إِلَهِي عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ يَا مَوْلانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ نتیجه تصویری برای عکس ماه رمضان پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهى است كه خداوند در آن حسنات را مى‏افزاید و گناهان را پاك مى‏كند و آن ماه بركت است.

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com
بسللیم

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

Image result for ‫ایت الله سیستانی‬‎ Image result for ‫ایت الله بهجت‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎

مرگ و ماهیت حقیقی آن قسمت ششم (فشار قبر)

يكشنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۲۲ ق.ظ

کردند. فرمود: ملکی است به نام ((رومان )) صورت او مانند خورشید می درخشد. به میت می گوید: تمام اعمال خود را از خوب و بد بنویسد.

می گوید: نه قلم و دواتی دارم نه کاغذ و مرکبی . می گوید: ((همه چیز آماده است )) آب دهانت مرکب و انگشتت قلم تو است . می گوید: کاغذی ندارم . ملک می گوید: کاغذت کفن تو است ! شروع به نوشتن کن .

میت همه اعمال نیکی را که در دنیا انجام داده است می نویسد. هنگامی که به گناهان و کارهای زشتش می رسد خجالت می کشد و دست از نوشتن باز می دارد.

ملک می گوید: ای خطاکار و ای خیانت پیشه ! وقتی در دنیا می خواستی اعمال زشت را مرتکب شوی خجالت نکشیدی و از خدای خود شرم نکردی ، ولی الان داخل قبر برای نوشتن آن ها خجالت می کشی ؟ بعد از آن ، عمود آتشین را بالا می برد که ضربتی بر او زند.

می گوید: عمود را بر من فرود نیاور، همه را می نویسم . بنده خدا هر چه در دنیا از اعمال خیر و شر انجام داده همه را می نویسد، فرشته می گوید: آن را مهر کن . عرض می کند: مهر ندارم . می گوید: انگشتت مهر تو است ! وقتی مهر کرد پرونده را می پیچد و تا روز قیامت به گردن او می اندازد.قرآن در این باره می فرماید:ععع و کل انسان الزمناه طائره فی عنقه و نخرج له یوم القیامه کتابا یلقاه منشورا ((اعمال هر انسانی را به گردنش قرار دادیم و روزقیامت کتابی برای او بیرون می آوریم که آن را در برابر خود گشوده می بیند)).

داخل شدن نکیر و منکر در قبر

بعد از آن که ملک ((رومان )) برای میت پرونده ای تشکیل داد و از قبر او خارج شد، به نکیر و منکر خبر می دهد که : این بنده پرونده اعمالش خوب است با او مدارا کنید یا بد است با او سخت برخورد نمایید.

در این هنگام دو ملک دیگر به نام ((نکیر و منکر)) یکی از طرف راست و دیگری از طرف چپ وارد قبر می شوند، در حالی که موهای آنان روی زمین می کشد و زمین را به ناخن های خود می کنند! صدای آنها مانند صدای آسمانی است و چشم های آن ها مانند برق می درخشد.

وقتی آنها داخل قبر شدند. به میت می گویند: پیامبر تو کیست ؟ دین و قبله تو چیست ؟ امام تو چه کسی است ؟

اگر میت از اهل ایمان باشد در جواب گوید: خدای من ((الله )) و پیامبرم ((محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم ، امام و پیشوایانم ((امیرالمؤ منین علیه السلام و یازده فرزندش می باشند، دین من ((اسلام )) و قبله ام ((کعله )) است . آن دو ملکگویند: خدا ترا بر آن چیزهایی که دوست می داری ثابت قدم بدارد. خوش بخواب که ناراحتی در آن نباشد، بخواب خوابیدن عروس . (بدون غم و غصه )

سپس دری از قبرش باز می شود و از آن ، بوی خوش گل ها و نسیم عطرهای بهشت بر او می وزد، نور و روشنی بر قبرش می تابد، جای خوابیدنش به اندازه ای که چشم انسان کار می کند وسیع می شود. میت مؤ من می گوید: خدایا! در بر پا شدن قیامت تعجیل کن ، من زودتر به اهل و عیالم برسم .

و اگر میت از اهل ایمان نباشد، وقتی آن دو ملک از او می پرسند: خدای تو کیست و پیامبر و امامت چه کسی است . می گوید: نمی دانم .

ملائکه گویند: نمی دانی ؟ خدا ترا هدایت نکند. سپس گرزی بر سر او می زنند که تمام موجودات صدای آن را می شنوند و به وحشت می آیند، مگر جن و انس . بعد از آن دری از قبرش به سوی جهنم باز می شود. به او می گویند: به خواب با بدترین حال و ناراحتی و قبر او چنان تنگ می شود مانند نیزه ای که در جای خود قرار می گیرد، قبرش چنان او را فشار می دهد که مغز سرش از دماغش بیرون می آید.

خداوند مارها و عقرب ها و حیوانات زمنی را بر او مسلط می کند که او را نیش بزنند تا وقتی که زنده شود و از قبر بیرون آید.(140) باید توجه داشت که سئوال قبر برای همه مردم نیست . فقط برای مؤ منان

مخلص و کفار و مشرکان و بقیه مردم تا روز قیامت در بی خبری به سر می برند.

امام صادق علیه السلام فرمود: در قبر سئوال نمی شود مگر از کسی که ایمانش را کاملا نموده یا آن که کفر خود را کاملا خالص کرده باشد، امام از سئوال قبر بقیه مردم تا روز قیامت صرف نظر می شود.(

درباره پیامبر هم سئوال می کنند

از امام صادق علیه السلام نقل شده : وقتی انسان را داخل قبر کردند، نکیر و منکر، اول از توحید و خداشناسی از او سئوال می کنند: اگر میت از مؤ منان باشد پاسخ صحیح می دهد. در این هنگام حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم در مقابل میت مؤ من مجسم می شود. آن دو فرشته از او سئوال می کنند: ای بنده خدا! درباره این مردی که در کنار تو قرار دارد چه می گویی ؟

در جواب می گوید: آیا از حضرت محمد رسول خدا صلی الله علیه و آله و مسلم پرسش می کنید؟ (او را از قبل شناخته ام و به دستوراتش عمل کرده ام ) می گویند: آیا گواهی می دهی که او رسول خدا بوده و از جانب او فرستاده شده است .

می گوید: بلی ، گواهی می دهم که ایشان رسول خدا هستند و از جانب خداوند برای هدایت خلق فرستاده شده است .

آن دو فرشته می گویند: بخواب ، خواب خوش و راحت ، خوابی که خستگی ندارد و اضطراب فکری در آن نباشد، و قبر او را به قدر نه ذراع می گشایند و دری از آن به سوی بهشت باز می کنند به طوری

که میت محل و منزل خود را در آن می بیند و لذت می برد.

امام اگر میت از کفار باشد، آن دو فرشته بر او وارد می شوند در حالی که شیطان مقابل او ایستاده است ، چشم های او مانند دو کاسه مس می درخشند.

فرشتگان می گویند: پروردگارت کیست ؟ دینت چیست ؟ درباره این مردی که بین شما ظهور کرده است عقیده ات چیست ؟

می گوید: نمی دانم ؟ در این حال او را با شیطان رها می کنند و در قبرش نود و نه مار گزنده پیدا می شود. ما رهایی که اگر یکی از آن ها به روی زمین بدمد دیگر درخت و گیاه از زمین روییده نمی شود! و دری از قبرش به سوی جهنم می گشایند به طوری که محل و منزل خود را در آتش می بیند. قرآن در این باره می فرماید:و من یعش عن ذکر الرحمن نقیض له شیطانا فهو له قرین ((و کسی که از یاد خداوند رحمان اعراض کند، می گماریم بر او شیطانی را که پیوسته با او قرین و ملازم است .))

این شیطان در حقیقت ظهور و بروز نفس اماره اوست که در دنیا به واسطه پرده حجاب دیده نمی شد و اینکه که حجابها کنار رفته است مشاهده می شود و انسان آرزوی دوری از آن را می کند.

از ولایت علی هم سئوال می کنند

این طور نیست که نکیر و منکر فقط از خدا و پیامبر و دین سئوال کنند. بلکه از امامت و ولایت معصومین علیهم السلام هم سئوال می کنند. اگر کس نتواند جواب دهد با گرز آتشین بر مغزش می زنند که در اثر آن ، قبرش پر از آتش می شود.

در این باره داستانی که مرحوم علامه طباطبایی ره از مرحوم آقای حاج میرزا علی آقا قاضی نقل کرده است را می آوریم تا مطلب بهتر معلوم شود.

ایشان نقل کرده است : در نجف اشرف ، نزدیک منزل ما، مادر یکی از دخترهای افندی ها فوت کرد.این دختر در مرگ مادر بسیار ضجه و ناله می کرد و جدا ناراحت بود، او با تشییع کنندگان تا کنار قبر مارد آمد، آن قدر ناله کرد که تمام جمعیت و تشیع کنندگان را منقلب نمود.وقتی قبر را آماده کردند و خواستند مارد را در قبر گذارند، آن دختر فریاد زد: از مادرم جدا نمی شوم ؟!هر چه خواستند او را آرام کنند نتوانستند.دیدند اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا کنند بدون شک او جان می دهد و از دار دنیا می روند.بالاخره بنا شد مادر را در قبربخوابانند و دختر هوم پهلوی مادر بماند و قبر را به وسیله تخته ای بپوشانند و سوراخی هم بگذارند تا دختر نمیرد و هر وقت خواست ، از این دریچه بیرون آید. دختر در شب اول قبر، پهلوی مارد خود خوابید، وقتی آمدند و سرپوش را برداشتند که ببینند چه بر سر دختر آمده است ؟ دیدند تمام موهای سر دختر سفید شده است ؟!

گفتند: چرا این طور شده ای ؟ در جواب گفت : دیشب پهلوی مادرم خوابیدم ، دیدم دو نفر از ملائکه آمدند و در دو طرف او ایستادند، شخص محترمی هم آمد و در وسط ایستاد.

فرشتگان مشغول سئوال از عقائد مادرم شدند و او جواب می داد: سئوال از توحید نمودند. جواب داد: خدای من واحد است . سئوال از نبوت کردند. گفت : پیغمبر من حضرت ((محمد)) است . سئوال از امامت کردند. آن مرد محترم که در وسط ایستاده بود فرمود: من امام او نیستم .

در این حال آن دو فرشته چنان گرزی بر سر مادرم زدند که آتش به آسمان زبانه کشید! من از وحشت آن واقعه به این حال که می بینید در آمده ام .

مرحوم قاضی نقل کرده : چون تمام طایفه دختر سنی مذهب بودند و این واقع طبق عقیده شیعه واقع شده است ، آن دختر شیعه شد و تمام طایفه او که از افندی ها بودند به برکت این دختر شیعه شدند.

منکر ولایت را تازیانه زدند

نه تنها حضرت علی علیه السلام بالین محتضر حاضر می شود و شهادت می دهد که آیا این شخص از شیعیان و دوستان من هست یا نه . بلکه موقعسئوال نکیر و منکر هم ، حاضر می شود و همان شهادت را می دهد: اگر میت از شیعیان او باشد او را نجات می دهد و اگر از معاندین و دشمنان آن حضرت یا از کسانی که معتقد به امامت ایشان نیستند باشد او را شفاعت نمی کند و دستور می دهد که او را تازیانه زنند.

سید حسین پسر حسن طالقانی نقل کرده : شخصی مورد اعتماد به من گفت : زن جوانی را دیدم که تمام موی سرش سفید شده بود. از علت سفید شدن موی او در جوانی از ایشان سئوال کردم ؟ گفت : من و برادرم هر دو ناصبی و دشمن علی بودیم ، من خیلی به برادرم علاقه داشتم و وقتی برادرم فوت شد و می خواستند او را دفن کنند. از شدت علاقه ای که به او داشتم با اصرار گفتم : مرا هم با او دفن کنید؟ آخر الامر قرار شد که او را در سردابه گذارند و روزنه ای در آن قرار دهند که من نمیرم و اگر هم خواستم خارج شوم بتوانم و مرا هم داخل آن سردابه کنار برادرم گذاشتند.

بعد از برگشتن آن جماعت ، دیدم کرسی گذاشتند و مردی خوش سیما و خوش صورتی آمد و بر آن نشست . در این حال دیدم نکیر و منکر به صورت و هیئت ترس ناکی وارد شدند در حالی که به دست هر کدام از آنان تازیانه ای بود.ایشان کنار برادرم قرار گرفتند و از او سئوالاتی کردند: از جمله ، از پروردگارش سئوال کردند. جواب نداد. آن شخص نورانی که بر کرسی نشسته بود

به او فرمود: بگو خدای من پروردگار من است . برادرم همان را گفت : بعد از پیغمبرش سئوال کردند: باز جواب نداد. همان شخص فرمود: بگو محمد صلی الله علیه و آله و سلم رسول خدا است . پس از آن از امامش سئوال کردند؟ نتوانست جواب دهد و ساکت ماند.

آن شخص به یکی از آن دو ملک فرمود: سینه او را بو کن ببین آیا چیزی از محبت ما در آن هست یا نه ؟ وقتی بو کرد. عرض نمود: نه ، چیزی از محبت شما در آن نیست . فرمود: او را با تازیانه بزن آن ملک اطاعت کرد و او را زد.عرض کردم : کیستی ؟ فرمود: علی بن ابی طالبم . عرض کردم : علت چه بود که دو سئوال را به او تلقین کردی اما سئوال سوم را تلقین نفرمودی ؟

فرمود: چون به آن معتقد نبود و مرا به عنوان امام قبول نداشت . (در این حال من متنبه شدم و خواستم که مرا تعلیم امامت دهد و دستورات مذهب را به من بیاموزد. فرمود: آن ها را از عمه ات از شیعیان ماست سئوال کن ! (عمه من شیعه بود ولی مذهب خود را کتمان می کرد) بعد آن دو ملک چنان صیحه ای بر من زدند گفتند: از این جا بیرون رو، وقتی مرا بیرون آوردند دیدم در اثر ترس و وحشت از صیحه آنان تمام موهای سرم سفید شده است .

عده ای منکر سئوال قبراند

عده ای از معتزله و ضرار بن عمر که خود را وابسته به اسلام می دانند منکر سئوال قبراند! دلیل آنها این است .

می گویند: اگر میت را که می خواهند دفع کنند دهان او را پر از گچ یا آرد نمایند و او را داخل قبر سپارند و روز دیگر نبش قبر کنند می بینند که گچ ها نریخته است .

پس اگر در قبر سئوال و حساب باشد باید حال میت تغییر کرده و دهان او باز شده و گچ ها ریخته باشد. دیگر این که اگر عذاب و فشار قبر وجود داشته باشد ما باید صدای آن را می شنیدیم و همین نشنیدن صدا، دلیل است که عذاب قبر وجود ندارد.

جواب آن ها این است که : چشم و گوش ما مادی و عذاب قبر از امور ملکوتیه است و چشم و گوش مادی نمی توانند امور ملکوتی را درک کنند.

از باب نمونه : هنگامی که جبرئیل بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نازل می شد و خبرهایی به آن حضرت می داد اصحاب درو آن حضرت نشسته بودند، اما جبرئیل را نمی دیدند و صدای او را نمی شنیدند، ولی پیامبر اسلام ، هم جبرئیل را می دید و هم صدای او را می شنید و با او گفت و گو می کرد.

همین طور مردم نمی توانند آن دو ملک را ببینند و سئوالهای آن ها را که از میت می کنند بشنوند و جواب میت را نیز متوجه شوند.

نیز نمی شود مارها و عقرب های ملکوتی که در قبر میت را نیش می زنند با این چشم های مادی دید؛ زیرا آنها از جنس مارها و عقرب های مادی این عالم نیستند که بشود آنها را مشاهده کرد.

توضیح : انسانخواب ، گاهی مشاهده می کند که مارها و عقرب ها و حیوانات درنده دیگر به او حمله می کنند، او را نیش می زنند و مجروحش می نمایند، او هم درد و ناراحتی را احساس می کند و برای نجات خود کوشش و فعالیت می نماید به طوری که پیشانیش عرق می کند. گاهی از درد و ناراحتی فریاد می زند. اما کسانی که اطراف او نشسته اند آن ها را نمی بیند و فریاد او را نمی شنوند.

علت خواب دیدن

خواب دیدن برای این جهت حادث شده است که مردم بتوانند پی به ملکوت اشیاء برند.از موسی بن جعفر علیه السلام نقل شده است : در زمان سابق مردم خواب نمی دیدند.وقتی خداوند پیامبری مبعوث کرد او مردم را به اطاعت از خدا دعوت فرمود. مردم گفتند: اگر از خدا اطاعت کنیم چه چیز برای ما خواهد بود.

فرمود: شما را داخل بهشت می کند و اگر با او مخالفت کنید شما را داخل آتش می نماید. عرض کردند: بهشت و جهنم را برای ما توصیف کن . وقتی توصیف نمود. گفتند: کی داخل آن ها می شویم ؟ فرمود: وقتی از دنیا رفتیم . گفتند: (بعد از مردن خبری نیست )؛ زیرا ما مرده ها را می بینیم که پوسیده می شوند و از بین می روند.خداوند خواب دیدن را برای آن ها به وجود آورد و آنان چیزهای خوب و بد را در خواب دیدند. آمدند خدمت پیامبر و قضیه را برای او عرض کردند: فرمود: خدا بر شما احتجاج کرد و می خواست بدانید که روح شما بعد از مردن بهثواب و عقاب می رسد در حالی که بدن های شما پوسیده شده است .

 فشار قبر

یکی از چیزهایی که مسلمانان باید به آن معتقد باشند عذاب و فشار قبر است .

گر چه حقیقت فشار قبر به خوبی برای ما روشن نیست ، ولی دور نمایی از آن را بیان می کنیم و آن عبارت است از آن که وقتی جنازه میتی را در میان قبر می گذارند، آن میت خود را در تنگ نای تاریک و وحشت ناک قبر می نگرد و در فشار بسیار سختی قرار می گیرد.

حال باید بدانیم ، آیا روح میت در فشار قرار می گیرند؟ (مانند شخصی که حکم اعدامش صادر شده باشد) و او شب آخر عمر خود را در فشار سخت روحی می بیند، یا قالب مثالی که همان روح و جسم لطیف اوست (شبیه عالم خواب ) در فشار قرار می گیرد؟ ای این که روح با همین جسد خاکی دنیایی رابطه بر قرار می کند و خود را در فشار می نگرد.آن چه از روایات به دست می آید: فشار قبر به بدن اصلی وارد می شود، اما برای افراد در شدت و ضعف فرق می کند؛ زیرا هر کس گناهش بیشتر باشد در قبر فشارش بیشتر است .عذاب قبر برای گناه کاران حتمی است . اما برای مؤ منان ، امکان دارد واقع شود و امکان دارد واقع نشود. در این رابطه به چند روایت توجه کنید.از حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده که فرمود: فشار قبر برای مؤ من از دو جهت است . یا برای کفاره واز بین بردن گناهان او است ، یا برای نعمت هایی که در دنیا ضایع کرده و توجه به آن ها نداشته است .

از فشار قبر خبر می دهد

حضرت امیر مؤ منان علیه السلام در نامه ای که برای محمد بن ابابکر نوشته بود چنین آمده است : ای بندگان ! برای کسانی که خدا او را نیامرزد، آن چه پس از مرگ می باشد سخت تر از مرگ است . پس از تنگی و سختی و تنهایی قبر بر حذر باشید. قبر هر روز می گوید: من خانه غربتم ، من خانه وحشتم ، من خانه کرم هایم . قبر بوستانی را بوستان های بهشت یا گودالی از گودال های جهنم

است .

وقتی بنده مؤ من از دنیا رود و او را دفن کنند، زمین به او گوید: خوش آمدی ، از کسانی بودی که دوست داشتم بر روی من راه بروی اکنون که به من سپرده شده ای خواهی دید چگونه با تو رفتار می کنم ، سپس قبرش به قدر دید چشم وسعت می یابد.

و هرگاه کافر دفن گردد، زمین به او گوید: خوش نیامدی و اهلیت نداری . از کسانی بودی که دوست نداشتم بر رویم راه بروی خواهی دید چگونه با تو رفتار می کنم ، پس او چنان فشار می دهد که دنده هایش می شکند و در هم فرو می رود، به درستی که همانا زندگی سختی دشمنانش را از آن بر حذر داشته ، عذاب قبر است .

خداوند نود و نه افعی را در قبر مسلط بر کافر می کند که گوشتش را پاره کنند و استخوان هایش را در هم شکنند و تا روز قیامت با او همنشین شوند. اگر یکی از آن ها در زمین بدمد، در اثر حرارت و آتش دهانش دیگر گیاهی روی زمین نخواهد رویید.

پس ای بندگان خدا! جان های ناتوان شما و بدن های لطیف و نرمتان که با کم ترین عذاب از پا در می آید توان تحمل این همه عذاب را ندارد، اگر توانایی دارید که جان و تن خود را از آنچه آن را ندارید برهانید، عمل کنید به آنچه خدا دوست دارد و واگذارید آنچه را که او دوست ندارد.

فریاد جنازه ای را شنید

بعضی افراد مجرم قبل از آنکه داخل قبر شوند و آن ها را عذاب کنند. عذاب برزخی آنان شروع شده و ناله و فریادشان بلند است . بعضی از سالکین و خود ساختگان ، ناله برزخی بعضی را شنیده اند.

از مرحوم محدت قمی نقل شده که می فرمود: روزی در (( وادی السلام نجف اشرف ))، برای زیارت اهل قبور مؤ منان رفته بودم . ناگهان صدایی مانند صدای شتری که می خواهند

او را داغ کنند بلند شد، صیحه می کشید و ناله می کرد، به طوری که گویی تمام زمین ((وادی السلام )) از صدای نعره او متزلزل شده بود.

با سرعت برای خلاصی آن شتر بدان سمت رفتم ، چون نزدیک شدم دیدم آن شتر نیست ، بلکه جنازه ای را برای دفن آورده اند و این فریاد از آن بلند است . افرادی که متصدی دفن او بودند ابدا اطلاعی نداشته و چیزی نمی شنیدند و با کمال خون سردی و آرامش مشغول کار خود بودند.

شاید این جنازه از مرد ظالمی بوده که در اولین وهله به چنین عقوبتی دچار شده و از دیدن صورت های برزخی ، وحشت ناک گردیده و فریاد بر آورده است . 

گرزهای آتشین بر سر میتی

محروم آیه اله سید جمال الدین گلپایگانی نقل کرده است : در دوران جوانی که در اصفهان مشغول تحصیل بودم ، نزد دو استاد بزرگ ، مرحوم آخوند کاشی و جهانگیر خان درس اخلاق و سیر و سلوک می آموختم ، و آن ها مربی من بودند.

ایشان دستور داده بودند: شب های پنج شنبه و جمعه بروم در تخت فولاد و قبرستان و قدری در عالم مرگ و ارواح تفکر کنم و مقداری هم عبادت کرده و صبح برگردم .

عادت من این بود که شب پنجشنبه و جمعه یکی دو ساعت بین قبرها حرکت می کردم و تفکر می نمودم ، بعد چند ساعت استراحت نموده و سپس نماز شب و مناجات بر می خواستم و نماز صبح را می خواندم و پس از آن به اصفهان می آمدم .شبی از شب های زمستان ، هوا بسیارسرد بود و برف هم می آمد. برای تفکر در عالم ارواح و ساکنان آن وادی از اصفهان حرکت کردم و به تخت فولاد (قبرستان بزرگ اصفهان ) آمدم در یکی از حجره ها رفتم ، خواستم دستمال خود را باز کنم و چند لقمه غذا بخورم و بعد از آن بخوابم تا در حدود نیمه شب بیدار شوم و مشغول عبادت گردم .

در این حال در مقبره را زدند تا جنازه ای را که از ارحام و بستگان صاحب مقبره بود آن جا بگذارند و قاری که متصدی مقبره بود مشغول تلاوت قرآن شود و آن ها صبح بیایند و جنازه را دفن کنند.آن جماعت جنازه را داخل حجره گذاشتند (و دستورات لازم را دادند) و رفتند قاری هم مشغول خواندن قرآن شد.ناگاه دیدم ملائکه عذاب آمدند و مشغول عذاب کردن جنازه شدند.می گوید: چنان گرزهای آتشین را بر سر او می زدند که آتش آن به آسمان زبانه می کشید و فریادهایی از این جنازه بر می خواست که گویی تمام این قبرستان بزرگ را متزلزل می کرد. نمی دانم اهل چه معصیتی بود؟ (شاید) از حاکمان جائر و ظالم بوده که این طور مستحق عذاب شده است ، قاری قرآن اطلاعی از آن وضع نداشت ، آرام بر سر جنازه نشسته و به تلاوت قرآن مشغول بود.از مشاهده این منظره از حال رفتم ، بدنم لرزید، رنگم پرید، اشاره به صاحب مقبره کردم که در را باز کن می خواهم بروم . او نمی فهمد، هر چه می خواستم بگویم زبانم قفل شده بود و حرکت نمی کرد.

بالاخره به او فهماندم :که در را باز کن ، می خواهم بروم . گفت : ای آقا! هوا سرد است ، برف روی زمین را پوشانیده و در راه گرگ است ، ترا می درد.هر چه می خواستم به صاحب مقبره بفهمانم که طاقت ندارم ، (من چیزهایی را می بینم که تو نمی بینی ) او متوجه نبود و چیزی را درک نمی کرد.به ناچار خود را به در اطاق کشاندم ، او در را باز کرد، خارج شدم و تا اصفهان با آن که مسافت زیادی نیست به سختی آمدم و چندین بار به زمین خوردم ، آمدم در حجره و یک هفته مریض بودم . مرحوم آخوند کاشی و جهانگیر خان ، آن دو استاد بزرگ از من پرستاری می کردند و دوا می دادند تا کم کم حالم بهتر شد.

فشار قبر همه جا ممکن است

فشار قبر تابع گناه است هر چه گناه بیشتر باشد فشار و عذاب قبر بیشتر است . کم اتفاق می افتد کسی بدون گناه بوده و فشار قبر نداشته باشد.

یک مطلب باقی می ماند و آن این که : اگر کسی در دریا غرق شود یا حیوان او را بخورد یا بالای دارش بکشند آیا فشار قبر دارد یا نه ؟درباره کسی که او را بدار کشیده اند از امام رضا علیه سئوال کردند: آیا عذاب و فشار قبر به او می رسد یا نه ؟ امام در جواب فرمود: بلی ، خدا هوا را امر می کند که او را فشار دهد و عذاب نماید.در رابطه با کسی که او را به دار آمیخته اند نیز از امام صادق علیه السلام سئوال شد: آیا عذاب قبر به او می رسد؟ فرمود: خدای زمین همان خدای هوا است . به هوا وحی می کند که او را فشار دهد، هوا هم او را سخت تر از قبر فشار می دهد.هم چنین کسی که به دریا غرق می شود خداوند به دریا امر می کند او را فشار دهد. پس فشار منحصر به قبر نیست ، انسان هر کجا باشد فشار شب اول قبر را خواهد دید.

فشار قبر کفاره گناهان است

چون فشار قبر تابع گناهان است برای مؤ منان وجود دارد؛ زیرا آن ها هم ممکن است مرتکب گناه شوند. مؤ منان و نیکان نیز به اندازه گناهانی که از آن ها سر زده است کیفر می شوند.اما عذاب قبر مؤ منان با کفار و مشرکان فرق می کند. جنایت کاران ، قاتلین و حرام خواران ، عذاب قبرشانتا قیامت ادامه دارد و در قیامت هم عذابی سخت تر خواهند داشت . مؤ منان عذاب قبرشان موقت است عذاب آن ها بستگی به میزان گناهان ایشان دارد (ممکن است برخی یک لحظه و برخی یک روز و عده ای یک هفته و بعضی دیگر یک سال و چند سال در رنج و عذاب و ناراحتی به سر می برند، آنان وقتی به اندازه گناهانشان عذاب شدند آزاد می شوند.)

امام رضا علیه السلام فرمود: کسی که معتقد به حق بوده است ، سپس گنه کار شود و پیش از مرگ توبه نکند، در جهان برزخ به اندازه گناهانش او را عذاب کنند، تا این که در قیامت گناهی به گردن او نباشد.

عذاب برای جسم است یا روح ؟

معلوم شد که فشار و عذاب قبر حتمی است و هر کسی باید در عالم برزخ و قیامت ، به اندازه گناهان خود عذاب شود. حال ببینیم عذاب برای جسم است یا روح و یا برای هر دوی آنها؟از آیات و اخبار این طور به دست می آید که : برای هر دوی آنها است ؛ چون جسم و جان هیچ کدام مستقلا نمی توانند عملی انجام دهند.در این جا لازم است مناظره و مشاجره ای را که در برزخ و قیامت بین جسم و روح واقع می شود بیان کنیم تا حقیقت مطلب برای همگان معلوم شود.زمان صدور کیفر اعمال و افعال بد و زشت ، بین جسم و جان نزاع واقع می شود و هر کدام صدور افعال را به گردن دیگری می اندازد و خود را از تبعات وارده بر آن ، بری می داند.

ابوبکر خوارزمی از این عباس

نقل کرده است : ((جسد)) میت در پیشگاه الهی در مقام مناظره و مخاصمه با ((روح )) عرض می کند: پروردگارا! مرا خلق فرمودی در حالی که مانند مار هستم . نه دستی دارم که با آن چیزی را بگیرم و بدهم و عملی انجام دهم ، نه پایی دارم که به واسطه آن ، آمد و شد کنم ، نه چشمی دارم که با آن اشیاء را ببینم ، نه گوشی دارم که با آن صداها را بشنوم مگر این که ((روح )) داخل من شود. چون روح داخل شد زبانم گویا، گوشم شنوا، چشمم بینا، دستم گیرا، و پایم پویا گردید. بار خدایا! عذاب را حواله ((روح )) کن و مرا از آن خلاصی ده .

بعد از آن روح ((عرضه )) می دارد: بار خدایا! مرا خلق کردی در حالی که مانند باد بودم . برای من دست و پا و چشم و گوش قرار ندادی . حرکت نکنم مگر به واسطه آلات و اجزایی که در بدن است و سکونت نیابم مگر به واسطه تسکین آنها، پس جرم من کدام است و جنایت من چیست ؟ خدایا! عذاب را حواله جسد قرار ده و مرا رهایی بخش .

از این حدیث به دست می آید که عذاب قبر، هم متوجه جسم است و هم متوجه روح ، مانند انسان خواب ، که خواب وحشتناک ببیند ناراحتی آن ، هم در جسم او اثر می گذارد و هم در روح او.

مثال انسان نابینا و زمین گیر

در رابطه با مجرم بودن جسم و جان و عذاب برزخی و این که اعمال از کدامیک از آن صادر شده است مثالیرا بیان می کنم که هر دو را مقصر و مجرم می داند.

مثل روح و جسم مثل شخص نابینا و انسان زمین گیر است که اعضاء و جوارح او از کار افتاده باشد. این دو نفر با هم دیگر رفاقت می کنند و به هم دیگر کمک می نمایند تا به باغی می رسند که انواع و اقسام میوه ها از درختان آن باغ آویزان شده است .

آنان با هم دیگر مشورت کرده چه حیله کنند تا از آن میوه ها چیده و بخورند. فکرشان به این جا منتهی شد که شخص کور به واسطه این که قدرت بر راه رفتن دارد، شخص زمین گیر مفلوج را بر دوش گرفته و به نزد درخت برساند و زمین گیر به واسطه دیدن درخت و میوه های آن ، میوه را از درخت چیده تا هر دو تناول کنند.

پس ملاحظه کنید که چگونه آن دو نفر، هر کدام به رفیق خود محتاج است . آیا انسان نابینا می تواند بگوید، ای زمین گیر مفلوج ! اگر تو نبودی من میوه ای از این باغ نمی خورم و آن زمین گیر بگوید، ای نابینا اگر تو نبودی من هم نمی توانستم از این باغ میوه بخورم ؟ (خیر هر دوی آنها مجرم هستند و هر کدام با کمک هم دیگر داخل باغ شده اند و از میوه ها استفاده کرده اند).

چنین است حال روح جسد! صادر شدن اعمال و افعال از آن دو هر کدام محتاج به دیگری است ، اگر روح نبود جسد مانند چوب خشک روی زمین افتاده بود و اگر قالب و بدن نبود عملیاز روح تنها صادر نمی شد. پس هر یک نسبت به عملی که انجام داده از جهتی عامل و فاعل می باشد.از این جهت خطاب و ثواب و عقاب هم برای جسم است و هم برای روح این طور نیست که منحصر به یکی باشد بدون دیگری .با این مثال می توان معاد جسمانی را هم ، ثابت کرد و این داستان رد بر کسانی است که می گویند معاد، روحانی است نه جسمانی .

چیزهایی که باعث عذاب قبر می شود

در این جا لازم است بدانیم چیزهایی که باعث عذاب قبر می شود چیست و چیزهایی که عذاب قبر را زیاد می کند کدام است ؟

نماز بدون وضو

سخن چینی

غیبت

اجتناب نکردن از بول

دوری کردن از همسر

حق الناس

یک سال عذاب قبر

برای ((حق الناس )) در عالم برزخ انسان را زندانی می کنند و او را نگاه می دارند تا حق مردم پرداخته شود.

سلیمان دارایی را که یکی از زهاد و بندگان خاص خدا بود بعد از مرگش در خواب دیدند، احوالش را پرسیدند و گفتند: با تو چه کردند؟

در جواب گفت : یک سال است که در عالم برزخ مرا زندانی کرده اند (و عذاب می کنند). پرسیدند: برای چه ؟ گفت : روزی بار کاهی واردشهر می شد، من بدون آنکه از صاحب آن اجازه بگیرم پر کاهی برداشتم که با آن خلال کنم و زیر دندانم نمایم . برای این عمل ، یک سال است که مرا نگاه داشته اند و مورد عتاب قرار گرفته ام که چرا بدون رضایت صاحبش در مال مردم تصرف کرده ام .

عذاب برزخی تنها برای اموات نیست بلکه زنده ها هم ، گاهی عذاب برزخ را در همین دنیا مشاهده کرده اند و اثر درد و رنج آن تا آخر عمر در بدن آنها باقی مانده است .

لازم می دانم در این جا داستانی را در این باره نقل کنم شاید هشداری باشد برای کسانی که ((حق الناس )) را مانند شیر مادر می خورند و در صدد جبران آن نیستند.

8