إِلَهِي عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ يَا مَوْلانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ یان چاپ -->
بسللیم

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

Image result for ‫ایت الله سیستانی‬‎ Image result for ‫ایت الله بهجت‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎
آخرین نظرات
  • ۵ آبان ۹۷، ۱۸:۳۶ - زینب
    عالی

شباهت حضرت مهدی (عج) به حضرت موسی (ع)

چهارشنبه, ۵ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۴:۰۲ ب.ظ

حتما مستحضریید که فیلمهای ساخته شده در خصوص پیامبران الهی توسط بنگاههای یهودی و مسیحیت صهینویستی هالیود براساس تحریفها از کتابهای مقدس تورات و انجیل و با خط و رسم خاصی انجام می پذیرد و قطعا با فرمایشات قرآن در تضاد کامل است .(و ملاک تولد ، زندگی و مرگ  این پیامبران قطعا قرآن کریم و احادیث رسیده ازمعصومین علیهم السلام است )  و این همان تحریفهای علمای یهوی و مسیحی است که شان خداوند متعال را بعنوان پدر این دو پیامبر الهی الیعاذبالله کاهش دادند ،ولی چون متاسفانه تا کنون در جهان اسلام فیلم جامعی در این خصوص ساخته نشده این فیلم تقدیم گردید و پیشاپیش از صحنهایی که شایسته شان و منزلت پیامبر خدا موسی ع نیست و در فیلم وجود داشته پوزش می طلبم این فیلم با لینک مسقیم سایت رسمی تماشا پخش میشود (که جا داشته بعضی از صحنه ها توسط ان سایت محترم حدف میشد) و این سایت در کم و کیف آن هیچگونه اختیاری نداشته.

اینکه حضرت مهدی عج وصی و  اعصاره 124 هزار پیغمبر ،نبی ، اوصیاء ،مرسل و همچنین 13 معصوم علیهم السلام قبل از خود است حرفی نیست و اینکه هر آنچه از اتفاقات در زمان کلیه پیامبران خصوصا پیامبران اوالعزم ع بوقوع پیوسته در زمانیکه ایشان به امر الهی  انشاءالله ظهور میفرمایند شاهد و ناظر همه آن اتفاقات خواهند بود هم جای بحث نداشته و ندارد.

حضرت موسی کلیم الله با فرعون عصر خود به امر الهی روبروشد و حال انکه وقتی او (حضرت مهدی عج )می آید با فرعونیان عالم از شرق ، غرب و از هر دین و مسلکی می بایست روبرو و مبارزه نماید.ولی همانگونه که در فیلم بالا تقدیم شده قویترین لشگرها با پیشرفته ترین تجهیزات به امر الهی به طرفه عینی بی اثر میگردد و قصه وزغ ،ملخ ،پشه ، رودخانه خونین نیل و خشکسالی و... اینها نشانه های کوچک از پروردگاری عظیم الشاءن است .

تصورش بفرمایید آنچه قوم حضرت موسی کلیم الله با او کردند از بهانه های بنی اسراییل تا گوساله پرستی و سامریها و غیره گرفته تا رد معجرات ایشان توسط قومش و یا آزار و اذیت علمای یهودی بنی اسراییل نسبت به حضرت عیسی روح الله و اینکه نقشه قتل او توسط همان علمای با هماهنگی قیصر روم و فرمانده ناصریه کشیده شد تا با خیانت یهودا اجرا گردد و به اصطلاح خودشان اورا به صلیب بکشند (که البته موفق به این امر نشدند و به فرمان الهی حضرت  عیسی ع به آسمان عروج فرمودند) و یا وضعیت فرهنگی هر قومی در زمان پیامبرش مثل حضرت لوط ع و رواج همجنسبازان و یا حضرت شیعب ع و قدرتمندان قومش که چگونه در امر الهی گردنکشی میکردند یا حضرت صالح ع و پی کردند توسط قوم ثمود و یا علمای شیطان صفت بنی اسراییل در زمان حضرت سلیمان ع که چه کردند با آن نبی خدا و الی آخر متاسفانه حضرت  بخش عطمی از دشمنانشان از همین امت اسلام و سپس یهود و مسیحیت و غیره خواهند بود مراجعه به احادیث اثبات کننده این موضوع است همانگونه که ادمه اطهار علیهم السلام توسط همین امت  بظاهر مسلمان به شهادت رسیدند. و اما چرا شباهتهای ایشان با حضرت موسی را برای بیان انتخاب کردیم دلیلش پس از خواندن مطالب ذیل برایتان روشن خواهد شد. حضرت موسی ع با همان معجزه قومش کردند آنچه را با او  و حضرت مهدی عج با تمام معجزات الهی چه افرادی که فقط ظاهر دین دارند بر علیه او خواهند شد.

قبل از هرچیز یک حکایت از مرحوم آیت اللَّه مرعشی نجفی در مورد ظهور حضرت ولی عصر (ع):(بر کسی تقوا و عدالت و عرفان و درجه و مقام اولیایی ایشان پوشیده نیست و از ایشان از افتخارات جهان تشیع هستند ،پس مطلبد که خیلی دقت کنیم و در اعمال و تفکرتمان بررسی جامعی بعمل آوریم).

راوی میگویند روزی برای فراگیری درس به محضرشان رفتم، دیدم گریه می کند و بسیار پریشان است. علت آن را پرسیدم، فرمود: شب گذشته در عالم رؤیا امتحان شدم، ولی از امتحان بیرون نیامدم، در خواب به من گفته شد که آقا ظهور کرده اند و در وادی السلام -مکان خاصی است که گورستان نجف را در بردارد- مردم با او بیعت می نمایند، به مجرّد شنیدن این موضوع از جا حرکت کردم و به عجله وارد خیابان شدم. دیدم غوغایی از جمعیت است و همه با سرعت هر چه بیشتر به سوی وادی السلام می روند، هر کس به فکر این است که زودتر خود را به امام برساند و با جنابش بیعت کند.

 

دیدم عشق دیدار امام، مردم را چنان خود باخته ساخته که کسی را با کسی کاری نیست و تمام علقه ها ر به فراموشی سپرده اند؛ آنها که تا دیروز به من عشق می ورزیدند دیگر به من اعتنا نمی کنند، بلکه با لحنی تند می گویند: آقا کنار رو و مانع راه ما نباش.

 

کوتاه سخن آنکه احساس کردم ظهور امام بازارم را کساد کرده است، از همانجا نقشه کشیدم که در ملاقات با امام ایشان را محترمانه از ظهورش منصرف سازم. بعد از آنکه با هزار سختی به خدمتش رسیدم، عرض کردم: فدایت شوم! خودتان را به زحمت انداختید، ما کارها را ساماندهی می کردیم، نیازی نبود که خود را گرفتار سازید و زحمات طاقت فرسای رهبری را به عهده بگیرید. با این قبیل سخن ها می خواستم امام را از ظهورش منصرف کنم، بعد از چند جمله از این نوع گفتارها، یک مرتبه از خواب بیدار شدم و فهمیدم که هنوز لیاقت حضرتش را ندارم.

به هر صورت قبل از شروع حکایتی است از یکی از علما و فقها و مراجع  بزرگ جهان تشیع که ایشان خودشان فرمایش فرمودند که در عالم رویاء دیدم مطابق معمول هر شب برای انجام فرائض به سمت مسجد کوفه (یا شاید سهله و یا حرم مطهر امیر المومنین ع )راهی  بودم که دیدم مردم همه با عجله از کنار بنده رد میشوند و مرا تحویل نمیگیرند در این وقت یکی از افرادی که آشنا بنظرم آمد صدا زدم و پرسیدم چه شده است که آنشخص جواب داد حضرت آقا مگر نمیدانید دقایقی پیش حضرت حجت عج تشریف آوردند و ظهور انجام شده است ،با خود گفتم عجب برای همین است پس هیچکس مارا تحویل نمیگیرد. بنده هم به خدمت ایشان رسیدم پس از عرض ادب و خوش آمدگویی به ایشان عرض کردم حضرت آقا ما که بودیم به امورات هم رسیدگی داشتیم میکردیم شما چرا خودتان را به زحمت انداختید. در این هنگام از خواب برخواسته ام و شروع به گریه کردم و به درگاه خداوند استغفار چرا که حرفم نه از روی اخلاص بلکه برای موقعیت خودم بود که به خاطر ظهور ایشان بی رنگ شده بود .

آری بخدا قسم این حدیث معروف از رسول گرامی اسلام محمد مصطفی (ص) است :


روزگاری خواهد امد که مردمانشان به پراکندگی مصمم باشند و از هماهنگی و اتفاق نظر و اتحاد بدور شوند. آنچنان به قوانین اسلامی بی اعتنا بشوند که گویی آنان خود پیشوای قرآن بودند نه قرآن پیشوای آنها . از حق جز نامی نزد آنها نمانده باشد و از قرآن جز خط و ورقی نشناسند. بسا یکی در درس قرآن و تفسیر وارد شود ، هنوز جا خوش نکرده از دین خارج شود . و چون در آخرالزمان دینتان دستخوش افکار گوناگون روایات جدید شود، کمتر کسی از شماست که دینش را حفظ کند.

امید است از مطالب بالا توانسته باشم برای اهلش موضوع را رسانده باشم و بدانیم چرا و برای چی و برای کی ایشان در غیبتند و این اعمال خدای نکرده ریکارانه و یا کم ارزش و بی ارزش توسط شیطان در نزدمان زیبا جلوه داده نشود .در داستانهای قرآن کریم و اوصاف پیامبران و بزرگان و به اصطلاح خردمندان و علمایشان اسرار زیادی نهفته است .داستان حضرت مریم (س) و داستان حضرت عمران (ع) در سوره مبارکه مریم س خواندیست. (لطیف  و  تنبیه).

"موسی (ع) ؛ دوران حملش مخفی بود. قائم (ع) نیز همینطور، دوران حملش مخفی بود.
موسی (ع) ؛ ولادتش مخفیانه صورت گرفت. قائم (ع) نیز، ولادتش مخفیانه انجام شد.
موسی (ع) از قومش دو غیبت داشت که یکی از دیگری طولانیتر بود، غیبت اول از مصر بود و غیبت دوم هنگامی که به سوی میقات پروردگارش رفت، مدت غیبت نخستین بیست و هشت سال بود، چنانکه در روایت شیخ صدوق در کمال الدین به سند خود از عبد اللَه بن سنان آمده که گفت: شنیدم، حضرت ابی عبد اللَه صادق (ع) میفرمود: در قائم (ع) سنتی از موسی بن عمران هست. عرضه داشتم: سنتی که از موسی بن عمران در او هست چیست؟ فرمود: مخفی بودن ولادتش و غیبت از قومش. گفتم: موسی بن عمران (ع) چند وقت از قوم و اهلش غایب بود؟ فرمود: بیست و هشت سال.(۵۲۰) و مدت دومین غیبت چهل شب بود، خداوند متعال فرموده: «فَتَمَ مِیقاتُ رَبِهِ اَرْبَعِینَ لَیْلَهً» (۵۲۱)؛ که میقات [وعدهگاه] پروردگارش چهل شب به پایان رسید. قائم (ع) نیز، دو غیبت داشته یکی از دیگری طولانیتر – چنانکه گذشت -.
موسی (ع) ؛ خداوند تعالی با او سخن گفت و چنین فرمود: «إِنِی اصْطَفَیْتُکَ عَلَی الناسِ بِرِسالاتِی وَبِکَلامِی فَخُذْ ما آتَیْتُکَ وَکُنْ مِنَ الشاکِرِینَ» (۵۲۲)؛ همانا من به وسیله رسالت ها و کلام خودم تو را بر مردم برتری دادم، پس آنچه به تو دادم بگیر و از سپاس گزاران باش.
قائم (ع) نیز همینطور، خداوند متعال با او سخن گفت هنگامی که آن حضرت را به سراپرده عرش بالا بردند، چنانکه در بحار از حضرت ابومحمد عسکری (ع) آمده که فرمود: هنگامی که پروردگار من مهدی این امت را به من موهبت فرمود، دو فرشته فرستاد او را به سراپرده عرش بردند تا اینکه او را در پیشگاه خداوند – عزوجل – نگه داشتند، از جانب خداوند خطاب آمد: مرحبا به تو ای بنده من، برای یاری دینم و آشکار نمودن امر و راهنمایی بندگانم، [برگزیده شدهای] سوگند خوردهام که به [خاطر]تو بگیرم و به [راه] تو بدهم و به تو ببخشایم و به تو عذاب کنم.(۵۲۳)
موسی (ع) ؛ از قوم خود و دیگران از ترس دشمنانش غایب شد، خداوند – عزوجل – میفرماید: «فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً یَتَرَقَبُ» (۵۲۴)؛ پس از آن [دیار]ترسان و نگران بیرون رفت. قائم (ع) نیز از ترس دشمنان از قومش و غیر آنها غایب شد.
موسی – علی نبینا وآله و (ع) – وقتی غایب شد، قومش در منتهای رنج و فشار و مشقت و ذلت واقع شدند، که دشمنانشان پسران آنها را میکشتند و زنانشان را زنده میگذاشتند. قائم (ع) ، نیز شیعیانش و دوستانش در زمان غیبتش در منتهای سختی و فشار و ذلت میافتند (تا خداوند کسانی را که ایمان آوردهاند پاک کند و کافرین را هلاک سازد).(۵۲۵)
در کمال الدین از حضرت باقر (ع) در بیان شباهت حضرت قائم (ع) به جمعی از پیغمبران آمده است که فرمود: و اما روش موسی (ع) ترس مداوم و طول غیبت و پنهان بودن ولادت و رنج و زحمت شیعیان بعد از او بر اثر آزار و خواری که از دشمنان ببینند تا آنگاه که خدای – عزوجل – ظهور حضرتش را اجازه دهد و او را یاری کند و بر دشمنش تایید نماید.(۵۲۶)
و در بحار از شیخ نعمانی به سند خود از امیر المومنین (ع) روایت شده که فرمود: بر این شیعه روزی بیاید که مانند بز هایی باشند که شیر درنده نداند روی کدام یک از آنها دست بگذارد، عزت آنها از دست رفته و احترامی برایشان نمانده و تکیهگاهی نداشته باشند.(۵۲۷)
و در همان کتاب از امالی شیخ از امیر المومنین (ع) آمده که فرمود: زمین پر از ظلم و ستم خواهد شد تا جایی که احدی کلمه اللَه را جز مخفیانه نگوید، پس خداوند متعال قوم صالحی را خواهد آورد که آن را پر از قسط و عدل نمایند، چنانکه پر از ظلم و ستم شده باشد.(۵۲۸)
و در همان کتاب در علامات زمان غیبت در حدیثی طولانی از امام صادق (ع) آمده که فرمود: و مومن را اندوهناک، ذلیل و خوار خواهی دید و ببینی که مومن جز در دلش نتواند باطل را انکار نماید، و ببینی که دوستان ما را به دروغ نسبت دهند و شهادتشان را نپذیرند، و ببینی که حکمران به خاطر کافر، مومن را خوار نماید.(۵۲۹)
و از امیر المومنین (ع) در بیان حال شیعیان در آن زمان آمده: واللَه! آنچه آرزو دارید نخواهد شد، تا اینکه باطل جویان هلاک و جاهلان از غم گسیخته میشوند و تقوی پیشگان در امان بمانند(۵۳۰) – که بسیار کمند – تا جایی که برای هر یک از شما جای پایی نماند، و تا آنجا که از مردار نزد صاحبش هم در نظر مردم بیارزشتر شوید.(۵۳۱)
و در حدیث دیگری آمده که در آن روزگار مومن هر شب و روز تمنای مرگ خواهد کرد.(۵۳۲) و اخبار در این باره بسیار است، ولی بدترین احوال، زمان خروج سفیانی است، که در بحار از کتاب غیبت شیخ طوسی به سند خود از عمر بن ابان کلبی از حضرت صادق (ع) آورده که فرمود: گویا سفیانی – یا نماینده سفیانی – را میبینم که در رحبه کوفه رحل اقامت افکنده، و سخنگوی او در میان مردم اعلام کند: هر کس سر یکی از شیعیان علی (ع) را بیاورد، هزار درهم جایزه دارد. پس همسایه بر همسایه خود حمله میبرد و میگوید: این از آنها است، و سر از بدنش جدا میکند و هزار درهم میگیرد، و البته امارت و حکومت شما در آن روز جز به دست زنا زادگان نخواهد بود، و گویا من آن نقابدار را میبینم، عرض کردم: نقابدار کیست؟ فرمود: مردی از شما است که معتقدات شما را قائل است، نقاب میپوشد و شماها را شناسایی میکند، به یک یک شما اشاره میکند تا دستگیر شوید او نیست مگر زاده حرام.(۵۳۳)
میگویم: خروج سفیانی از جمله علائم حتمی پیش از ظهور حضرت قائم – عجل اللَه فرجه الشریف – میباشد، چنانکه روایات بسیاری در این باره آمده است، او از نوادگان بنی امیه – لعنهم اللَه تعالی – میباشد و نامش عثمان بن عیینه [عنبسه]است.
و از امام صادق (ع) است که فرمود: اگر سفیانی را ببینی خبیث ترین مردم را دیده باشی، رنگش زرد و سرخ، و چشمش کبود است.(۵۳۴)
و از امیر المومنین (ع) روایت است که فرمود: پسر هند جگرخوار از وادی یابس خروج میکند، او مردی میان بالا، با صورت وحشتناک و جمجمه ضخیم و آبله رو میباشد.(۵۳۵)
تفصیل مطالب در بحار و غیر آن مذکور است.
موسی (ع) ؛ هنگامی که قومش در بیابان سرگردان و گم شدند و در آن حال سالها بسر بردند، هرگاه فرزندی برایشان متولد میشد، پیراهنی بر او بود به قامت خودش – مانند پوست بدن – این را طبرسی در مجمع البیان نقل کرده است.(۵۳۶) قائم (ع) نیز، برای شیعیانش در عصر ظهور همین امر خواهد بود، چنانکه در کتاب المحجه از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود: وقتی قائم ما بپاخیزد، زمین به نور پروردگارش روشن میگردد، و بندگان از نور خورشید بینیاز میشوند و شب و روز یکسان میگردد، و مرد در زمان آن حضرت هزار سال عمر کند، هر سال برایش پسری متولد شود، و دختری برایش متولد نگردد، پیراهنی به قامتش او را میپوشاند و هرچه بزرگتر شود آن پوشش نیز بزرگتر میگردد، و به هر رنگی که بخواهد میشود.(۵۳۷)
موسی (ع) ؛ بنی اسرائیل منتظر قیامش بودند، چون به آنها خبر داده شده بود که فرج آنها به دست ا و است. قائم (ع) نیز، شیعیانش منتظر هستند، زیرا که به آنها خبر دادهاند که فرج شان بر دست آن حضرت است، و در حرف «ف» مطالبی که بر این معنی دلالت داشت، گذشت. خداوند تعالی ما را از شیعیان و منتظران و مدافعان و فدائیان آن حضرت قرار دهد.
مولف گوید:
فَیارَبِ عَجِلْ فِی ظُهُورِ إِمامِنا
وَهذا دُعاءٌ لِلْبَرِیَهِ شامِلٌ
پروردگارا!در ظهور امام ما تعجیل فرمای
و این دعا به سود همه بندگان است
موسی (ع) ؛ خداوند متعال دربارهاش میفرماید: «وَلَقَدْ آتَیْنا مُوسَی الکِتابَ فَاخْتُلِفَ فِیهِ» (۵۳۸)؛ ما به موسی کتاب را دادیم پس در آن اختلاف شد. طبرسی در مجمع البیان گفته: منظور این است که قومش در آن اختلاف کردند، یعنی در صحت کتابی که بر او فرود آمد.(۵۳۹) قائم (ع) نیز همینطور، در کتابی که با او است – که امیر المومنین (ع) جمع کرد، یعنی همان قرآنی که نزد حضرت حجت (ع) هست – اختلاف میشود، دلیل بر آن روایتی است که در روضه کافی به سند خود از حضرت ابوجعفر باقر (ع) درباره آیه: «وَلَقَدْ آتَیْنا مُوسَی الکِتابَ فَاخْتُلِفَ فِیهِ» (۵۴۰)؛ ما به موسی کتاب را دادیم پس در آن اختلاف شد. آمده که آن حضرت فرمود: در آن اختلاف کردند همچنان که این امت در کتاب اختلاف نمودند، و در کتابی که با قائم هست نیز اختلاف خواهند کرد تا جایی که مردم بسیاری آن را منکر خواهند شد، که آنها را پیش میکشد و گردنشان را میزند.(۵۴۱)
و در بحار از شیخ طوسی به سند خود از حضرت امام صادق (ع) مروی است که فرمود: اصحاب موسی به نهری آزمایش شدند و این همان است که خداوند تعالی میفرماید: «إِنَ اللَهَ مُبْتَلِیکُمْ بِنَهَرٍ» (۵۴۲)؛ همانا خداوند شما را به نهر آبی خواهد آزمود. اصحاب قائم (ع) نیز به مانند آن مبتلا خواهند شد.(۵۴۳)
موسی (ع) ؛ خداوند متعال او را عصایی عنایت فرمود، و آن را معجزه آن جناب قرار داد. قائم (ع) ، به همان عصا اختصاص یافته است، چنانکه در کمال الدین از حضرت ابوجعفر باقر (ع) آمده که فرمود: عصای موسی از آن آدم بود، سپس به شعیب رسید و آنگاه به موسی بن عمران رسید، آن عصا نزد ما است و من آن را پیشتر دیدهام، سبز رنگ است به همان وضعی که از درختش گرفته شده، و اگر استنطاق شود سخن میگوید، برای قائم ما (ع) آماده شده، به وسیله آن همان کارها را انجام دهد که موسی انجام میداد، و هرچه مامور شود انجام میدهد، و هر کجا افکنده شود با زبان خود نیرنگهای دشمنان را برمیگیرد.(۵۴۴)
و فاضل مجلسی در مجلد سیزدهم بحار به نقل از کتاب بصائر الدرجات همین روایت را آورده و در آن آمده است: برای قائم ما (ع) آماده شده تا هر آنچه موسی (ع) انجام میداد با آن عصا انجام دهد، و آن میترساند و آنچه نیرنگ و جادو کنند میبلعد و آنچه امر شود انجام میدهد و به هر سوی که رو کند خدعه ها را میگیرد [و خنثی میکند] دو لب – یا دو سر – دارد یکی در زمین و دیگری بالا که بین آنها چهل ذراع است، با زبان خود نیرنگهای دشمنان را برمیگیرد.(۵۴۵)
نظیر همین روایت را ثقه الاسلام کلینی در کافی آورده است.(۵۴۶)
و در کتاب تذکره الائمه منسوب به فاضل مجلسی – که هنوز نسبتش برایم ثابت نشده – از محمد بن زید کوفی روایت است که امام صادق (ع) فرمود: مردی از اهل فارس به نزد حضرت قائم (ع) میآید و از او معجزه موسی (ع) را درخواست میکند، پس آن حضرت عصا را میافکند و به صورت اژدها درمیآید، آن مرد میگوید: این سحر است. پس عصا – به امری شبیه امر موسی (ع) – آن مرد را میبلعد.
تذکر
اینجا مناسب است درباره آن عصا و اوصاف آن مطالبی بیاوریم، عالم فاضل بزرگوار مجلسی در مجلد پنجم بحار از کتاب عرایس المجالس ثعلبی نقل کرده که گفت: در نام عصا اختلاف است، ابن جُبیر گفته: اسمش ما شاء اللَه است، و مقاتل گفته: نامش نفعه است و بعضی: غیاث، و بعضی دیگر: علیق گفتهاند.
و اما وصف آن و حوائجی که در آن برای موسی (ع) بود، آگاهان به علم گذشتگان چنین گفتهاند: عصای موسی دو سر داشت که بیخ هر یک از آنها کژی داشت و نیزه آهنینی در انتهایش بود، پس هرگاه موسی (ع) شب هنگام به بیابانی وارد میشد و مهتاب نبود، دو سر عصا تا آنجا که چشم کار میکرد روشنایی میداد، هرگاه با کمبود آب مواجه میشد، آن را در چاه وارد میکرد که تا ژرفای چاه امتداد مییافت، و سر آن مانند دلو میشد، و هر وقت به غذا نیاز داشت، با عصای خود به زمین میکوفت خوردنیها از آن بیرون میآمد و چنان بود که هرگاه میوهای اشتها میکرد آن را در زمین مینشاند، پس غنچههای همان درختی که موسی اشتها کرده بود در آن ظاهر میشد و همان موقع میوه میداد. و گفته میشود که عصای موسی از چوب بادام بود، هرگاه گرسنه میشد آن را در زمین مینشاند برگ و میوه میداد، و از آن بادام میخورد، و هرگاه با دشمن خود مقاتله میکرد بر دو شاخه عصا دو مار آشکار میشد که با هم نبرد میکردند، عصا را بر کوه سخت ناهموار میزد و نیز به درختها و خارها و گیاهان میزد راه باز میشد، و هر وقت میخواست از رودی بدون کشتی عبور کند عصا را بر آن میزد، راه وسیعی برایش باز میشد که در آن میرفت.
و آن حضرت – که درود خداوند بر او باد – گاهی از یک شاخه عصا شیر مینوشید و از دیگرش عسل، و چون در راه خسته میشد بر آن مینشست که به هر کجا میخواست بدون دویدن و پا زدن او را میرساند، و نیز راه را نشانش میداد و با دشمنانش مقابله میکرد، هنگامی که موسی (ع) به بوی خوش نیازمند میشد، از آن عصا بوی خوشی بیرون میزد تا جایی که لباسهای او را خوشبو میکرد، اگر در راهی بود که دزدانی داشت که مردم از آنها ترس داشتند، عصا با او تکلم میکرد و به او میگفت: به فلان سمت راهت را تغییر ده. به وسیله آن برگهای درختان را بر گوسفندان خود فرو میریخت، با آن درندگان و مارها و حشرات را از خود دفع میکرد. چون به سفر میرفت آن را بر گرده مینهاد و وسائل و لباس و غذا و آب و … را به آن میآویخت.(۵۴۷) تا آخر آنچه ذکر کرده که آوردن آنها لزومی ندارد، و این مقدار را که آوردیم برای این بود که این عصا در این زمان متعلق و مخصوص به مولا و آقای ما حضرت مهدی – صلوات اللَه علیه – میباشد، چنانکه اخبار حاکی از این امر میباشد.
و در مجلد سیزدهم بحار به نقل از نعمانی به سند خود از حضرت ابی عبد اللَه صادق (ع) آمده که فرمود: عصای موسی چوب «آس» و از درخت بهشتی است که وقتی خواست به مدین برود جبرئیل آن را برایش آورد، و آن عصا با تابوت آدم در دریاچه طبریه است، نه میپوسند و نه تغییر مییابند، تا آنکه قائم (ع) آنها را هنگام قیامش بیرون آورد.(۵۴۸)
موسی (ع) با ترس از مصر فرار کرد، خداوند – عزوجل – به نقل از او میفرماید: «فَفَرَرْتُ مِنْکُمْ لَما خِفْتُکُمْ» (۵۴۹)؛ پس آنگاه که از [کیفر]شما بیمناک شدم از شما گریختم. قائم (ع) نیز، از ترس اشرار از شهرها گریخت و در بیابانهای بیآب و علف مسکن گزید، با وجود این نزد مردم میآید، و در میان آنها راه میرود و از احوالشان باخبر میشود، در حالی که آنها حضرتش را نمیشناسند – چنانکه گذشت -. هنگام ظهورش نیز به خاطر ترس از سفیانی از مدینه فرار خواهد کرد. دلیل بر آن، روایتی است که در بحار و غیر آن از حضرت ابوجعفر باقر (ع) منقول است که درباره سفیانی – لعنه اللَه – فرمود: و سفیانی گروهی را به مدینه میفرستد، پس مهدی (ع) از آنجا به سوی مکه فرار میکند، به امیر ارتش سفیانی خبر میرسد که مهدی (ع) به سوی مکه رفته، لشکری در تعقیب آن حضرت میفرستد ولی به آن جناب نمیرسند، تا اینکه قائم (ع) هراسان و ترسان – به روش موسی بن عمران – وارد مکه میشود و امیر ارتش سفیانی در بیابان بیداء فرود میآید، و جارچی از سوی آسمان به آن بیابان خطاب میکند که: «یا بَیْداءُ! اَبْیِدی القَوْمَ»؛ ای صحرای بیداء! این گروه را نابود کن، پس زمین آنها را فرو میبرد و فقط سه نفر از آنها باقی میمانند که خداوند چهره هایشان را به پشت باز میگرداند و آنها از قبیله کلب هستند، و درباره آنها این آیه نازل شده: «یا اَیُهَا الَذِینَ اُوتُوا الکِتابَ آمِنُوا بِما نَزَلْنا مُصَدِقاً لِما مَعَکُمْ مِنْ قَبْلِ اَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَها عَلی اَدْبارِها» (۵۵۰)؛ ای کسانی که کتاب به ایشان داده شده، به آنچه فرو فرستاده ایم و تصدیق کننده نشانه هایی است که همراه شما است ایمان آورید پیش از آنکه چهرههایی را محو کنیم آنگاه به پشت سر باز گردانیم.(۵۵۱)
موسی (ع) ؛ خداوند دشمنش – قارون – را به زمین فرو برد، چنانکه خداوند – عزوجل – میفرماید: «فَخَسَفْنا بِهِ وَبِدارِهِ الاَرْضَ» (۵۵۲)؛ پس او و خانهاش را در زمین فرو بردیم. قائم (ع) نیز، – چنانکه گذشت – خداوند متعال دشمنانش – لشکر سفیانی – را به زمین فرو خواهد برد.
موسی (ع) ؛ چون دستش را برمیآورد میدرخشید و سفیدی آن بینندگان را خیره میساخت … (۵۵۳) قائم (ع) نیز، نورش میدرخشد تا جایی که مردم از نور آفتاب و ماه بینیاز شوند که ان شاء اللَه تعالی در بحث نور آن حضرت مطالبی در این باره خواهد آمد.
موسی (ع) ؛ از سنگ برایش دوازده چشمه جوشید. قائم (ع) نیز، در بحار به نقل از نعمانی به سند خود از حضرت ابوجعفر باقر (ع) آمده که فرمود: هرگاه قائم (ع) ظهور نماید با پرچم رسول خدا(ص) و انگشتری سلیمان و سنگ و عصای موسی قیام خواهد کرد، پس دستور میدهد که منادی آن حضرت اعلام کند: هیچ کس از شما آب و غذا و علوفه برندارد. اصحاب آن حضرت میگویند: میخواهد ما و چهار پایان مان را از گرسنگی و تشنگی بکشد! پس آن حضرت حرکت میکند، اصحاب هم در خدمتش حرکت میکنند، و اولین منزلی که فرود میآید به سنگ میزند از آن غذا و آب و علوفه بیرون میآید، پس از آن میخورند و میآشامند و چهارپایان را نیز علوفه میدهند تا در پشت کوفه به نجف برسند.(۵۵۴)
و در کمال الدین از آن حضرت (امام باقر (ع) ) آمده که فرمود: چون قائم (ع) از مکه خروج نماید، سخنگوی آن حضرت بانگ میزند: احدی خوردنی و آشامیدنی با خود برندارد، و با خود سنگ موسی بن عمران را برمیدارد که بار شتری است و هیچ منزلی فرود نیایند مگر آنکه از آن سنگ چشمهها برآید، پس هرکه گرسنه باشد سیر و هرکه تشنه باشد سیراب خواهد شد، چهارپایانشان هم سیر و سیراب میشود تا اینکه به نجف در پشت کوفه فرود آیند.(۵۵۵)
میگویم: ثقه الاسلام کلینیرحمه الله در اصول کافی نظیر همین روایت را از امام صادق از پدرش (ع) با اندک تفاوتی آورده است.(۵۵۶)
و در خرایج از امام صادق از پدرش (ع) آورده که فرمود: چون قائم (ع) در مکه قیام کند و بخواهد به کوفه برود، سخنگوی آن حضرت ندا میکند: کسی از شما خوردنی و آشامیدنی برندارد، و آن حضرت سنگ موسی بن عمران را – که از آن دوازده چشمه جوشید – با خود برمیدارد، پس به هیچ منزلی فرود نیاید مگر اینکه آن را نصب فرماید و چشمهها از آن جوشد، پس هرکه گرسنه باشد سیر و هرکه تشنه باشد سیراب میگردد و همین توشه آنها خواهد بود تا به نجف برسند – پیشتر از کوفه – و چون به آنجا فرود آیند آب و شیر از آن پیوسته جاری خواهد بود، هرکه گرسنه باشد سیر و هرکه تشنه باشد سیراب میگردند.(۵۵۷)
موسی (ع) ؛ فرعون برای رسیدن به او افراد بسیاری را کشت، ولی آنچه خدا خواست همان شد. قائم (ع) نیز، فرعونهای زمان ائمه اطهار(ع) به منظور قتل حضرتش چه بسیار از فرزندان پیغمبر(ص) را کشتند، چنانکه در کمال الدین از امام صادق (ع) ضمن حدیثی طولانی در بیان شباهت آن حضرت به موسی (ع) چنین آمده: وقتی فرعون مطلع شد که زوال و نابودی حکومتش بر دست او (موسی) است دستور داد کاهنان را حاضر کنند، پس آنها او را بر نسب براندازنده حکومتش دلالت کردند، و اینکه آن شخص از بنی اسرائیل است، پس پیوسته دستور میداد که شکم زنان باردار بنی اسرائیل را پاره کنند تا آنجا که بیست و چند هزار نوزاد را کشت ولی نتوانست به موسی دست یابد، زیرا که خداوند – تبارک و تعالی – او را حفظ کرد، و همینطور بنیامیه و بنی العباس وقتی دانستند که سقوط سلطنت و ریاست اُمرا و جباران شان به دست قائم ما خواهد بود، به دشمنی ما پرداختند و شمشیرهای خود را در کشتن آل رسول(ص) و نابود کردن نسل آن حضرت به کار گرفتند به طمع اینکه به قتل قائم (ع) دست یابند. البته خداوند – عزوجل – نمیپذیرد که امر خود را برای یکی از ستمکاران فاش نماید، مگر اینکه نور خود را به کمال رساند هرچند که مشرکین را خوش نیاید.(۵۵۸) این حدیث طولانی در بخش هشتم خواهدآمد.
موسی (ع) ؛ خداوند در یک شب امرش را اصلاح فرمود. قائم (ع) نیز، خداوند در یک شب امرش را اصلاح خواهد کرد، چنانکه در کمال الدین از حضرت امام جواد (ع) در وصف حضرت قائم (ع) روایت شده فرمود: و به تحقیق که خداوند تبارک و تعالی امر او را در یک شب اصلاح خواهد کرد، همچنان که امر کلیم خود موسی (ع) را در یک شب اصلاح فرمود که برای برگرفتن آتش برای خانوادهاش رفت ولی در حالی که به پیغمبری و رسالت مبعوث شده بود، بازگشت.(۵۵۹) و ان شاء اللَه این حدیث به طور کامل در بخش هشتم خواهد آمد.
موسی (ع) ؛ خداوند متعال به منظور امتحان قومش ظهور آن حضرت را تاخیر انداخت، تا کسانی که گوساله پرستیدند از کسانی که خدای – عزوجل – را پرستیدند، جدا شوند. قائم (ع) نیز، خداوند به همین منظور ظهورش را به تاخیر انداخته است، که مطالبی در این باره گذشت.
برگرفته از کتاب ویژگی های امام زمان علیه السلام نوشته: سید محمد تقی موسوی اصفهانی"

بخشهایی از مطالب بالا مربوط به سایت تخصص مهدویت شناسی .