إِلَهِي عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ يَا مَوْلانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ یان چاپ -->
بسللیم

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

Image result for ‫ایت الله سیستانی‬‎ Image result for ‫ایت الله بهجت‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎
آخرین نظرات

رواج حرام خوری در اخر الزمان

جمعه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۶، ۰۶:۱۴ ب.ظ

مشارکت شیطان:
خداوند متعال در کتاب محکم خود فرموده است: «وَ شارِکْهُمْ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلاد.»12 ابلیس برای فریب دادن از راه های مختلف و متناسب با روحیه و شغل افراد وارد می شود، مانند: تبلیغات رنگارنگ، وعده ها، آرزوها، وسوسه ها، همراهی، مشارکت و... انسان را محاصره می کند و در این میان، عد ه ای همراه او می شوند.
در بعضی از روایات، مصادیق شریک شدن شیطان در اموال و اولاد انسان، بیان شده است؛ از جمله: کسی که باکی ندارد چه می گوید و یا درباره او چه گفته می شود و دست به هر کاری می زند و علناً گناه یا غیبت می کند، مولود مشارکت شیطان است. همچنین: کسب لقمة حرام، حرام خوری، زنا و به وجود آوردن نسلی فاسد، منحرف و... از موارد شریک شدن شیطان هستند.

رسول خدا(ص) فرمود: کسی که کسبش حرام است خداوند هیچ کار خیری را از او نمی پذیرد، چه آن کار صدقه باشد چه آزاد کردن بنده، حج باشد یا عمره و خداوند متعال به عوض پاداش این کارها، گناه برای او ثبت می‌کند، و آنچه پس از مرگش باقی می‌ماند توشه دوزخ او خواهد بود. (ثواب الاعمال، ص 282)

 

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: «الْعِبَادَةُ سَبْعُونَ جُزْءاً وَ أَفْضَلُهَا جُزْءاً طَلَبُ الْحَلَالِ؛ عبادت، هفتاد جزء است و افضل آن کسب حلال است.» این جمله، اهمیت لقمة حلال را بیان می کند.


سوره روم آیه 39 (( وَ ما آتَیْتُمْ مِنْ رِباً لِیَرْبُوَا فی‏ أَمْوالِ النَّاسِ فَلا یَرْبُوا عِنْدَ اللَّهِ وَ ما آتَیْتُمْ مِنْ زَکاةٍ تُریدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُضْعِفُون‏ )) و آنچه می دهید از ربا تا اینکه بیفزاید در مالهای مردم ، بدانید که زیاد نمیشود آن مال نزد خدا و برکت در آن مال نیابد و آنچه میدهید از زکات که میخواهید ثواب خدا و رضای او را آنگروه زیاد کننده اند مال خود را.


 امام صادق علیه السلام فرمود: «تَرْکُ لُقْمَةِ حَرَامٍ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنْ صَلَاةِ أَلْفَیْ رَکْعَةٍ تَطَوُّعاً؛2 ترک لقمة حرام نزد خدا بهتر از خواندن هزار رکعت نماز مستحبی است.»

نماز کسی که لقمه‌اش حرام است تا چهل روز قبول نمی شود و تا چهل روز دعایش مستجاب نمی گردد و هر مقدار از بدنش که با حرام پرورش یافته سزاوار آتش و سوختن است.

حدیث قدسی: فَمِنْکَ الدُّعَاءُ وَ عَلَیَّ الْإِجَابَةُ فَلَا تَحْجُبْ عَنِّی دَعْوَةً إِلَّا دَعْوَةَ آکِلِ الْحَرَامِ.

بنده من! تو دعا کن؛ من اجابت می کنم. پس {بدان که} دعاها از من محجوب نیست مگر دعای خورنده مال حرام.

شخصی به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) عرض کرد: دوست دارم دعایم مستجاب شود؛ چه کنم؟ حضرت فرمود: طَهِّرْ مَأْکَلَکَ وَ لَا تُدْخِلْ بَطْنَکَ الْحَرَامَ؛ لقمه‌ات را پاک کن و مراقب باش حرامی وارد شکمت نشود.



شفاعت نشدن در قیامت:
امیر المؤمنین علیه السلام در وصیت خود به امام حسن علیه السلام فرمود: «وَ لَا یَرِدُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ أَکَلَ مَالًا حَرَاماً لَا وَ اللَّهِ لَا وَ اللَّهِ لَا وَ اللَّهِ؛ 10 کسی که مال حرام بخورد، در قیامت بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد نمی شود؛ به خدا سوگند! به خدا سوگند! به خدا سوگند!» «وَ لَا یَشْرَبُ مِنْ حَوْضِهِ وَ لَا یَنَالُ شَفَاعَتَهُ؛11 و از حوض کوثر نمی نوشد و مشمول شفاعت آن حضرت نمی گردد.»

 

 

حکایت:
 
لقمه ایمان سوز: روزى«شریک بن عبد الله نخعى » به دربار«مهدى عباسى » سومین خلیفه بنى عباس رفت.
مهدى گفت: «یکى از این سه کار را بپذیر: یا منصب قضاوت را قبول کن یا معلم فرزندان من شو و یا از غذاى ما بخور». شریک فکر کرد که تعلیم فرزندان خلیفه مشکل است و قضاوت کردن سخت و سنگین، ولى یک بار با خلیفه نشستن و غذا خوردن آسان است. لذا سومین مورد را انتخاب کردم. مهدى عباسى به آشپز دستور داد چند نوع غذاى بسیار خوشمزه بپزد. وقتى غذا حاضر شد و شریک سر سفره خلیفه نشست و از آن غذاى لذیذ، سیر خورد. رییس آشپزخانه به خلیفه گفت: «اى امیر، این شیخ بعد از خوردن این غذا، هرگز رستگار نخواهد شد». و چنین هم شد. شریک پس از آن لقمه حرام، هم نشینى با عباسیان را برگزید و قضاوت را پذیرفت و هم معلمى فرزاندان خلیفه را. روزى حواله اى براى شریک از بابت حقوقش به صرّافى نوشتند. شریک به صرّاف مراجعه کرد و درباره پول سخت گیرى کرد و گفت: «باید حقوقم را نقد بپردازى ».
صرّاف گفت: «کتان و لباس قیمتى نفروخته اى که این قدر سخت مى گیرى»!
شریک گفت: «به خدا قسم از کتان با ارزش تر را فروختم؛ دینم را فروخته ام؛ ایمانم را فروخته ام.»

 

دشمنان علی علیه السلام:
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «لَیْسَ بِوَلِیٍّ لِی مَنْ أَکَلَ مَالَ مُؤْمِنٍ حَرَاماً؛17 کسی که به حرام، مال مؤمنی را بخورد، هرگز دوستدار من نیست.»

 

 

آثار حرص بر مال اندوزی
 
آزمندی و حرص انسان به مال اندوزی به سبب تصور نادرست از زندگی و هدف آن، موجب می‌شود تا برخی از انسان‌ها به هر شکل و وسیله ای به گردآوری مال سرگرم شوند. دلبستگی به مال و ثروت اندوزی و عشق به آن در عمق جان آدمی ریشه دارد و امری غریزی است (محمد، آیه 37) و انسان تمایل شدیدی به مال دارد و نمی تواند از وسوسه آن خود را رها سازد (عادیات، آیه 8) اما این دلبستگی برخی‌ها را به کارهای خلاف نیز می‌کشاند و این گونه است که یک امر طبیعی گرایش و دلبستگی به مال به عنوان یک خیر، به یک آزمندی غیرطبیعی و رذیلت پست تبدیل می‌شود (مدثر، آیات 12 تا 17)
 
در این حالت شیطان شریک مال این افراد می‌شود و همراهان و پیروان شیطان به ستم و ظلم رو می‌آورند تا بیش از پیش به ارضای خواسته هایش بپردازند. (اسراء، آیه 64؛ ص، آیات 22 تا 24) مال، آدمی را چنان به خود سرگرم می‌کند که برخی‌ها حتی به بهانه آن از جهاد و تلاش برای آخرت باز می‌مانند و جزو گروه زیانکاران می‌شوند. (فتح، آیه 11؛ منافقون، آیه 9)
 
آزمندی همان گونه که آدمی را از مسیر حق طلبی و فلسفه زندگی و آفرینش دور می‌سازد، موجب می‌شود تا انسان گرفتار رفتارهای زیانباری چون بی توجهی به نیازمندان و گرسنگان و بینوایان شود و از تلاش برای رفع گرسنگی آنان خودداری کند (فجر، آیات 18 و 20)
 
خیانت در امانت (انفال، آیات 27 و 28)، بازماندن از جهاد و رها کردن پیامبر و مجاهدان (توبه، آیه 24) غفلت از خدا و تمرد از فرمان خدا و پیامبر (همان و منافقون، آیه 9) و مخالفت با حق و حقیقت (زخرف آیات 30 و 31) از جمله آثار دلبستگی به مال است.
 
از این فراتر کسانی که گرفتار آزمندی و حرص مال هستند نه تنها این گونه رفتارها را در پیش می‌گیرند بلکه چنان دلبسته می‌شوند که دیگر خدا را فراموش کرده و با شکست در آزمون‌های الهی (فجر، آیات15 و 20) زیان و خسران ابدی را برای خود رقم می‌زنند. (منافقون، آیه9)
 
 
 
مصادیقی از مال حرام
 
چنان که گفته شد، دلبستگی به مال دنیا به عنوان تامین کننده مهم نیازهای مادی انسان و نیز زینت زندگی دنیا، امری طبیعی و غریزی و گرایش طبیعی است و تلاش برای تحصیل مال و ثروت امری مذموم و ناپسند بشمار نمی‌رود، بلکه از مصادیق تلاش و جهاد در راه خدا شمرده می‌شود، چراکه انسان ماموریت دارد تا با تلاش خویش، جهان مادی را آباد کند (هود، آیه60) پس گردآوری مال حلال و پاک، به عنوان یک ماموریت الهی مطرح است و اگر کسی از تلاش در این حوزه بازایستد می‌بایست او را متهم به کوتاهی در انجام وظیفه الهی کرد.
 
اما مشکل آن است که این دلبستگی به شکل افراطی برخی را از حق دور می‌سازد و آنان را به آزمندی گرفتار می‌کند و اجازه نمی دهد تا در مسیر آفرینش گام بردارند و به حق و عدالت زندگی خود را سامان دهند، بلکه روحیه تجاوزگری پیدا می‌کنند و لذا به جای کسب مال مشروع به راه‌های کسب مال از راه حرام کشیده می‌شوند.
 
از مهمترین مصادیق مال حرام می‌توان به رشوه اشاره کرد. کسانی که در مراکز قدرت و تصمیم گیری هستند، در معرض این نوع کسب حرام می‌باشند. قاضیان و مسئولان و کارگزاران حکومت با گرفتن رشوه ممکن است حق کسی را ضایع کرده و یا از حقوق بیت المال به جیب کسانی بریزند که اقدام به سوءاستفاده کرده اند. خداوند کسب مال از راه رشوه را حرام و ننگ آور دانسته و در آیه42 از سوره مائده با نام بردن این مال به سحت، از ننگ و پلیدی آن یاد کرده است. (مفردات الفاظ قرآن کریم، ص400، ذیل واژه سحت) خداوند به صراحت بیان می‌کند کسانی که گرفتار کسب حرام و رشوه هستند با این کار نه تنها حرام خواری را بر خود هموار می‌کنند بلکه عار و ننگ را بر خود بار می‌کنند. (مائده، آیات42و 62)
 
غصب اموال مردم و تصاحب آن از طریق ناحق از دیگر مصادیق کسب و تحصیل مال حرام است که در آیات10 و 29 سوره نساء و 79 سوره کهف به آن اشاره شده است.
 
قمار (بقره، آیه219، مائده، آیات90 و 91)، سرقت (مائده، آیه38؛ ممتحنه، آیه12)، کم فروشی(اعراف، آیه 85؛ هود، آیه85؛ مظففین، آیات1 نت3)، مال ربوی و نزول خواری (بقره، آیات 275تا 279)، مال یتیم (اسراء، آیه34، نساء، آیه10)، کسب مال از راه باطل (بقره، آیه 188، نساء، آیات 29 و 34 و 161؛ توبه، آیه32)، مال مصرف شده در فحشاء و بی عفتی (نساء، آیه34؛ نور، آیه33) و کسب مال از راه دروغ (بقره، آیه188، تفسیر نورالثقلین، ج1، ص176، حدیث615) از دیگر مصادیق مال حرام است که در آیات قرآنی به آن اشاره شده است.
 
 
 

نماز بی ارزش و دعایی که شنیده نمی شود

 

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: مَنْ أَکَلَ لُقْمَةَ حَرَامٍ لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلَاةٌ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً؛ نماز کسی که لقمه‌اش حرام است تا چهل روز از ارزش چندانی برخوردار نیستوَ لَمْ تُسْتَجَبْ لَهُ دَعْوَةٌ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً و تا چهل روز دعای او مستجاب نمی گردد وَ کُلُّ لَحْمٍ یُنْبِتُهُ الْحَرَامُ فَالنَّارُ أَوْلَى بِهِ و هر مقدار از بدن که پرورش یافته لقمه حرام باشد سزاوار آتش و سوختن است.(1)

 

در حدیثی قدسی آمده است که خداوند متعال می فرماید: فَمِنْکَ الدُّعَاءُ وَ عَلَیَّ الْإِجَابَةُ فَلَا تَحْجُبْ عَنِّی دَعْوَةً إِلَّا دَعْوَةَ آکِلِ الْحَرَامِ؛ بنده من! تو دعا کن؛ من اجابت می کنم. بدان که تمام دعاها به پیشگاه اجابت من می رسد؛ مگر دعای کسی که مال حرام می خورد.(2)

 

شخصی به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله شرفیاب شد. به آن حضرت عرض کرد که دوست دارم دعایم مستجاب شود؛ چه کنم؟ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود: طَهِّرْ مَأْکَلَکَ وَ لَا تُدْخِلْ بَطْنَکَ الْحَرَامَ؛ لقمه‌ات را پاک کن [تا مبادا به حرامی آلوده باشد] و مراقب باش هیچ نوع حرامی را مصرف نکنی.(3)

امام صادق علیه السلام فرمود: اگر کسی با مالی که از راه حرام بدست آورده است عازم حج شود هنگامی که لبیک می گوید جواب رد به او می دهند که لَا لَبَّیْکَ وَ لَا سَعْدَیْکَ که این نشان از مردودی عمل اوست اما اگر مال او از راه حلال کسب شده باشد پاسخ مثبت به او داده می شود که لَبَّیْکَ وَ سَعْدَیْکَ و این نشان از قبولی عمل(9) او خواهد بود
 

انسان اگر شکمش را ظرف حرام قرار بدهد یکی از آثارش این است که میل به گناه پیدا می‌کند، یکی از دوستان شخص متدینی بود می‌گفت از غذاهای بازار نمی‌خورم، یک روز رفقا از یکی از کباب‌های بازار برایم خیلی تعریف کردند و مرا دعوت کردند و خیلی اصرار کردند من هم قبول کردم رفتیم و از آن کباب‌ها خوردیم و شب هم برای نماز شب بیدار نشدم.

فردا هم دیدیم در بازار چشم‌هایم دنبال ناموس مردم می‌رود و نماز اول وقت هم از دست رفت، شب دوم هم همین‌طور و اصلاً تاریک شدم، یک روز سرزده صبح زود به همان کبابی رفتم، گفتم هر چه هست از کباب‌های آن روز است، وارد کبابی شدم، دیدم گوسفند را پشت به قبله گذاشته و دارد ذبح می‌کند! گفتم همه بیچارگی من برای کباب کوبیده‌ای است که آن روز خوردم.

سنگدلی، اثر حرام خوری

 

روایتی وجود دارد که اگر آن را در کنار این روایت قرار دهیم نتیجه ای حاصل می شود که آن را اباعبدالله الحسین علیه السلام در کربلا و در تحلیل جنایت کوفیان بیان فرمود. آن روایت این است که امام صادق علیه السلام فرمود: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا یَسْتَجِیبُ دُعَاءً بِظَهْرِ قَلْبٍ قَاسٍ؛ خداوند متعال دعایی را که از قلبی سخت و بی رحم برخاسته باشد اجابت نمی کند.(4)

 
 
 

از این دو روایت این معنا استنباط می شود که حرام خواری و قساوت قلب ارتباطی تنگاتنگ با هم دارند که اگر کسی حرام خورد قلبش سخت شده و در برابر حق، نرمش نخواهد داشت و این همان سخنی است که امام حسین علیه السلام در روز عاشورا به سپاه کوفه فرمود. آن حضرت وقتی دید که کلام حقش در دل سخت تر از سنگ کوفیان اثر نمی کند علت را این سخت دلی و عدم کرنش در برابر حق را لقمه های حرامی برشمرد که شکمهای کوفیان از آن پر شده بود: فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ مِنَ الْحَرَامِ وَ طُبِعَ عَلَى قُلُوبِکُمْ؛ شکمهایتان از حرام پر شده و بر قلبهایتان مُهر خورده است.(5) حداقلش این است؛ غذای آن چند روزی را که اینها در کربلا مستقر بودند عمر سعد به آنها می داد. او با کیسه های زر اموی یا تصرف حرام در بیت المال مسلمین غذا تهیه می کرد و در شکم اینها می ریخت لذا شکم همه از حرام پر بود و چون اینگونه بود هر وقت ولیّ خدا و امام عصرشان اراده می کرد که با اینها سخن بگوید سر و صدا می کردند و هلهله سر می دانند و حاضر نمی شدند تا به کلام آن حضرت گوش فرا دهند تا جایی که امام علیه السلام خطاب به آنها فرمود: وَیلَکُم مَا عَلَیکُم أن تَنصِتُوا إلَیَّ فَتَسمَعُوا قَولِی؛ چرا ساکت نمی شوید تا حرفم را بشنوید؟ اینجا بود که خود حضرت علت را بیان کرد و فرمود: فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ مِنَ الْحَرَامِ.

 

 

رسول خدا(ص) در سه روایت چنین فرموده‌اند:
 
1- عبادت هفتاد جزء است که بهترین جزء آن طلب روزی حلال است.
 
2- هر کس لقمه حلال بخورد، فرشته ای بالای سر او می‌ایستد و برای او طلب مغفرت می‌نماید تا زمانی که از خوردن دست بکشد.
 
3- هر کس غذای حلال بخورد خداوند قلب او را تا چهل روز نورانی می‌گرداند.
 
در مورد اجتناب از غذای حرام و کسب حرام هم روایات زیادی از رسول خدا(ص) آله و سلم وارد شده از آن جمله:
 
1- هر کس از راه غیر حلال مالی به دست آورد، توشه‌اش به سوی آتش است.
 
2- خدای تعالی می‌فرماید: «هر کس توجهی نکند که از چه راهی درهم و دینار به دست می‌آورد من هم توجهی نمی کنم که از چه دری او را داخل آتش کنم.»
 
3- وقتی لقمه حرام در شکم کسی واقع شد، هر فرشته‌ای در آسمانها و زمین او را لعنت می‌کنند.
 
از مجموعه این احادیث روشن می‌شود که انسان باید در کسب روزی خود دقت کند تا حلال باشد و در نتیجه غذایی که می‌خورد حلال باشد تا اثرات آن در قلب و روح او، نورانیت و لطافت ایجاد کند و عباداتش مقبول درگاه حضرت حق واقع گردد.
 
سعدبن عبدالله می‌گوید در زمان امام حسن عسکری(ع) با احمدبن اسحاق که از وکلای آن حضرت بود، بر ایشان وارد شدیم و مشاهده کردیم که حضرت مهدی «روحی فداه» هم حضور دارند. احمدبن اسحاق، صد و شصت کیسه از وجوهات که شیعیان فرستاده بودند، در مقابل امام حسن عسکری گذاشت.
 
امام یازدهم به فرزند خویش فرمودند: عزیزم این وجوه را بردار.
 
امام زمان «روحی فداه» گفتند: آیا شایسته است که دست پاک من به بعضی از این مال‌های حرام برخورد کند؟
 
فرمودند: حلال و حرام را از هم جدا کن. راوی می‌گوید: حضرت صاحبان آن صد و شصت کیسه را نام بردند، مقدار پول موجود در هر کیسه را فرمودند، وجوه حلال را از وجوه حرام جدا کردند و کیسه‌هایی که در آن به سبب گران فروشی، اجحاف و نظایر آن، مال حرام وجود داشت، برگرداندند و فرمودند: این وجوه به درد ما نمی‌خورد.
 

 

 

لعنت فرشتگان

 

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: إِذَا وَقَعَتِ اللُّقْمَةُ مِنْ حَرَامٍ فِی جَوْفِ الْعَبْدِ لَعَنَهُ کُلُّ مَلَکٍ فِی السَّمَاوَاتِ وَ فِی الْأَرْضِ؛ هرگاه لقمه ای حرام در شکم بنده ای از بندگان خدا قرار گیرد تمام فرشتگان زمین و آسمان او را لعنت می کنند(6)؛ یعنی دوری رحمت الهی را از او درخواست می کنند. شاید علتش این باشد که دست به دعا بر می دارند و به خداوند متعال عرضه می دارند که خدایا این شخصی که غرق در نعمتهای حلال توست اما دست به حرام دراز کرده را از آن حلالهای بی شمارت محروم کن!

 
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: مَنْ أَکَلَ لُقْمَةَ حَرَامٍ لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلَاةٌ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً؛ نماز کسی که لقمه‌اش حرام است تا چهل روز از ارزش چندانی برخوردار نیست وَ لَمْ تُسْتَجَبْ لَهُ دَعْوَةٌ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً و تا چهل روز دعای او مستجاب نمی گردد وَ کُلُّ لَحْمٍ یُنْبِتُهُ الْحَرَامُ فَالنَّارُ أَوْلَى بِهِ و هر مقدار از بدن که پرورش یافته لقمه حرام باشد سزاوار آتش و سوختن است

*وَطَهِّرْ بُطُونَنا مِنَ الْحَرامِ وَالشُّبْهَةِ

خدایا شکم‌های ما را از حرام و شبهه پاک کن

از فرازهای مهم این دعا همین فراز است که اگر در حق کسی مستجاب شود و کسی مصداق آن بشود تمام این دعا در حقش مستجاب می‌شود.

در جمیع ابواب فقه دو قانون حاکم است. 52 کتاب فقهی داریم که این 52 کتاب فقهی در لمعتین شهید ثانی جمع است، طهارت داریم در مقابلش نجاست است، حلیت داریم، در مقابلش حرمت داریم، اما شرع مقدس در طهارت و نجاست تأکیدی بر احتیاط نفرموده است بلکه می‌فرماید: هر شی بر تو پاک است، مگر اینکه علم پیدا کنی که نجس است، یعنی به اصطلاح علما استصحاب جاری کن، بگو این آب پاک بود، نمی‌دانم نجس شده است یا نه؟ علامت نجاست را ندارد بگو پاک است.

یقین به طهارت را با شک به نجاست نشکن، بلکه یقینت را به یقین دیگر بشکن، در خیابان ماشینی عبور می‌کند آبی به لباست می‌پاشد علامت نجاست هم ندارد، نجس است؟ نه مگر اینکه نجاست را ببینی، آبی از بالای ناودان ریخته می‌شود نجس است؟ شارع در طهارت و نجاست سختگیری نفرموده است، بلکه شارع مقدس احتیاط را در حلیت و حرمت تأکید کرده است، شک دارم این لقمه حلال است یا حرام؟ می‌فرماید اینجا توقف کن،‌ این لقمه را نخور،‌ شک دارم این معامله ربوی است یا نه؟ نمی‌دانم این پول حلال است یا حرام؟

متأسفانه، ما مردم بر عکس عمل می‌کنیم، در طهارت و نجاست اکثراً وسواس داریم، غسلش نیم ساعت طول می‌کشد، اما شتر را با بارش می‌خورد، دینتان را در حلیت و حرمت نشان بدهید،‌ شارع در حلیت حرمت تأکید فرموده است.

پیغمبر(ص) فرمودند: نخوردن لقمه حرامی نزد خداوند از دو هزار رکعت نماز مستحبی خواندن بهتر و محبوب‌تر است، در شب معراج در آن خلوتگه راز که حبیب بود و محبوب (و صدایی که خدا با آن تکلم کرد صدای ملکوتی مولا امیر‌المؤمنین(ع) بود) خطاب آمد حبیبی یا محمد! من عبادت را 10 جزء کرده‌ام، نه قسمت عبادت را طلب روزی حلال قرار داده‌ام.

متأسفانه ما آن نه جزء را رها کرده‌ایم و همان یک جزء را چسبیده‌ایم و آن را هم موفق نیستیم، چون ریشه خراب است،‌ لقمه حرام عبادت انسان را نابود می‌کند، پیغمبر(ص) فرمودند: عبادتی که همراه با لقمه حرام باشد مانند بناء کردن خانه‌ای بر روی ریگ‌های بیابان است و در روایتی می‌فرماید: مانند بناء کردن خانه بر روی آب است؛ یعنی همانگونه که خانه بر روی ریگ و آب بناء نمی‌شود، عبادت هم همراه با مال حرام اثر ندارد و ارزشی ندارد، در شب معراج پیغمبر(ص) می‌فرماید: برخورد کردم به گروهی که غذاهای طیب و طاهر را از جلویشان کنار می‌زدند و غذاهای خبیث و کثیف می‌خوردند، جبرئیل فرمود:‌ اینها حرام‌‌خوارهای دنیا هستند.

ابن فهد حلّی در کتاب عدة الداعی می‌نویسد: موسی‌بن عمران در بیابان می‌رفت برخورد کرد، یه بنده‌ای دید حال خیلی خوشی دارد گفت: خدایا اگر حاجت این بنده‌ات به دست من بود حاجتش را می‌دادم!

خطاب آمد: اگر به قدری سجده کند که گردنش خرد شود و مغز سرش اشک شود و از چشمانش جاری شود، حاجتش را نمی‌دهم! موسی گفت: خدایا! چرا حاجتش را نمی‌دهد؟ خطاب آمد: چون در شکمش حرام است، در خانه‌اش حرام است و بر گردنش مظلمه است.

 

ساخت بنای عبادت روی ماسه های روان

 

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: الْعِبَادَةُ مَعَ أَکْلِ الْحَرَامِ کَالْبِنَاءِ عَلَى الرَّمْلِ؛ عبادت کسی که حرام خواری می کند مانند ساختمانی است که بر روی شنزاری روان بنا شده باشد.(7) بی شک چنین ساختمانی آن چنان سست است و لرزان که با اندک حرکتی فرو ریخته و چیزی از آن باقی نمی ماند و اگر هم چیزی از آن بماند یقینا فایده ای برای صاحبش نخواهد داشت.

 

با توجه به این روایت شریف و آیه صد و نُه سوره توبه که می فرماید «مَنْ أَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلى‏ شَفا جُرُفٍ هارٍ فَانْهارَ بِهِ فی‏ نارِ جَهَنَّمَ؛ کسى که بنیاد[امورش‏] را بر لب پرتگاهى سست و فرو ریختنى نهاده! آن بنا با بناکننده‏اش در جهنم سقوط مى‏کند.» به دست می آید که در فرهنگ قرآن کریم چنین کسی که هم عابد است و هم حرام خوار؛ عبادتش سودی به حال او نخواهدکرد و بزودی خودش به همراه ساختمان عبادتش به قعر جهنم سقوط خواهند کرد. 

 

 

 

عبادتهایی که برای آن عذاب می نویسند

 

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: مَنِ اکْتَسَبَ مَالًا حَرَاماً؛ کسی که کسبش حرام استلَمْ یَقْبَلِ اللَّهُ مِنْهُ صَدَقَةً وَ لَا عِتْقاً وَ لَا حَجّاً وَ لَا اعْتِمَاراً؛ خداوند هیچ کار خیرى را از او نمى‏پذیرد، چه آن کار صدقه باشد چه آزاد کردن بنده؛ حج باشد یا عمرهوَ کَتَبَ اللَّهُ بِعَدَدِ أَجْزَاءِ ذَلِکَ أَوْزَاراً؛ و خداوند متعال به عوض پاداش این کارها، گناه براى او ثبت مى‏کند وَ مَا بَقِیَ مِنْهُ بَعْدَ مَوْتِهِ کَانَ زَادَهُ إِلَى النَّارِ؛ و آنچه پس از مرگش باقى مى‏ماند توشه دوزخ او خواهد بود.(8)

 

امام صادق علیه السلام فرمود: اگر کسی با مالی که از راه حرام بدست آورده است عازم حج شود هنگامی که لبیک می گوید جواب رد به او می دهند که لَا لَبَّیْکَ وَ لَا سَعْدَیْکَ که این نشان از مردودی عمل اوست اما اگر مال او از راه حلال کسب شده باشد پاسخ مثبت به او داده می شود که  لَبَّیْکَ وَ سَعْدَیْکَ و این نشان از قبولی عمل(9) او خواهد بود.(10)

 

امیرالمومنین علیه السلام در وصیت خود به امام حسن علیه السلام فرمود:وَ لَا یَرِدُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص مَنْ أَکَلَ مَالًا حَرَاماً لَا وَ اللَّهِ لَا وَ اللَّهِ لَا وَ اللَّهِ؛ به خدا سوگند به خدا سوگند به خدا سوگند کسی که ذره ای مال حرام بخورد در قیامت از رسول خدا صلی الله علیه و آله دور می افتد وَ لَا یَشْرَبُ مِنْ حَوْضِهِ وَ لَا یَنَالُ شَفَاعَتَهُ؛ و از حوض کوثر نمی نوشد و مشمول شفاعت آن حضرت نمی گردد

 
امیرالمومنین علیه السلام در وصیت خود به امام حسن علیه السلام فرمود: وَ لَا یَرِدُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص مَنْ أَکَلَ مَالًا حَرَاماً لَا وَ اللَّهِ لَا وَ اللَّهِ لَا وَ اللَّهِ؛ به خدا سوگند به خدا سوگند به خدا سوگند کسی که ذره ای مال حرام بخورد در قیامت از رسول خدا صلی الله علیه و له دور می افتد وَ لَا یَشْرَبُ مِنْ حَوْضِهِ وَ لَا یَنَالُ شَفَاعَتَهُ؛ و از حوض کوثر نمی نوشد و مشمول شفاعت ن حضرت نمی گردد
 

حرام خور، دوست ما نیست

 

امیرالمومنین علیه السلام می فرمود: لَیْسَ بِوَلِیٍّ لِی مَنْ أَکَلَ مَالَ مُؤْمِنٍ حَرَاماً؛ کسی که به حرام، مال مومنی را بخورد هرگز دوستدار من نیست.(11)

 

 

 

 

 

ورود به بهشت ممنوع

 

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ الْجَنَّةَ أَنْ یَدْخُلَهَا جَسَدٌ غُذِّیَ بِحَرَامٍ؛ همانا خداوند ورود بدنی را که از حرام تغذیه کرده به بهشت ممنوع کرده است.(12)

 

 

 

محروم از دیدار و کوثر و شفاعت

 

امیرالمومنین علیه السلام در وصیت خود به امام حسن علیه السلام فرمود:وَ لَا یَرِدُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص مَنْ أَکَلَ مَالًا حَرَاماً لَا وَ اللَّهِ لَا وَ اللَّهِ لَا وَ اللَّهِ؛ به خدا سوگند به خدا سوگند به خدا سوگند کسی که ذره ای مال حرام بخورد در قیامت از رسول خدا صلی الله علیه و آله دور می افتدوَ لَا یَشْرَبُ مِنْ حَوْضِهِ وَ لَا یَنَالُ شَفَاعَتَهُ؛ و از حوض کوثر نمی نوشد و مشمول شفاعت آن حضرت نمی گردد.(13)

 

 

 

پی نوشت ها:

 

(1) بحارالأنوار، 63/314

 

(2) عدة الداعی و نجاح الساعی، ص139 

 

(3) همان

 

(4) الکافی، 2/474

 

(5) بحارالأنوار، ج45، ص8

 

(6) الدعوات، ص25

 

(7) عدة الداعی و نجاح الساعی، ص153

 

(8) ثواب‏الأعمال، ص282

 

(9) قبولی و مردودی عمل مبحثی جدا از صحت و بطلان عمل است. صحت و بطلان بر اساس رساله عملیه است اما قبول و رد بر اساس صفاتی است که نوعا به میزان تقوای عامل برمی گردد. گاهی این دو با هم جمع هم می شود یعنی هم باطل است و هم مردود گاهی صحیح است اما از مقبولیت چندانی برخوردار نیست مانند کسی که روزه صحیحی می گیرد اما در طول روز مرتب دروغ می گوید و غیبت می کند.

 

(10) الکافی، 5/124

 

(11) مجموعة ورام(تنبیه الخواطر)، 1/16

 

(12) همان، ص61

 

(13) دعائم‏الإسلام، 2/35