إِلَهِي عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ يَا مَوْلانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ نتیجه تصویری برای عکس ماه رمضان پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهى است كه خداوند در آن حسنات را مى‏افزاید و گناهان را پاك مى‏كند و آن ماه بركت است.

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com
بسللیم

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

Image result for ‫ایت الله سیستانی‬‎ Image result for ‫ایت الله بهجت‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎
آخرین نظرات

شرک خفی بزرگترین دشمن پنهانی مومنین

سه شنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۰:۵۷ ق.ظ
شاید یکی از بزرگترین دشمن پنهانی مومنین (جدایی از مشرکین و...) شرک خفی است که انسان تا انتهای زمان مرگ آنرا با خود به یدک میکشد در ذیل ضمن تعریف شرک و انواع آن سعی شده تا این مطلب مهم که خصوصا در آخرالزمان تقریبا تمامی انسانها علی الخصوص مومنین مبتلا به آن می شوند را بیان نمایم ،این موضوع آنقدر مهم است که می بینی بعضی از اشخاص برای مرضی رضای خدا حتی مبادرت به قتل انسانهای بیگناه می نمایند و این را در راستای اهداف الهی خود میدانند مثل زندابان و یا شکنجه گری که انسانی بیگناه را به صرف کمترین جرم به قتل میرساند و آنگاه از خداوند هم انتظار رضوان میطلبد .ببینید آیه شریفه را در خصوص اولیای حق و طاغوت. (امروز هر آنچه بر سرمان می آید یا می آورند همه از شرک است و بس اگر کسی از خدا وجود اورا قبول داشته باشد دیگر زیر چتر طاغوت و مشرکین و کفار نمی رود ،هرجه هست همه از خود ماست و این نفس وامانده هواپرست ،سرکش و...)

«اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ وَ الَّذینَ کَفَرُوا أَوْلِیاوُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُماتِ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ».«اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ»؛ خدا ولی و سرپرست کسانی است که بخواهند ایمان آورند و با لطف و کمک خویش آنان را از تاریکی‌های کفر و گمراهی بیرون می‌آورد و به نور و هدایت راهنمایی می‌کند. یا منظور این است که خداوند مومنان را از شبهاتی که در دین برای آنها به وجود می‌آید بیرون می‌برد و به وسیله راه‌حل‌هایی که در اختیارشان می‌گذارد، آنان را به نور یقین می‌رساند.«وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیاوُهُمُ الطَّاغُوتُ»؛ کسانی که بر کفر اصرار ورزند به عکس مومنان، اولیای آنها شیاطین هستند که عهده‌دار امور آنان می‌باشند.«یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُماتِ»؛ آنان را از نور هدایت و روشنایی به تاریکی‌های جهل و شرک بیرون می‌برند.«أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ»؛ اینان اهل آتش و برای همیشه در آن خواهند بودگروههایی مثل داعش،طالبان،القاعده،سپاه صحابه و غیره یکطرف در بعضی از موارد مومنین مبادرت به کشتن مومنین می نمایند با تصورات غلط این افراد باعث میشود حق هزاران انسان بیگناه به تاراج برود و یا مظلومانه به شهادت برسند  و تصورش چنین نیست که او و دیگر افراد مشابه او  مبتلا به شرک خفی هستند.آنها نه تنها خود در گمراهی هستند بلکه می خواهند دیگران را هم به راه الهی ببرند.
اینکه ریا را ام الشرک بدانیم یا نفاق ، دورویی و یا ترس از بندگان خدا مثل سلاطین ،مستکبران و ثروتمندان اینها هم برای مومنین مصداق کامل شرک است.
این مقوله آنقدر مهم است که شخص از جوانی تا هنگام پیری با این شرک خفی زندگی میکنند و تمام اعمالش آلوده به شرک است و پس از عمری با این خیال که او مومن درجه یکی بوده رخت اجل را می پوشد و میرود و بروی قبرش هم می نویسند خلد آشتیان ،جنت مکان و....
در خصوص اکثریت حاکمان و منصب داران و متولیان امر این شرک خیلی بیشتر از مردم عادی است نه آن انکه آنها (مردم عادی )شرک ندارند شرک آنها متضرر به ضرر خود آنهاست تا بیشتر به جامعه و ملت و مردم دنیا و گاها  خواص فکر میکنند آنچه میکنند عین الحق است .ببنیید مفتی های سلفی و وهابی و امثالهم و حکمهایی که بر قتل و غارت و تجاوز مومنین و شیعیان و مظلومین و ستمدیگان در بند گرفتاران را صادر میکنند  .یا هر عالمی که بیاید و حکم به قتل انسانهای بیگناه بدهد و این فرق نمیکند شیعه باشی یا سنی ،موحد مسیحی باشی یا موحد یهودی ،حاکم باشی یا امیر ،سلطان باشی یا رئیس یک دولت ،وزیر باشی یا وکیل ،تاجر باشی یا ...... هرکی که میخواهی باش معیار سنجش خداوند فقط سنت رسول گرامی (ص) ،اهل بیت علیهم السلام  و قرآن است و بس .لذا فرمودند که امر اینان بر ما واجب شد چون آنها از هر گونه شرک و یا نجاسات مبراء هستند و به واقع یطهرکم تطهیرا و از هر گونه اشتباه یا تقصیر و حب دنیا و مال و جاه وجلال آن بدورند .
اگر انسان مومن شرک خود را تشخیص ندهد و در جهت رفع آن بر نیاید دچار هزاران گناه دیگر میشود و در حد اعلی آن بدعت گذار میشود و شروع میکند به نسبت دادن های ناروا به افراد و انسانها .مگر نمیدانی که وقتی حضرت بقیه الله الاعظم شرف حضور فرمایند انشاءالله کارشان این است که تا بدعتها و سنتهای غلط و تفسیرهایی ناروا از قرآن و ...را اصلاح فرمایند بطوری که عده ای از مومنین می گویند ایشان دین جدید ی آورده اند .
انتخاب موضوع شرک برای این مقاله به جهت اهمیت آن در جامعه امروز جهانی ،منطقه ای  و ملی امروز ماست که اگر به آن نپردازیم و در بالای منابر و یا رسانه ها و سایر وسایل ارتباط جمعی نگویم میرود تا جا خوش کند آنوقت دیگر چیزی باقی نمی ماند برای از دست دادن . در ذیل ببینیید که چگونه زرتشتیان دین الهی خود را دچار انحراف کردند یا یهودیت و مسیحیت و الی آخر....

قُلْ أَرَأَیْتُمْ شُرَکَاءَکُمُ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَرُونِی مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْکٌ فِی السَّمَاوَاتِ أَمْ آتَیْنَاهُمْ کِتَابًا فَهُمْ عَلَىٰ بَیِّنَتٍ مِّنْهُ بَلْ إِن یَعِدُ الظَّالِمُونَ بَعْضُهُم بَعْضًا إِلَّا غُرُورًا ﴿فاطر: ٤٠﴾ 
بگو: «به من خبر دهید از شریکان خودتان که به جاى خدا مى‌خوانید؛ به من نشان دهید که چه چیزى از زمین را آفریده‌اند؟ یا آنان در [کار] آسمانها همکارى داشته‌اند؟ یا به ایشان کتابى داده‌ایم که دلیلى بر [حقّانیّت‌] خود از آن دارند؟» [نه،] بلکه ستمکاران جز فریب به یکدیگر وعده نمى‌دهند. (۳۵: ۴۰)

شِرک خَفی یا «شرک أصغر» نوع خفیفی از شرک که با در نظر داشتن غیر خداوند در انجام کارها تحقق می‌یابد. نبود توکل کامل بر خداوند و مشغول شدن به دنیا از مراتب شرک خفی دانسته شده است.

شرک خفی موجب خارج شدن شخص از اسلام نمی‌گردد. مفسران، برخی از آیات قرآن را در اشاره به شرک خفی دانسته‌اند و از آن‌ها نتیجه گرفته‌اند بسیاری از مومنان به شرک خفی دچار هستند. در روایات، مواردی همچون ریا، خواستن از غیر خدا و دوست داشتن ظلم از مصادیق این شرک به حساب آمده است.لذا هر کس که ظالمی را یاری کند و یا کارهای آلوده به گناه عمومی  او را لاپوشانی و از مجازات او خودداری نماید مصداق این امر است.لذا کسانیکه به ظلم مسئولین در امور حکومتی آگاه باشند و موجبات عدالت برای اجرای احکام اورا فراهم ننمایند قطعا شریک در جرم ان شخص یا اشخاص قرار میگیرند و این یعنی اینکه انها از خداوند که ناظر بر اعمال انان است غافل و دچار شرک شده اند.

قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : إنَّ أخوَفَ مَا أخَافُ عَلَیکم اَلشِّرک الأصغَرُ، قَالُوا: وَمَا الشِّرک الأصغَرُ یَا رَسُولَاللهِ؟ قَالَ: هُوَ الرِّیَاءُ.
پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - فرمود: آنچه بیش از هر چیز دیگری بر شما می ترسم شرک اصغر است، گفتند: ای پیغمبر خدا شرک اصغر چیست؟ حضرت فرمود: ریا.«بحار الأنوار، ج 72، ص 303»
إِنَّ اللَّهَ لَا یَغْفِرُ أَن یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِکَ لِمَن یَشَاءُ وَمَن یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِیدًا ﴿النساء: ١١٦﴾ 
خداوند، این را که به او شرک آورده شود، نمى‌آمرزد؛ و فروتر از آن را بر هر که بخواهد مى‌بخشاید. و هر کس به خدا شرک ورزد، قطعاً دچار گمراهى دور و درازى شده است. (۴: ۱۱۶
قال الامام زین العابدین - علیه السلام - : اِعلَمُوا عِبَادَ اللهِ اِنَّ أَهلَ الشِّرک لا تُنصَبُ لَهُمُ المَوَازِینُ، وَ لا تُنشَرُ لَهُمُ الدَّوَاوِینُ، وَإنَّما یُحشَرُونَ إلی جَهَنَّمَ زُمَراً، وَإنَّمَا نَصبُ المَوَازِینِ وَ نَشرُ الدَّوَاوِینِ لأهلِ الإسلامِ.
امام سجّاد - علیه السلام - فرمود: ای بندگان خدا آگاه باشید برای اهل شرک ترازوهای اعمال قرار نخواهد گرفت و دفترهای حساب و کتاب گسترده نمی شوند بلکه دسته جمعی به سوی جهنم فرستاده می شوند و قرار دادن آن ترازوها و گستردن آن دیوان و دفترها برای اهل اسلام است.«نور الثقلین، ج 4، ص 507»

قال الامام الصادق - علیه السلام - : یَقُولُ إبلِیسُ لِجُنُودِهِ: ألقُوا بَینَهُم الحَسَدَ وَالبَغیَ فَاِنَّهُمَا یَعدِلانِ عِندَ اللهِ الشِّرک.
امام صادق - علیه السلام - فرمود: ابلیس به سربازان خود می گوید: حسادت و ظلم را در میان انسانها منتشر کنید که اینها در نزد خدا با شرک برابرند.«الکافی، ج 2، ص   327

شرک جلی و شرک خفی

شرک را به طور کلی قرار دادن هر چیزی در ردیف خداوند می‌دانند.در یک تقسیم شرک به «شرک جلی» و «شرک خفی» تقسیم می‌شود و به آن «شرک اکبر» و «شرک اصغر» نیز گفته شده است. شرک جلی پرستش بت‌ها و اجسام دیگر است.

راغب اصفهانی شرک جلی و خفی را این‌گونه تبیین می‌کند: شرک بزرگ، اثبات شریک برای خداوند است. شرک کوچک در نظر داشتن غیر خداوند در انجام کارهاست و مواردی چون ریا و نفاق را شامل می‌شود.
شرک خفی در میان مردم پنهان است و به همین جهت آن‌را شرک خفی نامیده‌اند.
پیامبر اسلام در توصیف این نوع شرک و پنهان بودن آن فرموده‌اند: شرک در میان امت من پنهان‌تر از مورچه‌ای است که در شب تاریک بر روی کوه صفا در حال حرکت است.
شرک خفی (برخلاف شرک جلی) باعث خارج شدن شخص از اسلام نمی‌گردد.با اصل ایمان نیز منافات ندارد، بنابر این، یک شخص مومن ممکن است به آفت شرک خفی گرفتار باشد.
مفسران برخی آیات قرآنی همچون «وَ ما یؤْمِنُ أَکثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِکونَ؛و بیشتر آنها که مدعی ایمان به خدا هستند، مشرک‌اند»را پیرامون شرک خفی دانسته‌اند.
باید دانست در یک تقسیم ‏بندى کلى دو نوع شرک داریم: 1- شرک اعتقادى، 2- شرک عملى. آنچه آمرزیده نمى‏شود، شرک اعتقادى به معنى شریک قرار دادن براى خداوند در نظام هستى است که از آن به شرک «جلى و آشکار» تعبیر مى‏شود و گروه مشرکان را نیز شامل مى‏شود. اما آنچه برخى مسلمانان و خداپرستان گاهى به آن دچار مى‏شوند «شرک عملى» به معناى عدم اخلاص در نیت و رفتار و تکیه بر غیرخدا در امور زندگى است که از آن به «شرک خفى و پنهان» نیز تعبیر مى‏شود. این نوع شرک قابل آمرزش است و به هر مقدار آدمى با توبه و انابه و توکل به خدا در مسیر اخلاص گام بردارد. رهایى او از این نوع شرک موجب کسب «درجات بهشت» مى‏شود و از «درکات جهنم» نجات مى‏یابد.
شرک خفی تفاوت بنیادی با شرک جلی ندارد ؛ و تمام اقسام شرک ( شرک در ذات یا صفات یا افعال یا عبادت یا در بوبیّت) هم نوع جلی دارند هم نوع خفی .
رسول اکرم صلى الله علیه و آله: « الشِّرْک اخْفى‏ مِنْ دَبیبِ الذَّرِّ عَلَى الصَّفا فِى اللَّیلَةِ الظَّلْماءِ، وَ ادْناهُ یحِبُّ عَلى‏ شَىْ‏ءٍ مِنَ الْجَوْرِ وَ یبْغِضُ عَلى‏ شَىْ‏ءٍ مِنَ الْعَدْلِ، وَ هَلِ الدّینُ الَّا الْحُبُّ وَ الْبُغْضُ فِى اللَّهِ؟ قالَ اللَّهُ: انْ کنْتُمْ تُحِبّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعونى یحْبِبْکمُ اللَّهُ ــ شرک مخفى‏تر است از رفتن مورچه بر سنگ صاف در شب تاریک. کمترین شرک این است که انسان کمى از ظلم را دوست بدارد و از آن راضى باشد و یا کمى از عدل را دشمن بدارد. آیا دین چیزى جز دوست داشتن و دشمن داشتن براى خداست؟ خداوند مى‏فرماید: بگو اگر خدا را دوست مى‏دارید مرا پیروى کنید تا خداوند شما را دوست بدارد.» (وسائل‏الشیعة، ج 16 ،ص 25)
برای مثال ، گناه که همان هواپرستى است و جاه‏ پرستى، مقام‏ پرستى، پول‏ پرستى، شخص‏ پرستى همه از مصادیق شرک می باشند ؛ ولی شرک خفی هستند. هر گناهی در حقیقت ادّعای خدایی است. چون هنگام گناه شخص می داند که خداوند از آن نهی نموده ؛ لکن او سخن نفس خود را بر دستور خدا ترجیح می دهد. پس او نفس خود را برتر از خدا دانسته است. ببنید در جایی افراد تا حد معصوم علیهم السلام بالا میبرند و یا شخص خود دچار این توهمات میشود که شبه معصوم شده است .

خواستن از غیر خدا
«شخصی در خطاب به پیامبر اسلام گفت: هر چه خدا بخواهد و تو بخواهی. پیامبر فرمود: آیا برای خداوند شریک و هم‌ردیف قرار می‌دهی. تنها بگو اگر خدا بخواهد».

دوست داشتن ظلم
پیامبر اسلام فرمودند: «... نزدیک‌ترین به شرک خفی آن است که چیزی از ستم را دوست بداری و یا بخشی از عدالت، مورد پسندت نباشد.
 سکوت در برابر حق و حقیقت و در جایی حتی تایید و یا لذت بردن از ان شخص را از دایره عدالت خارج و کم کم آماده خروج از اصل دین و رفتن به دایره شیطانی می نماید.

تاریخ و جلوه های شرک در خالقیت
1 - گروهی از زردشتیان که قائل به ثنویت در ذات و دو گوهر هم زاد ( اهورا مزدا واهریمن ) شده ، اولی را خالق خیر و هستی و دومی را آفریننده شر و نیستی می دانستند .
البته این اعتقاد در صورتی مستلزم شرک در خالقیث است که برای شرور نحوه ای از وجود قائل باشند ، تا اهریمن واقعا چیزی را آفریده و به عرصه هستی آورده باشد ؛ چه آن که اگر شرور را « نیستی و نبود خیر » بدانند - چنانکه از برخی کلمات اوستا استنباط می شود - اهریمن فقط نام آفریدگار را دارد ، اما هیچ چیز را ازکتم عدم به صفحه وجود نیاورده است و در حقیقت خالقی جز اهورامزدا وجود ندارد . این گروه از زردشتی ها معتقد به دو آفریدگار نیستند .
محمدتقی بهجت فومنی اهل نصار و یهود را نجس می‌دانستند. و یا برخی فقهای دیگر، من جمله صافی گلپایگانی، سید علی سیستانی، و محسن کوچه‌باغی تبریزی نیز اهل کتاب (بمعنای یهود و نصاری و مجوس) را بنابر قول مشهور نجس دانسته‌اند.
مختصری در خصوص زرتشتیان:
الف. زرتشت، پیامبری از انبیای الهی و از سرزمین ایران باستان بوده است.
ب. او دارای کتاب آسمانی بوده و کتابش از بین رفت؛ اما با تکیه بر خاطرات و اذهان و به اصطلاح آنچه در سینه اشخاص بود، مطالبی جمع آوری شد و به نام کتاب مقدس تکثیر گشت.
ج. زرتشت، به دست قوم خویش کشته شد.
جهت شفاف تر شدن مطلب، به چند روایت زیر دقت نمایید:
- در برخی روایات می‌خوانیم: مشرکان مکه از پیامبر (ص) تقاضا کردند از آن‌ها جزیه بگیرد و اجازه بت پرستی به آن‌ها بدهد. پیامبر فرمود: من جز از اهل کتاب جزیه نمی گیرم. آن‌ها در پاسخ گفتند: چگونه چنین می‌گویی، در حالی که از مجوس منطقه هجر، جزیه گرفته‌ای؟ پیامبر فرمود: مجوس، پیامبر و کتاب آسمانی داشتند، پیامبرشان را به قتل رساندند و کتاب او را آتش زدند.
- اصبغ بن نباته می‌گوید: وقتی علی(ع) بر فراز منبر فرمود: از من سؤال کنید، پیش از آن که مرا نیابید. اشعث بن قیس (منافق معروف) برخاست و گفت: ای امیر مؤمنان! چگونه از مجوس جزیه گرفته می‌شود، در حالی که کتاب آسمانی بر آن‌ها نازل نشده و پیامبری نداشته‌اند؟ فرمود: خداوند کتابی بر آن‌ها نازل کرد و پیامبری مبعوث نمود.
- بر اساس روایتی از امام زین العابدین (ع)پیامبر فرمود: با مجوسی‌ها طبق سنت اهل کتاب رفتار نمایید.
مرحوم علامه طباطبایی می‌فرماید: «مراد از مجوس، قوم معروفى هستند که به زرتشت گرویده‌اند. این لفظ درقرآن یک بار به کار رفته است. در قرآن مجوس در صف و در ردیف اهل کتاب، یعنى یهود و نصارا و در برابر مشرکان قرار گرفته‌اند. بنابراین، از این آیه استفاده می‌شود که زرتشتی ها، پیروان پیامبر الهی بودند؛ امّا همانند سایر ادیان، دین آن‌ها منسوخ و کتاب آسمانی آن‌ها تحریف شد.
آنچه امروز به نام «اوستا» و از زرتشت در دست پیروان او وجود دارد، تنها بخشی از آن کتاب است که مورد تحریف قرار گرفته، از جاهای پراکنده به دست آمده است و اعتبار آن قطعی نیست.

2 - گروهی از مسیحیان که قائل به تثلیت در خالقیت اند و به سه آفریدگار برای جهان اعتقاد دارند ، که به ظاهر چنین گروهی در تاریخ وجود نداشته است . یا آنان که حضرت عیسای مسیح (ع) را همان الله بدانند ، به صورتی که پدر و پسر دوشخصیت مستقل و دارای جوهره الوهیت و آفریدگاری باشند ، ضمن آن که هر یک قوام به ذات خویش و نقش مستقل در خلقت عالم داشته باشد ، که وجود چنین گروهی نیز قطعی نیست . یا کسانی که مسیح (ع) را همان « لوگوس » که تجلی ذات خدا بوده و او جهان را مستقلا بدون اذن و استمداد از خدای پدر آفریده باشد ، اینان نیز به نوعی به چند خدایی معروف اند . این در حالی است که فرقه دیگری که خلقت عالم را به دست عیسی (ع) مطرح کرده اند ، استقلال و استمداد نکردن عیسی (ع) از خدا را عنوان نکرده اند . فرقه ای از « غنوصیه » نیز که خدا را آفریننده هستی و خیرات و « یهوه » خدای یهود را صانع شرور می شمرند، در صورتی که شرور را « موجود » دانسته و « صانع » را « هستی بخش » دانند ، در شمار معتقدان به چند خدایی به حساب می آیند .

3 - مفوضه ؛ اگر به تفویض معتقد باشند که خداوند خلقت کل یا بخشی از جهان هستی را به عهده یکی از مقربینش اعم از ملک یا پیامبر یا امام و ولی صالح ، نهاده و خود هیچ گونه نقشی در آفرینندگی آنها ندارد و آن شخص مقرب بدون اذن ومشیت و حتی مدد خداوند دست به خلقت زده است ، این گروه دچار شرک درخالقیت می باشند . اما بعید است که فرقه های مفوضه بدین گونه نقش خدا رامنکر باشند .
البته موضوع وساطت اولیای مقرب خدا در آفرینش جهان ، عقیده ای رایج درتمام یا بیشتر ادیان آسمانی و غیر آسمانی است که به شکلی خود را ظاهر کرده است . « لوگوس و حکمت » نزد یونانیان قدیم ، عیسای مسیح (ع) نزد مسیحیان ، عقول عشره و نفوس افلاک نزد فلاسفه قدیم ، نور وجود پیامبر اسلام ، و انوار مقدس دوازده امام معصوم شیعیان و نور پاک عصمت کبری ، حضرت فاطمه زهرا - سلام الله علیها - در اندیشه و معارف شیعه گونه هایی از این اعتقاد است . اما اگر بخواهیم برای شناسایی موارد شرک آلود عقاید فوق ، معیاری بیابیم تنها معیار آن همان « اعتقاد به استقلال در تاثیر » است . پیروان هر کدام از ادیان و آیین ها که واسطه مورد نظرش را در تاثیر و عمل مستقل از اذن و مدد الهی ببیند مشرک است و در غیراین صورت مشرک نیست ؛ هر چند ممکن است در شناخت واسطه اشتباه کرده و به انحراف عقیدتی و احیانا کفر گرفتار شده باشد ( چنانکه معمولا نوع دوم در آن افتاده اند ) .

بر همین اساس است که خداوند متعال در قرآن کریم حضرت عیسی (ع) را تک « خالق » می شمارد و ادعای صادق آفرینندگی پرنده را از وی نقل می کند ، اما آفرینشی با اذن الهی :

انی اخلق لکم من الطین کهیئة الطیر فانفخ فیه فیکون طیرا باذن الله ...(136)؛ من برای شما از گل شکل پرنده می آفرینم و در او می دمم ، سپس با اذن پروردگارم پرنده ای خواهد بود .

اما آنها از جهت دیگر مشرک محسوب می شوند در واقع آنها برای خداوند شریک قائل شده و دیگران را نیز مستحق عبادت و اطاعت می دانستند قرآن درباره شرک عبادی یهود و نصاری می فرماید" اتخََّذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَ رُهْبَنَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ وَ الْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَ مَا أُمِرُواْ إِلَّا لِیَعْبُدُواْ إِلَهًا وَاحِدًا لَّا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَنَهُ عَمَّا یُشْرِکُون " (یهود و نصاری) دانشمندان و راهبان خویش را معبودهایى در برابر خدا قرار دادند، و (همچنین) مسیح فرزند مریم را در حالى که دستور نداشتند جز خداوند یکتایى را که معبودى جز او نیست، بپرستند، او پاک و منزه است از آنچه همتایش قرار مى‏دهند."
در حدیث دیگرى چنین آمده است که" عدى" ابن حاتم مى‏گوید: خدمت رسول خدا(ص) آمدم در حالى که صلیبى از طلا در گردن من بود، به من فرمود:
اى" عدى"! این بت را از گردنت بیفکن! من چنین کردم، سپس نزدیکتر رفتم شنیدم این آیه را مى‏خواند" اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً ..." هنگامى که آیه را تمام کرد گفتم: ما هیچ گاه پیشوایان خود را نمى‏پرستیم! فرمود: آیاچنین نیست که آنها حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال مى‏کنند و شما از آنها پیروى مى‏کنید؟ گفتم: آرى چنین است، فرمود:" همین عبادت و پرستش آنها است " و این همان شرکی است که در اصطلاح از آن به شرک در اطاعت و عبادت یاد می شود.
نتیجه آنکه برخی یهودیان و مسیحیان به نوعی شرک در عمل داشته و خداوند را با دیگران در اطاعت و عبادت نه تنها شریک کرده، بلکه در برخی از موارد دیگران را مقدم می داشتند هرچند این معنای شرک معنای مصطلح فقهی نیست.

 شرک در ربوبیت و تدبیر

گرچه بیشتر ادیان و مذاهب از نوع اول شرک منزه اند ، اما بسیاری از آنها در نوع دوم از شرک گرفتار شده ... و هر کدام به نحوی برای بنیانگذاران و پیشوایان دینی خویش یا ارواح و موجودات برتر آسمانی نقشی در اداره بخشی از جهان یا تامین برخی خواسته های انسان قائل شده و آنها را واسطه فیض خدا برای خویش دانسته اند . در این زمینه علاوه بر لوگوس و مسیح (ع) و پیامبران ، نام برخی از ملائکه ، از قبیل جبرئیل ( پیک وحی ) و عزرائیل ( سفیرمرگ ) و اسرافیل ( منادی قیامت ) و میکائیل ( کلید دار آخرت ) و رضوان ( خازن ریاست تشریفات بهشت )  و دیگر ادیان حتی « امشاسپندان زردشت » و نیزمثل « افلاطونی » و « ارباب انواع » و « مدبرات امر » و « عقول عرضیه » و بت های گوناگون را می توان در شمار واسطه های فیض در آیین های مختلف ذکر کرد .
قابل ذکر است اینکه شخصی اعم از امام (ع) یا پیامبران (ع) و یا ملائک را شریک خداوند منظور کنیم این میشود شرک ،مثل تعداد زیاد عیسویان و یهودیان و تقریبا تمام زرتشتیان و...اما اینکه آنها واسطه فیض الهی بدانیم که به امر الهی و فقط به امر او موجبات فیض  میشوند این از دایره شرک بیرون است که در بالا همین مقاله توضیح داده شد ،و این که مارا یعنی شیعیان را متهم به شرک میکنند پرواضح است که امر لغو و سخنی نادرست و کاملا غلط است ،چون خود خداونند در قرآن و در ایات فراوانی چیروی از راه اولیای الهی را به خوانندگان توصیه میفرمایند.
  آموزه‌های قرآنی تبیین می‌کند که انسان‌ها همواره در طول تاریخ گرفتار یکی از چهارگونه شرک بوده‌اند که عبارتنداز: 1-شرک در افعال؛ 2-شرک در الوهیت؛ 3-شرک در ربوبیت؛ 4- شرک در عبادت.
شرک افعالی مومنان اهل ایمان و توحید با آن که در حوزه هایی چون الوهیت و ربوبیت و عبادت از شرک رسته‌اند ولی بسیاری از آنان گرفتار شرک خفی و نهانی هستند که در حوزه افعال اتفاق می‌افتد. به این معنا که آنان حتی اگر توحید راستین را در الوهیت و ربوبیت و عبادت پذیرفته باشند و تنها برای خداوند آفریدگاری و الوهیت و پروردگاری را قایل شوند و تنها او را سزاوار ستایش و پرستش بدانند، با این همه در امری لنگ می‌زنند و برای خداوند شریک قایل می‌شوند.
از نظر قرآن، ریشه این شرک را همانند دیگر گونه‌ها و اقسام شرک می‌بایست در بینش و نگرش نادرست مردم جستجو کرد، زیرا شناخت انسان و نگرش وی به هستی است که رفتار و کردارهای او را مدیریت می‌کند. هر اندازه شناخت آدمی به واقعیت‌ها و حقایق هستی ناتمام و ناقص باشد، این کاستی به همان اندازه در رفتار و کردارهایش بروز و ظهور می‌کند. از این رو آموزه‌های قرآنی بر آن است تا تصویر حقیقی و واقعی از هستی به نمایش گذارد و شناخت آدمی را به هستی و خداوند بیش تر و بیش تر کند.
هر یک از آیه‌های قرآنی همانند آیه‌های تکوینی، دریچه‌ای به سوی شناخت درست هستی است. لذا موجب افزایش ایمان مومنان می‌شود؛ زیرا سطح و درجه بینشی مومنان را می‌افزاید و دریچه‌ای تازه به روی آنان می‌گشاید تا حقایق تازه‌ای را ببینند و درک کنند. از این جاست که هر آیه‌ای از آیات الهی چه به شکل تکوین و یا تدوین، نوری است که راه مومنان را روشن می‌سازد و نمایشی کامل از حقیقت خداوندی ارائه می‌دهد.
با این همه بسیاری از مومنان به سبب شناخت نادرست از حقایق هستی، همواره در گونه‌ای از جهل و جهالت به سر می‌برند که به ایشان اجازه نمی‌دهد تا توحید واقعی و محض را درک کنند. این جاست که خداوند مومنان را دعوت به ایمان می‌کند و فرمان می‌دهد که ای اهل ایمان، ایمان بیاورید.
خداوند در آیه 106 سوره یوسف به صراحت بیان می‌کند: و ما یومن اکثرهم بالله الاو هم مشرکون که به معنای آن است که بیش تر مومنان از شرک افعالی پیراسته نیستند و به آن آلوده‌اند. در حقیقت، مومنانی که به ظاهر از شرک‌های دیگر پاک و مبرا و بهره مند از توحید هستند، در حوزه افعالی از شرک پیراسته نمی باشند.

برخی محققان شرک خفی را شرک در اراده و نیت انسان دانسته‌اند.
علامه مجلسی در تبیین مرتبه‌ای از مراتب شرک خفی چنین می‌گوید: عدم توکل تمام بر خداوند در رزق و غیر آن، عمل و مشغول شدن به دنیا و توسل به غیر خداوند از مراتب شرک خفی هستند.
از نگاه شیخ بهائی بیشتر مردم، هوای نفس و شهوات حیوانی و درنده خود را عبادت می‌کنند. هوای نفس و شهوات، بت این افراد می‌باشد که آن‌را پرستش می‌کنند و این همان شرک خفی است.
برخی محققان معاصر برای شرک خفی ویژگی‌های دیگری را برشمرده‌اند:
-    ‌صاحب شرک خفی هرگز موثری را در کنار خدا و در عرض خدا، دارای استقلال نمی‌بیند. او اعتقاد ندارد که موجودی غیر از خدا موثر است.
-    صاحب شرک خفی هرگز از توحید خداوند نفرت ندارد. او از یاد خدای یگانه متنفر نیست، بلکه علاقه‌مند به خداوند یگانه است.

بعیّت از غیر خدا و غیر معصوم و غیر آن کسی که خدا و معصوم فرمان به اطاعتش داده ، نیز شرک خفی می باشد.لذا تمام آن فرقه هایی که رئیس فرقه ی آنها غیر معصوم است ، نیز مشرک به شرک خفی می باشند. در روایت است که « مَنْ اصْغى‏ الى‏ ناطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ ــــ هر کسى که به سخن گوینده ای گوش فرا دهد (او را اطاعت کند) او را پرستش مى‏کند.» پس اگر گوینده حقّ می گوید ، اطاعت کننده حقّ را فرمانبرداری نموده و اگر باطل می گوید ، عبد باطل است.
در روایات ، از ریا نیز تعبیر به شرک خفی شده است ؛
امام صادق(علیه السلام) فرمودند:« الریاء شجرة لا تثمر الا الشرک الخفى، و اصلها النفاق ـــ ریا و ظاهر سازى، درختی است که میوه‏اى جز شرک خفى ندارد و اصل و ریشهی آن نفاق است » ( سفینة البحار جلد اول ماده رئى)
پس تبعیّت از آن کس که خدا به تبعیّت از او فرمان نداده ، شرک خفی می باشد. ریا نیز شرک خفی است ؛ گناه هم شرک خفی است ؛ حبّ جاه و مال و اهل و عیال و ... نیز اگر به خاطر خدا و مطابق شرع نباشد از مصادیق شرک خفی می باشد. چون خداوند امر نموده که اگر کسی دشمن خداست او را به دوستی نگیرید حتّی از فامیل شما باشند. امّا اگر کسی مال را بخواهد برای مصرف مشروع یا مقام را بخواهد به خاطر خدمت به خلق نه تنها شرک نیست بلکه عبادت می باشد .
شرک خفى گرچه هم در حوزه اعتقاد راه دارد و هم در حوزه عمل؛ لکن بروز بیشتر آن در حوزه عمل است، لذا در بینش اسلامى هرگونه دنیاپرستى، جاه پرستى، هوا پرستى و ریا ، نوعى شرک و پرستش غیر خدا به شمار مى آید. قرآن این حقیقت را به گونه اى زیبا تبیین نموده است ، مى فرماید: «أفرأیت من اتخذ الهه هواه» ( فرقان / 43- جاثیه / 23 ). آیا دیدى آن کس را که هواى نفس خود را معبود خویش گرفته است .
قرآن کریم از قول لقمان حکیم در سفارش به فرزندش می‌فرماید: پسرم هیچ چیز را شریک خدا قرار مده که شرک ظلم عظیمی است. «وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لِابْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ».
و یا در آیه‌ای دیگر می‌خوانیم: خداوند (هرگز) شرک را نمی‌بخشد! و پایین‌‏تر از آن را برای هر کس (بخواهد و شایسته بداند) می‌بخشد. و آن کسی که برای خدا، شریکی قرار دهد، گناه بزرگی مرتکب شده است.
اساسی‌ترین مسئله عقیدتی که لقمان حکیم به فرزندش سفارش می‌کند، مسئله «توحید» است. توحید در تمام زمینه‌‌ها و ابعاد؛ زیرا هر حرکت تخریبی و ضد الهی از شرک سرچشمه می‌گیرد؛ مانند دنیا پرستی، مقام پرستی، هوا پرستی، و ... که هر کدام شاخه‌‏ای از شرک محسوب می‌‏شود. همان‌گونه که اساس تمام حرکت‌های صحیح و سازنده، توحید و تنها دل به خدا بستن، و سر بر فرمان او نهادن، و از غیر او بریدن و همه بت‌ها را در آستان کبریایی او در هم شکستن است.
قابل توجه است که لقمان حکیم، دلیل بر نفی شرک را این ذکر می‌‏کند که شرک ظلم بزرگی است. چه ظلمی بالاتر از این‌که موجودات بی‌ارزشی را همتای خدا قرار دهند؛ لذا کفر و شرک به خدا که انکار حقایق عالم را به دنبال دارد و موجب انکار همه حقایق هستی و خالق می‌گردد، موجب محرومیت‌های مختلف و همیشگی برای انسان می‌شود که از جمله آنها محروم شدن از بهشت و ورود به جهنم خواهد بود.
از سوی دیگر، باید توجه داشت که سایر گناهان اگر چه در جای خویش موجبات عذاب الهی را فراهم می‌کند، اما از جهت شدت و حساسیت موضوع به این حد نیست؛ یعنی این گناهان، وجود خدا که اصل و ریشه است را زیر سؤال نمی‌برد؛ به همین دلیل خداوند حساسیت ویژه‌ای را نسبت به شرک قائل می‌شود.
گستردگی
مفسران مقصود از شرک در آیه «وَ ما یؤْمِنُ أَکثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِکونَ؛ و بیشتر آنها که مدعی ایمان به خدا هستند، مشرک‌اند» را شرک خفی دانسته‌اند. بنابر این بیشتر مسلمانان و مومنان به شرک خفی دچار هستند و کمتر مومنی است که از این شرک رها باشد.
امام صادق(ع) فرموده است: شخصی که بگوید: اگر فلانی نبود هلاک می‌شدم و اگر فلانی نبود چنان و چنان بر سرم می‌آمد و اگر فلانی نبود خانواده‌ام از دست رفته بود، برای خداوند شریک قرار داده است. راوی خطاب به امام گفت: (آیا اشکال دارد) بگوییم اگر خدا بر من به سبب فلانی منت نگذاشته بود هلاک شده بودم. امام(ع) فرمود: این خوب است و این گونه سخن گفتن و مانند آن اشکالی ندارد.



 

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی