إِلَهِي عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ يَا مَوْلانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ یان چاپ -->
بسللیم

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

Image result for ‫ایت الله سیستانی‬‎ Image result for ‫ایت الله بهجت‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎
آخرین نظرات

لذت توبه و اهمیت اللهی آن

شنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۵، ۱۱:۵۱ ق.ظ

بر گرفته از کتاب در آغوش خدا 

با توجه به و ضعیت فعلی جهان امروز ما و شرایط ایجاد شده سعی در این است که به مقالات توبه و استغفار و تذکرات آن بیشتر توجه شود .

سلاح گناهکار

حضرت علی علیه السلام می فرماید :اسلحه وابزار گناهکار آمرزش خواستن استاوتوبه پذیر است ؛
امام زین العابدین علیه السلام می فرماید :

واز خدا آمرزش بخواهید وبه سوی او توبه کنید که او توبه پذیر است و بدیها را عفو می کند و آنچه انجام می دهید ، می داند

خدایا ! درکدام گوشه ای از جهنم این خبیث را جای می دهی ؟

غزالی در ((احیاء العلوم ))آورده است :
در اطراف بصره مردی از دنیا رفت هیچ کس بر جنازه او حاضر نشد ، برای آنکه او پیوسته مست شراب و غرق در جنایت بود ، همسرش وقتی که دید مردم جنازه او را بر نمی دارند به ناچار چند نفر باربر اجیر کرد وبه آنها پول داد که جنازه را بردارند ، وقتی که به ((مصلی ))بردند ، هیچ کس حاضر نشد که بر او نماز بخواند ، چاره ای جز این ندیدند که او را به صحرا ببرند وبدون نماز دفن کنند در آن نزدیکی کوهی بود که زاهدی در آنجا سکونت داشت وقتی که جنازه را دید ، از بلندی فرود آمد که بر جنازه نماز بخواند ، مردم با خبر شدند و در نماز شرکت کردند و به آن زاهد اقتدا کردند پس از نماز از زاهد پرسیدند ، عجب است که شما بر این جنازه نماز خواندید ! گفت : بلی دیشب در خواب می دیدم که به من می گویند از این کوه پایین برو ، در آنجا جنازه ای خواهی دید که کسی به همراهش نیست مگر زن او ، براو نماز بخوان زیرا او آمرزیده شده است .
تعجب مردم زیادتر شد زاهد از همسر وی پرسید و گفت از سیره و روش و اخلاق او در زندگی هر چه می دانی بگو همسرش گفت : او دائما در میخانه بود و همیشه در شب شراب می نوشید زاهد گفت از کارهای خیر او چیزی امی دانی ؟ همسرش گفت : بلی ، اوبا تمام پلیدیهایی که داشت ، سه کار خوب انجام می داد
1- نیمه های شب وقتی که از مستی به هوش می آمد ، در تاریکی و تنهایی قرار می گرفت ، گریه می کرد و می گفت : خدایا ! در کدام گوشه از زوایای جهنم می خواهی این خبیث (اشاره به خودش )را جای دهی ؟
2-وقتی که از مستی به هوش می آمد ، هنگام صبح لباس خود را عوض می کرد ، وضو می گرفت و به عنوان نماز جماعت به مسجد می رفت وسپس به میخانه برمی گشت .
3-هرگز خانه او خالی از یک یتیم یا دویتیم نبود . زاهد علت آمرزش او را دانست و به کوه برگشت .

چهار چیز را با چهار چیز بشویید

یکی از عرفا گفته :
چهار چیز را با چهار چیز را بشویید؛
1-صورتهای خودتان را با آبهای چشمهایتان (از خوف خدا)
2-زبانتان را با ذکر پروردگارتان
3-دلهایتان راباترس از خدا
4 -وگناهتان را با توبه و بازگشت به خدایتان
(و ذنوبکم بالتوبه الی مولاکم (32)

از خدا خواستم مرا رسوا نکند

وقتی که آیه تحریم شراب نازل شد ، منادی از طرف پیامبر صلی الله علیه و آله ندا داد : کسی نباید شراب بخورد ، گفته اند : روزی رسول اکرم صلی الله علیه و آله از کوچه ای می گذشتند ، اتفاقا یکی از مسلمان ها که شیشه شرابی در دست داشت وارد همان کوچه شد ، تا حضرت رسول را دید خیلی ترسید ، گفت الان است که آبرویم بریزد گفت : خدایا ، غلط کردم ، توبه کردم و دیگر لب به شراب نمی زنم ، فقط مرا جلوی حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله رسوا نکن وقتی که نزدیک حضرت شد ، حضرت رسول الله فرمودند :
در این شیشه چیست ؟
از ترس گفت : یا رسول الله سرکه است .
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : اگر سرکه است قدری در دست من بریز ، حضرت دست مبارک را پیش برد ، آن مرد هم شیشه را برگرداند ، یک وقت آن مرد متوجه شد که مقداری سرکه در دست حضرت ریخته شد . مرد به گریه در آمد و گفت : یا رسول الله قسم به خدا که در این شیشه شراب بود ولی چون توبه کردم واز خدا خواستم که مرا رسوا نکند ، خدا هم توبه مرا قبول کرده و دعایم را مستجاب فرمود . پیامبر اسلام فرمود : چنین است حال کسی که از گناهان خود توبه کند و خداوند تمام سیئات و بدی ها و زشتی های او را تبدیل به حسنه و خوبی فرماید
(اولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات )

اگر توبه کنی خداوند عالم غفار است

در بصره زنی بود به نام شعوانه که بی اندازه فاسق وفاجر بود . مجلس فسق وفجوری در آن شهر نبود که شعوانه در آن حاضر نباشد . روزی باجمعی از کنیزان خود در یکی از کوچه های بصره می گذشت تا به در خانه ای رسید که از آن صدای ناله و خروش بلند بود ، گفت : سبحان الله ! در این خانه عجب غوغایی است ! کنیزی رابه درون خانه فرستاد که از حقیقت ماجرای خانه خبری بیاورد . کنیز رفت و برنگشت ، کنیز دیگری فرستاد؛ آن هم رفت و بر نگشت و کنیز سوم را فرستاد و به او گفت : تو را می فرستم که زود خبری برای من بیاوری ، تو دیگر نروی مانند آنها برنگردی ، این کنیز رفت و زود برگشت و گفت : ای شعوانه خانم ! این صدا و غوغای مردگان نیست بلکه صدا و ناله زندگان است ، این فریاد بدکاران و گناهکاران است .
شعوانه این را که شنید گفت : آه ! بروم و ببینم که چه خبر است وبا من چه خواهد شد ، چون به داخل رفت دید ، واعظی بر بالای منبر نشسته و جمع زیادی از مردم هم اطراف منبر نشسته اند ، آن عالم واعظ آنها را موعظه و ارشاد می کند واز عذاب و عقاب و شداید عالم پس از مرگ مردم گنهکار را می ترساند و آنها را به رحمت واسعه پروردگار سوق می دهد و مستمعین در گریه و ناله و زاری می باشند و شعوانه موقعی رسید که واعظ تفسیر این آیه را برای آنها می گفت :

هنگامی که این آتش آنها را از دور می بیند ، صدای وحشتناک و خشم آلود او را که با نفس زدن شدید همراه است می شنوند ، و هنگامی که در مکان تنگ و محدودی از جهنم افکنده می شوند؛ در حالی که در غل و زنجیرند ، فریاد و غوغای آنها بلند می شود .
شعوانه چون این آیه را شنید چنان متاثر گشت که گفت : ای شیخ ! من یکی از رو سیاهان وگناهکارانم ، اگر توبه کنم ، آیا خداوند عالم ، توبه مرا قبول خواهد کرد یا خیر ؟
واعظ گفت : آری ، اگر توبه کنی خداوند عالم غفار ورحمان و ستار است ؛ البته که تورا می آمرزد اگر چه گناه تو مثل شعوانه آن زن بد کاره باشد .
شعوانه گفت : ای واعظ ! وای به حال من که من خود شعوانه هستم ، آمده ام اگر راهی ببینم ، توبه کنم و به درگاه آن خدای مهربان بازگردم ، اگر راهی به سوی او برای من باز باشد . سپس شعوانه توبه کرد و به پروردگار رحمان گرویدو بندگان و کنیزان خود را آزاد کرد و به صومعه رفت و مشغول عبادت پروردگار عالمیان شد ودایم به عبادت مشغول بود به طوری که بدنش گداخته و بی اندازه ضعیف گشت . روزی در بدن خود نگاه کرد و خود را ضعیف و نحیف دید گفت : آه ، آه ؛ در دنیا به این نحو گداخته شدم ، نمی دانم در آخرت حالم چگونه خواهد بود ؟ ندایی از عالم غیب به گوش او رسید که دل خوش دار و ملازم درگاه ما باش (35)
آری ، این اثر مجلس موعظه و مجلس پند واندرز است که گاهی چنان دل را زیر ورو می کند که به هیچ وسیله دیگر بر نمی گردد . متوجه خدا و معاد می شود و برای روز سیاه خود گریه می کند .
گاهی در حضور مردان الهی و مذاکره با آنان دل مرده زنده می شود و متنبه می گردد .

اقسام جمعیت از دیدگاه شیطان

روزی شیطان در مقابل حضرت یحیی علیه السلام آشکار شد و به وی عرض کرد ، می خواهم تورا عوض کنم .
حضرت یحیی فرمود : من به نصیحت تو تمایل ندارم ، ولی از وضع و طبقات مردم مرا اطلاعی بده . شیطان گفت : بنی آدم ازنظر ما به سه دسته تقسیم می شوند؛
1-عده ای که مانند شما معصومند ، چون از آنها ماءیوسیم از دستشان راحتیم ، می دانیم نیرنگ و حیله های ما در آنها اثرنمی گذارد .
2-دسته ای هم بر عکس در پیش ما شبیه توپی هستند که در دست بچه های شماست . به هر طرف بخواهیم آنها رامی بریم ، کاملا در اختیار ما هستند 3- طایفه سوم برای ما از هر دو دسته قبل رنج و ناراحتی بیشتری دارند . یکی از ایشان را در نظر می گیریم ، تلاش زیاد می کنیم تا او را فریب دهیم همین که فریب خورد و قدمی به میل ما برداشت ، یک مرتبه متدکر می شود واز کرده خود پشیمان می گردد . روی به توبه و استغفار می آورد ، هرچه رنج برای او کشیده ایم از بین می برد . باز برای مرتبه دوم درصدد اغوا و گمراهیش بر می آییم ، این بار نیز پس از آن که او را به گناه می کشیم ، فورا متوجه شده ، توبه می کند .
نه از او ماءیوسیم و نه می توانیم مراد خود را از چنین شخصی بگیریم . پیوسته برای فریب این دسته در زحمت و رنجیم . 
مؤ من بسیار توبه می کند

حضرت علی علیه السلام می فرماید :
توبوا الی الله عز وجل وادخلوا فی جنته فان درالله یحب التوابین ویحب المتطهرین والمؤ من تواب (37)
به سوی خدا توبه کنید و در بهشت او داخل شوید ، زیرا خداوند توبه کنندگان و پاکیزگان را دوست دارد و مؤ من بسیار توبه می کند .

دریای رحمت

تا زمانی که انسان زنده است ، برای توبه فرصت دارد و پوزش وی پذیرفته می شود ، قرآن در بیش از 96مورد به غفور وغفار بودن خداوند اشاره می کند ، فردی که از معصیت دست بکشد و به طرف خداوند برگردد ، خداوند او را می پذیرد .

و انسان باید به رحمت الهی امید داشته باشد .واز رحمت خدا ماءیوس نشوید که جز قوم کافر از رحمت خدا ماءیوس نمی شوند

توبه در آخرین لحظه

پیامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله در آخرین خطبه خود می فرماید :

هر کس یک سال پیش از مردنش توبه کند خداوند توبه اش را قبول فرماید . بعد فرمود : یک سال زیاد است ، هر کس یک ماه قبل از مرگش توبه کند ، خداوند قبول فرماید . وبعد فرمود : یک ماه زیاد است ، اگر یک روز پیش از مرگش توبه کند ، توبه اش را خدا می پذیرد . سپس فرمود : یک روز نیز زیاد است ؛ اگر یک ساعت قبل از مردنش توبه کند ، خداوند توبه اش را قبول می فرماید . و فرمود : یک ساعت نیز زیاد است ، و با دست به حلق مبارک اشاره کرد و فرمود : هر کس نفسش به حلقش برسد ، به سوی خداوند توبه کند ، خداوند به رحمت خود توبه اش را قبول فرماید .

از رحمت خداوند نومید نشوید

در هنگام مردن ، روح انسان از سر انگشتان پای او شروع به بالا آمدن می کند تا زمانی که جان به سینه می رسد و فرد می تواند در این لحظه توبه کند ، وصیت ها را بگوید ، حقوقی که از دیگران و خداوند بر عهده اوست ، ادا کند ، این خود شاهد دریای بی انتهای رحمت الهی می باشد . در سوره مبارکه زمر ، آیه شریفه 53 خداوند راه بازگشت به سوی خود را با امیدواری به روی همه گناهکاران می گشاید :
قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لاتقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم
بگو ای بندگان من که بر خود اسراف کرده اید ، از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد ، و او آمرزنده و مهربان است .
معاذ بن جبل با چشمی گریان بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شد و عرض کرد : السلام علیک یا رسول الله
آن حضرت جواب او را داد و سپس فرمودند : ای معاذ ، چرا گریان هستی ؟
معاذ گفت : یا رسول الله ، سبب گریه من این است که در بیرون خانه شما جوان زیبای خوش اندامی رادیدم که مانند زن داغ دیده گریه می کرد ومی خواست خدمت شما شرفیاب گردد ، آیا اجازه می دهید ؟
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند : آری ! معاذ رفت وجوان را خدمت رسول خدا آورد ، او سلام کرد و حضرت به او جواب دادند و فرمودند : ای جوان ، چرا اینگونه گریه می کنی ؟ جوان گفت : چرا گریه نکنم و حال آنکه گناهانی از من سرزده که اگر خداوند مرا به پاره ای از آنها مؤ اخذه نماید ، مرا به جهنم می افکند و گمان می کنم که مرا مؤ اخذه خواهد کرد و مرا نخواهد آمرزید . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند : ای جوان ، مگر به خدا شرک ورزیده ای ؟ جوان گفت : پناه می برم به خدا از شرک ؛ من هرگز برای او شریک قائل نیستم . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند : آیا قتل مرتکب شده ای و کسی را به ناحق کشته ای ؟ جوان گفت : گناه من از کوهها بزرگتر است .
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : خداوند گناهان تو را می آمرزد اگر چه به وسعت زمین های هفت گانه و دریاها و ریگها و درختها و کلیه خلایق باشد . جوان گفت : گناهان من از همه اینها که فرمودید بزرگتر است .
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : گناهان تو رامی آمرزد هرچند که مثل آسمانها و ستارگان و مثل عرش و کرسی باشد .
جوان گفته : یا رسول الله گناهان من از اینها نیز بزرگتر است . اینجا رسول خدا صلی الله علیه و آله ناراحت شد به او نگاهی کرد و گفت : وای بر تو ای جوان ، آیا گناهان تو بزرگتر است یا پروردگار تو ؟
جوان با صورت به زمین افتاد در حالی که می گفت : سبحان الله ربی ، هیچ چیز بزرگتر از پروردگار من نیست و گفت : یا رسول الله ، خدای من از هر بزرگی ، بزرگتراست .
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند : گناه بزرگ را آیا غیر از خدای بزرگ می آمرزد ؟ جوان گفت : نه به خدا قسم یا رسول الله . در این هنگام جوان ساکت شد . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : وای برتو ای جوان ، آیا مرا از گناهت آگاه نمی سازی ؟
جوان گفت : البته یا رسول الله خبر می دهم .
ماجرای گناه من از این قرار است که من هفت سال نبش قبر می کردم ، مردگان را بیرون می آوردم و کفن آنها را می دزدیدم تا اینکه دختری از انصار مرد . او را به قبرستان بردند و دفن کردند و به خانه خود بازگشتند . چون شب فرا رسید آمدم و قبر را شکافتم و جسد را بیرون آوردم و کفنش را برداشتم و بدنش را کنار قبر انداخته برگشتم . شیطان به سراغم آمد و آن دختر را در نظرم جلوه داد که آیا شکم و سینه او را نمی بینی آیا بر آمدگی پشت او را نمی بینی ؟
پیوسته مرا وسوسه می کرد تا برگشتم . و نتوانستم خودداری نمایم با او اجماع کردم و رهایش نموده و برگشتم .
آوازی به گوش من رسید که ای جوان وای بر تو از مجازات روز قیامت ! روزی که من و تو را نگه می دارند . وای بر تو که مرا برهنه و عریان گذاشتی در میان مردگان ، کفن مرا دزدیدی و به من تجاوز کردی و مرا به حالت جنابت گذاشتی ، وای بر تو از آتش جهنم ! یا رسول الله ، با این حال فکر نمی کنم ، هرگز بوی بهشت به مشام من برسد ، پس چه فکر می کنی برای من ؟
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : دور شو ای فاسق ! می ترسم من هم به آتش تو بسوزم ، چقدر به آتش نزدیکی ، پیوسته این را می گفت و به او اشاره می کرد تا دور شود . آن مرد به مدینه آمد و مقداری زاد و توشه برداشت و به یکی از کوهها رفت و لباس پشمینه درشتی در بر کرد و به عبادت پرداخت . دستهای خود را غل کرد و به گردن انداخت . صدا بر آورد : خدایا ، این بنده گناهکار تو بهلول است که در مقابل تو خود را به زنجیر کشیده است . بار خدایا ! تو خوب مرا می شناسی و می دانی آنچه را که از من سرزده است . بار خدایا ! من از توبه کنندگان شده ام و به در خانه پیامبرت رفتم ، مرا طرد نمود وترس مرا زیاد کرد . بار خدایا ! به اسم و جلال و بزرگی سلطانت از تو می خواهم مرا از رحمت خود نومید نکنی ، همواره این را چهل شبانه روز می گفت ، درندگان و وحوش برای او گریه می کردند . پس از چهل شبانه روز ، دو دست خود را بلند کرد و گفت : بار خدایا ، اگر دعای مرا مستجاب کرده ای و گناه مرا بخشیده ای به پیامبرت وحی کن و اگر مستجاب نکرده ای و مرا نبخشیده ای و اراده کرده ای عذابم کنی ، پس تعجیل فرما و به آتش مرا بسوزان یا عقوبتی در دنیا مهیا کن که مرا به هلاکت برساند ومرا از رسوایی روز قیامت خلاص گرداند . خداوند آیه ای را نازل کرد ، چون این آیه بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد ، پیامبر بیرون تشریف بردند و در حالی که آیه را تلاوت می کردند و تبسم می نمودند؛ به اصحاب فرمودند : چه کسی مرا بر آن جوان که توبه کرد راهنمایی می کند ؟
معاذ گفت : یا رسول الله شنیده ام که در فلان مکان است . پیامبر با اصحاب خود حرکت کردند تا به آن کوه رسیدند و برای جستجوی جوان بالا رفتند تا او را پیدا کردند در حالی که بین دو صخره سخت دستهایش به گردن غل شده و صورتش سیاه گردیده و مژگان چشمانش در اثر گریه ریخته بود ، در آن حال می گفت ای سید من ، مرا نیکو خلق کردی و صورتم را زیبا آفریدی ، پس ای کاش می دانستم با من چطور رفتار خواهی کرد ؟
آیا در آتش مرا می سوزانی یا در جوار خودت مرا ساکن می کنی ؟
بار خدایا ! همانا تو به من احسان کردی و نعمت دادی پس ای کاش می دانستم آخر کار من به کجا می کشد ، مرا به بهشت می بری یا به سوی جهنم ؟ بار خدایا ! همانا گناه و خطای من از آسمانها و زمین واز کرسی با وسعت و عرش با عظمت تو بزرگتر است ، پس ای کاش ! می دانستم مرامی آمرزی یا مرا به گناهم در روز قیامت رسوا می کنی ؟
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله نزدیک جوان آمد دستهایش را باز کرد و خاک از سر و صورتش زدود و فرمود : ای بهلول مژده باد تو را که از آتش خدایی آزاد شده ای سپس به اصحاب خود فرمود : این چنین تدارک کنید گناهان را ، همانگونه که بهلول آنها را تدارک نمود و آیه قل یا عبادی الذین اسرفوا . . . را تلاوت نمود و او را به بهشت بشارت داد (43)

مبادا مؤ منان را از رحمت خداوند دور سازید

محمد بن مسلم گوید : امام محمد باقر علیه السلام فرمودند : یا محمد بن مسلم ،

گناهان مؤ من که از آن توبه کند ، برای او آمرزیده است و باید پس از توبه و استغفار کار نیک کند ، به خدا قسم این فضیلت نیست مگر برای اهل ایمان ، محمدبن مسلم عرض کرد : پس اگر بعد از توبه و استغفار ، باز گناه کند و دوباره توبه کند ؟
امام علیه السلام فرمود : ای محمدبن مسلم ، آیا باور داری که بنده مومن از گناه خود پشیمان شود واز آن آمرزش خواهد و توبه کند و خداوند توبه اش را نپذیرد ؟
محمدبن مسلم گفت : اگر چند بار این کار را کرده ، گناه کند پس توبه کند واز خداوند آمرزش خواهد ؟
امام علیه السلام فرمود : هر آنگاه که مومن به استغفار و توبه بازگردد ، خداوند نیز به آمرزش او برمی گردد و گناهانش را بیامرزد و به درستی که خداوند آمرزنده و مهربان است ، توبه را می پذیرد و از کردارهای بد در می گذرد ، مبادا تو مومنان را از رحمت خدا دور سازی
بازا ، بازا ، هر آنچه هستی باز آی
گر کافر و گبر و بت پرستی ، باز آی
این درگه ما درگه نومیدی نیست
صد بار اگر توبه شکستی ، باز آی

لطف خدا به گنهکار توبه کار

جوانی گناه کرد ، ولی با کمال پشیمانی و شرمندگی به حضور پیامبر آمد و گفت : ای رسول خدا ، برای من دعا کن تا خدا گناهانم را ببخشد . رسول خدا صلی الله علیه و آله دعا کرد و به او مژده عفو و مغفرت داد . این موضوع یکبار دیگر تکرار شد ، باز پیامبر صلی الله علیه و آله برای او دعا کرد و مژده عفو و مغفرت الهی را به او داد . جوان رفت ولی برای بار چهارم گناه کرد . باز پشیمان شده وبا کمال شرمندگی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و تقاضای دعاکرد . این بار پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود : سه بار آمدی و من برای تو طلب مغفرت کردم ولی باز توبه ات را شکستی ، من دیگر از خدا شرم می کنم که برای تو طلب آمرزش کنم . جوان نامید شده و سر به بیابان نهاد و صورت اشک آلودش را روی خاک گذاشت واز درگاه خدا طلب آمرزش نمود . جبرئیل از جانب خدا نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد : ای رسول خدا ، خداوند سلام می رساند و می فرماید : آیا بندگان گنهکار من ، معصیت مرا می کنند یا معصیت تو را ؟ پیامبر صلی الله علیه و آله : معصیت تو را ،
جبرئیل : خدا می فرماید : آیا بندگان را تو می آمرزی یا من ؟
پیامبر صلی الله علیه و آله عرض کرد تو می آمرزی .
جبرئیل : خدا می فرماید ، پس چرا دل بنده ام را شکستی و برای او طلب آمرزش نکردی ؟ برو به فلان مکان ، سر او را از روی خاک بردار و او را به آمرزش من بشارت بده . رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد او رفت و مژده عفو الهی را به او داد . 
  • العبدعلی اکبر