وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com
بسللیم

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

آخرین نظرات

ایمان و یقین کاملترین راههای رسیدن به خدا

دوشنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۵، ۰۷:۳۸ ب.ظ

ایمان، گرایش قلبی و وابستگی فکری و اعتقادی و روحی به یک موجود برتر، به یک آفریدگار توانا، به یک مکتب نجات بخش، به یک زندگی دیگرپس از این دنیا (معاد)،به یک کتاب مقدّس که از سوی خدا نازل شده است (قرآن)، به پیامبرانی که سفیرانِ الهی برای هدایت بشرند، به وحی و ما وراء الطبیعه و… است.

اینها و برخی امور دیگر، «متعلّقات ایمان»اند، یعنی اینها را باید قبول داشت و در پی این پذیرش و باور،عمل کرد.

به تعبیر قرآن، پیامبران الهی مأمور بودند تا بذر این ایمان را در دل های مردم بکارند و زندگی ها را در سایه ایمان، از صفا و معنویت و پاکی و عدالت برخوردار سازند.

پیامبر اسلام فرموده است:

«ایمان، اعتراف زبانی، شناخت و پذیرش قلبی و عمل با اعضا و جوارح است».

این تعریف از ایمان، ریشه در قرآن کریم دارد.

در قرآن هم، درباره ایمان، روی دو جنبه «باور قلبی» و «عمل» بسیار تأکید شده است.وقتی قرآن می خوانید، بارها و بارها به تعبیر «آمَنوا وَ عَمِلوا الصّالحات» برمی خورید؛ یعنی ایمان در کنار عملِ خوب و شایسته است. اگر ایمان را یک نهال و درخت بدانیم، «عمل» میوه و ثمره آن است. آیا شما می توانید قبول کنید که کسی به خدا، قیامت، بهشت وجهنم، وحی، قرآن، پیامبران و فرشتگان، ایمان و عقیده داشته باشد، ولی رفتارش مثل آدم های غیر معتقد به خدا و قیامت باشد؟

ایمان باید از «دل» به «اعضا» سرایت کند و از «درون» به «بیرون» جاری شود و باور درونی در عمل خارجی انسان اثر داشته باشد، وگرنه چه ایمانی؟

بعضی از ایمان ها سطحی و تقلیدی و متعصّبانه است؛ برخی هم عمیق و براساس شناخت و تفکّر و بصیرت. به همین دلیل می گوییم دو نوع ایمان داریم: یکی «ایمانِ مستقرّ» و دیگری «ایمانِ مستودع».

«ایمان مستقرّ» مثل درختی کهنسال، ریشه دار و استوار است و به این زودی ها از بین نمی رود و مؤمن، با شنیدن شبهه ها، به شک نمی افتد. امّا «ایمان مستودع» حالتی شبیه خانه اجاره ای و اشیای عاریه ای دارد، همیشگی واستوار نیست؛ زود زایل می شود و رنگ می بازد و چون براساس منطق و برهان نیست، با کمترین آسیب از بین می رود، یا حدّ اقل از تأثیر گذاری در زندگی شخص، باز می ماند.

ایمان عالیترین کمالی است که انسان برای ترقی و تکامل خویش کسب می کند.هر انسانی ، پیش از رسیدن به این مرحله، در سطح عامه ی مردم است و با رسیدن به ایمان، وارد مرحله ی جدیدی از کمال می شود. امّا صرف ورود به ایمان به معنی پایان مراحل کمال نیست، بلکه خود ایمان دارای درجاتی است که با پیمودن آنها بر کمال هر فرد، افزوده می شود. آیات و روایات فراوانی به این امر دلالت دارند:

«إنّما المؤمنون الّذین اذا ذکر اللّهُ وَجِلَت قُلوبُهُم و إذا تُلیتَ علیهم آیاته زادَتهم ایماناً و علی رَبّهم یتوکّلون؛ مؤمنان همان کسانی هستند که چون خدا یاد شود، دلهایشان بترسد و چون آیات او بر آنها خوانده می شود، بر ایمانشان بیفزاید و بر پروردگار خود توکل می کنند»

«هُوَ الّذی انزَلَ السَّکینَة فی قُلوب المؤمنینَ لیزدادوا ایمَاناً مَعَ ایمانهم…؛اوست آن کسی که در دلهای مؤمنان، آرامش فرو فرستاد تا ایمانی بر ایمان خود بیفزایند»

ایمان خود همچون نردبانی است که انسان می تواند با حرکت در آن، پله های کمال را یکی پس از دیگری طی کرده و خود را به کمالات متعالی برساند. امام صادق(ع):«إنّ الأیمان عَشرُ دَرَجاتٍ بمنزلةِ السُّلَم، یصعَدُ مَنهُ مرقاةً بعدَ مرقاةٍ…؛ایمان همچون نردبانی است که ده پله دارد و پله ها یکی پس از دیگری پیموده می شود.»

همچنین مؤمنان در درجات مختلفی از ایمان قرار دارند که خداوند متعال به فراخور حال هر فرد و بنابر کردار و اخلاقش، به او درجه ای از درجات ایمان را عطا می کند:«وَ یزیدُ اللّهُ الّذینَ اهتدوا هُدی…؛و خداوند کسانی را که هدایت یافته اند، بر هدایتشان می افزاید»

امام صادق(ع):«المؤمنون عَلی سَبعُ دَرَجاتٍ، صاحِبُ دَرَجَةٍ منهُم فی مَزیدٍ مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَل…؛ مؤمنان هفت درجه دارند، خداوند عزوجل به(درجه) صاحب درجه می افزاید»

در حقیقت می توان گفت: ایمان دارای دو ارزش است، یکی ارزش ذاتی که فی نفسه، کمال به حساب می آید و ارزش دوم اینکه،خود دارای درجات و مراتب است که فرد مؤمن می تواند در این مسیر ترقی گام گذارده و برای دست یابی به کمالات بالاتر، این مسیر را طی کرده و با قرار گرفتن در درجه و مرتبه ی والاتری از ایمان، بر کمال، شوق، عشق و معرفت خود بیفزاید.

برای ایمان، دو نوع درجه می توان متصور بود:

1 . درجات طولی ایمان

مقصود از درجات طولی، پیش روی در مراحل و درجات ایمان است. به طور مثال، فردی که به اسماء و صفات خداوند اعتقاد دارد، با طی مراحل کمال، در اثر ایمان، این اعتقاد تبدیل به مشاهده و یقین می گردد.

در حقیقت، مراحل ایمان را می توان این گونه یاد آور شد: علم الیقین، حق الیقین و عین الیقین.

برای هر یک از امور معنوی، می توان این سه مرتبه را قائل شد. انسان به خداوند تبارک و تعالی با دلایل و قرآئن، ایمان می آورد، در ایمان رشد کرده به طوری که آثار وجود خداوند، او را فرا می گیرد و انسانی الهی می شود و اگر در این مرحله مداومت کند، پرده ها از جلوی چشمان او کنار رفته و به مشاهده حقایق و لقاء الله، نایل می گردد.

اگر انسانی بتواند از اطمینان تا مشاهده حضوری سیر کند و بتواند بدون پرده و حجاب با خداوند متعال سخن بگوید،به درجات والای ایمان نایل گشته است. بسیار تفاوت است میان آنکه انسان چیزی را بپذیرد بدون اینکه آن ر ببیند، یا آنکه چیزی را ببیند اما آثار آن در وجودش نباشد و یا آنکه به آن چیز نزدیک شده، آثارش را دریابد و بدون حجاب و مانع با آن ارتباط برقرار کند. آیات و روایات نیز بر این معنا دلالت دارند:«کلّا لَو تَعلمونَ عِلمَ الیقین؛ لَتَرَوُنَّ الجحیم؛ ثُمَّ لَتَرَ ونَّها عین الیقین…؛ هرگز چنین نیست اگر علم الیقین داشتید، به یقین دوزخ را می بینید، سپس آن را قطعاً به عین الیقین در می یابید»

حضرت علی(ع):«فَالمتقون… فَهُم وَ الجَنَّةُ کَمَن قد رآها فَهُم فیها منَعّمونَ، وَ هُم و النّار کمَن قد رآها. فَهُم فیها مُعذَّبونَ… پرهیزکاران… بهشت برای آنان، چنان است که گویی آن را دیده اند و در آسایش آن به سر می برند و دوزخ چنان است که آن را دیده اند و در عذابش اندرند»

2. درجات عرضی ایمان

مقصود از درجات عرضی آن است که حقایق بسیاری وجود دارند که می توانیم به آنها معرفت پیدا کرده و ایمان داشته باشیم. خداوند متعال هزار اسم دارد. شناخت و ایمان به هر یک از آنها، کمالی برای انسان است، شناخت و ایمان به پیامبران و امامان و حقایق معاد نیز از درجات کمال است.

شکی نیست، کمال و مرتبه ی فردی که به امور بیشتری از حقایق الهی شناخت دارد و به آنها ایمان آورده، بالاتر و والاتر است از فردی که به امور محدودی شناخت و ایمان دارد. مثلاً، ممکن است فردی، برخی از صفات خداوند را بشناسد، به طور مثال،رازقیت خداوند را، امّا نسبت به دیگر کمالات خداوند غافل باشد.

اسماء و صفات الهی و حقایق جهان هستی، بی نهایت می باشند و ایمان به آنها نیز مسیری است که انسان را به سمت کمال بی نهایت می برد و به افقی بی نهایت کشش پیدا می کند.

با توجه به درجات طولی و عرضی و افزایش ایمان و درجات آن، مؤمن همواره رو به رشد و سرخوش است و می تواند نردبان کمالات را تا بی نهایت طی کند. و اینکه گفته می شود انسان تا بی نهایت می تواند حرکت کند و کمال یابد، باید دانست که نردبان این حرکت، ایمان است و بدون ایمان نمی توان به هیچ کمالی در امور معنوی و سیر و سلوکی دست یافت.

یقین:

اما طبق آنچه عارفان و اهل شهود از علم و یقین گفته‌اند، یقین دارای سه مرتبه است که یقین مرتبه پایین‌تر، خصوصیات و علائم یقین مرتبه بالاتر را ندارد. این سه مرتبه عبارت‌اند از «علم الیقین»، «عین الیقین» و «حق الیقین».

علم الیقین، عبارت است از این که انسان با دلایل و شواهد، به مساله ای برسد و نسبت به وجود آن اطمینان و ایمان حاصل کند، همچون کسی که با دیدن آثار آتش و دود، به طور قطع به وجود آتش در محل مشاهده پی ببرد.

اما گاه فرد، از مرحله ی مشاهده ی آثار فراتر رفته و نزدیک آتش شده و گرمای آن را احساس کند، یعنی گرمای آتش در او اثر گذارد، که این مرحله، حق الیقین است.

گاه، از این نیز فراتر رفته و وارد آتش می شود، در این حالت، احساس او از آتش، بسیار قوی است و آثار آن را به وضوح و به طور کامل در خود مشاهده می کند. در حقیقت در این مرحله، انسان خود را وارد حقیقت می سازد، وجود خود را کنار گذاشته و آثار آن را به طور کامل حس می کند، به این مرحله، عین الیقین گویند.

این معنای از یقین به گونه‌ای در متون دینی نیز آمده است؛ در دعایی چنین می‌خوانیم: «خدایا! ظاهرم را به طاعتت و باطنم را به محبتت و قلبم را به معرفتت و روحم را به مشاهده‌ات و سِرّم را به استقلال اتصال به حضرتت نورانی گردان».جمله نخست اشاره به انجام دستورات الهی و دوری از کارهایی است که شرع مقدس نهی کرده و به اصطلاح «تجلیه» است. جمله دوم اشاره به مقام اول سلوک است و جمله سوم اشاره به مقام «علم‏ الیقین‏» و جمله چهارم اشاره به مقام «عین الیقین»، و پنجم اشاره به مقام «حق الیقین» است؛ یعنی فناى کلى در وجود منبسط فیض اقدس الهى. البته هر کدام از این مراتب یقین، دارای مراتب و مراحلی‌اندو در این اختلاف مراحل است که پیامبران و اولیاء و اوصیاء سیر می‌کنند، و در میان آنان درجات متفاوت و مراتب مختلف پیدا می‌شود. در این‌باره در روایات چنین آمده است: امام علی(ع) فرموده‌اند: «یقین‏ را چهار شاخه است: نگرش با زیرکى، رسیدن به دقایق حکمت، پند گرفتن از گذشت روزگار و نگه‌داشتن روش گذشتگان. آن‌کس که نگرش زیرکانه داشت، به دقایق حکمت دست می‌یابد و آن‌که به دقایق حکمت دست یافت، سیره و روش روزگار بشناسد و آن‌که سیره و روش روزگار بشناسد چنان است که با گذشتگان زندگی کرده است». امام صادق(ع) می‌فرماید: «یقین انسان را به هر جایگاه والا و مقام شگفت‌آورى می‌رساند. رسول خدا(ص) هنگامى که از حالات حضرت عیسى(ع) و روى آب راه رفتن او صحبت ‏شد، این چنین از عظمت شأن یقین خبر دادند: اگر یقین او از این مرتبه نیز بالاتر می‌بود، بر روى هوا راه می‌رفت. رسول خدا(ص) با این کلام فهماندند که پیامبران با آن جلالت و بزرگی مقامشان در نزد خدا، به سبب یقینشان است که بر دیگری فضل و برتری پیدا می‌کنند نه به سبب چیزی دیگر».

«نشانه کسى که یقین او قوی است، این است که از بودن هر قدرتی از غیر خدا بیزاری می‌جوید و استقامت بر اوامر الهی دارد و بر بندگی خدا در ظاهر و باطن پایدار است. بود و نبود، زیادی و کمى، ستایش و نکوهش، عزّت و ذلّت همگی در نظر او برابر و یکسان می‌شود؛ زیرا همه را از یک چشم می‌بیند. اما کسى که یقین او ضعیف و سست باشد، متمسک و متوسل به وسائل و اسباب می‌شود و با این‌کار به نفس خود آسودگی و آسایش می‌دهد. در امور دنیایی از عادات و گفتار مردم پیروى کرده بدون این‌که به دنبال حقیقت باشد. در جمع و نگه‌داری امور دنیا سعی و تلاش می‌کند، اما با زبان اظهار می‌دارد که مانع و معطی غیر خدا نیست و بندگان به آن‌چه روزی آنها است و برای آنها تقسیم شده می‌رسند و تلاش آنها در زیادی روزی تأثیری ندارد، اما این حقیقت را با فعل و قلب انکار می‌کند. خدای متعال می‌فرماید: با زبان‌هاى خود اظهار می‌کنند آن‌چه را که در قلوب و دل‌هاى آنان نیست، و خداوند به آنچه مخفی می‌کنند آگاه است». در روایتی از امام رضا(ع) درباره ایمان و اسلام پرسیده شد، آن‌حضرت در پاسخ به نقل از امام باقر(ع) فرمود: «همانا دین، اسلام است و ایمان یک درجه بالاتر از آن است و تقوا‏ یک درجه بالاى ایمان است و یقین یک درجه بالاتر از تقوا‏ قرار دارد. میان مردم چیزى‏ کمتر از یقین توزیع نشده است». پرسیده شد: یقین چیست؟ فرمود: «توکّل بر خدا و تسلیم شدن به خدا و رضا به قضاى خدا و واگذار شدن به خدا است». در مورد ملاک تشخیص یقین (به اصطلاح عرفان و روایات) هم باید گفت؛ هر مرتبه از یقین دارای علائم و آثار خاص خود است. در مرتبه‌ای نشانه آن، اعراض از دل بستگی به دنیا و آن‌ه در آن است و توجه به عالم آخرت می‌باشد و در مرتبه‌ای توکّل به پروردگار متعال و واگذاشتن امور به او از آثار یقین است.