إِلَهِي عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ يَا مَوْلانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ یان چاپ -->
بسللیم

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

Image result for ‫ایت الله سیستانی‬‎ Image result for ‫ایت الله بهجت‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎
آخرین نظرات


Image result for ‫لعن شدگان روز قیامت‬‎
با توجه به اینکه در زیارت مقدسه عاشورا لعن بر دشمان اهل بیت علیهم السلام و خصوصا حضرت سید الشهداء و فرزندان و یاران ایشان به صراحت بیان شده و از آنجائیکه این زیارات نامه در کتاب مصباح شیخ طوسی که مفاتیح الجنان هم زیارت عاشورا را از آنجا نقل کرده است و امام صادق (ع) در فضیلت و ثواب زیارت عاشورا مطالبی فرموده اند ، در ادامه آن امام به راوی که صفوان است می فرماید : ای صفوان من یافتم این زیارت را با این ضمانت ( ثواب ها و فضیلت ها ) از پدرم امام باقر (ع) و پدرم از امام سجاد (ع) تا می رسد به پیامبر خدا (ص) و پیامبر از جبرئیل و جبرئیل از خداوند .
پس با این تفاصیل مشخص شد که زیارت عاشورا حدیثی است قدسی که از طرف خدای متعال بیان شده است . و لعن دشمنان اهل بیت ع بنا برادله ذیل یک امر بدیهی است و لعن بعدی لعن شیطان است که هردوی اینها تا الی یوم القیامه انجام میشود و چون روزی حساب برپا شود دیگر هیچ امیدی برای دشمنان قسم خورده خداوند در قرآن کریم فرمود:
أُولَٰئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَمَن یَلْعَنِ اللَّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ نَصِیرًا ﴿النساء: ٥٢﴾  
اینانند که خدا لعنتشان کرده، و هر که را خدا لعنت کند هرگز براى او یاورى نخواهى یافت.
چس اینان تا روز قیامت مورد لعن هستند و باشروع روزجزاءاینان هیچ یار و یاوری و یا شفاعت کننده ای برای رهایی از اتش جهنم نخواهند داشت.و در واقع این لعن دشمنان خدا امتحانی برای موینین و ارتقاءدرجات آنان و دوری و یا همان تبری از دشمان ایشان است ،که تعداد کمی از مومنین و موحدین به این درجه نائل خواهند امد و قلیل من الاخرین.
وَاتَّقُوا یَوْمًا لَّا تَجْزِی نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَیْئًا وَلَا یُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلَا یُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلَا هُمْ یُنصَرُونَ ﴿البقرة: ٤٨﴾  
و بترسید از روزى که هیچ کس چیزى [از عذاب خدا] را از کسى دفع نمى‌کند؛ و نه از او شفاعتى پذیرفته، و نه به جاى وى بدلى گرفته مى‌شود؛ و نه یارى خواهند شد.

ادبیات قرآن در مورد لعن بصورت کاملا شفاف و با معرفی دقیق ویژگی ها و  صفات ملعونین همراه است .
آیات مربوط به لعن و شرایط ملعونین در قرآن قریب به بیش از چهل آیه می رسد.  و لذا لعن یک حقیقت بلاشک در آیین توحیدی اسلام است . لذا ما در این بحث  بیشتر به دنبال مصادیق معرفی شده توسط قرآن برای لعن هستیم ودر این نوشتار به مهمترین ها می پردازیم …

 ۱- در سوره احزاب آیه ۵۷ خداوند می فرماید :

إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَاباً مُّهِیناً

آنها که خدا و پیامبرش را آزار مى‏دهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور ساخته، و براى آنها عذاب خوارکننده‏اى آماده کرده است.

آزار خدا و پیامبر یکی از مصادیق ملعون شدن است .

به عنوان مثال به تصریح معتبر ترین کتاب حدیثی اهل تسنن یعنی کتاب بخاری ، پیامبر فرمودند :

" فاطمه (سلام الله علیها) پاره تن من است ، هر کس او را بیازارد مرا آزرده و هر کس مرا بیازارد خدا را آزده است ."

در جای دیگری از همین کتاب آمده که "حضرت فاطمه (سلام الله علیها) وفات یافتند در حالیکه بر ابوبکر وعمر غضبناک بودند ."

پس غضب او ، غضب پیامبر و خشم رسول خشم خداست . پس آن دو نفر نیز به جهت آزردن ایشان موجب این آیه گردیده و مورد لعن خداوند می باشند در دنیا و آخرت ؛ و عذاب دردناک برایشان آماده شده است.

در تمام زندگی پیامبر هم ببینید این دو نفر چقدر خود پیامبر را با زخم زبان هایشان و نافرمانی هایشان آزردند و رنج ها دادند !

پس تا اینجا برخی مفاهیم آیه را پی بردیم .

نکته بعدی اینکه در این آیه شریفه فعل "یؤذون" بصورت مضارع آمده یعنی هرکس تا قیامت موجب آزار خدا و پیامبرش می شود، شامل لعن الهی و عذاب خواهد شد . پس تنها به یک برهه خاص زمانی منحصر نمی شود و زمانهای بعد از حیات دنیایی پیامبر را نیز در بر می گیرد مانند حادثه عاشورا که اعظم آزارهای بر وجود مقدس پیامبر صلی الله علیه و اله بود .
ثانیا لعن خداوند، هم در دنیا شامل ایشان است و هم در آخرت . پس کسی تصور نکند که شاید ایشان توبه کرده باشند و خدا بخشوده باشد . خیر ! دوری از رحمت خدا موجب عدم توفیق بر توبه خواهد شد . لذا ملعون ابدی هستند . یعنی نه تنها در دنیا بلکه در آخرت نیز ملعون (دور از رحمت الهی) هستند .(الی یوم القیامه)

لذا نه توبه کرده اند و نه با این اوصاف سنگین در آیات اجازه و توفیق توبه برای ایشان حاصل شده است .

گناه امتی را تا قیامت به دوش می کشند و سبب انحراف میلیاردها انسان شده اند …

(انتهای آیه) و خداوند عذاب خوار کننده ای برای ایشان آماده کرده است !

نیز آزار خدا و پیامبرش هم در دین و هم در پیروی از رهبران دینی که مودت و اتباع ایشان در قرآن مورد فرمان الهی قرار گرفته است ، می تواند باشد . یعنی آزار امیرالمومنین علیه السلام- که در آیه مباهله ، نفس و جان پیامبر معرفی شده است- همان آزار پیامبر است و آزار پیامبر هم آزار خداست . همچنین است در مورد سایر اهل بیت و ذریه مطهره پیامبر علیهم السلام .

پس با این اوصاف مصادیق لعن بسیار خواهند بود .
اما در مورد اینکه شاید کسی بگوید: " این لعن در آیه مذکور مخصوص خداست و خدا خودش لعن می کند ! ما چرا باید لعن کنیم ؟ "
جواب این سوال هم در آیات زیر آمده است:

۲- (بقره/۱۵۹)
ان الذین یکتمون ما انزلنا من البیانت والهدی من بعده ما بیناه للناس فی الکتاب اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللاعنون

کسانى که دلایل روشن، و وسیله هدایتى را که نازل کرده‏ایم، بعد از آنکه در کتاب براى مردم بیان نمودیم، کتمان کنند، خدا آنها را لعنت مى‏کند;

و همه لعن‏ کنندگان نیز، آنها را لعن مى‏کنند;

اولا اینجا علاوه بر خدا ، به همه لعن کنندگان نیز این اذن داده شده و در اینجا مورد تاکید قرار گرفته است که غیر از خدا نیز اجازه لعن دارند .
ثانیا فعل یلعن مضارع است یعنی تا ابد جاری است . یعنی خداوند و نیز لعنت فرستندگان ، همیشه آن افراد مذکور در آیه را لعن می کنند و قطع شدنی نیست . تاقیامت …

اما توضیح آیه اینکه یک گروه از کسانی که مستحق لعن خداوند و همه لعنت کنندگان هستند ، کسانی هستند که حقایق کتاب و بیان (شرح و توضیح کتاب) را کتمان (پوشیده) کرده و جلوی نشر آن را گرفتند .

در کتب تاریخی در بین همه فرق مسلمین مورد اتفاق است که خلفای سه گانه ، جلوی نشر حدیث پیامبر(صلی الله علیه واله) و تفسیر قرآن را گرفتند . پس بدون شک جزو کتمان کنندگان بینات هستند و لذا باز هم ملعون خدا و همه لعن کنندگان .

 3- در آیه بعد (بقره / ۱۶۱) می خوانیم:

انّ الّذین کفروا و ماتوا و هم کفّار اولئک علیهم لعنه اللّه و الملائکه و النّاس اجمعین

کسانى که کافر  شدند و بر کفر اصرارورزیده و در حال کفر مرده اند، لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر آنان خواهد بود.

 4- و نیز در ال عمران ۸۶ تا ۸۸

کَیْفَ یَهْدِی اللَّهُ قَوْماً کَفَرُوا بَعْدَ إیمانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمینَ أُولئِکَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَیْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَ الْمَلائِکَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعینَ خَالِدِینَ فِیهَا لاَ یُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ یُنظَرُونَ

« چگونه خداوند جمعیتى را هدایت مى‏کند که بعد از ایمان آوردنشان کافر شدند و بعد از اینکه گواهى به حقانیت رسول دادند و پس از آمدن نشانه‏هاى روشن براى آنها؟! و خدا، جمعیت ستمکاران را هدایت نخواهد کرد!

کیفر آنها، این است که لعن خداوند و فرشتگان و مردم همگى بر آنهاست.

همواره در این لعن (و  نفرین) مى‏مانند; مجازاتشان تخفیف نمى‏یابد; و به آنها مهلت داده نمى‏شود.

اولا در قرآن بارها در مورد منافقین لفظ کافر ذکر شده است .
ثانیا در آیه ۸۶ تاکید می کند که این کفار بعد از ایمانشان کافر شدند . یعنی اول ایمان آورده بودند . لذا این ادعا که منافقین و نیز مسلمانی که بعد از اسلام برگردد ، کافر شده مورد تایید قرآن است .

اما معیار کفر و ایمان نیز در احادیث متواتر فریقین از پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم نقل شده است که پذیرش ولایت و نیز وجود محبت امیرالمومنین علی علیه السلام در فرد مسلمان مومن است .

پس هرکس فاقد این موازین باشد یا بعد از اسلامش آن را دریافت کند ولی بر این لجاجت خود اصرار بورزد کافر است و بر کفر مرده است و بر اساس آیه های شماره ۳ و۴ مذکور در این نوشته ، جزای آنها لعن خداوند و فرشتگان و همه مردم خواهد بود . و جاودانه ماندن در عذاب و عدم تخفیف عذای ایشان .

البته در سه آیه ۸۹تا۹۱ خداوند برای کسانی که بازهم شبهه توبه برای ایشان داشته باشند می فرماید فقط توبه کسانی از ایشان پذیرفته می شود که برگردد و عمل صالح انجام دهد . اما از آنجا که توفیق توبه به آنها داده نمی شود – بخاطر اصرار به کفری که داشتند – لذا این توبه از ایشان پذیرفته نخواهد شد .

إِلاَّ الَّذِینَ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِکَ وَأَصْلَحُواْ فَإِنَّ الله غَفُورٌ رَّحِیمٌ (۸۹) إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ بَعْدَ إِیمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُواْ کُفْراً لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُوْلَـئِکَ هُمُ الضَّآلُّونَ (۹۰) إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ وَمَاتُواْ وَهُمْ کُفَّارٌ فَلَن یُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِم مِّلْءُ الأرْضِ ذَهَباً وَلَوِ افْتَدَى بِهِ أُوْلَـئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِینَ (۹۱)‏

مگر کسانى که پس از آن، توبه کنند و اصلاح نمایند; (و در مقام جبران گناهان گذشته برآیند، که توبه آنها پذیرفته خواهد شد;) زیرا خداوند، آمرزنده و بخشنده است. (اما)کسانى که پس از ایمان کافر شدند و سپس بر کفر (خود) افزودند، (و در این راه اصرار ورزیدند،) هیچ‏گاه توبه آنان، (که از روى ناچارى یا در آستانه مرگ صورت مى‏گیرد،) قبول نمى‏شود; و آنها گمراهان (واقعى)اند (چرا که هم راه خدا را گم کرده‏اند، و هم راه توبه را!). کسانى که کافر شدند و در حال کفر از دنیا رفتند، اگر چه روى زمین پر از طلا باشد، و آن را بعنوان فدیه (و کفاره اعمال بد خویش) بپردازند، هرگز از هیچ‏یک آنها قبول نخواهد شد; و براى آنان، مجازات دردناک است; و یاورانى نخواهند داشت !!!
خلاصه؛ در خانه اگر کس است ، یک حرف بس است !
و اما شیطان چرا لعنش تا روز قیامت است؟
 آنچه در سؤال آمده همان است که در بعضی از جوامع حدیثی ما نقل شده است و در واقع این احادیث مفسر "یوم معلوم" اند.
توضیح این‌که از قرآن به دست می‌آید که ابلیس از درگاه خدا رانده شد و بعد از آن از خدا مهلت در خواست کرد و خداوند هم تا وقت معلوم به او مهلت داد، و این روایات بیان می‌کنند که آن وقت معلوم، زمان رجعت است نه روز قیامت و نه پایان دنیا.

مهلت خواستن شیطان
در قرآن آمده است که ابلیس بعد از تمرد سجده نکردن بر آدم و رانده شدن از درگاه الهی، از خداوند درخواست مهلت کرد: "قالَ رب أَنْظِرْنی‌ إِلی‌ یَوْمِ یُبْعَثُون"؛ "گفت: پروردگارا! تا روز بعث و قیامت به من مهلت بده" و تقاضای او به اجابت رسید و خداوند فرمود: "قالَ إِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ"؛ "به تو مهلت داده خواهد شد". گرچه در این آیات تصریح نشده است که چه اندازه از تقاضای شیطان پذیرفته شد، ولی در آیه ۳۸ سوره حجر می‌خوانیم که به او گفته شد: "فانک من المنظرین، الی یوم الوقت المعلوم"؛ "به تو تا روز معینی مهلت داده خواهد شد"؛ (منظور از وقت معلوم یا ظهور حضرت حجت ـ علیه‌السلام ـ است و یا ابتدای قیامت) یعنی تمام تقاضای او به اجابت نرسید؛ بلکه به مقداری که خداوند می‌خواست انجام شد.
معنای "تا روز معین"
درباره معنای "تا روز معین" در روایات تفاسیر متعددی بیان شده است.

← اولاً
بعضی آن را پایان این جهان و بر چیده شدن دوران تکلیف می‌دانند؛ چراکه در آن روز همه موجودات زنده می‌میرند، و تنها ذات پاک خداوند می‌ماند؛ چنان‌که در آیه ۸۸ سوره قصص می‌خوانیم: "کُلُّ شَیْ‌ءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ".

و به این ترتیب به قسمتی از خواسته ابلیس ترتیب اثر داده شده

← ثانیاً
بعضی احتمال داده‌اند منظور از آن روز قیامت است، (زیرا ابلیس می‌خواست تا آن روز زنده بماند تا از حیات جاویدان برخوردار گردد و با نظر او موافقت گردید، به خصوص این که تعبیر به یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ در آیه ۵۰ سوره واقعه درباره روز قیامت نیز آمده است.)

ولی این احتمال نه با ظاهر آیات مورد بحث می‌سازد که لحن آن نشان می‌دهد با تمام خواسته او موافقت نشد، و نه با آیات دیگر قرآن که خبر از مرگ عموم زندگان در پایان این جهان می‌دهد.

← ثالثاً
این احتمال نیز وجود دارد که آیه فوق اشاره به زمانی باشد که هیچ‌کس جز خدا نمی‌داند. (زیرا اگر خداوند آن وقت را آشکار می‌ساخت، ابلیس تشویق به گناه و سرکشی بیش‌تری می‌شد).

← دیدگاه مکارم شیرازی
صاحب تفسیر نمونه معتقد است: تفسیر اول از همه مناسب‌تر است و در روایتی که در تفسیر برهان از امام صادق علیه‌السلام نقل شده، آمده است که ابلیس بین نفخه اول و دوم می‌میرد.
برای تأیید این عقیده، استدلال شده است که تا تکلیف است مخالفت و معصیت تصور دارد، و قهراً چنین روزی با روز نفخ اول تطبیق می‌گردد، پس "یوم وقت معلوم" که خدا تا آن روز ابلیس را مهلت داده، همان روز نفخ اول است، و میان نفخه اول و دوم که همه را زنده می‌کند، چهارصد و یا چهل سال (به اختلاف روایات) فاصله دارد، و تفاوت میان آن‌چه که ابلیس خواسته و آنچه که خدا اجابت فرموده، همین چند سال است.

← دیدگاه علامه طباطبایی
علامه طباطبایی در این باره می‌گوید: این وجه خوبی است، اما عیبی که دارد این است که دعوا "تا تکلیف هست مخالفت و معصیت تصور دارد" مقدمه‌ای است که نه در حد خود روشن است، و نه دلیلی بر آن است؛ برای این‌که بیش‌تر اعتماد مفسران در این دعوا به آیات و روایاتی است که هر کفر و فسق موجود در نوع آدمی را مستند به اغوای ابلیس و وسوسه او می‌داند؛ مانند:
←← آیه ۶۰ سوره یس

"أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنِی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ"؛  ای بنی آدم! آیا با شما عهد نکردم که شیطان را نپرستید که او شما را دشمنی آشکار است؟

←← آیه ۲۲ سوره ابراهیم

"وَ قالَ الشَّیْطانُ لَمَّا قُضِیَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ..."؛  و چون حکم به پایان رسد در آن حال شیطان گوید: خدا به شما به حق و راستی وعده داد و من به خلاف حقیقت.

←← آیات دیگر
و آیاتی دیگر که مقتضای آنها این است که تا تکلیف باشد، ابلیس هم هست، و تکلیف هم باقی است تا آدمی باقی باشد، و از این‌جا نتیجه بالا را گرفته‌اند.
← رابطه معصیت انسان با وسوسه شیطان
اما در این‌که استناد معصیت آدمیان به اغوای شیطان تا اندازه‌ای مستفاد از آیات و روایات است، حرفی نیست. چیزی که هست این آیات و روایات تنها اقتضا دارند که تا معصیت و گمراهی در زمین باشد، ابلیس هم هست، نه این‌که تا تکلیف هست، ابلیس هم باشد؛ چون دلیلی نداریم که ملازمه میان وجود معصیت و وجود تکلیف را اثبات کند.
بلکه دلیل عقلی و نقلی قائم است بر این‌که بشر به‌سوی سعادت سیر نموده و این نوع به‌زودی به کمال سعادت خود می‌رسد و مجتمع انسانی از گناه و شر رهایی یافته، به خیر و صلاح خالص می‌رسد؛ به‌طوری‌که در روی زمین جز خدا کسی پرستش نمی‌شود و بساط کفر و فسوق برچیده می‌گردد، و زندگی نیکو گشته مرض‌های درونی و وساوس قلبی از میان می‌رود.
← نکته
پس وقت معلوم نه روز قیامت است و نه پایان دنیا و زمانی که تکلیف برچیده می‌شود؛ بلکه زمانی است که هنوز دنیا پابرجاست و انسان‌ها دارای تکلیف‌اند. مؤید این نظر روایاتی است که در باب رجعت وارد شده است.(مرحوم علامه طباطبایی در جمع بین روایات وارده می‌گویند: در روایات وارده از طرق امامان اهل بیت علیهم‌السلام غالب آیات مربوط به قیامت گاهی به روز ظهور مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف و گاهی به روز رجعت و گاهی به روز قیامت تفسیر شده و این بدان جهت است که هر سه روز در این‌که روز بروز حقایق‌اند، مشترک‌اند؛ هر‌چند که بروز حقایق در آنها مختلف و دارای شدت و ضعف است. بنابراین حکم قیامت بر آن دو روز دیگر هم جاری است. دقت فرمایید.).
← روایتی از امام صادق
در تفسیر قمی به سند خود از محمد بن یونس از مردی از امام صادق ـ علیه‌السلام ـ روایت کرده که در تفسیر آیه: "فَأَنْظِرْنِی... إِلی‌ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ" فرمود: در روز وقت معلوم رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله او را بر روی سنگ بیت‌المقدس ذبح می‌کند.
روایات در این باب بسیار است و از آن جمله است روایتی که در سؤال به آن اشاره شده است.
← ارتکاب گناه پس از هلاکت شیطان
ممکن است این پرسش مطرح گردد که اگر این‌طور باشد، دیگر نباید بعد از آن، خراب‌کاری در جهان پیدا شود، که در جواب می‌گوییم:
کار شیطان تزیین و بزرگ جلوه دادن دنیاست.  لذا ممکن است حتی بعد از هلاک شیطان هم کسانی که شیطان بذر اعمال زشت را در وجودشان کاشته، هم‌چنان مرتکب معصیت شوند.

کسانی که نزد پروردگار «ملعون» هستند [لعنت یعنی دور شدن از رحمت الهی]  کسانی که قصد ظلم و فساد در زمین و قطع پیوندها را دارند.

فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِن تَوَلَّیْتُمْ أَن تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَکُمْ * أُوْلَئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَى أَبْصَارَهُمْ (محمد ص، 22 و 23)

پس [اى منافقان،] آیا امید بسته‌اید که چون [از خدا] برگشتید [یا سرپرست مردم شدید] در [روى‏] زمین فساد کنید و خویشاوندی هاى خود را از هم بگسلید؟ اینان (همان) کسانى هستند که خداوند لعنت‌شان کرده و گوش (باطن) آنها را کر و دیدگان (دل) آنان را کور نموده است.

از رحمت خدا دور و مشمول لعنت الهی است، شخص، گروه، جریان، باند، حزب و دسته‌ای که به رغم شعارهای خوب، منطقی و دل‌نشین، قصد و خیالی جز حکومت و سلطه بر مردم ندارند و بالتبع به جنگ خدا می‌ روند. فرق نمی‌ کند که حکومت را به نام «الله، اسلام و مسلمین» غصب و تصاحب کنند، یا از همان ابتدا کفر بورزند و حقوق بشر را شعار دهند. در هر حال دروغ می‌گویند و نفاق می‌کنند. اینان قصدشان این است که اگر به حکومت رسیدند، با ظلم و جنایت، در زمین فساد کنند؛ خواه فساد حکومتی، خواه فساد اقتصادی، یا فساد اخلاقی و فرهنگی و ...، برای سلطه‌ی بیشتر. اینان هر گاه به قدرتی برسند، خویشی و پیوندها را قطع می‌کنند. خواه با نظریه‌پردازی در «ایسم»ها – یا رفتارسازی در فرهنگ‌ها – و یا قتل عام و نسل کشی. اینان ملعون هستند.
 ابلیس، نام جنّی است که از فرمان خداوند در سجده بر آدم(ع)، خودداری کرد. بعد از این خودداری، او دلیلی واهی برای توجیه سجده نکردن بر آدم(ع) ابراز داشته و در پی آن، مورد لعن خداوند قرار می‌گیرد. در نهایت شیطان از خداوند می‌خواهد او را تا قیامت، زنده نگه دارد: «قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنی‏ إِلى‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ» و در این مدت برای نیل به هدف خود تلاش کند که قرآن این خواسته را این‌گونه نقل می‌کند: «قالَ رَبِّ بِما أَغْوَیْتَنی‏ لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعینَ إِلاَّ عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصینَ». بنابر تصریح آیات قرآن خداوند این مهلت را به او می‌دهد: «قالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرینَ إِلى‏ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ»
آیات قرآن تنها به بیان همین امر بسنده کرده و به صراحت بیان نمی‌کند که چرا این مهلت به شیطان داده شده است. اما در روایات، نکاتی پیرامون این موضوع وجود دارد مانند آنچه در نهج البلاغه نقل شده است: «فَأَعْطَاهُ اللَّهُ النَّظِرَةَ اسْتِحْقَاقاً لِلسُّخْطَةِ وَ اسْتِتْمَاماً لِلْبَلِیَّةِ وَ إِنْجَازاً لِلْعِدَةِ»؛خداوند هم او را براى مستحق شدنش به خشم حق، و تمام کردن آزمایش و به انجام رسیدن وعده‌اش مهلت داد، در این‌جا امام علی(ع) به سه نکته و دلیل برای این‌کار اشاره می‌کند که به ترجمه و توضیح آنها می‌پردازیم:
1. «اسْتِحْقَاقاً لِلسُّخْطَةِ»؛ کلمه «سُخطة» از ماده «سخط» به معنای غضب و خشم است  و در مقابلِ معنای رضایت قرار دارد. در ابتدا وقتی انسان با این عبارت مواجه می‌شود گمان می‌کند که ابلیس با مخالفتی که با خداوند کرده، مستحق غضب الهی نبوده و خداوند به او مهلت داد تا مستحق غضب الهی گردد. اما ‌چنین نیست؛ ابلیس مورد غضب و لعنت الهی قرار گرفت و به او مهلت داده شد تا گناه و اشتباه خود را بیشتر کند تا در نهایت عقوبت بیشتری ببیند.
علاوه بر این خداوند در قرآن درباره ابلیس آورده: «وَ إِنَّ عَلَیْکَ اللَّعْنَةَ إِلىَ‏ یَوْمِ الدِّینِ». بنابر این به او مهلت داد تا مستحق چنین لعنتی که تا قیامت است، گردد.
مانند چنین مهلتی، خداوند به کفار نیز مهلت می‌دهد تا بر گناهان خود بیافزایند: «و کسانى که کافر شدند، گمان نکنند مهلتى که به آنان مى‏دهیم به سودشان خواهد بود، جز این نیست که مهلتشان مى‏دهیم تا بر گناه خود بیفزایند، و براى آنان عذابى خوار کننده است».
2. «اسْتِتْمَاماً لِلْبَلِیَّةِ»؛ کلمه «بلیّة» از ابتلاء به معنای امتحان است. این علت در واقع به جهت انسان‌ها بیان شده است؛ یعنی خداوند به شیطان مهلت داده تا امتحان انسان‌ها را تکمیل کند. ‏انسان‌ها علاوه بر عوامل درونی، شیطان را نیز در مقابل خود می‌بینند که وسیله امتحان الهی بوده و تلاش در گمراهی انسان می‌کند و انسان طبیعتاً با گذشت از این موانع می‌تواند به آنچه شایسته مقام او است، برسد.
البته توجه به این نکته ضروری است که وسوسه شیطان برای انسان، به هیچ وجه جنبه قهری و اجبار ندارد، بلکه او تنها انسان را وسوسه می‌کند و شخص با اختیار خود آن‌را انتخاب می‌کند: «در آن هنگام که کار بندگان خاتمه پذیرد، شیطان مى‏گوید: خداوند به شما وعده درست داد و من نیز به شما وعده دادم ولى خُلف وعده کردم. من بر شما تسلطى نداشتم. فقط دعوت کردم، شما هم پذیرفتید، بنابر این مرا ملامت نکنید، بلکه خود را ملامت نمایید ...».
3. «وَ إِنْجَازاً لِلْعِدَةِ»؛ از جمله تفاسیر این کلام آن است که خداوند به اقتضای عدالتش، عمل هیچ شخصی را نابود نمی‌کند؛ شیطان از جمله افرادی بود که مدت زمان طولانی، خداوند را عبادت می‌کرد. خداوند با دادن این مهلت خواسته تا عبادت طولانی او را قبل از روز قیامت به نحوی جبران کند که در آخرت جزای خیری برای او باقی نماند.
البته تفاسیر دیگری نیز بر این مطلب وجود دارد که در این مختصر نیازی به بیان آنها نیست.
  ب. امتحان

«اسْتِتْمَاماً لِلْبَلِیَّةِ»؛ کلمه «بلیّة» از ابتلا به معنای امتحان است.

این علت در واقع به جهت انسان‌ها بیان شده است؛ یعنی خداوند به شیطان مهلت داده تا امتحان انسان‌ها را تکمیل کند. ‌انسان‌ها علاوه بر عوامل درونی، شیطان را نیز در مقابل خود می‌بینند که وسیله امتحان الهی بوده و تلاش در گمراهی انسان می‌کند و انسان طبیعتاً با گذشت از این موانع می‌تواند به آن‌چه شایسته مقام اوست، برسد.

←← بیان یک نکته
البته توجه به این نکته ضروری است که وسوسه شیطان برای انسان، به هیچ وجه جنبه قهری و اجبار ندارد؛ بلکه او تنها انسان را وسوسه می‌کند و شخص با اختیار خود آن‌ را انتخاب می‌کند:

«وَ قالَ الشَّیْطانُ لَمَّا قُضِیَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ وَ ما کانَ لِیَ عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لی‌ فَلا تَلُومُونی‌ وَ لُومُوا أَنْفُسَکُمْ...»؛ «در آن هنگام که کار بندگان خاتمه پذیرد، شیطان می‌گوید: خداوند به شما وعده درست داد و من نیز به شما وعده دادم؛ ولی خُلف وعده کردم. من بر شما تسلطی نداشتم. فقط دعوت کردم، شما هم پذیرفتید، بنابراین مرا ملامت نکنید؛ بلکه خود را ملامت نمایید. ...».

← ج. رابطه اعمال و عدل الهی
«وَ إِنْجَازاً لِلْعِدَةِ»؛ از جمله تفاسیر این کلام آن است که خداوند به اقتضای عدالتش، عمل هیچ شخصی را نابود نمی‌کند؛ شیطان از جمله افرادی بود که مدت زمان طولانی، خداوند را عبادت می‌کرد. خداوند با دادن این مهلت خواسته تا عبادت طولانی او را قبل از روز قیامت به نحوی جبران کند که در آخرت جزای خیری برای او باقی نماند.

ابلیس در روایات

  • امام صادق علیه السلام فرمود: ابلیس چهار بار شیون کرد. نخستین بار روزى بود که به او لعنت شد و دیگر زمانى که به زمین فرود آمد و دیگر وقتى که محمد صلی الله علیه و آله پس از مدتى که پیامبر نیامده بود به پیامبرى مبعوث گردید و دیگر زمانى که سوره فاتحه نازل شد و او دو بار شاد شد، زمانى که آدم از آن درخت خورد و زمانى که او از بهشت فرود آمد.
  • صفوان بن یحیى از امام صادق علیه السلام نقل مى کند که فرمود: ابلیس گفت: پنج چیز است که من در آن ها حیله اى ندارم ولى بقیه مردم در دست من هستند: کسى که از روى صدق نسبت به خدا پناه برد و در تمام کارهایش به او توکل کند، و کسى که تسبیح گفتن او در شب و روز زیاد باشد، و کسى که به برادر مؤمن خود همان را بپسندد که بر خود مى پسندد، و کسى که به هنگام رسیدن مصیبت خود را نبازد، و کسى که به آن چه خدا به او داده راضى باشد و غم روزى نخورد.
امام پنجم علیه السلام فرمود: چون حضرت نوح نزد پروردگارش قوم خویش را نفرین کرد، ابلیس ملعون نزد آن حضرت آمد و عرض کرد: اى نوح تو حق یک نعمتى بر من دارى که می خواهم به تو پاداش دهم. حضرت نوح فرمود: به خدا بر من ناگوار است که بر تو حق نعمتى داشته باشم، چیست آن نعمت؟ عرض کرد: بلى نفرین کردى خدا قومت را غرق کرد دیگر هیچ کس نماند که من به گمراه کردن او رنج برم پس من راحتم تا مردم دیگرى بوجود آیند و آن ها را گمراه کنم. نوح فرمود: چه می خواهى مرا پاداش بدهى؟ عرض کرد: مرا در سه جا بیاد آور که در این سه به بنده نزدیکترم، هر وقت غضب کردى مرا بیاد آور، هر وقت خواستى میان دو نفر حکم کنى مرا به یاد آور، هر وقت با زن بیگانه خلوت کردى و با شما هیچ کس نیست مرا به یاد آور.
و تعدادی از آیات که نشانده کفر شیطان و کافر بودن فرزندان و یارانش و پیروانش در ذیل بیان میگردد.

یَا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّیْطَانَ إِنَّ الشَّیْطَانَ کَانَ لِلرَّحْمَٰنِ عَصِیًّا
پدر جان، شیطان را مپرست، که شیطان [خداى‌] رحمان را عصیانگر است، 
أُولَٰئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَمَن یَلْعَنِ اللَّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ نَصِیرًا ﴿النساء: ٥٢﴾  
اینانند که خدا لعنتشان کرده، و هر که را خدا لعنت کند هرگز براى او یاورى نخواهى یافت.
وَإِنَّ عَلَیْکَ اللَّعْنَةَ إِلَىٰ یَوْمِ الدِّینِ ﴿الحجر: ٣٥﴾  
و تا روز جزا بر تو لعنت باشد.
وَعَدَ اللَّهُ الْمُنَافِقِینَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْکُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا هِیَ حَسْبُهُمْ وَلَعَنَهُمُ اللَّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِیمٌ ﴿التوبة: ٦٨﴾  
خدا به مردان و زنان دو چهره و کافران، آتش جهنم را وعده داده است. در آن جاودانه‌اند. آن [آتش‌] براى ایشان کافى است، و خدا لعنتشان کرده و براى آنان عذابى پایدار است.
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ کَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّیَّتَهُ أَوْلِیَاءَ مِن دُونِی وَهُمْ لَکُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلًا ﴿الکهف: ٥٠﴾  
و [یاد کن‌] هنگامى را که به فرشتگان گفتیم: «آدم را سجده کنید،» پس [همه‌] -جز ابلیس- سجده کردند، که از [گروه‌] جن بود و از فرمان پروردگارش سرپیچید. آیا [با این حال،] او و نسلش را به جاى من دوستان خود مى‌گیرید، و حال آنکه آنها دشمن شمایند؟ و چه بد جانشینانى براى ستمگرانند.
اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِکْرَ اللَّهِ أُولَٰئِکَ حِزْبُ الشَّیْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّیْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿المجادلة: ١٩﴾  
شیطان بر آنان چیره شده و خدا را از یادشان برده است؛ آنان حزب شیطانند. آگاه باش که حزب شیطان همان زیانکارانند. 
الَّذِینَ آمَنُوا یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالَّذِینَ کَفَرُوا یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِیَاءَ الشَّیْطَانِ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفًا ﴿النساء: ٧٦﴾  
کسانى که ایمان آورده‌اند، در راه خدا کارزار مى‌کنند. و کسانى که کافر شده‌اند، در راه طاغوت مى‌جنگند. پس با یاران شیطان بجنگید که نیرنگ شیطان [در نهایت‌] ضعیف است. 
إِنَّ الشَّیْطَانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمَا یَدْعُو حِزْبَهُ لِیَکُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِیرِ ﴿فاطر: ٦﴾  
در حقیقت، شیطان دشمن شماست، شما [نیز] او را دشمن گیرید. [او] فقط دار و دسته خود را مى‌خوانَد تا آنها از یاران آتش باشند. 
وَقَالَ الشَّیْطَانُ لَمَّا قُضِیَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ وَمَا کَانَ لِیَ عَلَیْکُم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا أَن دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی فَلَا تَلُومُونِی وَلُومُوا أَنفُسَکُم مَّا أَنَا بِمُصْرِخِکُمْ وَمَا أَنتُم بِمُصْرِخِیَّ إِنِّی کَفَرْتُ بِمَا أَشْرَکْتُمُونِ مِن قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِینَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿ابراهیم: ٢٢﴾
و چون کار از کار گذشت [و داورى صورت گرفت‌] شیطان مى‌گوید: «در حقیقت، خدا به شما وعده داد وعده راست، و من به شما وعده دادم و با شما خلاف کردم، و مرا بر شما هیچ تسلطى نبود، جز اینکه شما را دعوت کردم و اجابتم نمودید. پس مرا ملامت نکنید و خود را ملامت کنید. من فریادرس شما نیستم و شما هم فریادرس من نیستید. من به آنچه پیش از این مرا [در کار خدا] شریک مى‌دانستید کافرم». آرى! ستمکاران عذابى پردرد خواهند داشت.
و اما لعن شدگان در قرآن تماما چه کسانی هستند؟

پاسخ اجمالی: با بررسی آیات الهی روشن می شود که لعن شدگان در قرآن عبارتند از: کفار، کتمان کنندگان آیات الهی، دروغ گویان، اصحاب سبت، مؤمنین به جبت و طاغوت، قاتل انسان مؤمن، ابلیس،  پیمان شکنان بنی اسرائیل، بنده طاغوت، یهود، دوزخیان، ظالمین، منافقین، قوم عاد، نقص کنندگان پیمان الهی، تهمت زنندگان به زنان پاک دامن، آزار دهندگان خدا و رسول(ص)، گمراه کنندگان، کسانی که سوء ظن به خدا دارند، شجره ملعونه و ...
پاسخ تفصیلی: با بررسی آیات الهی روشنی می شود که لعن شد گان در عبارتند از:
1_ کفار:
«اِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا وَ ماتُوا وَ هُمْ کُفّارٌ اُولئِکَ عَلَیْهِمْ لَعْنَهُ اللّهِ وَ الْمَلائِکَهِ وَ النّاسِ اَجْمَعینَ» ؛ (کسانى که کافر شدند، و در حال کفر از دنیا رفتند، لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم بر آنها خواهد بود).
2_ کتمان کنندگان آیات الهی:
«اِنَّ الَّذینَ یَکْتُمُونَ ما اَنْزَلْنا مِنَ الْبَیِّناتِ وَ الْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَیَّنّاهُ لِلنّاسِ فِی الْکِتابِ اُولئِکَ یَلْعَنُهُمُ اللّهُ وَ یَلْعَنُهُمُ اللاّعِنُونَ»؛ (کسانى که دلایل روشن و هدایتى را که نازل کرده ایم، پس از آن که آن را در کتاب (آسمانى آنها) براى مردم بیان نمودیم، کتمان کنند،آنها را لعنت مى کند; و همه لعن کنندگان نیز، آنها را لعن مى کنند).
3_دروغ گویان :
«فَمَنْ حَاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ اَبْناءَناوَ اَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ اَنْفُسَنا وَ اَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّهِ عَلَى الْکاذِبینَ» ؛ (هر گاه بعد از علم و دانشى که به تو رسیده، [باز] کسانى درباره مسیح با تو به ستیز برخیزند، بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما نیز فرزندان خود را; ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما نیز زنان خود را ما از نفوس خود (و کسى که همچون  جان ماست) دعوت کنیم، شما نیز از نفوس خود; آنگاه و نفرین کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم).
4_ اصحاب سبت:
«یا اَیُّهَا الَّذینَ اُوتُوا الْکِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقاً لِما مَعَکُمْ مِنْ قَبْلِ اَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى اَدْبارِها اَوْ نَلْعَنَهُمْ کَما لَعَنّا اَصْحابَ السَّبْتِ وَ کانَ اَمْرُ اللّهِ مَفْعُولاً» ؛ (اى کسانى که کتاب آسمانى به شما داده شده! به آنچه (بر پیامبر خود) نازل کردیم ـ و هماهنگ با نشانه هایى است که با شماست ـ بیاورید، پیش از آن که صورت [انسانى] گروهى را محو کنیم، سپس به پشت سر بازگردانیم، یا آنها را از رحمت خود دور سازیم، همان گونه که «اصحاب سبت»  گروهى از تبهکاران بنى اسرائیل  را از رحمت خود دور ساختیم و فرمان خدا، در هر حال انجام شدنى است).
5_ مومنین به جبت و طاغوت:
«اَ لَمْ تَرَ اِلَى الَّذینَ اُوتُوا نَصیباً مِنَ الْکِتابِ یُوْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطّاغُوتِ وَ یَقُولُونَ لِلَّذینَ کَفَرُوا هوُلاءِ اَهْدى مِنَ الَّذینَ آمَنُواسَبیلاً * اُولئِکَ الَّذینَ لَعَنَهُمُ اللّهُ وَ مَنْ یَلْعَنِ اللّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصیراً»؛ (آیا ندیدى کسانى را کهاى از کتاب آسمانى به آنان داده شده، (با این حال) به «جبت» و «طاغوت»  بت و بت پرستان  ایمان مى آورند، و درباره کافران مى گویند: «آنها، از کسانى که آورده اند، به راه هدایت نزدیک ترند؟!»، «آنها کسانى هستند که خداوند، ایشان را از رحمت خود، دور ساخته است; و هر کس رااز رحمتش دور سازد، هرگز یاورى براى او نخواهى یافت).
6_ قاتل مومن:
«وَ مَنْ یَقْتُلْ مُوْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاوُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فیها وَ غَضِبَ اللّهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ اَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظیماً» ؛ (و هر کس، فرد با ایمانى را از روى عمد به قتل برساند، مجازات او دوزخ است; در حالى که جاودانه در آن خواهد بود; و خداوند بر او غضب مى کند و او را از رحمتش دور مى سازد; و مجازات بزرگى براى او آماده ساخته است).
7_ ابلیس:
«وَ اِنَّ عَلَیْکَ لَعْنَتِی اِلى یَوْمِ الدِّینِ»؛ (و به یقین لعنت من بر تو تا روز خواهد بود).
8_ پیمان شکنان بنی اسرائیل:
«فَبِما نَقْضِهِمْ میثاقَهُمْ لَعَنّاهُمْ وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِیَهً»؛ (ولى بخاطر پیمان شکنى آنها، از رحمت خویش دورشان ساختیم و دلهاى آنان را سخت و پر قساوت نمودیم).
9_ بنده طاغوت:
«قُلْ هَلْ اُنَبِّئُکُمْ بِشَرّ مِنْ ذالِکَ مَثُوبَهً عِنْدَ اللّهِ مَنْ لَعَنَهُ اللّهُ وَ غَضِبَ عَلَیْهِ وَ جَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَهَ وَ الْخَنازیرَ وَ عَبَدَ الطّاغُوتَ اُولئِکَ شَرٌّ مَکاناً وَ اَضَلُّ عَنْ سَواءِ السَّبیلِ»؛ (بگو: «آیا شما را از جایگاه و کیفرى که نزدبدتر از این است، باکنم؟ کسانى که خداوند آنها را از رحمت خود دور ساخته، و مورد خشم قرار داده، و بعضى از آنها را به صورت میمون ها و خوک ها قرار داده و دربندگى طاغوت در آمده اند; موقعیّت و جایگاه آنها، بدتر است; و از راه راست، گمراهترند).
10_ یهود:
«وَ قالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللّهِ مَغْلُولَهٌ غُلَّتْ اَیْدیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ یَداهُ مَبْسُوطَتانِ»؛ (و یهود گفتند: «دستبسته است.» دستهایشان بسته باد! و به خاطر آنچه گفتند، از رحمتالهى دور شوند! بلکه هر دو دست قدرتاو، گشاده است).
11_ لعن دوزخیان بر یکدیگر:
«قالَ ادْخُلُوا فی اُمَم قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِکُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الاِنْسِ فِی النّارِ کُلَّما دَخَلَتْ اُمَّهٌ لَعَنَتْ اُخْتَها حَتّى اِذَا ادّارَکُوا فیها جَمیعاً قالَتْ اُخْراهُمْ لاِ ُولهُمْ رَبَّنا هوُلاءِ اَضَلُّونا فَآتِهِمْ عَذاباً ضِعْفاً مِنَ النّارِ قالَ لِکُلّ ضِعْفٌ وَ لکِنْ لاتَعْلَمُونَ»؛ (خداوند به آنها مى گوید: «در صف اقوام گمراهى از جنّ و انس که پیش از شما بودند در آتش وارد شوید!» هر زمان که گروهى وارد مى شوند، گروه همسان خود را لعن مى کنند; تا همگى با ذلّت در آن قرار گیرند، در این هنگام، گروه پیروان درباره پیشوایان خود مى گویند: «پروردگارا! اینها بودند که ما را گمراه ساختند; پس کیفر آنها را از آتش دو برابر کن. کیفرى براى گمراهیشان، و کیفرى به خاطر گمراه ساختن ما.» مى فرماید: «براى هر کدام از شما دو عذاب است؛ ولى نمى دانید).
12_ ظالمین:
«وَ مَنْ اَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللّهِ کَذِباً اُولئِکَ یُعْرَضُونَ عَلى رَبِّهِمْ وَ یَقُولُ الاَشْهادُ هوُلاءِ الَّذینَ کَذَبُوا عَلى رَبِّهِمْ اَلا لَعْنَهُ اللّهِ عَلَى الظّالِمینَ»؛ (چه کسى ستمکارتر است از آن کس که بردروغ بسته؟! آنان، [روز رستاخیز] بر پروردگارشان عرضه مى شوند، در حالى که شاهدان پیامبران و فرشتگان مى گویند: «اینها همان کسانى هستند که به پروردگارشان بستند. اینک لعنتبر ستمکاران باد!»).
13_ منافقین:
«؛وَعَدَ اللّهُ الْمُنافِقینَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْکُفّارَ نارَ جَهَنَّمَ خالِدینَ فیها هِیَ حَسْبُهُمْ وَ لَعَنَهُمُ اللّهُ وَ لَهُمْ عَذابٌ مُقیمٌ» (خداوند به مردان و زنان منافق و کفّار، وعده آتش دوزخ داده; جاودانه در آن خواهند ماند ـ همان براى آنها کافى است. ـ وآنها را از رحمت خود دور ساخته; و عذابى پایدار براى آنهاست).
14_ قوم عاد:
«وَ اُتْبِعُوا فی هذِهِ الدُّنْیا لَعْنَهً وَ یَوْمَ الْقِیامَهِ اَلا اِنَّ عاداً کَفَرُوا رَبَّهُمْ اَلا بُعْداً لِعاد قَوْمِ هُود»؛ (آنان، در این دنیا و روز قیامت، لعنت( و نام ننگینى) به دنبال دارند! بدانید قوم «عاد» نسبت به پروردگارشان کفر ورزیدند. دور باد «عاد» قوم هود از رحمت خدا، و خیر و سعادت)
15_ فرعونیان:
«اِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَاتَّبَعُوا اَمْرَ فِرْعَوْنَ وَ ما اَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشید * یَقْدُمُ قَوْمَهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ فَاَوْرَدَهُمُ النّارَ وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ * وَ اُتْبِعُوا فی هذِهِ لَعْنَهً وَ یَوْمَ الْقِیامَهِ بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ»؛ (به سوى فرعون و اطرافیانش; امّا آنها از فرمان فرعون پیروى کردند; در حالى که فرمان فرعون، مایه رشد و نجات نبود.* روز قیامت، او در پیشاپیش قومش خواهد بود و به جاى چشمه هاى زلالآ نها را وارد آتش مى کند; و چه بد آبشخورى است (آتش)، که بر آن وارد مى شوند! * آنان در این جهان و روز قیامت، لعنتى به دنبال دارند; و چه بد عطایى است (لعن و دورى از رحمت خدا)، که نصیب آنان مى شود!)
16_ نقص کنند گان پیمان الهی:
«وَ الَّذِینَ یَنقُضُونَ عَهْدَ اللهِ مِنْ بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ مَا اَمَرَ اللهُ بِهِ اَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الاَْرْضِ اُوْلَئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَهُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّار»؛ (آنها که عهد الهى را پس از محکم کردن مى شکنند، و پیوندهایى را کهدستور به برقرارى آن داده قطع مى کنند، و در روى زمین فساد مى نمایند، براى آنهاست لعنت (و دورى از رحمت الهى) و مجازات سراى آخرت!
17_ تهمت زنندگان به زنان پاک دامن:
«اِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُوْمِناتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ»؛ (کسانى که زنان پاکدامن و بى(از هر گونه آلودگى) و مومن را متهم مى سازند، در دنیا واز رحمت الهى دور شدند و عذاب سختى براى آنهاست).
18_ آزار دهندگانو رسول:
«اِنَّ الَّذِینَ یُوْذُونَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللّهُ فِی الدُّنْیا وَ الآخِرَهِ وَ اَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِیناً»؛ (آنها کهو پیامبرش را آزار مى دهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور ساخته، و براى آنها عذاب خوارکننده اى آماده کرده است).
19_ گمراه کنندگان:
«وَ قالُوا رَبَّنا اِنّا اَطَعْنا سادَتَنا وَ کُبَراءَنا فَاَضَلُّونَا السَّبِیلاَ * رَبَّنا آتِهِمْ ضِعْفَیْنِ مِنَ الْعَذابِ وَ الْعَنْهُمْ لَعْناً کَبِیراً»؛ (و مى گویند: «پروردگارا! ما از سران و بزرگان خود اطاعت کردیم و ما را گمراه ساختند.
پروردگارا! آنان رااز عذاب، دو چندان ده و آنها را به طور کامل از رحمتت دور ساز!)
20_کسانی که سوء ظن بهدارند:
«وَ یُعَذِّبَ الْمُنافِقِینَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِکِینَ وَ الْمُشْرِکاتِ الظّانِّینَ بِاللّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَیْهِمْ دائِرَهُ السَّوْءِ وَ غَضِبَ اللّهُ عَلَیْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ اَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصِیراً» ؛ (ونیز مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که بهگمان بد مى برند مجازات کند; [آرى] حوادث ناگوارى که براى مومنان انتظار مى کشند تنها بر خودشان فرو مى آید. خداوند بر آنان غضب کرده و از رحمت خود دورشان ساخته و جهنم را براى آنان آماده کرده و چه بد سرانجامى است!)
21_ شجره ملعونه:
«وَ اِذْ قُلْنا لَکَ اِنَّ رَبَّکَ اَحاطَ بِالنّاسِ وَ ما جَعَلْنَا الرُّوْیَا الَّتِی اَرَیْناکَ اِلاّ فِتْنَهً لِلنّاسِ وَ الشَّجَرَهَ الْمَلْعُونَهَ فِی الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما یَزِیدُ هُمْ اِلاّ طُغْیاناً کَبِیراً»؛ (به یاد آور زمانى را که به تو گفتیم: «پروردگارت احاطه (و آگاهى کامل) به مردم دارد; و رویایى را که به تو نشان دادیم و درخت نفرین شده را که درذکر کرده ایم، فقط براى آزمایش مردم بود. و ما آنها را بیم مى دهیم; امّا جز طغیان شدید، چیزى بر آنها نمى افزاید!)