إِلَهِي عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ يَا مَوْلانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ یان چاپ -->
بسللیم

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

Image result for ‫ایت الله سیستانی‬‎ Image result for ‫ایت الله بهجت‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎
آخرین نظرات

داستان اذکار

جمعه, ۲۷ بهمن ۱۳۹۶، ۰۳:۴۵ ب.ظ

حرز

در زمان ((حضرت امام زین العابدین (ع ))) کسی کار ضد دینی و شرعی انجام داده بود که مستوجب عذاب درد ناکی شده بود و حضرت دستور داده بودند تا او را به آتش اندازند .

ولی وقتی او را در آتش انداختند برخلاف امر طبیعت آن مرد نسوخت همه تعجب کردند ؟ !

دوباره او را به آتش انداختند . باز هم دیدند آن شخص آتش نگرفت .

تا سه دفعه این کار را تکرار کردند ، باز دیدند او نسوخت ؟ !

او را در آب انداختند تا شاید غرق شود و بمیرد ، ولی باز دیدند غرق نشد و نمرد .

حضرت دستور داد :

او را با شمشیر بزنند ، ولی در او هیچ اثری نکرد .

حضرت فرمود :

او را بگردید و تفتیش کنید ، زیرا او دعایی همراه دارد که هیچ چیز در او اثر نمی کند .

وقتی او را برهنه کردند از او دعایی پیدا کردند ، و آن دعا این بود :

بِسْمِ

اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ؛ یا مَنْ لا یَعْلَمُ الْغَیْبَ اِلاّ هُوَ ، یا مَنْ لا یُدَبِّرُ الاَْمْرَ اِلاّ هُوَ ، یا مَنْ لا یُصْرِفُ السُّوءَ اِلاّ هُوَ ، یا مَنْ لا یَغْفِرُ الذُّنُوبَ اِلا هُوَ ، یا مَنْ لا یُحْیی الْمَوْتی اِلاّ هُوَ ، الاَْوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِکُلِّ شَی ءٌ عَلیم ، وَ بِحَقِّ اَنْزَلْناهُ وَ بِحَقِّ نَزَلَ وَ ما اَرْسَلْناکَ اِلاّ مُبَشِّرا وَ نَذیرا وَ بِحَقِّ کهَّیعَّصَّ وَ بِحَقِّ حمَّعسَّقَّ کامِلاً حاوِیاً بِاِسْراً فَامِلاً صادِقَا بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ(39)

اسم اعظم

محکومی را به پای دار می بردند ، در بین راه به بزرگی برخورد نمود ، از آن شخص بزرگ تقاضای اسم اعظم کرد .

آن بزرگ فرموده بود :

با کسی سخن مگو و هزار بار این ذکر را بگو :

اَللّهُ الصَّمَدُ

اگر این ذکر را تمام نکردی ، مهلت اتمام آن را بخواه .

آن شخص اعدامی مشغول این ختم شود ، هنوز به پای دار نرسیده بود که ((قادر متعال )) اسباب تبرئه او را فراهم کرد و خبر فتح رسید و مژده خلاصی او آمد . (40)

آیه الکرسی

((عبداللّه ابن جعفر)) گفت :

من بیماری سختی گرفتم که تمام اطبّاء از معالجه آن عاجز شدند .

یکشب خیلی ناراحت و رنجو بودم که خدایا چه کنم ؟ !

همینطور در فکر بودم که یک وقت به ذهنم خطور کرد که به یک آیه از آیات قرآن استشفاء کنم .

آمدم لای قرآن را باز کردم آیه ((آیه الکرسی )) آمد ، آن را خواندم و بخودم دمیدم . خوابم گرفت ، وقتی خوابیدم ، در خواب دیدم دو مرد مقابل من ایستاده اند و به همدیگر می گویند :

این مرد آیه ای خواند که در آن آیه سیصد و شصت و پنج رحمت است و آن مرد تازه به یک رحمت رسیده .

از هیبت آن ، از خواب پریدم ، وقتی بخود آمدم متوجه شدم که شفا یافته ام . (41)

زیاد خواندن آیه الکرسی

((عبداللّه بن عون )) گفت :

یک شب در خواب دیدم قیامت بر پا شده ، و تمام مردم پای حساب ایستاده اند .

از من به آسانی حساب کردند و مرا به بهشت بردند و قصرهایی به من نشان دادند که از دیدن آن متحیّر شدم .

به من گفتند :

درهای قصرها را بشمار .

وقتی که شمردم ، پنجاه در بود .

دوباره گفتند :

خانه هایش را بشمار .

شمردم ، صدوهفتاد و پنج خانه بود .

گفتند :

درست است .

من از شادی و خوشحالی ، از خواب بیدار شدم و خدا را شکر کردم ، صبح که شد ، آمدم پیش ((محمد بن سیرین )) و خوابم را برای او تعریف کردم .

ابن سیرین به من گفت :

گمان کنم تو ((آیه الکرسی )) را زیاد می خوانی ؟

گفتم : بله

، ولی شما از کجا می دانید ؟ !

گفت : برای اینکه این آیه پنجاه کلمه است و صد و هفتاد و پنج حرف دارد .

من از حافظه و زیرکی او تعجب کردم !

آنگاه گفت :

هر کس این آیه را بخواند سکرات مرگ بر او آسان می شود . (42)

جهت فقر

مردی خدمت با کرامت ((حضرت رسول خدا)) (ص ) مشرف شد و از فقر شکایت کرد .

آن حضرت فرموند :

وقتی که داخل خانه ات شدی سلام کن ، کسی در خانه بود ، جواب سلامت را می دهد و اگر کسی خانه نبود در آن سلام کن و یکبار ((سوره قل هواللّه احد)) را بخوان .

آن مرد رفت و هر چه را که حضرت فرموده بود ، عمل کرد .

خداوند متعال رزقش را بر او سرازیر کرد که حتی همسایه ها هم از آن بهرمند شده بودند . (43)

قل هو اللّه . . .

((انس )) می گوید :

یک روز با ((حضرت رسول (ص ))) در ((تبوک )) بودیم ، آن روز آفتاب با نور و شعاعی که تا بحال مثل آن را ندیده بودیم در آمد .

گفتم : یا رسول اللّه ، این چه نوری است که برخورشید غلبه کرده ؟ !

آن حضرت متفکر شد ! ؟

((حضرت جبرئیل (ع ))) تشریف آوردند و فرمودند :

یا رسول اللّه ، ((معاویه لیثی )) در مدینه فوت کرده و ((حضرت حق )) هفتاد هزار فرشته را برای نماز بر او فرستاده .

وجود مقدس ((پیغمبر (ص ))) از ((حضرت جبرئیل (ع ))) پرسیدند :

این مرتبه و مقام و درجه را بواسطه چه عملی دریافت کرده ؟ !

حضرت جبرئیل (ع

) فرمود : بخاطر خواندن سوره ((قل هواللّه )) .

زیرا او همیشه مداومت بر آن سوره داشت حتی در نشستن و ایستادن و رفت و آمد .

((حضرت رسول (ص ))) فرمود :

ای جبرئیل من هم آرزو دارم بر او نماز بخوانم .

پس حضرت با طی الارض بمدینه آمدند و با ملائکه بر جنازه او نماز خواندند . (44)

درد مفاصل

شحصی با امام پنجم ((حضرت باقر آل محمد (ص ))) از درد مفاصل شکایت کرد .

حضرت به او این دعا را تعلیم فرمودند :

اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ وَ بَرَکاتِکَ وَ دَعْوَهِ نَبِیِّکَ الطّاهِرِ الطَّیّبِ الْمُبارَکِ الْمَکینِ عَنْکَ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وِ الِهِ وَ بِحَقِّ ابْنَتِهِ فاطَمَهَ الْمُبارَکَهِ وَ بِحَقِّ وَصِیِّهِ اَمیرِالْمُؤ مِنینَ عَلَیْهِالسَّلامُ وَ بِحَقِّ سَیِّدَی شَبابِ اَهْلِ الجَّنَهِ اِلاّ اَذْهَبْتَ عَنّی ما اَجِدُ بِحَقِهِمْ یا اِلهَ الْعالَمینَ

می گوید : این دعا را با خلوص خواندم درد مفاصلم ساکت

شد . (45)

پرنده کور

یکروز با ((حضرت رسول اللّه (ص ))) به طرف کوههای مدینه می رفتیم ، داخل بیایانی شدیم ، آن حضرت به من اشاره فرمودند ، نزدیک حضرت شدم .

حضرت ، پرنده کوری را بمن نشان دادند که در میان شاخه درختی بود و منقارش را به هم می زد .

حضرت رسول (ص ) فرمود :

متوجه می شوی که این پرنده چه می گوید ؟

گفتم : نه ، یا رسول اللّه !

حضرت فرمودند : می گوید :

اللّهُمَّ اَنْتَ الْعَدْلُ الَّذی لا یَجُورُ ، حَجَبْتَ عَنّی بَصَری وَ قَدْ جِعْتُ فَاطْعِمْنی

یعنی : خدا یا تو عادل هستی و ظلم نمی کنی ، چشم من کور است من گرسنه شده ام پس مرا طعام بده .

در این لحظه ملخی آمد و وارد دهان او شد ، و آن پرنده دهانش را بست . حضرت فرمودند :

می فهمی چه می گوید ؟

گفتم : نه ، یا رسول اللّه !

حضرت فرمودند : می گوید :

مَنْ تَوَکّلَ عَلَی اللّهِ کَفاهُ وَ مَن ذَکَرَهُ لا یَنْساه .

یعنی : کسی که بر خدا توکل کند خداوند متعال او را کفایت فرماید و

کسی که خدا را یاد کند ، خداوند او را فراموش نمی کند . (46)

دعای قرض

((مفضل بن فضاله )) می گوید :

قرضی داشتم و این دعا را خواندم .

شخصی در خواب به من گفت :

از فلان جا این مقدار مبلغ را بردار و قرض خود را ادا کن .

از خواب بیدار شده و به همان جایی که به من در خواب آدرس داده بودند رفتم و همان مبلغ پولی را که بدهکار بودم برداشتم و پرداخت نمودم . و آن دعا اینست :

یا ذَالْجَلالِ وَ الاِْکْرامِ بِحُرْمَهِ وَجْهِکَ الْکَریمِ اِقْضِ عَنّی دَیْنی . (47)

طلبکارها

((حسین بن خالد)) می گوید :

در بغداد هفصد هزار در هم مقروض شدم ، طلب کارها مرا امان نمی دادند و هر دفعه دنبالم می فرستادند .

خلاصه از دست آنها پنهان شدم که مرا نبینند و به همین خاطرهم نمی توانستم خدمت ((حضرت امیرعلیه السلام برسم ، در عین حال نامه ای برای حضرت نوشتم و در آن نامه ، احوالاتم را بیان کردم .

حضرت در جواب نوشته بودند که :

بعد از هر نماز سه مرتبه این دعا را بخوان :

اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ بَحَقِّ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَنْ تَرْحَمَنی بِلا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ بِحَقِّ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَنْ تَرضِیَ عَنّی بِلا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ یا لا اِلهَ اِلاّاَنْتَ بِحَقِّ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَنْ تَغْفِرَلی بِلا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ .

از وقتی که آن را خواندم و بر آن دعا مداومت نمودم ، واللّه به چهار ماه نکشید که تمام قرضهایم ادا شد و صد هزار در هم ، هم اضافه آمد . (48)

ارواح

یک روز شخص مؤ منی محضر مقدّس ((حضرت امام محمد باقر(ع ))) مشرف شد و از ارواحی که کنیزش را متعرض می شوند شکایت نمود و عرض کرد :

ای پسر رسول خدا ، کنیزی دارم که ارواح متعرض او می شوند و خیلی ناراحت است چه کنم ؟

حضرت فرمودند :

تعویذ کن او را به سوره ((فاتحه (سوره حمد) و ناس و فلق ))

هر کدام از سوره ها را ده بار بنویس که همراهش باشد .

سپس در ظرفی با مشک و زعفران بنویس و به

او بنوشان و در نوشیدنی و وضو و غسل او هم این آب باشد .

به دستورات حضرت عمل کردم ، بعد از سه روز خداوند متعال او را نجات داد . (49)

شرِّ شیطان

بعضی از اصحاب به ((حضرت رسول اکرم (ص ))) از و سوسه شکایت کردند و گفتند :

یا رسول اللّه ، شیطان بین ما و نمازمان حائل می شود و ما را در شک می اندازد و نمازمان را بر ما مشتبه می کند . چه کنیم ؟ !

حضرت فرمودند :

به آن شیطانی که در نماز شما را وسوسه می کند (( خِترَب )) می گویند : پس اگر احساس وسوسه کردید ، از شرّ او بخدا پناه ببرید و بگوئید :

اَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ خِتْرَبٍ

و سه بار از طرف چپ خود آب دهان بیندازید ، تا آن شیطان دور شود .

تا این عمل را انجام دادم ، خدا ، آن حالت وسوسه را از من دور فرمود . (50)

جهت زنده شدن قلب

شخصی در خواب حضرت رسول اکرم صلی اللّه علیه وآله را زیارت نمود و از آن حضرت درخواست کرد که :

یا رسول اللّه مرا دعایی تعلیم فرمائید که دلم زنده شود .

حضرت این کلمات را به او تعلیم فرمودند :

یا حَیُّ یا قَیُّومُ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَسْئَلُکَ اَنْ تُحْیِیَ قَلْبی اَللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ .

من سه مرتبه این ختم را خواندم ، خداوند متعال به برکت این دعا قلبم را زنده فرمود . (51)

اذان در خانه

((هشام بن ابراهیم )) آمد محضر مقدس ((آقا امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا)) علیه السلام ، واز مرضش به آن حضرت شکایت نمود ، وگفت :

آقا جان ، فدایت شوم ، هم مریضم هم فرزندی ندارم ، وهر چه حکیم و دوا کردم اثری ندیدم . چه کنم ؟ !

((آقا حضرت علی بن موسی الرضا)) علیه السلام فرمودند :

به منزل برو و با صدای بلند در منزلت اذان بگو .

هشام گفت : آمدم منزل و دستور حضرت را اجرا کردم ، خداوند متعال هم مرضم را بر طرف کرد و هم فرزندان زیادی به من عنایت فرمود . (52)

  • العبدعلی اکبر

اذکار الهی

حرز

داستان اذکار

ذکر