اعتراضات عتاب ها و سرزنش های دیگران است. گردن فرازی، فخر فروشی، نفاق، بی اعتقادی به ارزش های دینی، غرور، تکبر، خودخواهی، خودپسندی و نادانی مانع پذیرش انتقادات است.

«انتقاد پذیری» یک اصل سرنوشت ساز و مهم اخلاقی و یک ارزش در مجموعه عناصر پیشرفت و کمال است. وظیفه عمومی مسلمانان آیینه بودن است باید شفاف و روشن عیب و نقص هم را بازگو نمایند تا برطرف گردد.

حسن بن شعبه حرانی نقل کرده است:

قال هادی علیه السلام لبعض موالیه: عاتب فلاناوقل له ان الله اذا ارادبعبدخیرا اذا عوتب قبل.

امام هادی علیه السلام به یکی از دوستان خویش فرمودند: فلانی ر اعتاب و توبیخ کن ! و به او بگو: هرگاه خداوند برای بنده ای خیر بخواهد چون توبیخ شود بپذیرد.”

روشن است که انتقاد عامل رشد و اصلاح امور است. معنای ضمنی این سخن آن است که نبود انتقاد، مانع رشد، و بی انتقادی عامل درجا زدن است :

انتقاد در سطح فردی، کافی است برای فرد و لی در سطح اجتماعی امری مهمتر است مثلا انتقاد ار عملکرد احزاب ،ناهنجاریهای اجتماعی ، یک سازمان،نهاد،وکیل،وزیر و یا حتی رئیس  جمهورو یا هر هر یک از سه قوه مجریه ،قضائیه و مقننه  موجبات رشد اجتماعی ،سیاسی ،اقتصادی،فرهنگی و حتی موجب امر به اجرای امور دینی میشود ،یعنی مواردی که در جامعه فراموش شده و یا بعلت عدم پذیرش آن یک امر عادی گردیده  و طولانی شدن ان خسارات عدیده ای را برای جامعه ایجاد میکند .با انتقاد نقادانه و دلسوزانه رشد و تعالی جامعه را بهمراه دارد ،متاسفانه گرایشات بیش از حد به امور سیاسی باعث شده است تا امر الهی بر امور سیاسی و جناحی تقدم پیدا کند بطوریکه در طی این 40 سال پس از انقلاب در هر برهه ای از تاریخ آن هر کجا بحثهای انتقادی مطرح شده بجای بررسی و اطمینان از سحت و سقم آن ،به مخالفت با موضوع و یا برخورد با گوینده آن مواجه بودیم.

بعنوان مثال اعتیاد به مواد مخدر عدم توجه به انتقادات سازنده در ابتدای انقلاب موجب زیاد شدن تعداد مصرف کنندگان شده است و یا دست درازی به بیت المال و عدم توجه به اخطارها و انتفادات دلسوزان و مطلع ان از این اقدام ناگهان با تعداد زیاد این موضوع مواجه شده ایم ،آیا با اعدام قاچقچیان مواد مخدر ما امروز شاهد کاهش آن و کم شدن مواد مخدر و معتادان هستیم آیا علت این امر این نبود که اقدامات ما بازدارنده نبوده البته زحمات جان برکفان نیروی انتظامی و یا ارگانهای ذیربط جای خود ولی واقعیت که قابل انکار نیست ،قاچاق کالا  نه تنها کمتر نشده بلکه روزبروز بیشتر و حتی از مجاری قانونی این اقدام صورت می پذیرد بطوری که دادستان محترم کل کشور به این موضوع معترض شده اند،یا عدم توجه به نیازهای واقعی جوانان حداقل در امر دین زدگی دچار بحرانهایی شده ایم ،اختلاس ها از بانکها و یا تاراج صندوقهای قرض الحسنه توسط تعداد زیادی از افراد ریاکار با چهره های موجه دین نما و......آیا قبول انتقادات موجب به رفع مرضهای اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و..نمی شدو درمان تمام این دردها در وقت خودش موثر به حال نبود یا اینکه هر انتقادی را با برچسبهای ناروا رد کنیم ..

امروزه، جامعه های پیشرفته از شرق و غرب عالم بنا را بر اساس بازخورد سیستم یعنی هم انتقاد بنا کرده اند چون به ارزش واقعی آن در رشد و تعالی جامعه و رفع معایب سیستم حکومتی خود پی برده اند ،و این هم مسلم است که در تمام آن جوامع ایرادهایی وجود دارد که حرفی هم نیست .یکی از جدّی ترین مسایل فلسفه سیاسی، نقش مردم در تعیین نوع و هدایت سمت و سوی حکومت است. حضور مردم در صحنه سیاسی، نمادهای گوناگون دارد که از مهمترین آنها، حضور نقادانه و جست و جوگرانه مردم در نوع رفتار و منش مسؤولان حکومتی است. بشرِ جایزالخطاء اگر به حال خود واگذارده شود، آن چنان در تهاجمِ انواعِ عواملِ فساد، خودباخته می شود که گاهی بی آن که خود بفهمد، در کمند شیطان گرفتار آمده و در عین حال، در پندار خود، خویشتن را راه یافته می یابد.

خطر این گونه مردمان، اگر در پستهای حکومتی قرار گیرند، صد چندان است. به گفته امیر مؤمنان علیه السلام: «فلیست تصلح الرعیّة الّا بصلاح الولاة»؛ صلاح و فساد امت، به صلاح و فساد حاکمان منوط است. هر چه دستگاههای کنترل کننده فساد قدرت، زیادتر باشد، ضریب امنیت معنوی و صلاح والیان بیشتر خواهد بود و شاید بر پایه همین فلسفه است که خداوند، با این که خود، برای ثبت اعمال بندگان، کافی است و نیازی به مراقبی دیگر نیست، فرشتگان و جوارح را نیز مراقب رفتار آنها قرار داده است.

در دعای کمیل آمده است: «و کُلُّ سیّئةٍ أمرْتَ بإثباتها الکرام الکاتبین الذین وکّلتهم بحفظ ما یکون منّی و جعلتهم شهوداً علیّ مع جوارحی و کنتَ أنْتَ الرّقیب علیّ من ورائهم ...؛ پروردگارا! ببخش از من، هر گناهی را که به فرشتگان نویسنده خودت، دستور ثبت آن را دادی؛ همانها که به حفاظت از اعمال من گمارده ای و آنان را شاهدان بر من، همراه با جوارحم قرار دادی و خود، از ورای آنان، بر من مراقبی

حضور مستمر مؤمنان در صحنه و نقد و ارزیابی دایمی نسبت به هم، بویژه از ارکان و عاملان حکومت، نیک فطرتان و پاک نهادانِ پندپذیر را، همواره، در حال صلاح نگه داشته و سست نهادان فرعونْ منش را، یا ساقط و یا کنترل و یا بی اعتبار خواهد ساخت و بر عکس، بی تفاوتی آنان، میدان را برای عناصر بدخواه دین و دنیای مردم و پیروان خط شیطان، خالی نگاه خواهد داشت.

یکی از موضوعاتی که نشانه تعالی شخصیت آدمی است نقدپذیری  است. پذیرش پند و موعظه و انتقاد دیگران نیاز به تواضع دارد. افراد مغرور و متکبر و خودخواه حاضر نیستند هیچ انتقادی را بپذیرند و همیشه همراه با عیوب و نقایص خویش به سر می برند. امام صادق(ع) می فرماید: محبوب ترین برادرانم نزد من کسی است که عیب های مرا به من اهدا کند.

 . و مَنْ شَغَلَ نَفْسَهُ بغیر نَفْسِهِ، تَحَیَّر فی الظلمات و ارْتبکَ فی الهلکات، و مدّت به شیاطینُه فی طغیانه و زَیَّنَتْ له سیّ ءَ اعماله؛

هر کس، خود را به غیر خویش، مشغول کند، خود را در تاریکیها، سرگردان، و در مهلکه ها، گرفتار کرده و شیاطین، او را به تجاوز کشیده و زشتیهایش را، در نظرش، نیکو می نماید.

عیب جویی و انتقاد، هر دو، در ردّیابی عیوب و ابراز آن به صاحب عیب، مشابه و یکسانند، و تفاوت، تنها، در دو امر است:

1 منشأ عیب جویی، حسادت و انتقام جویی و خودخواهی و خباثت نفس است، ولی خاستگاه انتقاد، نوع دوستی و عواطف انسانی و تعهّد ایمانی است. (انگیزه فاعلی)

2 هدفی که عیب جو از این کار خود تعقیب می کند، آزاردهی و تخریب شخصیت و در هم شکستن طرف مقابل خویش است، در حالی که غرضِ انتقادگر، اصلاح و زدودن عیوب و رو به کمال بردن شخص مورد انتقاد است.

نکته ای که همه باید بدانند این است که هیچ کس بی عیب نیست و گاهی حرف ها و عمل های انسان خطا و ضعف دارد. اگر کسی از روی خیرخواهی عیوب و کاستی های او را بگوید و او هم منصفانه بپذیرد و درصدد رفع عیوب و جبران خطاها باشد گامی به جلو برداشته است، چرا که مقدمه کمال، اصلاح عیوب و جبران ضعف ها است.

"سایت عصر ایران :بسیاری واقعاً فکر می کنند، این ها و نظایر این ها، دغدغه های مردم ایران هستند! نگاهی به سخنرانی ها، رسانه ها، نوشته ها و حتی دعواهایشان بیندازید! چنان در این دایره محدودی که خود ساخته اند دور می زنند که انگار در بیرون دایره فرضی شان، دنیایی و مردمانی وجود ندارد! مشکل اینجاست که اینان، صدا و رسانه دارند ولی دهها میلیون نفری که جنس دغدغه هایشان متفاوت است، یا بی صدا هستند یا اگر هم صدایی از ایشان بلند شود، گوش شنوایی منتظرشان نیست!
اما دغدغه اغلب مردم ایران چیست؟ زیاده گویی نمی کنم و کوتاه ترین پاسخ را می دهم: اکثر مردم ایران، فقط یک چیز می خواهند و آن، "زندگی عادی" است.
ایرانی ها نه مانند مردم آلمان دوران هیتلر، دچار خود برتر بینی نژادی اند و نه مانند متوهمان داعش، در اندیشه بسط ایدئولوژی خود بر جهان به ضرب و زور شمشیرند و نه همانند امثال ترامپ، داعیه قلدری جهانی دارند؛ آنها فقط یک چیز می خواهند و آن، زندگی عادی است، مانند میلیاردها انسان دیگر که در این جهان زندگی می کنند.
زندگی عادی یعنی زندگی ای که بخش عمده آن را شعار و شعارزدگی پر نکرده باشد."

در کلام امام علی(ع) نیز آمده است؛ هر کس عیب تو را برای تو آشکار کند دوستدار توست و آنکه عیب تو را از تو بپوشاند دشمن توست.

 در توصیه های اخلاقی و خودسازی آمده است که از دوستان خالص و صمیمی خود بخواهید عیوب شما را به شما تذکر بدهند و از آنان نرنجید بلکه تشکر کنید. این گامی برای اصلاح خویشتن است. کسی که خود را بی عیب بداند، مغرور است. کسی که از انتقاد دیگران برنجد، در عیب ها می ماند. کسی که به کمال خویش علاقه مند باشد، باید از انتقاد دیگران استقبال کند. حضرت علی(ع) فرموده است: من قبل الفصیحة امن من الفضیحة؛ هر کس نصیحت پذیر باشد، از رسوایی ایمن می شود.

 نقدپذیری که نشانه روح سالم در انسان های کمال جوست، نه تنها در مسائل اخلاقی، بلکه در مسائل شغل و کاری و مدیریتی و تولیدی و اجرایی هم وجود دارد. یک نویسنده، یک سیاستمدار، فیلمساز، شاعر، هنرمند، سخنران، معلم، و... هم اگر نقدپذیر باشد، رشد می کند و اگر بی اعتنا به نقدها و انتقادها و نصیحت ها باشد، خود را محروم ساخته است.

 اگر نقدپذیری صفت خوبی است، نقد و تذکر و نصیحت هم باید از روی خیرخواهی، انصاف، دوستی و به قصد اصلاح باشد، نه با انگیزه تخریب و رسواسازی و تحقیر و بدخواهی و حسد. بین منتقد و طرف نقد باید رابطه و تعامل مناسبی باشد. کسی که از نقد برنجد و هر انتقاد و تذکری را حمل بر غرض ورزی و حسد و دشمنی کند، هرگز موفق به رفع عیوب خویش نمی شود.

 به فرموده امام علی(ع)  نادان ترین مردم کسی است که فریب سخن ستایشگر چاپلوسی را بخورد که زشت را در نظر او زیبا جلوه می دهد و خوبی را در نظرش زشت نشان می دهد. امام باقر(ع) نیز فرموده است: از کسی پیروی کن که خیرخواهانه تو را به گریه می اندازد و از کسی پیروی مکن که فریبکارانه تو را می خنداند.

کسی که به عیوب خود واقف و معترف باشد هرگز درصدد عیب جویی دیگران برنمی آید. خودخواهی و خوپسندی است که انسان را مغرور ساخته و به کنکاش در عیوب مردم وا می دارد. آری انسانی که خود را سراپا عیب و نقص می بیند شرم دارد از اینکه دیگران را به خاطر همان سرزنش کند چنانکه رسول خدا(ص) فرمود: خوشا به حال کسی که عیب خودش او را از عیوب مردم بازدارد.

- حکومت باید زمینه های تحقّق عدالت اقتصادی را در جامعه فراهم کند. حال این زمینه با تصویب قوانین عادلانه و اجرای مناسب آن فراهم شود، یا اینکه از طریق حقوق وحیانی بیان شده و باز هم حاکم باید مجری آن حقوق و قوانین باشد.

در مرحله بعد، بایستی زمینه ی تربیتی و اعتقادی در بین مردم را فراهم سازد و حاکم هم باید مجری قوانین و هم تربیت کننده ی آحاد جامعه و هم ناظر بر نحوه ی اجرای صحیح باشد.

امام در این باره (ایجاد زمینه تربیتی) می فرماید:

«فَمَنْ آتاهُ اللهُ مالاً فَلْیَصِلْ بِهِ الْقَرابَةَ وَلْیُحْسِنْ مِنهُ الضِّیافَةَ وَلْیَفُکَّ بِهِ الأسیرَ وَالْعانِیَ وَلْیُعْطِ مِنْهُ الْفَقیرَ وَالْغارِمَ وَلْیَصْبِرْ نَفْسَهُ عَلَی الْحُقُوقِ وَالنَّوائِبِ ابْتِغاءَ الثَّوابِ ؛ هرکس که خدا مالی را به او ببخشد باید به خویشاوند خود ببخشد، و سفره های مهمانی بگستراند و اسیر و رنج دیده را آزاد کند و از آن به نیازمند و بدهکار بپردازد و برای به دست آوردن ثواب الهی در برابر پرداخت حقوق، شکیبایی کند

در مرحله نظارت، امام به کارگزاران خود این چنین توصیه می کند که باید برخی از گروه های جامعه را زیر نظر داشت. چه بسا رفتارهای نامطلوب آنها زمینه عدالت اقتصادی را از بین می برد. یکی از این گروه های جامعه که عدالت اقتصادی را از بین می برند، بازرگانان هستند. آنها با «احتکار» کالای مورد نیاز مردم، به آنها ستم خواهند نمود و حاکم باید ناظر رفتار آنها باشد. امام در این باره می فرماید:

«با این وصف، بدان که در میان بازرگانان کسانی هستند که معاملت بد دارند و بخیل، به دنبال احتکار به خاطر سود خود هستند و کالا را به هر قیمتی که بخواهند، می فروشند و این سودجویی گران فروشانه، زیانی برای همگان است و عیب بر حاکمان، پس از احتکار جلوگیری کن...»

«انتظار اجرای احکام و مقرّرات، بدون دخالت یا نظارت دولت، غیر ممکن است. و شرایط تحقّق عدالت اقتصادی را در قوانین عادلانه مجریان عادل و عدالت گستر و ضمانت اجرایی باید دانست

«تمرکز ثروت»؛ موجب برهم خوردن نظم اجتماعی و شکاف طبقاتی در اجتماع می شود. قرآن کریم در این مورد اشاره ای لطیف و بدیع دارد:

 امام علی علیه السلام در این باره می فرماید: «همواره به طور مخفیانه به حال و وضع کارمندان خُرد و کلان که در حیطه ولایت خود داری، رسیدگی کن که نیازمندی های آنان برآورده شده باشد تا مورد طمع دغل بازان قرار نگیرند

امام همچنین در یکی دیگر از نامه هایش می فرماید:

«فَاخْفِضْ لَهُم جَناحَکَ وَ ألِنْ لَهُمْ جانِبَکَ...؛ با مردم، فروتن و نرم خو و مهربان باش...»

و در نامه 45 نسبت به رفتار نامطلوب «عثمان بن حنیف» اعتراض کرده و او را از رفتار ناشایست باز می دارد.

رسیدگی مستمر به نحوه عمل کارگزاران یکی از وظایف حکومت است؛ برای اینکه پایداری حکومت را تضمین می کند، راه رخنه ی فساد و تباهی به بدنه حکومت را سد کرده و نوعی قوام و دوام برای آن ایجاد می کند.

اى سلمان ! در آخر الزمان ، مردم به سوى بیت الحرام حج مى گزارند اما پادشاهان براى تفریح و سرگرمى ، ثروتمندان براى تجارت ، مساکین براى گدایى و قاریان (=راویان و عالِمان) براى ریا و شهرت به حج مى آیند !

سلمان پرسید : اى رسول خدا ! چنین خواهد شد ؟! فرمود : سوگند به خدایى که جانم در دست اوست! آرى. اى سلمان! در آخر الزمان ، دروغ زیاد مى شود و ستاره دنباله دارى مى آید ; در تجارت ، زن با شوهرش شریک مى شود و بازارها مانند هم مى شوند .سلمان پرسید : در چه چیزى مانند هم مى شوند ؟ فرمود : در کسادى و کمى سود !

اى سلمان ! در آخر الزمان ، خدا نسیمى را مى فرستد که بهره اى از حیات ندارد و جان عالِمان بزرگ را مى گیرد ، چون شاهد منکرات بودند اما آن را تغییر ندادند .

سلمان پرسید : اى رسول خدا ! چنین خواهد بود ؟! فرمود : سوگند به خدایى که به حق محمد را مبعوث کرد ، آرى !

سپس امام باقر(علیه السلام) عالمان بدکار تحریفگر را چنین توصیف مى فرماید :

« زیان این گروه براى شیعیان ضعیف الایمان ، بیشتر از لشکر یزید است که بر حسین بن على(علیه السلام) و یارانش تاختند ! چرا که اینان جان و مال شان را غارت شد اما عالِمان بد کردار مانند ناصبى ها در ظاهر دوستداران ما و دشمن مخالفان ما هستند اما در دلِ شیعیان ضعیف الایمان شک و شبهه مى افکنند و گمراهشان مى کنند و از هدف درست و حق ، آنها را باز مى دارند » .

بعد امام افزود که رسول خدا فرمود : « عالمان بد امت من ، از طریق ما مردم را گمراه مى کنند ; راه را بر کسانى که به طرف ما مى آیند مى بندند ; نام و نشان ما را بر دشمنان ما مى نهند ; القاب ما را بر مخالفان ما مى گذارند ; بر اینان درود و سلام مى فرستند ، در حالى که سزوار لعن و نفرین اند ; ما را لعن مى کنند ، در حالى که در کراماتى غرقیم که خدا به ما بخشیده است ; و با صلوات و سلام خدا و فرشتگان مقرّب او ، از ستایش و درود آنها بى نیازیم » .

آنگاه امام فرمایش على(علیه السلام) را شاهد آورد : « بدترین آفریده هاى خدا ، علماى فاسدند که سخنان باطل و بیهوده گفته و حقایق را کتمان مى کنند . خداوند در مورد اینها فرمود: «کسانى که آیات و دلایل روشن ما را که براى هدایت خلق فرستادیم ، پس از آنکه براى مردم در کتاب آسمانى بیان کردیم ، کتمان مى کنند . خداوند آنها را لعنت کرده و جن و انس و فرشته نیز لعن مى کنند » ( بقره/159 )

بصائر از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده است: « در کتاب پدرم خواندم: طبق حکم خدا، رهبران مردم دو گونه اند : پیشوایان هدایت و پیشوایان گمراهى . پیشوایان هدایت ، خواست و دستور خدا را بر خواست خود مقدّم مى دارند اما پیشوایان گمراهى ، امر خود را مقدم بر امر خدا مى دانند و حکم خویش را از حکم الله جلو مى اندازند ، چون پیرو هوى و هوس اند و با آنچه در کتاب ( قرآن ) آمده ، مخالفند » .

در تفسیر امام عسکرى(علیه السلام) به نقل از على بن محمد ]امام هادى[ آمده است : « اگر بعد از غیبت قائم ، عالمانى نبودند که به دین خدا بخوانند ، راه او را نشان دهند ، با حجت هاى الهى از دین دفاع کنند ، بندگان ضعیف الایمان را از دام ابلیس و شیطان هاى سرکش نجات دهند و از تله هاى نواصب بِرَهانند ، همه از دین خدا مرتد مى شدند ، این ها عالمانى هستند که قلوب شیعیان ضعیف الایمان را حفظ مى کنند ، همانطورکه سکاندار ، کشتى را از غرق شدن حفظ مى کند . اینان نزد خدا برترین افرادند » .

 یک استاد دانشگاه بعد از 40 سال خدمت صادقانه فقط بخاطر انتقاد از وضعیت موجود این میشود عاقبت کارش:سایت عصر ایران :

"صادق زیباکلام از دانشگاه تهران هم بازنشسته شد/ زیباکلام: اجباری بازنشسته شدم!/ یک بخاری نفتی علاءالدین را بعد از گازکشی پرت نمی‌کنند در انبار

بنده به حول و قوه‌اللهی به کارهایم ادامه خواهم داد. اما فراموش نکنید که چهل سال تلاش در حاکمیت ایدئولوژی به جای علم و دانش بر دانشگاه‌های کشور بجز رکود و بی‌برگ‌وباری درعلوم انسانی دستاورد دیگری به همراه نداشته."

مقاله از سایت اقتصاد انلاین :40درصد مردم ایران زیر خط فقر(در صورت تمایل مطالعه فرمایید).

سایت فرارو:

چرا حد برای اختلاس گران جاری نمی‌شود؟نظر یک استاد علوم دینی و حقوقدان درباره قطع ید سارق گوسفند.