وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com
بسللیم

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

آخرین نظرات
  • ۱۵ بهمن ۹۶، ۲۳:۳۸ - پروژه متلب
    عالی

مرگ و ماهیت حقیقی آن قسمت 4

يكشنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۱۸ ق.ظ
مرگ هم ، مانند جوانی و پیری ، حالتی است که بر انسان عارض می گردد. زندگی دنیایی را از او می گیرد، همان طوری که پیری حالت جوانی را از انسان می گیرد و به حالت پیری مبدل می سازد، مرگ هم انسان را به عالم برزخ و آخرت وارد می کند، جسم به جوهره اصلی خود که خاک است بر می گردد. روح انسان هم مانند جدا شدن آتش از ذغال ، از بدن جدا می شود و در یک قالب مجرد از ماده ، (مانند موجودهایی که در تلویزیون ظاهر می گردد) زندگی برزخی خود را آغاز می کند، همان طوری که طفلپس از طی کردن دوران شکم مادر، دوران زندگی دنیوی را آغاز می کند.
از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: شما، برای نابود شدن خلق نشده ، بلکه برای باقی ماندن به وجود آمده اید و جز این نیست که شما از سرایی به سرای دیگر منتقل می شوید! حقیقتا (نفس و روح ) شما در زمین ، غریب و در بدن ها زندانی است ، (زیرا از جنس عالم ماده نیست ).
نیز از آن حضرت نقل شده که فرمود: پیامبران خدا نمی میرند، بلکه از سرایی به سرای دیگر منتقل می شوند. این مطلب ثابت و معلوم است که بعضی افراد اقوام و دوستان خود را پس از مرگشان در خواب می بینند و با آنها گفت و گو می کنند. حتی بعضی اوقات از راهنمایی های آنها استفاده می نمایند؛ زیرا آنها زنده اند و در عالمی که ویژگیهای آن را نمی دانیم زندگی می کنند و از عالم دنیا اطلاع دارند و ارتباطشان به کلی از آن قطع نشده است . احضار ارواح مردگان دلیل دیگری بر بقای روح در عالم برزخ است قطع نظر از حکم شرعی آن عمل ، این طور که نقل می کنند: صاحبان این فن ، روح هر مرده ای را که بخواهند حاضر کرده و با آن سئوال و جواب می کنند؟! (اگر چه احضار ارواح هنوز به عنوان مسئله عملی ثابت نشده و اگر در آینده ثابت شود برای تحکیم عقاید مذهبی دلیل استوار و قاطعی خواهد بود.)

ارواح در قالب جدید

بعضی از آن که دوران عمر انسان به پایان رسید و روح ازبدن جدا شد، عالم برزخ شروع می شود. روح داخل بدن مثال و برزخی می شود و به فعالیت خود ادامه می دهد، بدن مثالی از لحاظ شکل و قیافه مانند بدن خاکی است . فرق آن با بدن خاکی این است که بدن مثالی جسم و ماده نیست ، سنگینی ندارد، لطیف تر از هوا است ، چیزی مانع آن نخواهد شد، هر نقطه ای که قرار بگیرد همه چیز و همه جا را می بیند، این طرف و آن طرف دیوار و راه دور و نزدیک برایش تفاوتی ندارد، به یک چشم بر هم زدن همه جهان را سیر می کند و در آسمان ها پرواز می نماید.
از امام صادق علیه السلام نقل شده است : بدن مثالی (و برزخی ) را اگر ببینید می گویید، این همان بدن دنیایی است . اگر شما پدر یا یکی از بستگان خود را در خواب ببینید با همان می بینید! اگر چه آن بدن ده ها سال گذشته در خاک پوسیده شده است . اما در قالبی سالم به خواب شما می آید و مطالب واقعیت دارای را برای شما می گوید که : بعد از بررسی معلوم می شود همه ، مو به مو درست و واقعیت داشته است .
گاهی روح در بدن سالمی به خواب انسان می آید و از آینده خبرهایی می دهد که بدون کم و زیاد بعدا واقع می شود.هر انسانی در همین دنیا، دو بدن دارد یکی سنگین و دیگری سبک ، بدن سنگین همین بدنی است که در بیداری با هم گفت و گو می کنیم و رفت آمدداریم .
بدن سبک آن است که ، در حالت خواب با هم دیگر برخورد می نماییم ، مسافرت می کنیم ، به آسمان می رویم ، جاهایی را که نرفته و ندیده ایم می رویم و می بینیم . آری ، هنگام خواب و مرگ روح از بدن مفارقت می کند. ولی در حالت خواب به کلی قطع علاقه نمی کند، هنوز علاقه جزیی به بدن دارد. و در هنگام مرگ روح علاقه خود را بسیار کم می کند به طوری که فقط از دور آن را مشاهده می نماید؛ زیرا قصد ندارد تا روز قیامت به بدن برگردد. اما در قیامت بعد از آن که ذرات انسان به هم متصل شد و از قبر بیرون آمد، باز روح ، قالب مثالی را رها کرده و به همین بدن خاکی برمی گردد. بدن باید با آلتی که در دنیا داشته و با آن اعمال خیر و شر را انجام می داده وارد شود؛ چرا که هر مجرمی را با آلت جرم به دادگاه می برند و محاکمه می نمایند.زندگی عالم برزخ مانند زندگی در عالم خواب است ! انواع شادی ها و غمها، لذت ها و شکنجه ها را، در عالم خواب داریم همان گونه که در بیداری داریم ، در عالم خواب روح خوشحالی می کند جسم و بدن هم لذت می برد، روح ناراحت و خسته می شود، از کوه پرت می شود، در بدن هم اثر می گذارد و آن را خسته و ناراحت می کند.

ارواح مؤ منان به صورت انسان

مؤ منانی که از دنیا رحلت می کنند، در عالم برزخ به صورت های برزخی که شبیه صورتانسان است مثل و مصور می شوند نه به صورت های دیگر.ابن ظبیان می گوید: من در خدمت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام بودم که فرمود:مردم درباره ارواح مؤ منان پس از مرگ چه می گویند؟عرض کردم : می گویند: آنها پس از مرگ در حواصل (سنگدان و چینه دان ) مرغان سبز رنگ قرار می گیرند.
فرمود: ((سبحان الله ))! مؤ من در نزد خدا گرامی تر از آن است که روح او را در ((سنگدان )) مرغی قرار دهد، لکن چون وقت ارتحال مؤ من می رسد، رسول خدا صلی الله علیه و آله و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام به نزد او می آیند، در حالی که با آنها ملائکه مقرب پروردگار هم هستند. اگر خداوند زبان مؤ من را با شهادت به توحید پروردگار و به نبوت پیامبر صلی الله علیه و آله و ولایت اهل بیت علیه السلام گویا کند، آنها به نفع او شهادت می دهند و فرشتگان مقرب هم با شهادت آنها شهادت خواهند یافت . و اگر زبان مؤ من در آن حال بسته باشد! خداوند پیامبر خود را از ضمیر و قلب او آگاه می کند، پس رسول خدا بر ایمانش گواهی می دهد، بر اساس شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام و فرشتگانی هم که حضور دارند نیز گواهی خواهند داد.پروردگار چون روح مؤ منان را به سوی خود قبض می کند، آنها را در بهشت می برد. و در صورتی مانند صورت آنها قرار می دهد، به طوری که در بهشتمی خورند و می آشامند، چون روح شخصی که تازه از این دنیا رفته بر آنها وارد می شود، ایشان را به همان صورت هایی که در دنیا داشتند می شناسند.
ابوبصیر نیز از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده : ارواح مؤ منان در بهشت کنار درختی به صورت اجساد بشر قرار دارند و بدین صورت ها شناخته می شوند، یکدیگر را می شناسند و با هم گفت و گو می کنند. چون روح تازه ای بر آنها وارد می شود، می گویند: فعلا او را پرسش واگذارید؛ چرا که از مقام هولناک و ترس عظیمی رهایی یافته است . سپس از او می پرسند: فلان کس چه کرد؟ و فلان کس کجا است ؟ اگر در پاسخ بگوید: او زنده بود، ارواح امید خیر و رحمت و سعادت را درباره او دارند. اگر بگوید: مرده است ، ارواح می گویند: وای به حال او به پستی گرایید و سقوط کرد. اگر او از اهل بهشت می بود مسلما با بهشتی ها بوده است ، چون در میان آنها نیامده معلوم می شود که به جهنم رفته است .

ارواح کفار به صورت شیطان

همان طور که ارواح مؤ منان به صورت انسان در می آیند و به دیدن اهل خود می روند، ارواح کفار هم ، به صورت شیاطین و ملکاتی که در آنها بوده اند درد می آیند (مانند صورت سگ ، خوک ، میمون ، مار، عقرب ، مورچه و غیره ) و در حجره هایی از آتش منزل می کنند و از خوراکی ها و آشامیدنی های اهل آتش می خورند و می آشامند. هیچ روح کافری نیست مگرآن که هنگام ظهر به دیدار اهل و عیال خود می رود، اگر ببیند اهلش به اعمال نیک مشغول اند برای او موجب حسرت و ندامت خواهد شد؛ چرا که فرزندان و اهل بیت او به کارهای نیک و شایسته مشغول اند و او از آنها غافل بوده و کاری برای نجات خود انجام نداده است .
در روایت دیگری وارد شده : وقتی کافر اهل خود را زیارت می کند، کارهای نیکی که خانواده اش انجام می دهند از او پوشیده و مخفی می شود و کارهای زشت و ناپسند آنان برای او آشکار و هویدا می گردد.

ارواح ارتباط با بدن ها را قطع نمی کنند

وقتی انسان از دنیا رفت و روحش در قالب مثالی به خود صورت گرفت ، روح علاقه خود را به کلی از بدن قطع نمی کند! روح انسان خواب علاقه خود را از بدن کم کرده و بدن در حال خواب ، مقداری سرد می شود، ولی در حال مرگ ، روح بیشتر علاقه خود را از بدن قطع می کند و یک ارتباط ضعیفی باقی می ماند. به عبارت واضح تر: علاقه و ارتباط روح با بدن بر سه گونه است . 1 - ارتباط کامل و تمام مانند حیات و زندگی پیش از مرگ . 2 - ارتباط متوسط، مانند ارتباط روح با بدن در حالت خواب ؛ زیرا مانند مرگ است . 3 - ارتباط کم و ضعیف که در حال مرگ تحقق یافته . در روایت وارد شده است که : روح پس از مرگ ، در روز سوم ، پنجم ، هفتم ، چهلم و سال به دیدن بدن می آید و جسم را می بیند واز آن چه به سر آن آمده ناراحت می شود.
در وقت خروج روح ، انسان بدن خود را می بیند و به دنبال آن تا قبر می رود. به واسطه همین علاقه جزئی می بینیم که قبور ائمه اطهار صلی الله علیه و آله و علما و اولیاء الله منشاء اثر و نزول برکات و برآورده شدن حاجات است در حالی که مخاطب به سلام و درود و صلوات ها، ارواح برزخی آنها هستند نه بدن هایی که در قبر خوابیده اند.

آداب جسد

باید توجه کرد که بدن میت دارای احترام است . از این جهت بدن را نباید در مزبله انداخت یا در بیابان رها کرد، به خصوص بدن مؤ من را که احترام آن لازم است ؛ زیرا احترام به روح است .از این جهت برزخ را به عالم قبر تعبیر نموده اند، در حالی که برزخ هزاران برابر از عالم دنیا بزرگ تر است تا چه رسد به قبر، ولی به واسطه همین ارتباط جزئی به عالم قبر تعبیر نموده اند و از سئوالات برزخی به سئوال قبر تعبیر کرده اند. قبر میت باید به اندازه بدن او باشد، میت را باید در میان قبر راحت بخوابانند، آن را به اندازه کافی گود کنند، در جایی که می خواهد کسی از دنیا برود، کاری نکنند، که از نزول ملائکه جلوگیری شود، آدم جنب داخل نشود، قرآن قرائت کنند، پای محتضر را به سمت قبله دراز نمایند، دعای ((عدلیه )) و سوره ((یس )) و ((وصافات )) بخوانند چیز سنگین روی سینه او نگذارند و بهتر است افرادی که وارد می شوند با وضو باشند؛زیرا محل جان دادن میت محل نزول فرشتگان و ارواح مقدس معصومین علیه السلام است .
کسی که از دنیا می رود باید مؤ منین برای تشیع جنازه او اجتماع کنند، او را به سه آب ، (سدر و کافور و آب خالص ) سه بار غسل دهند و در سه یا پنج پارچه کفن نمایند. بعد او را وارد قبرستان کنند و تا هنگام ورود در قبر تدریجا نزدیک قبر نمایند، اگر مرد است بدن را پایین قبر و اگر زن است از پهلو داخل کنند، در میان قبر صورت او را برهنه نموده و روی خاک گذارند. (کنایه از این که خداوندا بهترین جاهای بدن خود را که موجب شرف و آبروی من بود اینک در مقابل مقام عظمت و جلال تو به روی خاک می نهم .) باید برای او تلقین بخوانند و جرید تین (دو چوبی که زیر بغل میت می گذارند) در زیر بغل هایش بگذارند، در چهار گوشه قبر او تربت حضرت سید شهدا علیه السلام را بریزند. این ادب و اعمال که انجام می گیرد گرچه با بدن و جنازه ای است که در قبر افتاده است ولی روحش خوشحال می شود. این کارها احترام به روح مؤ من است چون عمری این بدن آلت دست روح بوده و روح را برای رسیدن به کمال ، یاری کرده است . از این جهت بدن میت مورد احترام قرار می گیرد، و می گویند: شب اول قبر از آن سئوال می کنند و بدن را در قبر، عذاب یا اکرام می نمایند.

ارواح مؤ منان با خانواده ها

به واسطه علاقه ای که بین ارواح مؤ منان و بازماندگانشانوجود دارد آنها به دیدن اهل و عیال خود می آیند و با آنان ملاقات می کنند؛ روح مؤ من با همان صورتی که مصور شده به دنیا نزول نموده . اقوام و ارحام و اهل بیت و افرادی را که به آن ها علاقمند است ملاقات کرده و از حالات و سرگذشت آنان اطلاع می یابد.
حفص بن بختری از امام صادق علیه السلام روایت می کند که فرمود: مؤ من ، اهل خود را می بیند و آن چه را که موجب محبت او است مشاهده می نماید، لیکن چیزهایی که موجب کراهت او می گردد از نظر او پوشیده می شود. نیز فرمود: بعضی از مؤ منان در هر هفته یک بار، روز جمعه به زیارت و ملاقات اهل خود می آیند، بعضی دیگر بر حسب مقدار عمل خود می توانند آنان را ملاقات و زیارت کنند.ابوبصیر نیز از آن حضرت نقل می کند: هیچ روح مؤ منی نیست مگر آن که در هنگام ظهر به دیدار اهل خود می رود، اگر دید اهلش به اعمال نیک مشغول است ، حمد و سپاس خدای بر این نعمت به جای می آورد. در حدیث دیگری آمده است : اسحق بن عمار از موسی بن جعفر درباره ارواج گذشتگان سؤ ال می کند: آیا آنها اهل خود را ملاقات و دیدار می کنند؟ فرمود: آری ، گفتم : در چه مقدار از زمان ؟ فرمود: در هر جمعه و در هر ماه و در هر سال یک یار بر حسب مقام و منزلت مؤ من .گفتم : به چه صورتی آن ها برای دیدار اهل خود میروند، فرمود: به صورت پرنده لطیفی که خود را به دیوارها می زنند و از اهل خود آگاه می شوند پس اگر آن ها را در خیر و خوبی مشاهده کنند خوشحال می شوند، و اگر در حال بد و حاجت مندی و اندوه بنگرند غم ناک و ناراحت می گردند.
عبدالرحیم قیصر می گوید: به آن حضرت عرض کردم : آیا مؤ من اهل خود را دیدار و زیارت می کند، فرمود: بلی از پروردگارش اذن می طلبد. خداوند هم ره او اذن می دهد و دو فرشته نیز همراه او گسیل می نماید، آنها به سراغ اهل او به صورت بعضی از پرندگان آمده و بر خانه او قرار می گیرند، به طوری که آن مؤ من ، کلام اهلش را می شنود و به آنها نگاه می کند.البته در این جا که حضرت فرمود: روح مؤ من به صورت پرنده ای بر دیوارها می نشیند، مراد این نیست که واقعا روح به صورت مرغی در می آید، (ممکن است انسان بعضی اوقات مرغی را که بر روی دیوار خانه می بیند واقعا فکر کند که روح مرده او باشد!؟) بلکه حضرت می خواهد بفرماید: همان طور که مرغها بر روی دیوارهای شما می نشیند و به آسانی رفت و آمد می کنند روح مؤ من هم از خانه خود سرکشی می کند و از اهل و عیال خود و احوال آن ها اطلاع پیدا می کند.

ارواح و دیدار با جسدها

بعد از آن که روح انسان از بدن جدا شد و جسد بی جان او را داخل قبر نمودند. روح ، جسد را فراموش نمی کند و گاهگاهی به دیدن آن می آید و حالاتش را مشاهده می کند، از وضع تاءسف بار آن حسرت می خورد، گریه می نماید و سخنانی با بدن می گوید.
حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: وقتی روح از جسد انسان جدا شد و جنازه او را دفن کردند، سه روز بعد از آن ، از خدا اجازه می خواهد و می گوید: خدایا! به من اذن بده تا بروم و جسد خود را مشاهده کنم و دیداری از او نمایم و ببینم چه بر سرش آمده است .خداوند اذن می دهد: روح کنار قبرش می آید و از دور نظر می کند می بیند، آب از بدن و دهان و بینی او روان شده است . مدتی طولانی گریه می کند و می گوید: ای جسد بیچاره ! و ای دوست صمیمی من . آیا در زمان حیات و زندگی خود چنین روزی را به یاد می آوردی ؟ آیا این منزل وحشتناک و پر بلا و غم و اندوه و پر ندامت را به یاد داشتی ؟ بعد از آن از کنار قبر جدا می شود و می رود. وقتی پنج روز از زمان دفن میت گذشت . باز می گوید: خدایا! به من اذن بده تا بروم و جنازه خود را مشاهده کنم . خداوند به او اجازه می دهد: می آید به سوی قبر و از دور به بدنی که داخل قبر است نظر می کند، در حالی که خون از بینی و دهان و دو گوش او بیرون می آید و سر و صورت او را چرک و خونفرا گرفته است . باز گریه طولانی می کند به حال او حسرت می خورد و می گوید: ای جسد من ! آیا در زمان حیات خود به فکر این منزل پر از غم و غصه و پر از مار و عقرب و کرم هایی که بدن ترا می خورند بودی ؟ آیا به فکر از هم پاشیدن بدن و اعضاء و جوارح خود بودی ؟ بعد از آن به مکان خود باز می گردد.
پس از آن هفت روز که از دفن بدن گذشت روح از خدا اذن می خواهد که بیاید و جسد خود را ملاحظه کند. وقتی می آید و جسد را از دور ملاحظه می کند، می بیند بدن کرم افتاده است . باز گریه طولانی می کند و می گوید: ای جسد مسکین و بیچاره من ! آیا در زمان حیات خود که با فرزندان و خویشان ، عزیزان و همسایگان به سر می بردی ، به یاد این روز تنهایی و غربت خود بودی ؟ کجا هستند برادران و دوستان و همسایگان تو، تا در جوارشان به سر می بری و مسرور باشی ؟ ولی امروز آنان باید باید تا روز قیامت برای من و تو گریه کنند. یک ماه که از هنگام دفن گذشت روح ، اطراف قبر می آید تا مشاهده کند، مال و اولادی که از او باقی مانده است چه اعمالی برایش انجام می دهند؟ چگونه اموال او را تقسیم می کنند و بدهکاری های او را می پردازند؟ او را چگونه از گرفتاری خلاص می کنند؟ روح تا یک سال اطراف قبر می گردد و نظر میکند، که چه کسانی برای او طلب استغفار می نمایند؟ چه کسانی برای او محزون و ناراحتند؟ بعد از تمام شدن سال ، روح به جایی که همه ارواح ، در آن جا اجتماع کرده اند می رود تا روزی که در صور دمیده شود و همه مردگان دومرتبهزنده شوند.

زیارت اهل قبور

فته شد که : ارواح با اهل دنیا ارتباط دارند، به دیدار و ملاقات اهل و عیال خود می آیند، کارهای خوب و بد آنها را مشاهده می کنند و از اعمالشان خوشحال و ناراحت می شوند. حال ببینیم ، آیا زنده ها هم باید به زیارت مردگان بروند یا خیر؟ روایاتی در این زمینه وارد شده که : باید مرده ها را فراموش نکرد و به زیارتشان رفت ؛ زیرا آنان از زیارت بازماندگان خوشحال و از زیارت نکردن آنها ناراحت می شوند.عبدالله بن سلیمان می گوید: از حضرت امام محمد باقر علیه السلام درباره زیارت اهل قبور سئوال نمودم : آیا به زیارت آنان بروم ؟ فرمود: بلی ؛ چون روز جمعه شود آنان را زیارت کن ؛ زیرا هر کدام از آنان در تنگی و ناراحتی باشند، در بین طلوع صبح صادق و طلوع آفتاب گشایش می یابند. در این موقع هر کس به زیارت آنها رفته باشد علم و اطلاع پیدا می کنند! لیکن چون آفتاب طلوع کند دیگر قادر بر توجه به امور دنیا و زیارت اهل خود نیستند. عرض کردم : آیا آنها از افرادی که به زیارت قبورشان می روند علم پیدا می کنند و از دیدن آنها خوشحال می شوند؟ فرمود: آری ، و نیز از بازگشت زائرین به محلو خانه خود وحشت می کنند و ناراحت می شوند.
نیز محمد بن مسلم می گوید: به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم : آیا به زیارت مرده ها برویم ؟ فرمود: آری ، عرض کردم : آیا آنها از رفتن ما به سوی قبرهایشان مطلع می شوند؟ فرمود: به خدا سوگند آری ! از آمدن شما بر سر قبرهایشان خبردار می شوند و از دیدنتان خوشحال می گردند و با شما انس می گیرند. عرض کردم : وقتی سر قبرشان رفتیم آنان را چگونه زیارت کنیم و چه بگوییم ؟ فرمود: بگو: خدایا! زمین را از طرف پهلوهای آنان بگستران ، ارواح آنان را به سوی خود بالا بر، مقام رضوان و خشنودی خود را به آنان برسان ، و از رحمت خود در آستانه آنها فرود آور که به واسطه آن ، تنهائیشان به جمعیت و وحشت شان به انس تبدیل شود، به درستی که تو بر هر کاری توانایی . چون در بین قبرها هستی یازده مرتبه سوره ((قل هو الله )) را قرائت کن و ثوابش را به روح آنان هدیه نما؛ زیرا کسی که این عمل را به جای آورد خداوند به عدد همه مردگان ثواب و پاداش به او عنایت فرماید. عبدالله بن سنان می گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم : سلام کردن بر اهل قبور چگونه است ؟ فرمود: چنین می گویی سلام بر اهل خانه هایی از مؤ منین و مسلمین ، شما زودتر از ما جلودار بودید و پیش از ما رفته اید، ما نیز انشاءاله به شما ملحق خواهیم شد. در روایات زیادی وارد شده است که: پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصوم علیهم السلام هر شب پنج شنبه با جمعی از مردم به زیارت مردگان می رفتند و در قبرستان بقیع و وادی السلام برای اموات دعا و طلب آمرزش می نمودند.

فوائد زیارت اهل قبور

لازم است بدانیم زیارت مردگان چیست ؟ مسلم است که زیارت اهل قبور به خصوص علماء و شهداء و مقربان درگاه خدا فوائد بسیاری دارد. از جمله : 1- زیارت قبور ائمه و مقربان ، زائر را از هر آلودگی و خباثت نفس و گناه پاک و منزه می سازد. 2- زیارت قبور ائمه و مؤ منان ارتباط پیدا کردن با روح متوفی است ، زیارت کننده از آن روح پاک مدد می گیرد، هر چه روح پاک تر و عالی تر باشد، زائر بهره بیشتری از او خواهد برد. 3- حاجت انسان بر سر قبر علماء و صلحا و شهداء، بیشتر برآورده می شود، اصولا در جاهایی که مردمان بزرگ و اولیاء خدا دفن شده اند مردم بیشتر به زیارت می روند و حاجت بیشتری می گیرند. 4- زیارت اهل قبور، انسان را به یاد مرگ و عالم قبر می اندازد، او را آخرت و خدا نزدیک می کند، کم تر دل دنیا می بندد و خود را در آینده جزء اموات به حساب می آورد. 5 - ناراحتی زائر کم تر می شود و در اثر زیارت و گریه بر بالین قبور، غم و قصه او از بین می رود، عقده های او بیرون ریخته می شود. در روایات آمده است : هر وقت خیلی خوشحال یا ناراحت می باشی به قبرستان برو و قدریراجع به ساکنان آن جا فکر و تاءمل کن تا به حالت عادی بر گردی .

6- هم تو با آن ها و هم آنان با تو انس می گیرند! از رفتن تو به زیارت آنان خوشحال و خشنود می شوند، و درباره تو دعا می کنند.

چون روح میت که به زیارت خود ارتباط بیشتری دارد زیارت اموات بر سر قبرشان اثر بیشتری خواهد داشت . نباید گفت : برای اموات فرقی ندارد! چه سر قبرستان رویم و چه جای دیگر، فقط به یاد آن ها بودن کافی است ؟

مؤ منانی که به زیارت اهل قبور می روند به واسطه دریچه قبور، خود را به روح آن معصوم ، عالم ، شهید، مؤ من و مقرب درگاه خدا مرتبط نموده و به این وسیله با تمام وسعت عالم معنی با ارواح ارتباط پیدا می کنند و بهره کافی می گیرند.