إِلَهِي عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ يَا مَوْلانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ یان چاپ -->
بسللیم

وبلاگ معرفت الله

لطفا به سایت اصلی ما مراجعه فرمایید www.marefatallah.com

وبلاگ معرفت الله

مراجعه کنندگان محترم شما می توانید به سایت ما به آدرس www.marefatallah.com مراجعه فرمایید ضمنا انشاءالله تا یکماه اینده سایت فوق با 1300 موضوع تکمیل خواهد شد.
آنچه ما را به سر منزل منظور که همانا رسیدن به معرفت الله است می رساند
بی دلی در همه احوال خدا با او بود اونمی دید و زدور خدایا میکرد
گوهری که از کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
آدرس ایمیل :alimohammadzadeh1344@yahoo.com
موضاعات این وبلاگ غبارتند از عرفان و اخلاق ، گناه و توبه ، خدا سنجیده ، شیطان و شیطان پرستی ، تشرفات به محضر امام الزمان عج ، آخرالزمان ، لقمه های حلال ،چشم برزخی ، طی الارض ، قبل از ظهور ،ظاهر ، دنیا بعد از ظهور ،صالحان ، ابدال ، اوتاد ، قطب ، مراقبه ،خودپرستی ، هوای نفس ،شهوت پرستی ،تزکیه نفس ، تقوا ،اولیای خدا ،اذکار اللهی ،انجلیستها، انجیل، تورات، زندگی پیامبران،مکاشفه........

Image result for ‫ایت الله سیستانی‬‎ Image result for ‫ایت الله بهجت‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫علامه قاضی‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎ Image result for ‫مرحوم هاشم حداد‬‎
آخرین نظرات
  • ۵ آبان ۹۷، ۱۸:۳۶ - زینب
    عالی

ناظرین

چهارشنبه, ۹ دی ۱۳۹۴، ۰۲:۰۶ ب.ظ

1- اشاراتی به معانی

ناظرین: نگرندگان، بینندگان.  مَنظَر: نمایش، تماشا، صورت ظاهر.     مَنظره: جای نگریستن، جای دیده بان، گروهی که به سوی چیزی نگرنده باشند، تماشاگران.

 

2- اشاراتی از قرآن

1- وجوه یومئذٍ ناضره الی ربها ناظره: (در آن روز) صورتهایی شاداب و مسرور است و به پروردگارش می­ نگرد. (قیامه: 23-22)

2- انظرونا نقتبس من نورکم: (مردان و زنان منافق به مؤمنان می­گویند) نظری به ما بیفکنید تا از نور شما شعله ای برگیریم. ( حدید: 13)

3- لماجاءموسیلمیقاتناوکلمهربهقالربارنیانظرالیک: هنگامیکهموسیبهمیعادگاهماآمدو پروردگارشبااوسخنگفت،عرض کرد،پروردگاراخودترا بهمننشانبدهتا برتو بنگرم.(اعراف: 143)

4- و لا ینظر الیهم یوم القیامه: خداوند به آنان روز قیامت نمی­نگرد. ( آل عمران: 77)

5- اولم ینظروا فی ملکوت السموات و الارض: آیا آنها در حکومت و نظام آسمانها و زمین ( از روی دقت و عبرت ) نظر نیفکندند؟ (اعراف: 185)

6- ان الابرار لفی نعیم علی الارائک ینظرون: مسلماً نیکان در انواع نعمت، متنعمند بر تختهای بهشتی تکیه کرده ( ناظر دل انگیز) بهشت را تماشا می­کنند. ( مطففین: 23-22)

7- فانظر الی اثار رحمت الله کیف یحی الارض بعد موتها: پس به آثار رحمت الهی بنگر که چگونه زمین را بعد از مردنش زنده می­کند. ( روم: 50)

3- اشاراتی به احادیث

1- علی (ع): « نگاه کننده دلِ عاقل، به نگاهش می­بیند رشد خود را، و می­شناسد مرتبه پست خود را و مرتبه بالای خود را» ( غررالحکم: ح 9986 )

2- علی (ع): « نصیحت کننده تو، مشفق است بر تو، نظر کننده است در عاقبت های تو.» ( غررالحکم: ح 9839)

3- پیامبر (ص): « اما دستآوردهای حیا؛ نرم خویی، مهربانی، خدا را ناظر دیدن در نهان و عیان» ( تحف العقول ص 31)

4- پیامبر(ص):« نشانه شخص خاشع چهار چیز است: ناظر دانستن خدا در نهان و عیان، انجام کارهای نیک، اندیشه حسابرسی در روز قیامت و مناجات با خدا» ( تحف العقول ص 37)

5- پیامبر (ص):« ای قیس! برای هر چیزی در نظام آفرینش حسابرسی است و بر هر چیزی ناظر و مراقبی » ( روایات تربیتی 2 /337)

6- علی (ع):« خدا، دانا و بینا، ناظر به تمام رفتار و گفتار ستمکاران است.» ( نهج البلاغه خطبه 96)

7- علی (ع):« انسان نگرنده به قلب، کار خویش را از آنجا آغاز می­کند که بداند عمل او به سود وی است یا به زیان وی» ( الحیاه 1 /200 )

8- پیامبر(ص):« یا علی! برادران تو در سه موضع شادمانند، هنگام جان دادن، درحالی که من و تو ناظر آنانیم، موقع سؤال و جواب گور و عرض اعمال، وقت گذشتن از پل صراط» ( فضائل الشیعه ص 16)

9- امام صادق (ع):« چگونه غائب باشد خدایی که با خلق خود شاهد و ناظر و از رگ گردن به ایشان نزدیک تر است، سخنان را می­شنود و اشخاصشان را می­بیند.» ( من لا یحضره الفقیه 3 /106 )

4- نکته ها

*منظور از مقام ناظرین نگاه زن و مرد نامحرم به یکدیگر نیست، بلکه نگاه خالق به مخلوق و نگریستن مخلوق به خالق، و نگاه طریقتی در بسیاری از مسائل معرفتی و سلوکی است.

*ما معتقدیم که حق تعالی، همه جا حاضر و ناظر و مراقب اعمال بندگان است، اگر برای سالک این مسئله به شهود برسد، می­یابد که او منظر ناظر بزرگ است و به عبارتی خدا و ملائکه و اولیاء الهی او را دائم نگاه می­کنند.

*وقتی می­گوییم: ذکری را سرّی بگویند، یعنی ذاکر، ذکر را در قلب خود ناظر و متوجه به ذکر باشد، که حق تعالی مذکور است و مذکور، ذاکر را دیده ، ذاکر خود را در منظرگاه او می­بیند.

*امام صادق (ع) به اسحاق بن عمار فرمود: « ای اسحاق چنان از خدا بترس مثل اینکه او را می­بینی، زیرا اگر تو او را نمی­بینی، او تو را می­بیند، و اگر گمان کنی که او تو را نمی­بیند، کافر شده ای و اگر می­دانی که تو را می­بیند و در مقابلش معصیت می­کنی، او را ناظر بی اهمیتی انگاشته ای.» ( اخلاق شبّرص 389)

*انسان مقابل یک بچه ممیز که خوب و بد را تشخیص می­دهد، کشف عورت نمی­کند، اگر ایمان داشته باشد که تمام عوالم محضر حق است و او همه جا ناظر و حاضر می­باشد، چطور مرتکب کشف عورات شده، در حالی که نسبت به بچه ای حیا می­کند؟

*پیامبر(ص) به ابی ذر غفاری فرمود: « خدای را چنان عبادت کن مثل آنکه گویی تو او را می­بینی و اگر نمی­توانی او را ببینی او را طوری عبادت کن، که بدانی او تو را می­بیند. » ( رساله لب الالباب ص 125)

*امیرالمؤمنین (ع) فرمود: « خودت به حساب خود برس، زیرا دیگران، خود حساب رسی غیر از تو دارند و تو نباید همواره ناظر کارهای دیگران باشی. ( بحار- ایمان و کفر 1 /499)

*پس مراقب اعمال و ناظر کارهای خود بودن، برای تربیت نفس و رسیدن به محاسبه بهتر است . اگر انسان دید، کسی بیشتر از او مراقبت دارد و نفس کُشی می­کند و به خیرات سرعت می­بخشد، پس باید او نفس خود را بر مراقبت بیشتر و مجاهدت با آن قرار بدهد، « و آن را مانند اسبی که برای مسابقه تربیت می­کنی تربیت نما و همواره ناظر آن باش که صدمه ای به آن نرسد» ( بحار کتاب ایمان و کفر 1 /585)

*در مورد کلمه نظر (نگاه کردن ) معانی دیگری از آیات استفاده می­شود، مانند نگاه کردن با تدبر و تأمل که شخص دقت می­کند برای فردایش (برزخ و قیامت) چه از پیش فرستاده است، یا نگاه به خلقت شتر کند، نگاه به آسمان و زمین نماید؛ گاهی هم ناظر، دیدنش، عادی و بدون بهره وری می­باشد.

اما نگریستن عرفانی آن از مزایای والائی برخوردار است.

دیده ای خواهم که باشد شَه شِناس *** تا ببیند شاه را در هر لباس

*سالک باید حق تعالی را به شهود، حاضر و محیط و ناظر بداند، نه برای خود بلکه برای همه مصنوعات و مخلوقات.

ای که چون روح به تن نزدیکی *** چون رگ جان به بدن نزدیکی

ناظر حال تو باشد شب و روز *** تو هم از ناظری اش دیده فروز

ناظرِ ناظریِ او می­ باش *** حاضرِ حاضریِ او می­ باش

اگر کسی چشم برزخی اش باز نشده، باید معتقد باشد که حق تعالی محیط بر ظاهر و باطن است و ناظر بر کردار و اعمال اوست، چون دیگران به شهود یافتند و ادراک کرده اند. غافل بودن حجاب می­شود، از طرف ما، نه از طرف بالا، چرا که بالائی ها احاطه بر همه چیز دارند.

*نقل شده که امیرالمؤمنین (ع) هرگاه قصد قضای حاجت می­نمود بر در مستراح می­ ایستاد، سپس از جانب راست و از سمت چپ خود به دو فرشته خویش رو کرده و می­فرمود: « از نزد من دور شوید و مرا با خودم تنها گذارید، پس من برای شما خدا را ناظر می­گیرم که هیچ چیز بر زبان نرانم، تا به سوی شما بازگردم» ( من لا یحضره الفقیه 1 /47)

این بیان اشاره به ناظر محترم دارد تا ما درک کنیم که یکی از ناظران، ملائکه مأمور نوشتن اعمال هستند که همیشه همراه ما هستند و از ما جدا نیستند.

حتی امام اشاره فرمود که اگر دستشویی هم کسی می­رود آنان می­ شنوند و می­ بینند.

*پیامبر (ص) به اباذر فرمود: « خدا بر زبان هر گوینده ای ناظر است، پس هر کس باید اجراء فرمان خدا را در مورد سخنگویی رعایت کند و بداند چه می­گوید. » ( نهج الخطابه 1 /436)

و فرمود: « ای اباذر! بیاموزم به تو کلماتی که بوسیله آنها از دربار الهی بهره مند شوی؟» عرضه داشتم: بلی یا رسول الله. فرمود:« خدا را ناظر بدان و در اطاعت او بکوش به طوری که او را در مقابل خود می­یابی؛ خدا را در هنگام خوشی به خوبی بشناس تا در موقع بلا و سختی تو را بشناسد. » ( نهج الخطابه 1 /446)

*خداوند ناظر به زبان هر گوینده است، بنده باید از خدا بترسد و ببیند چه می­گوید، و همچنین ناظر گوش هر شنونده است، بنده، مراقبت گوش را باید مراعات کند.

وقتی می­گوییم: حق تعالی ناظر است، یعنی او عالم به سرائر و ضمائر بوده و بنده در حضور حق است. بعد از حق تعالی، پیامبر و امیرالمؤمنین و امامان به جمیع عوالم امکانیه احاطه دارند و می­بینند و در طول آنان ملائکه و اولیاء الهی و هر ناظری به اندازه علم و آگاهی که به او داده شده است می­بیند.

امام که مظهر اتمّ صفات، علم و قادریت حق است، هم در حیات و هم بعد از ممات، هر چه را اراده کنند در منظرگاه آنان واقع می­شود. و ملائکه هم هر کدام به نوعی به کار و مأموریتی که خداوند به آنان داده است ناظر و آگاهند و اولیاء الهی هم بالنسبه به عنایتی که از علم و قدرت به آنان عطا شده هر وقت اراده کنند می­بینند.

*در سوره توبه آیه 105 خداوند فرمود: « بگو هر کاری می­خواهید، بکنید که به زودی خدا و پیامبر او و مؤمنان در کردار شما خواهند نگریست و بزودی به سوی دانای نهان و آشکار باز گردانیده می­شوید، پس شما را به آنچه انجام می­دادید آگاه خواهد کرد. »

این مؤمنان در درجه اول منظور مؤمن کامل و آن امام معصوم است و در طول آنها اولیائی که به آنان نزدیک و از مواهب خاص آنان بهره برده اند، می­باشد.

پس ناظر اعمال ما پیامبر و امام هستند و آیاتی که می­فرماید: « خداوند بر شما رقیب است » ( نساء: 1) « برشما شاهد است » ( مجادله : 6) همه جا به معنی مراقب و شاهد می­باشد و مفهوم آن این است که چیزی از او مستور و غائب نیست ( اعراف: 7 )

برای تفهیم این مطلب مصداقی را خداوند در قرآن بیان فرمود: « هیچ گفتگوی محرمانه ای میان 3 تن نیست مگر اینکه او چهارمین آنهاست و نه میان پنج تن، مگر اینکه او ششمین آنهاست و نه کمتر از این عدد و نه بیشتر، مگر اینکه هر کجا باشند خدا با آنهاست » ( مجادله 7 )

« همانا بر خداوند چیزی در زمین و آسمان پوشیده و مستور نیست» (آل عمران : 5 )

هیچ کدام مسئله ای را برای خداوند پنهان نمی ­سازند. نتیجه آن می­شود که خداوند بر همه چیز آگاه است و ما و همه هستی در هر لحظه در محضر خدا هستیم و با تعدد افراد و اعمال و مکانها و زمانها، او همه جا حاضر است و همه چیز را می­بیند و جایی خالی از علم و حضور و نظر او نیست و مقام معیّت، خود دلیل بسیار محکمی است که موضوع نگریستن ناظر به منظور و منظرگاه را ثابت می­کند.

وقتی همه جا هست و می­بیند، دیگر چه کسی می­تواند از کیفر او فرار کند یا کردارش را از او پنهان بدارد؟ چون حکومت مطلقه برای اوست که مالک الملوک بوده و در سرای او چیزی، از دیدگاهش مفقود و مخفی نمی­ ماند.

امروزه دوربین های مخفی که در فرودگاه و کارخانه و راه آهن و ادارات نصب شده، بهترین مصداق ناظریت است و یک نفر پشت کامپیوترِ مادرِ دوربین، نشسته و کارهای کارمندان و واردین و خارجین را به همراه ثبت، نظاره گر است. تازه این کار قطره ای از دریای بی پایان علّام الغیوب اوست، که همه هستی در منظرگاه علم و قدرت و قیومیت اوست.

*دانی، قدرت ندارد عالی را ببیند، خفاش تاب دیدن خورشید را ندارد، بلکه عالی که از مقام والا برخوردار بوده، با علم و قدرتی که دارد، می­تواند دانی را ببیند، البته قابل بودن دانی از شرایط است، چه آنکه در کویر نمک کسی درخت نمی­ کارد، اگر بکارد خشک می­ شود.

ما به شهود درنیافتیم که ما را بالائی ها می­بینند و خرابی کارهایمان جلوی آنها جلوه گر است، اگر ادراک می­کردیم که دائم در معرض نظر هستیم، به نیت و اعضاء و جوارح ما همیشه می­نگرند، پس مواظبت و مراقبت کامل را مرعی می­داشتیم. چقدر بدبخت است کسی که در تصادف شخصی را می­کشد و فرار می­کند و بعد دوربین مخفی ها از او فیلم برمی­دارند و سپس او را دستگیر کرده و به حبس می­برند، بعد در محکمه قاضی جای هیچ انکاری نخواهد بود.

*ما که شیعه امیرالمؤمنین (ع) هستیم اعتقاد داریم، امامان ما را می­بینند و خرابکاری های ما از تحت دیدگاه آنان پوشیده نیست، آنان می­شنوند و می­بینند، اما مظهر رحمت واسعه حق تعالی هستند و در حق ما الطاف بسیار می­نمایند. امیرالمؤمنین (ع) فرمود: « من لسان ناطق و چشم بینندۀ خداوند هستم.» ( بحار الانوار 24 /198)

امام صادق (ع) (درباره امامان ) فرمود: « اینان چشم بینندهِ خداوند، و گوش شنونده و زبان گویای خداوند در میان خلق هستند» ( بحار الانوار 26 /24)

در وهله اول از بالا به پایین، ناظرِ قلب و نیت هستند، هرچند ظاهر گفتار کسی نرم و فروتن نباشد.

ناظر قلبیم، اگر خاشع بُوَد *** گرچه گفتِ لفظ، ناخاضع رَود(مثنوی2 /1760)

زیرا قلب به منزله جوهر است و گفتار، عَرَض محسوب می­شود و عرض تابع جوهر است.

ما زبان را ننگریم و قال را *** ما درون را بنگریم و حال را ( مثنوی 2 /1759)

یعنی خداوند «طبق احادیث مثنوی» صفحه 59 : « خداوند به صورتها و دارایی های شما ننگرد بلکه به دلها و رفتار شما می­نگرد. »

پس دیدن اصلی و اولی، به باطن و دل است، که اگر این منظرگاه پاک و صاف و زلال باشد، واقعاً جای نگریستن می­باشد. شب و روز، برای ناظر حقیقی فرقی ندارد اما شب هنگام، موجودات در نظر بیننده واضح و آشکار نیست. شب هنگام، خیلی چیزها را اشتباه و وارونه نشان می­دهد و هر کسی در تاریکی شب درست نمی­تواند ببیند، پس یک فرق اساسی در ناظران معنوی و ناظران مادی است و آن اینکه، هیچ حجاب و مانعی برای ناظران معنوی نمی­تواند جلوی دید و نظرشان را بگیرد.

پیامبر (ص) فرمود:« هرچند چشمانم به خواب می­رود ولی کی ممکن است که دلم به خواب رود؟!» ( شرح مثنوی اکبر آبادی دفتر 2 /7)

گفت پیغمبر که خُسبد چشمِ من *** لیک کَی خُسبد دلم اندر وَسَن؟( مثنوی 3 /1226)

وسن:چرت

*در حکایت مثنوی آمده است که قاطری به شتری گفت:« چرا من در فراز و نشیب راه به زمین می­خورم و همانند افراد راه گم کرده می­باشم ولی تو در سربالایی و سرازیری و راه باریک خوب می­روی و نمی­افتی؟» شتر گفت « چشم من از چشم تو بیناتر است و علاوه براین از بلندی نگاه می­کنم.»

گفت: چشمِ من، ز تو روشن ترست *** بعد از آن هم از بلندی ناظرست ( مثنوی 3 /1750)

وقتی کسی ناظر واقعی شد پایان گردنه را می­بیند، و راه رفتنش، از روی بصیرت است، لذا خداوند فرمود: « مثل کافران و مؤمنان همچون کوران و کران است، با بینایان و شنوایان، آیا دو گروه با یکدیگر برابرند؟ » ( هود: 24)

بله گاهی رنگ الهی چیزهایی را می­پوشاند و پرده ای وصف ناپذیر بر چشم بیننده می­ افکند.

*خداوند به اقتضای اسم ستّار، بسیاری از قبایح را می­پوشاند، چون اگر مردم باطن یکدیگر را ببینند، از یکدیگر فرار می­کنند، همدیگر را دفن نمی­کنند و به قول مثل معروف، سنگ روی سنگ بند نمی­آید؛ لذا به حکمت الهیه ناظر مطلق با اسم ستّار تجلی می­کند تا با یکدیگر زندگی کنند و تعجیل در عقوبت و کیفر نمی­نماید. و این عدم تعجیل، دلیلی بر رحمت واسعه مقتضی است که سبقت بر خشم او دارد. یکی از مسائلی که در موضوع ما، امروزه رایج شده است و مدعیان دروغین برای دریافت پول و سواری از آدمهای ساده لوح آنرا به کار می­گیرند، این است که می­گویند:« ما برزخ را می­بینیم، شما را از دور می­نگریم، شما زیر ذره بین ما هستید» و امثال این حرف ها که همه یاوه گویی بیش نیست و نباید گول اخبار و ادعاهای آنها را خورد. اگر یک عارف و ولی خدا بخواهد بنگرد به این نوع مسائل اولاً بوق دست نمی­گیرد، ثانیاً به رمز و اشارات به مرید تفهیم می­کند. آنان با نیل به مرتبه شهود، همه وجودشان همچون آینه است که حقایق در او منعکس می­گردد، به عبارت دیگر دلشان ناظر است به آنچه که در باطن رخ داده و خطور می­کند.

*ناظران الهی، چشم دلشان بر اثر ریاضت و مجاهدات باز شده و انوار غیبی بر دل های آنان می­تابد ( تجلی می­کند)

وقتی مریدی غضبناک شده، حرص خورده، بگو مگو کرده، به تلون افتاده، و.... همه را ولیّ خدا که چشم خدایی پیدا کرده می­تواند در صورت ضرورت و لزوم، ببیند و مرید را متذکر شود. این طور نیست که کار اولیاء شبانه روز این باشد.لذا تا ضرورت اقتضا نکند، پلک چشم درون را باز نمی­ کنند، و به غیب گویی و ابراز کرامت، خود را مشغول نمی­ کنند.

  • العبدعلی اکبر