إِلَهِي عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ يَا مَوْلانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ نتیجه تصویری برای عکس ماه رمضان پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهى است كه خداوند در آن حسنات را مى‏افزاید و گناهان را پاك مى‏كند و آن ماه بركت است.

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com
بسللیم

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

Image result for ‫ایت الله سیستانی‬‎ Image result for ‫ایت الله بهجت‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎
آخرین نظرات

پیدایش گروه های تکفیری

چهارشنبه, ۹ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۱۰ ب.ظ


از پیامبر اکرم (ص ) نقل شده که فرمود:
((مـشـرکـان ، مـسـلمـانـان را به خدمت خویش گمارده و آنان را در شهرها به فروش مى رسانند، و هیچ نیکوکار و بدکارى از این عمل پروائى ندارد. این بلا و گرفتارى آن چنان گریبان گیر مردم آن روزگار شود که همه ناامید و ماءیوس و بدبین شده و تصور کنند کـه گشایشى بر آنان نیست ، که در این هنگام خداوند مردى از پاکان عترت من و از نیاکان ذریـه ام بـرانـگـیـزد، مـردى عـادل ، خـجـسـته و پاکیزه که ذره اى (از دستورات اسلام ) را فـروگـذار نـمـى کـنـد و خـداونـد دیـن و قـرآن ، اسـلام و مـسـلمـانـان را بوسیله او عزت و سـربلندى بخشیده و شرک و مشرکین را ذلیل و زبون مى گرداند، وى پیوسته در حالت پـروا از خداست و در اجراى حکم خداوند فریب خویشاوند را نمى خورد، سنگ بر روى سنگ نـگـذاشـتـه ، و عـمـارتـى براى خویش بنا نمى کند، در زمان فرمانروایى خود بر کسى تـازیـانـه نـزنـد مـگـر جـهـت اجـراى حـد شـرعـى ، خـداونـد مـتـعال تمام بدعت ها را بوسیله او محو و نابود ساخته و تمام فتنه ها را از بین مى برد و در هـر حـقـى بـه وسـیـله او گـشـوده مـى شـود و درهـاى بـاطـل را مـى بـنـدد و خـداونـد مـسـلمـانـان دربـند را هر کجا که بسر برند توسط او به دیارشان باز مى گرداند))
ایـن روایـتـى اسـت کـه حـالت دردنـاک به ضعف کشیدن مسلمانان ، و خرید و فروش آنان و اسـارتـشـان را در دیـگـر سـرزمـیـن هـا تـرسـیم مى نماید، و این حالت تنها به زمان ما و مـسـلمـانـانـى کـه بـا حقارت کارکنان و خدمتگزاران مشرکان اند منحصر نمى گردد، بلکه شـامـل مـعـامـله بر سر ملتهاى مسلمان و بیرون راندن آنها از سرزمین هایشان و به اسارت درآمدن آنان توسط مشرکان نیز مى شود.
سـپـس این روایت خاطر نشان مى سازد که در حالت یاءس و درماندگى ، ناگاه منجى عالم بشریت حضرت مهدى ارواحنا فداه ظهور مى کند.

آیا امروز ملتهای مسلمان از کشورهای حوزه خلیج فارس گرفته تا خاورمیانه ،آسیای میانه،آسیای شرقی و... همگی تمام کمال تحت سلطه غربیان به سرکردگی آمریکا و انگلیس و... غیره نیستند و یا بعضی از همین کشورهای مسلمان تحت سلطه روسیه نیستند مثل بعضی از کشورهای آسیای میانه که همگی هم مسلمان هستند امروز جهان اسلام تمام و کمال در خدمت غرب و غربیان است و این اسارت در مفهوم شریف حدیث اصلا چیز عجیبی نیست شما حتی نمی توانید یک کشور مستقل اسلامی پیدا کنید که وابسته به قدرتهای غرب و شرق نباشد امروز کشوره های عربی حتی برای کمترین کارهایشان می بایست از دولت منفور آمریکا اجازه بگیرند و الی آخر....

رومیان و نقش آنان در زمان ظهور
مـنـظـور از روم در روایـات مـربـوط بـه آخـر الزمـان و ظـهـور حـضـرت مـهـدى (ع)، مـلل اروپـائى و قـرنـهـاى اخـیر، گسترش ‍ آنان در امریکا مى باشد، که فرزندان روم و وارثان امپراطورى تاریخى رومیان هستند.
گـاهـى گـفـتـه مـى شـود: رومـیـانـى کـه خـداونـد مـتـعـال سـوره اى دربـاره آنـان نازل فرموده و پیامبر (ص ) و مسلمانان بعدها با آنان پیکار نمودند ، غیر از اینان هستند. زیرا آنان بیزانس ها بودند که پایتخت آنان ابتدا شهر ((رم )) در ایتالیا و سپس شهر قـسـطـنـطـنـیـه گـردیـد تـا ایـنـکـه مـسـلمـانـان حـدود 500 سـال پـیـش آن را فـتـح نـمـوده و ((اسـلامـبـول )) نـامـیـدنـد و مـردم آن را استانبول تلفظ نمودند.
پـاسـخ : صـحـیـح اسـت که رومیان هنگام نزول سوره مبارکه روم و صدور روایات درباره آنـان کـه از طـرفداران امپراطورى روم یا بیزانس (معروف ) بودند. امام غربى هاى امروز افـرادى غـیـر آنها نیستند ، بلکه ادامه سیاست و تمدن آنها به حساب آمد و بخشى از آنان شـمـرده مـى شـونـد.. و مـلتـهاى فرانسه و بریتانیا و آلمان و غیر آن ، از لحاظ فرهنگ و سیاست و دین ، ارکان حقیقى امپراطورى روم مى باشند. و این که آنها در آن زمان مناطق تحت نفوذ روم و (مستعمرات آن ) نامیده مى شدند، این حقیقت را نفى نمى کند.
بـلکـه سـرداران بـیـزانـس رومـى خـود بـه مـدت 2 هـزار سـال پـایتخت شان رم و قسطنطنیه بود در حالى که همه آنان از نژاد ایتالیائى و ریشه واحـدى نـبـودنـد، بـلکـه از ریـشـه و نژادهاى متعدد اروپائى بودند و بعد از آنکه یونان جزئى از امپراطورى روم گردید، گاهى در میان آنان یونانیان نیز بچشم مى خوردند .
و شاید به همین دلیل بـاشـد کـه وقتى امپراطورى تقلیدى روم به ضعف گرائید و در قسطنطنیه و پیرامون آن محدود گردید و در محاصره دریائى از ملتهاى مسلمان قرار گرفت ، اروپائیان به ادعاى مـیـراث خـوارى بـه پـا خاسته ، وعده اى از سران کشور آلمان و غیر آن را، قیصر (سزار) نامیدند.
ایـن نـوع تـغـیـیـر و تـحـول در امپراطورى ها و دولتها امرى طبیعى است ، چرا که حکومت از کـشـورى بـه کـشـور دیـگـر و از مـلتـى بـه مـلت دیـگـر انتقال مى یابد، و این با باقى ماندن نام و خصوصیتهاى اصلى آن منافات ندارد.
بنابراین ، روایات شریفه اى که از آینده رومیان یا به تعبیر عرب ها ((بنى اصفر)) (= زرد پـوسـتـان ) خـبـر مـى دهـد، مـرادشـان فـقـط رومـیـان بـیـزانـس ایـتـالیائى ، منهاى ملل و قبیله هاى فرنگى و سایر قبایل وابسته به آنها نیست .
بـه هـمـیـن دلیـل مـسـلمانان در کتابهاى تاریخى خود از آنها به رومیان و گاهى فرنگیها تـعـبیر مى کنند امام در عین حال به همه آنها رومى گفته ، و آن را به صورت ((اءروام )) جمع مى بندند.
علاوه بر آن ، آنچه از سوره مبارکه روم ، آیات 31 و 32 و سوره کهف آیه هاى 12 و 21 و غـیـر آن دربـاره شـرک آنان نسبت به خداوند متعال و احزاب و پیروان آنها استفاده مى شود ایـن اسـت کـه مـراد از آنـان مـلتـهـا و احزاب مدعى پیروى از حضرت مسیح علیه السلام مى بـاشـنـد. و روشـن اسـت که رهبرى ملتهاى مسیحى به دست رومیان ایتالیائى و قسطنطنیه بوده سپس غربیها از آنان به ارث برده اند.
نام روم در بسیارى از روایات زمان ظهور آمده از جمله روایات مربوط به فتنه و آشوب و تسلط آنان بر مسلمانان ، که قبلا گذشت .
و روایـات دیـگـرى دربـاره حـرکـت نـاوگـانـهـاى جـنـگـى آنـهـا بـه سواحل سرزمین هاى عربى ، اندکى پیش از ظهور حضرت مهدى علیه السلام ، وجود دارد.
از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند:
((وقتى که در سرزمین شام بلوایى را مشاهده نمودى ، پس مرگ است و مردن ، تا آنکه غـربـیـان بـه تـحـرک آمـده و روانه سرزمینهاى عربى گردند. که حوادثى بین آنان رخ خواهد داد.))
و فـتـنـه و آشـوب شـام در روایـات مـربـوط به زمان ظهور به مرحله کشمکشهائى که در سرزمین شام بعد از آشوب و استیلاى اجانب بر امت اسلامى واقع مى شود اطلاق مى گردد.. بـه ایـن مـعـنى که ((بنى اصفر)) ((غربیها)) خود را ناگزیر از دخالت مستقیم نظامى مـى بـیـنـنـد، بـعـد از آن کـه به واسطه پایدارى مردم آن سامان و امواج سیاسى موجود و درگـیـر آن ، از تسلط بر منطقه پیرامون فلسطین ناتوان گشته و دخالت نظامى آنها در آینده با مقاومت مسلمانان کشورهاى عربى مواجه خواهد شد.
از امیر مؤ منان علیه السلام روایت شده که فرمود:
((در مـاه رمـضـان به هنگام صبح از ناحیه مشرق ندا دهنده اى بانگ برمى آورد که : اى اهل ایمان گردهم آیید و از ناحیه مغرب پس از ناپدید شدن شفق ، ندا کننده اى ندا سر دهد: اى اهـل بـاطـل گـرد هـم جـمـع شـویـد... و رومـیـان بـه سـاحـل دریـا نـزدیـک غـار اصـحـاب کـهـف روى آورده و خـداوند آن جوانان را با سگ شان از غـارشـان بـرمـى انـگـیزد، در بین آنان دو مرد بنام ملیخا، و خملاها بوده که این دو تسلیم اوامر حضرت قائم علیه السلام خواهند بود.))
و شـایـد ایـن جنبش نظامى ادامه حرکت گذشته و یا همان حرکت باشد، و روایت گویاى این اسـت کـه آن جـریـان نـزدیک حرکت ظهور آن حضرت خواهد بود که چرا که حوادث ، پى در پى و به دنبال نداى آسمانى در ماه رمضان بوجود آمده و تا محرم ادامه مى یابد، و ظهور آن بزرگوار در شب دهم و روز دهم ماه محرم به وقوع مى پیوندد.
از برخى روایات چنین استفاده مى شود که نیروهاى غربى آهنگ سرزمین شام کرده و در عکا و صـور، و طـبـق ایـن روایـت نـزدیـک غـار اصـحـاب کـهـف ، یـعـنـى در انـطـاکـیـه از نـاحـیه ساحل سوریه ـ ترکیه ، فرود مى آیند.
دربـاره جـوانـان اصـحـاب کـهـف روایـاتـى وارد شـده کـه خـداونـد مـتـعـال آنـان را در آخـرالزمـان ظاهر مى نماید تا براى مردم علامت و نشانه اى بوده ، و از یاران حضرت مهدى علیه السلام باشند و ما آن را در بحث پیرامون ، یاران آن حضرت یاد خـواهـیـم کـرد. فـلسـفـه ظـاهر شدن آنان به هنگام فرود آمدن نیروهاى غربى در آن برهه حـسـاس ، ایـن اسـت کـه مـعـجـزه اى خـصـوصـا بـراى مـسـیـحـیـان بـاشـنـد، زیـرا طـبـق نـقـل روایـات یـاران حـضـرت مـهـدى عـلیـه السـلام نـسـخـه هـاى اصـلى تـورات و انـجـیـل را از غـار انـطـاکیه بیرون آورده و به وسیله آن با رومى ها و یهودیان به بحث و گـفـتـگـو مـى پردازند، احتمال دارد این غار، همان غار معروف اصحاب کهف و یا غار دیگرى باشد.
به نقل از جابر جعفى ، امام باقر علیه السلام که فرمودند:
((شـورشـیـان روم بـزودى روى آورده و در رمـله فـرود مـى آیـنـد، اى جـابـر: در آن سال ، در سراسر زمین از ناحیه غرب اختلاف فراوان وجود دارد.))
البـتـه مـمـکـن است این شورشگران ، مزدوران غربى ، داوطلبان نبرد با یهود باشند که بـه هـمـین منظور در رمله فلسطین فرود مى آیند، و ظاهرا مراد از اختلاف مذکور در روایت از ناحیه مغرب زمین و یا غرب ، همان غرب سرزمینهاى اسلامى باشد، چرا که بعد از آن بیان مى کند که اولین حادثه اى که به شام یم رسد خراب شدن آن است و احتمالا خرابى آنجا به سبب غربى ها باشد.
و آنـچـه را کـه در ایـن زمـیـنـه قـابـل تـوجـه اسـت ، مـطـالبـى اسـت کـه از اهل بیت علیهم السلام ، در تفسیر اوائل سوره مبارکه روم وارد شده است .
((سـوگـنـد به این حروف (الف ، لام ، میم ) رومیان غالب گردیدند، در نزدیک ترین سـرزمـین و اینان بعد از مغلوب شدن به زودى غالب مى گردند، در اندک سالى ـ اءمر از آن خداوند است از پیش و آینده و آن روز ایمان آورندگان به یارى خدا چنین شاد مى گردند هم اوست که هر کسى را که خواهد یارى فرماید، و اوست غالب و مهربان ))
از امام باقر علیه السلام روایت شده که آن حضرت ((یارى خداوند را نسبت به مؤ منین )) در آیـه شـریـفه ، به ظهور حضرت مهدى علیه السلام تفسیر نموده اند، و گویا خداوند آن حضرت را بر رومیان پیروز مى گرداند.
از جـمـله روایـات دیـگـر در این زمینه ، روایات مربوط به فرود آمدن حضرت عیسى علیه السـلام و دعـوت نـمـودن آن حـضرت مسیحیان را به اسلام و پیروى از حضرت مهدى علیه السلام است که این فرموده خداوند را روشن مى سازد:
((حضرت عیسى علیه السلام نشانه اى است از علامتهاى قیامت ))
((هـمـه اهـل کـتـاب قبل از مردنش به او ایمان مى آورند، و او در روز رستاخیز گواه بر آنهاست ))
یعنى آن بزرگوار یکى از علائم رستاخیز بوده و هنگامى که خداوند او را به دنیا فرود آورد، تـمـام نـصـارى و یـهـود بـه او ایـمـان آورده و خـود و مـعـجـزه هـایـش را قبل از آنکه از دنیا رحلت کند، مى بینند.
و در روایت آمده است که عیسى علیه السلام بوسیله حضرت مهدى علیه السلام و معجزاتى که خداوند در اختیار او نهاده با رومیان بحث و مناظره مى کند.
آن حـضـرت پـس از مـعـجـزه فـرود آمـدنـش از آسـمـان ، در دگـرگـونى اوضاع سیاسى و شورانیدن ملتهاى غربى بر ضد فرمانروایانشان ، نقش مهم و اساسى خواهد داشت ، که در جریان فرود آمدن آن بزرگوار به بیان آن خواهیم پرداخت .
از جـمـله روایـات مـورد بحث ، احادیث مربوط به آتش بس میان مسلمانان و رومیان مى باشد کـه حـضـرت ، قـرارداد عـدم تـجاوز را با آنان امضاء خواهد نمود، ظاهرا این پیمان بعد از نـبـرد بزرگ قدس است که در مثلث عکا ـ قدس ـ انطاکیه بین سپاه آن حضرت و لشکریان سـفیانى با پشتیبانى یهود و رومیان رخ مى دهد و بعد از پیروزى حضرت مهدى و ورودش به قدس و فرود آمدن حضرت عیسى علیه السلام خواهد بود.
بـه نـظـر مـى رسـد کـه حـضرت مسیح علیه السلام در این درگیرى و نبرد نقش وساطت و مـیـانـجى گرى را بر عهده خواهد داشت ، که درباره آن سخن خواهیم گفت ، از پیامبر صلى الله علیه و آله نقل شده که فرمود:
((اى عـوف ! پیش از رستاخیز شش حادثه را متذکر باش ... از جمله فتنه و آشوبى را کـه خـانـه اى از عـرب خـالى از آن فـتـنـه نـخـواهد بود، میان شما و بنى اصفر (غربیها) صلحى برقرار مى گردد، سپس با شما پیمان شکنى نموده ، و با هشتاد لشکر که هر یک متشکل از 12 هزار سرباز مى باشد به شما حمله ور مى شوند.))
همچنین از آن حضرت روایت شده که فرمودند:
((بـیـن شـما و رومیان چهار پیمان صلح بسته مى شود، که چهارمین آنها به دست مردى از خـانـدان هـرقـل اسـت کـه چـنـد سـال (دو سـال ) دوام خـواهـد یـافـت ، در این هنگام مردى از عـبدالقیس به نام سؤ ددبن غیلان پرسید: در آن روز پیشواى مردم کیست ؟ حضرت فرمود: مهدى از فرزندانم .))
در بـرخـى از روایـات مـدت پـیـمـان نـامـه صـلح هـفـت سـال ذکـر شـده ، امـا غـربـى هـا تـنـهـا پس از دو سال عهدشکنى نموده و پیمان خود را با مـسـلمـانـان بـر هم زده و با سپاهى که متشکل از قریب به یک میلیون سرباز مى باشد با حمل 80 پرچم در سواحل فلسطین و سرزمین شام ، با مسلمانان درگیر مى شوند.
و در پـى آن ، حضرت مهدى علیه السلام رهسپار فتح و آزادى اروپا و جهان غیر اسلام مى گردد که در بحث حرکت ظهور آن حضرت خواهد آمد.
دیـگـر روایـات ارتـباط سفیانى با رومیان و فرار هواداران وى پس از شکست او به طرف کشور روم ، و تعقیب آنان توسط یاران حضرت مهدى علیه السلام و بازگرداندن آنها را بیان مى کند، از امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند:
((زمانى که حضرت قائم علیه السلام قیام نماید، سپاه خویش را به سوى بنى امیه (سـفـیانیان ) گسیل دارد آنها به سوى روم بگریزند، به آنان مى گویند تا به کیش ما در نـیائید شما را راه نخواهیم داد، آنها پذیرفته و رومیان آنان را وارد مى کنند و آنگاه که یـاران حـضـرت مـهدى علیه السلام با رومیان مواجه مى شوند، آنها تقاضاى صلح و امان مى نمایند، پیروان آن حضرت پاسخ مى دهند که تا هم کیشان ما را آزاد نکنید به شما امان نخواهیم داد، سپس آنها را آزاد نموده و به یاران حضرت باز مى گردانند.
روایـات دیـگـرى نشانگر این است که سفیانى داراى فرهنگى غربى بوده ، وى در کشور روم بـسـر مـى بـرد و سپس راهى منطقه شام مى گردد و حرکت خود را از آنجا آغاز مى کند، چنانکه به بیان آن خواهیم پرداخت ، در کتاب غیبت طوسى (ره ) آمده است که :
((سـفـیـانـى کـه سـر کـرده قـوم است از کشور روم به حرکت در آمده در حالى که چون مسیحیان صلیب به گردن دارد.))
از جـمـله روایـات ، احـادیـث آزادى سـرزمـیـن روم توسط حضرت مهدى علیه السلام و اسلام آوردن رومـیـان بـدسـت آن حـضـرت اسـت ، البـتـه احـتـمـال دارد ایـن امـر بـه دنـبـال شـکـسـتـن پـیـمـان صـلح و حـمـله نـظـامـى آنـان بـه سـاحـل فـلسـطـین و سرزمین شام و شکست خوردن آنها باشد، چنانکه ممکن است این درگیرى سـخت ترین نبردهاى روم با حضرت مهدى علیه السلام باشد که در پى آن گرایشى در بین ملتهاى آنان نسبت به اسلام پیدا مى شود.
و در برخى از روایات ، آمده است که :
((با تکبیر، هفتاد هزار تن از مسلمانان روم را فتح مى نمایند.)
بعید نیست که سقوط این پایتخت غربى با تظاهرات غربى ها و تکبیر آنان در حالى که حضرت مهدى علیه السلام و یارانش آنان را همراهى مى کنند، انجام شود.
از امام باقر علیه السلام روایت شده که فرمودند:
((آن گـاه اهـل روم بـدسـت حضرت مهدى علیه السلام اسلام آورده و حضرت براى آنان مـسـجـدى را بـنـا مـى کـنـد سپس با جانشین قرار دادن یکى از یارانش در آنجا، خود باز مى گردد))
ظـاهـرا حضرت مسیح علیه السلام در دگرگونى ملتهاى غرب نقش اساسى داشته ، و این امـر در خـلال دو سـه سالى است که بین امام علیه السلام و غربیان پیمان صلح برقرار اسـت ، و احتمالا حضرت عیسى علیه السلام در این برهه ، در غرب بسر برده و یا بیشتر حضور او در غرب خواهد بود.
ترکان و نقش آنان در دوران ظهور
بـه نـظـر مـا منظور از ترکها در روایات جنبش خجسته ظهور حضرت ، روس ها و اطرافیان آنـان از مـلتـهـاى اروپـاى شـرقـى هـستند، آنان گر چه از لحاظ تاریخى مسیحى اند و از مـلتـهـاى مـسـتعمره امپراطورى روم بشمار مى روند، تا جائى که مدعى وراثت آنها شده ، و شـاهـان خود را مانند آلمانى ها و غیر آنها، قیصر (سزار) نامیده اند لیکن آنان اولا: از قبیله هـاى گـونـاگـون مـنـطـقـه شـرق آسـیا ـ اروپا هستند که در زبان روایات و تاریخ ، به ((قبیله ها و ملتهاى ترک )) نامیده شده اند، و این نام علاوه بر ترکهاى ترکیه و ایران ، شامل قبیله هاى تاتار و مغول و بلغارستان و روسیه و غیر آنان نیز مى گردد.
دوم ایـن کـه : مـسیحیت ، اخیرا به آنها سرایت نموده و اصالة در بین آنان رائج نبوده بلکه بصورت یک قشر سطحى در آمده ، و بدتر از وضع آنان ، در میان ملتهاى اروپاى غربى وجـود دارد، چـرا کـه مـادى گـرائى شـرک آمـیـز آنـان چـیـره گـشـتـه ، و شـایـد بـه هـمـیـن دلیـل اسـت کـه تـسـلیـم نـظریه کمونیسم مادى گرا و الحادى شده و در برابر نفوذ آن ، مقاومت نکردند.
سـوم : ایـنـکـه روایـات مربوط به جنبش ترکان علیه مسلمانان ، اگر چه پاره اى از آنها بـر یـورش تـرکـهاى مغول و تاخت و تاز آنها به سرزمین ما در قرن هفتم هجرى منطبق مى گردد. اما برخى از آن روایات ، حرکت هاى آنان را که به حوادث ظهور حضرت مهدى علیه السلام متصل مى گردد، و همچنین همکارى آنها با رومیان علیه ما و اختلاف شان با یکدیگر در هـمـان زمـان را بـیـان مـى کـند و این ماجرا جز بر روسها منطبق نگشته ، و یا اینکه اگر قـضـیـه بـه درازا کشیده شود، بر وارثان دولت آنها از اقوامى که ریشه و تبار ترکى دارند در روسیه و اروپاى شرقى ، منطبق است .
اینک نمونه هایى از روایاتى که نقش آنان ، در آنها بیان شده است :
از آن جـمـله ، روایات فتنه و آشوب اخیرى است که بدست آنها و رومیان بر مسلمانان واقع مـى شـود، کـه قـبـلا گـذشـت ، کـه آنـرا جـز بـه هـجوم غربیان و روسها به سرزمین هاى مـسـلمـانـان در اوایـل ایـن قـرن ، نمى توان تفسیر نمود، همانکه ، پیوسته ادامه داشته تا اینکه خداوند آن را با حرکت زمینه ساز حضرت مهدى علیه السلام در امت ، و سپس با ظهور مبارک او ارواحنا فداه بر طرف مى سازد.
و روایات مربوط به جنگ سفیانى با ترک ها نیز از جمله همین روایات است و احتمالا مراد از تـرکـان هـمان روسها هستند، چه آنکه سفیانى هم پیمان روم و یهود بوده ، و در اءخبار آمده اسـت کـه حـرکـت او در مـنـطـقـه سـوریـه و اردن بـه دنـبـال سـلطـه تـرکـان بر سوریه پدید مى آید. و چنانچه روایت مربوط به آن صحیح باشد، مدت آن سلطه کوتاه خواهد بود، زیرا آن تسلط پس از شکست شورش (علج اءصهب ) پدید مى آید.
((زمـانـى که علج اصهب قیام نماید، و پایتخت حکومت دچار سختى و بحران گردد، پس از انـدکـى کـشـته خواهد شد، آنگاه (اءکحل ) به خونخواهى وى برمى خیزد، و اینجاست که کشور به شرک (ترک = نسخه بدل ) بازگردانده مى شود.))
در روایات مربوط به ظهور، اءصهب و اءبقع ، دو رهبر مخالف حرکت سفیانى یاد شده اند که سفیانى بر آن دو پیروز شده ، و بر منطقه تسلط مى یابد.
و مـن روایـاتـى را کـه دلالت بـر جنگ سفیانى با ترک ها، در دمشق و یا حومه و اطراف آن بـنـمـایـد، نـیـافـتـم ، اما روایات بسیارى به صورت متواتر اجمالى  رسیده که حـاکـى از درگـیـرى بـزرگ سـفـیانى با آنان در قرقیسیا، واقع در مرز سوریه ـ عراق ـ تـرکـیه مى باشد، این نبرد از جنگ هاى بزرگى است که از پیش وعده داده شده ، و انگیزه آن درگیرى و کشمکش بر سر گنجى است که در مجراى نهر فرات و یا نزدیک آن کشف مى شود.
بـعـلاوه ، شـاید مراد از اتراک ، در این نبرد ترکهاى ترکیه باشند نه روسها، ممکن است روسـیـه در جـنـگ با ترکها بطور نهانى با سفیانى بوده و از او پشتیبانى مى نماید. و بـه خـواسـت خدا بزودى یادى از جنگ قرقیسیا، در ضمن حوادث کشور شام و حرکت سفیانى خواهد آمد.
و از جمله ، روایات مربوط به انقلاب آذربایجان که در رویارویى با ترکان مى باشد، از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود:
((آذربـایـجـان بـراى مـا لازم اسـت ، چـیـزى در مـقـابل آن یاراى مقاومت ندارد و چون انقلاب گر ما قیام کند به سوى او بشتابید، اگر چه رفتن با چهار دست و پا بر روى برف باشد.))
مـمـکـن اسـت از قـول امـام (ع) کـه فـرمـود: ((نـاگـزیـر از آذربـایـجـان بـوده و چیزى در مـقـابـل آن ایـسـتـادگـى نـمـى کـند)) چنین استفاده شود که آن جنبشى است هدایت گر که در آذربـایـجـان و یـا از نـاحـیه اهالى آن سامان بوجود آمده که لازم است بعد از آن ، انتظار و درنگ نموده ، تا نشانه هاى نزدیک آن آغاز گردد، و چنانکه از روایت زیر فهمیده مى شود ممکن است این ماجرا در رویارویى با روسها باشد؛
((دو خروج براى ترکان رخ مى دهد، که در یکى از آنها آذربایجان ویران گشته و در خـروج دیگرى در جزیره سر مى زند که عروسان حجله نشین را به وحشت مى اندازد در این هـنـگـام اسـت کـه خداوند متعال مسلمانان را یاورى نموده ، و قربانى بزرگ خداوند در میان آنان وجود دارد.))
وقـتـى بـه تـنـهـایـى ایـن روایـت را مـورد بررسى قرار مى دهیم ، احتمالا از جمله روایات مـربـوط بـه هـجوم ترکان و مغول به سرزمینهاى اسلامى باشد، که در نخستین مرحله اى کـه به آذربایجان رسیده آن را ویران مى سازند، و سپس به فرات مى رسند و مسلمانان بـر آنـان پـیـروز مـى گردند. که در چشمه جالوت و غیر آن ، قربانى بزرگى در بین آنان وجود دارد.
امـا اگـر جـمـع بـیـن ایـن روایـت ، و روایـت پـیـشـیـن نـمـایـیـم . احـتـمـال دارد کـه مـنـظـور از تـرکـان در آن ، روسـهـا بـاشـنـد. و نـخـسـتـیـن خـروج آنـهـا قـبـل از جـنـگ جـهـانـى دوم و بـعـد از آن و قـبـل از نـشـانـه هـاى نـزدیـک ظـهـور و اشغال آذربایجان توسط آنان خواهد بود.
و دومـیـن خـروج بـه طـرف ((جـزیـره )) اسـت کـه نـام مـکـانـى در حـد فـاصـل بـیـن عـراق و سـوریـه نـزدیـک مـنطقه قرقیسیا بوده ، و خروج آنان به آن منطقه بمنظور نبرد با سفیانى است . و مفهوم پیروز شدن مسلمانان در آن درگیرى پیروزى غیر مستقیمى است که با به هلاکت رسیدن دشمنان ستمگر آنان خواهد بود، و چنانکه خواهید داشت در مـنـطـقـه درگـیـرى قـرقـیـسـیـا درفـش و پـرچـم هدایت گرى وجود ندارد یا پرچمى که پـیـروزى مـسـلمـانـان را بـه همراه داشته باشد و همانا بشارت دادن پیامبر و امامان علیهم السلام نسبت به آن ، بدین جهت است که در این کارزار، ستمگران با شمشیرهاى برخى از هواداران خودشان به هلاکت مى رسند.
دیـگـر روایـات مـربوط به فرود آمدن ترکان در منطقه ((جزیره )) و ((فرات )) است کـه احـتـمالا مراد از ترکان روس هاست ، زیرا فرود آمدن آنها همزمان با فرود آمدن رومیان در منطقه رمله فلسطین و سواحل آن مى باشد.
و قبلا اشاره کردیم که قرقیسیا منطقه اى در نزدیکى ((جزیره )) است که به دیاربکر و جـزیـره ربـیـعـه موسوم است ، و مفهوم کلمه (جزیره ) که به طور عموم در کتب تاریخى بیان شده ، همین نقطه است ، نه جزیرة العرب و یا جزیره اى دیگر.
و ایـن امـر مـنـافـاتـى بـا فـرود آمـدن ترکان مغول در جزیره و فرات در قرن هفتم هجرى نـدارد، چـه ایـنـکـه بـرخـى ، آن را از جمله نشانه هاى نزدیک به ظهور حضرت به حساب آورده انـد، حـال آنـکه از نشانه هاى نزدیک ظهور، فرود آمدن و سپس نبرد آنان با سفیانى در منطقه قرقیسیا خواهد بود.
بـه هـمـیـن مـنـاسـبـت ، روایـات آشـوب گـرى تـرکـان مـغول و هجوم آنان به سرزمین هاى اسلامى در زمره روایات مربوط به حوادث و پیش آمدها و مـعـجـزات نـبى اکرم (ص ) است که مسلمانان آنها را مى دانسته ، و در صدر اسلام آنها را سـیـنـه بـه سـیـنـه نـقـل مـى کـرده انـد، سـپـس در زمـان حـمـله مـغـولان و بـعـد از آن ، ایـن قـبـیـل روایـات زیـادتـر و بـیـشـتـر رائج گـردیـده ، در عـیـن حـال این گونه روایات فرو نشستن آشوب آنان و پیروزى مسلمانان را خاطر نشان ساخته ، بـدون آنـکـه در پى آن اشاره اى به ظهور حضرت مهدى (ع) داشته باشد، همچنانکه در روایات مربوط به ترکان که در پى بیان آن ها هستیم ، آمده است .
و ایـنـک نـمـونـه هـایـى از روایـات مـربـوط بـه حـمـله مـغـولان : از حـضـرت عـلى (ع) نقل شده که فرمود:
((گویا، قومى را مى بینم که چهره هایشان همچون سپرهاى چکش خورده جلوه گر است ، لبـاسـهـاى حـریر و دیبا پوشیده و اسبهاى اصیل را یدک مى کشند، در آنجا آنچنان کشتار زیاد است که مجروحان از روى بدن کشتگان عبور مى کنند، و در آن کار زار تعداد فراریان از اسیران کمتر است .
یکى از یاران عرض کرد: اى امیرمؤ منان ! شما به علم غیب آگاهید. حضرت خندید و به آن مـرد کـه از بـنـى کـلب بود فرمود: اى برادر کلبى این علم غیب نیست ، بلکه این یک نوع آگاهى است که از صاحب دانشى ((رسول الله )) آموخته ام زیرا علم غیب تنها علم رستخیز و آنـچـه را کـه خـداونـد در ایـن آیـه بر شمرده است ، مى باشد ((این خداوند است که به زمـان رسـتاخیز آگاهست و هم اوست که باران را فرو فرستاده ، و از آنچه درون رحم هاست خبر دارد و هیچ کس نمى داند که پیمانه عمرش در کجا لبریز خواهد شد...)) خداى سبحان اسـت کـه از آنـچـه درون رحـم اسـت ، پـسـر یـا دخـتـر، زشـت یـا زیـبـا، بـخـشـنـده یـا بـخـیـل ، نیک بخت یا بدبخت بوده و چه کسى هیزم آتش دوزخ و چه کسى در بهشت ، همنشین پـیامبران است ، آگاهى دارد، بنابراین علم غیبى که جز خدا کسى از آن آگاه نیست همین است ، و غـیر از آنچه که گفته شد، علمى است که خداوند به پیامبرش آموخته ، پیامبر مرا بر آن آگـاه سـاخـت و در حـق مـن دعـا فـرمـود، تـا خـداونـد آن را در دل من جایگزین و درونم را از آن سرشار سازد.))
از سـلسـله روایـات گـذشـتـه ، روایـات مربوط به جنگ حضرت مهدى (ع) با ترکان مى باشد، از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود:
((نـخـسـتـیـن سـپـاهـى کـه حـضـرت مـهـدى تـدارک مـى بـیـنـد بـه سـوى تـرکـان گـسـیـل مـى دارد و پـس از شـکـسـت آنـان و بـه اسـارت درآوردن آنـهـا و بـه غـنیمت گرفتن اموالشان راهى شام گردیده و آنجا را فتح مى نمایند.))
بـه ایـن مـعـنـى که این اولین لشکرى است که حضرت آن را مجهز و اعزام مى کند و خود آن بـزرگوار در آن شرکت ندارد و در برخى از روایات آمده است که اعزام سپاه حضرت مهدى (ع) توسط آن بزرگوار بعد از ورود وى به عراق و در پى چندین نبرد، جهت آزاد سازى حجاز و عراق خواهد بود.
و مـمـکـن اسـت مـراد از تـرکـان در ایـنـجـا تـرک هـاى تـرکـیـه بـاشـد امـا بـه احـتـمـال قـوى تـر روسـهـا هستند که سفیانى ، در نبرد قرقیسیا با آنان کارزار مى کند و هـیـچـیـک بـر دیـگـرى غلبه نمى یابد و چنانکه روایات مى گوید، نابودى آنان توسط حضرت مهدى (ع) بوده و سرزمین آنها بر اثر صاعقه ویران مى گردد.
دسـتـه اى دیـگـر از ایـن احـادیـث ، روایـاتـى اسـت کـه ویرانى سرزمین ترکان را در اثر صاعقه و زلزله مى داند و ممکن است منظور جنگ افزارهایى مانند موشک ها باشند که ویران گرى آنها مانند صاعقه و یا زلزله است .
و بـه نـظـر مـى رسـد کـه ایـن حـادثـه ، در پـى نـبرد آنان با حضرت مهدى (ع) بوده و ویـرانـى در حـد بـسـیـار گسترده اى مى باشد، آن گونه که به نابودى و محو قدرت و شـوکـت آنـان مـى انـجـامـد، چه اینکه پس از آن ، یادى از آنان در روایات ظهور وارد نشده ، فقط بعد از دومین خروج آنان این عبارت آمده ((فلا ترک بعدها)) پس از آن حادثه ، دیگر تـرک وجـود نـخـواهـد داشـت ، از ایـن رو احـتـمال دارد که آنان همان روسها باشند، زیرا در روایات مربوط به ظهور چنین گفته اى در مورد هیچ ملت مسلمانى نیامده است .
یهودیان و نقش آنان در دوران ظهور
اگـر پـیـرامـون نـقـش یهودیان در آخرالزمان و عصر ظهور حضرت مهدى (ع)، جز آیه هاى نخستین سوره بنى اسرائیل چیزى در اختیار ما نبود، همان کافى بود، زیرا این آیات در عین خـلاصـه بـودن ، وحـى الهـى بـوده و بـه گونه اى رسا و گویا، شمه اى از تاریخ و سـرگـذشـت آنـهـا را بـیـان کـرده و بـه نحو معجزه آسا و با دقت ، آینده آنها را روشن مى سـازد. عـلاوه بـر ایـن آیه ها و آیات دیگر، تعدادى روایات وجود دارد که پاره اى از آنها مربوط به تفسیر آیات ، و برخى دیگر پیرامون وضع یهودیان در عصر ظهور و انقلاب حضرت مهدى (ع) مى باشد، که پس از تفسیر آیات به بیان آنها مى پردازیم .
وعده الهى نسبت به نابودى یهودیان
((مـنـزه و پاک است آنکه یک شب ، بنده اش را به سفر شبانه برد از مسجد الحرام به مـسـجد اقصى که مبارک گردانیم (برکت دادیم ) پیرامونش را تا از نشانه هاى خود به او نـشـان دهیم بدرستى که او شنوا و بیناست . و به موسى تورات را داده و او را هدایت گر فـرزنـدان یـعـقـوب (بـنى اسرائیل ) گردانیدیم ، که غیر از من سرپرستى را نپذیرند. فرزندان کسى را که با نوح حمل نمودیم ، که او بنده اى شکرگزار بود.))
((مـا در تـورات حـکـم در انـقـراض بـنـى اسـرائیـل نـمـودیـم زیـرا شـمـا (بـنـى اسـرائیـل ) در زمـیـن دو بـار فـسـاد نـمـودیـد و بـر دیـگر فخر و بزرگى بسیار خواهید نمود.))
یـعـنـى مـا در تـوراتى که بر آنان فرو فرستادیم حکم قطعى به انقراض آنها کردیم شـمـا بـزودى از راه راسـت مـنـحـرف شـده و دوبـاره در جـامعه تبهکارى مى کنید، چه اینکه بزودى بر دیگران فخر و برترى جوئى بسیار مى نمائید.
((وقتى که هنگام کیفر اولین فساد فرا رسد بندگانى را از ناحیه خود که توانمند و سـتـبر مى باشند جهت سرکوبى شما فرستادیم ، در میان خانه ها به جستجوى خانه به خانه پرداختند و این وعده اى قطعى بود.))
زمـانـیکه وقت مجازات شما بر نخستین تبهکارى خودتان رسید بندگانى را از اطراف خود کـه داراى صـلابـت مـى باشند بسوى تان فرستادیم تا شما را گوشمالى سخت بدهند آنان میان خانه ها به جستجوى خانه به خانه پرداختند و این وعده اى حتمى است .
((آنـگـاه پـیـروزى را براى شما، بر آنان گرداندیم و شما را با ثروتها و پسران یارى نمودیم و تعداد شما را بیش ‍ از آنان قرار دادیم .))
سـپس پیروزى را براى شما بر کسانى که آنها را علیه شما برانگیختیم برگرداندیم و بـه شـما ثروت ها و فرزندانى را عطا کردیم و شما را از یاوران بیشترى برخوردار نمودیم که به کمک شما علیه آنان بستیزند.
((اگـر خـوبـى کـردیـد، خـوبى به خود نموده اید و اگر بدى کردید به خود بدى نـمـوده ایـد و هـنـگـامى که وعده بار دوم بیاید چهره هاى شما را ناخوش دارند و وارد مسجد اقصى گردند همانگونه که نخستین بار داخل شدند و آنچه را که برتر آمده نابود کنند نابود کردنى .))
و آنـگـاه وضـع شـمـا مـدتـى بدین گونه ادامه داشته و چنانچه توبه نموده و بواسطه نـعـمـتـهـایـى کـه از ثـروتـهـا و اولاد بـه شـمـا بـخـشـیـدیـم ، نـیـک عمل نمودید به سود خودتان بوده و اگر به بدى و طغیان و خود بزرگ بینى پرداختید فـرجـام بـد آن ، مـربـوط بـه خـودتـان خـواهـد بـود، امـا شـمـا بـزودى نـه تـنـهـا عـمـل نـیک ننموده بلکه به اعمال بد دست مى یازید، ما شما را مهلت مى دهیم تا زمانى که وقـت مـجـازات و کـیفر شما بر دومین فسادتان فرا رسد، آنگاه فرستادگانى را از ناحیه خودمان که بمراتب سخت تر از مرحله اول رفتار مى نمایند، مى فرستیم بلا و گرفتارى را کـه ناخوش دارید به ارمغان شما بیاورند و سپس فاتحانه وارد مسجد اقصى گردیده بـه هـمـان سـان کـه در زمـان تـعـقـیـب و جـسـتـجـوى دشـمـن در مـنـازل شـمـا در مـرحـله اول ، وارد گـردیـده و برترى جویى و فساد گرائى شما را به نابودى کشاندند.
((شـایـد پـروردگـار شـمـا بر شما رحم نموده و اگر باز گردید باز گردیم و ما دوزخ را تنگنائى براى کافران قرار دادیم .))
شاید پروردگارتان شما را بعد از دومین کیفر با رحمت خویش ببخشاید و چنانچه بعد از کـیـفـر دوم ، بـازگـشت به انحراف نمودید، ما نیز مجازات شما را از سر خواهیم گرفت و شـمـا را در تـنـگـنـاى دنیوى قرار داده و در آخرت دوزخ را زندان و حصارى بر شما قرار خواهیم داد.
نـخـسـتین نتیجه اى که از آیات قرآن کریم استفاده مى شود این است که : تاریخ یهودیان بعد از موسى تا پایان زندگانى آنها بدین صورت خلاصه مى شود که آنها در جامعه فـسـاد نـموده تا آن هنگام مجازات شان فرا رسد، و خداوند افرادى را از ناحیه خود برمى انگیزد که بر آنان چیره خواهند شد سپس خداوند بنابر مصلحت هایى یهودیان را بر آنان پیروز مى گرداند و اموال و اولاد به آنها عطا نموده ، و طرفدارانشان را در جهان بیش از آن قوم مى گرداند، اما یهود از این اموال و یاران بهره بردارى صحیح نمى نمایند، بلکه سـوء اسـتفاده نموده و بار دوم در روى زمین فساد به بار مى آورند، البته این بار علاوه بر فساد، گرفتارى خوى تکبر و برترى طلبى شده و خویش را بسیار بهتر و برتر از سـایـر مـردم مى پندارند. و زمانى که وقت کیفرشان فرا مى رسد خداوند بار دیگر آن قـوم را بـر آنـان چـیـره سـاخـتـه ، و گـوشـمـالى را در سـه مـرحـله سـخـت تـر از بـار اول بر آنان وارد مى سازد.
دومـیـن نـتـیـجـه : ایـن اسـت کـه ، قـومـى را کـه خـداونـد بـار اول بـر ضـد آنـان بـر مـى انگیزد، به آسانى بر آنان چیره مى گردند، و به جستجوى خـانـه بـه خـانـه مـى پـردازنـد، آن گـاه داخل مسجد اقصى شده و نیروهاى نظامى آنان را مـتـلاشى مى کنند آنگاه خداوند بار دوم آنها را مى فرستد و بر خلاف غلبه یهودیان بر آنها و زیادى یاران و هوادارانشان ، ضربات شدیدترى را در سه نوبت بر آنها وارد مى سـازنـد، کـه در اولیـن نـوبـت ، چـهـره هـاى پـلید آنان را آشکار و آنها را رسوا ساخته و چنانکه نخستین بار وارد مسجد اقصى شدند، فاتحانه وارد مسجد مى گردند. و سپس خوى تکبر و برترى جوئى آنان بر ملتها را، پایمال مى کنند.
سـؤ ال اسـاسى که مفسران مطرح مى کنند این است که آیا این دو نوع فساد که یکى همراه بـا بـرتـرى طـلبى است پایان یافته و یا آن دو کیفر وعده داده شده بر آنان واقع شده است یا خیر؟
بـرخى از مفسران بر این عقیده اند که هر دو مورد، انجام شده بدین ترتیب که کیفر فتنه و فـسـاد نـخستین بنوخذ نصر (بخت النصر) و مجازات دومین مرحله فساد و تباهى به دست (تیتوس ) رومى انجام پذیرفته است و بعضى دیگر معتقدند که هنوز آن دو کیفر رخ نداده است .
اما نظریه درست این است که : اولین کیفر در برابر نخستین فساد، در صدر اسلام بدست مـسـلمـانـان انـجـام پـذیرفته ، و آنگاه که مسلمانان از اسلام فاصله گرفته و دور شدند خداوند یهودیان را بر آنان چیره ساخت ، و در این مرحله نیز براى دومین بار، یهودیان در زمـیـن ایـجاد فساد و طغیان نمودند و هرگاه که مسلمانان دوباره به اسلام روى آورند زمان کیفر دوم فرا رسیده و به دست مسلمانان انجام خواهد شد. و بر اساس همین تفسیر از امامان عـلیـهـم السلام روایاتى رسیده ، از جمله آنکه ، آن قومى را که خداوند در مرحله دوم علیه یـهـودیـان بـرمـى انـگـیـزد، حـضـرت مـهـدى (ع) و یـاران وى انـد کـه اهـل قـم مـى بـاشـنـد و هـم آنـان کـه خـداونـد آنـهـا را قـبـل از ظـهـور حضرت قائم (ع) برمى انگیزد، در تفسیر عیاشى از امام باقر (ع) روایت شده که حضرت بعد از آن که آیه شریفه بعثنا علیکم عبادا لنا اولى باءس ‍ شدید را قرائت نمود، فرمود:
((مـراد از ایـن آیـه حـضـرت قـائم (ع) و یـاران اوسـت که نیرومند و داراى صلابت مى باشند.))
و نـیـز در تـفـسـیـر نـور الثـقـلیـن ، از کـتـاب روضـه کـافـى از امـام صـادق (ع) نقل شده که آن حضرت در تفسیر آیه شریفه فوق فرمود:
((خـداونـد قـبـل از خـروج حـضـرت قـائم ، قـومـى را بـرانـگیزد که دشمنى از دشمنان آل محمد (ص ) را رها ننموده ، مگر اینکه او را به هلاکت مى رسانند.))