وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com
بسللیم

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

آخرین نظرات

صحت معرفت از طریق اهل بیت علیهم السلام در اخرالزمان

سه شنبه, ۱۵ فروردين ۱۳۹۶، ۱۰:۵۱ ب.ظ

اوّلین ویژگی معرفتی که می تواند انسان را در زمان غیبت امام علیه السلام از انحراف و بی دینی نجات بخشد، صحّت و درستیِ آن است. اگر چنین نباشد، امیدی به اینکه دارنده آن در ولایت و امامت ائمّه علیهم السلام ثابت قدم بماند، وجود ندارد.
امام زین العابدین علیه السلام می فرمایند:
اِنَّ لِلقائِمِ مِنّا غَیبَتَینِ اِحداهُما اَطوَلُ مِنَ الاُخری… . وَ اَمَّا الاُخری فَیَطُولُ اَمَدُها حَتّی یَرجِعَ عَن هذَا الاَمرِ اَکثَرُ مَن یَقُولُ بِهِ. فَلایَثبُتُ عَلَیهِ اِلّا مَن قَوِیَ یَقینُهُ وَ صَحَّت مَعرِفَتَهُ وَ لَم یَجِد فی نفسِهِ حَرَجاً مِمّا قَضَینا وَ سَلَّمَ لَنا اَهلَ البَیتِ

 

  همانا قیام کننده از ما (اهل بیت) دو غیبت دارد که یکی از آنها طولانی تر از دیگری است… . و امّا غیبت دیگر، پس مدّتِ آن به درازا می کشد تا آن حد که بیشتر کسانی که اعتقاد به امامتِ او (حضرت مهدی علیه السلام) دارند، از این اعتقاد بر می گردند. پس ثابت قدم نمی ماند مگر کسی که یقینش محکم و معرفتش صحیح باشد و قلباً پذیرفتنِ احکامِ ما برایش سخت نباشد (ظرفیّت پذیرش آنچه را ما حکم می کنیم، داشته باشد) و تسلیمِ ما اهل بیت باشد.
این شرط برای هر معرفتی لازم است؛ چه معرفتِ خدا، چه معرفتِ رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم و چه معرفتِ امام علیه السلام. به طور کلّی همه معرفتهای دینی باید صحیح و مطابقِ آنچه خداوند خواسته است، باشد. اینک باید دید چه معیاری برای صحّتِ معرفت وجود دارد؟ از کجا می توان مطمئن به درستیِ یک معرفت شد؟

 ملاک صحّت معرفت

پاسخ این سؤال با توجّه به تعریفی که اهل بیت علیهم السلام از «معرفت» ارائه داده اند، معلوم می شود. امام باقر علیه السلام خطاب به فرزندش امام صادق علیه السلام می فرمایند:
یا بُنَیَّ، اِعرِف مَنازِلَ الشّیعَةِ عَلی قَدرِ رِوایَتِهِم وَ مَعرِفَتِهِم. فَاِنَّ المَعرِفَةَ هِیَ الدِّرایَةُ لِلرِّوایَةِ. وَ بَالدِّرایاتِ لِلرّوایاتِ یَعلُو المُؤمِنُ اِلی اَقصی دَرَجاتِ الایمانِ. اِنّی نَظَرتُ فی کِتابٍ لِعَلِیٍّ علیه السلام فَوَجَدتُ فِی الکِتابِ اَنَّ قیمةَ کُلِّ امرِئٍ وَ قَدرَهُ مَعرِفَتُهُ

  ای پسرم، درجات و مراتب شیعیان را از اندازه روایت و میزان معرفتِ آنها بشناس. چرا که معرفت، همان فهم و شناختِ روایات است. و از طریق همین فهم ها نسبت به روایات است که مؤمن تا بالاترین درجاتِ ایمان بالا می رود. من در نوشته ای از علی علیه السلام نظر کردم و در آن چنین دیدم که ارزش و منزلتِ هر کس (به اندازه) معرفتِ اوست.

  معرفت از نظر پیشوایانِ ما چیزی جز فهمِ احادیث نیست. این خود میزانی است برای تشخیص معرفت صحیح؛ به طوری که در هر بابی، احادیثِ مربوط به آن، معیار صحّتِ معرفت در آن باب می باشد. مثلاً در خداشناسی، میزان صحّت یا عدم صحّتِ معرفت خدا، روایاتی است که در این خصوص وارد شده است.
این امر، اهمّیّت رجوع به احادیثِ اهل بیت علیهم السلام را در همه ابواب معارف روشن می کند و همین، معیار درجه ایمان شخص می باشد. هر کس به اندازه فهمِ عمیقِ خود در احادیثِ ائمّه علیهم السلام از کمالِ ایمان بهره مند می شود.

علم صحیح فقط نزد اهل بیت علیهم السلام است

سرّ مطلب و اینکه چرا معیار صحّتِ معرفت، منطبق بودنِ آن با احادیث می باشد، در این حقیقت نهفته است که اصولاً هیچ علمی جز از ناحیه اهل بیت علیهم السلام به دست نمی آید. منظور از علم، آن حقیقتِ نوری است که خداوند در قلبِ هرکس که بخواهد، قرار می دهد و او را هدایت می نماید. امام صادق علیه السلام می فرمایند:
لَیسَ العِلمُ بِالتَّعَلُّم. اِنَّما هُوَ نُورٌ یَقَعُ فی قَلبِ مَن یُریدُ اللهُ تَبارَکَ وَ تَعالی اَن یَهدِیَهُ.
علم به درس خواندن حاصل نمی شود. علم چیزی نیست مگر نوری که در قلبِ آن که خدای تبارک و تعالی هدایتش را بخواهد، پدید می آید.

استقامت در پرتو علم صحیح

بنابراین اگر انسان بخواهد معارف صحیحی در دین داشته باشد، باید برای کسب علم جز به اهل بیت علیهم السلام رجوع نکند و محصول
تفکّرات بشری را بر تعالیم اهل بیت علیهم السلام ترجیح ندهد و از التقاط و مخلوط کردنِ اینها با یکدیگر پرهیز نماید. در این صورت، از قوّتِ یقینی در معرفتِ خود برخوردار می شود که هیچ شبهه و اشکالی او را نسبت به عقایدش سست نمی سازد؛ به طوری که اگر کوهها تغییر کنند، او تغییر نمی کند.
امیرالمؤمنین علیه السلام در جنگ جمل خطاب به محمدبن حنفیّه می فرمایند:تَزولُ الجِبالُ وَ لاتَزُل.کوهها تغییر می کنند ولی تو تغییر نکن (استوار باش).
این فرمان امیرالمؤمنین علیه السلام باید در زمینه ایمان و عقیده نیز مورد توجّه واقع شود. راه عملی شدن آن این است که انسان عقاید خود را از طریق صحیحِ آن کسب کند و به غیر آنچه از این راه به دست می آید، اعتماد نورزد. تغییر کوه ها غیر علنی و نامحسوس است. مؤمن باید در معرفت خویش به حدّی از یقین برسد که تغییرات نامحسوس هم نداشته باشد. تنها در این صورت است که می تواند مطمئن باشد که هیچ مطلبی او را متزلزل نمی کند و به هیچ وجه نسبت به عقاید صحیحِ خود به شکّ و تردید نمی افتد.
«شک» از بدترین آفاتی است که ایمان و یقینِ انسان را تهدید می کند. در زمان غیبت امام علیه السلام با انواع و اقسامِ افکار و عقیده هایی مواجه هستیم که هریک به شکلی معرفتهای انسان را در معرض شکّ و تردید قرار می دهند. انسان هر اندازه هم که باسواد باشد و با سخنان این و آن آشنا باشد، تا از منبع اصلی معرفت، عقاید خود را کسب نکرده باشد، از خطر شک در آنها مصون نخواهد بود. یکی از مهمترین عوامل حفظ اعتماد آدمی در مقابل شک و وسوسه همین امر است. بنابراین اگر نگرانِ حفظ دینِ خود در زمان غیبت هستیم، باید نسبت به مجرایِ به دست آوردنِ آن، دقّت کافی را انجام دهیم و جز به آنچه از ناحیه اهل بیت علیهم السلام رسیده، اعتماد نورزیم. امام علیه السلام می فرمایند:
مَن اَخَذَ دینَه مِن کِتابِ اللهِ وَ سُنَّةِ نبِیّهِ صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِ وَ آلِهِ، زالَتِ الجِبالُ قَبلَ اَن یَزُولَ. وَ مَن اََخَذَ دینَه مِن اَفواهِ الرِّجالِ، رَدَّتهُ الرِّجالُ.
هرکس دین خود را از کتاب خدا و سنّت پیامبرش برگیرد، اگر کوهها تغییر کنند، او تغییر نمی کند. و کسی که دین خود را از دهانِ این و آن (غیرمعصوم) بگیرد، همان گونه افراد او را از دین برمی گردانند.

بشارت خداوند به خردمندان

گاهی تحت این عنوان که انسان باید همه سخنان را بشنود و آنگاه از میانِ آنها بهترینش را برگزیند، همه افکار و اندیشه ها در کنار هم گذاشته می شوند و همگی به یک چشم نگریسته می شوند. مکرّر مشاهده می شود که بسیاری می خواهند از این طریق و با فهم و تشخیصِ خود، تکلیف احادیثِ معصومین علیهم السلام را هم معلوم کنند و هیچ فرقی بین افکار بشری و الهی در اصلِ نگرشِ خود قائل نمی شوند. آنگاه سخنِ خود  را به آیه قرآن هم مستند می کنند که می فرماید:
«فَبَشِّر عِبادِ الَّذینَ یَستَمِعُونَ القَولَ فَیَتَّبِعُونَ اَحسَنَهُ اُولئِکَ الَّذینَ هَداهُمُ اللهُ وَ اُولئِکَ هُم اُولُوا الاَلبابِ».
پس بشارت ده بندگانِ مرا که سخن (حق) را می شنوند، سپس به بهترین صورتش از آن پیروی می کنند. آنها کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده و آنها همان صاحبانِ عقل سلیم هستند.

  وقتی ابوبصیر از حضرت صادق علیه السلام درباره این آیه پرسید، حضرت چنین پاسخ دادند:
هُمُ المُسلِّمُونَ لِآلِ مُحَمَّدٍ صلّی الله علیه و آله و سلّم الَّذینَ اِذا سَمِعُوا الحَدیثَ لَم یَزیدُ وا فیهِ وَ لَم یَنقُصُوا مِنهُ؛ جاؤُوا بِهِ کَما سَمِعُوهُ.
اینها کسانی هستند که تسلیم آل محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم می باشند که وقتی حدیث را می شنوند، در آن (تغییر نمی دهند و) اضافه و کم نمی کنند و همان گونه که شنیده اند، آن را می آورند (نقل می کنند یا به آن عمل می نمایند).

  در آیه شریفه صحبت از وعده هدایت در آینده نیست، بلکه اینها «هدایت شده» هستند که چنین عمل می کنند و می دانند که باید نسبت به حدیثِ آل محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم چه برخوردی داشته باشند. اینها همان «اولوالالباب» هستند که به ضعفِ علمی و عقلیِ خود پی برده اند و به همین دلیل می دانند که باید کاستی های خود را با رجوع به اهل بیت علیهم السلام جبران کنند. بنابراین در تسلیم نسبت به ایشان، تأمّل و تردیدی به خود راه نمی دهند و در لفظ یا معنای احادیث دخل و تصرّفی را از ناحیه خود مُجاز نمی شمارند. اینجاست که روشن می شود معرفتِ صحیح جز با تسلیم به اهل بیت علیهم السلام برای انسان حاصل نمی گردد.

  نتیجه اینکه هر سخنی را نباید شنید و هر فکری را نباید دنبال کرد و به هر مکتبی نباید روی خوش نشان داد. افکار و اندیشه هایِ مختلف، سلامت روح و قلبِ انسان را به خطر می اندازد. انسان نباید به نام تحقیق، خود را آلوده به هر گرایشی بکند و در معرضِ انواع و اقسامِ انحرافات قرار بدهد؛ زیرا معلوم نیست که بتواند از منجلابِ آراء و افکارِ منحرف، سالم بیرون بیاید.
لازمه وجود عقل و درایت، احتیاط و اجتناب از آیینهای ساختگی و مکاتبی است که انتسابِ آنها به منبعِ وحی مورد اعتماد نیست. تا انسان مطمئن نشده که یک مکتبِ فکری از منبعِ الهی تغذیه می کند، نباید با دیده خوش بینانه به آن بنگرد؛ و اگر خودش صاحب نظر نیست، باید به افرادِ با صلاحیّت در این زمینه مراجعه نماید؛ همچنانکه در مورد جسم و بدنِ خود، نیز به هرکسی رجوع نمی کند و تا مطمئن نشود که با پزشکِ متخصّص مواجه است، به سخنانش اعتماد نمی کند.
سلامت روح و قلب انسان به مراتب بیش از سلامت جسمش ارزش دارد و هرقدر نسبت به حفظ سلامتِ بدنش حسّاسیّت دارد، باید بیش از آن را در مورد روحش داشته باشد. طبیبانِ روح و فکر آدمی، ائمّه علیهم السلام هستند و کسانی که همه اعتقاداتِ خود را از آنها کسب کرده اند، صلاحیّت دارند که انسان به ایشان رجوع کند و از آنها راهنمایی بخواهد