إِلَهِي عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ يَا مَوْلانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ نتیجه تصویری برای عکس ماه رمضان پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهى است كه خداوند در آن حسنات را مى‏افزاید و گناهان را پاك مى‏كند و آن ماه بركت است.

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com
بسللیم

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

Image result for ‫ایت الله سیستانی‬‎ Image result for ‫ایت الله بهجت‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎

نفس و نفش آن در تهذیب اخلاق قسمت اول

شنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ۰۴:۳۱ ب.ظ

تو که در علم خود زبون باشی عارف کردگار چون باشی

تاثیر شناختن نفس در تهذیب اخلاق

و نیز شناختن خود ، موجب شوق به تحصیل کمالات و تهذیب اخلاق و باعث سعی در دفع «رذائل » (4) می گردد ، زیرا که آدمی بعد از آنکه حقیقت خود را شناخت ودانست که : حقیقت او «جوهری » است از «عالم ملکوت » ، که به این عالم جسمانی آمده باشد ، که به این فکر افتد که : چنین جوهری شریف را عبث و بی فایده به این عالم نفرستاده اند ، واین گوهر قیمتی را به بازیچه در صندوقچه بدن ننهاده اند ، و بدین سبب در صدد تحصیل فوائد تعلق نفس به بدن بر می آید ، و خود را به تدریج به سر منزل شریفی که باید می رساند .

و گاه است که گوئی : من خود را شناخته ام ، و به حقیقت خود رسیده ام . زنهار زنهار ، که این نیست مگر از بی خبری و بی خردی . عزیز من چنین شناختن را کلید سعادت نشاید ، و این شناسائی ترا به جائی نرساند ، که سایر حیوانات نیز با تو در این شناختن شریک اند ، و آنها نیز خود را چنین شناسند . زیرا که : تو از ظاهر خود نشناسی مگر سر وروی و دست و پای و چشم و گوش و پوست و گوشت ، و از باطن خود ندانی مگر این قدر که چون گرسنه شوی غذا طلبی ، و چون بر کسی خشمناک شوی در صدد انتقام برآئی ، و چون شهوت بر تو غلبه کند مقاربت خواهش نمائی و امثال اینها ، و همه حیوانات با تو در اینها برابرند .

«ما تفضیل دادیم فرزندان آدم را بر بسیاری از مخلوقات خود» .و حال اینکه در این صفات و عوارض ، بسیاری از حیوانات بر تو ترجیح دارند .

پس باید که : حقیقت خود را طلب کنی تا خود چه چیزی ، و چه کسی ، و از کجاآمده ای ، و به کجا خواهی رفت . و به این منزلگاه روزی چند به چه کار آمده ای ، تو رابرای چه آفریده اند . و این اعضا و جوارح را به چه سبب به تو داده اند ، و زمام قدرت واختیار را به چه جهت در کف تو نهاده اند .

و بدانی که : سعادت تو چیست ، و از چیست ، و هلاکت تو چیست .و بدانی که : این صفات و ملکاتی که در تو جمع شده است بعضی از آنها صفات بهایم اند ، و برخی صفات سباع و درندگان ، و بعضی صفات شیاطین ، و پاره ای صفات ملائکه و فرشتگان .

و بشناسی که : کدام یک از این صفات ، شایسته و سزاوار حقیقت تو است ، و باعث نجات و سعادت تو ، تا در استحکام آن بکوشی . و کدام یک عاریت اند و موجب خذلان و شقاوت ، تا در ازاله آن سعی نمائی .

سعی در شناختن خود ، و پی بردن به حقیقت خود بنماید ، که بدون آن به سر منزل مقصود نتوان رسید .

فصل دوم : ترکیب انسان از جسم و نفس

اگر خواهی خود را بشناسی ، بدان که : هر کسی را از دو چیز آفریده اند : یکی این بدن ظاهر ، که آن را تن گویند ، و مرکب است از : گوشت و پوست و استخوان و رگ و پی وغیر اینها . و آن از جنس مخلوقات همین عالم محسوس است ، که عالم جسمانیات است . و اصل آن مرکب از عناصر چهارگانه است که «خاک ، آب، باد و آتش » است ، وآن را به همین چشم ظاهری می توان دید .

و یکی دیگر «نفس » است که آن را روح و جان و عقل و دل نیز گویند ، و آن جوهری است «مجرد» از عالم ملکوت ، و گوهری ست بس عزیز از جنس فرشتگان و «عقول قادسیه » ، و دری است بس گرانمایه از سنخ مجردات ، که خدای - تعالی - به جهت مصالحی چند - که شمه ای از آن مذکور خواهد شد - به قدرت کامله خود ربطی میان آن و این بدن ظاهری قرار داده و او را مقید به قید علاقه این بدن و محبوس درزندان تن نموده ، تا وقتی معین و اجلی موعود ، که قطع علاقه نفس از بدن می شودرجوع به عالم خود می کند .

و این نفس را به چشم ظاهر نتوان دید بلکه دیده نمی شود مگر به بصیرت باطنیه . وهر گاه حدیث نفس یا روح ، یا جان ، یا دل ، یا عقل مذکور شد همین جزء اراده می شود ، بلکه هرگاه انسان و آدم نیز گفته شود ، به غیر از این ، چیز دیگر مراد نیست ، زیرا - چنانکه مذکور خواهد شد - حقیقت انسان و آدمی همین است .

پس بدن ، آلتی است از نفس که باید به آن حالت به اموری چند که مامور است قیام نماید .

و بدان که : شناختن حقیقت «بدن » ، امری است سهل و آسان ، زیرا دانستی که آن ازجنس مادیات است و شناخت حقایق مادیات ، چندان صعوبتی ندارد . و اما «نفس » ، چون که از جنس مجردات است به حقیقت

او رسیدن و او را به کنه ، شناختن در این عالم میسر نیست ، - رو مجرد شو مجرد را ببین - و از این جهت بود که بعد از آنکه حضرت رسول - صلی الله علیه و آله و سلم - شرح حقیقت او را خواستند حضرت بیان نفرمود ، خطاب رسید که :

«که در مورد روح بگو: روح از فرمان پروردگار من است»

یعنی : «از تو از حقیقت روح سئوال می کنند ، بگو که «روح » از امور پروردگار است و از عالم امر است » .

و بیش از این رخصت نیافت که بیان کند .

بلی هر گاه نفس انسانی خود را کامل نموده باشد ، بعد از قطع علاقه از بدن و حصول تجرد از برای آن می تواند شد که آن را بشناسد . بلکه هر گاه در این عالم نیز کسی نفس خود را کامل نموده باشد و بخواهد به سر حد کمال برساند و علاقه او از بدن کم شود ، دور نیست که تواند فی الجمله معرفت به نفس بهم رساند .

فصل سوم : راه شناختن نفس

بدان که : آنچه گفتم آدمی را غیر از همین بدن مادی و صورت حسی ، جزوی دیگرهست مجرد ، که آن را «نفس » می گویند ، اگر چه فهمیدن و دانستن آن صعوبت داردولیکن هر گاه کسی به نظر تحقیق ، تامل کند این مطلب بر او ظاهر و روشن می شود ، زیرا که : هر که ساحت دل خود را از غبار عالم طبیعت پاک کند و علایق و شهوات حیوانیت را اندکی از خود دور نماید و آئینه دل را از زنگ کدورات این عالم فی الجمله جلائلی دهد وگاه گاهی در دل را بر روی اغیار نابکار ببندد و با محبوب حقیقی خلوتی نماید و با حضور قلب ، متوجه به عالم انوار شود و با نیت خالص مشغول به مناجات حضرت پروردگار گردد و گاهی تفکر در عجایب ملک و «ملکوت » جمال و «جبروت » قادر ذو الجلال کند ، البته از برای او حالتی نورانی و «بهجتی » عقلی حاصل می شود که به سبب آن یقین می کند که ذات او از این عالم جسمانی نیست ، بلکه از عالم دیگر است .

و راهی دیگر که به سبب آن بتوان دانست که آدمی را غیر از این بدن ، جزئی دیگراست که از جنس بدن نیست ، «خواب » است ، که در خواب ، راه حواس بسته شود و بدن از حرکت بازماند و چشم از دیدن ، و گوش از شنیدن بسته ، و تن در گوشه ای ساکن وبی حس شود و با وجود این ، در آن وقت آدمی در آفاق و اطراف عالم مشغول سیر کردن باشد و با اصناف خلایق در گفتن و شنودن . بلکه اگر نفس را فی الجمله صفائی باشد در عالم ملکوت راه یابد ، و از آنجا امور آینده را ببیند و بشناسد و بر مغیبات ، مطلع شود ، به نوعی که هرگز در بیداری و در وقتی که این بدن در نهایت هوشیاری است نتواند بدان رسید .

و راه دیگر آنکه : آدمی را قوت معرفت همه علمها و صنعتها است ، و با آنهاپی می برد به حقایق اشیاء و می فهمد اموری چند را که نه از این عالم است و نه می داندکه از کجا این امور داخل قلب

او شده و از کجا فهمیده و دانسته . بلکه گاه است که : دریک لحظه ، فکر او از مشرق به مغرب و از «ثری » تا «ثریا» رود ، با آنکه تن او در عالم خاک محبوس و ایستاده .

و بالجمله این مطلب امری است که بر هر که اندکی تامل نماید ، مخفی و پوشیده نمی ماند . و در کتاب الهی و اخبار ائمه معصومین در مقامات متعدده اشاره به آن شده ، مثل قول خدای - تعالی - که خطاب به سید رسل می فرماید :

«بگو: روح از فرمان پروردگار من است»

یعنی : «بگو در جواب کسانی که سؤال می کنند از تو ازحقیقت روح انسان ، که : «روح » از جمله کارهای الهی است و از عالم امر است » .

«اما ایجاد و آن را خود»

«یعنی : عالم امر ، خدا را است ، و عالم خلق خدا را» .

هر چه به مساحت و «کمیت » در آید آن را «عالم خلق » گویند و روح انسانی چون مجرد است آن را مقدار و کمیت نباشد .

و دیگر می فرماید :«یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه » .

و دیگر می فرماید :

و از پیغمبر - صلی الله علیه و آله - مروی است که فرمودند :«کسی که خود را می شناسد می داند پروردگار خود است»یعنی : «هر که شناخت نفس خود را پس می شناسد پروردگار خود را» . و معلوم است که : شناختن این بدن جسمانی کهامری است سهل و آسان ، چندان مدخلیتی در معرفت پروردگار ندارد .

و از حضرت امیر المؤمنین - علیه السلام - مروی است که فرمودند :«انسان ایجاد در همان زبان» یعنی : «انسان خلق کرده شد صاحب نفسی که به سبب آن ادراک معقولات می کند» .

8