وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com
بسللیم

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

آخرین نظرات
  • ۱۵ بهمن ۹۶، ۲۳:۳۸ - پروژه متلب
    عالی

مستند آخر الزمان -استالین قسمت اول

پنجشنبه, ۱۴ دی ۱۳۹۶، ۰۲:۲۱ ب.ظ

ژوزف ویساریونوویچ جوگاشویلی موسوم به «استالین» دیکتاتور سفاک شوروی سابق، در تاریخ هجدهم دسامبر سال ۱۸۷۸ میلادی در شهر گوری، نزدیک تفلیس در گرجستان به‌دنیا آمد. وی در حین تحصیل به‌علت فعالیت‌‏های سیاسی، از کالج الهیات تفلیس اخراج شد. استالین در نوزده سالگی به سازمان زیرزمینی و مخفی سوسیال دموکرات مارکسیست تفلیس پیوست و پس از دستگیری، بار‌ها از زندان گریخت. استالین از سال ۱۹۰۲م به‌بعد، به مدت پانزده سال در حال تبعید و زندان بود و حتی پنج‌بار از تبعیدگاه سیبری گریخت. وی در سال ۱۹۰۵م با لنین آشنا شد و به‌عنوان نماینده مخفی بلشویک‏‌ها عازم گرجستان گردید. او در ۱۹۱۷م همراه با لنین، انقلاب موفق بلشویکی را به پیروزی رساند و از طرف لنین به وزارت کشور روسیه منصوب گردید.

 
استالین در سال ۱۹۲۲م به جانشینی لنین - که به‌علت بیماری توان انجام کار نداشت - برگزیده شد و از این تاریخ به‌بعد، استالین با قبضه کردن تشکیلات حزب کمونیست به‌تدریج قدرت را در اختیار گرفت. در اواخر سال ۱۹۲۲م، استالین برای این‌که رهبری بلامنازع کشور را به دست بگیرد، لنین را به‌عنوان استراحت و معالجه و درواقع، برای دخالت نکردن در امور، به شهر کوچک گورکی در پنجاه کیلومتری مسکو منتقل کرد و ارتباط او را با خارج به‌تدریج قطع نمود. در این زمان، لنین یادداشتی برای رهبران حزب کمونیست شوروی نگاشت و در آن خواستار برکناری استالین از مقام دبیرکلی حزب گردید. اما مزدوران استالین مانع رسیدن این نامه به دست شورای مرکزی حزب کمونیست گردیدند؛ به‌طوری‌که این یادداشت، سی سال پس از مرگ استالین و درواقع شصت سال پس از نگارش آن، افشا شد.
 
ژوزف استالین؛ دیکتاتور شوروی 
 
استالین، پس از مرگ لنین در سال ۱۹۲۴م، حاکم مطلق شوروی گردید. از لحظه مرگ لنین، هر دستور استالین واجب‌الاجرا بود و در این راه هرگونه مخالفتی را با کشتار مردم و حتی بزرگان و افراد برجسته پاسخ داده می‌‏شد. استالین پس از مرگ لنین، یاران و همکاران نزدیکش را - که رقبای بالقوه خود تشخیص می‌‏داد - یکی پس از دیگری، از مقامات حزبی و دولتی برکنار نمود. وی در سال ۱۹۲۷م، نخستین برنامه پنج ساله اقتصادی شوروی را با هدف اشتراکی کردن کشاورزی و ایجاد واحدهای بزرگ صنعتی آغاز کرد و میلیون‏‌ها دهقان روسی را - که حاضر نبودند با‌‌ رها کردن زمین خود، در مزارع دولتی و اشتراکی کار کنند - قتل‌عام نمود. در دهه ۱۹۳۰م و همگام با تأسیس سازمان پلیس مخفی، صد‌ها هزار نفر از مردم، دچار تصفیه‌های خونین شدند و میلیون‏‌ها نفر به سیبری و اردوگاه‏های کار اجباری تبعید گشتند.
 
در این دهه، سازمان پلیس مخفی شوروی به‌عنوان یکی از منفور‌ترین و سهمناک‏‌ترین سازمان‌‏های پلیسی جهان، تقریباً از تمامی اقشار جامعه و حتی بسیاری از مقامات میانه‌رو حزب کمونیست شوروی سابق را به جوخه آتش سپرد. در جریان این تصفیه‏‌ها، عده‌ای از برجسته‏‌ترین فرماندهان ارتش سرخ نیز دستگیر، محاکمه و تیرباران شدند و تعمیم این تصفیه تا رده‌های پایین افسران ارتش سرخ، توان نظامی شوروی را در آستانه جنگ دوم جهانی تحلیل برد. واژه سیاسی «استالینیسم»، بیانگر اختناق هولناک سال‌‏های زمام‏داری استالین به‌ویژه طی دهه ۱۹۳۰م می‌‏باشد.
 
استالین از سال ۱۹۴۱م تا ۱۹۴۵م، جنگ علیه آلمان را رهبری کرد و با شرکت در کنفرانس تهران و یالتا، نفوذ قابل ملاحظه‌ای برای شوروی در اروپا و سازمان ملل متحد کسب کرد. استالین در سال‏های پس از جنگ، سیاست دوری از غرب را در پیش گرفت که بعد‌ها به سیاست «پرده آهنین» معروف شد. مرگ ژوزف ویساریونوویچ جوگاشویلی موسوم به «استالین» سرانجام پس از عمری جنایت و خون‏ریزی در پنجمین روز از ماه مارس سال ۱۹۵۳م رخ داد و بسیاری از مردمان را از شر اعمال ننگین خویش آسوده کرد.
 
ژوزف استالین؛ دیکتاتور شوروی 
 
براساس برخی روایات تاریخی، استالین سه یا چهار روز زود‌تر از این تاریخ مرده بود، اما مقامات وقت که بر سر جانشینی او اختلاف داشتند، ترجیح دادند خبر مرگ این نماد کیش شخصیت‌پرستی را دیر‌تر اعلام کنند. چند روز پیش از مرگ، در روز بیست و هشتم فوریه استالین در بلشوی مسکو اپرای دریاچه قو را تماشا می‌کرد، اما تا پایان نمایش در تئا‌تر نماند و از آن پس دیگر در انظار دیده نشد. دیکتاتور سرخ که تبلیغات کمونیستی به او لقب «پدر کوچک خلق‌ها» را داده بود، هنگام مرگ هفتاد و چهار سال داشت. انتشار خبر مرگ استالین در فردای پنجم مارس در سراسر جهان موجب حیرت، تأسف، شادی و موجی از آرامش شد. درمورد دلایل مرگ استالین چندین روایت وجود دارد. گفته می‌شود لاورنتی بریا رئیس پلیس مخفی شوروی که از جان خود بیمناک شده بود، استالین را مسموم کرده بود.
 
در هر حال، دلیل مرگ استالین هرچه بود موجب آسودگی ده‌ها میلیون‌ نفر از مردم شوروی و کشورهایی شد که استالین پس از جنگ جهانی دوم با برقرار کردن رژیم کمونیستی، آن‌ها را در پشت پرده آهنین جای داده بود. خاطرنشان می‌سازد؛ در خاطرات خروشچف نیز آمده است که بریا به‌وضوح از مرگ استالین خوشحال شد و به‌سختی می‌توانست خوشحالی خود را از مرگ او کنترل کند. «هنوز جسد استالین را در تابوتش نگذاشته بودند که بریا در صور می‌دمید.»
 
ژوزف استالین؛ دیکتاتور شوروی 
 
درحالی‌که اطرافیان استالین بر جنازه او اشک می‌ریختند بریا به‌دنبال ماشین فرستاد و همه را در کنار جنازه تنها گذاشت. خاطرات خروشچف در فصل مربوط به مرگ استالین بیش‌تر مربوط به بریاست و نشان می‌دهد او لحظه‌ای چشم از بریا برنداشته و درست در آن زمان‌هایی که می‌نویسد: «پاکدلانه می‌گویم که مرگ استالین را سخت یافتم.» بلافاصله از ترس خود از بریا و قدرت یافتن او سخن می‌گوید. شایسته توجه این است که در رژیم‌های توتالیتر که سررشته همه نهاد‌ها و اشخاص در دست یک نفر است، مرگ آن نفر نقطه عطفی تاریخی می‌شود.
 
تمام آنچه بعد از استالین به وقوع پیوست؛ آزادسازی زندانیان و اعاده حیثیت از متهمان به خیانتی که خیلی از آن‌ها هنگام به‌دست آوردن آبرویشان سال‌ها بود که در اردوگاه‌های کار جان باخته بودند، بی‌مردن استالین متصور نیست. شاید به این دلیل که دیکتاتور‌ها آن‌قدر در پیاده‌رو‌ها فرمان می‌رانند و انسان به زیر می‌گیرند که بازگشتشان به جاده اصلی با ادامه راه برایشان فرقی ندارد در هر دو صورت محکوم به فنا می‌شوند. بامداد روز چهارم مارس ۱۹۵۳م رادیو مسکو اعلام کرد استالین دچار خون‌ریزی مغزی شده.
 

دیکتاتور بزرگ شش و نیم صبح روی زمین افتاده و درحالی‌که خودش را خیس کرده بود و حرف‌هایی نامفهوم می‌زد، در اتاقش با هراس باز شد و چشمان حیرت‌زده رفقایش آنچه را می‌دید باور نمی‌کرد. در میان جمعیت بالای سر استالین در حال احتضار تنها همسرش از سر صدق گریه کرد. بعد از آن در نوشته‌های به‌جای مانده تنها شرح دسیسه‌چینی‌های رفقا برای حذف یکدیگر را می‌خوانیم. هر کس سعی دارد خود را قهرمانی جلوه دهد که می‌خواسته حزب و خلق آسیب‌دیده را نجات دهد.

نظرات  (۱)

خوشبختی یعنی چه ؟

ھمه ما می دانیم که خوشبختی مطلقاً ربطی به شرایط و امکانات بیرونی زندگی ما ندارد و این امر را کل

بشریّت به تجربه درک کرده است . چه بسا امکانات بیرونی مد نظرمان که می پنداریم باعث خوشبختی

ما می شود فراھم می آید ولی اندکی احساس خوشبختی بما نمیدھد و بلکه با حیرت می بینیم که

ھمان احساس خوشبختی سابق را ھم از دست داده ایم . چرا؟ یعنی در جریان تلاش برای فراھم کردن

اسباب خوشبختی خود، بدبخت شده ایم . این یک قاعده بشری در سراسر جھان است .

خوشبختی یک احساس است و لذا مطلقاً به زبان منطقی و فنی و مادی قابل توصیف و نمایش نیست .

خوشبختی احساس رضایت چیزی در اعماق ماست که نمی دانیم آن چیز چیست یا کیست . بھرحال آن

کس خود خود ما ھستیم که معلوم می شود که راضی نیست . از کی ؟ از خود ما . در اینجا خود خود ما

از خود ما راضی نیست و ما را سرزنش و لعن و نفی می کند . این ھمان وجدان یا خدای ماست . پس

بایستی او را در خود بشناسیم که کیست و چه می خواھد تا راضی اش کنیم از خودمان . و میدانیم که

به ھیچ وجه ھم نمی توانیم او را فریب دھیم بلکه فقط در جنگ با او وجودمان تبدیل به جھنّم میشود و

این ھمان بدبختی است . خوشبختی یعنی از خود راضی بودن . ولی اکثر ما راه و روش این راضی کردن

خودمان را در اعماق دلمان نمی دانیم . ولی کسانی بنام پیامبران خدا آمده اند تا این راه و روش را

بما آموزش دھند و آن دین خداست که راه تقوی و از خود گذشتن است . خود خود ما وقتی از ما راضی

می شود که از خود بگذریم . آنگاه او از ما راضی می شود . یعنی بمیزانی که در صدد خوشبخت کردن

خود ھستیم او از ما راضی نیست و لذا احساس بدبختی می کنیم . پس تنھا راه خوشبخت شدن دست

کشیدن از خوشبخت کردن خویش است . ولی اکثر ما آن کانون خوشبختی و رضایت از خود را در بیرون از

خود جستجو می کنیم یعنی در نگاه و حرف دیگران . ما می خواھیم که دیگران ما را خوشبخت بدانند و

ھر کسی ھم توقع را از دیگری دارد و در عین حال ھر کس بمیزان بدبختی دیگران است که خود را

خوشبخت می یابد. و بدینگونه است که ھرگز از این نگاه ھیچکس خوشبختی را نخواھد یافت الّا برای

لحظاتی بسیار کوتاه آنھم از زبان ریائی و چاپلوسی دیگران . چون ھر کسی در بدبختی دیگران احساس

خوشبختی را می جوید لذا ھیچکس حاضر نیست خوشبختی دیگران را بخواھد و به زبان آورد . و اتفاقاً

اگر ھم دیگری را خوشبخت می یابد سعی می کند خلاف این امر را به او بازگوید . پس احساس

خوشبختی بواسطه دیگران ھمان برزخ است که گاه در جدال برای اثبات خوشبختی خود و بدبختی

دیگران چه دوزخھا به پا می گردد.

نگاه و اندیشه دیگری در باب خوشبختی وجود دارد که اندکی عاقلانه تر می نماید و آن اینکه بخواھیم تا

دیگران از ما راضی باشند . بدینگونه کمر خدمت به دیگران می بندیم و بکلی دست از خود می کشیم و

ایثار پیشه می کنیم تا از ما راضی شوند و گاه در این جھت به خود فروشی می پردازیم تا ما را بپرستند .

خدمت و ایثار به دیگران جھت ارضای نفس خویش. و ما می خواھیم این رضایت را از جانب دیگران

بیابیم و بشنویم ولی ھرگز چنین نخواھد شد الا برای مدتی بسیار کوتاه آنھم از روی ریا . از این منظر ھم

به ھمان نتیجۀ اوّل می رسیم که ھرگز به قصد ارضای خود و احساس خوشبختی نمی توان به این

احساس رسید چه از طریق خود پرستی و چه از طریق از خود گذشتگی به نیّت پرستیده شدن . نتیجۀ

نھائی اینکه ارادۀ به خوشبخت شدن منشأ بدبختی بشر است . در واقع بدبختی ھمان اراده و اندیشۀ

خوشبختی است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 47

پاسخ:
با سلام  و تشکر از مطلب جنابعالی
ابتدا بین ارامش و خوشبختی مرزها و حقایق را روشن کنیم انگاه نفس و جسم را هم از هم جدا ، انوقت بلحاظ معنوی می توانیم راجب خوشبختی و یا شور بختی راحتر صحبت کنیم ولی اولیا و موقنین در تمام طول عمر شریفشان  بدلیل جدایی جسم از روج ارامش ملکوتی پیدا میکند.
با قلبی ارام .......
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی