وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com
بسللیم

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

آخرین نظرات

ماهیّت وجودی جن، و استعدادهای آن قسمت ا

چهارشنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۵، ۰۵:۴۸ ب.ظ

برگرفته از کتاب جن و شیطان علامه طباطبایی

جــن چیسـت؟

«قُـلْ اوُحِـیَ اِلَـیَّ اَنَّهُ اسْتَمَـعَ نَفَـرٌ مِنَ الْجِـنِّ فَقـالُوا اِنّا سَمِعْنـا قُرْاآنا عَجَبا!» (1 / جن)کلمـه «جِـن» به معنـای نـوعی از مخلوقات خداست که از حواس ما مستورند و قرآن‌کریم وجود چنین موجوداتی را تصدیق کرده، و درباره آن مطالبی به شرح زیر بیان کرده است: 
1 ـ این نوع از مخلــوقــات قبـل از نـوع بشـــر خلــق شــده‌انـد. 
2 ـ این نوع مخلوق از جنس آتش خلق شده‌اند هم چنــان که نــوع بشــر از جنس خاک خلق شده‌اند:«وَ الْجانَّ خَلَقْنـاهُ مِـنْ قَبْـلُ مِـنْ نـارِ السَّمُومِ ـ جانّ را ما قبلاً از آتشـــی سمــوم آفـریـده بـودیـم.» (27 / حجــر)
3 ـ این نوع مانند انسان زندگی و مرگ و قیامت دارند:«اُولئِـکَ الَّذیـنَ حَقَّ عَلَیْهِمُ الْقَوْلُ فی اُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ‌قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الاِْنْسِ ـ اینان کسانی اند که همان عذاب‌ها که امت‌هـای گـذشته جنّی انسـی را منقـرض کـرده بـود، برایشان حتمی شده.» (18 / احقاف)
4 ـ این نوع از جانداران مانند سایر جانداران نر و ماده ازدواج و توالد و تکاثر دارند: «وَ اَنَّهُ کانَ رِجالٌ مِنَ الاِْنْسِ یَعُوذوُنَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ ـ و این که مردانی از انس بودند که به مردانی از جن پناه می‌برند.» (6 / جن)
5 ـ ایـن نــوع، مـاننـد نوع بشر دارای شعور و اراده است، و علاوه بر این کارهــای سریع و اعمال شاقه را می‌توانند انجام دهند، که از نوع بشر ساخته نیست، هم چنان که در آیات مربــوط به قصص سلیمان علیه‌السلام ، و این که جن مسخر آن جناب بـودنـد، و نیـز در قصـه شهر سبــا آمـده است. 
6 ـ جن هم مانند انس، مؤمن و کافر دارند، بعضی صالح و بعضی دیگر فاسدند، و در ایــن بــاره آیــات زیــر را می‌خـوانیم: ـ «وَ مـا خَلَقْـتُ الْجِـنَّ وَ الاِْنْـسَ اِلاّ لِیَعْبُــدُونِ ـ من جــن و انس را خلق نکردم مگر برای این که مرا عبادت کنند.» (56 / ذاریات)
ـ «اِنّا سَمِعْنا قُرْآنـا عَجَبـا یَهْدی اِلَی الرُّشْـدِ فَـامَنّابِهِ ـ ما قرآنی عجیب شنیدیم، قرآنی کـــه بــه ســـوی رشــد هــدایـت مـی‌کنــد و بــدان ایمــان آوردیــم.» 
ـ «وَ اَنّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ مِنَّا الْقاسِطُونَ ـ و این ماییم که مسلمانان و دادگران از مایند.» (14 / جن)
ـ «وَ اَنّا مِنَّا الصّالِحُــونَ ـ و همیــن مــاییــم کــه صالحان و پائین‌تر از صالح از مایند.» (11 / جن)
ـ «قالُوا یا قَوْمَنا اِنّا سَمِعْنا کِتابا اُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسی مُصَدِّقا لِما بَیْنَ یَدَیْهِ یَهْدی اِلَی الْحَقِّ وَ اِلی طَریقٍ مُسْتَقیمٍ یـا قَــوْمَنـا اَجیبُـوا داعِـیَ اللّـهِ ـ گفتند ای قوم ما آگاه باشید که ما کتابی را شنیده‌ایم بعد از موسی نازل شده که کتاب‌های آسمانی قبل را تصدیق دارد، کتابی است که به سوی حق و به سوی طریق مستقیم هدایت می‌کند، ای قوم ما منادی خدا را اجابت کنید.» (30 و 31 / احقاف)و آیــات دیگــری که به ســایـر خصــوصیات جنیّان اشاره می‌کند. 

مــادّه اولیّــه آفـرینش جـن

«وَ الْجانَّ خَلَقْنــاهُ مِــنْ قَبْـلُ مِـنْ نـــارِ السَّمُــومِ.»(27 / حجر) ـ سوگند می‌خوریم که مــا خلقــت نــوع آدمی را از گلی خشکیده که قبلاً گلی روان و متغیــر و متعفـن بــود آغـاز کـردیـم، و نــوع «جِن» را از بــادی بسیــار داغ خلــق کــردیــم، کـــه از شـــدت داغـــی مشتعــل گشتــه و آتـش شــده بـــود. 
ظاهر مقابله‌ای که در میان جمله «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الاِْنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَأٍ مَسْنُونٍ،» و جمله «وَ الْجانَّ خَلَقْنـاهُ مِـنْ قَبْـلُ مِـنْ نـارِ السَّمُومِ،» (26 و 27 / حجر) برقرار شده، این است که همان طور که جمله اولی در صدد بیان اصل خلقت بشر است، جمله دومی هم در مقام بیان همین معنا باشد. پس نتیجه این می‌شود خلقت جانّ در آغاز از آتشی زهر آگین بوده است. اگر در آیه مورد بحث مبدأ خلقت جنّ را از نار سموم دانسته، با آیه سوره «اَلرَّحْمن» که آن را «مارجی از نار» نامیده و فرموده:«وَ خَلَقَ الْجانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ،» (15/رحمن) منافات ندارد، زیرا مارج از آتش شعله‌ای است که همراه دود باشد، پس دو آیه روی هم مبدأ خلقت جــن را بــاد سمــومی معــرفی می‌کند که مشتعل گشته و به صورت مـارجی از آتـش در آمـده اسـت. 

تکثیر نسل‌های بعدی و نحوه تناسل جن

«وَ الْجــــانَّ خَلَقْنــاهُ مِـــنْ قَبْـــلُ مِـــنْ نــــارِ السَّمُـــومِ.» (27 / حجــر) آیــا نسـل‌هـای بعــدی «جــانّ» هـم مـاننـد فــرد اوّلشــان از نار سموم بوده به خلاف آدمی که فرد اوّلش از صلصال و افــراد بعــدش از نطفــه او، و یــا جن هم مانند بشــر اســت، از کــلام خـدای سبحـان نمی‌تـوان استفـاده کـرد، زیـرا کـلام خـدا از بیــان ایـن جهــت خــالــی اســت. 
تنهــا چیــزی کــه در آن به چشم می‌خورد و می‌توان از آن استشمام پاسخی از این سئـوال نمـود، این است که یـک جـا برای شیطان ذریه سراغ داده و فرموده: «اَفَتَتَّخِذُونَــهُ وَ ذُرِّیَّتَــهُ اَوْلِیــاءَ مِنْ دُونی ـ آیا به جای من، شیطان و ذریّه او را اولیای خود می‌گیـریـد؟» (50/کهف) و جای دیگر هم نسبت به مرگ و میر به آن‌ها داده و فرموده: «قَدْ خَلَــتْ مِـنْ قَبْلِهِــمْ مِنَ الْجِــنِّ وَ الاِْنْــسِ ـ قبل از ایشان اقوامی از جن و انس بودنــد که از بیـن رفتند.» (25/فصلت)
از این دو نشانه می‌توان فهمید که تناسل در میانه اجنه نیز جاری است، زیرا معهود تکثیر نسل‌های بعدی و نحوه تناسل جنس و مألوف از هر جانداری که ذریّه و مرگ و میر دارد، این است که تناسل هم داشته باشد، چیزی که هست این سئوال بدون جواب می‌ماند که آیا تناسل جن هم مانند انس و سایر جانداران اسـت و یا به وسیله دیگری؟ 

ارتباط جن با شیطان ـ جانّ و ابلیس

«وَ الْجــانَّ خَلَقْنــــاهُ مِـــنْ قَبْــــلُ مِـــنْ نـــارِ السَّمُــومِ.» (27 / حجــر)سیاق آیه مورد بحث خالی از دلالت بر این معنا نیست که ابلیس جن بوده، و گرنه جمله «وَ الْجانَّ خَلَقْنـاهُ مِـنْ قَبْـلُ...،» لغو می‌شد، در جای دیگر هم از کلام خود فرمود که ابلیس از جن بود، و آن آیه «کانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ اَمْرِ رَبِّه ـ از جن بوده و به همین جهت از امر پروردگارش سر باز زده است.» (50 / کهف) چه از این آیه به خوبی بر می‌آید که جان (در آیه مورد بحث) همان جن بود، و یا یک نوع از انواع آن بوده، در غیر این دو آیه دیگر اسمی از جان برده نشده، و هر جا بحثی از موجود مقابل انسان اسمی رفته به عنوان جن بوده، حتی در مواردی که عمومیّت کلام، ابلیس و هم جنسان او را هم می‌گرفته، مانند جمله «شَیاطینَ الاِْنْسِ وَ الْجِنِّ،» (112 / انعام) و آیه «حَقَّ عَلَیْهِمُ الْقَوْلُ فی اُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ‌قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الاِْنْسِ ـ وعده عذاب خدا بر کفّار در امت‌های گذشته از جن و انس عملی شد.» (25 / فصلت) و آیه «سَنَفْرُغُ لَکُمْ اَیُّهَ الثَّقَلانِ: به زودی به کار شما می‌پردازیم ای جن و انس!» (31 / رحمن) و آیه «یا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الاِْنْسِ اِنِ اسْتَطَعْتُمْ اَنْ تَنْفُذوُا مِنْ‌اَقْطارِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ فَانْفُذوُا ـ ای گروه جن و انس اگر می‌توانید که به اطــراف و نــواحــی زمیــن و آسمان‌ها نفوذ کنیـد بکنیـد!» (33 / رحمـــن) بـه لفـــظ «جـن» تعبیــر شــده است. 
و ظاهر این آیات با در نظر گرفتن این که میان انسان و جانّ در یکی، و انسان و جن در دیگری، مقابله افتاده، این است که جن و جانّ هر دو یکی باشد تنها تعبیر دوتاست.

هم طـایفه بودن جن و ابلیس

«...کانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ اَمْرِ رَبِّه... .» (50 / کهف)در این جمله برای بار دوم ماجرای میان خدا و ابلیس را یاد آوری می‌کند، آن زمان که به ملائکه دستور داد تا بر آدم، سجده کنند، همه سجده کردند مگر ابلیس که از جن بــود و به همیـن جهت از امر پروردگارش تمـرّد کرد. از کلام خدای تعالی استفاده می‌شود که ابلیس از طایفه جن بوده، و دارای فرزندانی و قبیلــــه‌ای اســت، چــــون در قــرآن مـی‌خـوانیـم: 
ـ «کــانَ مِـنَ الْجِـنِّ فَفَسَقَ عَنْ اَمْــرِ رَبِّــه ـ او از جن بود و در آخر از امر پروردگارش سرپیچی کرد.» (50 / کهف)
ـ «اَفَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّیَّتَهُ اَوْلِیاءَ مِنْ دُونی ـ آیا ابلیس و ذریّه او را به جای من اولیای خود قرار میدهید.
ـ «اِنَّــهُ یَـریکُـمْ هُـوَ وَ قَبیلُـهُ مِـنْ حَیْـثُ لاتَــرَوْنَهُمْ ـ او و قبیله‌اش از جائی که شما ایشـان را نبینیـد می‌بینند.»(1)

تفــاوت مــادّه اوّل جــن و انسـان

«خَلَقَ الاِْنْسـانَ مِنْ صَلْصـالٍ کَالْفَخّـارِ وَ خَلَـقَ الْجانَّ مِـنْ مـارِجٍ مِـنْ نارٍ.»کلمه «صَلْصال» به معنای گل خشکیده‌ای است که وقتی زیر پا می‌شود صدا می‌کند، و کلمه «فخّار» به معنای سفال است. و مراد از انسان در این جا نوع آدمی است، و منظور از خلقت انسان از صلصال چون سفال این است که خلقت بشر بالاخره منتهی به چنیـن چیزی می‌شود. بعضی گفته‌اند مراد از انسان در آیه فوق شخص آدم علیه‌السلام است.«وَ خَلَقَ الْجانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ!» کلمه «مارِج» به معنای زبانه خالص و بدون دود از آتش است. بعضی گفته‌اند: به معنای زبانه آمیخته با سیاهی است، و مراد از «جانّ» نیز مانند انسان نوع جن است، و اگر جن را مخلوق از آتش دانسته به اعتبار این است که خلقت جن منتهی به آتش است، و بعضی گفته‌اند: مــراد از کلمــه «جانّ» پــدر جن است، همان طور که گفته‌اند مراد از انس پدر انسان‌ها آدم علیه‌السلام است. 
خلقت جانّ اولیّه در مقابل انسان اولیّه

«وَ لَقَــدْ خَلَقْنَــا الاِْنْســانَ مِــنْ صَلْصــالٍ مِـنْ حَمَــأٍ مَسْنُــونٍ وَ الْجانَّ خَلَقْنــــاهُ مِـنْ قَبْــــلُ مِــــنْ نـــارِ السَّمُــــومِ.» (26 و 27 / حجـــــــــر)
اصـــل کلمــه «جــن» بــه معنــای پــوشــانــدن است و همیـن معنا در همه مشتقــات کلمــه جــریــــان دارد. «جن» طایفه‌ای از موجوداتند که بالطبع از حواس ما پنهانند، و مانند ما شعور و اراده دارند. در قرآن کریم بسیار اسم «جن» برده شده، و کارهای عجیب و غریب و حرکات سریع از قبیل کارهائی که در داستان‌های سلیمان علیه‌السلام انجام دادند به ایشان نسبت داده، و نیز مــاننــد مـا مکلّـف به تکــالیفنــد، و چــون مــا، زنــدگـی و مــرگ و حشــر دارنــد. و همــه ایــن‌ها از بسیــاری از آیـات متفرق قرآنی استفاده می‌شود. و امّا «جانّ» و این که جان هم همان جن است و یا به گفته «ابن عباس» پدر جن است، همان طور که آدم پدر بشر است، و یا به گفته «حسن» همان ابلیس است، و یا به گفته «راغب» نسل جنی ابلیس، و یا نوع مخصوصی از جن است ؛ اقوال مختلفی است که بیشترش بی دلیل است. آن چه که تدبّر در آیات قرآن کریم دست می‌دهد این است که در دو آیه مورد بحث خلقت جانّ اولیّه در مقابل انسان اولیّه «جانّ» را مقابل «انس» گرفته و آن دو را دو نوع گرفته، و همین دو نوع گرفتن آن دو دلیل و یا حــداقل اشاره دارد بر این که یک نوع ارتباطی در خلقت آن دو هست، و نظیر دو آیه مــورد بحــث آیــه «خَلَــقَ الاِْنْســانَ مِـنْ صَلْصـالٍ کَالْفَخّـارِ وَ خَلَـقَ الْجانَّ مِـنْ مارِجٍ مِــنْ نــارٍ ـ انســان را آفــریــد از گــل خشکیــده چــون سفال و جن را از آتشی زبانه دار» (14 و 15 / رحمن) است. 

بـرتـری انسـان بــر جــن

«وَ فَضَّلْناهُمْ عَلی کَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضیلاً!» (70 / اسراء)معنای آیه این می‌شود که ما بنی آدم را بر بسیاری مخلوقاتمان که حیوان و جن بـوده بـاشنـد برتری دادیم. 
«تکریم» انسان به دادن «عقل» است که به هیچ موجودی دیگر داده نشده، و انسان به وسیله آن خیر را از شرّ و نافع را از مضر و نیک را از بد تمیز می‌دهد. موهبت‌های دیگــری از قبیــل تسلّــط بر سـایـر موجودات و استخدام آن‌ها برای رسیدن به هـدف‌هـا از قبیـل نطـق و خـط و امثال آن نیز بر عقل متفرع می‌شود. تفضیل انسان بر سایر موجودات به این است که آن چه را که به آن‌ها داده از هر یک سهــم بیشتــری بـه انسـان داده است. این آیه متعرض برتری از حیث وجود مادی است. انسان به حسب وجود مادّی‌اش از حیـــوان و جـــن بــرتــری دارد. 

مفهوم وسواس خنّاس و شیاطین جن و انس

«... مِنْ شَـرِّ الْوَسْـواسِ الْخَنّاسِ اَلَّذی یُوَسْوِسُ فیصُدوُرِ النّاسِ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النّــاسِ!» (4 تا 6 / ناس)
کلمه «وَسْواس» به معنای حدیث نفس است، به نحوی که گوئی صدائی آهسته است که به گوش می‌رسد. کلمه «خنّاس» به معنای اختفاء بعد از ظهور است. بعضی گفته‌اند: شیطان را از این جهت خنّاس خوانده که لایزال آدمی را وسوسه همی کند و به محضی کــه انســان به یــاد خــدا می‌افتــد پنهــان می‌شــود و عقــب مـی‌رود، باز همین که انســــان از یــاد خــدا غــافــل می‌شــود جلـو مـی‌آیــد و بـه وسـوسـه می‌پــردازد. 
«اَلَّذی یُوَسْوِسُ فیصُدوُرِ النّاسِ!» این جمله کلمه وسواس خنّاس را توصیف می‌کند. و مراد از صدور ناس محل وسوسه شیطان است، چون شعور و ادراک آدمی به حسب استعمال شایع به قلب آدمی نسبت داده می‌شــود که در قفســه سینه قرار دارد. «مِـنَ‌الْجِنَّـةِ وَ النّـاسِ.»این جمله بیان وسواس خنّاس است. و در آن به این معنا اشاره شده که بعضی از مردم کسی است که از شدت انحراف، خود شیطانی شده، و در زمره شیطان‌ها قرار گرفته است هم چنان که قرآن در جای دیگر نیز فرموده:«شَیاطینَ الاِْنْسِ وَ الْجِنِّ.»(112/انعام) 

  • العبدعلی اکبر

نظرات  (۱)

بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ:
با سلام و عرض تشکر از پیشنهاد و انتقاد سازنده حتما حقیر از این موضوع استقبال میکنم و انشاءالله در اینده نزیدک بیشتر مطالب ار کتابها تقدیم خوانندگان میگردد ضمن اینکه بعضی از مطالب واقعا تخصصی است و بنا بر درخواست عزیزان  عرضه میگردد و علت این که چند قسمت نشده محدودیت بنده در فضای خریداری شده بود که این موضوع الحمدالله حل شد  و من الله التوفیق