إِلَهِي عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ يَا مَوْلانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ یان چاپ -->
بسللیم

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

Image result for ‫ایت الله سیستانی‬‎ Image result for ‫ایت الله بهجت‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎
آخرین نظرات

مختصری از انجمن حجتیه

جمعه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۴:۵۵ ب.ظ
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند.
این و سایت بدون جانبداری از اعتقادات انجمن حجتیه که قبل از انقلاب توسط حضرت حجت الاسلام مرحرم حلبی (ره)شکل گرفت و بعدار پیروزی انقلاب اسلامی هم بنا به دستور حکومتی منحل اعلام شد نظرات هردو طرف را بیان میدارد و هیچگونه وابستگی به این انجمن محترم و یا عقاید ایشان نداشته و قطعا به واسطه بررسی حرکتها و جنبشهای آخرالزمان این بحث مطرح گردید و درستی یا غلطت بودن تفکرات ایشان بنا به تجربیات و تفکرات افراد قطعا متفاوت خواهد بود.
انجمن حجتیه نامی که قبل از انقلاب به عنوان پیشگامان مبارزه با بهائیت بر سر زبانها بود و از حمایت تقریبا همه فقهای جهان تشییع و شخصیتهای مدهبی و ملی برخوردار بود و بعد از انقلاب اسلامی این گروه بنا به دستور مرحوم حضرت آیت الله خمینی (ره)مردود اعلام گردید.و علت اصلی آن مخالفت این گروه با دخالت در امور سیاسی یا همان جدایی دین از سیاست بود عنوان شد.
در ذیل سخنان آقای مرحوم خزعلی نماینده ایشان(مرحرم آیت الله خمینی ) در انجمن حجتیه آمده است و همچنین البته نظر سایر آقایان در این  خصوص ،در این مقاله سعی میشود به ریشه یابی اینکه از کجا و چرا این گروه از نظر نظام یک گروه غیر قانونی اعلام شده است بپردازیم.
اصولا هر گروه و حزبی نگرشهای خود را در تبین و اهداف و خط و مشی سازمانی خود دارد و اینکه گروه ای  شیفته سیاست و عده ای مخالف آن باشند ،آیا این دلیلی برای منفور شدن آن حزب یا گروه و یا اشخاص می تواند باشد .اگر خیلی از اولیاء و عرفای جهان تشییع هیچگاه وارد سیاست نشدند و نمی شوند می توان آنها را از دایره دین و دینداری بیرون دانست و یا گفته که ایشان مورد غضب الهی یا امام عصر عج  هستند ،قطعا اینطور نیست مثال آن اینست که اکثر آقایات اولیا که به محضر امام زمان عج رسیده اند اصلا و ذاتا سیاسی نبوده و نیستند.
مثلا مرحوم حضرات آیات الهی علامه طباطبایی (مرحوم حسین و حسن )،محمد رضاگلپایگانی ،محمد تقی بهجت،محمد تقی جعفری ،آشتیانی،مروارید،علامه طهرانی، کشمیری ،مرعشی نجفی،آیت الله مولوی ،علامه میلانی ،سیستانی،دولابی و...و یا افرادی همچون حضرات ایات الهی وحید خراسانی،شبیری زنجانی ،شیخ مهدی حائری ،سید علی سیستانی و......
این یک تفکر است که عده ای دین را از سیاست جدا بدانند و برای این امر هم ادله فراوانی دارند که قابل دفاع هم هست و عده ای هم سیاست و دین را یکی محسوب نمایند.پس هرکدام هم برای خود نظراتی دارند که بسیار محترم و قابل تامل است.
مثلا در بحث حکومت اسلامی مرجع گرانقدر جهان تشییع حضرت علامه خراسانی نظری مخالف حضرت علامه مرحوم نائینی در خصوص تشکیل حکئمت اسلامی داشتند و معتقد بودند که اجراء و احیا ی حکومت اسلامی در عصر غیبت جایز نیست و دلایل خود را هم بیان داشته اند و امروز بعد از چنده سال از مشروطه به این طرفه می توانیم با مقایسه نظرات هر دو طرف به وافعیت موضوع برسیم و اینهم نیاز به دعواو جر و بحث ندارد.
قطعا احادیثی برای عدم دخالت در امور سیاسی وجود داشته و لذا امامان معصوم علیهم السلام در زمان خود به روش حکیمانه و عالمانه خود عمل میکردند.اما انچه مسلم است اینست که غیر از معصوم علیهم السلام هرکسی با هر درجه از فقهات قطعا معصون از خطا ء و اشتباه نخواهد بود و ما در طول همین چهل سال اتقلاب به کرات اشتباهات سیاسی فاحشی را مشاهده کرده ایم و این بخاطر اینست که سیاست بنا به شرایط خود در عصر حاضر و یا در هر دوره ای با دروغ اجین شده و فقط معصوم ع هستند که از این امر مبرا هستند و نیازی به توسل به دروغ و غیره  نداشته و هم چیز بر  اساس سنت رسول گرامی ص و قرآن کریم انجام شده و میشود .مثلا امروز ما در ربا در دنیا جزوءنادر کشورها با نرخ بالا هستیم بیشتر آقایان هم در این خصوص خون گریه میکنند یا دست درازی به بیت المال که ازآن اختلاس یاد میشود یا قاچاق یا انحصار صادرات و واردات در دست عده ای از افراد خاص یا همان آقازادهها و و ابستگان به نظام .قطعا اینها همان عدم معصون ماندن است از حب دنیا که برای سیاسیون چه روحانی باشند چه نباشند پیش می آید .
خوب حالا سوال اینجاست چه کنیم در مقابل حکومت ظلم مبارزه کنیم ،خوب این خوب است اما اگر با نام دین مبارزه کنیم و آنوقت پیروز شویم و نتوانیم شعارهایی که داده ایم را عملی کنیم مثل رسیدگی به امور مستضعفان،مبارزه با فساد،فاصله طبقاتی،بوجود آمدن و تشکیل طبقات خاص اجتماعی و...آنوقت چه چیز ضربه می خورد شخص یا دین ،قطعا دین ،امروز دین زدگی اکثریت جامعه یک واقعیت است ،رواج ریاکاری در جامعه خود گواه این است که در جامعه اسلامی اینهمه دروغ ،ریا،نفاق،احتکار،گرانفروشی،اختلاس،ربا،جرم و جنایت،طلاق،فقر،توزیع نادلانه ثروت،عدم شایسته سالاری،قاچاق کالا از راههای قانونی و....به آمار رسمی داده شده توجه فرمایید

جدیدترین آمارهای اجتماعی: به ازای هر 4 نفر در کشور یک نفر دارای اختلال روانی است/ وجود 6 میلیون افسرده در کشور/ به ازای هر 3.5 ازدواج یک طلاق/ وجود 4 میلیون و 400 هزار معتاد در کشور/ وجود 3 میلیون زن سرپرست خانوار در کشور/ 15 میلیون و 200 هزار پرونده قضایی در کشور/ ورودی زندان‌های کشور 459 هزار و 666 نفر/ 17 هزار نفر در تصادفات سالانه فوت می کنند و ...  در حالی که ورود زندانیها در سال ۵۸ این میزان ۱۰ نفر به ازای هر ساعت بود.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران با اشاره به اینکه در طول ۴۰ سال گذشته استراتژی‌های درستی برای مدیریت اجتماعی در کشور اتخاذ نشده است، اظهار کرد: حوزه اجتماعی با رویکرد اجتماعی قابل حل است و باید نگاه‌های سیاسی و امنیتی را در این حوزه کنار گذاشت.


خوب حالا مردم اینرا به حساب شخص بگذارند یا دین.معلوم است که این ندانم کاری عده ای غیر متخصص است که باعث این امر شده ولی عوام آنرااز چشم دین می بینند.ببنیید همیشه بد و خوب وجود دارد مثلا خود مسئولان نطام میگویند عده ای از مسولان نظام فتنه گر و یا نفودی و....هستند و از ابتدای انقلاب با آن موجه بوده ایم مثل آقای دکتر بنی صدر که رئیس جمهور رسمی انقلاب اسلامی بوده و بعدا از طرف نظام متهم به خیانت شد یا جناب آقای بازرگان و دولت ایشان یا همان ملی گرایان و یا خیانت  سران فتنه به گفت مسئولان نظام و یا بعضی از رئیس جمهورهای اسبق (آقایان رفسنجانی،خاتمی،احمدی نزاد و...)که بارها از خیانت آنها و فتنه گریشان صحبت شده پس در هر حکومتی خواه اسلامی یا غیر اسلامی که معصوم ع آنرا اداره نکند این امری بدیهی است و نمونه آنهم اختلاس های کلان توسط منصوبین به افراد داخل نظام است که همگی ظاهری بس فرینده و دینی داشته اند ،مثل تارج صندوقهای قرض الحسنه گرفته تا تارج وامهای کلان بانکی و فرار آنان از کشور تا گم شدن دکلهای نفتی و الی آخر .
حالا باید افراد با این افکار را بدبین ،ضد دین،فتنه گر،معترض و ناآگاه بخوانیم آیا با این حرفها واقعیت عوض می شود .اگر دیروز امثال مرحوم بزگوار حلبی دغدغه اشان بهاییها بودند امروز بی دینی در بین مردم و جوانان  بسی درد بزرگتری است ،آیا الان جمعیت بهایی نداریم یا کم شده ،اروپا بخاطر دین زدگی قرن 3تا 13 میلادی تا به امروز نتوانسته بین دین و سیاست آشتی ایجاد کند و دین تقریبا و صد درصد در سیاست هیچ نقشی نداشته .
انجمن خیریه حجتیه مهدویه، تشکیلاتی با هدف مبارزه با بهائیت و فراهم کردن زمینه ظهور امام عصر، که در سال ۱۳۳۲ توسط شیخ محمود حلبی تأسیس شد. فعالیت‌های این تشکیلات پیش از انقلاب اسلامی مورد تایید مراجع تقلید بود. گرایش غیرسیاسی انجمن حجتیه در سال‌های منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی، موجب بدبین شدن انقلابی‌ها به آن شد. بعد از انقلاب، این تشکل دچار انشعاب شد. برخی اعضا به انقلابی‌ها نزدیک شدند و برخی‌‌ دیگر، همان روال گذشته را ادامه دادند. موضع‌گیری امام خمینی علیه این تشکیلات در سال ۱۳۶۲، منجر به تعطیلی آن شد. پس از آن بارها اخباری از تجدید حیات انجمن حجتیه منتشر شده، اما هیچگاه به طور رسمی فعالیتی از آن دیده نشده است.
 قسمتهایی از سخنان مرحوم ایت الله خزعلی (ره) نماینده مرحوم حضرت آیت الله خمینی (ره)در انجمن حجتیه :
آیت‌الله خزعلی، درباره‌ی علت مخالفت شدید حضرت‌امام خمینی (ره) با انجمن حجتیه گفت: انجمن حجتیه را بد معرفی کردند ، آقای شیخ محمود حلبی نوشت که ما در اختیار شماییم؛ من معاندین {انجمن را } در باطن بهایی می‌بینم، اما در ظاهر، بعضی از روحانیون. این بعضی از روحانیون، ضعف‌هایی مختصری از آن می‌دیدند، اما اصلا مخالف نبودند و الان هم که من به بعضی از مسوولان بالا گفتم، تکان خوردند، تکان خوردند. گفتم که جریان این است که اینها خدماتی کردند که حالا مناسب نیست{ بگویم} و شاید در رادیو که همه گوش بدهند، خدمات آنها را بیان کنم، اینها خدماتی کردند که دیگران نکرده‌اند ولی آن قدر به آنها فشار آوردند که بعضی از آنها هم وقتی دیدند این طور است از دعا کردن بر امام خودداری کردند که برای همین سوژه قرار گرفتند ، فحش شنیدند و گفته شد که این‌ها می‌گویند: “معصیت کنید تا امام زمان(عج) بیاید“، در صورتی که آنها ابدا این حرف را نزدند، به امام عرض کردم آقا، این‌ها چنین حرفی نمی‌زنند، اینها نمازخوان هستند، این‌ها اهل جهادند، بعد امام فرمود چرا از خودشان دفاع نکردند؟ گفتم اگر دفاع کنند، مردم بر سر‌آنها می‌زنند و می‌گویند امام این طور فرموده، شما این طور حرف می‌زنید، و امام پی برد که این‌ها آن حرف را نمی‌زنند، امام پاک بود و هر چا هر چه را که می دید درست است ، بیان می‌کرد اما بعضی از کسانی که پیش او می‌رفتند چیزی می‌گفتند، ممکن هم هست که ضعفی از کسی ببینند اما نه از رد‌ه‌ی بالا و این ضعف را به امام برسانند ، ایشان هم بشری است مانند بشرهای دیگر البته بشری باهوش. وی درباره‌ی حضور خود در انجمن حجتیه نیز گفت: من از طرف امام در انجمن نماینده شدم نه عضو آنها، بعد که رفته بودند و زده بودند ، گفتم آقا این طور نیست ، گفتند دیگر نمایندگی را برداشتیم، دیگر نماینده‌ی من نباش. آقای مطهری رحمت الله علیه، فرمود: “خزعلی، این‌ها{ انجمن حجتیه‌ای‌ها} مظلوم هستند، بیا با هم به پیش امام برویم و به امام بگوییم، اینها امام زمان‌باور هستند“، بعد او به مشهد رفت. بنا بود از مشهد که برگشت، با ایشان به پیش امام برویم اما فرصتی پیش آمد که من پیش امام رفتم و حرفی را که با آقای مطهری می‌خواستیم بزنیم را بنده خودم زدم، امام قبول کردند ، گفتند تو نماینده‌ی من باش، مرحوم آقای مطهری که از مشهد برگشتند گفتم نتیجه بحمدلله مثبت بود، او هم دلش می‌سوخت، می‌گفت این‌ها را مظلوم قرار داده‌اند، این‌ها امام زمان باورند، نباید این‌ها را از دست داد. آیت‌الله خزعلی ، درباره‌ی وضعیت انجمن حجتیه بعد از آن سالها اظهار کرد: آنها منحل نشدند، فقط کاری نمی‌کنند، الان فعالیت ندارند، فقط معارف اسلامی را می‌گویند، اما دیگر با بهائیت در نمی‌افتند. وی افزود: الان دستگاه انتظار دارد که بیایند و مشغول کار شوند، به خود بنده گفتند که بیایند، ما هم به آنها کمک می‌کنیم، فهمیده‌اند که این ها آن طور نیستند و الان به آنها احتیاج دارند؛ افراد ارزنده‌ای دارند، از جمله تیمسار صیاد شیرازی، از افراد ارزنده‌ی اینها بود، بعضی از آنها سمتهایی دارند و از افراد برجسته‌ی حجتیه بودند، خب، تشخیص می‌دهند که این‌ها خائن نیستند. حجته‌ای‌ها الان هم هستند، مشغول کارهای دینی خودشان هستند، جلسه‌ای دارند و.... ، البته فعالیت دینی به نفع دستگاه نه در مقابل دستگاه. از طرف وزارت اطلاعات گفته بودند که این ها برای براندازی دارند کار می کنند و چند نفرشان را گرفته‌ایم، من از آقای یونسی وزیر اطلاعات پرسیدم که چند نفرشان را گرفتید؟ یک نفرشان هم گرفته نشده است، اینها چه عمل براندازی‌یی دارند. ایشان ساکت شد. گفتم چرا چنین چیزی از جانب وزارت نشر می‌دهند؛ اینها اصلا در کجا { چه جایگاهی} هستند که بخواهند براندازی کنند؟https://www.isna.ir/news/8111-03765/

خوشتر آن باشد که سرّ دلبران گفته آید در حدیث دیگران

نظرات حضرات مراجع تقلیدجهان تشییع و بعضی از شخصیتهای سیاسی در خصوص مرحوم آقای حلبی (رحمه الله علیه ):

انجمن حجتیه از نظر مراجع تقلید و علما

  • اولین شخصیت مذهبی و مرجع تقلید که انجمن حجتیه را تایید کرد، آیت الله بروجردی بود. حلبی بعد از تشکیل انجمن به دیدار او رفت و گزارشی ارایه کرد و آیت الله بروجردی نیز آن را تأیید کرده و ده جلسه برای آقای حلبی در فیضیه در نقد بهائیت ترتیب داد.
  • امام خمینی با اینکه در اواخر دهه چهل شمسی، استفاده از وجوهات شرعیه برای انجمن را در فتوایی تایید کرده بود[۱۴][یادداشت ۱] ولی بعد از آشکار شدن ماهیت غیرسیاسی انجمن، تأییدیه خود را پس گرفت.[۱۵]
  • آیت الله سیدمحمدرضا گلپایگانی، سوابق انجمن در احیاء امر حضرت بقیه الله و تربیت جوانان توسط انجمن را مورد تقدیر قرار داده بود. همچنین آیت الله مرعشی نجفی در پاسخ به یکی از اعضای انجمن حجتیه گفته بود: «این مؤسسه خیریه دینیه که با زحمات طاقت‌فرسای حضرت حجت الاسلام و المسلمین و مبلغ الدین المبین آقای حلبی... تأسیس شده، مؤسسه‌ای است بسیار مفید به جهت جوانان و قلع و قمع فرقه ضاله بهائیه و از بدو تأسیس تاکنون، حقیر مطلع هستم که چه فوایدی بر آن مترتب شده و صد‌ها جوان گمراه مستبصر شده و یقیناً توهین به معظم له و انجمن، معلول و به تحریک فرقه ضاله و با وسایط مختلفه می‌باشد.»[۱۶] مراجع و علمای دیگری از جمله میلانی، سید عبدالله شیرازی و بهاء الدین محلاتی هم از فعالیت اعضای انجمن تقدیر و تشکر کردند و به آنان اجازه استفاده از سهم امام (ع) و زکات و اموال مجهول المالک و نذورات مطلقه را دادند.[۱۷]
  • شهید بهشتی در دیدار از نمایشگاه شعبان ۱۳۹۷ قمری در انجمن حجتیه، اظهار مسرت کرد و استاد مطهری در دیدار همین نمایشگاه، فعالیت‌های حلبی را ابتکاری جالب و آموزنده و تبلیغی حاکی از ایمان و اعتقادات راسخ به بزرگان و پاکان در طول تاریخ اسلام دانسته است.[۱۸] مرتضی مطهری با این حال به نقد تفکر غلطی که در میان برخی از عوام انجمن در شهرستان‌ها مطرح بود، پرداخته است.[۱۹]
  • آیت الله خزعلی عضو وقت شورای نگهبان که بدون حکم کتبی از طرف امام مأموریت یافت با انجمن ارتباط پیدا کند و اطلاعات و گزارش تکمیلی درباره انجمن تهیه کند، انتقادها علیه انجمن حجتیه را جوسازی و شایعه‌پراکنی می‌دانست.[یادداشت ۲] آیت الله جنتی، همکار آیت الله خزعلی در شورای نگهبان، در یک مقطع با انجمن رویارو شد و نقدهایی بر آن وارد ساخت.
  • به اعتقاد آیت الله خامنه‌ای، در میان افرادی که در انجمن حجتیه هستند، عناصری انقلابی، مؤمن، صادق، دلسوز برای انقلاب، مؤمن به امام و ولایت فقیه و در خدمت کشور و جمهوری اسلامی پیدا می‌شوند، همچنانکه افرادی منفی، بدبین، کج فهم، بی‌اعتقاد و در حال نق زدن و اعتراض هم پیدا می‌شود. به گفته او، انجمن از نقطه‌نظر تفکر سیاسی و حرکت انقلابی، طیف وسیعی است و یک دایره محدود نیست.[۲۰]
از نظر اکبر هاشمی رفسنجانی اعضای انجمن، افراد مسلمان و معتقد بودند، گرچه در شمار انقلابیون محسوب نمی‌شدند، با این حال نباید مزاحمت برای آن‌ها پیش می‌آمد.[۲۱] وی با اینکه در مصاحبه‌های مختلف خود، بر مخالفت انجمن با مبارزه انقلابی تأکید می‌کرد، معتقد بود در شرایط جدید باید آن‌ها را تشویق کرد و از توانایی نیروهای‌شان بهره برد.

آیت الله العظمی سیستانی:

جناب مستطاب حجه الاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ محمود حلبی دامت برکاته از طرف اینجانب مجاز و مأذونند در تصدی امور حسبیه که منوط باذن فقیه جامع الشرائط است. (16 اردیبهشت 1372 هجری شمسی).

آیت الله العظمی خویی (1)

جناب مستطاب خطیب شهیر، دانشمند معظم، آقای حاج شیخ محمود حلبی دامت افاضاته غنی از تعریف و کمک از بابت حقوق شرعیه و شرکت در جلسات معظم له انشاء الله منظور نظر ولی عصر ارواح العالمین له الفدا می باشد.

(17 رجب 1390)

آیت الله العظمی خویی (2)

ما به ایشان خوش بین هستیم و زحمات ایشان را تقدیر می نماییم. خداوند بر توفیقات ایشان بیفزاید و امثال ایشان را زیاد کند. (محرم 1396 هجری)

آیت الله العظمی شیرازی

انجمن حجتیه مهدویه که بوسیله حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ محمود حلبی افاضاته العالیه تاسیس شده است مورد تائید میباشد 17/ج1/1401

مطابق با ۴/۱/۱۳۶۰ شمسی .

آیت الله العظمی حسن طباطبائی قمی

خدمات ارزنده و خستگی ناپذیر حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای حلبی مورد کمال تقدیر و ستایش است ... توفیقات بیشتر افراد این انجمن را تحت رهبری حضرت آقای حلبی دامت برکاته از خداوند متعال مسئلت دارم

26 ذیقعده 98

مطابق با ۷/۸/۱۳۵۷ شمسی

آیت الله العظمی مرعشی نجفی (1):

حضرت مستطاب حجة الاسلام و المسلمین آقای حلبی دامت برکاته از اجلّه مروجین شرع و خادمین دین اسلام و مذهب جعفری می باشد. (22/6/1360)

آیت الله العظمی مرعشی نجفی(2):

آنکه مکرر سؤال شد در این موضوع از حقیر، «در خانه اگر کس است یک حرف بس است». وعرض کردم که حضرت مستطاب حجة الاسلام و المسلمین آقای حلبی دامت برکاته از خدام صمیمی شرع مقدس و حضرت ولی عصر (عج) می باشند. (24/7/1360 )

آیت الله العظمی سید محمد صادق روحانی

خدماتی که این مرد بزرگ به عالم تشیع نموده است آنقدر با ارزش است که جزای آن را بغیر از خدای بزرگ و وسائط فیض ربوبی کسی نمی تواند بدهد و انجمنی که ایشان سرپرستی آن را دارند مورد تأیید است.

(22 جمادی الثانیه 1401)

استاد محمدرضا حکیمی:

خطیب علامه، مجاهد ملی، گویندۀ پرهیزکار، عالم ربانی، روحانی مسئولیت شناس، استاد بزرگ منبر و خطابۀ اسلامی، آموزگار مبانی مهدویت، ناشر حقایق قرآن و معارف آل محمد (ص)، پیرایندۀ منبر و خطابۀ اسلامی از اوهام و اباطیل صوفیه، و جدا سازندۀ حقایق «مسجد» از ضلالت «خانقاه»، یعنی: «حضرت حاج شیخ محمود حلبی خراسانی».

آنکه روزگاری است که با معلومات وسیع خود در بارۀ علوم اسلامی و عقاید صحیح قرآنی و نشر آنها و تربیت جوانان زبده و برومند ـ بجز مجاهداتی که یاد شد ـ به مبارزه با یکی از ننگ آورترین و منحط ترین نوع اظهارات یاوه و خرافی و یکی از نمونه های بارز استحمار و استعمار بشری بر خاسته است.

(کتاب ادبیات و تعهد در اسلام، ص 329)

آیت الله علی مشکینی رئیس فقید مجلس خبرگان رهبری:

مولای من! سلام علیکم و رحمة الله و برکاته و رضوانه و تحیاته. و بعد، چند روز پیش، در مجلس یکی از رفقا عدّه ای از اهل فضل و محصلین باکمال حوزه علمیه شرف حضور داشتند، در خلال صحبت های متفرقه، ذکر خیر حضرتعالی به میان آمد و هر یک شمّه ای از خدمات لایقه و مساعی جمیلۀ آن جناب را متذکر شدند که قدم های برجسته در تبلیغ دین مبین و حفظ ارکان قرآن و نشر معارف حقّه، خاصّه جلوگیری از اشاعۀ فحشاء و مبارزه کامل از مرام خبیث و کثیف باب و بهائیه و دفع و رفع انعقاد محافل و اجتماع مجالس آنان بر داشته اید. فلذا این ناچیز خواستم با این چند جملۀ ناقابل به نوبۀ خود تشویق از خدمات ارزنده آن جناب نموده ... اظهار ارادتی به سرکار عالی کرده باشم....

آیت الله ابوالقاسم کاشانی رهبر جنبش ملی نفت:

خطاب به آیت الله حلبی:

پس از سلام و استعلام از سلامت وجود شریف عالی... مجاهدات صمیمانه و مستمر حضرتعالی همیشه موجب تقدیر و امتنان اینجانب بوده و می باشد و توفیق آن وجود محتشم را از درگاه حشمت احدیت همواره مسئلت می نمایم.

21/9/1330 هجری شمسی

آیت الله العظمی وحید خراسانی:

خطاب به آیت الله حلبی :

همواره سلامت مزاج مبارک و دوام افاضاتِ جنابعالی را از خداوند متعال مسئلت می نمایم و در جوار عطبه مقدسه علویه دعا گویم.

22 ذیقعده الحرامِ سال....

خطیب شهیر محمدتقی فلسفی:

دانشمند ارجمند و خطیب گرامی جناب آقای حلبی دامت برکاته امید است مزاج شریف از کافه آلام مصون بوده باشد. مرقوم گرامی را زیارت کردم بسیار خوشبخت شدم با اینکه در موقعِ خداحافظی شفاهاً و به وسیله تلگراف از مراتب لطف و مودت جنابعالی در ایام توقف شهر مشهد بسیار تشکر کردم مجدداً بدینوسیله مراتب لطف عالی را تقدیر نموده ...

6/6/1330

آیت الله علی قدوسی نهاوندی(اولین دادستان شهید انقلاب)

پس از تقدیم تحیات فائقه و تبلیغ سلام، لازال، مرجوّ از حضرت پروردگار منان جلّت اسمائه، انکه وجود شریفِ حضرتت را مورد عنایات خاصّه و مشمول الطاف بی شائبۀ حضرت ولی عصر روحی و اروح العالمین له فدا بگرداند.

۹ شوال المکرم 1385 هجری قمری

حجت الاسلام دکتر محمدجواد باهنر نخست وزیر شهید

حضرت حجت الاسلام جناب آقای شیخ محمود حلبی پس از عرض سلام و ارادت توفیقات وجود مبارک را بیش از پیش از خداوند منان خواستارم. امید است در ضل توجهات حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه مؤید و منصور باشید.

http://sedaghatdarkalam3.blogfa.com/post/14


تاریخچه

انجمن حجتیه پس از کودتای ۱۳۳۲ با هدف تعلیم کادرهایی برای دفاع علمی از اسلام و تشیع در برابر چالش الهیاتی بهائیت ایجاد شد. شیخ محمود حلبی بنیان‌گذار این سازمان از استادان حوزه علمیه مشهد و از طرفداران نهضت ملی در دوران حکومت مصدق بود که پس از کودتای ۱۳۳۲ فعالیت سیاسی را کنار گذاشت. مبلغان بهائی این نظر را تبلیغ می‌کردند که منجی منتظَر شیعیان ظهور کرده و پس از او پیامبری جدید ظهور کرده و اسلام با آمدن این پیامبر آیین جدیدش که بهائیت نام دارد، منسوخ شده‌است.

حجتیه به دنبال دفاع از موقعیت شیعه با مراجعه به متون اسلامی و بهائی بود. حساسیت حلبی نسبت به این موضوع از یک تجربه شخصی سرچشمه می‌گرفت. در دوران طلبگی، او و همشاگردیش سید عباس علوی توسط یک مبلغ بهایی به آئین بهائی دعوت شده بودند و دوست او به بهائیت گرویده بود. این موضوع زنگ خطری را برای حلبی به صدا درآورد و او با کنار گذاشتن تحصیلات و مطالعات معمول، وقت خود را وقف مطالعه تاریخ و متن‌های اصلی بهائیت کرد تا یک پاسخ جامع اسلامی برای مسئله بهائیت بیابد. طرح اولیه حلبی آموزش گروهی از طلبه‌ها برای انجام این وظیفه بود، برگزاری کلاس‌هایی برای آموزش این دروس به طلبه‌ها با مخالفت مقامات مذهبی بلندپایه حوزه علمیه قم روبرو شد. حلبی آن‌گاه یک گروه داوطلب غیر روحانی متبحر در مباحثه و مناظره را برای این منظور استخدام کرد. این گروه ابتدا به نام انجمن ضد بهائیت و پس از انقلاب به انجمن حجتیه معروف شد.

مراحل اولیه پروژه حلبی در مشهد سپری شد. پیشرفت پروژه در مشهد امیدوارکننده نبود و حدود ۶ ماه طول کشید تا او بتواند یک دانشجوی جدی را استخدام کرده و آموزش دهد.

تصمیم حلبی برای سفر به تهران موفقیت‌های استراتژیکی را برای او به ارمغان آورد. نخستین حلقهٔ شاگردان او از بازاری‌ها و پیشه‌وران مذهبی تشکیل می‌شد و آن‌ها توانستند گروهی از دانش‌آموزان مشتاق و بااستعداد حوزه‌های علمیه و دبیرستان‌ها را به خدمت گیرند.

عقاید

اعتقادات انجمن حجتیه خوانشی از عقاید شیعه امامیه با مکتب فقهی غیرسیاسی و جنبهٔ موعودگرایانهٔ قوی است.

  • انجمن حجتیه به شدت مخالف تشکیل حکومت اسلامی و دخالت عالمان دینی در سیاست بود. آنها با تمسک به روایت «رایت» (پرچم)؛ «هر پرچمی که قبل از قیام قائم برپاداشته شود، صاحبش طاغوت است، غیر از خدای عز و جل پرستیده می‌شود»[۳] معتقد بودند قبل از قیام مهدی موعود شیعیان هر قیامی اشتباه است و به شکست می‌انجامد. همچنین با تمسک به روایتی از امام جعفر صادق (علیه السلام) تشکیل حکومت خالص را تنها در زمان موعود ممکن می‌دانستند؛ «هیچ‌یک از ما اهل بیت تا روز قیام قائم ما، برای جلوگیری از ستمی یا برای بپاداشتن حقی خروج نمی‌کند، مگر آنکه بلا و آفتی، او را از بیخ برکند و قیام او بر اندوه ما و شیعیانمان بیفزاید.»[۴]
  • بر خلاف مشهور، آنها معتقد نبودند که باید گناه و ستم به اوج خود برسد تا زمینه قیام مهدی فراهم شود. بلکه آنان را اعتقاد بر این بوده و هست که راه گشایش از فتنهٔ غیبت، خواست و ارادهٔ الهی است و خواست خداوند، تنها با درخواست مردم از او و دعا کردن برای فرج امکان‌پذیر است؛ لذا از دید آنها توجه دادن به این موضوع مصداق بارز امر به معروف است و بدین وسیله، باید مردم را به دعای برای ظهور آن حضرت توجه داد. این گروه در دوران غیبت امام عصر، مخالف جهاد ابتدایی (آغاز جنگ) بوده هر چند که منکر دفاع در صورت تجاوز نیستند.[۵]
  • این سازمان در دوران غیبت امام عصر، قایل به تقیه بوده، معتقد بودند که «مبارزه» نابخردانه و ماجراجویانه، هدر دادن نیروهاست. آنان در عصر غیبت یکی از مسئولیت‌ها و وظایف یک انسان مسلمان را «انتظار» می‌دانند و البته در کنار انتظار، سایر وظایف یک مسلمان شیعه، همچون برقراری نماز، روزه، پرداخت خمس و زکات و اقامه امر به معروف و نهی از منکر را برقرار می‌دانند.
  • آنها فلسفه را نوعی بدعت و ورود فلسفه یونان را به اسلام از طرحهای خلفای بنی عباس برای مقابله با مکتب امامان شیعه و مبانی اندیشهٔ دینی تشیع می‌دانستند.
  • آنها معتقد بودند هر گونه مبارزهٔ هیجانی و نابخردانه با استعمار و استبداد نه تنها سودی ندارد بلکه مایه نیرومندی و پیشرفت دشمنان خواهد شد و پیوسته این اندیشهٔ شیعی را پراکنده‌می‌ساختند که مبارزه با زورمندان و قدرتهای جهانی ویژه مهدی است و قرآن با صدای رسا اعلام می‌دارد که خود را به دست خویش هلاک نکنید.[۶]
  • آنها خود را پیرو افرادی که «علما و فقهای اسلام‌شناس، آگاه، عالم و دلسوز برای اسلام» می‌نامیدند دانسته و معتقد بودند، رهبر و ولی و حاکم جامعه باید معصوم باشد، و عدالت تنها برای مرجعیت دینی کافی است، و برای تشکیل حکومت اسلامی به عصمت و علم الهی نیز احتیاج است. سه اصل اساسی آنها در زمان شاه چنین بود: ۱. مبارزهٔ منطقی و علمی با گروه‌های از نظر آنان منحرف که اعتقادات شیعیان را هدف قرار گرفته بودند؛ ۲. خودداری از دخالت در سیاست به منظور حفظ کیان خود وجلوگیری از زد و خورد بی‌مورد با دولت مستقر در کشور؛ ۳. پیروی از مرجعیت دینی.[۲]

ساختار

در اواخر دهه ۱۳۴۰ نسل دوم نوآموزان حجتیه وارد دانشگاه‌ها شدند و در پی مدرنیزه و استاندارد کردن مدیریت انجمن برآمدند. به این ترتیب ابتدای دهه ۱۳۵۰ شاهد اصلاحات سازمانی در داخل انجمن بود که به تخصصی شدن و تقسیم کار در انجمن منجر شد. افراد پس از آموزش‌های پایه‌ای در مورد تشیع، تاریخ بهائیت و الهیات جذب گروه‌های عملیاتی تخصصی می‌شدند. این گروه‌ها عبارت بودند از:

  • گروه ارشاد که مسئولیت بحث با مبلغان بهایی، دعوت بهائیان به اسلام و خنثی‌سازی تأثیرات فعالیت‌های مبلغان بهایی را بر عهده داشت، '
  • گروه تدریس و گروه نگارش که به استانداردسازی درجات و متن‌های آموزشی می‌پرداختند؛ متن‌های آموزشی حجتیه به صورت تایپ شده و پلی کپی به کلاس‌های انجمن ارسال می‌شد. کلاس‌هایی که هر هفته در خانه‌های شخصی اعضا در سراسر کشور برگزار می‌شد. این جزوات تا یک هفته پس از توزیع از شاگردان تحویل گرفته و بازیافت می‌شدند، در نتیجه برای بررسی تاریخ انجمن چیزی از آن‌ها در دست نیست. به شاگردان نیز آموزش داده می‌شد که نباید جزوه‌ها را به دیگران نشان داده یا در مورد آن‌ها با دیگران بحث کنند.
  • گروه سخنرانی تجمع‌های هفتگی همگانی را در مکان‌های مختلف سازمان می‌داد که سخنرانان آموزش‌دیدهٔ حجتیه در آن‌ها به به بحث در مورد الهیات شیعی، انتقاد از نگرش‌های بهایی و پاسخ به سؤالات می‌پرداختند.
  • گروه تحقیق بازوی اطلاعاتی انجمن بود و در سه واحد عملیاتی جداگانه به عنوان ستون پنجم انجمن در بهائیت فعالیت می‌کرد و توانست با شکیبایی و به آرامی در سلسله مراتب مقامات بهائی نفوذ کند. به این ترتیب بدون آن که بهائیان متوجه شوند، تعدادی از اعضای حجتیه یه ظاهر بهائی شده و از برجسته‌ترین مبلغان بهایی شدند.

متخصصان ارشد انجمن در هر یک از این گروه‌ها در اصطلاح اعضای حجتیه با القاب مبارز، سخنران، مدرس و محقق مشخص می‌شدند. بیشتر اعضای اصلی حجتیه در جلسات هفتگی حداقل دو تا از وظایف ذکر شده را انجام می‌دادند.

واکنش بهائیان به ظهور حجتیه اتخاذ یک وضعیت تدافعی و محتاطانه و خودداری از بحث‌ها و رودررویی‌های علنی بود. این پاسخ اعضای حجتیه را از مؤثر بودن رویکرد خود مطمئن کرد و تشویقی برای ادامه فعالیت آن‌ها بود. سازمان به طور مداوم رشد می‌کرد و در ابتدای دهه ۱۳۵۰ در سراسر ایران و تعدادی از کشورهای همسایه مانند پاکستان و هند گسترش یافت. در بخش‌هایی از ایران وسعت حجتیه توازنی با میزان تهدید بهائیت نداشت و این امر رقابت، اختلاف نظر، خشم و حسادت سازمان‌های دیگر اسلامی را برانگیخت که قصد داشتند از موفقیت‌های حجتیه الگوبرداری کنند یا برای استفاده از منبع اصلی عضوگیری حجتیه یعنی جوانان مذهبی مستعد با این انجمن در حال رقابت بودند.

از ابتدای دهه ۱۳۳۰ تا ابتدای ۱۳۵۰ بسیاری از نخبگان آینده انقلاب ایران (۱۳۵۷) از آموزش‌های حجتیه بهره‌مند شدند، آن‌ها معمولاً به عنوان یک مرحله مقطعی در دوران رشد ایدئولوژیکی‌شان، در برنامه‌های عملی و آموزشی که توسط حجتیه ترتیب داده می‌شد، شرکت داشتند. علاوه بر اهداف مشخص و تعریف‌شدهٔ حجتیه: حس فداکاری، تعهد و وفاداری همانند نوعی تعصب فرقه‌ای نسل بعدی اعضای حجتیه را به ادامه فعالیت ترغیب می‌کرد. در آن دوران انجمن حجتیه در کنار مدرسه علوی به مدیریت علی‌اصغر کرباسچیان، نشان‌گر تلاش اسلام شیعی سنتی برای خوگیری با دنیای مدرن پیرامون بودند و با بهره‌گیری از منابع‌شان برای ترویج جهان‌بینی خود می‌کوشیدند.

جالب آنکه حجتیه در تلاش برای مقابله با بهائیت برخی از ویژگی‌های بهائیان را تقلید کرد. مانند فعالیت محرمانه با مقید بودن به کارایی بوروکراسی ناشی از آن و با دست‌یابی به ادبیات اصلی بهائیت، ماهیت طبقاتی غیر مذهبی سازمان و استفاده از وسایل مدرن ارتباط جمعی. برای مثال مدت‌ها پیش از افتتاح حسینیه ارشاد نخستین سالن سخنرانی اسلامی مدرن در شمال تهران، حجتیه با برگزاری تجمعات عمومی نخستین سازمان اسلامی بود که منبر و قالی را با تریبون و صندلی عوض کرد. اعضای حجتیه برخلاف برادران مذهبی سنتی خود آراسته و مرتب بودند تا در دنیای آموزشی و حرفه‌ای سکولار موفق باشند.

حجتیه به رهبری محمود حلبی توانست اجازه دریافت و استفاده از بخشی از عشریه‌ها (سهم امام) را در فعالیت‌های خود از مراجع تقلید شیعه کسب کند.

فعالیت حجتیه از روزهای اول شکل‌گیری توجه سازمان امنیتی رژیم پهلوی را برانگیخته بود. بر اساس اسنادی که پس از انقلاب منتشر شد، رهبری حجتیه تحت فشار قرار گرفته بود تا انجمن را به طور رسمی به عنوان یک سازمان غیرانتفاعی خیریه با نام «انجمن خیریه حجتیه مهدویه» ثبت کند و قول دهد که از فعالیت سیاسی خودداری کند. گفتنی است که این تعهد بعد از انقلاب ۱۳۵۷ نیز صورت گرفت.

  • العبدعلی اکبر