إِلَهِي عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ يَا مَوْلانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ یان چاپ -->
بسللیم

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

Image result for ‫ایت الله سیستانی‬‎ Image result for ‫ایت الله بهجت‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎
آخرین نظرات

یاد مرگ از دیدگاه قرآن و معصومین علیهم السلام

پنجشنبه, ۲۳ فروردين ۱۳۹۷، ۱۱:۱۶ ق.ظ


بهشت و جهنم








یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَیُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَیُحْیِی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَکَذَٰلِکَ تُخْرَجُونَ ﴿الروم: ١٩﴾ 

زنده را از مرده بیرون مى‌آورد، و مرده را از زنده بیرون مى‌آورد، و زمین را بعد از مرگش زنده مى‌سازد؛ و بدین گونه [از گورها] بیرون آورده مى‌شوید

إِنَّکَ مَیِّتٌ وَإِنَّهُم مَّیِّتُونَ ﴿الزمر: ٣٠﴾ 

قطعاً تو خواهى مُرد، و آنان [نیز] خواهند مُرد؛
قرآن از مرگ با تعابیر مختلفی یاد کرده است
:

1. چشیدن: «کُلُّ نَفْسٍ ذَآئِقَةُ الْمَوْتِ ... ؛ هر جاندارى (به ناچار) چشنده مرگ است ،...» اگر انسان به کلی نابود و فانی شود، دیگر چشیدن معنایی نخواهد داشت.

2. توّفی: این تعبیر در مورد مرگ در حدود دوازده بار به کار رفته است که به معنای دریافت کامل است و از آنجا که خداوند دریافت‌ کننده است، مرگ به معنای بازگشت به سوی خداوند خواهد بود.

3. آیاتی که از مرگ به رجوع و سیر به سوی خداوند تعبیر کرده است: «إِلَى رَبِّکَ یَوْمَئِذٍ الْمَسَاقُ ؛در آن روز (روز مرگ) سوق و حرکت به سوى پروردگار توست (از ملاقات برزخى، قیامت، حضور در محکمه، محاکمه تا بهشت یا جهنم)» این آیات نیز گواه نابود نشدن انسان با مرگ است.

4. تشبیه مرگ به خواب و استعمال توفی در مورد هر دو گواه بر این حقیقت است که انسان هم‌چنان که می‌خوابد، نیست و نابود نمی‌شود؛ با مرگ نیز از بین نمی‌رود.

در سخنی از امام باقر(علیه السلام) آمده است: «مرگ، همان خوابى است که هر شب به سراغتان مى‏آید؛ با این تفاوت که مدتش طولانى است»

و در حدیثی زیبا از امام معصوم علیه السلام که میفرمایند:( حُبُّ الدنیا رَأسُ کلِّ خَطیئةِ)
چرا از مرگ غافلیم این حدیث زیبا و فرمایش امام معصوم ع وضع حال ما را مشخص میکند ما متاع آخرت را به مقدار بی چیزی از دنیا فروختیم
  از عـلى بـن الحـسـیـن پـرسـیـدنـد، کـدام عـمـل نـزد خـداى عـزوجـل بـهـتـر اسـت ؟ فـرمـود: هـیـچ عـمـلى بـعـد از مـعـرفـت خـداى عـزوجـل و رسـولش بـهـتـر از بـغض دنیا نیست ، و براى آن شعبه هاى بسیاریست و براى گناهان (نافرمانیهاى خدا) شعبه هاى بسیاریست :
نـخـسـتـیـن نـافـرمـانى که خدا را نمودند تکبر بود و آن نافرمانى شیطان بود، زمانیکه سرپیچى و گردنفرزاى کرد از کافران گشت .و دیـگـر حـرص اسـت کـه نـافـرمـانـى آدم و حـوا بـود، زمـانـیـکـه خـداى عـزوجـل بـآنها فرمود: (((از هر چه خواهید بخورید ولى باین درخت نزدیک مى شود که از ستمکاران باشید، آیه 25 از سوره بقره))) پس آدم و حوّا چیزى را گرفتند که بدان احتیاج نداشتند، و ایـن خـصـلت تـا روز قـیـامـت در ذریه آنها رخنه کرد، از اینرو بیشتر آنچه را آدمیزاد مى طلبید بدان احتیاج ندارد.
و دیـگـر حـسـد اسـت کـه نـافـرمـانـى پـسـر آدم (قـابـیـل ) بـود، زمـانـیـکـه بـه برادرش (هـابـیل ) حسد برد و او را کشت ، و از این نافرمانیها دوستى زنان و دوستى دنیا و دوستى ریـاست و دوستى استراحت(راحت طلبی) و دوستى سخن گفتن(زیاده گویی) و دوستى سرورى(برتری طلبی) و ثروت منشعب گشت ، و اینها هفت خصلت است که همگى در دوستى دنیا گرد آمده اند، از اینرو پیغمبران و دانشمندان بـعـد از شناختن این مطلب گفتند: دوستى دنیا سَرِ هر خطا و گناه است
( حُبُّ الدنیا رَأسُ کلِّ خَطیئةِ) و دنیا دو گونه است : دنـیـاى رساننده و دنیاى ملعون (یعنى دنیایکه انسانرا بطاعت و قرب خدا مى رساند بقدر کفاف است که آن ممدوح و پسندیده است و دنیایکه بیش از مقدار کفاف و زیادتر از احتیاجست که آن مایه لعنت و دورى از رحمت خداست. اصول کافى ج : 3 ص : 197 روایة : 11 )_( الکافی، ج 2، ص: 317)}
از فرمایشات امیر المومنین مولای متقیان ع:

«فاحذروا عباد الله الموت و قربه، و أعدّوا له عدّته، فإنّه یأتی بامرٍ عظیم، و خطبٍ جلیل، بخیرٍ لا یکون معه شرٌّ أبداً، أو شرٍّ لا یکون معه خیرٌ أبداً، فمن أقرب إلی الجنة من عاملها؟! و من أقرب إلی النار من عاملها؟!»

ترجمه: ای بندگان خدا! از مرگ و نزدیک بودنش بترسید، و آمادگی های لازم را برای مرگ فراهم کنید، که مرگ جریانی بزرگ و مشکلی سنگین به همراه خواهد آورد: یا خیری که پس از آن شرّی وجود نخواهد داشت، و یا شرّی که هرگز نیکی با آن نخواهد بود!

پس چه کسی از عمل کننده برای بهشت، به بهشت نزدیک تر؟ و چه کسی از عمل کننده برای آتش، به آتش نزدیکتر است؟

توجه داشته باشیم که مسافرت از این دنیا، مسیری پر پیچ و خم، با گردنه‌های بسیار سخت است که هر چه بار دلبستگی‌ها و تعلقات دنیایی انسان کمتر باشد، و هر چه کوله بار گناه انسان سبک‌تر باشد، حرکت در این مسیر برای او آسانتر خواهد بود. پس چیزی که کوله بار انسان را سنگین می‌کند دلبستگی‌های او به دنیا و چیز‌هایی که درون آن است می‌باشد.

علاقه به مال، فرزند، خانه و ماشین، مقام و مکنت و ... همگی باعث وابستگی به دنیا شده و به طبع باعث سنگینی کوله انسان می‌شود که دل کندن از دنیا را برای انسان سخت و سخت‌تر می‌کند.

نقل است در زمان حیات شریف رسول گرامی اسلام( ص) :

عمر و بن معدی کرب که از شجاعان نامی عرب است و فتوحات زیادی در تاریخ اسلام به او نسبت می دهند، وقتی هنوز مشرک بود و مسلمان نشده بود، خدمت رسول خدا  (صلی الله علیه و آله) آمد، حضرت او را به اسلام دعوت کرد و به او فرمود: ای عمرو اسلام بیاور تا خدا تو را از فزع اکبر در امان بدارد. (فزع اکبر یعنی ترسی که بزرگترین ترس ها است.)

عمرو در جواب گفت: فزع اکبر کدام است ای محمد؟! من به قدری قوی دل هستم که از هیچ چیز ترسناکی نمی ترسم. حضرت فرمود: ای عمرو چنین نیست که تو گمان می کنی. همانا قیامت صیحه ای زده می شود بر مردم، صیحه ای که باقی نمی ماند مرده ای مگر اینکه زنده شود و نماند زنده ای مگر اینکه بمیرد مگر کسانی که خدا نخواسته باشد که بمیرند، سپس یک صیحه ی دیگر بر آنها زده می شود که تمام آنها زنده می شوند و صف می کشند و آسمان شکافته شده و کوه‌ها متلاشی و پراکنده می شود، پس هیچ صاحب روحی نیست مگر آنکه دلش کنده شده و گناهش را یاد می کند... پس کجایی ای عمرو؟! [خلاصه آنقدر حضرت پیرامون قیامت توضیح داد که] یک موقع دیدند عمرو لرزه ای به اندامش افتاد و عرض کرد چه کنم برای چنین روزی که در پیش داریم؟! حضرت فرمود: بگو «لا اله الا الله»، عمرو گفت و در همان جا به همراه قومش مسلمان شدند.

قال علی علیه السلام :خلق الآجال فأطالها و قصّرها، و قدّمها و أخّرها، و وصل بالموت أسبابها، و جعله خالجا لاشطانها، و قاطعا لمرائر أقرانها.
مدت عمر هر کس را بیافرید و مقدر و معین کرد، پس آن را طولانى و کوتاه و مقدم و مؤخر قرار داد. براى مرگ هر موجودى سبب ها و علت هایى همراه نمود، و مرگ را کِشنده ریسمان هاى طولانى و قطع کننده بندهاى بسیار محکم زندگى قرار داد.

امیر بیان علی (علیه السلام) در این فراز از کلام نورانی خویش موضوع نزدیکی مرگ را به همگان گوشزد نموده و مردم را به ترس از آن و مهیا سازی خود برای مواجه شدن با آن  لحظه ی خطیر دعوت نموده است.

تذکر امیر متقیان علی (علیه السلام) از این جهت است که در نظام زیبای آفرینش، مرگ جزء لا ینفک زندگی موجودات زنده عالم بوده، به گونه ای که هیچ جنبنده ای در این دار فانی وجود ندارد، مگر اینکه عاقبت در چنگال مرگ اسیر خواهد شد.

خداوند بی مثال در کلام نورانی خود، این حقیقت را به خوبی بازگو نموده و در این باره به زیبایی می فرماید: (کل نفس ذائقة الموت)2

بنابراین مرگ حقیقتی است انکار ناپذیر، و پدیده ای است عمومی که تمام موجودات عالم هستی – اعم از ضعیف و قوی – باید در مقابلش سر تسلیم فرود آورده و از آن با جان و دل استقبال نماییم.

از مرگ پیشى بگیرید!

بادروا الموت الذى ان هربتم منه أدرککم، و ان أقمتم أخذکم، و ان نسیتموه ذکرکم.
بر مرگ پیشى گیرید، زیرا که اگر بگریزید شما را دریابد و اگر برجا بمانید، شما را مى گیرد و اگر فراموشش کنید شما را به یاد آورد.

 رسیدن به مرگ

و الله ما فجأنى من الموت وارد کرهته، ولا طالع أنکرته، و ما کنت الا کقارب ورد، وطالب وجد.
قسم به خدا، هیچ چیز مانند مرگ نیست که ناگهان به من برسد و من از آن کراهت داشته باشم و چیزى از آن بر من آشکار نمى گردد که آن را نشناخته و از آن امتناع داشته باشم. من در رسیدن به مرگ، مانند کسى هستم که هنگام شب تشنگى بر او چیره شده و اکنون به آب رسیده که در آرزوى چیزى است و اینک مطلوب خود را یافته است.

در  روایات است که یاد مرگ :
 
یاد مرگ رضایت از زندگی را بیشتر می کند.
 
یاد مرگ باعث رضایت به آنچه خدا داده می شود. حرص نمی زند.
 
یاد مرگ تحمل مصائب را آسان می کند. جزع و فزع نمی کند.
 
یاد مرگ شعله های سرکش شهوت را خاموش می کند.
 
یاد مرگ از قساوت قلب جلوگیری می کند.
 
یاد مرگ انسان را مهربان می کند.
و امیر المومنین ع فرمودند :
فَلُو مَثَّلْتَهُمْ بِعَقْلِکَ اُو کُشِفَ عَنهُمْ مَحجُوبُ الغِطاءِ لَکَ. یا باید پرده کنار برود، ببینید در گور چه خبر است؛ نظیر حارثه بن مالک. یا باید مثل حکماء و اهل معرفت و برهان، بفهمی‌که آنجا یقیناً خبری‌ هست. اگر راه شهود نبود مثل راه حارثه بن مالک یا راه اُویس قَرَن؛ و اگر راه حکمت نبود، راه برهان نبود؛ لاأقل گوش بدهید ببینید که اهل نقل چه می‌گویند! یا تمثّل عقلی، یا شهود قلبی. فَلُو مَثَّلْتَهُمْ بِعَقْلِکَ، می‌شود راه برهانی؛ اُو کُشِفَ عَنهُمْ مَحجُوبُ الغِطاءِ لَکَ، می‌شود راه شهود؛ هر دو راه هم ممکن است.

 فرمود: اگر کسی‌ اهل برهان بود، این مطالب را می‌فهمد؛ اهل وجدان و شهود بود، این مطالب را می‌فهمد. اگر هیچ کدام نبود، باید گوش بدهد ببیند معصومین چه می‌گویند. فرمود: لُومَثَّلْتَهُمْ بِعَقلِکَ اُو کُشِفَ عَنهُم‎ْ مَحجُوبُ الغِطاءِ لَکَ وَ قَدِ ارْتَسَخَتْ اَسماعُهُمْ بِالهَوامِّ فَاسْتَکَّت؛ «هَوام»یعنی‌ این حیوانات زیر زمینی، همه این حیوانات زیر زمینی‌ حمله کردند به این لاشه و در گوش هایش رفتند و همه دارند از گوشهایش تغذیه می‌کنند؛ می‌بیند گوشش دیگر شنوا نیست. وَ اکْتَحَلَتْ اَبصارُهُمْ بِالتُّرابِ فَخَسَفَت. چشم‌های‌ او را سُرمه کشیدند، امّا با خاک گور! دیگر خسوف گرفته. همانطوری‌ که خسوف و کسوف درباره شمس و قمر هست، درباره چشم و گوش هم هست.

 وَ تَقَطَّعَتِ الاَلْسِنَهُ فِی‌ اَفواهِهِمْ بَعدَ ذَلاقَتِهَا؛ این زبان‌های‌ گویای‌ آنها بعد از اینکه ذَلِق و روان بود، الآن دیگر گُم شده. وَ هَمَدَتِ القُلُوبُ فِی‌ صُدُورِهِمْ بَعدَ یَقَظَتِهَا؛ «یَقَظَه»یعنی‌ بیداری. این دلهایشان قبلاً خیلی‌ چیز می‌توانست بفهمد؛ الآن دیگر به خواب رفته، هیچ چیز نمی‌فهمد! وَ عاثَ فِی‌ کُلِّ جَارِحَهٍ مِنهُمْ جَدیدُ بِلَی‌ سَمَّجَهَا. در تمام اعضای‌ اینها یک آفت جدیدی‌ آمد که این را سِمِج کرده، « سِمِج » یعنی‌ سخت. افراد خشن را که می‌گویند سِمِج، از همین باب است. « سَمَّجَهُ » یعنی‌ جَعَلَهُ سَمِجاً. اینها را کار سخت کرده، حرفی‌ در او اثر ندارد. وَ سَهَّلَ طُرُقَ الآفَهِ اِلیهَا؛ همه آفت ها را به این بدن راه داده و آسیب‌رسانی‌ اش را آسان کرده. قبلاً می‌توانست دفاع بکند، الآن چه دفاعی‌ از خود می‌کند ؟!

 مُستَسْلِماتٌ فَلا اَیدٍ تَدْفَعُ وَ لا قُلُوبٌ تَجزَعُ؛ فرمود: تابع محضند، او منتظر است که از هر طرف حیوانات بیایند و او را تغذیه بکنند، هیچ قدرت دفاع ندارد. لَرَأیتَ اَشجانُ قُلُوبٍ وَ اَقذاءُ عُیُون؛ آنگاه می‌فهمید دل درد و غصّه چیست و رنج واشک چیست؛ اینها را می‌فهمید. بعد فرمود: لَهُمْ فِی‌ کُلِّ فَظاعَهٍ صِفَهُ حالٍ لا تَنتَقِلْ وَ غَمرَهٌ لا تَنْجَلِی‌ فَکَمْ اَکَلَتِ الأرضُ مِنْ عَزیزِ جَسَدٍ وَ اَنیقِ لُونٍ کانَ فِی‌ الدُّنیا غَذِیَّ تَرَفٍ وَ رَبیبِ شَرَف؛آن که بارها و ساعت‌ها کنار آینه می‌ایستاد تا موی‌ سرش را فلان کار بکند، الآن طعمه این و آن شده!

نتیجه اعمال ما، بهشت یا جهنم؟!

امیر متقیان بعد از اینکه مردم را به آمادگی لازم برای مواجه شدن با لحظه ی مرگ دعوت می نماید، به نقش بسیار مهم اعمال و رفتار آدمی در سرنوشت اخروی او پرداخته و پیرامون این امر می فرماید: (فمن أقرب إلی الجنة من عاملها؟! و من اقرب الی النار من عاملها؟!). پس چه کسی از عمل کننده برای بهشت، به بهشت نزدیکتر و چه کسی از عمل کننده برای آتش به آتش نزدیکتر است؟!

قیامت در پیش است!

امیر متقیان علی (علیه السلام) فرمودند، از امر عظیمی که پدیده مرگ به همراه دارد خبر داده و در این باره فرمود: (فإنه یأتی بأمر عظیم، و خطب جلیل). همانا مرگ امری عظیم و حادثه ای بزرگ به همراه خواهد آورد.

أن الموت هادم لذاتکم، و مکدر شهواتکم، و مباعد طیاتکم، زائر غیر محبوب، و قرن غیر مغلوب، و واتر غیر مطلوب. قد أعلقتکم حبائله و تکنفتکم غوائله، و أقصدتکم معابله و عظمت فیکم سطوته و تتابعت علیکم عدوته، و قلت عنکم نبوته. فیوشک أن تغشا کم دواجى ظلله و احتدام علله.
مرگ لذت ها و خوشى هاى شما را از میان مى برد و آرزوهاى شما را تیره و تار مى سازد و میان شما و هدف هایتان فاصله مى اندازد، دیدار کننده اى است که هیچ کس او را دوست ندارد و مبارزى است که هرگز شکست نمى خورد و جنایتکارى است که هرگز بازخواست نمى شود. هم اکنون بندهاى دام خویش را (به دست و پاى) شما انداخته. نزدیک است که تاریکى سایه هاى مرگ و شدت دردهاى آن شما را فرا گیرد.

در کلام نورانی امیر ع در نهج البلاغه  در خصوص بهشت و جهنم این مطلب است که آفرینش بهشت و جهنم ارتباط تنگاتنگی با اعمال و رفتار آدمی داشته، به گونه ای که با صرف نظر از اعمال و رفتار او، چنین آفرینشی هرگز توسط حضرت حق انجام نمی پذیرفت. زیرا ما به این عقیده ایم که پروردگار عالم، آفریدگاری عادل و حکیم بوده و عدالت او در حدی است که ذره ای ظلم و ستم در حق بندگانش روا نمی دارد، و از طرفی آنچه ما از خداوند بی مثال می دانیم، آن است که آن یگانه خالق هستی، عنایت ویژه ای به انسان داشته و او را اشرف مخلوقات خود قرار داده و مقام بلند و رفیع خلافت و جانشینی خود را به او ارزانی داشته، مقامی که حتّی فرشتگان آسمانی لیاقت دستیابی به آن را نداشته اند، پروردگار هستی در کلام نورانی خود با فخر و مباهاتی مثال زدنی، این مقام رفیع را به آنها گوشزد نموده و در این باره به زیبایی فرمود: (إنی جاعل فی الارض خلیفة)6. همانا من در روی زمین جانشینی برای خود قرار دادم.

 آفریدگار هستی، به هیچ وجه خوش ندارد انسانهایی را که با دست قدرت خود آفریده، در آتش قهر خود بسوزاند و از عذاب دردناک و آتش سوزان جهنم به آنها بچشاند. بنابراین این ما هستیم که قدر و منزلت سرمایه ی عظیم عمر خود را ندانسته و لحظات آن گنج گرانبها را صرف کارهای بیهوده نموده ایم، که چنین عملکردی نتیجه ای جزء آتش سوزان جهنم در پی نخواهد داشت، بنابراین اگر به سعادت ابدی خویش علاقمندیم و در زندگی به دنبال این هستیم که سرنوشتی زیبا را برای خود رقم بزنیم باید به فرامین حضرت حق و پیشوایان معصوم (صلوات الله علیهم اجمعین) گوش جان فرا داده و در سایه ی عمل به گفتار آنها آینده ای درخشان را برای خود به ارمغان آوردیم.

امیر متقیان از قیامت تعبیر به «امر عظیم» نموده، حکایت از عظمت و بزرگی حوادث آن روز هولناک دارد. خداوند بی مثال در وصف قیامت می فرماید: (ثقلت فی السماوات و الأرض لا تأتیکم الّا بغتة) قیامت در آسمان ها و زمین سنگین است و نمی آید سراغتان مگر به طور ناگهانی

اعمال نیک مصالح ساختمان بهشتی

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: در شب معراج وارد بهشت شدم فرشتگانی دیدم که بنایی می سازند، خشتی از طلا و خشتی از نقره، و گاهی هم از کار کردن دست می کشیدند. به ایشان گفتم: چرا گاهی کار می کنید و گاهی از کار دست می کشید؟

پاسخ دادند: منتظریم تا مصالحی برسد. پرسیدم: مصالحی که می خواهید چیست؟ گفتند: ذکر مؤمن که در دنیا می گوید: «سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر». هر وقت بگوید ما می سازیم و هر وقت خود داری کند، ما نیز خود داری می کنیم.
فکر بعد از مرگ باید بود. آنقدر پس از مرگ سخت است که علی علیه السلام اسم آنرا «قبة کئـودا» گذاشته است. «گردنه ای صعب العبور» است. در نامه ۳۱ آمده است: «أَنَّ أَمَامَکَ عَقَبَةً کَؤُوداً، الُمخِفُّ فِیهَا أَحْسَنُ حَالاً مِنَ الْمُثْقِلِ وَالْمُبْطِی‏ءُ عَلَیْهَا أَقْبَحُ حَالاً مِنَ الْمُسْرِعِ، وَ أَنَّ مَهْبِطَکَ بِهَا لاَ مَحَالَةَ إِمَّا عَلَى جَنَّةٍ أَوْ عَلَى نَارٍ، فَارْتَدْ لِنَفْسِکَ قَبْلَ نُزُولِکَ وَ وَطِّى‏ءِ الْمَنْزِلَ قَبْلَ حُلُولِکَ، فَلَیْسَ بَعْدَ الْمَوْتِ مُسْتَعْتَبٌ، وَ لاَ إِلَى الدُّنْیَا مُنْصَرَفٌ»؛ بدان که پیشاپیش تو گردنه اى دشوار است، سبک‌بار در بر شدن بدان آسوده تر از سنگین بار است، و کند رونده در پیمودن آن زشت حال تر از شتابنده، و فرود آمدن تو در آن مسیر بر بهشت یا دوزخ بود ناگزیر. پس پیش از فرود آمدنت براى خویش پیشروى روانه ساز و پیش از رسیدنت خانه را بپرداز. که پس از مرگ جاى عذر خواستن نیست، و نه راه به دنیا بازگشتن. «عَقَبَةً کَؤُوداً» می دانی یعنی چه؟ یعنی بعد از آن یا برای همیشه در جهنم هستی یا در بهشت! پس قبل از آن خودت را آماده کن. بمیری دیگر جای توبه نیست.
 
خطبه ۲۰۴ از خطبه هایی است که سید رضی در اولش نوشته: « و من کلام له ع کانَ کَثِیرا ما یُنادِی بِهِ اءَصْحابَهُ»؛ این جمله ها را علی خیلی برای یارانش تکرار می کرد و خیلی به یاد مرگ بود. می فرماید: « فَإِنَّ أَمَامَکُمْ عَقَبَةً کَئُوداً وَ مَنَازِلَ مَخُوفَةً مَهُولَةً لاَ بُدَّ مِنَ اَلْوُرُودِ عَلَیْهَا وَ اَلْوُقُوفِ عِنْدَهَا»؛ بدانید! بعد از مرگ گردنه های صعب العبور در پیش است و منازل ترسناک و تکان دهنده ای که هیچ کس نمی تواند در آنها نماند. پیامبر فرمود که مرگ سخت ترین چیزی است که بشر از اول خلقت با آن مواجه می شود ولی بعد از مرگ از آن هم سخت تر است.
 
مرحوم مجلسی در بحارالانوار نقل کرده است که یک روز جبرائیل با حالتی به هم ریخته خدمت پیامبر رسید. پیامبر علت را جویا شد. عرض کرد یا رسول الله چرا حال من اینطور نباشد در حالی که امروز جهنم را دیدم که چه اتفاقی قرار است رخ دهد. پیامبر فرمود مگر چه اتفاقی قرار است بیفتد. جبرائیل جواب داد: « و الذی بعثک بالحق نبیا لو أن مثل خرق إبرة خرج منها على أهل الارض لا حترقوا ّ عن آخرهم ، و لو أن رجلا دخل جهنم ثم أخرج منها لهلک أهل الارض جمیعا حین ینظرون إلیه ، لما یرون به ، و لو أن ذراعا من السلسلة التی ذکره الله تعالى فی کتابه ّ وضع على جمیع جبال الدنیا لذابت عن آخرها ، و لو أن بعض خزان جهنم التسعة»؛ قسم به خدایی که تو را به حق به رسالت مبعوث کرد، اگر به اندازه سوراخ سوزن در این دنیا به جهنم باز شود، همه انسان ها خواهند سوخت و اگر کسی وارد جهنم شود و فرض کنیم که نجات پیدا کند، تمام مردم روی زمین با دیدن این فرد، همگی از ترس جان می دهند و اگر از آن زنجیر آتش جهنم که خدا وصف کرده، یک حلقه را روی کوه ها بگذارند، تمام کوهستان ها آب می شود و اگر یکی از نگهبان های نوزده گانه جهنم به دنیا بیاید، همه مردم از ترس جان خواهند داد و اگر یک لباس از لباس های اهل جهنم را به این دنیا بیاورند، از بوی گند آن همه خفه خواهند شد. این اوضاع بعد از مرگ است.
 
در یک روایت دارد که وقتی حرف های جبرائیل به اینجا رسید، پیامبر به خاک افتاد و گریه کرد و جبرائیل هم به گریه افتاد. آنقدر گریه کردند که فرشته ای از آسمان صدا زد خدا شما را ایمنی داده است. خیال کسی نمی تواند راحت باشد مگر اینکه خدا به کسی ایمنی داده باشد. مطلب سوم یک نکته ظریف دیگر است. دقت کنید. نمی فرماید «اذِکْرَ الْمَوْتِ وَ مَا بَعْدَ الْمَوْتِ»؛ می فرماید «وَ اءَکْثِرْ ذِکْرَ الْمَوْتِ وَ مَا بَعْدَ الْمَوْتِ». نمی فرماید یاد مرگ و بعد از آن باشید. می فرماید «خیلی» به یاد مرگ باشید. این که گاهی یادت باشد کافی نیست. آن چیزی که جبرائیل گفته و پیامبر را بر زمین انداخته، چیزی نیست که انسان گهگاه یادش بیفتد. باید زیاد به یاد مرگ بود. یاد مرگ از آن چیزهایی است که زیاده روی در آن مطلوب است.