إِلَهِي عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ يَا مَوْلانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ یان چاپ -->
بسللیم

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

Image result for ‫ایت الله سیستانی‬‎ Image result for ‫ایت الله بهجت‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎
آخرین نظرات

پرچم های قبل از ظهور(سفیانی-یمانی-خراسانی)

شنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۰۴ ق.ظ

 

نتیجه تصویری برای مسیر حرکت خراسانی و یمانی و سفیانی
 

 

حضرت صاحب الزمان(عج) فرمودند:

به شیعیان و دوستان ما بگویید که خدا را به حق عمه ام حضرت زینب(س) قسم دهندکه فرج مرا نزدیک گرداند.

فرزند جگرخوار(از نوادگان هنده و ابوسفیان ) از وادی یابس( بیابان خشک) خروج کند. او مردی است میان قامت؛ بد قیافه؛ دارای سری بزرگ؛ با صورتی آبله گون؛ وقتی او را ببینی پنداری که یک چشم دارد؛ نامش عثمان و پدرش (عنبسه) و از فرزندان ابوسفیان است. او وارد سرزمینی آرام با آب گوارا شود و بر منبر آن قرار گیرد.( بحار ج  52 )ص ۲۰۵

پرچم های ویرانگر :

حال به پرچم های قبل از خروج سفیانی و شخصیت های قبل و بعد از خروج سفیانی می پردازیم تا تمام جریانات و بیرق هایی که در آن هنگام برافراشته می شوند برای مخاطبان مشخص شوند.

 

هنگام بررسی روایات با پرچم ها و جریان ها و نام های مختلفی مواجه می شویم که عبارتند از:

 

عوف سلمی ، شیصبانی ، ابقع ، اصهب ، ربیعی ، جرهمی ، بنی العبّاس ، قیسی ، حسنی ، اموی ، مروانی ، پرچمی از جزیره ، پرچمی از شام ، پرچم بربرها ، مُضِر ، بنی ذِنب الحِمار ، پرچم مغرب ، سفیانی .

 

حال با ذکر روایات مختلف قصد داریم این جریانات را بیشتر واکاوی کنیم تا بتوانیم هم موقعیت جغرافیایی این پرچم ها را مشخص کنیم و هم به زمان احتمالی خروج آنها برسیم تا بلکه از طریق این دانسته ها مخاطبان بتوانند به اطلاعات مناسبی جهت تشخیص این جریانات دست یابند.

بدیهی است پرچم های اصلی سه پرچم خراسانی یمانی و سفیانی است که از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند . و نبرد اصلی بین صاحبان این سه پرچم خواهد بود و البته دو پرچم یمانی و خراسانی برابر روایات محکم  از یاوران امام زمان عج خواهند بود و در مقابل سفیانی خواهند جنگید انشاءالله .

 

شیصبانی  :

 

در لغت معانى مختلفى براى شیصبان آورده اند از جمله: مورچه نر، لانه مورچگان، از اسامى شیطان و رهبر گروهى از پریان ( لسان العرب، ج 1 ص 495 ) مراد از «شیصبانى» در روایات اهل بیت (ع)، مردى از بنى العبّاس و یا مردى دشمن اهل بیت است، زیرا امامان معصوم (ع) بنى العبّاس را به بنى شیصبان تعبیر مى کردند و آن، نام مردى بدکردار یا گمنامى است که دشمنِ خود را به طور کنایه با این کلمه به کار برده اند . پس از آن که قدرت در دَست زمینه سازان خراسانى و طرفداران آنهاست، شیصبانى در عراق خروج مى کند.

( عصر ظهور على کورانى ص 134 )


 

جابر جعفى مى گوید: از امام باقر(ع) درباره سفیانى و خروج او پرسیدم، فرمود: قبل از خروج او، شیصبانى درکوفه خروج مى کند، آن چنان که یک باره لشکر انبوهى به دور او گرد مى آیند، بسان آب که از چشمه بجوشد، وهیأت اعزامى شما که به جنگ او روند کشته مى شوند، آن گاه منتظر خروج سفیانى و ظهور حضرت مهدى (ع) باشید.

 

( بحارالانوار ج52 ص 250 ) 

 

گفته مى شودکه منظور از شیصبانى، طغیان آب فرات از این منطقه است که خانه هاى کوفه و اطراف آن را مى پوشاند، ولى به نظر مى رسد که آن، رمز یکى از ستمگران باشد که بر عراق حکومت مى کند و دَمار از زندگى شیعیان در مى آورد. (روزگار رهایی ج 2، ص 1105 ) 

 

امام فرمودند: این چگونه است که پیش از سفیانی، شیصبانی از کوفه خروج می کند. او خون مؤمنان زیادی را بر زمین جاری می سازد.

( الغیبة نعمانی ص 302 )

 

در «غیبت نعمانی» از جابر جعفی از حضرت باقر علیه السلام سوال کرد از سفیانی، فرمود:

 

«کجاست برای شما سفیانی تا اینکه پیش از او خروج کند شیصبانی، خروج خواهد کرد از ارض کوفه به جوشد چنانکه آب از چشمه می جوشد و جمع شما و سران شما را بکشد، پس بعد از آن متوقع باشید سفیانی و خروج قائم علیه السلام را».

 

معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام: 268:3 ح 794، غیبت نعمانی: ص 204، بحار: 250:52 ب 25 ح 136.

 

اگر چه من روایت دیگری را پیرامون وی نیافتم اما همین روایت دارای چند نکته درباره این شخص می باشد از آن جمله:

الف. او به شیصبانی توصیف شده است که نسبت به شیصبان دارد و آن صفتی است که امامان علیه السلام از آن تعبیر به طاغوتها و اشرار می نمایند، بگونه ای که در شرح قاموس زبیری آمده است، شیصبان در اصل نام ابلیس ‍ و مورچه نر می باشد.
ب. اینکه او قبل از سفیانی خروج می کند، از روایت چنین برداشت می شود که بین او و سفیانی فاصله چندانی نیست و یا اینکه بلافاصله بعد از او سفیانی خروج خواهد کرد، بدلیل مفاد کلام امام باقر علیه السلام که فرمود: «بعد از او منتظر سفیانی باشید»
ج. محل خروج وی عراق است که به آن زمین کوفان نیز گفته می شود و یا اینکه در خود شهر کوفه است به هر حال خروج و یا انقلاب و یا حکومت او ناگهانی و غیر منتظره است «مانند آب که از زمین می جوشد» او انسانی است طغیانگر و خونریز که مؤمنان را به قتل می رساند و ظاهرا معنای جمله «و نمایندگان شما را می کشد» در کلام امام باقر علیه السلام این است که مؤمنین عالی رتبه ای را که معمولا پیشاپیش و در صدر هیئت نمایندگی حضور دارند بشهادت می رساند. چه اینکه گفته می شود و فد قبیله نمایندگان قبیله و یا و فد مدینه - نمایندگان شهر بمعانی صاحبان جاه و مقام و شخصیتهای آنان است البته احتمال هم دارد معنا این گونه باشد که هیئتهایی را که قصد زیارت بیت الله الحرام و امثال آن را دارند، به قتل می رساند.(

( عصر ظهور ، ص 182 ) 

 

در «بحار» این حدیث را از «غیبت نعمانی» نقل کرده اما به جای شیصبانی گفته تا اینکه خروج کند کسی که بعد از او سفیانی است تا آخر و گویا نسخه‌ی ایشان این طور بوده.

 

به هر حال اگر شیصبان باشد از حدیث حضرت صاحب علیه السلام به علی بن ابراهیم مهزیار معلوم می شود که بنی شیصبان کنایه از بنی العبّاس است،

 

معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام: 452:4 ح 5-1418: 432 ح 1868، کمال الدین: 469:2 ب 43 ح 23.

 

بلکه از خطبه لؤلؤۀ امیر المومنین علیه السلام تصریح است به اینکه ملوک بنی شیصبان، بنی العبّاس است.

 

معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام: 24:3 ح 579، بحار: 267:52 ب 25 ح 155.

 

بنابراین پس دو احتمال در حدیث می رود یکی آن که چون حدیث از حضرت باقر علیه السلام است و این خبر پیش از تاسیس دولت بنی العبّاس بوده پس ممکن است فرموده باشد هنوز بنی العبّاس ظاهر نشده اند، کو تا اینکه زمان سفیانی برسد.

 

و ممکن است حدیث برای بعد از ظهور ایشان باشد، در این صورت احتمال می رود که مراد همان بنی العبّاس باشد، پس اشاره به تجدید دولتشان باشد و احتمال می رود که مراد متمرد و متفرعن دیگری باشد که در شیطنت مانند ایشان است، زیرا که شیصبان نام شیطان و نام قبیله ای است از جن و به همین لحاظ بنی العبّاس را به بنی شیصبان ملقب ساخته اند.

 

 اینگونه که از روایات بدست آمد و در روایات آینده به آن خواهیم پرداخت محتمل است که شیصبانی از بنی العبّاس باشد که در عراق دست به کشتار خواهد زد و حاکمیت شیصبانی در عراق پیش از خروج سفیانی و بعد از برقراری حکومت مهیا گران مقدمات ظهور و پیروانشان خواهد بود ،ولی فاصله زمانی آن مشخص نشده است ولی از روایات بدست می آید که فاصله زیادی با خروج سفیانی ندارد.

 

 همچنین از روایت زیر نیز حضور بنی العبّاس در عراق برداشت می شود:

 

حضرت باقر علیه السلام فرمود:

 

«خراسانی و سفیانی بر ایشان(بنی العبّاس) خروج کند این از مشرق و آن از مغرب مانند دو اسب مسابقه و بر یکدیگر به سوی کوفه سبقت گیرند این از آنجا و آن از آنجا، تا اینکه هلاکت ایشان بر دست آن دو شود، آگاه باشید که خراسانی و سفیانی احدی از ایشان را باقی نخواهند گذاشت».

 

معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام: 254:3 ح 783، بحار: 232:52 ب 25 ح 96- ص 234 ب 25 ح 101، غیبت نعمانی: ص 173.

  عوف سلمی :

 

در مورد این شخص نیز روایتی در کتاب غیبت طوسی که آن هم از منابع درجه اول حدیث بشمار می رود وارد شده است.

حذلم بن بشیر از امام زین العابدین علیه السلام نقل کرده که گفت:

«به علی بن الحسین علیه السلام عرض کردم، کیفیت خروج حضرت مهدی علیه السلام را برایم توصیف نموده و دلائل و نشانه های ظهورش را به من بشناسان حضرت فرمود: قبل از ظهور او مردی بنام عوف سلمی در سرزمین جزیره خروج می نماید که جایگاه او تکریت و محل قتل وی مسجد دمشق می باشد و بعد از آن شعیب بن صالح از سمرقند خروج می کند و آنگاه سفیانی ملعون که از ذریه عتبه پسر ابوسفیان است از منطقه وادی یابس (بیابان خشک) خروج می نماید که در هنگام خروج او حضرت مهدی علیه السلام مخفی است و پس از آن خروج می نماید» 

 

معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام: 199:3 ح 720، غیبت طوسی: ص 444 ف 7 ح 437، بحار: 213:52 ب 25 ح 65.

 

البته پیرامون این شخص (عوف سلمی) روایت دیگری را نیافتم.
ظاهرا عوف سلمی علیه حکومت سوریه قیام می کند نه عراق و مدت کوتاهی قبل از سفیانی بسر می برد. امّا جزیره که مرکز جنبش و قیام اوست نام منطقه ای است در مرز عراق و سوریه و هرگاه لفظ جزیره بدون اضافه ذکر شود همین معنا از آن استفاده می شود آنگونه که در کتب تاریخ و حدیث نیز چنین آمده است البته این جزیره به نام جزیره ربیعه و جزیره دیار بکر نیز نامیده می شود بنابراین از لفظ جزیره نمی توان جزیرة العرب و یا جزیره دیگری را لحاظ نمود مگر در صورت اضافه شدن این کلمه و ظاهرا معنای جمله «و جایگاه وی تکریت است» این است که جایگاه او قبل از قیام و حرکتش و همچنین بعد از شکست او و فرارش شهر تکریت خواهد بود که امروزه یکی از شهرهای معروف عراق است و آنچه که این مطلب را تأیید می کند این است که تکریت نزدیک منطقه حرکت او یعنی جزیره واقع شده است. و عبارات دیگری که در برخی از نسخه ها «جایگاه وی بکریت و یا بکویت» آمده است در اثر اشتباه نسخه هاست که بجای تکریت نقل شده است و مؤید این معنی این است که در بحار و غیبت طوسی فقط تکریت آمده است روایت اشاره به این معنا دارد که او عوف سلمی در مسجد دمشق کشته می شود یعنی در آنجا بوسیله ترور بقتل می رسد و یا اینکه در آن محل دستگیر و کشته می شود بنابراین قضیه خروج او از جمله حوادث و پیشامدهای سرزمین شام است که با حوادث عراق نیز بی ارتباط نیست.
( عصر ظهور ، ص 183 و 184 )

البته احادیث عوف سلمی به نظر ضعیف می نمایند و توضیح بیشتری راجب آن در دسترس نیست و حتی برخی او را همان شیصبانی می دانند که در عراق حضور دارد چون با توجه به روایات صحیح منافاتی باهم ندارند که یکی تلقی  شوند ، ولی چیزی که معلوم است این است که اگر چنین شخصی وجود داشته باشد قبل از سفیانی خواهد بود و در سرزمین موسوم به جزیره در عراق خواهد بود که دست به کشتار زده و مرکزیت فعالیت او و اقامتگاهش تکریت است و در دمشق به هلاکت می رسد.

 

 حسنی ، اموی :

 

سدیر از حضرت صادق علیه السلام پرسید:

 

«آیا پیش از سفیانی چیزی هست؟»

 

فرمود:

 

«بلی، پس به دست خود اشاره به شام کرده، فرمود: سه رایت خواهد بود: رایت حسنی و رایت اموی و رایت قیسی. پس سفیانی بر ایشان خروج کند و ایشان را مانند زراعت درو کند، چنانکه هرگز مانندش را ندیده باشی».

 

معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام: 466:3 ح 1030 ذیل حدیث، بحار: 271:52 ب 25 ح 161.

 

اما این حسنی غیر آن سید حسنی معهود است که ذکرش خواهد آمد، معلوم می شود که دو حزب، حزب حسنی و حزب اموی در شام با یکدیگر نزاع خواهند کرد و ممکن است حدیث عمار اشاره به همین حسنی باشد که گفت: اهل مغرب به سوی مصر خروج کنند و آن علامت سفیانی است و پیش از آن خروج می کند کسی که دعوت کند به سوی آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم.(بعید نیست نام او عبد الله باشد).

 

معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام: 326:1 ح 212 ذیل حدیث، غیبت طوسی: ص 463 ف 7 ح 479، بحار: 208:52 ب 25 ح 45.

رأیت بنی العبّاس و مروانی :

 

از چند خبر استفاده می شود که دولت بنی العبّاس تجدید خواهد شد، اگر چه بعضی از آنها قابل حمل است بر آن تجدیدی که در مصر صورت گرفت، اما بعضی دیگر غیر قابل حمل است. زیرا که انقراض ایشان را به دست خراسانی و سفیانی معین کرده،

حسن بن ابراهیم به حضرت رضا علیه السلام عرض کرد:

 

«مردم حدیث می کنند که چون سفیانی خروج کند سلطنت بنی العبّاس رفته باشد.

 

فرمود:

 

دروغ می گویند سفیانی خروج کند و سلطنت ایشان برپا باشد».

 

معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام: 166:4 ح 1226، بحار: 251:52 ب 25 ح 139.

 

حضرت باقر علیه السلام فرمود:

 

«خراسانی و سفیانی بر ایشان خروج کند این از مشرق و آن از مغرب مانند دو اسب مسابقه و بر یکدیگر به سوی کوفه سبقت گیرند این از آنجا و آن از آنجا، تا اینکه هلاکت ایشان بر دست آن دو شود، آگاه باشید که خراسانی و سفیانی احدی از ایشان را باقی نخواهند گذاشت».

 

معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام: 254:3 ح 783، بحار: 232:52 ب 25 ح 96- ص 234 ب 25 ح 101، غیبت نعمانی: ص 173.

 

از این حدیث معلوم می شود که دولت ایشان در عراق خواهد بود.

 

امیر المومنین علیه السلام فرمود:

 

«علامت آخر ملک بنی فلان کشته شدن نفس حرام است در بلد حرام به دست قوی از قریش، قسم به آن کس که دانه را می شکافد و بنده را می آفریند که پس از آن ملکی برای ایشان نیست مگر پانزده شب».

 

معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام: 16:3 ح 570، الزام الناصب: 128:2، غیبت نعمانی: ص 173، بحار: 234:52 ب 25 ح 100.

 

و اما مروانی، حضرت رضا علیه السلام فرمود:

 

«پیش از این امر سفیانی و مروانی و شعیب بن صالح خواهند بود».

 

معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام: 166:4 ح 1227، بحار: 233:52 ب 25 ح 99.

 

حضرت باقر علیه السلام فرمود:

 

«بین اولاد عبّاس و مروانی جنگ خواهد بود در قرقیسا، که در آن پسر مویش سفید شود، خداوند نصرت را از ایشان بردارد و به پرندگان آسمان و درندگان زمین فرماید که سیر شوید از گوشت ستمکاران، سپس سفیانی خروج کند».

 

معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام: 272:3 ح 802، بحار: 251:52 ب 25 ح 140.

 

قرقیسا بلده ای است در کنار فرات و آن یکی از مراکز جنگ است، جنگ ترک و روم و یمانی و خراسانی، و سفیانی نیز در آنجا خواهد بود و احتمال می رود که مروانی همان اموی باشد که ذکرش در دو رأیت مختلف در شام گذشت.

ربیعی ، جرهمی :

 

ربیعی و جرهمی که در روایاتی نام آنها برده شده است ممکن است نامی دیگر از پرچم هایی باشند که در آینده ذکر بشوند، البته برخی از نامها و جریاناتی که در روایات آمده اند ممکن است بر یک جریان واحد اطلاق شوند و فقط در روایات مختلف از معصومین مجزا با نام های مختلف ذکر شده اند که بر یک گروه دلالت دارند. همانند روایت زیر که از آن معلوم می شود پرچم اصهب غیر از ربیعی و جرهمی است.

 

امام صادق(ع) می فرماید:

 

چون سفیانی به دمشق نزدیک شود، حاکم دمشق پا به فرار می گذارد و قبایل عرب برگرد او می آیند، ربیعی، جرهمی، اصهب و دیگر شورشگران علیه او می شورند، ولی سفیانی بر آنها غلبه می کند و بر شام سیطره می یابد.

 

( روزگار رهایی، ج 2 ، ص 1116 )

 

امیر المومنین علیه السلام فرمود:

 

«و خروج می کند ربیعی و جرهمی و غیر ایشان نیز از اهل فتنه و سفیانی بر همه غلبه می کند».

 

الزام الناصب: ج 2 ، ص 160 .

 

پرچم قیسی و مغربی :

 

حضرت صادق علیه السلام فرمود:

 

«قبل از قیام حرکت می کند جنگ قیس».

 

معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام: 479:3 ح 1045، غیبت نعمانی: ص 185، بحار: 245:52 ب 25 ح 122.

 

حضرت رضا علیه السلام فرمود:

 

«هر گاه حرکت کند و به اهتزاز درآید بیرقهای قیس در مصر».

 

غیبت طوسی: ص 448 ف 7 ح 449، اثباة الهداة: 728:3 ب 34 ف 8 ح 61.

 

حضرت صاحب علیه السلام به ابن مهزیار فرمود:

 

«هر گاه حرکت کند مغربی».

 

معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام: 225:5 ح 1647، دلائل الامامة: ص 542 ح 126:522.

 

امیر المومنین علیه السلام در حدیث فوق بعد از ذکر دو رایت فرمود:

 

«منتظر باشید صاحبان اسبان ابلق و بیرقهای زرد را که از طرف مغرب رو آورند تا وارد شام شوند». 

 

معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام: 86:3 ح 631.

 

عمار یاسر گفت:

 

«و خروج می کنند اهل مغرب به سوی مصر، پس چون داخل مصر شوند آن علامت سفیانی است، سپس حرکت می کند صاحب مغرب، پس می کشد مردان و اسیر می کند زنان را، بعد برمی گردد با قیس رو به جزیره».

 

معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام: 433:1 ح 297، غیبت طوسی: ص 463 ف 7 ح 479، بحار: 207:52 ب 25 ح 45.

 

در «ملاحم و فتن»:

 

«هر گاه بیرقهای زرد داخل مصر شد و غلبه بر او کرد و بر منبر او نشست پس باید اهل شام برای خود نقبهائی در زمین بکنند، زیرا که بلای بزرگی است».

 

التشریف بالمنن: ص 185 ب 199 ح 257.

 

حضرت باقر علیه السلام فرمود:

 

«هلاکت قیس در قرقیسا خواهد بود، به نحوی که داعیه ای برای او نخواهد ماند».

 

روضة الکافی: ص 233 ح 451، معجم الملاحم و الفتن: 4: 89-88.

و گذشت که هلاکت قیس و اموی و حسنی به دست سفیانی است که مانند زراعت ایشان را درو خواهد کرد.

 

اما مشخصات قیس آن قدر معلوم است که با بیرقهای زرد و مادیونهای ابلق خواهد بود، اما طائفه‌ی ایشان ممکن است که مراد طائفه‌ی قیس باشد و اما محل خروج آن قدر که معلوم است از ناحیه‌ی مغرب است، اما از کدام ارض مغرب معلوم نیست، ارض مصر هم از اراضی مغرب شمرده می شود و در قاموس گفته: قیس عیلان پدر قبیله ای است که اسم او الیاس بن مضر است، بعد گفته و قیس بلده ای است در مصر که به نام فتح کننده‌ی او قیس بن الحارث نامیده شده و هم جزیره ای است در بحر عمان، معرب کیش است، بنابراین احتمال قوی می رود که اهل همان بلده‌ی قیس که مصر است باشند و از همانجا خروج کنند. والله العالم.


 

مُضِر ، بنی ذِنب الحِمار، قوم بربرها :

ابتدا دو روایت ذکر می کنیم و سپس متشابهات آنها را برسی میکنیم:

 

 جابر جعفى ، از امام باقر علیه السلام نقل کرده است که فرمود : در جاى خود باش ( إلزم الارض ) ودست وپاى خود را حرکت نده تا آنکه نشانه هایى را که برایت ذکر مى کنم در مدت یک سال ببینى . ببینى که ندا کننده اى در دمشق ندا مى دهد ، در یکى از نواحى دمشق فرورفتگى ( خسف ) روى خواهد داد وگروهى از مسجد آن ناحیه در آن خسف فرو مىروند ، هرگاه ترکها را دیدى که از دمشق گذشتند آنها پیش مىروند تا به جزیره مى رسند ، و رومیان پیش مى روند تا به [ شهر ] رمله مى رسند ، وآن سال سالى است که در هر سرزمین از سرزمینهاى عرب اختلاف روى خواهد داد . أهل شام در این زمان با سه پرچم به جنگ بر می خیزند: پرچم أصهب ، پرچم أبقع ، وپرچم سفیانى ، مُضِر همراه فرنددان بنى ذِنب الحِمار( دم خر)،  و همراه سفیانى ، دائى هاى او از [ طوائف ] کلب هستند، در این جنگها سفیانی با همراهانش بر فرزندان بنى ذِنب الحِمار پیروز می شود و به گونه ای با آنها برخورد می کند و آنها را می کشد که تا آن روز چنان قتل و کشتاری واقع نشده است و همچنین مردی از فرزندان بنى ذِنب الحِمار با جمعیت و استعداد از دمشق می رسد، پس سفیانی او را با جمعیتش به گونه ای که مانند آن هرگز واقع نشده، به قتل می رساند، و همین قصه است تأویل قول خدای تعالی که می فرماید: « و آن گروهها در میان خود دچار اختلاف شدند، پس وای بر کافران از شرّ حاضر شدن در روزی بزرگ{ که روز جنگ سفیانی باشد} »

 

بحار ج 52، ص 222 /  العیاشی : ج 1 ، ص 64 ، ح 117

امیر مؤمنان علی بن ابی طالب(ع) فرمود: سه پرچم و سه حکومت با یکدیگر می جنگند و مدت یک سال این فتنه در میان آنها تداوم پیدا می کند: یک پرچم از مغرب است – که وای بر مصر از دست آنها و از کارهایی که آنها با اهل مصر می کنند! - ، و یک پرچم از جزیره است، و یک پرچم از شام است. سپس مردی از فرزندان عباس در شام خروج می کند به گونه ای که منازل بعضی از آنها مسافت دو شب تا آنجا فاصله دارد. پس اهل غرب می گویند: به درستی که افراد قوی و بزرگ آمدند، گروهها و احزاب مختلف. پس مردم سرزمین شام و فلسطین به هیجان می آیند و سران دولتهای شام و فلسطین دور هم جمع می شوند تا چاره ای برای دفع لشکر فرزندان عباس بکنند، و نتیجۀ اجتماع آن می شود که می گویند حاکم اوّل را طلب کنند. پس او را طلب می کنند و در آخرین منطقۀ غوطۀ دمشق، در موضعی که به آن حراستا گفته می شود، با او پیمان می بندند. پس هنگامی که او آنها (بنی عباس) را دید که به او نزدیک می شوند، به سوی دایی های خود از کلب فرار می کند و این از زیرکی و باهوشی اوست. در این هنگام عدۀ زیادی در وادی یابس جمع می شوند و به او می گویند: ای فلانی، برای تو سزاوار نیست که اسلام را ضایع سازی. آیا نمی بینی که مردم به خاطر جنگها در چه رنج و سختی افتاده اند؟ پس تقوای الهی پیشه ساز و خروج کن. آیا حاضر نیستی دین خود را یاری کنی؟ او می گوید: من که لیاقت رهبری شما را ندارم. آنها می گویند: آیا تو از قریش نیستی؟ آیا تو از اهل بیت حاکمان قدیم نیستی؟ آیا تو برای اهل بیت خودت هم ناراحت نمی شوی که به چه وضع و اوضاع ذلت بار و رنج آوری افتاده اند؟!

پس در این هنگام او متمایل به مال و منال و در پیش گرفتن عیش و نوش می شود و می گوید: اکنون به دنبال هم پیمانان خود بفرستید که تا این مدت به آنها کمک می کرده اید. سپس آنها به کمک می آیند و جمع می شوند. پس در روز جمعه او قیام می کند و بر منبر دمشق بالا می رود، و این اوّل منبری است که از آن بالا می رود. پس خطبه می خواند و مردم را به جهاد دستور می دهد و از مردم بیعت می گیرد که از هیچ یک از دستورهای او سرپیچی نکنند، چه آن دستور موافق نظرشان باشد یا مخالف نظرشان.

 

در این هنگام مردی برخاست و عرضه داشت: یا امیرالمؤمنین، اسم او چیست؟ حضرت فرمود: او حرب پسر عنبسه، پسر مرّه، پسر کلب، پسر سلمه، پسر یزید، پسر عثمان، پسر خالد، پسر یزید، پسرمعاویه، پسر ابوسفیان، پسر صخر، پسر حرب، پسر امیّه، پسر عبد شمس است که در آسمان و زمین ملعون است. او از لحاظ پدری به شرورترین انسانهای روی زمین می رسد و از لحاظ اجدادی ملعون ترین بندگان خداست و خودش ظالم ترین بندگان خداست.

 

امیر مؤمنان(ع) فرمود: پس او به سوی غوطه می رود و از آنجا تکان نمی خورد تا اینکه مردم دور او جمع می شوند و اهل حقد و کینه هم به او می پیوندند. در این حال شمار لشکریان او پنجاه هزار نفر شده است. پس او از کلب کمک می خواهد و آنها مانند سیل به طرف او سرازیر می شوند. در همین زمان مردان جنگی بربر با مردان جنگی حکومت عباس می جنگند. در این اوضاع و احوال سفیانی به طور ناگهانی وارد معرکه می شود و در حالی که جوانان شام با او همراهند با آن دو می جنگد. پس در این هنگامه سه پرچم و حکومت با یکدیگر می جنگند: لشکریان فرزندان عباس که شامل ترک و عجم هستند و پرچمهایشان سیاه است، و پرچم دیگر بربر است که رنگش زرد است، و پرچم سوم پرچم سفیانی است که رنگش قرمز است. پس اینها در داخل اردن با یکدیگر جنگ شدیدی می کنند و در نتیجۀ این جنگ شصت هزار نفر کشته می شوند، و پیروزی این جنگ با سفیانی است. او چنان با دشمنان خود به عدالت رفتار می کند تا اینکه گوینده ای می گوید هر آنچه دربارۀ او گفته شده همه دروغ است.

 

به خدا قسم آنها دروغگویانند. اگر آنها می دانستند از دست او چه بر سر امّت محمد(ص) و مسلمانان خواهد آمد، این حرف را نمی زدند. آری، عدالت او طولی نمی کشد تا آنکه حرکت می کند و از فرات رد شود، و در آن حال خداوند رحمت را از قلبش جدا می کند. سپس به سوی سرزمین معروف قرقیسا می رود و در آنجا درگیر جنگ شدید و عظیمی می شود به طوری که هیچ شهری باقی نمی ماند مگر آنکه {مردمش} خبر آن واقعه را می شنوند و از شنیدن آن شوکه می شوند.عقدالدرر ص90

مهمترین پرچمهای سه گانه شام :(اصهب-ابقع-سفیانی)
 اصهب :

در لغت به معنای شتر سرخ موست و به رومیان نیز به دلیل رنگ چهره و دشمنی با اسلام گفته می شود (1. تونه ای، مجتبی، فرهنگ الفبایی مهدویّت، ص 107) و به معنای خاص نام یکی از دو مدّعی قدرت و رقیب سفیانی است. بر اساس روایات اصهب و ابقع دو رهبر مخالف سفیانی اند که سفیانی در منطقه «شام» با آنها به نزاع برمی خیزد و بر آنان چیره می شود. (ابقع در لغت به ابلق یعنی هر شیء سیاه و سفید و به خصوص به کلاغ سیاهی که با سفیدی آمیخته باشد و به هر شخص پلید و به ابرص و شوره زار و کسی که لباس وصله دار و رنگارنگ می پوشد، تعبیر شده است.) روایات درباره او و اصهب به اجمال سخن گفته اند. در این باره به حدیثی از امام باقر (علیه السلام) برمی خوریم که می فرمایند:
«از شرّ اصهب ابرص پرهیز کن!» پرسیدند: اصهب کیست؟ فرمودند: «ابقع». پرسیدند: ابقع کیست؟ فرمودند: «ابرص». سپس فرمودند: «از شرّ سفیانی نیز پرهیز کن» در این حدیث اصهب و ابقع یک نفر معرفی شده (روزگار رهایی، ص 993.2)؛ اما بر اساس بیشتر احادیث اصهب و ابقع نام دو نفر است.
احتمالاً اصهب غیر مسلمان است؛ زیرا برخی از روایات او را با صفت علج معرفی کرده اند و این تعبیر معمولاً درباره سربازان کافر به کار می رود، از روایاتی که ابقع و اصهب را نکوهش کرده اند، چنین برمی آید که مواضع سیاسی آنان مخالف اسلام و طرفدار دشمنان دین و کافرند. بنابراین معنی اختلاف و درگیری دو گروه نظامی در سرزمین«شام» که در روایات آمده، همان اختلاف دو زمامدار بر سر زمامداری منطقه است. به نظر می رسد که مرکز فرماندهی ابقع، در پایتخت قرار دارد. چون روایات دلالت دارند که قیام اصهب از خارج پایتخت یا مرکز آغاز می شود. هیچ یک از این دو فرمانده نمی توانند بر دیگری پیروزی قاطعی به دست آورند. سفیانی از این فرصت استفاده کرده، از خارج پایتخت دست به یورش می زند و هر دو نفر را تار و مار می کند. (3بحارالانوار، ج 52، ص 212؛ عصر ظهور، ص 106.)
امام علی (علیه السلام) فرمودند:
«از شام سه پرچم برافراشته می شود: پرچم اصهب، ابقع و سفیانی.» (4معجم الاحادیث الامام المهدی (علیه السلام)، ج 3، ص 81؛ سفیانی از ظهور تا افول، ص 58.)

بیله بنی کلب :

در باب حوادث آخرالزمان، در بین احادیث به احادیثی برمی خوریم که در آنها صحبت از قبیله ای به نام بنی کلب رفته و وقایع مهمی به این قبیله نسبت داده شده است. قبیله بنی کلب که در روایات از اعضای آن به عنوان دایی های سفیانی، بنی کلب و کلب و… سخن به میان آمده است، نقش مهمی در وقایع آخرالزّمان و زمان نزدیک به ظهور بازی می کنند.
مطابق روایات، بنی کلب گروهی از اشرار آخرالزمان هستند که سفیانی، یکی از دشمنان بزرگ حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را در نبرد با ایشان یاری می کنند. (شش ماه پایانی، ص 62 ) روایات بسیاری هستند که خبر از بیعت و همکاری تعداد زیادی از افراد این قبیله با سفیانی ملعون می دهند. در زیر به چند نمونه از این روایات و احادیث اشاره می گردد:

پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند:

سفیانی با ۳۶۰ سوار شورش می کند تا اینکه به دمشق می رسد و در ماه رمضان هم بیست هزار نفر از قبیله بنی کلب با او بیعت می کنند. 

( یوم الخلاص، ص ۶۷۱؛ بیان الائمه، ج ۲، ص 586 )

امام رضا (علیه السلام) نیز می فرمایند:
«از نشانه های ظهور آن حضرت، ویرانی شام به هنگام برخورد سه لشکر در زیر پرچم های سفیانی، اصهب و ابقع است.» (5روزگار رهایی، ج 2، ص 993.)
سفیانی ابتدا به جنگ با ابقع می پردازد و پس از آن اصهب را سرکوب می کند و بر شام استیلا می یابد؛ چنان که امام باقر (علیه السلام) در حدیث معتبری فرمودند:
«اولین سرزمینی که خراب می شود، سرزمین شام است. در این هنگام سه پرچم (لشکر) با یکدیگر به نزاع برمی خیزند: پرچم اصهب و ابقع و سفیانی. سفیانی با ابقع مواجه می شود و با یکدیگر می جنگند. سفیانی او و یارانش را می کشد و پس از آن، اصهب را می کشد.» (6الغیبه، نعمانی، ص 391؛ باب 14، ح 67؛ سفیانی از ظهور تا افول، صص 64-65.)
همچنین در روایتی دیگر آمده است:
«هنگامی که کافر در شام به هلاکت برسد، اصهب کافر قیام می کند و تسخیر مرکز (شام) بر او سخت می شود و طولی نمی کشد که او نیز کشته می شود و حکومت به اتراک می رسد و در شام گرانی پدید آید و رویدادها پشت سر هم روی می دهد و در هر قدمی جنگ برپا می شود.» (7الزام النّاصب، ص 204؛ روزگار رهایی، ج 2، صص 991-992.)
در حدیث دیگری امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
«در آن هنگام، سه پرچم در شام به اهتزاز درمی آید که پرچم های سفیانی، اصهب و ابقع است و مردم شام زیر این سه پرچم نبرد می کنند.»
این حدیث به روشنی دلالت می کند که خروج اصهب و ابقع با خروج سفیانی هم زمان و با ظهور حضرت بقیه الله (علیه السلام) مقارن است و از نشانه های نزدیک بودن ظهور خواهد بود. بدون تردید شورش سفیانی از روزی که خروج کرده تا روزی که نام و نشانی از او باقی نباشد، از 14 ماه تجاوز نمی کند. (8روزگار رهایی، ج 2، ص 992.)
علامه شهید سیدمحمدصادق صدر در سخنانی می فرمایند:
دمشق (شام) در آن زمان میدان جنگ های داخلی و تنازعات مسلحانه میان گروه های سه گانه (تحت فرمان ابقع، اصهب و سفیانی که مانند مرکز ثقل نیروهای سیاسی و نظامی می شود) خواهد شد. هرسه از صراط مستقیم حق منحرف گشته اند و هر کدام تاج و تخت و حکومت را برای خود می طلبند. (روایات تفکرات و عقاید آنها را برای ما به روشنی بیان کرده اند) ابقع و سپاهیانش با سفیانی می جنگند که منجر به پیروزی سفیانی و کشته شدن ابقع و یارانش می شود. در جنگ سفیانی با اصهب هم، چنین اتفاقی تکرار می شود و فاتح نهایی جنگ ها سفیانی است. این اتفاقات مصداق بارز این آیه است که: «فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِنْ بَیْنِهِمْ فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ یَوْمٍ عَظِیمٍ‌؛ (9سوره مریم (19)، آیه 37.) احزاب با هم بر سر آنچه در میانشان بود، اختلاف کردند؛ پس وای بر آنها (از آنچه) بر قیامت (بر سر آنها خواهد آمد). (10شش ماه پایانی، ص 77.)
در پایان باید گفت درگیری ابقع، اصهب و سفیانی و چیره شدن سفیانی بر آن دو از حوادث پیش از ظهور است که بر اساس روایات گفته شده، به وقوع می پیوندد.

2- ابقع

از رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و ائمه اهل بیت (علیهم السلام) روایت شده است که خروج ابقع در «مصر» و به دنبال دیده شدن ستاره دنباله دار و کسوف خورشید و خسوف ماه خواهد بود که همه اینها در نزدیکی ظهور رخ می دهند. (11روزگار رهایی، ج 2، ص 993)
در روایتی که جابر جعفی از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده است، چنین می خوانیم:
«پیوسته بر جای خود باش و بی حرکت بمان تا علامت هایی که بر تو بیان می کنم، مشاهده کنی، اختلاف بین خاندان فلانی و ندای آسمانی و صدایی که از ناحیه «دمشق» بیاید که مژده بخش ظهور است و فرو رفتن آبادی ای از شام که آن را «جابیّه» می نامند و روی آوردن هواداران ترک ها برای ماندن در «جزیره موصل» و مستقر شدن سرکشان رومی در رمله. در آن سال در تمام سرزمین های اسلامی که در ناحیه غرب واقع شده اند، اختلاف بسیار شود. نخستین سرزمینی که نابود گردد، «شام» است که در آن میان، سه لشکر اصهب، ابقع و سفیانی اختلاف شود.» (12همان، ج 1، ص 111.)
در روایت دیگری چنین آمده:
«نخستین سرزمینی که در آن کشتار و شورش می شود، شام است که سه لشکر در آن با یکدیگر نبرد می کنند: ‌1. اصهب، 2. ابقع و 3: سفیانی. این سه لشکر با یکدیگر می جنگند تا سفیانی با ابقع درگیر می شود و او را با سپاهیانش می کشد و سپس اصهب را نیز از پای درمی آورد.» (13روزگار رهایی، ج 2، ص 995.)
از این روایات برمی آید که پیروز نهاییِ جنگ شام، سفیانی است.شفیعی سروستانی، اسماعیل؛ (1391)، دانشستان سرزمین های درگیر در واقعه ی شریف ظهور، ج 1، تهران: موعود عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)،

 

مکان خروج سفیانی  :

 

بدون شک سفیانی از شام یا وادی یابس که از توابع دمشق است، خروج می کند. اما در مورد روایت های مربوط به وادی یابس، باید گفت که همگی ضعیف اند. در حالی که روایت های شیعی که سندی معتبر دارند، اشاره به خروج سفیانی از شام دارند و درست تر می نماید که بگویم که سفیانی از وادی شام و از سمت دمشق خروج میکند.

 

 

 

در عقدالدرر (ص 71 ) از رسول الله(ص) نقل شده است:

فتنه ای از دل سرزمین شام برانگیخته خواهد شد
امام باقر(ع) فرمود: روز قیام سفیانی و یمانی و خراسانی در یک سال و یک ماه و در یک روز خواهد بود.

( بحار ج  ۵۲ ، غیبت نعمانی )

پرچم امام زمان به چه شکل است

 

انقلاب جهانی حضرت مهدی(علیه السلام) نیز پرچم مخصوصی دارد و بر آن شعاری نقش بسته است. البته هر چند درباره شعار پرچم آن حضرت اختلاف است، ولی نکته‏ای در همه اقوال مشترک است و آن این که مردم را به فرمانبری از حضرتش دعوت می‏کند. (1امام باقر (علیه السلام) به ابوحمزه فرمود: «گویا قائم اهل بیتم را می‏بینم که وارد نجف می‏شود و هنگامی که به بالاترین نقطه نجف رسید، پرچم رسول خدا (صلی الله علیه) را می‏گشاید. زمانی که پرچم باز شد، فرشتگانی که در جنگ بدر حضور داشتند، بر او فرودمی‏آیند». عیاشی، تفسیر، ج‏1، ص‏103؛ نعمانی، غیبة، ص‏308؛ کمال الدین، ج‏2، ص‏672؛ تفسیر برهان، ج‏1، ص‏209؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏326.)

 

اینک به ذکر چند نمونه در این باره بسنده می‏کنیم:

 

در روایتی آمده است: «بر روی پرچم حضرت مهدی (علیه السلام) نوشته شده است: «گوش شنوا داشته باشید و از حضرتش اطاعت کنید». (2اثبات الهداة، ج‏3، ص‏582؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏305.)

 

در جای دیگری می‏خوانیم: «شعار پرچم مهدی (علیه السلام) «البیعة للَّه؛ بیعت برای خدا می‏باشد». (3ابن‏حمّاد، فتن، ص‏98؛ ابن‏طاووس، ملاحم، ص‏68، القول المختصر، ص‏24؛ ینابیع المودّه، ص‏435؛ الشیعة و الرجعه، ج‏1، ص‏210.)

 

عبدالله عجلان گوید ما در خدمت امام ششم علیه السلام ظهور قائم علیه السلام را یادآور شدیم به او عرض کردیم از کجا برای ما فراهم شود که این موضوع را بدانیم گفت نشانه اینست که هر کدام شما صبح از خواب برخواستید در زیر بالین خود نامه ای دریابید که بر آن نوشته است طاعه معروفه فرمانبری افتخار آمیز، و روایت شده است که بر پرچم مهدی علیه السلام نقش است که اَلبَیْعةُ للّه (بیعت برای خدای عزوجل است)(4العدد القویة, علی بن یوسف حلی , ج 1 , ص 66 (قرن 7 ه.ق برادر ارشد علامه حلی))

 

فتنه های قبل از خروج سفیانی :

 

روایت های اسلامی خبر از وقوع جنگ ها ، فتنه ها، آشوب های گسترده و فراوانی در آخرالزّمان، در آستانه ظهور امام مهدی(عج) می دهند؛ فتنه هایی که پی در پی می رسند و سرزمین های بسیاری را در برمی گیرند.

رسول اکرم(ص) از این فتنه ها و آشوب ها چنین یاد می کنند:

 

فتنه ای به پا می شود و به دنبال آن فتنه ای دیگر بر می خیزد. فتنه اولی در مقایسه با دومی همانند تازیانه خوردن در مقایسه با ضربات لبه تیز شمشیر است! سپس فتنه ای پدید می آید که همه محرّمات در آن حلال شمرده شود! آنگاه خلافت به بهترین مردم روی زمین می رسد؛ در حالی که او در خانه اش نشسته باشد.

 

روزگار رهایی، ص 894، به نقل از: الحاوی للفتاوی، ج 2 ، ص 136 .

 

 

 

در اینجا به سه فتنه اشاره شده ، اولی همانند تازیانه و دومی لبه تیز شمشیر و سومی حلال شدن تمام محرّمات، از آنجا که در روایات دیگری داریم که سفیانی بعد از خروج دست به کشتار و مبالغه در فساد می زند و تمام محرّمات را حلال اعلام می کند، فهمیده می شود که فتنه سوم سفیانی است و نتیجه گرفته می شود فتنه قبل از آن لبه تیز شمشیر است.

 

 

 

حضرت رسول اکرم(ص) در روایت دیگری به گستردگی و تنوّع این فتنه ها اشاره کرده، می فرمایند:

 

بعد از من چهار فتنه بر شما فرود آید که در اوّلی خون ها مباح می شود، در دومی خون ها و ثروت ها مباح می گردد، در سومی خون ها و ثروت ها و ناموس ها مباح می شود و در چهارمی آشوبی کور و کر جهان را مضطرب می سازد؛ آن چنان که کشتی غول پیکر آب های مجاور را مضطرب کند، این فتنه شما را زیر پر می گیرد و عراق را می پوشاند و در جزیره دست و پا می زند، مردم، تلخی حوادث و فشار آشوب را لمس می کنند، آن چنان که پوست به هنگام دبّاغی شدن فشار وارده را لمس می کند. کسی قدرت یک کلمه سخن گفتن نخواهد داشت! این فتنه در نقطه ای آرام نمی یابد، جز پس از آنکه در نقطه ای دیگر بیداد کند.

روزگار رهایی، ص 896

 

در این روایت به چهار فتنه اشاره دارد که در اولی خون ها مباح و در دومی خون و ثروت مباح و در سومی خون و ثروت و ناموس مباح می گردد و چهارمی فته ای فراگیر است، از آنجا که در شرح فتنه چهارم بیان می دارد « این فتنه شما را زیر پر می گیرد و عراق را می پوشاند و در جزیره دست و پا می زند»، اینگونه برداشت می شود که این فتنه تمام عراق را در برگرفته ولی در مورد جزیره اینطور نیست، و همچنین چون اسم عراق آمده نمی توان لفظ جزیره را به سرزمین بین دو رود دجله و فرات تعمیم داد و حتما منظور روایت جزیره العرب یا همان شبه جزیره عربستان است، و حال شاید منظور از دست و پا زدن در جزیره حاکی از کمتر بودن فتنه و شدت آن باشد و شاید هم منظور دست و پا زدن فتنه به دلیل گرفتاری بلایی باشد که به آن دچار می شود، چیزی که به نظر می رسد فتنه چهارم می تواند فتنه سفیانی باشد که کل عراق را در بر می گیرد و در عربستان دچار بلای خسف بیداء و دست و پا زدن و شکست شده و مجبور به عقب نشینی می شود.

 

حال اگر بگوییم که فتنه چهارم سفیانی است ، پس فتنه سوم که قبل از سفیانی واقع می شود باید فتنه ای باشد که در آن علاوه بر خون و ثروت، ناموس ها نیز مباح شمرده شوند.

 

پس در جریانات منجر به ظهور هرگاه فتنه و کشتاری مشاهده کردید که علاوه بر خون و ثروت مردم، ناموس ها را هم مباح دانست ، بدانید که به خروج سفیانی نزدیک شده ایم.

 
 

 

جنگ قرقیسیا :

 

معجم البلدان یاقوت حموی( ج 4 ، ص 328 ):

 

«قرقیسیا سرزمینی است در کرانه رود خابور، حدود شش فرسخی صحن مالک بن طوق و رود خابور در آنجا به فرات می ریزد. قرقیسیا در مثلث میان رودهای فرات و خابور قرار دارد. گفته شده که این محل به نام سلطان قرقیسیا بن طهمورث نامیده شده است».

 

قرقیسیا در سرزمین جزیره ( بین النهرین ) در شمال سوریه، اطراف بادیةالشام قرار دارد و حدود 100 کیلومتر با مرزهای عراق فاصله دارد و در نزدیکی شهر دیرالزور واقع شده است.

 

در کتاب « جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی» درباره قرقیسیا چنین توضیح داده شده است: در حدود دویست میلی پایین رقّه، قرقیسیا که همان کرکیسیوم قدیم است، در ساحل چپ دجله، جایی که رودخانه خابور آب های زیادی خود را در آن می ریزد، واقع است.

 

در «معجم البلدان» ج 4 ص 328،  طول و عرض جغرافیایی این شهر به نقل از بطلمیوس ذکر شده است. او می گوید:

 

طول {جغرافیایی} شهر قرقیسیا 64 درجه و 45 دقیقه و عرض آن 35 درجه است. این شهر جزو اقلیم چهارم است.

 

امروزه خرابه های آن نزدیک شهر دیرالزّور سوریه قرار دارد. قرقیسیا نزدیک مرزهای سوریه-عراق است و به مرزهای ترکیه-سوریه نسبتاً نزدیک می باشد. ( عصر ظهور ، ص 130 )

 

قرقیسیا حدود 100 کیلومتر با عراق و 200 کیلومتر با ترکیه فاصله دارد.

 

 

 

آن چنان که از روایات بر می آید، زمینه ساز نبرد قرقیسیا گجنی است که در ناحیه «فرات» پیدا می شود، ابن حَماد به نقل از پیامبر اکرم(ص) از این گنج چنین گزارش می دهد:

 

 

فرات از کوهی از طلا و نقره پرده بر می دارد، سپس بر سر آن جنگ می شود به طوری که از هر نه نفر، هفت نفر کشته می شود، پس هرگاه آن را درک کردید به آن نزدیک نشوید.

 

الفتن ابن حماد ، ص 233 ، ح 921 .

 

 

 فرات از کوهی از طلا پرده بر می دارد، سپس مردم بر سر آن به نبرد بر می خیزند و از هر صد نفر، نود نفر در این نبرد کشته می شوند، هریک از آن مردمان گمان می کنند که نجات می یابند.

 

الفتن ابن حماد ، ص 418 ، ح 1353 .

 

 

 

مهمترین روایت در این باب یعنی جنگ قرقیسیا ، روایت میسر است که سندش نیز صحیح است و شامل این عناصر می شود:

 

 1. قرقیسیا درگیری یا جنگی است که در گذشته بی سابقه بوده و در آینده نیز نظیری نخواهد داشت.

 

2. در آن جنگ قیس به هلاکت می رسد و هیچ کس برای خونخواهی او به پا نمی خیزد.

 

موثقه جابر از لحاظ معتبر بودن، پس از این روایت در رتبه دوم قرار دارد. در این موثقه اشاره به گذشتن سفیانی از قرقیسیا و جنگیدن او با طرفهای دیگر جنگ و کشته شدن صد هزار نفر می کند.

 

مطلب دیگری که حدیث جابر به ما می گوید زمان وقوع این جنگ است و این جنگ اگر اتفاق بیفتد ، در زمان سفیانی خواهد بود و در اینجا دو احتمال وجود دارد:

 

اول: اینکه این جنگ در حالی اتفاق بیفتد که سفیانی پیوسته در حال جنگیدن در شام باشد؛

 

دوم: آنکه این جنگ پس از تسلط او بر مناطق پنجگانه شام باشد.

 

در حالت اول آن گونه که خبر عماربن یاسر آمده، سفیانی به قرقیسیا می رسد (و آنچه که طرفین جنگ به دست آورده اند، به چنگ می آورد) و در حالت دوم، به هر حال سفیانی ناگزیر پیروز می شود.

 

اینها عناصر ثابت و حتمی بود که گفته شد اما عناصر احتمالی را ما از بقیه روایات ضعیف السند استخراج می کنیم. اولین عنصر احتمالی مشخص کردن طرفهای جنگ است. طرفین جنگ یکی ترک هایی هستند که در حیره فرود آمده اند دوم رومی ها که در فلسطین فرود آمده اند، سپس دو عبدالله از دیگر طرفین جنگ می باشند. اینها همگی در قرقیسیا به هم می رسند و حکمران مغرب که با قیس باز می گردد.

 

از مطالب پیشین بدست آمده بود که بنی العبّاس و مروانی در قرقیسا در حال جنگ بوده که سفیانی از راه می رسد و با آنها می جنگ، البته شیخ مفید این روایت را ضعیف می داند و یا شاید آن را جعلی می شمارد. در این روایت اینگونه آمده است که هیچ کدام از این دو به پیروزی نمی رسند و پس از آن سفیانی خروج می کند.

 

طبق روایات، نبرد بزرگی در قرقیسیا اتفاق می افتد که وقت آن مشخص نیست اما بعضی روایات آن را جنگ بین بنی العبّاس و بنی امیه می دانند. ( عصر ظهور ، ص 126 )

پرچم های سیاه و اهمیت آن :

 

بخشی از روایات پرچم های سیاه در  مجموعه روایات عصر ظهور :

 

 

 

1- وقتی که دیدید از طرف مشرق بیرقهای سیاهی نمایان شد فارس را اکرام کنید، زیرا که دولت ما در میان آنها است. ملاحم و الفتن ص 16

 

2- وقتی که بیرقهای سیاه خارج شوند اول آنها فتنه و وسط آنها ضلالت و گمراهی و آخر آنها کفر خواهد بود. فتنه و آشوبهای آخر الزمان، متن، باب 47 ص: 21

 


3- وقتی که بیرقهای سیاهی از طرف مشرق بیاید و بیرقهای زردی از طرف مغرب بیاید تا در وسط شهر شام یعنی دمشق با یک دیگر ملاقات نمایند موقع بلاء خواهد بود.

 

ملاحم و الفتن ص 70

 


4- سفیانی داخل کوفه خواهد شد و سه روز اهل کوفه را اسیر میکند و شصت هزار از اهل کوفه را خواهد کشت و (18) شب در کوفه اقامت مینماید که اموال آنها را تقسیم کند، تا اینکه بیرقهای سیاهی (برای اخذ بیعت) بسوی مهدی علیه السّلام روانه میکند فتنه و آشوبهای آخر الزمان، متن، باب 91 ص: 34

 


5-در آن وقت لشکری با پرچم هدایت بیرون آمده لشکر سفیانی را دنبال میکنند تا بآنها میرسند و تمام آنها را بقتل میرسانند. بطوری که یک نفر از آنها را باقی نمیگذارند که خبری از آنها ببرد! و اسیران و آنچه بغارت برده‏اند، از آنها میگیرند.
مهدی موعود-ترجمه جلد سیزدهم بحار، متن، ص: 954


6-  بیرق سیاهی از بنی عباس خروج میکند آنگاه از خراسان بیرقهای سیاهی خروج میکنند که کلاه آنها سیاه و لباسشان سفید خواهد بود. جلو آنها مردی از (بنی) تمیم است که آن را شعیب بن صالح یا صالح بن شعیب میگویند، اصحاب سفیانی را شکست میدهد تا اینکه وارد بیت المقدس شود و سلطنت آن را برای مهدی علیه السّلام مسخر نماید و سیصد نفر از شام بسوی او حاضر خواهند شد. بین خروج آن و بین اینکه تسلیم امر مهدی علیه السّلام شود هفتاد و دو ماه خواهد بود.

انواع پرچم های سیاه در روایات عصر ظهور

 

در مجموعه روایات حداقل 5 نوع پرچم سیاه را می توان در نظر گرفت:

 

1- پرچم های سیاه عمومی قیام مردم مشرق زمین(در ابتدای قیام)
2- پرچم های سیاه اختصاصی قیام مردم مشرق زمین(در انتهای قیام و هنگام حرکت به سمت عراق)
3- پرچم های سیاهی از مشرق زمین که مورد لعن قرار دارند
4- پرچم های سیاه بنی عباس در اواخر حکومت امویان
5- پرچم های سیاهی در سرزمین حجاز

 

در بررسی روایات عصر ظهور مرتبط با پرچم های سیاه متوجه می شویم که تفاوتهایی در نوع نگاه و دستور اهل بیت(ع) در حمایت از آنها وجود دارد به طوری که برخی از پرچم های سیاه مورد لعن و نفرین اهل بیت(ع) بوده و برخی مورد تمجید ، درباره برخی امر به یاری شده است و در مورد برخی ، عدم حرکت و توجه ، همچنین در روایتی خبر از درگیری دو گروه از پرچم های سیاه داده شده است که نشان از متفاوت بودن آنها دارد.
مجموعه این مسائل نشان می دهد که پرچم های سیاه مختلفی در روایات عصر ظهور وجود دارد که باید هر یک را دقیقاً شناخت تا در زمان لازم ، موضع مناسبی در مورد آن اتخاذ کرد.
هریک از این پرچم های سیاه در روایات ، با اشاره روایت یا روایاتی از دیگر پرچم ها مشخص می باشد که ما در توضیح هر کدام روایاتی که بدان پرچم ها اشاره می کنند را نیز مطرح خواهیم کرد.
پرچم های سیاه شماره 4 و 5 چون مهم نبوده و نقشی در ظهور ندارند لذا از توضیح درباره آنها خودداری کرده و به ذکر روایات آنها بسنده می کنیم.

 

پرچم اسرار آمیز امام مهدی(عج) و رابطه آن با پرچم های سیاه سید خراسانی

 

قبل از اینکه با ذکر روایات انواع پرچم های سیاه را مورد بررسی قرار دهیم ، نگاهی به شباهت بسیار عجیب پرچم  سیاه سیدخراسانی با پرچم اسرارآمیز امام مهدی(عج) خواهیم داشت ، بنا بر روایات ، امام مهدی(عج)  وارث برخی مواریث پیامبر اکرم(ص) مانند زره ، شمشیر ، براق ، سحاب ، پرچم و میراثهای دیگر است که این مواریث علاوه بر داشتن برخی اثرات ، بعد از ظهور  بعنوان سند و مدرکی برای اثبات حقانیت و امامت امام عصر(عج) به کار می روند. یکی از این مواریث پرچم اسرارآمیز حضرت رسول(ص) می باشد ، که در احادیث متعددی بدان اشاره شده است.
عبد اللَّه بن سنان روایت نموده که امام محمد باقر علیه السّلام فرمود:

 

پرچم قائم همان پرچم رسول خداست که جبرئیل در روز جنگ بدر از آسمان آورد و آن را در میدان جنگ باهتزاز درآورد.
آنگاه جبرئیل عرض کرد: ای محمد بخدا قسم؛ این پرچم از پنبه و کتان و ابریشم و حریر نیست. عرض کردم: پس از چیست؟ گفت: برگ درخت بهشت است. پیغمبر در جنگ آن را برافراشت سپس پیچید و بدست علی علیه السّلام داد و پیوسته نزد آن حضرت بود تا اینکه در روز جنگ جمل حضرت آن را برافراشته نمود و خدا او را پیروز گردانید. آنگاه علی علیه السّلام آن را پیچید و همیشه نزد ما بوده و هست و دیگر هیچ کس آن را نمی گشاید تا اینکه قائم ما قیام کند.
وقتی قائم قیام نمود آن را باهتزاز در می ‏آورد و هر کس در شرق و غرب عالم باشد آن را می ‏بیند. رعب و ترس وی یکماه زودتر از پیش روی و چپ و راست او رفته در دلها جای می ‏گیرد، آنگاه گفت: ای محمد! او بخونخواهی پدرانش قیام می ‏کند و سخت خشمگین است و از اینکه خداوند بر این خلق غضب نموده متأسف می ‏باشد.
او پیراهن پیغمبر صلّی اللَّه علیه و آله را که در جنگ احد پوشیده بود بتن دارد و عمامه و زره پیغمبر را که بقامت وی رساست می ‏پوشد، و ذو الفقار شمشیر پیغمبر را هم در دست دارد، سپس شمشیر می ‏کشد و هشت ماه از کشته بی دینان پشته‏ ها می ‏سازد.
مهدی موعود-ترجمه جلد سیزدهم بحار، متن، ص: 1128

 
از حضرت امام باقر ـ علیه السّلام ـ نقل شده است، که فرمودند: امیر مؤمنان ـ علیه السّلام ـ فرمودند:
 
«وقتی که دو نیزه در شام با هم برخورد کردند، زد و خورد آنها تمام نمی‌شود مگر آن‌که نشانه‌ای از نشانه‌های خدا آشکار خواهد شد.»
 
فردی سؤال می‌کند: یا امیر المؤمنین آن نشانه چیست؟ فرمودند:
 
 «زلزله‌ای در شام خواهد شد که در آن بیش از صد هزار نفر هلاک شوند. خدای تعالی این زمین لرزه را برای مؤمنان رحمت و برای کافران عذاب قرار داده است. وقتی چنین حادثه‌ای واقع شد به انتظار کسانی باشید که همراه با استرانی سیاه و سفید و تند روند و همراهشان پرچم‌های زرد رنگ است. آنان از مغرب آمده وارد شام می‌شوند و در آن هنگام است که بی‌تابی بزرگ و مرگ سرخ پیش خواهد آمد. وقتی که چنین شد، منتظر باشید که قریه‌ای در دمشق به نام «حرستا*» در زمین فرو رود در این هنگام فرزند زن جگر‌خوار از وادی یابس خروج کرده بر منبر دمشق می‌نشیند. در چنین زمانی خروج مهدی ـ علیه السّلام ـ را انتظار برید.»
 
غیبت نعمانی، ص306 ـ305

مهمترین قیام ،قیام یمانی قبل از ظهور :

ر نشانه‌های ظهور، ویژگی‌های پیچیده‌ای دربارة شخصیّت رهبر قیام یمانی بیان شده و روایات، در خصوص نام او گوناگون است. در یک سخن، نام او مردّد بین حسن یا حسین آمده و در دیگری سعید نامیده شده و او را «نصر» نیز خوانده‌اند.13 دربارة دلیل نامیدن وی به نصر، از رسول اکرم(ص) نقل شده که زیرا خداوند را یاری می‌رساند. 
اشاره:
روایات اهل بیت(ع) از پرچم یمانی، به عنوان پرچم جهاد مسلّحانه با دشمنان قیام‌کنندة آل محمد(ص)، مهدی موعود(ع) نام برده‌اند. رسول اعظم(ص) در حالی که یمنیان را می‌ستود چنین فرمود: «[ایشان] قومی رقیق القلب و با ایمان راسخ‌اند که «یاری‌کننده» از آنان است؛ [او] با همراهی هفتاد هزار نفر قیام می‌کند و جانشین من و جانشین وصیّ‌ام را یاری می‌کند».
مقالة حاضر به معرّفی یمانی و دسته‌بندی روایات مربوط به قیام او و بیان اهمیت حرکت این شخصیت عصر ظهور می‌پردازد.
 

1. اهمیت و جایگاه قیام یمانی
در روایاتی از امامان معصوم ما، به وقوع نهضتی اسلامی در آخرالزّمان در یمن، قبل از ظهور امام عصر(ع) اشاره شده که هدف آن، یاری آن حضرت و زمینه‌سازی ظهور مبارک ایشان است. در خصوص بررسی سندی و اعتبار حدیثی این دسته از روایات، طبق نقل نویسندة کتاب «عصر ظهور»1 و بنابر آنچه در روایات مربوط به امام مهدی(ع) آمده است، سند تعدادی از آنها صحیح2 و وقوع این قیام حتمی است، و امامان اهل بیت(ع) آن را از جملة پنج نشانة قطعی ظهور مهدی موعود(ع) بر شمرده‌اند. در برخی از روایت‌ها پرچم یمانی هدایت‌بخش‌ترین پرچم‌ها یاد شده؛ تا آنجا که بر ضرورت پیوستن و دفاع از آن، بیش از پرچم شرقی ایرانی (به رهبری خراسانی) تأکید شده است. آغاز قیام یمانی مقارن شورش سفیانی ـ اصلی‌ترین دشمن امام مهدی(ع) ـ در ماه رجب قبل از ظهور و محلّ آن صنعا، توصیف شده است. در اینجا به روایات مربوط به قیام یمانی و ویژگی‌های ذکر شده برای آن دقّت می‌کنیم.

 


الف) از نشانه‌های حتمی ظهور: امام صادق(ع) در بیانی راجع به حتمی بودن علامت قیام یمانی برای ظهور امام عصر(ع) فرمودند: «قبل از قیام قائم(ع) وقوع پنج علامت حتمی است: [خروج] یمانی، سفیانی، صیحة آسمانی، کشته شدن نفس زکیّه و فرو رفتن در بیداء»،3 حضرت امام رضا(ع) نیز در خصوص کسی که ادّعا می‌کرد، امام زمان(ع) است، فرمودند: «قبل از ظهور، سفیانی، یمانی، مروانی و شعیب بن صالح خواهند آمد، پس او چگونه چنین ادّعایی می‌کند؟»

 


ب) شکنندة چشم سفیانی: در سخنی از امام ششم شیعیان نقل شده است که آن حضرت(ع) ضمن اشاره به جایگاه قیام یمانی، از او به عنوان شکنندة چشم سفیانی ـ دشمن امام مهدی(ع) ـ یاد می‌کنند: «سفیانی کجا خواهد بود؟ و حال آنکه هنوز شکنندة چشم او از صنعای یمن خروج نکرده است».5
ج) هم‌زمانی با سفیانی و خراسانی: حضرت رضا(ع) در سخنی دیگر، حرکت یمانی را هم‌زمان با شورش سفیانی و خراسانی در یک سال، یک ماه و یک روز بیان می‌کنند و می‌فرمایند: «خروج سفیانی، یمانی و خراسانی در یک سال، یک ماه و یک روز و ترتیب آنها همچون رشته مهره‌ها پشت سر هم خواهد بود. سختی از هر سو پدید آید، وای بر کسی که با آنها مخالفت و دشمنی کند».

 

 د) هدایت‌بخش‌ترین پرچم‌ها: در ادامة روایت پیشین، امام صادق(ع) می‌فرمایند: «در میان درفش‌ها (پرچم‌ها)، هدایت‌گرتر از درفش یمانی وجود ندارد، چون درفش حق است و شما را به سوی صاحبتان دعوت می‌کند».

 

 ه‍) تخلف از او، جایز نیست: در روایتی که ذکر شد، امام صادق(ع) در ادامة سخن بیان می‌فرمایند که، «وقتی یمانی قیام می‌کند، فروش اسلحه به مردم حرام است. پس به سوی او بشتابید که درفش او درفش هدایت است. بر هیچ مسلمانی سرپیچی از او جایز نیست و اگر کسی چنین کند، اهل آتش است، زیرا او مردم را به حق دعوت می‌کند».

 
 و) یمانی، پیرو علی(ع): از هشام بن حکم نقل شده است که چون «طالب حق» خروج کرد، به امام صادق(ع) گفته شد: آیا امیدوارید این شخص یمانی باشد؟ حضرت فرمودند: «خیر، یمانی پیرو علی(ع) است، در حالی که این شخص از آن حضرت بیزاری می‌جوید». نویسندة کتاب «الفجر المقدس و ارهاصات الیوم الموعود» یمانی را از فرزندان زیدبن علی الحسین(ع) دانسته است.
 
112. نام و نسب یمانی
در نشانه‌های ظهور، ویژگی‌های پیچیده‌ای دربارة شخصیّت رهبر قیام یمانی بیان شده و روایات، در خصوص نام او گوناگون است. در یک سخن، نام او مردّد بین حسن یا حسین آمده و در دیگری سعید نامیده شده و او را «نصر» نیز خوانده‌اند. دربارة دلیل نامیدن وی به نصر، از رسول اکرم(ص) نقل شده که زیرا خداوند را یاری می‌رساند. چنان‌که در روایات نخستین این نوشتار، عنوان «منصور» برای او انتخاب شده بود که به سبب یاری رسانی‌اش نسبت به قیام امام عصر(ع) بود. همچنین در روایاتی دیگر به نقل از عبدالله بن عمرو بن عاص از رسول خدا(ص) آمده است که پدر وی، قریشی است. در کتاب «فتن» ابن حماد آمده است: «ای اهل یمن، می‌گویند که منصور از شماست. سوگند به کسی که جانم در دست اوست، پدرش قریشی است و اگر بخواهم (قصد کنم) که نسب او را تا دورترین جدّش نام ببرم، چنین کنم».16 از این روایت برمی‌آید که «منصور» صرفاً کنیة یمانی است، نه نام او. به نقل نویسندة کتاب «رایات الهدی و الضّلال فی عصر الظّهور» دلایلی قطعی در دست است که ثابت می‌کند، رهبر یمانی از اهل بیت(ع) و خصوصاً از نسل امام حسین(ع) است.
 

3. مختصّات قیام یمانی
الف) زمان و محلّ آغاز قیام: در جمع‌بندی روایات یمانی، باید بگوییم که دو دسته روایت در زمینة حرکت وی وجود دارد به گونه‌ای که زمان مشترک آن، قبل از خروج سفیانی است. دستة نخست این روایات، قیام وی را قبل از سفیانی می‌داند و دستة دوم، به قیام وی همراه با امام مهدی(ع) تصریح دارد؛ چنان‌که می‌فرماید: «... آن پرچم حقّی است زیرا به جانب صاحبتان فرا می‌خواند». از این نکته آشکار می‌شود که قیام وی هم‌زمان با ظهور صاحب‌الامر(ع) است و مردم را به یاری آن حضرت فرا می‌خواند.

 

در خصوص موقعیّت جغرافیایی قیام یمانی، به شهرهایی هم‌چون: صنعا، عدن، کنده و منطقة ابین اشاره رفته است؛ البته روایات صنعا مستفیض بوده، از طریق شیعه و سنّی نقل شده است. گفته می‌شود شاید منظور از نام‌های مختلف برای نقطة آغازین قیام، همانا تحدید پایتخت قیام باشد چنان‌که از ایران نیز با نام‌هایی همچون خراسان، قم، طالقان و... یاد شده است، امّا بیشتر این روایات بر خراسان و قم متمرکز است.

 

ب) رنگ و نشان پرچم یمانی: همان‌طور که می‌دانیم، در روایات مربوط به حرکت‌های سیاسی ـ نظامی
عصر ظهور، نشانه‌های رایات و پرچم‌های هر حرکت بیان شده تا مؤمنان بتوانند در برخورد با این قیام‌ها و رهبران آنها دچار اشتباه نشوند و در آن وقت و شرایط بسیار حساس تشخیص صحیح لازم را بدهند. به عنوان نمونه، رنگ پرچم قیام‌کنندة ایرانی (خراسانی) «سیاه» گفته شده است.
در خصوص پرچم نهضت یمانی، از امام صادق(ع) نقل شده است: «یمانی از یمن با پرچم‌های سفید خروج می‌کند». امام علی(ع) نیز فرمودند: «[سفیانی] لشکری را به مدینه می‌فرستد... در آن هنگام، مهدی و سپیدنشان از مدینه به مکه می‌گریزند». که بنا بر روایت پیشین، گویا منظور از سپیدنشان همان یمانی است. همچنین در خصوص یمانی، در روایت دیگری از سطیح کاهن چنین نقل شده است که، فرمانروایی که مانند پنبه سفید است، به نام حسن یا حسین از صنعای یمن قیام می‌کندکه با توجه به آنچه از صاحب این نام و قیام‌کنندة یمانی گفتیم، این شخص باید همان یمانی موعود باشد.

 

ج) اهداف و مراحل قیام یمانی: قیام یمانی به چند مرحله قابل تقسیم است. این مراحل عبارتند از:

 

1. اعلام همبستگی و هم‌پیمانی نظامی با قیام خراسانی: که در ادامه از این موضوع سخن خواهیم گفت.
2. دعوت و فراخوان یمانی به سوی مذهب حقّة اهل‌بیت پیامبر(ص): در روایتی صحیح از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمودند: «هنگامی که یمانی قیام کرد، به سوی او برخیز و بر هیچ مسلمانی جایز نیست که با او به مقابله برخیزد؛ زیرا هر کس چنان کند، از اهل دوزخ باشد زیرا او به حق و راهی مستقیم فرا می‌خواند». منظور از دعوت به حق در سخنان اهل بیت(ع)، دعوت به امامت است.

 

قیام یمانی از این نظر با نهضت خراسانی که امام علی(ع) آن را وصف نموده، مشترک است. آن حضرت(ع) دربارة خراسانی می‌فرمایند: «به حقیقت، برای آل محمّد(ص) در طالقان گنجی است که خداوند آن را هر وقت که بخواهد آشکار می‌نماید: [آنان] راهیانی به سوی حق[اند] که به دین خدا فرا می‌خوانند». همچنان‌که امام کاظم(ع) فرموده است: «مردی از اهل قم قیام می‌کند و مردم را به سوی حق فرامی‌خواند...».

 

3. یاری رساندن به انقلاب امام مهدی(ع) و فراخواندن به بیعت آن حضرت: این هدف از اهداف قیام یمانی پیش از این نیز بیان شد که، پرچم یمانی از جمله پرچم‌های یاوران امام مهدی(ع) است.

 

د) هم‌پیمانی یمانی و خراسانی: در روایات مربوطه به قیام یمانی، به هم‌پیمان شدن وی با خراسانی و یاری به او در برابر دشمنانش اشاراتی رفته است. مانند این روایات: «و خداوند عزّوجلّ برای او ـ یعنی امام مهدی(ع)ـ خراسان را می‌گشاید و اهل یمن از او اطاعت می‌کنند». امام رضا(ع) نیز در سخنی اشاره به هم‌پیمانی آن دو می‌کنند، آنجا که دربارة نشانه‌های نزدیک به فرج از آن حضرت پرسیدند و ایشان فرمودند: «آیا به اجمال می‌خواهی یا اکثار»؟ آن مرد می‌گوید: بلکه اجمال بفرمایید، پس امام فرمودند: «هرگاه که پرچم قیس را در مصر و پرچم کندی [یعنی یمانی] را در خراسان درک کردی».

 

همچنین در بیان امیر مؤمنان(ع) دربارة خصوصیات مشترک یمانی و خراسانی در جنگ دمشق و آزادسازی آن از سیطرة سفیانی چنین آمده است: «و [سفیانی] به روش ستمکاران نخستین عمل می‌کند و خداوند از آسمان بر عملش خشم می‌گیرد، آنگاه جوانی را از مشرق که به اهل بیت پیامبر(ص) فرامی‌خواند، علیه او برمی‌انگیزاند. اینان اصحاب پرچم‌های سیاه هستند. خداوند به ایشان عزت اعطا و پیروزی را برایشان نازل می‌فرماید، پس احدی با ایشان به نبرد نمی‌پردازد مگر اینکه او را شکست می‌دهند و سپاه قحطانی [یمنی] به حرکت درمی‌آید... و جوان یمنی در پی نابود کردن حمّاز جزیره [سفیانی] است تا آنکه در دمشق فرود می‌آیند و آن را [در مدّت زمانی] سریع‌تر از دریا فتح می‌کنند». و این حدیث در مقام توصیف رویارویی نظامی در مرزهای سوریه بین خراسانی و سفیانی است که پس از سپاه یمانی تحت فرماندهی او برای یاری رساندن به خراسانی وارد میدان نبرد می‌شوند.

 

و آخر سخن اینکه به هر روی، اشارات و تصریحات موجود در کلام حکیمانة امامان هدایت(ع)، «ساسـة العباد» شیعیان را، به ویژه ساکنان سرزمین‌های درگیر، از جمله مناطق استراتژیکی همچون یمن و ایران را به تکالیف حسّاس و سرنوشت سازشان در سال‌های منتهی به ظهور مقدّس امام(ع) در شناخت حرکت‌ها و رهبران آنها و اقدام به موقع بیش از پیش توجّه می‌دهد؛ باشد که متوجّه گردیم.

 

ه‍) پیوستن یمانی به امام مهدی(ع): یمانی، چند ماه پس از قیام و نهضت خود در یمن، سرانجام به سرزمین حجاز می‌رود و پس از آشکار شدن امام مهدی(ع) در میان گروه اندک یاران خویش در مدینه، در کنار آن بزرگوار قرار می‌گیرد.

 

و) حرکت یمانی به همراه امام مهدی(ع) از مدینه: پس از آنکه سفیانی، لشکر خود را برای دستگیری امام مهدی(ع) به مدینه می‌فرستد، یمانی همراه با امام زمان(ع) به مکه می‌رود. چنانکه در روایت امیرالمؤمنین(ع) نیز آمده است: «سپاهی به مدینه فرستاده می شود. پس هر کس از آل محمد(ص) را که توانستند، می‌گیرند و مردان و زنان از بنی‌هاشم کشته می‌شوند. در آن هنگام، مهدی و سپیدنشان از مدینه به مکه می‌گریزند. پس گروهی در جستجوی آن دو فرستاده می‌شوند، در حالی که آن دو به حرم خدا و امنیت او رسیده‌اند».
از ارطاط نیز نقل شده است: «سپس مهدی و منصور از مدینه در حال فرار خارج می‌شوند و سفیانی گروهی را برای گرفتن آن دو می‌فرستد. پس هنگامی که مهدی و منصور به مکه رسیدند، لشکریان سفیانی در بیداء فرود می‌آیند و در زمین فرو می‌روند. سپس مهدی(ع) خارج می‌شود تا آنکه از مدینه عبور کند».

 

ز) فرجام قیام یمانی
گفتیم که نقطة مقابل یمانی، دشمن سرسخت امام مهدی(ع) یعنی سفیانی است که یمانی با وی درگیر می‌شود. در مجموعة روایات اهل بیت(ع) خبری مبنی بر شکست یمانی به ما نرسیده است. البته در «الفتن» ابن حمّاد از خروج کنندة دیگری از یمن نیز نام برده شده است که مردم را مانند کشتار عصر جاهلیت می‌کشد و رنگ پرچمش زرد است. او نیز با سفیانی درگیر و در نهایت مغلوب می‌شود. اما با توجه به نوع اعتقاد و روش بر حقّ یمانی موعود و رنگ متفاوت پرچم او با فرد یاد شده، حکم به تفاوت حرکت این دو شخص داده شده و گفته شده شاید وی قحطانی، قیام‌کنندة ظالمی که از سفیانی شکست می‌خورد و به دست یمانی موعود کشته می‌شود، باشد.

 

در خصوص فرجام قیام یمانی موعود، که از او با صفت منصور یاد

شده، در روایاتی از امام صادق(ع) نقل شده است: «سفیانی با هر کسی که با او درگیر شود، چیره می‌شود مگر یمانی. ... سپس یمانی را هدف قرار می‌دهد. پس یمانی برای دفع شرّ او به پا می‌خیزد و سفیانی در پی جنگ‌های فراوان و درگیری‌های سخت شکست می‌خورد و یمانی او را دنبال می‌کند. در نتیجه، جنگ‌ها و شکست‌های سفیانی زیاد می‌شود. پس یمانی، سفیانی و پسرش را کنار رود «لوّ» در میان اسیران می‌یابد و آن دو را تکّه تکّه می‌کند».ماهنامه موعود